دوات – Telegram
دوات
17.5K subscribers
192 photos
14 videos
315 links
سپهرم. صدام کنین دوات.
شعبه دیگری ندارم.

ادمین تبلیغات @Sepkaism_1
Download Telegram
خدایی اگر هست، رها کنه عالم رو و حافظ تو باشه تو نبودنم.
Forwarded from صادقانه
کاش می‌تونستی چیزایی که برات نوشتم و نفرستادم رو بخونی و منم حرفایی که باید میزدی و نزدی رو می‌شنیدم
Forwarded from مستاجر پلاک ١٢ (hamed)
يه جورى بغلم كن كه تا ابد توى تو گُم بشم و ديگه هيچوقت پيدا نشم.
Forwarded from دِل
کی فکرشو می‌کرد که یه روز دلم انقدر زیاد برای کسایی که دو روزه شناختمشون تنگ بشه؟
بالاخره اتوبوس راه افتاد و صدای تهرانِ نامجو توی سرمه. «دیدی که دختر لر از اینجا رفت، حتا امیر دلخور از اینجا رفت. دل نیز با دلِ پُر از اینجا رفت، من دل‌شکسته‌ام که نمی‌مانم.»
هوای گریه با من،
مزه‌ی عرق با تو.
Forwarded from 1:11 (YeGane)
خوش شانس ترین آدما ،اسپرمایین که ریخته میشن تو فاضلاب.
Forwarded from صادقانه
یادمه بابابزرگم می‌گفت این شهر رو امام رضا نفرین کرده. رضایت بده سید، دهنمون سرویس شده با غمش، شیطونه میگه برگرد همون شهر بزرگه
متاسفانه «افسار پریشونیِ من دست خودم نیست.»
همینه که هست
نه بسته کس به من بس
نه کسته بس به دل من
رها رها رها من
می‌گه تو چرا انقد از شغال‌ها اطلاعات داری.
من بچه‌ی خراسانم عزیزم ما سوغاتیمون شغاله.
یه مادرِ سی و چندساله از جلوم رد شد. توی دست راستش چیپس و پفک‌نمکی، توی دست چپش کیک تولد. امشب چشم‌های خوشحال یه بچه حسابی برق می‌زنن و صبحونه‌ی فرداش باقیمونده‌ی کیک‌شه.
حوصله‌ی پیاده‌روی این دوتا ایستگاه رو نداشتم. کارت اتوبوسم همراهم نبود و داشتم فکر می‌کردم کی می‌ره این همه راه رو که دیدم روی دستگاه بلیت نوشتن: سرویس‌دهی رایگان. به مناسبت روز رانندگان!

خب، مرسی.
حالا یه میلیون‌دلار.
خورشید یه جوریه انگار تو بغل آسمونه.
ولی دوره. خیلی دوره.
باد
هانی نیرو
از رفیقم زهرا. که فرشته‌ست و لباس آدم پوشیده. خیال کرده ما نمی‌فهمیم!

#گوش‌دوات
مامان پشت تلفن پرسید «چی شد؟»
گلودرد نذاشت جواب بدم. منتظر موند.
دید ساکتم، گفت: «عیبی نداره.»
مامان ماهیچه‌ی توی سینه‌م یه جوری شکسته و فرو ریخته که دکتر هرجای بدنم گوشی بذاره، توی گوشش می‌تپه. ولی به جاش امشب لوبیاپلو درست می‌کنم که خیالت راحت باشه غذا می‌خورم، پس خوبم.
واقعیتش رو بخواین زیادی تو زندگیم سرک میکشین و امشب انقد 🤏 فاصله دارم با پاک کردن دوات.
لالایی. لالایی.. لا..لا..لا..
Forwarded from صادقانه
«بریم یه نخ سیگار بکشیم» همون
«با من دوست میشی» بچگیامونه
چهره‌ی ظریف و زنانه‌ای داره. موهای لخت بلندش ریخته روی صورتش. شعله‌ی فندک قویه و چیزی نمونده بگیره به طره‌ی موهاش. سرش رو می‌کشه عقب. یکی می‌پرسه: «موهات زیادی بلنده، مدرسه نمی‌ری مگه؟»
کام می‌گیره و می‌گه: «اخراجم کردن.»
توی دفترچه خط مشی فصل دوم رو می‌نویسم. دریدا به هوسرل رسید و مکث کرد. پسرک توی کافه می‌گه: «می‌خوام وقتی بزرگ شدم کار تو رو داشته باشم.» می‌پرسم: «مگه می‌دونی من چی‌کاره‌م؟» می‌گه «نه.» به آینده‌ش فکر می‌کنم. به اینکه وقتی به من برسه، من دیگه سال‌هاست که تخت خوابیدم.
وایمیسته روبروم. سرش رو می‌گیره بالا و می‌گه: «یا حضرت عباس، قدت به سقف می‌رسه.»
قد من ۱۶۷ئه.
تنهایی که اذیتتون کرد،
رزماری و سیرِ تازه بزنین به املت.

بعد صرف غذا بخونین:
خواهش می‌کنم. قابلی نداشت. :)