ضعف، نیازمند زمانه! دیگه ندارم متاسفانه.
وگرنه منم یه نصف روز رو حداقل میذاشتم واسه دلتنگی و بگایی و کلهی خراب و چسناله از نبودنت.
وگرنه منم یه نصف روز رو حداقل میذاشتم واسه دلتنگی و بگایی و کلهی خراب و چسناله از نبودنت.
هرجا دیدی حالت خوش نیست و رفقات میپرسن چی شده «باز»؟ به قول کافرا that's your cue که خودت رو جمعوجور کنی دیگه.
Forwarded from That guy over there!
یکی منو ببره به دهه ۹۰ میلادی. اول دهه. لندن یا توکیو لطفا!
دوات
خیلی چیزها رو نمیدونم، اما از یه چیز مطمئنم: همسر آیندهم، جذابترین مادرِ دنیاست.
البته قبلش با امیرلطیفی قطع ارتباط میکنیم.
Forwarded from پلی لیستمان. (Amir Amirlatifi)
خدا هیچ مسلمانی را محتاج میلف مردم نکند.
معنی توی رنج دیروزت نیست رفیق.
توی همون دستهاییه که میگیرنت وقتی صندلیت کلهپا میشه تو گذشته.
توی همون دستهاییه که میگیرنت وقتی صندلیت کلهپا میشه تو گذشته.
دیروز یکی از این اتوبوس توریستی گندهها بوقزنان رد شد از صیاد شیرازی. بوقش شبیه بوق کشتی بود. یه لحظه یادم رفت مشهد دریا نداره. رفتم انزلی. رفتم روی پل غازیان. رفتم بلوار. رفتم دهکده. رفتم تالاب و هنوز برنگشتم.
داشتم فکر میکردم چاوشی غمگینتره یا رستاک، یادم افتاد رستاک تو یکی از آهنگهاش میگه: «فقط چاوشی گوش میکرد و من، به محسن شدیداً حسودیم شد!» جوابم رو گرفتم.
ولی جدا معشوق این قصه رو باید برد تراپی.
پارتنرش رستاکه، خوانندهی محبوبش چاوشی.
ولی جدا معشوق این قصه رو باید برد تراپی.
پارتنرش رستاکه، خوانندهی محبوبش چاوشی.
اگه گوشی رفیق پسرتون رو گرفتین و تصویرش افقی شد یهو، گوشی رو پس بدین، یکی بزنین پس گردنش و برین دستاتون رو بشورین. اتفاقاً هم شما میدونین چرا زدین، هم اون میدونه چرا خورده!
تو اگه بدونی من واقعا چه حالیام و چه جوری سر پا موندم، آب که هیچی، یه شیشه شراب اصل بوردوی فرانسه هم دستت باشه میذاری زمین میای بغلم میکنی.
صبحها که میزنم بیرون گورخر پر نمیزنه، ولی امروز ساعت ۶:۳۰ دیدم کافهی سبحان بازه. داده دست شاگرد و براش ساعت کار ۵:۳۰ (امروز خواب مونده بود.) تعیین کرده اما از اون بهتر، یه آبنمای کوچیک گذاشته کنار کافه و توی آبش دوغ آبعلی چیده. قهوهت که آشغال شده ولی دوغ حلالت. :)))