خب ظاهراً امروز یه خداحافظی بسیار احساسی در پیش دارم ولی زندگی همینه و آدمها همه مسافرن.
Forwarded from مَرد سانفرانسیسکویی
تو حاضر نیستی بدون عشق و فقط بهخاطر پول با کسی ازدواج کنی، اما حاضری به خاطر پول وارد کاری بشی که بهش عشقی نداری. چرا؟ اینکه به خاطر پول باهات مثل یک حیوان رفتار کنن حس خوشایندی بهت میده؟ گیرم که به خاطر پول تن دادی و به همهچیزم رسیدی، تهش چی؟ بوی تعفن عشق نداشته خفهات نمیکنه؟ اینکه میبینی همهچی داری جز عشق، حس مرگ بهت نمیده؟ واقعا اونروز دوست نداری به خاطر تمام چیزهای داشته و عشق نداشته بمیری و تموم شی؟ همونطور که همهچیز زیبایی نیست، همهچیز دوست داشتن نیست، همهچیز پول هم نیست. پول فقط تسهیلکنندهست. فقدان عشق نداشته رو برات پُر نمیکنه. نمیتونی به یک دختر پول بدی و ازش بخوای عاشقت باشه. چون خوب میدونی این عشق عشق نیست، همهچیز اَداست، فقط بهخاطر پول. انسان بیعشق انسان مُردهست. مثل جسمی که فاقد روحه. به هیچ انگیزه و هیچچیز کاملی. اگر چیزی رو نداشته باشی که براش بمیری، همون چیز نداشته تورو از درون میکشه و تمومت میکنه. جوری که انگار هرگز وجود نداشتی.
Forwarded from متَّکی به خود
استیجی که توشم شامل هیچ حسی نمیشه، به این صورت که دارم از خلا خفه میشم و دلم میخواد جاش افسرده باشم تا فقط یه چیزیو حس کنم؛ بالاتر از سیاهی که میگن همینه قریب به یقین.
Forwarded from José's Notes.
تیمی که پارسال رزومه فرستادم اصلا سین نکرد امسال شده همکارم. دنیا کوچیکه.
قفسهی ثابت کنجِ کتابفروشی قدیمی که یه زمانی قدم بهش نمیرسید، حالا پر کتابهای خودمه. دنیا کوچیکه.
امشب انقدر احساس تنهایی میکنم که میخواستم به راننده اتوبوس بگم نمیای بالا یه چایی بخوریم؟
میگه آقای فلانی «بله» نصب کنید در تماس باشیم. عزیزم احتمال اینکه بنده تغییرگرایش بدم و بعد از دو بار گل چیدن و گلاب آوردن، سر سفرهی عقد به شما «بله» بگم بیشتر از نصب کردن این بدافزار کذاییه.
حافظ هم بیاعصاب بوده ها. مرگ رقیب چیه مرد؟! ولت میکردن اسید هم میپاچیدی رو صورت معشوق لابد!