دوات – Telegram
دوات
17.5K subscribers
192 photos
14 videos
316 links
سپهرم. صدام کنین دوات.
شعبه دیگری ندارم.

ادمین تبلیغات @Sepkaism_1
Download Telegram
ولی هیچ انیمه‌ای رو، دقت کنید: هیچ انیمه‌ای رو ندیدم به اندازه‌ی انیمه سریالی Yuru camp حال خوب کن و آرامش‌بخش باشه.
تو دوراهی رفتن یا نرفتن به جمعی هستم که یک ماه و نیمه من رو ندیدن. عجیبه ولی توی همین مدت کوتاه خیلی تغییر کردم. یکی از اساسی‌ترین تغییرهام بی‌میلیم به جمع‌هاست.
احساس می‌کنم روزگار دوباره برام سیلابس بسته و ترم جدید داره شروع می‌شه.
پاره‌م. یه جوری پاره‌م انگار تن و روان و قلبم با زانو سر خوردن روی فرش ایرانی. قطعا یه پینه‌ی سرزانویی طرح جمجمه و خفن پیدا می‌کنم واسه این پارگی تا فردا. ولی آخ که زخمش حالاحالاها می‌سوزه اون زیر.
Ways to make a person fall in love with you:

Don't.
That shit ain't mandatory.
Don't make a fool out of yourself.
چیزی که درون توئه بهت آسیبی نمی‌زنه،
مگر اینکه تو بهش این اجازه رو بدی.
غم از فقدان میاد. فقدان تا به وصال نرسه آروم نمی‌گیره. وصال تو گاهی شاید پذیرش فقدانه.
Obliviate.
حرف نمی‌زنم،
صدام اعدام شد.
بالاخره منفجر شدم.
ظاهراً اسم فرشته‌‌ای که مسئول روابط عاطفی انسان‌هاست راگول‌ـه. البته که برای من گاگوله.
بیست‌سالگی‌ها را نمی‌شود جمع کرد. بوسه‌ها و آغوش‌ها و اشک‌ها و عشق‌ها را ذبح کرده‌ و در هم آمیخته‌ و چون چهار مرغ سلیمان بر سر کوه‌هایی نهاده‌اند که دیگر زیر سایه‌ی سیاه سی سالگی، فوران نخواهند کرد.
من پیامبر نیستم. لاشه‌های درهم روی قله‌ها خواهند پوسید. من سوارم. خواهم رفت و خواهی خواند: رفت آن سوار، کولی، با خود تو را نبرده.
فصل سوم پایان‌نامه رو تموم کردم. ۴۲ صفحه رو در دو هفته نوشتم. روزها اگه سرد می‌شد بغل من گرم بود و با باقالی و گل‌پر میومدم. حالا این شهر جهنمه و می‌دوئم تا سرد کنم.
وِلَم بده. قِلَم بده. بذار برم.
این آدم‌های معمولی مترو و اتوبوس، دل و جانِ کسی هستند.
زندگیم خلاصه شده توی مرور مثلث کار، درس، ورزش‌. هرچه زودتر مربعش نکنم برمودا می‌شه. غرق می‌شم.
جلسات.
می‌گم شما که تا آخرش دیدی، اسپویل کن ببینیم چی بود بالاخره اون أَعْلَمُ که فرشته‌هاش ما لا تَعْلَمُونَ؟
It's Foggy Today
Evgeny Grinko
اتفاقاً زندگیم خیلی هم انیمه‌ایه. فقط از اون انیمه خسته‌هاست. شب‌های خاکستری یک اتوبوس در توکیو (مثلا!)، مرد جوان پیشانی چسبانده به شیشه که در فکر نودل شامش است. پاره، تنها، با طراحی چهره‌ی سیاهی لشکر.
Azin Shakhe be oon Shakhe
Ali Azimi
چقدر این آهنگ منه. چقدر منه.
چقدر این آهنگ، همه‌ی شاخه‌هاش منه.
دوست نداشتم اینجا باشم این روزا.