دلم میخواد یه غلتک از بین دوتا کتفهام رد شه. فقط اینطوریه که روزی دوازده ساعت نشستن پشت سیستم رو میشه ماساژ داد.
Forwarded from مَرد سانفرانسیسکویی
شد شد نشد؟ یککاریش میکنیم دیگه. چایت را بنوش.
کارفرمام میگه: «یه هفته مرخصی خیلیه. معلوم نیست داری چیکار میکنی. لینکدینت هم که فعال شده!»
همین روزهاست که بعد جلسه بگه اکی شب خوش
همین روزهاست که بعد جلسه بگه اکی شب خوش
باد و بارون امروز، تازه آرامش پیش از طوفان فردامونه عزیزم. از کنارِ من جُم نخور. میرسیم.
وقتی به اون تصویر ایدهآل از زندگی آینده رسیدی، نمیبینیش و داری تصویر ایدهآل از آیندهی بعدی رو متصور میشی. احتمالاً به همین ترتیب ادامه داره تا جایی اطراف هشتاد سالگی که میفهمیم زندگی تماماً مسیره و تنها یک مقصد داره در ایستگاه مرگ.
یه چیزی هم در مورد دوستیهای ۲۰ تا ۲۵ سالگی بگم: شما friends میبینی و خوشحال، اکیپ میسازی، آنچه تحویلت میشه معمولاً یه گله لاشخوره که منتظرن با پارتنرت کات کنی.
البته استثنا هم هست.
ولی خب لاشخور هم هست.
البته استثنا هم هست.
ولی خب لاشخور هم هست.
اما به طور کل، زندگی با تو، طعم گوجه فرنگی و ریحان تازه میدهد با پنیر و نان تنوری داغ. صرف شود در ایوان خانهی یک کشاورز، رو به زمین سبزش.
کاری که از هشت ساعت، چهار ساعتش چشمتوچشم و فیستوفیس و تکبهتک با کارفرما میگذره کار نیست. مرگه. مرگ.
صدم ثانیه قبل از جلسه یه ماسک لبخند و خنده به جوکهای بیمزهی رئیس میکشم روی صورتم و صدم ثانیه بعد از جلسه میندازمش دور.
Forwarded from دوات
جای عجیبی از زندگیمم. از اینجایی که من وایستادم، میشه تمام اشتباهات گذشتهم رو با کوچکترین جزئیات دید. چشمانداز آینده مبهمه ولی فراز و فرودش قطعیه. انگار عین بچگیام رفتیم کوه و سرم گیج میره و باید دست برادر یا پدرم رو بگیرم اما برادرم منم. پدرم منم. هر بزرگتری که روزی دلم به بودنش گرم بوده، منم.
باز بوی تغییر میاد توی زندگیم و باز انگار یکی گلوی منو گرفته و نمیذاره نفس بکشم. از بیستسالگی دویدم و دیگه واینستادم. پهلوهام تیر میکشن. شقیقههام تیر میکشن. ریههام تیر میکشن. کجاست مادر. کجاست گهوارهی من؟
هیچوقت فکر نمیکردم پیام «شام درست میکنم، بیرون چیزی نخوری.» انقدر قلبم رو آب کنه.
Forwarded from من یافارم|
یه بار که پیشت بودم، سرمو میذارم روی پاهات. انگشتاتو ببر لای موهام! سرمو باز کن و هرچی فکر سیاه و خاکخوردهست رو از توی مغزم بکش بیرون.