قطعات معروف معمولاً اجراهای زیادی خواهند داشت. یکی از بهترین اجراهای The Planets به LPO (London Philharmonic Orchestra) نسبت داده میشه که یکی به رهبری Jurowski بوده و در پایین اجراهاش رو آوردهام. اجرایی که در پست وبلاگ لینک دادهام مربوط به MSO (Montreal Symphony Orchestra) و به رهبری Dutoit بود که از دیگر اجراهای خوب محسوب میشه.
I. Mars
II. Venus
III. Mercury
IV. Jupiter
V. Saturn
VI. Uranus
VII. Neptune
#Art
I. Mars
II. Venus
III. Mercury
IV. Jupiter
V. Saturn
VI. Uranus
VII. Neptune
#Art
YouTube
The Planets Suite, Op. 32: I. Mars
Provided to YouTube by harmonia mundi
The Planets Suite, Op. 32: I. Mars · Vladimir Jurowski · London Philharmonic Choir · London Philharmonic Orchestra · Neville Creed
Holst: The Planets
℗ London Philharmonic Orchestra Ltd.
Released on: 2010-10-01
Artist:…
The Planets Suite, Op. 32: I. Mars · Vladimir Jurowski · London Philharmonic Choir · London Philharmonic Orchestra · Neville Creed
Holst: The Planets
℗ London Philharmonic Orchestra Ltd.
Released on: 2010-10-01
Artist:…
Social media bombards us with pictures of people who seem to have perfect lives, and there’s a popular misconception that being successful means never making mistakes.
But here’s the truth: No one is perfect, and striving for perfection can actually be harmful to our mental health and well-being.
We’re all separate and unique people with our own imperfections and strengths. So instead of chasing the impossible, let’s embrace our imperfections and learn to be comfortable with who we are—flaws and all.
#Tips
But here’s the truth: No one is perfect, and striving for perfection can actually be harmful to our mental health and well-being.
We’re all separate and unique people with our own imperfections and strengths. So instead of chasing the impossible, let’s embrace our imperfections and learn to be comfortable with who we are—flaws and all.
#Tips
بِهتَر.
تعیینِ انتظارها – یادگیری مهارت رضایت از زندگی رضایت از زندگی هم یه مهارته. لازمه که انتظارم رو از یک موقعیت، روز و برنامه مشخص کنم و سعی کنم «به شکلی واقعبینانه» بیان کنم که توقعی از اون شرایط و نتیجه دارم. کسی که نمیدونه از رابطهی عاطفیش چی میخواد…
قبلاً دربارهی مهارت رضایت از زندگی نوشته بودم. پست دیگری که از پانتهآ وزیری دیدم به همین موضوع مربوطه:
پخشکردن هویت در چیزهای مختلف و خود را فقط در یک جنبه محدودنکردن
اصل صحبت رو از اینجا بخونید.
پخشکردن هویت در چیزهای مختلف و خود را فقط در یک جنبه محدودنکردن
تنوع بخشیدن به هویت باعث میشه وابستگی آدم به هرکدوم از بخشها کم بشه. هرچی وابستگی کمتر باشه آدم تصمیمات بهتری میگیره. برا همین به نظر من اگر میخواهین تصمیمات شغلی بهتری بگیرین وابستگی هویتیتون رو نسبت به شغل متعادل نگه دارین.
اصل صحبت رو از اینجا بخونید.
Telegram
پانتهآ وزیری
توی بیمه یک موضوعی هست به نام diversification. وقتی میگن پورتفولیو رو دایورسیفای کنین یعنی تنوع ریسک رو در پورتفولیو بالا ببرین. یه مقدار ریسک زلزله توی چین پوشش بدین. یه مقدار گرباد توی فلوریدا پوشش بدین. یه مقدار سیل توی اروپا. چرا؟ چون احتمال اینکه در…
بِهتَر.
یکی از ویژگیهای بامزهای که در دوئولینگو مدتی پیش اضافه شده، Diamond Tournament بود که 10 نفر برتر در لیگ دایمند وارد یه دورهی سههفتهای میشن و در صورت موندن توی رقابت، اون تورنمنت رو برنده میشن. یک ماه پیش، دوئولینگو دو چیز جدید و هیجانانگیز (برای من)…
از دیگر آپدیتهای بامزهی دوئولینگو
توهم دانش و اهمیتداشتن
سالها پیش مادر آکادمیکم از استادش نقلقولی میکرد که ارتباط مستقیمی با این موضوع داره: «تو اونقدری که خودت خیال میکنی در ذهن و فکر بقیه نیستی.» آدمها زندگی خودشون رو دارن و پذیرش این موضوع اگرچه از یک زاویه دید میتونه ناراحتکننده باشه، از طرفی میتونه امیدبخش باشه تا رها باشم و به خودم بیشتر از نگاه دیگران توجه کنم.
#Blog no. 38
سالها پیش مادر آکادمیکم از استادش نقلقولی میکرد که ارتباط مستقیمی با این موضوع داره: «تو اونقدری که خودت خیال میکنی در ذهن و فکر بقیه نیستی.» آدمها زندگی خودشون رو دارن و پذیرش این موضوع اگرچه از یک زاویه دید میتونه ناراحتکننده باشه، از طرفی میتونه امیدبخش باشه تا رها باشم و به خودم بیشتر از نگاه دیگران توجه کنم.
#Blog no. 38
دوست داشتم اگر دغدغهی نان نمیداشتم و یا کمتر دغدغهی نان میداشتم، از پروسهی کاریابی و استرسهای شروع به کار برای یک فرد تازهوارد و مشکلاتی که میتونه وجود داشته باشه پادکست ضبط کنم. از راهکارهایی که خودم دارم، کارهایی که انجام میدم، مصاحبه با دیگران و دونستن روشهای اونها و حتی شنیدن صحبتهای افرادی که الان شاید معروف شده باشن ولی در گذشته شبیه به ما بودهان، مشکل داشتهان و اینها چیز عجیبی نیست. حس غریبی داشتن، مشکل رو فقط توی خود دیدن هم از جمله چیزهاییه که به نظرم همه دارن و در عین حال، همه فکر میکنن در این رنج تنها هستن. این کانسپت و مفهوم «تنهانبودن» هم جزو چیزهایی هست که وقتی بهش فکر میکنم، یادم به ویدئوی Nobody is Normal میافته که مدتها پیش دوستی فرستاد. کافیه vulnerabilityها رو برای دوستان (مناسب) به نمایش بذاری، میبینی که بقیه هم از نرمالنبودنها و رنجهاشون سخن خواهند گفت و نه تنها دوستیای عمیقتر خواهی داشت، که رنجی کمتر رو هم به دوش خواهی کشید.
Telegram
Owrsi | اورسی
Nobody is Normal | Childline
بحثِ ازدواج بود. میگفت «وقتی یه رابطهای واقعا کار میکنه، مهم نیست عنوان رسمیش چیه حقیقتا.»
خیلی بیراه هم نمیگفت. درگیر برچسبها و عنوانها شدن میون این همه داستانی که داریم، شاید عاقلانه نباشه.
خیلی بیراه هم نمیگفت. درگیر برچسبها و عنوانها شدن میون این همه داستانی که داریم، شاید عاقلانه نباشه.
میگفت «اگه اونقدری معروف نیستی که راجع بهت کتاب بنویسن، آدمها از طریق خودت و مشاهده رفتارهات هست که میتونن تو رو بشناسن.»
فردی که درب شخصیت درونی و خودش رو مثل یه قلعهی محکم میبنده، وارد شدن دیگران رو مشکل میکنه و سختکردن ارتباط رفتاری سمی و نابالغه.
گرچه شاید ما توی محیطی بزرگ شده باشیم که زیاد بهمون یاد نداده باشن احساسات مختلفمون رو شفاف بیان کنیم، اما شنیدن چنین صحبتهایی بهم یادآوری میکنه که راه شناختهشدنم توسط دیگران از خودم عبور میکنه و بقیه جادوگر نیستن یا علم غیب ندارن. این ضعف منه و مهارت communicateکردنه که باید تقویت بشه.
فردی که درب شخصیت درونی و خودش رو مثل یه قلعهی محکم میبنده، وارد شدن دیگران رو مشکل میکنه و سختکردن ارتباط رفتاری سمی و نابالغه.
گرچه شاید ما توی محیطی بزرگ شده باشیم که زیاد بهمون یاد نداده باشن احساسات مختلفمون رو شفاف بیان کنیم، اما شنیدن چنین صحبتهایی بهم یادآوری میکنه که راه شناختهشدنم توسط دیگران از خودم عبور میکنه و بقیه جادوگر نیستن یا علم غیب ندارن. این ضعف منه و مهارت communicateکردنه که باید تقویت بشه.
اصطلاح «بدنت رو بساز»، «بریم بدن رو توی باشگاه بسازیم» و امثال این موردها از چیزهایی هست که طی دو روز اخیر چندبار شنیدمش. قبلا دربارهی تفاوت تناسب اندام و سلامت نوشته بودم و به نظرم یادآوریش میتونه مفید باشه. در عین حال، هدف نوشته فعلی این نیست که تلاش در جهت بهبود فیزیک بدنی و سلامت جسمانی رو زیر سوال ببره. قویکردن عضلات بدن مشکلاتی مثل درد کمر و زانو و یا ضعف عضلانی در سنین بالاتر رو کمتر میکنه و کسی که به جهت اهمیت به سلامت جسمی خودش سراغ ورزش میکنه و عادتش رو حفظ کرده بسیار قابل تحسینه.
اما موضوع اینجاست که «فقط» به جنبهی ظاهری فکرکردن با افتادن از یک طرف بوم فرقی نداره. منظور این نیست که میزان زمان دقیقا یکسانی برای هر دو فعالیت در نظر گرفته بشه، بلکه تاکید بر روی جنبهای هست که کمتر دیده میشه. کسی که تونسته به شکلی منظم خودش رو در زمینهی روابط اجتماعی و عاطفیش Educate کنه و عادتش رو به نحوهای مختلف حفظ کرده، حتی بیشتر از کسی که به سلامت جسم اهمیت میده قابل تحسینه.
پند اخلاقی ماجرا برای من چیه؟ در دام trendهای اخیر و فشار جامعه مبنی بر «ساختن بدن» نیافتم و حواسم باشه جنبهای به همون اندازه مهم (اگر نگم مهمتر) وجود داره که باید بهش رسید. کسی که «تنها» روی ویترین بیرونیش کار میکنه، به body countش افتخار میکنه و نگاهی کالایی داره و دنیا رو در همین حیطه محدود میبینه، نه تنها آدم امنی نیست که خطرناک هم به حساب میآد.
اما موضوع اینجاست که «فقط» به جنبهی ظاهری فکرکردن با افتادن از یک طرف بوم فرقی نداره. منظور این نیست که میزان زمان دقیقا یکسانی برای هر دو فعالیت در نظر گرفته بشه، بلکه تاکید بر روی جنبهای هست که کمتر دیده میشه. کسی که تونسته به شکلی منظم خودش رو در زمینهی روابط اجتماعی و عاطفیش Educate کنه و عادتش رو به نحوهای مختلف حفظ کرده، حتی بیشتر از کسی که به سلامت جسم اهمیت میده قابل تحسینه.
پند اخلاقی ماجرا برای من چیه؟ در دام trendهای اخیر و فشار جامعه مبنی بر «ساختن بدن» نیافتم و حواسم باشه جنبهای به همون اندازه مهم (اگر نگم مهمتر) وجود داره که باید بهش رسید. کسی که «تنها» روی ویترین بیرونیش کار میکنه، به body countش افتخار میکنه و نگاهی کالایی داره و دنیا رو در همین حیطه محدود میبینه، نه تنها آدم امنی نیست که خطرناک هم به حساب میآد.
Telegram
بِهتَر.
وقتی از سلامت حرف میزنیم، اولین چیزی که به ذهن عموم افراد میرسه فردی با تناسب اندام و اهل ورزشه. این درحالی هست که تناسب اندام (fitness) و سلامت (health) دو مفهوم جدا هستن که با هم اشتباه گرفته میشن. از اینجا بخونید.
#Blog no. 14
#Blog no. 14
ایدهی outgrow از دوستان میتونه حس بیعاطفه بودن به ما بده. چونکه وقتی یکی «دوست» ما محسوب میشه، آیا اخلاقی نیست که همیشه دوست باشیم؟
تصور کنید که برای مدتی به فردی بسیار نزدیک بودهایم و حضور اون زندگی ما رو تغییر داده؛ در کنار اونها چیزهای زیادی رو یاد گرفتهایم که به ما اجازه داده در جنبههای متنوعی رشد کنیم و به سطح جدیدی برسیم. اما شاید ما چیزهایی که باید رو در کنارشون یاد گرفته باشیم، الان در وضعیت متفاوتی باشیم و با مشکلاتی جدید مواجه شده باشیم.
ایدهی عبورکردن از چیزها در دیگر جنبههای زندگی منطقی به نظر میرسه. یک پیانیست ممکنه در ابتدای مسیر یادگیری دبیری بسیار عالی داشته باشه که استعدادش رو پرورش داده و در شکلگیری سلیقهاش بهش کمک کرده باشه. اما پس از موفقیت معلم، اون شاگرد احتمالاً مثل سابق نیازی به معلمش در ادامهی مسیر نخواهد داشت. اگرچه احتمالا اونها همیشه یکدیگر رو محترم بشمارن، اما هر دو میدونن که باید ادامهی مسیر رو در جایی دیگه جستوجو کنن.
به همین شیوه، احتمال داره که ما از دوستی outgrow کنیم؛ دوستی که به کمک مهارتهاش به بخش گمشدهای از زندگیمون پاسخ دادهایم. درست مثل کودکی که در ۲۵سالگی دیگه نیازی نداره تا والدینش همیشه کنارش باشن. نه به این خاطر که والدینش به اندازهی کافی خوب نبودهان، بلکه دقیقا به این خاطر که وظیفهشون رو تا حدی زیادی خوب انجام دادهان و توسط فداکاری و تواناییهاشون، به فرزندشون کمک کردهان تا رشد کنه.
ما میتونیم عمیقا از اینکه زمانی یک شخص در مرکز زندگیمون بوده خوشحال باشیم. ممکنه که همیشه اونها رو دوست بداریم، اما نه نسبت به خودمون و نه اونها عادلانه رفتار کرده باشیم اگر که در عین حال، نپذیریم که گاهی چیزها میتونن تغییر کنن و باید بهشون اجازه داده بشه که عوض بشن.
تصور کنید که برای مدتی به فردی بسیار نزدیک بودهایم و حضور اون زندگی ما رو تغییر داده؛ در کنار اونها چیزهای زیادی رو یاد گرفتهایم که به ما اجازه داده در جنبههای متنوعی رشد کنیم و به سطح جدیدی برسیم. اما شاید ما چیزهایی که باید رو در کنارشون یاد گرفته باشیم، الان در وضعیت متفاوتی باشیم و با مشکلاتی جدید مواجه شده باشیم.
ایدهی عبورکردن از چیزها در دیگر جنبههای زندگی منطقی به نظر میرسه. یک پیانیست ممکنه در ابتدای مسیر یادگیری دبیری بسیار عالی داشته باشه که استعدادش رو پرورش داده و در شکلگیری سلیقهاش بهش کمک کرده باشه. اما پس از موفقیت معلم، اون شاگرد احتمالاً مثل سابق نیازی به معلمش در ادامهی مسیر نخواهد داشت. اگرچه احتمالا اونها همیشه یکدیگر رو محترم بشمارن، اما هر دو میدونن که باید ادامهی مسیر رو در جایی دیگه جستوجو کنن.
به همین شیوه، احتمال داره که ما از دوستی outgrow کنیم؛ دوستی که به کمک مهارتهاش به بخش گمشدهای از زندگیمون پاسخ دادهایم. درست مثل کودکی که در ۲۵سالگی دیگه نیازی نداره تا والدینش همیشه کنارش باشن. نه به این خاطر که والدینش به اندازهی کافی خوب نبودهان، بلکه دقیقا به این خاطر که وظیفهشون رو تا حدی زیادی خوب انجام دادهان و توسط فداکاری و تواناییهاشون، به فرزندشون کمک کردهان تا رشد کنه.
ما میتونیم عمیقا از اینکه زمانی یک شخص در مرکز زندگیمون بوده خوشحال باشیم. ممکنه که همیشه اونها رو دوست بداریم، اما نه نسبت به خودمون و نه اونها عادلانه رفتار کرده باشیم اگر که در عین حال، نپذیریم که گاهی چیزها میتونن تغییر کنن و باید بهشون اجازه داده بشه که عوض بشن.
Stressed Out
Twenty One Pilots
I'm not used to listen to it that much, but I learned this from my roommates and classmates in university.
اضطراب و استرس دربارهی یک موضوع، تلاش برای حل مشکل و حذف اضطراب و استرس، با انجام کاری که خودش اضطراب و استرسی جدید ایجاد میکنه.
بزرگسالی، تغییر نوع مشکلات با عبور از یک دوره به دورهای دیگه.
اضطراب و استرس دربارهی یک موضوع، تلاش برای حل مشکل و حذف اضطراب و استرس، با انجام کاری که خودش اضطراب و استرسی جدید ایجاد میکنه.
بزرگسالی، تغییر نوع مشکلات با عبور از یک دوره به دورهای دیگه.
Used to dream of outer space,
but now they're laughing at our face saying
"Wake up, you need to make money"
بِهتَر.
اپیزود دوم از آخرین فصل مستند Chef's Table دربارهی فردی بود که حتی ساعت ۴ صبح تونست هیجانزدهام کنه. آدمی که قبل از ورود به رستوران برای مشتریها شراب سرو میکنه، با همه handshake میکنه، رفتار fancyای نداره و بدونِ egoی بادکرده، خودش رو یه قصاب معرفی میکنه…
حالا که بعد از مدتها در Instagram چیزی نوشتهام و به آشپزی مربوط میشه، گفتم شاید بهتر باشه تا اینجا هم کمی بنویسم.
اگر علاوه بر غذا و آشپزی به هنر هم علاقه دارید، Chef's Table برای شماست. پس از محبوبیت سری اصلی، چند Spin-off دربارهی پیتزا، شیرینی و باربکیو ساخته شده که به زیبایی سریال اصلی هستند و حتی با توجه به داشتن یک محوریت خاص، شاید بشه گفت زیباترن. (من تا به حال فقط سری مربوط به پیتزا رو دیدهام.)
وقتی از پیتزا حرفی زده میشه، اولین کشوری که در خاطرمون میآد ایتالیا و نگاهی سنتی به پیتزاست. اما نه دنیا محدود هست و نه باید ذهن رو محدود کرد. در این مجموعه شاهد پیتزاهایی از نقاطی دور از هم در کره زمین و در دنیاهایی متفاوت خواهید بود.
اگر علاوه بر غذا و آشپزی به هنر هم علاقه دارید، Chef's Table برای شماست. پس از محبوبیت سری اصلی، چند Spin-off دربارهی پیتزا، شیرینی و باربکیو ساخته شده که به زیبایی سریال اصلی هستند و حتی با توجه به داشتن یک محوریت خاص، شاید بشه گفت زیباترن. (من تا به حال فقط سری مربوط به پیتزا رو دیدهام.)
وقتی از پیتزا حرفی زده میشه، اولین کشوری که در خاطرمون میآد ایتالیا و نگاهی سنتی به پیتزاست. اما نه دنیا محدود هست و نه باید ذهن رو محدود کرد. در این مجموعه شاهد پیتزاهایی از نقاطی دور از هم در کره زمین و در دنیاهایی متفاوت خواهید بود.
People feel like there are actual limits in pizza. Pizza is the expression of pizza maker. Everyone should explore that for themselves.