فصل سوم از سریال Solar Opposites هم اومده و اگر از علاقهمندان به Rick and Morty هستین، احتمالاً این اثرِ Justin Roiland گزینهی مناسبی هست که تا سپتامبر کمی سرگرم بشین.
داستان این سریال دقیقاً برعکس ریکنمورتی هست و به جای اینکه کاراکترها از کرهی زمین به سیارهها و ابعاد دیگه برن تا ماجراجویی کنن، Korvo و دیگر کاراکترها از سیارهشون(Planet Shlorp) به زمین اومدهان و در هر قسمت شاهد ماجراجویی چند فضایی در کرهی زمین هستیم. تماشای کشفکردن انسانها توسط موجودات فضایی و البته داستانِ موازیای که در The Wall پیش میره سرگرمکنندهاس و در عین حال از زوایای مختلفی به انسانها نگاه میکنه که برای من قابلتأمله.
داستان این سریال دقیقاً برعکس ریکنمورتی هست و به جای اینکه کاراکترها از کرهی زمین به سیارهها و ابعاد دیگه برن تا ماجراجویی کنن، Korvo و دیگر کاراکترها از سیارهشون(Planet Shlorp) به زمین اومدهان و در هر قسمت شاهد ماجراجویی چند فضایی در کرهی زمین هستیم. تماشای کشفکردن انسانها توسط موجودات فضایی و البته داستانِ موازیای که در The Wall پیش میره سرگرمکنندهاس و در عین حال از زوایای مختلفی به انسانها نگاه میکنه که برای من قابلتأمله.
Did you know music could help you find your way out of feelings you can’t seem to shake?
Music can be an effective tool for stress relief and mood regulation. In fact, when you hear music, your brain triggers a release of dopamine, a neurotransmitter that makes you feel happy.
Music has the power to transport us to another time and place.
#Tips no. 3
Music can be an effective tool for stress relief and mood regulation. In fact, when you hear music, your brain triggers a release of dopamine, a neurotransmitter that makes you feel happy.
Music has the power to transport us to another time and place.
#Tips no. 3
زمانی که داشتم متن بالا رو میخوندم، یادم افتاد به یکی از لینکهایی که دوستی ازش صحبت کرده بود و من هم جایی نگه داشتم تا بهش سر بزنم(میتونید از اینجا بخونیدش). متصلکردنِ اطلاعات قبلی و جدید و ایجاد یک شبکهی اطلاعاتی که مطالب قبلی و جدید رو با هم مخلوط میکنه و ازش اطلاعات جدید میسازه، برای من دلنشین و در عین حال کاربردیه.
خلاصهی اون سایت به این مضمون هست:
Music can help us reconcile our conflicted emotions when making choices and can assist in overcoming cognitive dissonance.
نویسندهی اون پست، با نقلقولهایی از فلاسفه دربارهی موسیقی متنش رو شروع میکنه، دربارهی cognitive dissonance حرف میزنه و در ادامه از چند آزمایش بر روی تأثیر موسیقی مثال میزنه و در نهایت اشاره میکنه که
While language splits the world into detailed, distinct pieces, music unifies the world into a whole.
حین خوندنش به این فکر میکردم که چهقدر تأثیر نوع موسیقی میتونه مهم باشه. اگر موسیقیای که میتونه تا این حد بر روی ما تأثیر بذاره با ابتذال آمیخته شده باشه و محتوای زرد و آسیبزننده داشته باشه، احتمالاً به همونقدر به ذهن و روحیه و تصمیمهای ما آسیب میزنه.
خلاصهی اون سایت به این مضمون هست:
Music can help us reconcile our conflicted emotions when making choices and can assist in overcoming cognitive dissonance.
نویسندهی اون پست، با نقلقولهایی از فلاسفه دربارهی موسیقی متنش رو شروع میکنه، دربارهی cognitive dissonance حرف میزنه و در ادامه از چند آزمایش بر روی تأثیر موسیقی مثال میزنه و در نهایت اشاره میکنه که
While language splits the world into detailed, distinct pieces, music unifies the world into a whole.
حین خوندنش به این فکر میکردم که چهقدر تأثیر نوع موسیقی میتونه مهم باشه. اگر موسیقیای که میتونه تا این حد بر روی ما تأثیر بذاره با ابتذال آمیخته شده باشه و محتوای زرد و آسیبزننده داشته باشه، احتمالاً به همونقدر به ذهن و روحیه و تصمیمهای ما آسیب میزنه.
Neuroscience News
How Music Helps Resolve Our Deepest Inner Conflicts
Music can help us reconcile our conflicted emotions when making choices and can assist in overcoming cognitive dissonance.
بِهتَر.
زمانی که داشتم متن بالا رو میخوندم، یادم افتاد به یکی از لینکهایی که دوستی ازش صحبت کرده بود و من هم جایی نگه داشتم تا بهش سر بزنم(میتونید از اینجا بخونیدش). متصلکردنِ اطلاعات قبلی و جدید و ایجاد یک شبکهی اطلاعاتی که مطالب قبلی و جدید رو با هم مخلوط…
And the more diverse, differentiated emotions we possess, the more well-founded our decisions become.
زمانهایی که نمیتونم به هر دلیلی بخوابم، سعی میکنم به جای چرخزدن در شبکههای اجتماعی و یا binge watchکردن در YouTube، به برنامههام فکر کنم و mental rehearse داشته باشم. در صورتی که نخوابیدنم بیشتر طول بکشه، بسته به میزان تمرکز ذهنیم از فیلم و سریال و رمان و بازی کمک میگیرم.
نتیجهی بیخوابی شبی که الان صبح شده، این بود که بازی Tiny Bang Story رو تموم کردم. یه بازی کوتاه به سبک Click Adventure که با پیداکردن قطعات خواسته شده و حل پازلها و معماها جلو میره.
طی جمعکردن قطعات پازل تصویر ناقصی که در ابتدا دارین مرحله به مرحله کامل میشه. همهی مراحل و کاراکترها در انتها نمایش داده میشن تا در صورت تمایل، مجدداً بازی بشن.
#Game
نتیجهی بیخوابی شبی که الان صبح شده، این بود که بازی Tiny Bang Story رو تموم کردم. یه بازی کوتاه به سبک Click Adventure که با پیداکردن قطعات خواسته شده و حل پازلها و معماها جلو میره.
طی جمعکردن قطعات پازل تصویر ناقصی که در ابتدا دارین مرحله به مرحله کامل میشه. همهی مراحل و کاراکترها در انتها نمایش داده میشن تا در صورت تمایل، مجدداً بازی بشن.
#Game
حالا که بحث بازی شد، در همین سبک من اخیراً بازی Tiny Room Stories Town Mystery رو بازی کردم؛ داستان کارآگاهیه که ۱۰ سال با پدرش صحبت نکرده ولی نامهای ازش دریافت میکنه که پدرش ازش میخواد سریعاً بره پیشش.
با اینکه در ابتدا بازی رمزآلودی به نظر میرسید، من به انتها نرسوندمش چون حوصلهسربر بود توقعی که ازش داشتم رو برآورده نکرد.
#Game
با اینکه در ابتدا بازی رمزآلودی به نظر میرسید، من به انتها نرسوندمش چون حوصلهسربر بود توقعی که ازش داشتم رو برآورده نکرد.
#Game
رتبهی بهترین بازیای که اخیراً تجربه کردهام هم به GRIS تعلق میگیره که در موسیقی و داستان و طراحی یک شاهکار به تمام معنا بود که با هر بار قراردادن هندزفری در گوشهام و ادامهی بازی، از زیباییش سراسر گریه میشدم. در نقدها این بازی رو مشابه با Journey(2012) دونستهان و از تصاویری که دیدهام اون هم به نظر همینقدر زیبا میآد. تا ببینم چه زمانی فرصت تجربهاش رو خواهم داشت.
#Game
#Game