بِه‌تَر. – Telegram
بِه‌تَر.
999 subscribers
518 photos
2 videos
8 files
309 links
این‌جا از این‌که چه‌طور برای رشد تلاش می‌کنم، حرف می‌زنم.
هیچ‌کدوم از صحبت‌ها رو بدون تحقیق نپذیرید.
Download Telegram
تصاویری از مراحل بازی و پازلی که در حال تکمیل‌شدن‌ه.
حالا که بحث بازی شد،‌ در همین سبک من اخیراً بازی Tiny Room Stories Town Mystery رو بازی کردم؛ داستان کارآگاهی‌ه که ۱۰ سال با پدرش صحبت نکرده ولی نامه‌ای ازش دریافت می‌کنه که پدرش ازش می‌خواد سریعاً بره پیش‌ش.
با این‌که در ابتدا بازی رمزآلودی به نظر می‌رسید، من به انتها نرسوندم‌ش چون حوصله‌سر‌بر بود توقعی که ازش داشتم رو برآورده نکرد.
#Game
رتبه‌ی به‌ترین بازی‌ای که اخیراً تجربه کرده‌ام هم به GRIS تعلق می‌گیره که در موسیقی و داستان و طراحی یک شاهکار به تمام معنا بود که با هر بار قراردادن هندزفری در گوش‌هام و ادامه‌ی بازی، از زیبایی‌ش سراسر گریه می‌شدم. در نقدها این بازی رو مشابه با Journey(2012) دونسته‌ان و از تصاویری که دیده‌ام اون هم به نظر همین‌قدر زیبا می‌آد. تا ببینم چه زمانی فرصت تجربه‌اش رو خواهم داشت.
#Game
Journey (2012)

توضیحات مرتبط با بازی در سومین تصویر نوشته شده.
اپیزود دوم از آخرین فصل مستند Chef's Table درباره‌ی فردی بود که حتی ساعت ۴ صبح تونست هیجان‌زده‌ام کنه‌.
آدمی که قبل از ورود به رستوران برای مشتری‌ها شراب سرو می‌کنه، با همه handshake می‌کنه، رفتار fancyای نداره و بدونِ egoی بادکرده، خودش رو یه قصاب معرفی می‌کنه که مشغول آشپزی «هم» هست.
تماشای Dario و نوع نگاهی که به غذا، گوشت و حیوانات داره الهام‌بخش‌ه. فردی که علاقه‌مند به نگهداری از حیوانات بوده و قصد داشته دامپزشک باشه، اما سختی زندگی باعث می‌شه شغل پدری رو ادامه بده و قصاب بشه.
موضوع صرفاً یک تجربه‌ی ساده‌ی تهیه‌ی غذا و خوردن‌ش نیست، بلکه از لابه‌لای این‌ها می‌شه احترام به مرگ یک حیوان و هدر ندادن‌ش، تلاش برای ساخت محیط مناسبی برای رشد حیوانات، صنعتی‌نکردن قصابی (که هیچ ارزشی برای حیوان قائل نیست و صرفاً به پول فکر می‌کنه) و کسی که سعی می‌کنه مرگ حیوانات کم‌ترین میزان درد رو داشته باشه رو دید.
It's not about meat or butchering an animal; You're handling a piece of life. You have to never forget that.

سرآشپزی که با شیپور وارد رستوران می‌شه، با شکسپیر شوخی می‌کنه، از دانته نقل قول می‌کنه و سر میز حین غذاخوردن آواز می‌خونه؛ سرشار از انرژی بود و انگار که در روح رستوران‌ش می‌دمید.
رستورانی که توش همه‌ی مشتری‌ها سر یک میز غذا می‌خورن، رستورانی که غذای شما روبه‌روتون پخته می‌شه و با آدم‌هایی که احتمالا نمی‌شناسید و حتی شاید زبان هم‌دیگه رو هم بلد نباشید، کنار هم غذا می‌خورید و نوشیدنی‌هاتون رو به احترام هم بالا می‌برید. جایی که فقط استیک سرو نمی‌شه و یک‌ حیوان در راسته و دنده و «قسمت‌های خاص» خلاصه نمی‌شه.

پی‌نوشت: امیدوارم رستوران‌هایی که برای رفتن یادداشت می‌کنم، تا وقتی بتونم تجربه کنم باز باشن و سرآشپزهاشون زنده.
پی‌نوشت دوم: تماشای آدم‌هایی که قبلاً چیزی ازشون می‌دونی و کسب اطلاعات بیش‌تر ازشون برای من قشنگ‌ه. این‌جا Samin Nosrat (نویسنده‌ی کتاب Salt, Acid, Fat, Heat که مستندی چهارقسمتی در نتفلیکس داره) رو هم دیدم.
To beef or not to beef, that's the question.
بِه‌تَر.
اپیزود دوم از آخرین فصل مستند Chef's Table درباره‌ی فردی بود که حتی ساعت ۴ صبح تونست هیجان‌زده‌ام کنه‌. آدمی که قبل از ورود به رستوران برای مشتری‌ها شراب سرو می‌کنه، با همه handshake می‌کنه، رفتار fancyای نداره و بدونِ egoی بادکرده، خودش رو یه قصاب معرفی می‌کنه…
دو‌ صحبت جانبی در ارتباط با همین موضوع:
¹ تماشاکردن غذاهای متفاوت در کشورهای مختلف و فکرکردن به اون‌ها هیجان‌زده‌ام می‌کنه. اون بیرون، به جز پلو‌خورشتی که این‌جا سرو می‌شه، هزاران مدل سبک پخت و غذا و نوع سرو هست. پشت هرکدوم هم یه عالمه قصه و تاریخ و فرهنگ انتظار تو رو می‌کشه و کافی‌ه به‌ش گوش بدی تا غذایی که می‌خوری، دیگه صرفا کربوهیدرات و پروتئین و چربی نباشه.

² تفسیر ما از موضوعی که باهاش برخورد داریم باعث می‌شه رویکرد متفاوتی در برابرش داشته باشیم.
داستانِ Dario Cecchini برای من نشون دهنده‌ی این بود که کسی می‌تونه قصابی رو کشتن حیوانات بدونه و ازش متنفر باشه، می‌تونه هم نوع نگاه‌ش به قصابی تبدیل به استفاده‌ی ارزش‌مند از گوشت یک حیوان و تلاش برای هدر ندادن اون بشه و با این تفسیر به‌ش علاقه‌مند بشه.
گویا گاهی اوقات، واکنش ما به اتفاقی که می‌افته از خود اون اتفاق مهم‌تره.
The belief in your mind affects your attitude and the approach you have toward something.
در شب‌بیداری اخیرم کتابی رو خوندم با عنوان «چگونه در دانشکده پزشکی درس بخوانیم؟»، نوشته‌ی آرمین کامیاب و ترجمه‌ی محمدرضا آزاد که کنج‌کاو بودم ببینم چی می‌گه. نسخه‌ی اصلی کتاب کم‌تر از ۱۰۰ صفحه‌اس، خیلی روون پیش می‌ره و درباره‌ی چه‌طور خوندن مقداری توضیح می‌ده.
نه فقط برای رشته‌ی پزشکی، که هرجایی نیاز به یادگیری داره این روش‌ها می‌تونه کمک‌کننده باشه. با این حال، همه‌ی توضیح‌ها رو در ۱۵ دقیقه می‌‌شه جمع کرد و به نظرم خیلی از مطالب‌ش اضافه گویی‌ه. در عین حال، «فرمول مطالعه من» زیادی شبیه زردنوشته‌هاست و کتاب قدیمی‌ه، به روش‌های evidence-base فعلی و اپلیکیشن‌ها و دیگر چیزها اشاره‌ای نمی‌کنه.

پی‌نوشت: کاش به جای خزعبلاتی که سال‌های ابتدایی دانشگاه و دوره‌ی دبیرستان تحویل‌مون دادن، از ضرورت یادگیری مهارت و اهمیت علم گفته بودن.
با ویدئوهایی که توسط GoPro و گربه‌ها گرفته‌ شده شروع می‌کنیم و به ویژگی‌های شخصیتی HSPها می‌رسیم تا نهایتاً به تفاوت در ادراک آدم‌ها اشاره کنیم. در صورتی که وقت آزاد و تمایل دارید، از این‌جا بخونید.

پی‌نوشت: ویدئوی How Animals See The World رو به علت شگفت‌انگیزبودن، این‌جا هم آوردم. توی ویدئو‌ از بینایی مارها صحبت می‌شه، پس در صورتی که فوبیا دارید مراقب باشید.

#Blog no. 4
“We suffer more in imagination than reality.”
یا اون‌طور که همیشه می‌گفتیم، «ترسِ یک موضوع از خودش ترسناک‌تره.»

#visualizevalue no. 5
Tell me what you pay attention to and I will tell you who you are.
#visualizevalue no. 6