«عبورکردن و گذشتن»یکی از اپیزودهای Chef's Table Pastry دربارهی Jordi Roca بود: یه آشپز خیلی خلاق که تماشای تهیهی دسرهاش هیجانانگیزه.
ایشون در کودکی دچار مشکلی میشه (dysphonia) که باعث میشه صداش به شکل دائم خشن (hoarse) بشه و زیاد نتونه صحبت کنه. وقتی داشت دربارهی گذشته و مشکلش حرف میزد، میگفت چنین چیزی باعث میشه ارزش حرفزدن و صحبتکردن رو بدونی. هر چیزی نیاز به واکنش من و پاسخدادن نداره.
یکی از شخصیتهای مانگایی که میخونم (Jujutsu Kaisen aka JJK) پسری به اسم Toge Inumaki هست که با حرفزدن میتونه دیگران رو طلسم کنه. ابتدا به نظر هیجانانگیز میرسه، اما بعد میبینی این توانایی یه چاقوی دولبهاس چون هر حرفی که میزنه میتونه به عنوان طلسم به دیگران آسیب هم بزنه و این باعث شده نه تنها نتونه زیاد حرف بزنه، بلکه دایرهی واژگانش برای برقراری ارتباط با دیگران خیلی محدود باشه.
بحث البته راجع به آشپزی و مانگا نیست. دربارهی عبور از هیجان پاسخ و نظر دادن و رد شدن از توهم کاذب مورد توجه شنوندگانبودن به خاطر پاسخ به هر چیز حرف میزنم.
من این توانایی رو take for granted میکنم و وفورش باعث میشه ارزشش رو ندونم. نیازی نیست به هر موضوعی واکنش نشون بدم، نیازی نیست برای هر چیزی پاسخی ارائه کنم. نه دنیا حول من میچرخه و منتظر منه، نه این کار انرژیای باقی میذاره که به زندگی و خودم برسم.
پینوشت: عکسهای پایین Toge Inumaki و Jordi Roca هستن.
یک گزارش انتهای ۲۰۲۳ از IEP که موسسهی صلح و اقتصاد هست میخوندم و توی آماری که از ۱۶۳ کشور دربارهی Global Peace دادهان، ما رتبهی ۱۴۷ رو با ترکیه داریم.
کشورهایی که از ما رتبهی پایینتری دارن هم یا جایی مثل کره شمالیه یا اغلب اونهایی هستن که درگیر جنگن:
یمن، سوریه، روسیه و اوکراین و …
و خب قسمت ناراحتکنندهتر اینه که اطراف ما و توی خاورمیانه همهاش درگیریه و یکم که فکر میکنی، میبینی سالهاست درگیر همین هستیم.
چی جالبه؟ اینکه من خاورمیانهای به اشتباه خودم رو با استانداردهای اروپایی میسنجم و با وجود هزارتا مانعی که هر روز باهاش مواجه میشم و اذیتم میکنه و روان و زندگی و برنامههام رو تحت تأثیر قرار میده، توقع دارم بتونم با آرامش خاطر به برنامههای یه زندگی نرمال برسم و از نرسیدن بهشون، از تلاشهای زیاد و انرژیگذاشتن ولی نتیجهنگرفتن ناراحت میشم.
یه یادآوری برای اینکه شرایط سخت هست، اینقدر به خودم و اطرافیان سختترش نکنم و گلوی زندگیم رو کمی ول کنم و سختگیری رو یک مقدار کمتر کنم. جوون خاورمیانهای گناه داره.
پینوشت: عکسهای پایین رو از فایل اصلی گزارش برداشتهام ولی لینک رسیدن به فایل اصلی رو هم میذارم (اینجا) که اگر علاقهمند بودین، خودتون بیشتر بخونین.
کشورهایی که از ما رتبهی پایینتری دارن هم یا جایی مثل کره شمالیه یا اغلب اونهایی هستن که درگیر جنگن:
یمن، سوریه، روسیه و اوکراین و …
و خب قسمت ناراحتکنندهتر اینه که اطراف ما و توی خاورمیانه همهاش درگیریه و یکم که فکر میکنی، میبینی سالهاست درگیر همین هستیم.
چی جالبه؟ اینکه من خاورمیانهای به اشتباه خودم رو با استانداردهای اروپایی میسنجم و با وجود هزارتا مانعی که هر روز باهاش مواجه میشم و اذیتم میکنه و روان و زندگی و برنامههام رو تحت تأثیر قرار میده، توقع دارم بتونم با آرامش خاطر به برنامههای یه زندگی نرمال برسم و از نرسیدن بهشون، از تلاشهای زیاد و انرژیگذاشتن ولی نتیجهنگرفتن ناراحت میشم.
یه یادآوری برای اینکه شرایط سخت هست، اینقدر به خودم و اطرافیان سختترش نکنم و گلوی زندگیم رو کمی ول کنم و سختگیری رو یک مقدار کمتر کنم. جوون خاورمیانهای گناه داره.
پینوشت: عکسهای پایین رو از فایل اصلی گزارش برداشتهام ولی لینک رسیدن به فایل اصلی رو هم میذارم (اینجا) که اگر علاقهمند بودین، خودتون بیشتر بخونین.
بِهتَر.
On the importance of meaningful work.
We want more and more - especially, it seems, just that little bit more than everyone else.
همون لُپلُپ قدیمی، با ایدهای بامزه.
یادآور این که یک خلاقیت کوچیک یا طراحی متفاوت در جزئیات ریز میتونه چیزی رو در ذهن مصرفکننده/دریافتکننده موندگار کنه.
بدیهیه که اگر دیگر خصوصیاتش بد باشه یا خیلی متناسب با رقباش نباشه، این کار به تنهایی نمیتونه پوششدهندهی همهچیز باشه اما اگر همهی محصولات تقریباً در یک سطح باشن، این شخصیسازیهای کوچیک محصول رو کمی جلو میندازه (حالا میتونه واقعاً محصول باشه، کادو باشه، یک ارائه از پروژه باشه و …).
به قول خارجیها،
یادآور این که یک خلاقیت کوچیک یا طراحی متفاوت در جزئیات ریز میتونه چیزی رو در ذهن مصرفکننده/دریافتکننده موندگار کنه.
بدیهیه که اگر دیگر خصوصیاتش بد باشه یا خیلی متناسب با رقباش نباشه، این کار به تنهایی نمیتونه پوششدهندهی همهچیز باشه اما اگر همهی محصولات تقریباً در یک سطح باشن، این شخصیسازیهای کوچیک محصول رو کمی جلو میندازه (حالا میتونه واقعاً محصول باشه، کادو باشه، یک ارائه از پروژه باشه و …).
به قول خارجیها،
The devil is in the details.
Wikipedia
The devil is in the details
idiom
افکار پراکنده - بخش چهارم
نوشتههایی که در این دسته هستن بیشتر جهت خالیشدن بار فکری و برای به اشتراکگذاشتن افکارم با دوستانم نوشته شدهان.
#Blog no. 52
نوشتههایی که در این دسته هستن بیشتر جهت خالیشدن بار فکری و برای به اشتراکگذاشتن افکارم با دوستانم نوشته شدهان.
#Blog no. 52
ltfia.blog.ir
افکار پراکنده - بخش چهارم :: بهتر.
پیشنوشت
گاهی اوقات پیش میآد که بحثهایی با دیگران میکنم، چیزهایی میخونم یا به مواردی فکر میکنم و حاصل اون، افکاری هستن که به شکل پراکنده و تیتروار در ذهنم شکل میگیره؛ مطالبی نه ...
گاهی اوقات پیش میآد که بحثهایی با دیگران میکنم، چیزهایی میخونم یا به مواردی فکر میکنم و حاصل اون، افکاری هستن که به شکل پراکنده و تیتروار در ذهنم شکل میگیره؛ مطالبی نه ...
از هر دری، سخنی
این نوشته رو دوست دارم. حاصل فکرکردن دربارهی محتوایی که اخیرا مصرف کردهام و شامل بسطدادن چیزهایی که در برهه فعلی زندگیم باهاشون مواجهام؛ یک نوشتهی پراکنده که شاید بحثهاش چندان با هم مرتبط نباشن. بیشتر جهت بسطدادن و آرامکردن افکار گسسته و مشوش خودم نوشته شده، احتمالاً کاربرد آنچنانیای برای خواننده نداشته باشه ولی ممکنه ایدههایی بده یا الهامبخش باشه.
#Blog no. 53
این نوشته رو دوست دارم. حاصل فکرکردن دربارهی محتوایی که اخیرا مصرف کردهام و شامل بسطدادن چیزهایی که در برهه فعلی زندگیم باهاشون مواجهام؛ یک نوشتهی پراکنده که شاید بحثهاش چندان با هم مرتبط نباشن. بیشتر جهت بسطدادن و آرامکردن افکار گسسته و مشوش خودم نوشته شده، احتمالاً کاربرد آنچنانیای برای خواننده نداشته باشه ولی ممکنه ایدههایی بده یا الهامبخش باشه.
#Blog no. 53
ltfia.blog.ir
از هر دری، سخنی :: بهتر.
از هر دری، سخنی
پیشنوشت: این متن حاصل فکرکردن دربارهی محتوایی که اخیرا مصرف کردهام و بسطدادن چیزهایی میشه که در برهه فعلی زندگیم باهاشون مواجهام؛ یک نوشتهی پراکنده که بحثهاش ...
پیشنوشت: این متن حاصل فکرکردن دربارهی محتوایی که اخیرا مصرف کردهام و بسطدادن چیزهایی میشه که در برهه فعلی زندگیم باهاشون مواجهام؛ یک نوشتهی پراکنده که بحثهاش ...
از کانالهای محبوبم در یوتیوب.
ویدئو با پیام One of the rare videos that should literally be watched by everyone کنجکاوم کرد و واقعاً ارزش تماشا داشت.
What Game Theory Reveals About Life, The Universe and Everything - Veritasium
ویدئو با پیام One of the rare videos that should literally be watched by everyone کنجکاوم کرد و واقعاً ارزش تماشا داشت.
What Game Theory Reveals About Life, The Universe and Everything - Veritasium
“Be nice, be forgiving, be clear, but don't be a pushover.”
“In the short term it is often the environment that shapes the player but in the long run it is the players that shape the environment.”
YouTube
What Game Theory Reveals About Life, The Universe, and Everything
This is a video about the most famous problem in Game Theory, the Prisoner’s Dilemma. Head to https://brilliant.org/veritasium to start your free 30-day trial, and the first 200 people get 20% off an annual premium subnoscription.
Special thanks to our Patreon…
Special thanks to our Patreon…
یک سیب و هزار سودادنبالکردن etymology کلمات گاهی نتایج جالبی به دنبال داره. چیزی که اخیراً باهاش مواجه شدم، داستان سیبهای مختلفه.
۱. سیبزمینی
سیبزمینی یا به عبارت بهتر «سیبِ زمینی» در فرانسه هم دقیقاً همینطور نامگذاری شده (نمیدونم این واژه رو از فرانسه گرفتیم، یا نه). زمانی که سیبزمینی کشف شد، سیب میوهی رایج اون دوره بود و چون سیبزمینی به جای درخت در داخل زمین رشد میکرد، بهش pomme de terre میگفتن.
pomme: apple
terre: ground
در چندین زبان دیگه هم سیبزمینی به همین شکل به نامگذاری شده. در آلمانی erdapfel، در دانمارکی jordæble، در هلندی aardappel و ….
æble, apfel, appel: apple
jord, erd, aard: land, earth, ground,
البته این تنها کلمهای نیست که به سیبزمینی اطلاق میشه (همونطور که در فارسی بهش «آلو» میگیم). برای مثال، ترجمهی رایج سیبزمینی در دانمارکی و آلمانی kartoffel هست.
۲. گوجه
در ایتالیایی بهش pomodoro گفته میشه و معنی «سیب طلایی» رو میده و به خاطر رنگ زرد/طلایی گوجه پیش از اینکه به شکل کامل ripe بشه، نامگذاری شده (البته روایتهای دیگهای هم از علت این نامگذاری هست).
pomo: apple
d'oro: of gold, golden
۳. انار
انار که به انگلیسی pomegranate ترجمه میشه، از واژههای لاتین pōmum (سیب) و grānātum (دانهدار) میآد. البته ترجمهی دیگری هم برای granatum وجود داره که معنی «رنگ قرمز تیره» میده. انار در آلمانی (granatapfel)، هلندی (granaatappel) و دانمارکی (granatæble) هم اسمی مشابه داره. در زبان غیررسمی ومحاورهای ایرلندی به انار wine-apple هم گفته میشه.
انار میوهی ایران و مناطق اطرافه.
۴. آناناس
اگرچه به انگلیسی pineapple ترجمه میشه، در کشورهای مختلفی (آلمان، هلند، دانمارک، فرانسه، روسی، ایتالیایی و …) همون واژهی آناناس استفاده میشه. به خاطر شباهت آناناس به میوهی کاج (pine)، اون رو pine-apple نامگذاری کردن.
«بیمار کتاب نمیخونه بیاد پیش شما برای درمان. بیماری هم همینطور.»
از جملاتی که حین تحصیل در رشتههای مرتبط با پزشکی احتمالاً شنیده میشه.
صحبتکردن با ادبیات بیمار برای برقراری ارتباط باهاش و فهمیدن مشکلش به جای استفاده از ادبیات علمی و ثقیل که مراجعهکننده حتی متوجه نشه و احساس کنه فهمیده نمیشه، روند درمان رو مختل میکنه.
بیماری خودش رو در چهارچوب کتابهایی که خوندیم محدود نمیکنه، این ماییم که باید دیدمون رو گستردهتر کنیم. ما باید درد و ناخوشی رو رفع کنیم، نه اینکه کتاب رو درمان کنیم.
پیش میآد که بیمار برای مشکلی مراجعه میکنه و چون در تکستبوکها خوندهایم که x → y، احتمال داره ما هم همین مسیر رو بریم و اگر مشکل رفع نشد، بیمار رو رها کنیم «چون کتاب همین رو گفته.» ارجاعدادن، مشورتگرفتن، پیگیری وضعیت بیمار و تلاش برای رفع مشکلش تا جایی که از دستمون بربیاد، وظیفهی ماست.
پینوشت اول: بدیهیه که تصمیمهای ما قرار نیست معیارهای بندتنبونی داشته باشه و مندرآوردی باشه و همون تصمیمهای خارج از کتاب هم میتونه بر مبنای شواهد علمی باشه (Hierarchy of evidence pyramid).
پینوشت دوم: این صحبتها بیشتر خطاب به خودم هست، اما شاید به درد شما هم بخوره.
بِهتَر.
«بیمار کتاب نمیخونه بیاد پیش شما برای درمان. بیماری هم همینطور.» از جملاتی که حین تحصیل در رشتههای مرتبط با پزشکی احتمالاً شنیده میشه. صحبتکردن با ادبیات بیمار برای برقراری ارتباط باهاش و فهمیدن مشکلش به جای استفاده از ادبیات علمی و ثقیل که مراجعهکننده…
Hierarchy of evidence pyramid
توی هرم، expert opinion در پایینترین کیفیت قرار داره. بنابراین به صحبتهای صدمنیهغاز استادهایی که صرفاً تجربهی چند بیمار بیشتر از شما دارن و اللهبختکی پیش رفتهان و کمی بیشتر یاد گرفتهان، زیاد بها ندین. پای صحبت استادی بشینین که ادبیاتش علمیه، به مقالات معتبر استناد میکنه و عباراتی مثل «من این کار رو میکنم کتاب رو ول کنید» و «مقالات به درد نمیخورن، تجربهی من این رو نشون داده» مثل نقلونبات استفاده نمیکنه.
کم نیستن کسایی که سالها طبابت میکنن و کماکان به «قانون جذب!» معتقدن که اگر به نتیجه بد در درمان فکر کنی، همون رو جذب میکنی. یا فکر میکنن مهم نیست با شارلاتانهایی که از عنوان پزشک سوءاستفاده میکنن مقابله کرد، چون بالاخره کارما میره سراغشون.
کسی که دانشگاه رفته، صرفاً چند واحد پاس کرده و یک مدرک گرفته. گول مدرکش رو نباید خورد.
کم نیستن کسایی که سالها طبابت میکنن و کماکان به «قانون جذب!» معتقدن که اگر به نتیجه بد در درمان فکر کنی، همون رو جذب میکنی. یا فکر میکنن مهم نیست با شارلاتانهایی که از عنوان پزشک سوءاستفاده میکنن مقابله کرد، چون بالاخره کارما میره سراغشون.
کسی که دانشگاه رفته، صرفاً چند واحد پاس کرده و یک مدرک گرفته. گول مدرکش رو نباید خورد.