انقدر درگیر مشغلهی زندگی شدم که فرصت نکردم برم کتابی که مدتهاست تو ذهنمه رو بگیرم و بخونمش، دیشب خواب دیدم یه ناشناس همون کتاب رو برام کادو فرستاده.
Forwarded from دو در یک
از بزرگسالی و قورباغههایی که باید سریع و پشت هم قورت بدی، خوشم نمیآد.
: Mademoiselle
: Mademoiselle
اگه همیشه با احترام برخورد کنی و کنار لبت کلمهی چشم بکاری، تبدیل میشی به یه اسب سواری رام شده که فقط قراره برای سود و منافع دیگران بتازونی.
Forwarded from مَرد سانفرانسیسکویی
میگفت: "آمین شود هرآنچه که میپنداری."
امسال به قدری زود گذشت که هنوز باورم نمیشه امروز اول اسفنده. چقدر پارسال این موقعها همه چی عجیب غریب و پیچ در پیچ بود.
اینجور که من میبینم از اول سال جدید و شنبه جدید فایده نداره، باید یه دور هممون از اول متولد بشیم.
Forwarded from Mavie
نوشته بود "اگه خوب تا کردید نشد، مچاله کنید بندازید دور. اعصابتون، آرامشتون، روح و روانتون خیلی مهمتره."
بزرگترین مشکل زندگی من اینه که خیلی زیاد فکر میکنم. کاش یه احمق کله پوک بودم که توانایی فکر کردن نداشت، من مدام فکر میکنم و لا به لاش کمی زندگی. کاش میتونستم رشتهی طناب افکارم رو پاره کنم.
انقدری به خواب وفادارم که هر آن ممکنه بیخیال آینده و درس و کلاس و کار بشم و پتو رو بکشم رو سرم و بگیرم بخوابم.
هر بار که قاب نگاه غمزدهاش رو پشت سیاهی چشمهاش مخفی میکنه، میل به تنهایی و خواب زیاد اون رو لو میده.
همیشه نگاهم به سمتی بود که جای خالی تو رو نبینم، ولی اعتراف میکنم که حتی جای خالیت هم زیبا بود.