امسال به قدری زود گذشت که هنوز باورم نمیشه امروز اول اسفنده. چقدر پارسال این موقعها همه چی عجیب غریب و پیچ در پیچ بود.
اینجور که من میبینم از اول سال جدید و شنبه جدید فایده نداره، باید یه دور هممون از اول متولد بشیم.
Forwarded from Mavie
نوشته بود "اگه خوب تا کردید نشد، مچاله کنید بندازید دور. اعصابتون، آرامشتون، روح و روانتون خیلی مهمتره."
بزرگترین مشکل زندگی من اینه که خیلی زیاد فکر میکنم. کاش یه احمق کله پوک بودم که توانایی فکر کردن نداشت، من مدام فکر میکنم و لا به لاش کمی زندگی. کاش میتونستم رشتهی طناب افکارم رو پاره کنم.
انقدری به خواب وفادارم که هر آن ممکنه بیخیال آینده و درس و کلاس و کار بشم و پتو رو بکشم رو سرم و بگیرم بخوابم.
هر بار که قاب نگاه غمزدهاش رو پشت سیاهی چشمهاش مخفی میکنه، میل به تنهایی و خواب زیاد اون رو لو میده.
همیشه نگاهم به سمتی بود که جای خالی تو رو نبینم، ولی اعتراف میکنم که حتی جای خالیت هم زیبا بود.
Forwarded from 𝑫𝒆𝒋𝒂 𝒗𝒖
کافکا در نامهای به میلنا مینویسد:
«شاید این نیز واقعا عشق نباشد که من بگویم تو برایم از همه چیز محبوبتری؛
عشق در نظر من آن است که تو خنجری هستی که من در درون خویش میچرخانم!»
«شاید این نیز واقعا عشق نباشد که من بگویم تو برایم از همه چیز محبوبتری؛
عشق در نظر من آن است که تو خنجری هستی که من در درون خویش میچرخانم!»
Forwarded from Coeurvide
نااُمید میشی عزیزم؛ چون میفهمی فراسوی باور تو،واقعیتی وجود داشته که همواره انکارش میکردی.
Forwarded from Coeurvide
بیخیال من میدونم چیو باید باور کنم چیو باور نکنم؛ولی دارم خودمو گول میزنم تهش