Forwarded from مَرد سانفرانسیسکویی
هرچیزی که با تلفیق احساس -ترس، خشم، ناراحتی- توی ذهن آدم بشینه، قویتر و دقیقتر باقی میمونه.
من به تنهایی معتاد بودم. اگر هر روز کمی با خودم خلوت نمیکردم مثل این بود که ضعیف تر میشدم. چیزی نبود که به آن افتخار کنم! اما وابستهاش شده بودم، تاریکی داخل اتاق، برایم مثل نور آفتاب بود.
-چارلز بوکوفسکی.
-چارلز بوکوفسکی.
Forwarded from مَرد سانفرانسیسکویی
این روزها بیشتر از هرچیزی از موقتیبودن خستهام. دلم میخواد به یک اتفاق دائمیتری دل ببندم. چیزی که باور کنم مال منه و قرار نیست به این زودیها ازم گرفته بشه.
من هنوز هم برای همه چیز نهایت تلاشم رو انجام میدم اما اصرار نه، هنوز هم سعی میکنم به جای رها کردن، موندن و درست کردن رو یاد بگیرم اما اگر ببینم همهی اونچکه انجام میدم یک طرفهاست، تمام آن چیزی که ساختم رو خراب میکنم تا مبدا روزی دوباره از نو آغاز شود.
چهار روز مونده به سال جدید، کدورتا رو حفظ کنید و از درون خونه تکونی کنید چون شما قبل از اینکه به آدمها نیاز داشته باشید به آرامش احتیاج دارید.
Forwarded from بیگ بنگ زاده
میگفت اگه بتونی آخرین آدم زنده روی کره زمین باشی و اون موقع اثری از نیاز به دیگری نداشته باشی و همچنان خوشحال و خوب باشی...اون موقع میتونی بگی سالمی.
ولی من واقعا اگه بخوام عکسی اینجا پست کنم روزی ده ساعت با خودم سر پست کردن یا نکردنش کلنجار میرم.
من این روزها به خودسانسوری سرسام آوری رسیدم. این بسیار من رو آزار میده. از آزار دادن خودم آزرده میشم ولی همچنان خودآزاری میکنم.