زندگیِ اشتباهی – Telegram
زندگیِ اشتباهی
499 subscribers
394 photos
48 videos
4 files
114 links
زندگیِ اشتباهی، همان جایی است که واقعیت‌ها از دل اشتباهات بیرون می‌آیند.
https://telegram.me/TeIeCommentBot?start=sc-889791-gCgCweN
Download Telegram
انقدر ریلکس شدم که اگر زندگیم آتیش هم بگیره کتری رو پر آب سرد می‌کنم و می‌ذارم رو آتیشی که داره زندگیم رو می‌سو‌زونه تا جوش بیاد و چای دم کنم.
قهوه هیچ وقت برادریش رو در حقم ثابت نکرده.
من مانده‌ام مهجور از او بیچاره و رنجور از او
گویی که نیشی دور از او در استخوانم می‌رود
او می‌رود دامن‌کشان من زهر تنهایی‌چشان
دیگر مپرس از من نشان‌، کز دل نشانم می‌رود.
من از کمبود خواب بسیار رنج می‌برم.
گیاه خواران رو درک نمی‌کنم، یعنی چی که دارین خودتون رو از بزرگ ترین لذت زندگی محروم می‌کنید؟
واقعیت زندگی من تو اسفند ماه اینه که وقت ندارم زندگی کنم.
فردا یه تایمی باید خالی کنم تا به کلاس برسم از یه ور استاد گفته فردا زود بیا سر کار چون کار عجله‌ای داریم، از اون یکی ور من به شدت کمبود خواب دارم و از همه‌ی این‌ها بگذریم من برای کلاس فردا امادگی ندارم.
دلم همیشه تو موهای فر گیر می‌کنه.
هرچیزی که با تلفیق احساس -ترس، خشم، ناراحتی- توی ذهن آدم بشینه، قوی‌تر و دقیق‌تر باقی می‌مونه.
من هیچ وقت نمی‌تونم دلایلی که باعث غمگین شدنم شدند رو فراموش کنم.
من این روشن سما را دوست دارم.
من به تنهایی معتاد بودم‌. اگر هر روز کمی با خودم خلوت نمی‌کردم مثل این بود که ضعیف تر می‌شدم. چیزی نبود که به آن افتخار کنم! اما وابسته‌اش شده بودم، تاریکی داخل اتاق، برایم مثل نور آفتاب بود.
-چارلز بوکوفسکی.
اسفند شلوغی بود تا به اینجای لحظه.
هنوز هم اون پلن کتاب‌خوانی و مشاعره با جمع تو یه فضای ادبی تو سرم می‌رقصه.
فردا پلن کوتاهی مو دارم و بسیار خوشحالم.
خو گرفتن با چیزی که قبلا از اون هراس داشتی تحسین برانگیزه.
این روزها بیش‌تر از هرچیزی از موقتی‌بودن خسته‌ام. دلم می‌خواد به یک اتفاق دائمی‌تری دل ببندم. چیزی که باور کنم مال منه و قرار نیست به این زودی‌ها ازم گرفته بشه.
Forwarded from Rei
عجب ترسی زیر پوستت جمع شده.
به غایت احساسات رسیده‌ام.
سهم ما از دنیا شده تکه خاطره‌های دفن شده که پس ذهن ما گه گاهی جولان می‌دن.