Forwarded from 𝐍𝐀𝐍𝐀
ولی با اصالت بودن خیلی ساده است ؛
فقط کافیه رفتارت با حرفات یکی باشه .
فقط کافیه رفتارت با حرفات یکی باشه .
still .
Photo
کنار هر تابلویی که با میخ آهنی به دیوار کوبیده شده، یه مکث کوچیک میکنم. همیشه دلم میخواسته از دل این تابلوها چیزی بیشتر از همون برداشتهای تکراری و دمدستی پیدا کنم. دوست دارم اون مفهومی رو بگیرم که نقاش مثل یه راز توی اثرش قایم کرده، همون چیزی که شاید سالها منتظر بوده یکی پیداش کنه. انگار هر تابلو یه گفتوگوی بیصداست؛ نقاش یه جمله گفته و من باید ادامهش رو حدس بزنم. بعضی وقتها حس میکنم اون لحظه، من و نقاش داریم توی سکوت همدیگه رو میفهمیم.
Forwarded from سِنپای خسته
واقعا روانشناسی زرد دوهزار نمیارزه. حتی اون لایف استایل سالمی که تو گوشمون میکنن هرروز با کلیپای جینگول مینگول اینستایی از تغذیه سالم صبحگاهی گرفته تا دویدن و باشگاه رفتن و ماچا خوردن و... هم همشون لازمه شون پوله و دقت کنید همگی هم کلیپاشون سانتیمانتال و شیکه.
گواشا مواشا بکش زاویه فک بگیری و سرتو بکن تو آب یخ و فلان اینام همشون چرته. پوست و موی خوب پول میخواد چون در ادامش روتین پوستی خوب میخواد.
قند رو حذف کن تا پف صورتت بخوابه و بدنتم لاغر بشه هم چرته شما پول داشته باش استرس نداشته باشی تا به تبعش چاقی ناشی از استرس و نشخوار فکری و پرخوری عصبی درگیرت نکنه و ببین چجوری پف صورتت خودش میخوابه و هیکلتم نرمال میمونه.
پادکست گوش بده و سلف کر کن و فلان تا منتالیتیت تو آرامش باشه و فلان اینا هم چرته. شما پول داشته باش ماشین و خونه بتونی بخری و چندماه یکبار بتونی یه سفری بری و درطول هفته و آخرهفته بتونی با خیال راحت با دوستات بری بیرون چهارتا تفریح کنی غذاهای خوب بخوری بی اینکه نگران کم آوردن حقوق این ماهت و سرمایه گذاریت باشی و بعدش ببین چطوری منتالیتیت خودش درست میشه.
به طور کلی به هرچیزی نگاه کنی ردپای نیاز به پول فراوون توش آشکار میشه کاملا.
گواشا مواشا بکش زاویه فک بگیری و سرتو بکن تو آب یخ و فلان اینام همشون چرته. پوست و موی خوب پول میخواد چون در ادامش روتین پوستی خوب میخواد.
قند رو حذف کن تا پف صورتت بخوابه و بدنتم لاغر بشه هم چرته شما پول داشته باش استرس نداشته باشی تا به تبعش چاقی ناشی از استرس و نشخوار فکری و پرخوری عصبی درگیرت نکنه و ببین چجوری پف صورتت خودش میخوابه و هیکلتم نرمال میمونه.
پادکست گوش بده و سلف کر کن و فلان تا منتالیتیت تو آرامش باشه و فلان اینا هم چرته. شما پول داشته باش ماشین و خونه بتونی بخری و چندماه یکبار بتونی یه سفری بری و درطول هفته و آخرهفته بتونی با خیال راحت با دوستات بری بیرون چهارتا تفریح کنی غذاهای خوب بخوری بی اینکه نگران کم آوردن حقوق این ماهت و سرمایه گذاریت باشی و بعدش ببین چطوری منتالیتیت خودش درست میشه.
به طور کلی به هرچیزی نگاه کنی ردپای نیاز به پول فراوون توش آشکار میشه کاملا.
الان تکرار سکوتیام که بعد از یک طوفان مهیب آروم گرفته. هیچ خبری از هیاهو نیست. تغییر با درد همراهه و پذیرش این موضوع هم نوعی تغییر محسوب میشه. نگفتم از ابرهای سیاه گذشته!؟ خیلی وقته خبری ازشون نیست. فقط باطلاق ته ظرف مونده که انگار همرنگ و همسو شده با من چون در حال خشکیدنه. بی هیاهو و خالی از تغیان. همون چیزی که ذهن یک کمالگرا میخواد، تا بتونه نمایان بشه.
Forwarded from یادداشتهایشِلبی.
من از اون دسته آدمهایی هستم که خونه برام ریدن.
در ظاهر ستودنی هستیم، ولی باطنن مرداب تعفنیم و زیر لبخندهای درخشانمان، لجنزار حقیقت خوابیده.
Forwarded from 𝐍𝐀𝐍𝐀
آلپاچینو یه دیالوگ قشنگ تو فیلم پدرخوانده داره که میگه:
بهم نگو پشت سر من چی گفتن، بهم بگو چرا انقد پیشت راحت بودن تا درباره من حرف بزنن.
بهم نگو پشت سر من چی گفتن، بهم بگو چرا انقد پیشت راحت بودن تا درباره من حرف بزنن.
Forwarded from بیگ بنگ زاده
«حقیقتش اینه که فاصلهی “قربانی بودن” تا “الهامبخش بودن و سازنده بودن” فقط با انتخابهای روزانه پر میشه، نه با یه حرکت بزرگ یکباره.»
منتظر نبودن روزها رو کوتاه تر میکنه. ترسم از اینه که روزهام کوتاه تر بشن بدون اینکه منتظر باشم؛ ترسم از اینه که دیگه دلم نخواد منتظر چیزی باشم.
محتویات جیبش رو ریخت روی میز. از بینشون یه دسته کلید برداشت و آویزون کرد روی جاکلیدی. بقیه رو همونطور رها کرد. پرسیدم: چرا یه کیف نمیگیری که راحت و بیدردسر وسایل ضروری رو جابهجا کنی؟
کمی مکث کرد. در حالی که وسایل پراکنده روی میز رو مرتب میکرد، گفت: چون اینا وسایل ضروریان. هر بار حس میکنم یادم رفته، دست میکنم توی جیبم و با لمسشون خیالم راحت میشه که همراهم هستن. ولی اگه توی کیف باشن، ممکنه توی ماشین جا بمونن یا حتی بیخیال بشم و کیف رو چک نکنم، چون فکر میکنم گذاشتمشون تو کیف.
گفتم: آها.
گفت: آره و بعد، آروم زیر لب گفت: کاش آدمها رو هم میشد همینطور نزدیک نگه داشت تا نه جا بمونن، نه گم بشن.
کمی مکث کرد. در حالی که وسایل پراکنده روی میز رو مرتب میکرد، گفت: چون اینا وسایل ضروریان. هر بار حس میکنم یادم رفته، دست میکنم توی جیبم و با لمسشون خیالم راحت میشه که همراهم هستن. ولی اگه توی کیف باشن، ممکنه توی ماشین جا بمونن یا حتی بیخیال بشم و کیف رو چک نکنم، چون فکر میکنم گذاشتمشون تو کیف.
گفتم: آها.
گفت: آره و بعد، آروم زیر لب گفت: کاش آدمها رو هم میشد همینطور نزدیک نگه داشت تا نه جا بمونن، نه گم بشن.
اضطراب مثبت، اون حس پنهانیه که یادت میده بعضی مسیرها ارزش ادامه دادن ندارن.
Forwarded from Hidden Chat
سلام دوست نادیده من
خوبی؟
عجبا که اعلیحضرت بارعام داده و رعایای کانال را به حضور پذیرفتند ! 😄
خوبی؟
عجبا که اعلیحضرت بارعام داده و رعایای کانال را به حضور پذیرفتند ! 😄
Forwarded from Hidden Chat
مدتها بود که لینک هیدن چت نمیذاشتی.
...گویا سر در لاک تنهایی خویش فرو برده و مشغول مکاشفه بوده اید و یا اینکه دل در گرو دلبرکی داده و فارغ ز هیاهوی بیگانگان سیر در عالم عشاق ، سرگشته ی کوی دوست بوده و از غم شیرینش لذت همی بردید!
تا باد چنین بادا
...گویا سر در لاک تنهایی خویش فرو برده و مشغول مکاشفه بوده اید و یا اینکه دل در گرو دلبرکی داده و فارغ ز هیاهوی بیگانگان سیر در عالم عشاق ، سرگشته ی کوی دوست بوده و از غم شیرینش لذت همی بردید!
تا باد چنین بادا