ای‌لیا – Telegram
ای‌لیا
1.48K subscribers
765 photos
50 videos
36 files
59 links
دو خط چایی یک فنجان خاطره ...
و خاطره ای که دیگر نیست.
Download Telegram
گور پدر دنیا
بیا چای بنوشیم و در خلسه عطر گیسوانت غرق شویم!

#ای_لیا
@boiereihan
سال شصت و شش زیر موشک باران تهران که مدارس برای مدتی تعطیل شد ما را دادند دست دایی پدرمان با خودش ببرد ده. ده پدری ما جایی ست نزدیک ترکمانچای آذربایجان. یک منطقه ییلاقی با صفا. توی خرداد ماه گندمها هنوز سبزند و تمام دشت یکدست سبز. باغهای میوه کناره رودخانه و میوه هایی که طعمش شبیه طعم چشمهای خدا ست لابد. آنموقع ها شبها توی خنکای نسیم روستا و صدای اب رودخانه پیش خودم میگفتم خانه خدا باید یک همچین چیزی باشد. همینقدر با صفا، همینقدر تازه. همینقدر دهاتی!
صبح به صبح چوپانها راه می اوفتادند و گله ها را میبردند برای چرا. ساعت پنج صبح توی تاریکی بیرون میزدند. من هم آنقدر اصرار کردم که دایی راضی شد من را بفرستد. درباره چوپانی حرف نمیشود زد، باید رفته باشی توی دل طبیعت، از بالای دشتی بلند نگاه کرده باشی به مجموعه پیچ در پیچ تپه هایی که مثل کلاف توی هم پیچیده اند و تا افق میروند. صدای زنگوله ها، صدای باد که میپیچد در خواب گندمزارها. الان هم که مینویسم حالم عوض شده است، باد میزند توی صورتم، بوی گندمزار و دشت میزند زیر دماغم.
پنج ماه ماندم. عین پنج ماه را هم یا چوپانی رفتم و یا با دایی میرفتم سر زمین و باغ. خوردن نان و پنیر و چای روی آتش چیزی ست شبیه معاشقه موهای زنی در باد. حرف زیاد است. بماند الباقی در فرصتی دیگر.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
این حرف درستی ست. اینکه نباید ظاهر و تیپ و قیافه را ملاک قضاوت درباره آدمها قرار داد. اینکه انتخابمان برای رابطه با افراد بر اساس ظاهر و قیافه و هیکلشان نباشد اما مگر چه ایرادی دارد آراسته باشیم و نسبت به بدنمان هم کمی حساس. اینکه رها نکنیم خودمان را و تبدیل شویم به یک توده متحرک چربی و چیزهای دیگر. بحث آنهایی که بیماری های ژنتیک دارند جداست. هرچند برای آنها نیز راهی هست که بخواهند از آن وضعیت خلاص شوند. حرفم با بیشتر زنان و مردانی ست که زندگی عادی و نرمال دارند. به شخصه از دیدن آدمهایی که رها کرده اند بدن خودشان را و چسبیده اند به همان خط اول این متن احساس خوبی ندارم. گاه دیدنشان آدم را دچار تنگی نفس میکند. تقصیر خودمان است. اراده ای برای تغییر این وضعیت نداریم، چه زن چه مرد. توفیری ندارد. اگر مرد میخواهد زن در بهترین شرایط بدنی و احساسی باشد قطعن خودش هم باید همین نسخه را برای خودش بپیچد.
خلاصه که درباره آدمها بر اساس تیپ و هیکلشان قضاوت نکنیم ولی همان آدمها هم بهتر است ورزش کنند، تحرک داشته باشند، آب زیاد بخورند، افسردگی را با فعالیت بدنی میشود درمان کرد، فعالیت بدنی و ورزش معجزه میکند. آب میرود زیر پوستتان، جوانتر میشوید، حالتان عوض میشود. من خودم هنوز که هنوز است منتظر آن دو روز در هفته هستم که بروم سالن و زیر توپ بزنم. کلن از دنیا و مافیهایش جدا میشوم.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
خواب هائی که بی تو رفته ام،
خواب هائی که با تو دیده ام!
زندگی همین است،
در خواب اتفاق می افتد.

#ای_لیا
@boiereihan
پدرانه دخترانه...
#همین_جوری
نوشته هائی هستند که در گپ های دو نفره، باقی می ماند، برای همان یک نفر ... همان یک نفر میخواند و می فهمد، همان یک نفر همذات پنداری میکند با متن و تو نمیخواهی که کس دیگری با متن همراه شود و خودش را بگذارد جای آن یک نفر.
همان یک نفر شاید سالها بعد دوباره ببینید، دوباره بخواند، همان یک نفر!

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
کسی نفهمید
حال زنی را
که هر شب
خواب آغوشی را پهن میکند
روی بند عادت
در کنار بوسه ای
که هیچ گاه رخ نداد!

#ای_لیا
@boiereihan
عادت کردم به تو،
عادت کردی به من،
عادت کردیم به زندگی،
دوست داشتن هرچند
عادت نکرد!

#ای_لیا
@boiereihan
توی اولین فرصت دست میکند و ران زن را میفشارد، توی تاریکی سینما! زن که برمیگردد مرد میخندد، لابد انتظار دارد زن از این حرکت سوپرخفن اروتیک به وجد بیاید و الباقی داستان بشود شبیه فیلمهای پورنو اما زن کشیده ای میخواباند در گوش مرد!
اینطور مواقع بیشتر زنها سکوت میکنند، ترس دارند که خودشان بشوند متهم و کسی باور نکند ولی بهترین کار همین است. تا سکوت کنی کسی نمیفهمد. تا خودت معترض نشوی من مرد هم شاید ترغیب نشوم پا پیش بگذارم و پشت سرت در بیایم.
زن میگوید مرد دست دراز کرده است و رانش را گرفته. مردی میزند پس گردن مرد جوان و با لگد او را حواله میدهد سمت در.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
ای لیا:
گفته بود مرد گریه نمیکند ...
دلش سبک نمیشد. جلوی آینه دست انداخته بود توی دلش و زخمها را یکی یکی بیرون کشیده بود, گذاشته بود جلوی آینه. خنده اش گرفت. دردهایش دو برابر شده بود.
گریه نکرده بود چون گفته بودند مرد گریه نمی کند. مرد دق می کند جای گریه!
مرد دق میکند و باز خنده اش می گیرد.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
ایش دونوب لیلی دوشوب چوللره مجنون سراغیندا
شیرین الده تئشه،داغ پارچالییر فرهاد اوتورموش اوتاغیندا

عاصم اردبیلی
...................................
ترجمه:
كار برعكس شده ليلي افتاده تو صحراها دنبال مجنون مي گرده
شيرين تيشه گرفته دستش كوه ميكنه فرهاد نشسته تو اتاقش

@boiereihan
حداقل تو رانندگی با هم مهربون باشیم. کم کاری های سیستم و حکومت رو از حلقوم همدیگه تو خیابون بیرون نکشیم. رانندگی هامون افتضاحه و یه بخش اعظمیش هم به خاطر همین بی اعصاب بودنمون تو رانندگیه. والا زن و مرد هم نداره.
@boiereihan
مرد دست گذاشته بود روی فرمان ماشین, نگاه میکرد به زن, سرش را برد به طرف زن, زن نزدیکتر شد و آرام لبهای همدیگر را بوسیدند, زن چرخید به طرف در, انگار که بخواهد پیاده شود, مرد چیزی گفت, زن برگشت لبخند زد و چیزی گفت. اینبار زن سرش را برد به طرف, لبها را چسباند به لبهای مرد, مرد مقاومت نکرد, دست گذاشت پشت سر زن و لبهای زن را شدیدتر بوسید, بیشتر خوردن بود تا بوسیدن. جدا شدند, زن اشاره کرد به لبهای مرد, مرد خندید و دست کشید روی لبهایش, زن خواست پیاده شود, در ماشین را که باز کرد مرد دوباره خم شد و اینبار آرام روی لبهای زن را بوسید, زن پیاده شد, مرد از جلوی من گذشت, رفت و دور زد و برگشت, رسید سر کوچه ای که زن را پیاده کرده بود, نگاه کرد به سمت کوچه, حس کردم دارد از پشت سر راه رفتن زن را نگاه میکند, صورت مرد را نمیشد دید که دارد لبخند میزند و یا اینکه چشمش هم پر بوده از خنده لابد ولی حال خوبشان پخش شده بود توی یکی از خیابان های خلوت پائیزی شهر.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
بعضی چیزا حقیقت دارن چه اعتقاد داشته باشیم چه نداشته باشیم.

فیلمِ city of angeles
#فیلم_دیالوگ
از اینجا به بعد پائیز که باران میبارد خوب است. اینکه بشود با او توی خیابانهای شهر توی تاریک روشن پیاده روهای خیس شهر راه رفت, این خوب است. اینکه بازویت را سفت بچسبد خودش را بچسباند به بازویت به پهلویت, گاهی تو هم دست حلقه کنی دور شانه هایش بیشتر فشارش دهی به پهلویت, این خوب است. اینکه حرف میزند, ها میکند بخار توی دهانش را ببینی, طعم شیرین توی دهانش را لابلای بخار محو شده در فضا حس کنی, این خوب است. از اینجا به بعد پائیز خوب است, از همینجایش که میشود زیر نم نم باران پیاده رفت خیابانهای از نفس افتاده شهر را.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
به مرد گفته بود حرف بزن, پیش خودت نگه ندار. اینطور راحت میشوی. دلت آرام میشود. مرد گفته بود از کجایش بگویم؟ زن گفته بود از هرکجائی که راحت تر است! مرد سکوت کرده بود, سرش را گذاشته بود روی میز ...

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan