ای‌لیا – Telegram
ای‌لیا
1.48K subscribers
765 photos
50 videos
36 files
59 links
دو خط چایی یک فنجان خاطره ...
و خاطره ای که دیگر نیست.
Download Telegram
نوشته هائی هستند که در گپ های دو نفره، باقی می ماند، برای همان یک نفر ... همان یک نفر میخواند و می فهمد، همان یک نفر همذات پنداری میکند با متن و تو نمیخواهی که کس دیگری با متن همراه شود و خودش را بگذارد جای آن یک نفر.
همان یک نفر شاید سالها بعد دوباره ببینید، دوباره بخواند، همان یک نفر!

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
کسی نفهمید
حال زنی را
که هر شب
خواب آغوشی را پهن میکند
روی بند عادت
در کنار بوسه ای
که هیچ گاه رخ نداد!

#ای_لیا
@boiereihan
عادت کردم به تو،
عادت کردی به من،
عادت کردیم به زندگی،
دوست داشتن هرچند
عادت نکرد!

#ای_لیا
@boiereihan
توی اولین فرصت دست میکند و ران زن را میفشارد، توی تاریکی سینما! زن که برمیگردد مرد میخندد، لابد انتظار دارد زن از این حرکت سوپرخفن اروتیک به وجد بیاید و الباقی داستان بشود شبیه فیلمهای پورنو اما زن کشیده ای میخواباند در گوش مرد!
اینطور مواقع بیشتر زنها سکوت میکنند، ترس دارند که خودشان بشوند متهم و کسی باور نکند ولی بهترین کار همین است. تا سکوت کنی کسی نمیفهمد. تا خودت معترض نشوی من مرد هم شاید ترغیب نشوم پا پیش بگذارم و پشت سرت در بیایم.
زن میگوید مرد دست دراز کرده است و رانش را گرفته. مردی میزند پس گردن مرد جوان و با لگد او را حواله میدهد سمت در.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
ای لیا:
گفته بود مرد گریه نمیکند ...
دلش سبک نمیشد. جلوی آینه دست انداخته بود توی دلش و زخمها را یکی یکی بیرون کشیده بود, گذاشته بود جلوی آینه. خنده اش گرفت. دردهایش دو برابر شده بود.
گریه نکرده بود چون گفته بودند مرد گریه نمی کند. مرد دق می کند جای گریه!
مرد دق میکند و باز خنده اش می گیرد.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
ایش دونوب لیلی دوشوب چوللره مجنون سراغیندا
شیرین الده تئشه،داغ پارچالییر فرهاد اوتورموش اوتاغیندا

عاصم اردبیلی
...................................
ترجمه:
كار برعكس شده ليلي افتاده تو صحراها دنبال مجنون مي گرده
شيرين تيشه گرفته دستش كوه ميكنه فرهاد نشسته تو اتاقش

@boiereihan
حداقل تو رانندگی با هم مهربون باشیم. کم کاری های سیستم و حکومت رو از حلقوم همدیگه تو خیابون بیرون نکشیم. رانندگی هامون افتضاحه و یه بخش اعظمیش هم به خاطر همین بی اعصاب بودنمون تو رانندگیه. والا زن و مرد هم نداره.
@boiereihan
مرد دست گذاشته بود روی فرمان ماشین, نگاه میکرد به زن, سرش را برد به طرف زن, زن نزدیکتر شد و آرام لبهای همدیگر را بوسیدند, زن چرخید به طرف در, انگار که بخواهد پیاده شود, مرد چیزی گفت, زن برگشت لبخند زد و چیزی گفت. اینبار زن سرش را برد به طرف, لبها را چسباند به لبهای مرد, مرد مقاومت نکرد, دست گذاشت پشت سر زن و لبهای زن را شدیدتر بوسید, بیشتر خوردن بود تا بوسیدن. جدا شدند, زن اشاره کرد به لبهای مرد, مرد خندید و دست کشید روی لبهایش, زن خواست پیاده شود, در ماشین را که باز کرد مرد دوباره خم شد و اینبار آرام روی لبهای زن را بوسید, زن پیاده شد, مرد از جلوی من گذشت, رفت و دور زد و برگشت, رسید سر کوچه ای که زن را پیاده کرده بود, نگاه کرد به سمت کوچه, حس کردم دارد از پشت سر راه رفتن زن را نگاه میکند, صورت مرد را نمیشد دید که دارد لبخند میزند و یا اینکه چشمش هم پر بوده از خنده لابد ولی حال خوبشان پخش شده بود توی یکی از خیابان های خلوت پائیزی شهر.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
بعضی چیزا حقیقت دارن چه اعتقاد داشته باشیم چه نداشته باشیم.

فیلمِ city of angeles
#فیلم_دیالوگ
از اینجا به بعد پائیز که باران میبارد خوب است. اینکه بشود با او توی خیابانهای شهر توی تاریک روشن پیاده روهای خیس شهر راه رفت, این خوب است. اینکه بازویت را سفت بچسبد خودش را بچسباند به بازویت به پهلویت, گاهی تو هم دست حلقه کنی دور شانه هایش بیشتر فشارش دهی به پهلویت, این خوب است. اینکه حرف میزند, ها میکند بخار توی دهانش را ببینی, طعم شیرین توی دهانش را لابلای بخار محو شده در فضا حس کنی, این خوب است. از اینجا به بعد پائیز خوب است, از همینجایش که میشود زیر نم نم باران پیاده رفت خیابانهای از نفس افتاده شهر را.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
به مرد گفته بود حرف بزن, پیش خودت نگه ندار. اینطور راحت میشوی. دلت آرام میشود. مرد گفته بود از کجایش بگویم؟ زن گفته بود از هرکجائی که راحت تر است! مرد سکوت کرده بود, سرش را گذاشته بود روی میز ...

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
در این میانه یکی "تو" بود بقیه شما بودند!

#ای_لیا
@boiereihan
به چه می اندیشی؟
از چه ملولی برادر جان؟
این آب
این خاک
گیاهی بروید
در میان خس و خاک.

بارانی ببارد
من و تو دوباره
دست در گردن هم
خنده های کودکی را
به نظاره خواهیم نشست.

#ای_لیا
@boiereihan
دوست داشته شدن خوب است, از آن بهتر دوست داشتن است. اینکه کسی را دوست داشته باشی و دلت برایش تنگ شود. اینکه یکهو حس کنی دوست داری کنارت نشسته باشد و گرمای تنش را حس کنی, دستش را گرفته باشی, وقتی حرف میزند گوش کنی, توی چشمهایش خنده را ببینی. نوی اتمسفر اطرافش غرق شوی, آرام سرت را بگذاری روی شانه اش, روی سینه اش, صدای قلبش را بشنوی. دوست داشتن شاید عصاره تمام زیبائیهای خلقت است, خالصترین حالت بروز یک احساس است. دوست داشتن خوب است.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
سخت است
زن باشی و گاهی معشوق
و گاهی از نفس افتاده ای
در میان کلماتی حقیر
در ذهن فاحشه روزگار.
و کسی نداند
که گاهی این همه تفاوت را
اوغ میزنی
فریاد می شود در سینه ات
اما بغضت
راه فریاد می بندد.

سخت است
زن باشی و عاشق
و گاهی باکره ای مقدس
در ذهن پریشان هذیان یک رویا!
زن باشی
و گاهی فقط زن باشی
و کسی نخواهد بیش از این
اینکه تو را برای بودنت بخواهد
تو را که
نه باکره مقدسی بودی
نه یک تصویر مبهم.
فقط زن باشی
و ...
نه همان زن بودنت کافی ست.

#ای_لیا
@boiereihan