ای‌لیا – Telegram
ای‌لیا
1.49K subscribers
765 photos
50 videos
36 files
59 links
دو خط چایی یک فنجان خاطره ...
و خاطره ای که دیگر نیست.
Download Telegram
‏صبح سارا رفته دستشوئی اومده صورتشو پاک کنه با حوله داد میزنه چه خوبه حوله بوی بابارو میده. منم تو اون یکی اتاق با شنیدنش غش و ضعف میکنم! از حال رفتم اصلن!!

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
چشمهایش برق میزند, زنی لابلای روزانه هایش از خیال مرد عبور کرده است لابد!

@boiereihan
گفت میرم میفروشمت؟
گفتم من گرونم! سرت کلاه نذاره.
گفت مثلن چندی مگه؟
گفتم به قدر بوسه ای که مرا از قیل و قالِ جهان برهاند!
گفت هوم!

@boiereihan
"یکی از بزرگترین باگ های زندگی اینه که خانوما دپرس میشن غر میزنن حالشون خوب میشه ولی اقاهه با شنیدن غرها دپرس میشه دیگه هیچ جوریم حالش خوب نمیشه. حالا خانومه غر بزنه همسرش دپرس میشه غر نزنه خودش دپرس میمونه. زندگی یه جوریه که انگار قرار نیست هیچی سرجاش بمونه."

متن بالا را دوستی در گوگل پلاس نوشته است. شاید بشود گفت زنها موجودات پیچیده ای نیستند، همانطور که مردها موجودات بی تفاوتی نیستند. اما مساله عدم فهم درست طرفین از شخصیتهایی ست که به عنوان شریک در یک رابطه باید ایجاد کنند.
مرد به زن گفته بود نمیفهمم که چرا شماها طی دوران عادت ماهیانه تان اینقدر غیرمنتظره هستید. اینقدر بی ثبات اینقدر لج باز! خب کافیست مثلن روی دست مرد یک زخم کوچک ایجاد کرد و گذاشت به تناوب چند صد سی سی خون طی یک هفته از دست بدهد بعد ببینیم حال خودش ثبات خواهد داشت تا بعد به الباقی داستان برسیم!
حرف زدن در حالات روحی نامتعادل(همان که به غر زدن تعبیر میشود) برای زن یک ابزار دفاعیست. اینکه تنش و استرس را از حد غیرمجازش به حد مجازش برساند. اینکه از این ابزار استفاده میکند تا احساسش زمخت نشود و درک این موضوع در زندگی مشترک برای مردها سخت است. اینکه غر زدن زن را میگذارند به حساب چیزهای دیگر، خسته شدنش از مرد، دوست ندانشتنش، درک نکردنش، مرد هم پیش خود حساب و کتاب میکند و گاهی هم به نتایج ناگواری میرسد که اگر درست مدیریت نشود زندگی را به فنا میدهد!
شاید ساده ترین راه این باشد که فقط بشنوید، بشنوید، حالا اینوسط چهارتا فحش هم به شما و جدوآبادتان داد، خب اتفاقی نمیافتد زن برمیگردد به خط تعادل و دوباره ادامه میدهد و شما هم قطعن چیزی از دست نداده اید. حالا دوتا هم مشت میزند به پک و پهلوتان. مهم نیست. مهم احساس زن است.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
یک خیابان
برگهای زرد شده چنارهایش
هوایی که عاشق است
بارانی باریک
و تویی ...
و تویی که نیستی!

#ای_لیا
@boiereihan
بعضی وقتها سخت ترین کار اینه که با ترسهات روبرو بشی.

فیلمِ lights out
#فیلم_دیالوگ
‏خروجی قلب قطعن از هیچ قاعده و قانونی پیروی نمیکنه.

فیلم the man who knew infinity
#فیلم_دیالوگ
پیرزن میگفت : زن و شوهر هیچوقت نباید رخت خوابشون دوتا بشه، حتی وقتی دعوا میکنن و قهر میکنن باز باید کنار هم بخوابن. تخت خوابشون و رختخوابشون یکی باشه. این کنار هم خوابیدن خودش خیلی مسایل رو حل میکنه.

پیرزن نه استاد دانشگاه بود و نه تحصیل کرده و مثلن آکادمی رفته. سواد مکتبی آن موقع ها را داشت. مادربرزگ یکی از دوستان بود که چندسال پیش به رحمت خدا رفت. اما رفیقمان همین چند خط را که نقل میکرد به این نتیجه میرسیدیم بیشتر اختلافات زندگی مدرن زناشویی درک نکردن همین مسایل کوچک است. لج بازی در بیشتر مواردی که قابلیت حل شدن دارند. مثلن سعی در گرفتن امتیاز بیشتر. بیشتر مسایل کوچک قابل حل شدن هستند اگر یکی از طرفین در وقت و موقع مناسب کوتاه بیاید.

+ منظورم زندگی هایی نیست که در آستانه پاشیدن هستند و یا زندگی هایی که دیگر تمام حرمتها از بین رفته اند و زن و مرد به خون هم تشنه اند یا ابنکه از اساس ازدواجشان اشتباه بوده.

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
قرار گذاشته بودیم سر امتحان میان ترم یکی از دروس برگه ها را سفید بدهیم برای اعتراض به روش تدریس. قرار شد چند دقیقه ای که گذشت من بلند شوم و برگه را بدهم و بعد هم الباقی دنبال من بیایند. خب من کارم را کردم و در نهایت شد داستان مسلم ابن عقیل توی مسجد کوفه! همه نشسته بودند، کسی بلند نشد. من تبدیل شدم به شورشی، کودتاچی. آن ترم آن درس را افتادم و بعدش هم استاد دیگر با من یکی دلش صاف نشد. و سه درس باقیمانده را هم که مجبور به گذراندن با او بودم یک خط در میان می انداخت. بعدها حین فارغ التحصیلی یکی از کارمندهای آموزش گفت که درس موتور احتراق داخلی را که نه گرفته بودم در اصل نمره چهارده بوده!
خلاصه اینکه قبل از اقدام به هر عملی امکانات را بسنجید، آدمها را بسنجید، گاه مجبورید کوتاه ببایید. گاه مجبور به پذیرش شرایط هستید.
هرچند هیچگاه پشیمان نشدم، روحیه عصیان در من نهادینه شد. توی کارم هم همینطورم. هرچند کمی محافظه کارتر شده ام.

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
درد را
کودکی میفهمد
که شلوارش خیس است
و گوشش سرخ از سیلی مادر!

#ای_لیا
@boiereihan
زن
با لباس سرمه ای رنگ اداری
پشت چراغ قرمز
به وقت تنهایی
به ماتیک قرمز توی کیفش فکر میکند
و مردی که (دیگر)نیست!

#ای_لیا
@boiereihan
دخترم بزرگتر میشود. میگویم دخترم. چون حس یک مرد خوشبخت جاری میشود زیر پوستم. حس خوبی دارد. حین نوشتن این متن چند بار دیگر تکرار میکنم. دخترم، دخترم ...
چند سال دیگر که به سرعت چشم برهم زدنی میرسد میشود یک دختر جوان. شبیه برخی از شماها. من هم لابد پا گذاشته ام آنطرف پنجاه سالگی. یا چند سالی مانده به پنجاه شاید. به این فکر میکنم چطور خواهم بود. چیزی هستم که بخواهد به بودنم مفتخر باشد؟ آیا توانسته ام کاری کنم مستقل بار بیاید، بفهمد زندگی بالا و پایبن دارد. نمیدانم.
یکبار خواب دیده بودم دختر بزرگی مرا بابا صدا میکند، توی خواب تنم یخ زد، من آماده گی اش را ندارم. کاش بچه ها بزرگ نمیشدند. کاش ...

+ نقاشی سارا که یکی دو سال پیش کشیده است. مثلن خودش را کشیده. گذاشته ام توی کیفم. جلوی چشمانم باشد.

#ای_لیا
@boiereihan
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
زنی باشد
و شعری.

چه بیهوده تلاشیست
هم آغوشی یک مرد
در میان کلمات،
جمله ای معیوب
بی فاعل
ولی مفعولی مست.

زنی باشد
در میان هم آغوشی کلمات
شاید بوسه ای
شاید گره خوردن عضلاتی بی جان
در میان هیاهوی قافیه ها.

مردی باشد
و شعری که هیچ معشوقه ای ندارد!
هرچند شاید
زنی
خوابیده است
در میان کنایه های شعری.

#ای_لیا
@boiereihan
گفت یقین یک قسم است و آن این است که وقتی گفتم برویم نپرسی کجا, فقط دستهایت را دراز کنی که یعنی دستم را بگیر و ببر هرآنجا که خواهی!

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
برای اینکه یه مرد رو برای خودت نگه داری، باید اجازه بدی تو همه ی بازی های احمقانه کوچیک برنده بشه!

فیلم قبل از نیمه شب

+ کاری به درستی یا نادرستی دیالوگ بالا ندارم ولی این فیلم رو چندبار باید دید. تبدیل شدن زندگی به عادتها رو تصویر کرده. اینکه گاهی باید از فانتزی های ذهن خارج شد و توی دنیای واقعی زندگی کرد. همین دنیای واقعی که خیلی هامون فکر میکنیم باید یه جای بهتری باشیم، یا با آدمهای بهتر!

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه #فیلم_دیالوگ
@boiereihan
از دامن زن مرد به معراج می رود!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تحلیل ساینس ماتریالیستی :

خب با دقت بیشتری نگاه کنید می بینید که زن در اینجا نقش لانچر پرتاب رو بر عهده داره. یعنی اگر لانچر نباشه عملن موشک رو هم نمی تونیم پرتاب کنیم. پس موشک بدون لانچر هیچه، یعنی اول لانچر بود و بعد موشک هویدا شد. بعد اگر لانچر درست عمل نکنه یعنی انجراف داشته باشه موشک به مقصد نمی رسه یعنی مرد به معراج نمی رسه فوقش پرت میشه تو تراس خونه روبروئی! همون خونه که ی داف مکش مرگ مای مجرد هم توش زندگی میکنه! پس می بینید که چقدر نقش زن اینجا مهمه یعنی عملن مرد(موشک) بدون زن(لانچر) به هیچ جا نمی رسه (البته در باب تراس خونه روبروئی بین علمای مختلف اختلاف هست که همون معراجه یا نه!)

+ یک کارشناس موشک ... ببخشید! مکانیک!
#ای_لیا
@boiereihan
زندگی سالهاست به فنا رفته است !
باور کن ...
من و تو تصاویری هستیم که پس از میلیاردها سال نوری تازه به هم می رسیم.

#ای_لیا
@boiereihan
بارانی که نمی بارد،
چشمهایت،
زندگی هم که کوتاه است
و عاشقانه هایی که درد می کنند.

#ای_لیا
@boiereihan