مادری بود
زندگی خانه ای داشت
خدا روی سبزی شمعدانی می نشست
خیال پر می زد
می رفت تا خنکای پنجره
نسیمی می آمد
می نشست کنار سفره ی آشنایی.
نانی تکه می کرد
دست همیشه ترک خورده ی مادر.
مادر که بود
خدا دستانش را
در حوض خاطره ها می شست
پهن می کرد باران زندگی
نگاهش را روی شیشه های تنهایی.
دختر همیشه خندان کوچه ی سایه ها
می نشست روی هشتی درب خانه ی ما
کوچه ها پر بود
از بوی عاشقانه های مجنون
بهارنارنج می شد همه ی کلمه ها
پخش می شد طعم زندگی روی دیوار دوست داشتن
کودکی زغالی می کرد
بودن ها را ، همین ها را
سیاه می شد همه ی دست ِ عاشقی.
مادر بود
همه بودند
بند رختی پر بود از پوست زندگی
زندگی می رفت لابلای اتاق ها
بوی خدا دست به دست می شد
روی سجاده ها
روی چادر نماز گلدار
روی یاسهای خشکیده .
مادر ولی دیگر نبود
زندگی هم نبود ... تنهایی سر طاقچه ی عادت
زل می زد به همه ی اشباح این خانه.
مادر نبود ، چیزی جایی دنبال خیال می گشت.
#ای_لیا
تهران - مرداد 1382
زندگی خانه ای داشت
خدا روی سبزی شمعدانی می نشست
خیال پر می زد
می رفت تا خنکای پنجره
نسیمی می آمد
می نشست کنار سفره ی آشنایی.
نانی تکه می کرد
دست همیشه ترک خورده ی مادر.
مادر که بود
خدا دستانش را
در حوض خاطره ها می شست
پهن می کرد باران زندگی
نگاهش را روی شیشه های تنهایی.
دختر همیشه خندان کوچه ی سایه ها
می نشست روی هشتی درب خانه ی ما
کوچه ها پر بود
از بوی عاشقانه های مجنون
بهارنارنج می شد همه ی کلمه ها
پخش می شد طعم زندگی روی دیوار دوست داشتن
کودکی زغالی می کرد
بودن ها را ، همین ها را
سیاه می شد همه ی دست ِ عاشقی.
مادر بود
همه بودند
بند رختی پر بود از پوست زندگی
زندگی می رفت لابلای اتاق ها
بوی خدا دست به دست می شد
روی سجاده ها
روی چادر نماز گلدار
روی یاسهای خشکیده .
مادر ولی دیگر نبود
زندگی هم نبود ... تنهایی سر طاقچه ی عادت
زل می زد به همه ی اشباح این خانه.
مادر نبود ، چیزی جایی دنبال خیال می گشت.
#ای_لیا
تهران - مرداد 1382
دوستی نوشته بود من تازه در دانشگاه با مقوله روابط جنسی آشنا شدم و فهمیدم چیست. البته خیلی ها مدعی هستند که از نوجوانی همه چیز را می دانسته اند و حتی رابطه جنسی هم داشته اند اما یکی از همین همه چیزدانها توی فامیل داریم که بعدها معلوم شد علت اصلی طلاقش عدم رضایت جنسی همسرش بوده هرچند حین طلاق هزارویک دلیل دیگر آورده بودند. خلاصه اینکه خیلی هامان ادای بلد بودن را در می آوریم به وقت عمل پای همگی مان لنگ می زند! دانستن و بلد بودن با درست عمل کردن زمین تا آسمان فرق دارد. چه زن باشی چه مرد.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
زن پرسید این تاکسی ها تا فلانجا میرن.؟ گفتم بله. نشستیم عقب. تلفتش زنگ خورد. یکی آنطرف خط در جایی منتظرش بود. به نفر پشت خط گفت یک لحظه گوشی و بعد از من پرسید : کی میرسیم؟ گفتم نهایتن پنج دقیقه دیگر. همینها را به نفر پشت خط گفت. آنطرف خط چیزی گفته شد که زن را به خنده انداخت. توی ماشین سرد بود. هوای سرد خیابان با ما آمده بود و چپیده بود توی پیکان. زن راحت نشسته بود. من هم راحت نشسته بودم. کاری به کار هم نداشتیم. دوباره گوشی اش زنگ خورد. اینبار صدای زنگ شبیه این گوشی های دکمه ای بود. زن از توی کیفش یک گوشی دیگر در آورد. صدای آنطرف گوشی واضح می آمد. مردی پرسید کجایی؟ زن جواب داد با نازی اومدم خرید! حس کردم سرش را چرخانده طرف من. مرد اما ول کن نبود و از زن میخواست گوشی را بدهد به نازی. زن گفت که نشسته است توی تاکسی و قطع کرد. مرد دوباره زنگ زده بود. اینبار لابد خشن تر. زن چیزی گفت و قطع کرد. زن پرسید آقا کی میرسیم. گفتم پانصدمتر دیگر مانده. رسیدیم. پیاده نشده آن یکی گوشی اش زنگ خورد. همان گوشی هوشمندش که بار اول زنگ خورده بود.
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
دست کنی لای موهایت و تکانی به سرت بدهی، آبشاری از طلا بپاشد در میان سرخی غروب. آسمان نگاه کند تو را دلش تنگ شود برای باران ...
بوئیدن موهایت، لمس دانه دانه تارهایش. نفس های زندگی را در میان گیسوانت دیده ام آن زمان که کودکی هایم در میانشان تابی بسته بودند و خیالی هم نبود از روزگاری که زندگی فشارمان می داد.
موهایت
این خودش شعر است
حرف اضافه ای نمی خواهد.
ای لیا
بوئیدن موهایت، لمس دانه دانه تارهایش. نفس های زندگی را در میان گیسوانت دیده ام آن زمان که کودکی هایم در میانشان تابی بسته بودند و خیالی هم نبود از روزگاری که زندگی فشارمان می داد.
موهایت
این خودش شعر است
حرف اضافه ای نمی خواهد.
ای لیا
تعریف میکرد که برای طرح کاد( ما نظام قدیمی ها یک روز در هفته میرفتیم کار یاد بگیریم. بهش میگفتن طرح کاد) رفته بود درمانگاه. بهیار یادش داده بود که برای آمپول زدن باید یک ور باسن را چهار قسمت فرض کنی و آن گوشه بالایی به سمت بیرون را بزنی. یک روز مرد و زنی می آیند که آمپول بزنند. این ننه مرده فقط بوده. زن روی تخت دراز میکشد. مردی هم که با او آمده بود کنارش. تعریف میکرد اولین بارم بود میخواستم آمپول بزنم، نمیدانستم چکار کنم. خودکار برداشتم و روی باسن زن خطی کشیدم، هنوز خط دوم را نکشیده بودم که برسم به تقسیمات و بعد هم بخش چهارم بیرونی، مرد زده بود پس گردنم که روی کون زن من چه غلطی داری میکنی. پا گذاشته بودم به فرار.
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
یک برنامه ساده ورزشی برای تناسب اندام :
1- سه ست سه تایی بارفیکس(البته اگر پنج تا کنید بهتر)
2- سه ست ده تایی شنای سویدی(البته پنج تا بهتر)
3- سه ست بیست تایی درازو نشست(البته پنج تا بهتر)
4- سه ست پانزده تایی اسکات(البته پنج تا بهتر)
5- طناب زدن به مدت ده دقیقه.
برنامه بالا را ترجیحن روزانه (البته اگر فشار وارد میکند یک روز در میان انجام دهید تا بدن عادت کند) و در فاصله های زمانی مختلف انجام دهید. روی کاغذ بنویسید یک جایی جلوی چشم بچسبانید. مثلن روی در یخچال. بینشان فاصله ام بیافتد مهم نیست. مثلن توی ده ساعت انجام دهید. بین روز پخشش کنید یا مثل خود من مثلن از ساعت شش به بعد توی خانه.
طناب هم نشد نشد ولی چهارتای اول را انجام دهید.
حالا اگر دویدن و یا دوچرخه را هم اضافه کنید که خوبترتر است.
از یک جایی باید شروع کرد. تناسب اندام لازم است. باور کنید توی شاد تر شدن روح و روان تاثیر دارد. حالا نمیگویم سنگین ورزش کنید که باعث آزاد شدن انواع و اقسام هورمونها خواهد شد و در شادابی روح و جسم تاثیر بیشتری دارد، همین ها را هم انجام بدهید خوب است. عادت کنیم به تحرک ... جای رژیم گرفتن با فعالیت بدنی کالری های اضافی را بسوزانید نه با عذاب دادن به روح و جسم.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
1- سه ست سه تایی بارفیکس(البته اگر پنج تا کنید بهتر)
2- سه ست ده تایی شنای سویدی(البته پنج تا بهتر)
3- سه ست بیست تایی درازو نشست(البته پنج تا بهتر)
4- سه ست پانزده تایی اسکات(البته پنج تا بهتر)
5- طناب زدن به مدت ده دقیقه.
برنامه بالا را ترجیحن روزانه (البته اگر فشار وارد میکند یک روز در میان انجام دهید تا بدن عادت کند) و در فاصله های زمانی مختلف انجام دهید. روی کاغذ بنویسید یک جایی جلوی چشم بچسبانید. مثلن روی در یخچال. بینشان فاصله ام بیافتد مهم نیست. مثلن توی ده ساعت انجام دهید. بین روز پخشش کنید یا مثل خود من مثلن از ساعت شش به بعد توی خانه.
طناب هم نشد نشد ولی چهارتای اول را انجام دهید.
حالا اگر دویدن و یا دوچرخه را هم اضافه کنید که خوبترتر است.
از یک جایی باید شروع کرد. تناسب اندام لازم است. باور کنید توی شاد تر شدن روح و روان تاثیر دارد. حالا نمیگویم سنگین ورزش کنید که باعث آزاد شدن انواع و اقسام هورمونها خواهد شد و در شادابی روح و جسم تاثیر بیشتری دارد، همین ها را هم انجام بدهید خوب است. عادت کنیم به تحرک ... جای رژیم گرفتن با فعالیت بدنی کالری های اضافی را بسوزانید نه با عذاب دادن به روح و جسم.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
درباره ماجرای باز کردن بخیه چند نکته :
1- ما فقط روایت رو از زبون اینور شنیدیم. کسی از زبون اون پزشک و پرستار چیزی نشنیده. ممکنه روایت دیگه ای هم باشه.
2- هویت بچه و پدر و مادر معلوم نیست. بعد یک جا گفته شده که بیمارستان برای لاپوشانی جراحی پلاستیک کرده. بعد یه جا دیگه گفتن یه سری قبول کردن چونه بچه رو جراحی کنن.
3- این عمل باز کردن بخیه از روی زخم بچه اونقدر هولناکه که هرطور حساب کنی قابل انجام نیست.
4- اون بخیه باز شده به هیچ دردی نمیخورده.
5- تعداد بخیه ها دو تا یا سه تا بوده.
6- و اینکه به خاطر یک دستمال قیصریه رو آتیش نزنیم.
تو این فقره بیشترمون با موج همراه شدیم. کسی دنبال صحت و سقم ماجرا نرفت.
#ای_لیا
1- ما فقط روایت رو از زبون اینور شنیدیم. کسی از زبون اون پزشک و پرستار چیزی نشنیده. ممکنه روایت دیگه ای هم باشه.
2- هویت بچه و پدر و مادر معلوم نیست. بعد یک جا گفته شده که بیمارستان برای لاپوشانی جراحی پلاستیک کرده. بعد یه جا دیگه گفتن یه سری قبول کردن چونه بچه رو جراحی کنن.
3- این عمل باز کردن بخیه از روی زخم بچه اونقدر هولناکه که هرطور حساب کنی قابل انجام نیست.
4- اون بخیه باز شده به هیچ دردی نمیخورده.
5- تعداد بخیه ها دو تا یا سه تا بوده.
6- و اینکه به خاطر یک دستمال قیصریه رو آتیش نزنیم.
تو این فقره بیشترمون با موج همراه شدیم. کسی دنبال صحت و سقم ماجرا نرفت.
#ای_لیا
دختر کوتاهتر از پسر است. پسر هیکل درشتی دارد. زن دارد شالش را روی سرش جابجا میکند، از کنار من که رد میشوند میشنوم زن میگوید : آخه کدوم مردی به زنش میگه که منو آقا صدا کن. مرد خیلی جدی میگوید "من" و میزند زیر خنده. من هم چند قدم جلوتر خنده ام میگیرد.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه