Forwarded from محمدعلی محمدپور
گفته میشه تمام شش شهید امروز در قسمت راهپله ساختمان پلاسکو پیدا شدهاند و این یعنی اینکه این عزیزان تنها چند قدم، تنها چند ثانیه، با خروج از ساختمان فاصله داشتند.
به این فکر میکنم که این چند قدم که طی نشد، تو این چند روز چند آدم رو چند سال پیرتر کرد؟
@m_mohamadpour
به این فکر میکنم که این چند قدم که طی نشد، تو این چند روز چند آدم رو چند سال پیرتر کرد؟
@m_mohamadpour
زن از ته لیوان بالا آمد، آرنجها را گذاشت لبه لیوان و خودش را کشید بالا. نشست روی دسته لیوان. موهایش را جمع کرد توی دست و چلاند. چای از بین موهایش شره کرد روی شیشه میز. مایوی دو تکه نارنجی رنگش با رنگ چای مخلوط شده بود. لیوان چای را بالاتر آوردم تا زن وضوح بیشتری داشته باشد، لیوان را چرخاندم. "مهندس چایت داره می ریزه"
نگاه کردم به میز کناری. با دست اشاره کرد چای! نگاه کردم به لیوانی که زن شیرجه زد بود داخلش و شره چای پخش شده بود روی میز!
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
نگاه کردم به میز کناری. با دست اشاره کرد چای! نگاه کردم به لیوانی که زن شیرجه زد بود داخلش و شره چای پخش شده بود روی میز!
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
روز اولی که حوا دلش گرفته بود، آدم نمیدانست که چه کند، هرچه کرد حوا دلش سبک نشد، آمد پشت سرش ایستاد چشمهایش را بست سرش را جلو آورد موهای حوا را بو کشید حوا پا عقب گذاشت خورد به سینه آدم، آدم دستهایش را جمع کرد دور حوا، حوا سرش را خم کرد روی بازوی آدم، دلش آرام شد.
+ داستانک
#ای_لیا
@boiereihan
+ داستانک
#ای_لیا
@boiereihan
Forwarded from کافی کتاب
کسی چه میداند، شاید این جهان جهنم سیاره ی دیگری است...
.Maybe this world is another planet's Hell
کافکا
#کافی_کتاب
@kafiketab
.Maybe this world is another planet's Hell
کافکا
#کافی_کتاب
@kafiketab
ادبیات اروتیک و ادبیات پورنوگرافیک
ناصر غیاثی - رادیو زمانه
اروتیک چیست؟ تفاوت آن با پورنوگرافی کدام است؟ آیا میتوان همواره و با قاطعیت اثری را اروتیکی یا پورنوگرافیک خواند؟ آیا مرز معینی این دو را از یکدیگر جدا میکند؟ یادداشت زیر تلاشی است برای یافتن پاسخی ممکن برای پرسشهای بالا در ادبیات داستانی. گرچه این دو در دیگر هنرها نیز کم و بیش از همان تعریف و نقش و کارکردی برخوردارند که در ادبیات.
اروتیک
واژهی اروتیک در زبان یونانی قدیم به معنی عشق بوده و «تنکامگی» یکی از برابرنهادهای فارسی آن است.
آثاری که در آنها بر عناصر شهوانی انسان همراه با عشق زمینی تأکید شده باشد، در ردهی آثار اروتیک جای میگیرند. سکس زاییدهی غریزه و تن است، عشق با حس و روان آدمی سروکار دارد و ادبیات اروتیک به وصف کشیدن رابطهی شهوانی – عاطفی یکی به دیگری است.
در آثار ادبی اروتیک، دو طرف در یک رابطهی عاشقانه یا دستکم عاطفی با یکدیگر قرار دارند و توصیف احتمالی اعمال یا امیال جنسی تنها بخشی از اثر را تشکیل میدهد. در این گونه آثار زیبایی و زیباییشناسی از جایگاه مهمی برخوردارند و به کلام کشیدن عمل جنسی یا نشان دادن و تأکید بر اندام جنسی هسته و مضمون اصلی اثر را تشکیل نمیدهد.
در ادبیات اروتیک نه تنها ارزشهای ادبی اثر لحاظ میشود بلکه از نقد جامعه – بویژه نقد اخلاقی آن - غافل نیست. در اروتیک جسم هم هست اما فقط جسم نیست، روح و روان شخصیتها، نوع رابطه و دیگر مشخصات یک اثر ادبی در آن ملموس است. این ادبیات گستاخ و بیپرواست و روابط و مناسبات اجتماعی و نیز دیدگاههای مذهبی و اخلاقی جامعه را به چالش میکشد.
ادبیات اروتیک کم و بیش در تمام فرهنگها و از دیرباز وجود داشته و در دورههای مختلف تاریخی فراز و نشیبهایی را پشت سر گذاشته است. سلایق ادبی- هنری و ارزشهای اخلاقی حاکم بر هر دوره متر و معیارهایی هستند برای پذیرش یا عدم پذریش چنین ادبیاتی از سوی یک جامعه.
تاریخ ادبیات اروتیک نشان میدهد از یک سو سنتها و اخلاق جامعه و از سوی دیگر سانسور حکومتی نقش تعیینکنندهای در به وجود آمدن، شکل گرفتن و ترویج این نوع از ادبیات داشته و دارد. نباید از یاد برد که ادبیات اروتیک نیز، چنان که ادبیات پورنوگرافیک، قصد برانگیختن میل جنسی و شهوت در انسان را دارد، با این تفاوت که اثر بر مدار عمل جنسی صرف یا فقط اندام جنسی نمیچرخد و حس و عاطفه نیز جایگاه ویژهی خود را دارند.
پورنوگرافی
واژهی پورنوگرافی نیز کلمهای در زبان یونانی قدیم و به معنای «تصاویر منافی عفت» است و برابرنهادهای فارسی آن عبارتند از هرزهنگاری، زشتنگاری و وقاحتنگاری.
آنچه در آثار پورنوگرافیک برجستگی مییابد، به تصویر کشیدن اعمال جنسی با تأکید بر اندام جنسی است وجوه عاطفی – روانی دو طرف رابطه نادیده گرفته میشود و ویژگیهای یک اثر ادبی حامل معیارهای زیباشناسیک یا در آنها وجود ندارد و یا بسیار کم رنگ است.
در پورنوگرافی سکس به عملی ساده و مکانیکی تقلیل داده میشود و کاملاً آشکار است. انسان نیز در آثار پورنوگرافیک به عمل جنسی تقلیل داده شده و تبدیل به یک ابژهی صرف جنسی میشود. پورنوگرافی به فضایی که در آن عمل جنسی انجام میشود و رابطهی بین انسانها هیچگونه توجهی ندارد. هدف پورنوگرافی چیزی نیست مگر برانگیختن حس شهوی - جنسی افراد با تأکید بر عمل صرف جنسی.
بنابراین میتوان گفت، پورنوگرافی تنها به اعمال و اندام جنسی تأکید و تکیه داشته، و کارش تنها نشان دادن یا به وصف کشیدن آنهاست. در این نوع از ادبیات غالباً حضور زن تنها به عنوان یک ابژهی جنسی است و معمولاً از منظر مردانه نوشته شد و پس مطابق آمال جنسی مردانه است. به همین خاطر بیشتر مخاطب چنین ادبیاتی مردها هستند.
در یک کلام شاید بتوان به چنین تعریفی از پورنوگرافی اکتفا نمود: برجستگی عمل جنسی و اندام جنسی از یک سو و غیبت روان و حس و عاطفه و فقدان جوهر هنری از سوی دیگر.
تفاوت اروتیک و پورنوگرافی
بنا برآنچه آمد، میتوان به این جمعبندی رسید که پورنوگرافی فقط و فقط جهت تحریک جنسی آدمها تهیه و تولید شده و از هر نوع زیباییشناسی هنری به دور و مکانیکی است. اروتیک اما گرچه از تحریک جنسی مخاطب غافل نیست، اما ارزشهای زیباییشناسیک دارد، و در حیطهی هنر قرار میگیرد. با اینهمه شاید یادآوری این نکته خالی از فایده نباشد که نمیتوان پورنوگرافی و اروتیک را همیشه و همه جا به روشنی از یک دیگر تفکیک نمود. در تعیین تفاوت یا همسان پنداشتن این دو، عوامل متعددی از قبیل فرهنگ، سنت، دین، تاریخ، ناخودآگاه جمعی و سلیقه و دلبستگیهای فردی نقش دارند.
@boiereihan
⬇️⬇️⬇️⬇️
ناصر غیاثی - رادیو زمانه
اروتیک چیست؟ تفاوت آن با پورنوگرافی کدام است؟ آیا میتوان همواره و با قاطعیت اثری را اروتیکی یا پورنوگرافیک خواند؟ آیا مرز معینی این دو را از یکدیگر جدا میکند؟ یادداشت زیر تلاشی است برای یافتن پاسخی ممکن برای پرسشهای بالا در ادبیات داستانی. گرچه این دو در دیگر هنرها نیز کم و بیش از همان تعریف و نقش و کارکردی برخوردارند که در ادبیات.
اروتیک
واژهی اروتیک در زبان یونانی قدیم به معنی عشق بوده و «تنکامگی» یکی از برابرنهادهای فارسی آن است.
آثاری که در آنها بر عناصر شهوانی انسان همراه با عشق زمینی تأکید شده باشد، در ردهی آثار اروتیک جای میگیرند. سکس زاییدهی غریزه و تن است، عشق با حس و روان آدمی سروکار دارد و ادبیات اروتیک به وصف کشیدن رابطهی شهوانی – عاطفی یکی به دیگری است.
در آثار ادبی اروتیک، دو طرف در یک رابطهی عاشقانه یا دستکم عاطفی با یکدیگر قرار دارند و توصیف احتمالی اعمال یا امیال جنسی تنها بخشی از اثر را تشکیل میدهد. در این گونه آثار زیبایی و زیباییشناسی از جایگاه مهمی برخوردارند و به کلام کشیدن عمل جنسی یا نشان دادن و تأکید بر اندام جنسی هسته و مضمون اصلی اثر را تشکیل نمیدهد.
در ادبیات اروتیک نه تنها ارزشهای ادبی اثر لحاظ میشود بلکه از نقد جامعه – بویژه نقد اخلاقی آن - غافل نیست. در اروتیک جسم هم هست اما فقط جسم نیست، روح و روان شخصیتها، نوع رابطه و دیگر مشخصات یک اثر ادبی در آن ملموس است. این ادبیات گستاخ و بیپرواست و روابط و مناسبات اجتماعی و نیز دیدگاههای مذهبی و اخلاقی جامعه را به چالش میکشد.
ادبیات اروتیک کم و بیش در تمام فرهنگها و از دیرباز وجود داشته و در دورههای مختلف تاریخی فراز و نشیبهایی را پشت سر گذاشته است. سلایق ادبی- هنری و ارزشهای اخلاقی حاکم بر هر دوره متر و معیارهایی هستند برای پذیرش یا عدم پذریش چنین ادبیاتی از سوی یک جامعه.
تاریخ ادبیات اروتیک نشان میدهد از یک سو سنتها و اخلاق جامعه و از سوی دیگر سانسور حکومتی نقش تعیینکنندهای در به وجود آمدن، شکل گرفتن و ترویج این نوع از ادبیات داشته و دارد. نباید از یاد برد که ادبیات اروتیک نیز، چنان که ادبیات پورنوگرافیک، قصد برانگیختن میل جنسی و شهوت در انسان را دارد، با این تفاوت که اثر بر مدار عمل جنسی صرف یا فقط اندام جنسی نمیچرخد و حس و عاطفه نیز جایگاه ویژهی خود را دارند.
پورنوگرافی
واژهی پورنوگرافی نیز کلمهای در زبان یونانی قدیم و به معنای «تصاویر منافی عفت» است و برابرنهادهای فارسی آن عبارتند از هرزهنگاری، زشتنگاری و وقاحتنگاری.
آنچه در آثار پورنوگرافیک برجستگی مییابد، به تصویر کشیدن اعمال جنسی با تأکید بر اندام جنسی است وجوه عاطفی – روانی دو طرف رابطه نادیده گرفته میشود و ویژگیهای یک اثر ادبی حامل معیارهای زیباشناسیک یا در آنها وجود ندارد و یا بسیار کم رنگ است.
در پورنوگرافی سکس به عملی ساده و مکانیکی تقلیل داده میشود و کاملاً آشکار است. انسان نیز در آثار پورنوگرافیک به عمل جنسی تقلیل داده شده و تبدیل به یک ابژهی صرف جنسی میشود. پورنوگرافی به فضایی که در آن عمل جنسی انجام میشود و رابطهی بین انسانها هیچگونه توجهی ندارد. هدف پورنوگرافی چیزی نیست مگر برانگیختن حس شهوی - جنسی افراد با تأکید بر عمل صرف جنسی.
بنابراین میتوان گفت، پورنوگرافی تنها به اعمال و اندام جنسی تأکید و تکیه داشته، و کارش تنها نشان دادن یا به وصف کشیدن آنهاست. در این نوع از ادبیات غالباً حضور زن تنها به عنوان یک ابژهی جنسی است و معمولاً از منظر مردانه نوشته شد و پس مطابق آمال جنسی مردانه است. به همین خاطر بیشتر مخاطب چنین ادبیاتی مردها هستند.
در یک کلام شاید بتوان به چنین تعریفی از پورنوگرافی اکتفا نمود: برجستگی عمل جنسی و اندام جنسی از یک سو و غیبت روان و حس و عاطفه و فقدان جوهر هنری از سوی دیگر.
تفاوت اروتیک و پورنوگرافی
بنا برآنچه آمد، میتوان به این جمعبندی رسید که پورنوگرافی فقط و فقط جهت تحریک جنسی آدمها تهیه و تولید شده و از هر نوع زیباییشناسی هنری به دور و مکانیکی است. اروتیک اما گرچه از تحریک جنسی مخاطب غافل نیست، اما ارزشهای زیباییشناسیک دارد، و در حیطهی هنر قرار میگیرد. با اینهمه شاید یادآوری این نکته خالی از فایده نباشد که نمیتوان پورنوگرافی و اروتیک را همیشه و همه جا به روشنی از یک دیگر تفکیک نمود. در تعیین تفاوت یا همسان پنداشتن این دو، عوامل متعددی از قبیل فرهنگ، سنت، دین، تاریخ، ناخودآگاه جمعی و سلیقه و دلبستگیهای فردی نقش دارند.
@boiereihan
⬇️⬇️⬇️⬇️
نامبرده در حالیکه خیابون یه طرفه رو خلاف می اومد، خیکشو خاروند و گفت : این مملکت درست بشو نیست!
@boiereihan
@boiereihan
زن توی سرما منتظر بود، هوا سرد بود، دستش را گرفت جلوی بینی، بوی عطر مرد دوید توی جانش. گونه اش سرخ شد. لبهایش خندید.
+ داستانک
#ای_لیا
@boiereihan
+ داستانک
#ای_لیا
@boiereihan
Forwarded from ایلیا
مردم را مسخره نکنیم، دردهای هرکس به اندازه توانائی هایش است، یکی ناراحت گم شدن پاستیل خرسی اش است، و این بزرگترین مصیبت زندگی اش بوده. یکی هم نمی داند با بی پولی و خرج درمان پدرش چه کند! تازه اگر مصیبت بی نانی و غرولند های صاحب خانه بگذارند!
درد ها همه دردند،
از آدمها به اندازه خودشان انتظار درک شدن داشته باشیم ...
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
درد ها همه دردند،
از آدمها به اندازه خودشان انتظار درک شدن داشته باشیم ...
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
Forwarded from محمدعلی محمدپور
«ما خودِ سورپرایزیم!»
محمدعلی محمدپور | بیقانون (با اندکی تغییر)
خارجیها یک پدیدهای دارند به اسم «سورپرایز» کردن. در این پدیده، افراد سوژه مورد نظرشان را در موقعیتی از قبل پیشبینی نشده قرار میدهند و بعد از اینکه او را شگفتزده کردند دور هم میخندند و با دل خجسته، آمار شادی کشورشان را بالا میبرند. اخیرا ما ایرانیها هم این رسم را از آنها یاد گرفتهایم و مثلا برای تولد طرف، چراغها را خاموش میکنیم و آن شخص که از راه رسید ناگهان از شش جهت میریزیم سرش و سورپرایزش میکنیم. جدای اینکه ما اصلا در جامعه خودمان یک چیزی به اسم «شوخیخرکی»مذگان داریم و نیازی به این غربگراییها نیست میخواهم بگویم که اساسا سورپرایز برگزار کردن در جامعه ما عملی بیهوده و مهمل است. اصلا وقتی ما ذاتا در همه امور میل به سورپرایز شدن داریم چه دلیلی دارد یک مراسم خاص بهش اختصاص دهیم. مثلا اگر یکی بیاید بهمان بگوید این لوله وسیله گازسوزتان ناایمن است حرفش را به شعله گازمان هم نمیگیریم. تا اینکه یک روز بالاخره خفه میشویم و خودمان را بر فراز دست دیگران داخل تابوت میبینیم و آنجاست که لخت و عور سورپرایز میشویم. در سطح کلان کشور هم دقیقا همین طور است تا وقتی حادثهای رخ ندهد همه دارند پشت میزشان تلگرامبازی میکنند و توی جلسات خیار گاز میزنند. همین که حادثه رخ میدهد همه شگفتزده خود را به صحنه حادثه میرسانند و با افقهای مختلف بدنشان عکس میگیرند و منتشر میکنند. مدیر و مسئولمان هم برای کشتهشدگان روحی شاد آرزو میکند و از مقام آنها در عالم باقی برایمان قصهها میگوید. پس با این اوصاف میبینید که ما سورپرایز لازم نداریم چون ما خودِ سورپرایزیم!
#لمداده_با_کیبورد
#بیقانون
@m_mohamadpour
محمدعلی محمدپور | بیقانون (با اندکی تغییر)
خارجیها یک پدیدهای دارند به اسم «سورپرایز» کردن. در این پدیده، افراد سوژه مورد نظرشان را در موقعیتی از قبل پیشبینی نشده قرار میدهند و بعد از اینکه او را شگفتزده کردند دور هم میخندند و با دل خجسته، آمار شادی کشورشان را بالا میبرند. اخیرا ما ایرانیها هم این رسم را از آنها یاد گرفتهایم و مثلا برای تولد طرف، چراغها را خاموش میکنیم و آن شخص که از راه رسید ناگهان از شش جهت میریزیم سرش و سورپرایزش میکنیم. جدای اینکه ما اصلا در جامعه خودمان یک چیزی به اسم «شوخیخرکی»مذگان داریم و نیازی به این غربگراییها نیست میخواهم بگویم که اساسا سورپرایز برگزار کردن در جامعه ما عملی بیهوده و مهمل است. اصلا وقتی ما ذاتا در همه امور میل به سورپرایز شدن داریم چه دلیلی دارد یک مراسم خاص بهش اختصاص دهیم. مثلا اگر یکی بیاید بهمان بگوید این لوله وسیله گازسوزتان ناایمن است حرفش را به شعله گازمان هم نمیگیریم. تا اینکه یک روز بالاخره خفه میشویم و خودمان را بر فراز دست دیگران داخل تابوت میبینیم و آنجاست که لخت و عور سورپرایز میشویم. در سطح کلان کشور هم دقیقا همین طور است تا وقتی حادثهای رخ ندهد همه دارند پشت میزشان تلگرامبازی میکنند و توی جلسات خیار گاز میزنند. همین که حادثه رخ میدهد همه شگفتزده خود را به صحنه حادثه میرسانند و با افقهای مختلف بدنشان عکس میگیرند و منتشر میکنند. مدیر و مسئولمان هم برای کشتهشدگان روحی شاد آرزو میکند و از مقام آنها در عالم باقی برایمان قصهها میگوید. پس با این اوصاف میبینید که ما سورپرایز لازم نداریم چون ما خودِ سورپرایزیم!
#لمداده_با_کیبورد
#بیقانون
@m_mohamadpour
Forwarded from ویر،گول
همه ما عاشق کسی هستیم که فقط خودمان میشناسیمش،
مهم تر اینکه اصلا وجود هم ندارد،
دوست داریم "کسی باشد"، آنطور که ما تصورش را داریم!
@virgooolll
#جواد_داوری
مهم تر اینکه اصلا وجود هم ندارد،
دوست داریم "کسی باشد"، آنطور که ما تصورش را داریم!
@virgooolll
#جواد_داوری
Forwarded from کافی کتاب
بعضی چیزها را نه می شود دور ریخت و از شرشان خلاص شد، نه می شود نگه داشت و با خاطراتی که زنده می کنند کنار آمد.
درختم دلشوره دارد - فریده خرمی
#برشی_از_یک_کتاب
#کافی_کتاب
@kafiketab
درختم دلشوره دارد - فریده خرمی
#برشی_از_یک_کتاب
#کافی_کتاب
@kafiketab
شب تو را کم دارد،
در آغوشی تنگ،
و جای بوسه ای رو لب هایت.
زندگی،
یک زندگی به من بدهکار است،
تو نیستی،
بماند برای زندگی بعد،
شاید روزی
بوی آشنایت را
باز در پیچ کوچه ای
باد به خاطرم آورد.
#ای_لیا
@boiereihan
در آغوشی تنگ،
و جای بوسه ای رو لب هایت.
زندگی،
یک زندگی به من بدهکار است،
تو نیستی،
بماند برای زندگی بعد،
شاید روزی
بوی آشنایت را
باز در پیچ کوچه ای
باد به خاطرم آورد.
#ای_لیا
@boiereihan
هرچه دارید و ندارید بپوشید و برقصید و بخندید که امشب سر هر کوچه خدا هست ...
حامد همایون
حامد همایون
گفت خدا لابد زن را که می آفریده حال خوبی داشته، آرام آرام اجزاء و ترکیبات را جمع کرده کنار هم. مثلن دست کشیده روی سر زن و بعد موها را آورده پایین دست گذاشته توی گودی کمر زن و کمی فرو داده و بعد گردی باسن را کشیده بیرون. دستهایش بوی گل رز میداده وقتی داشته چشمهای زن را خلق میکرده. منحنی در منحنی زن را رسم کرده. برجستگی سینه ها را، کشیدگی رانها را، خودش هم عاشق شده لابد!
گفت سرآخر گمانم شکم زن را بوسیده و ادامه خلقت را سپرده به زن!
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@yekbashar
گفت سرآخر گمانم شکم زن را بوسیده و ادامه خلقت را سپرده به زن!
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@yekbashar
از حداقل نشانه های شعور بلند صحبت نکرن با موبایل تو تاکسی و مترو و اتوبوسه!
عزیزم دوست دخترت فهمیده دوتا گوشی داری؟ خوب ما هم تو واگن شماره چهار مترو خط چهار فهمیدیم! حالا برو ببین چه خاکی تو سرت میتونی بریزی!
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
عزیزم دوست دخترت فهمیده دوتا گوشی داری؟ خوب ما هم تو واگن شماره چهار مترو خط چهار فهمیدیم! حالا برو ببین چه خاکی تو سرت میتونی بریزی!
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
غلتی زد و مرد را دید که هنوز خواب است، از پشت خودش را چسباند. سرش را مچاله کرد داخل گودی کمر مرد ... دلش غنج زد! آفتاب هنوز نرسیده بود به پوستش. آرام آرام خودش را ازپنجره می کشید تو ...
دست کرد از زیر لباس خواب ، دست کشید روی سینه های مرد، مرد تکانی خورد. خواب می دید شاید! دست فرشته ای را روی پوست تنش حس کرده بود. لبخندی نشست روی صورت مرد.
آمد بالاتر لاله گوش مرد را بین لبانش چرخاند و سرآخر چیزی در گوش مرد زمزمه کرد! صورتش را بین موهای مرد گم کرد ... احساس کرد دختر بچه ای شده است.
مرد هنوز لبخند میزد.
داستانک
#ای_لیا
@boiereihan
دست کرد از زیر لباس خواب ، دست کشید روی سینه های مرد، مرد تکانی خورد. خواب می دید شاید! دست فرشته ای را روی پوست تنش حس کرده بود. لبخندی نشست روی صورت مرد.
آمد بالاتر لاله گوش مرد را بین لبانش چرخاند و سرآخر چیزی در گوش مرد زمزمه کرد! صورتش را بین موهای مرد گم کرد ... احساس کرد دختر بچه ای شده است.
مرد هنوز لبخند میزد.
داستانک
#ای_لیا
@boiereihan