کانال امروز دوساله شد، فکر نمیکردم اینجور نسبت بهش اقبال بشه، از همهیِ شما ممنونم و امیدوارم کانال رو به دوستانتون معرفی کنید.
#ای_لیا
@boiereihan
#ای_لیا
@boiereihan
کفر اندر خود قاعده ایمان است
آسان آسان به کافری نتوان رفت
عین القضات همدانی
+ سِر دل با غیر نتوان گفت ...
@boiereihan
آسان آسان به کافری نتوان رفت
عین القضات همدانی
+ سِر دل با غیر نتوان گفت ...
@boiereihan
یه سری مثل رمان میمونن میتونی ادامه بدیشون فصل به فصل پا به پاشون بری گاه شیرین گاه تلخ، ولی جذاب و کشدار، تورو دنبال خودشون میکشن، یه سری هم داستان کوتاهن شیرینن ولی خب کوتاهن، یک برش کوتاه از زندگی هستن.
@boiereihan
@boiereihan
Forwarded from میتراود رحمان!
به لطف آدمها، زمانه چنان عوض شده که این حکایت از گلستان سعدی را میتوان 180 درجه تغییر، و به امروز تعمیم داد:
«حکیمی پسران را پند همی داد که جانان پدر هنر آموزید که ملک و دولت دنیا اعتماد را نشاید و سیم و زر در سفر بر محل خطر است؛ یا دزد به یکبار ببرد یا خواجه به تفاریق بخورد. اما هنر چشمه زاینده است و دولت پاینده و گر هنرمند از دولت بیفتد غم نباشد که هنر در نفس خود دولت است، هرجا که رود قدر بیند و در صدر نشیند و بیهنر لقمه چیند سختی بیند.»
📕 گلستان #سعدی
🚬 @Gamnam
به لطف آدمها، زمانه چنان عوض شده که این حکایت از گلستان سعدی را میتوان 180 درجه تغییر، و به امروز تعمیم داد:
«حکیمی پسران را پند همی داد که جانان پدر هنر آموزید که ملک و دولت دنیا اعتماد را نشاید و سیم و زر در سفر بر محل خطر است؛ یا دزد به یکبار ببرد یا خواجه به تفاریق بخورد. اما هنر چشمه زاینده است و دولت پاینده و گر هنرمند از دولت بیفتد غم نباشد که هنر در نفس خود دولت است، هرجا که رود قدر بیند و در صدر نشیند و بیهنر لقمه چیند سختی بیند.»
📕 گلستان #سعدی
🚬 @Gamnam
روز اول مدرسه برای من بیش از هرچیزی یادآور آن سکه دو تومنی بزرگیست که مادر گذاشت کف دستم و گفت : گشنه ات شد ی کیک و نوشابه بگیر بخور!
کل خاطره من از روز اول مدرسه همین کیک مارپیچی پنزاری و آن نوشابه مشکی یک تومن و پنزاریست! توی همین چند خط این یادآوری، آنقدر نوستالژی کف کرده دارم که هربار به سرم میزند بروم جلوی مدرسه ای که دیگر وجود ندارد و جلوی پله مغازه ای که دیگر وجود ندارد، بنشینم و نوشابه با کیک مارپیچی سق بزنم!
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
کل خاطره من از روز اول مدرسه همین کیک مارپیچی پنزاری و آن نوشابه مشکی یک تومن و پنزاریست! توی همین چند خط این یادآوری، آنقدر نوستالژی کف کرده دارم که هربار به سرم میزند بروم جلوی مدرسه ای که دیگر وجود ندارد و جلوی پله مغازه ای که دیگر وجود ندارد، بنشینم و نوشابه با کیک مارپیچی سق بزنم!
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
پائیز فلان است!
دقیقن تنظیمات من از همانجائی به هم میریزد که ساعت را عقب میکشند, زودتر تاریک میشود و سیاهی شب طولانی تر است. از یک هفته آخر شهریور هم که آب و هوا تکلیفش نه با خودش روشن است نه با خالقش, رخوت می آید و مینشیند روی کولم و می گوید : هییینه, هوشش, اوهه! یک رنج ابدی طوری دارم اصلن که واویلا! کافر نبیند و اون یکی هم نشنود. من هم راه رفتن زیر نم نم باران روی برگهای زرد شده خیابان ولیعصر را دوست دارم ولی خب با آن تاریکی زودرسش و آن پبچش نفیر و ناله مرگ لابلای شاخه های درختانش کنار آمدن برایم سخت است. من خودم متولد فصل سرد سالم آنهم وسط چله زمستان ولی خب طبع گرمی دارم, گرمائی هستم ولی با سرما نمیتوانم کنار بیایم علی رغم گرمائی بودن شدید تابستان و بهار را ترجیح میدهم. همه چیز سبز است, نور زیاد است, روزهای پاک و سالم به خاطر گردش هوا بیشتر است, اکسیژن بیشتر است و ... ولی خب می گویند پائیز فصل عشاق است, چرایش را من هم نفهمیدم, میگویند توی پائیز ... نمیدانم چه چیز دیگری میگویند ولی هرچه میگویند درباره اش من از همان روز اول مثل خرس توی خودم گوله میشوم تا اواخر اسفند که باز همه چیز برمیگردد طبق روال عادی خودش.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
دقیقن تنظیمات من از همانجائی به هم میریزد که ساعت را عقب میکشند, زودتر تاریک میشود و سیاهی شب طولانی تر است. از یک هفته آخر شهریور هم که آب و هوا تکلیفش نه با خودش روشن است نه با خالقش, رخوت می آید و مینشیند روی کولم و می گوید : هییینه, هوشش, اوهه! یک رنج ابدی طوری دارم اصلن که واویلا! کافر نبیند و اون یکی هم نشنود. من هم راه رفتن زیر نم نم باران روی برگهای زرد شده خیابان ولیعصر را دوست دارم ولی خب با آن تاریکی زودرسش و آن پبچش نفیر و ناله مرگ لابلای شاخه های درختانش کنار آمدن برایم سخت است. من خودم متولد فصل سرد سالم آنهم وسط چله زمستان ولی خب طبع گرمی دارم, گرمائی هستم ولی با سرما نمیتوانم کنار بیایم علی رغم گرمائی بودن شدید تابستان و بهار را ترجیح میدهم. همه چیز سبز است, نور زیاد است, روزهای پاک و سالم به خاطر گردش هوا بیشتر است, اکسیژن بیشتر است و ... ولی خب می گویند پائیز فصل عشاق است, چرایش را من هم نفهمیدم, میگویند توی پائیز ... نمیدانم چه چیز دیگری میگویند ولی هرچه میگویند درباره اش من از همان روز اول مثل خرس توی خودم گوله میشوم تا اواخر اسفند که باز همه چیز برمیگردد طبق روال عادی خودش.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
Forwarded from ایلیا
پائیز آمد خودش را انداخت در بغل جملات، همه شاعر شدند، عاشقی از درو دیوار بالا رفت.
...
می خوام ادامه بدم ولی متاسفانه با پائیز خیلی نمی تونم ارتباط برقرار کنم. بهارو بیشتر دوس دارم. مخصوصن باران های گاه به گاهش را ... و سبزی نگاهش را!
+ به هر حال ببخشید
#ای_لیا
@boiereihan
...
می خوام ادامه بدم ولی متاسفانه با پائیز خیلی نمی تونم ارتباط برقرار کنم. بهارو بیشتر دوس دارم. مخصوصن باران های گاه به گاهش را ... و سبزی نگاهش را!
+ به هر حال ببخشید
#ای_لیا
@boiereihan
Forwarded from ایلیا
صدای تَن عرق کرده ای
قاب میشود روی ضربان احساس اتاق
بوی یک صدای خیس
بوسه ای ترد
طعم پائیز
از میان دهان اتاق
آوار میشود روی تن عریان تخت.
#ای_لیا
@boiereihan
قاب میشود روی ضربان احساس اتاق
بوی یک صدای خیس
بوسه ای ترد
طعم پائیز
از میان دهان اتاق
آوار میشود روی تن عریان تخت.
#ای_لیا
@boiereihan
تو خیابون دعوا نکنیم,تو تره بار دعوا نکنیم, جلو بچه دعوا نکنیم, جلو درو همسایه دعوا نکنیم, روانی بازی در نیاریم, بزرگترین ظلم هم اگر در حقمون شده (گاهی ممکنه فقط توهم این مورد ظلم قرار گرفتن رو داریم) آبرو خودمون جلو در و همسایه با داد و بیداد نبریم, ممکنه به ناحق داریم آبرو یگی یکی دیگه رو هم میبریم , کولی بازی شاید اولش یه مقدار از انرژی رو تخلیه کنه ولی بعدش پشیمون میشیم. یعنی نمیتونیم مثل دوتا آدم بدون جر دادن همدیگه حرفامون رو بزنیم؟ نمیشه واقعن؟! نمیشه مثل دو تا آدم با شعور جدا بشیم؟ حتمن قبلش باید یه چیزی مثل سوریه فعلی باقی بذاریم و بعدش تموم کنیم؟!
@boiereihan
@boiereihan
میگه دخترا گربه رو بیشتر دوست دارن یا سگ؟ میگم دختر داشتی نگفتی؟ میگه نه میخوام دوستدختر پیدا کنم!
#توئیتر
@boiereihan
#توئیتر
@boiereihan
Forwarded from رادیو زی
لیزا رو یادتونه ؟
دختری که هوادار متاله و عاشق محمود کریمی .
پارسال بعد از ماه صفر بود که اون توییت معروف این کانال و اون کانال چرخید تا رسید دست خودمون و هر کسی ما رو با هم دید پرسید شماها همونید که ....
امروز این عکس رو فرستاده برام
نوشته اش رو که برام فرستاده بخونید خیلی قشنگه .
اون قاب رو بار اول براش خریدیم با خودش ببره . شعر رو من براش انتخاب کردم و طرز خنده داری هم ترجمه شد تا بفهمه چی گفته حضرت حافظمون.
اون سی دی محمود کریمی هم یه جا بهش هدیه دادن وقتی شناختن کیه 😂
قراره یه بار اربعین با هم بریم کربلا . نخندید تصمیم جدیه!
"My dear muslim friends, my dearest Zahra.
Last year we took a picture that spread rapidly in Iran (and even in Austria) and we both were criticized for that: Islam, Shiitic traditions, Black Metal, Ashura - how did I even dare to compare them? Religion and Metal are serious, right? There's no fun in Black Metal and Ashura!
The thing is:
When you talk about Muslims here, in Europe, there often is this negative subtle tune. I'm tired of that.
When I spent ten weeks in Iran this year some people even asked me "So you're an atheist and listen to Metal ... do you even have morals? Are there morals in Europe?" (I'm not joking, those were original quotes - I'm tired of that too ...)
Fact is, we live in a wicked world and in even crazier times full of cliches, stereotypes and bad assumptions.
And sometimes, in this craziness, you find a jewel. For me this jewel was this typical Ashura mourning music I fell in love from the first Mahmood Karimi video I watched on YouTube.
So, there it is: my virtual music library where Gorgoroth, Mgła, Inquisition, Mahmood Karimi and Hamid Alimi peacefully coexist.
Crazy hm?
I told my Iran stories at my Metal Festivals this year, we eliminated cliches and beer en masse and now, when autumn is knocking on our doors, we put away the tents (and send them to Iran, you need them now for your celebrations!) and listen to our favorite music indoors.
We come together, we celebrate that we feel ourselves, we drown in amazing music.
See, in the end we have a lot in common.
I wish you a blessed Ashura time (it's atheistic blessings, but trust me, they emerge right from the heart).
Hopefully next Ashura I can visit you,
And don't forget our Karbala trip! I'm still in!
❤🤘⛺🎶🛐
@radio_zee
دختری که هوادار متاله و عاشق محمود کریمی .
پارسال بعد از ماه صفر بود که اون توییت معروف این کانال و اون کانال چرخید تا رسید دست خودمون و هر کسی ما رو با هم دید پرسید شماها همونید که ....
امروز این عکس رو فرستاده برام
نوشته اش رو که برام فرستاده بخونید خیلی قشنگه .
اون قاب رو بار اول براش خریدیم با خودش ببره . شعر رو من براش انتخاب کردم و طرز خنده داری هم ترجمه شد تا بفهمه چی گفته حضرت حافظمون.
اون سی دی محمود کریمی هم یه جا بهش هدیه دادن وقتی شناختن کیه 😂
قراره یه بار اربعین با هم بریم کربلا . نخندید تصمیم جدیه!
"My dear muslim friends, my dearest Zahra.
Last year we took a picture that spread rapidly in Iran (and even in Austria) and we both were criticized for that: Islam, Shiitic traditions, Black Metal, Ashura - how did I even dare to compare them? Religion and Metal are serious, right? There's no fun in Black Metal and Ashura!
The thing is:
When you talk about Muslims here, in Europe, there often is this negative subtle tune. I'm tired of that.
When I spent ten weeks in Iran this year some people even asked me "So you're an atheist and listen to Metal ... do you even have morals? Are there morals in Europe?" (I'm not joking, those were original quotes - I'm tired of that too ...)
Fact is, we live in a wicked world and in even crazier times full of cliches, stereotypes and bad assumptions.
And sometimes, in this craziness, you find a jewel. For me this jewel was this typical Ashura mourning music I fell in love from the first Mahmood Karimi video I watched on YouTube.
So, there it is: my virtual music library where Gorgoroth, Mgła, Inquisition, Mahmood Karimi and Hamid Alimi peacefully coexist.
Crazy hm?
I told my Iran stories at my Metal Festivals this year, we eliminated cliches and beer en masse and now, when autumn is knocking on our doors, we put away the tents (and send them to Iran, you need them now for your celebrations!) and listen to our favorite music indoors.
We come together, we celebrate that we feel ourselves, we drown in amazing music.
See, in the end we have a lot in common.
I wish you a blessed Ashura time (it's atheistic blessings, but trust me, they emerge right from the heart).
Hopefully next Ashura I can visit you,
And don't forget our Karbala trip! I'm still in!
❤🤘⛺🎶🛐
@radio_zee
دنیای مجازیست با آدمهای هزاررنگش، شخصیتهای مجازی و واقعی، اعتماد کردن به این آدمها قطعن کار سادهای نیست، هرازگاهی کسی اینجا از تجربهاش و فریبی که خورده است مینویسد، اگر فریب میخوریم یک سر این فریب خودمان بودهایم، نمیشود همیشه نقش قربانی را داشت گاهی قربانی خود شریک جرم ماجراست.
دنیای مجازیست، میشود پشت هر اسم و نقاب زیبائی پنهان شد، میشود هر شخصیت و تیپ غیرواقعی برای خود ایجاد کرد میشود زنی مردنما بود یا مردی زننما، من و تو ساده اعتماد نکنیم.
@boiereihan
دنیای مجازیست، میشود پشت هر اسم و نقاب زیبائی پنهان شد، میشود هر شخصیت و تیپ غیرواقعی برای خود ایجاد کرد میشود زنی مردنما بود یا مردی زننما، من و تو ساده اعتماد نکنیم.
@boiereihan
Forwarded from Khabgard | خوابگرد
دورهی شيوههای داستاننويسی مدرن
با
بهناز علیپور گسكری
«زیر آفتاب هیچ چیز تازهای نیست.» موضوعات و مضامین انسانی محدودند و داستانهای بسیار با موضوعات و مضامین مشابه به طور مکرر گفته و نوشته شدهاند. از این حیث امروزه بیش از چه چیز گفتن، چگونه گفتن داستان و نوع روایت آن اهمیت دارد، چراکه انتخاب شیوه و تکنیک مناسب بر تعلیق و تأثیر روایت بر مخاطب میافزاید.
پس آنچه یک اثر را موفق و معتبر میسازد، نگاه متفاوت نویسنده و بدعتها و سازههای جدیدی است که به کار میبرد. این بدعتها همواره اتفاق نمیافتند و به تجربههای پیشین و چشماندازهای پسین نیازمندند.
امروزه بحث روایتشناسی به شناسایی همین شیوهها میپردازد و از جهت شناخت شیوهها و تکنیکهای روایی اهمیت ویژهای یافته است. اهمیت کار نویسندگانی همچون پروست، جویس، ویرجینیا ولف، فاکنر، ایشی گورو، وونه گات، براتیگان و... در تجربههای جدید آنها در شیوهها و تکنیکهای روایت نهفته است.
نباید فراموش کرد که همیشه راههای جدید وجود دارد، اما به سهولت بهدستآمدنی نیست و لازمهی آن مطالعهی داستانها و شناخت شیوههایی است که در دورهی خود بدیع بوده و آزموده شدهاند و هماکنون این امکان را به ما میدهند تا ضمن پرهیز از تکرارِ تجارب گذشته، به شیوههای جدیدتر و تجربههای روایی تازهتر فکر کنیم.
به این منظور، در این دوره، با انتخاب نمونهداستانهای کوتاه با ویژگیهای ذکرشده، به بررسی این شیوهها و تکنیکها میپردازیم.
📍ادورهی دهجلسهای، سهشنبهها از ساعت ۱۸ تا ۲۰
📍برای ثبتنام با ۸۸۴۹۵۴۲۴ تماس بگیرید.
📍کانال مدرسهی خوانش: @khaanesh
#آگهی
با
بهناز علیپور گسكری
«زیر آفتاب هیچ چیز تازهای نیست.» موضوعات و مضامین انسانی محدودند و داستانهای بسیار با موضوعات و مضامین مشابه به طور مکرر گفته و نوشته شدهاند. از این حیث امروزه بیش از چه چیز گفتن، چگونه گفتن داستان و نوع روایت آن اهمیت دارد، چراکه انتخاب شیوه و تکنیک مناسب بر تعلیق و تأثیر روایت بر مخاطب میافزاید.
پس آنچه یک اثر را موفق و معتبر میسازد، نگاه متفاوت نویسنده و بدعتها و سازههای جدیدی است که به کار میبرد. این بدعتها همواره اتفاق نمیافتند و به تجربههای پیشین و چشماندازهای پسین نیازمندند.
امروزه بحث روایتشناسی به شناسایی همین شیوهها میپردازد و از جهت شناخت شیوهها و تکنیکهای روایی اهمیت ویژهای یافته است. اهمیت کار نویسندگانی همچون پروست، جویس، ویرجینیا ولف، فاکنر، ایشی گورو، وونه گات، براتیگان و... در تجربههای جدید آنها در شیوهها و تکنیکهای روایت نهفته است.
نباید فراموش کرد که همیشه راههای جدید وجود دارد، اما به سهولت بهدستآمدنی نیست و لازمهی آن مطالعهی داستانها و شناخت شیوههایی است که در دورهی خود بدیع بوده و آزموده شدهاند و هماکنون این امکان را به ما میدهند تا ضمن پرهیز از تکرارِ تجارب گذشته، به شیوههای جدیدتر و تجربههای روایی تازهتر فکر کنیم.
به این منظور، در این دوره، با انتخاب نمونهداستانهای کوتاه با ویژگیهای ذکرشده، به بررسی این شیوهها و تکنیکها میپردازیم.
📍ادورهی دهجلسهای، سهشنبهها از ساعت ۱۸ تا ۲۰
📍برای ثبتنام با ۸۸۴۹۵۴۲۴ تماس بگیرید.
📍کانال مدرسهی خوانش: @khaanesh
#آگهی