ای‌لیا – Telegram
ای‌لیا
1.48K subscribers
765 photos
50 videos
36 files
59 links
دو خط چایی یک فنجان خاطره ...
و خاطره ای که دیگر نیست.
Download Telegram
آدمی همه چیز را فراموش می کند
حتی همین فراموشی را
و بر می گردد و دوباره با خاطراتش زندگی می کند.

#ای_لیا
@boiereihan
والا که خونه باید آشپزخونه اش بزرگ باشه، دلباز باشه، بشه توش میز گذاشت، پنجره قدی بزرگ و نورگیر داشته باشه، روبروش تراس باشه! حالا خودش تراس نداشت، خونه روبروئیش تراس داشته باشه!
شباش هم آروم باشه، بشه زیر همچی نوری نشست و چای شبانه نوشید و به ی سری چیزا فکر کرد.

#ای_لیا
اینستاگرام من : iliya.7
@boiereihan
+ ديروز داشتم فكر ميكردم "بوسه" طعم چى ميداد؟!
- طعم یک خیال در تراس خانه ای که پنجره هایش به هیچ کجا باز نمیشود!
+ فکر کنم اینجوری باشه . ترکیب رویا و امنیت.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
اینکه فکر کنیم زندگی شوخیست ،
این خوب است، برای خدا هم خوب است ...

#ای_لیا
@boiereihan
ماشین را برداریم و بزنیم به جاده، یک سلکشن دارم از موسیقی های ناب، هرکدام را خواستی پلی کنی، جاده اش مهم نیست، مهم این است که تو باشی و رایحه سبک گیسوانت، که ریه های من و ماشین را پر کند. بخندی، زمان سکته کند، بایستد، دستم روی دنده ماشین، دست بگذاری روی دستم، مشتش کنی. زندگی همینقدر ساده است. همینقدر سبک. بیا! تو را و رایحه دل انگیز خنده هایت را برداریم و بزنیم به جاده ...

#ای_لیا
@boiereihan
چشمان تو
بهترین اتفاق زمین است ...

#ای_لیا
@boiereihan
رفته ام در خواب
دیده ام جائی،
مرد شاعری
نان میزند در آب
در دوردست هیچ نبود
زندگی در میان مردمان
هنوز جاری!

#ای_لیا
@boiereihan
توی تاکسی نشسته است پشت سر راننده، من وسط نشسته ام و کنار دستم هم زنی میانسال. گوشی اش زنگ میخورد، گوشی برگشت صدا دارد، یعنی اگر نخواهم هم، میشنوم چه می گویند : "عزیزم خوبی، قربونت برم من!"
"کجایی تو پس؟"
" تو تاکسی ام، دارم میرم خونه!"
" نمیخوام، تو باید بیای پیش من"(اینجا را با عشوه بخوانید)
" آخ قربون ... برم من، اون خوردنیا"(مرد سعی میکند آرام بگوید منم سعی دارم ذهنم را ببرم سمت فیلم جدید جنگ ستارگان ولی نمیشود)
"نمیخواد قربونشون بری بیا همینجا و ..."( ادامه اش مشمیز کننده میشود در فضای عمومی)
به نظر میرسد حرارت مرد بالاتر رفته است، این را بدلیل تماس اجباری پاهایمان که با هم داریم میگویم.
مرد بعد از کلی کش و قوس و آه و حسرت که باید برود خانه و اینها تماس را قطع میکند. زن کنار دستی ام چیزی زیر لب زمزمه میکند انگار: مردک کثیف هرزه!
عاقله مردی چهل و چند ساله است. دوباره گوشی اش زنگ میخورد اینبار یک زن دیگر است و از او میپرسد کجایی؟ مرد اینبار عصبانی میشود و یک جورهایی خشن جواب زن را میدهد، میگوید : تو قبرستونم، از صبح مثل خر دارم جون میکنم. چی میخوای"
" خواستم ببینم کجایی، شام بکشم یا نه!"
"تازه بلوار کشاورزم"
گوشی را قطع میکند. آن لحظه توی ستارخان بودیم. نزدیک خانه. پیاده شدم. تاکسی مرد را و هوسهایش را به همراه زنی که دارد زیر لب به او فحش میدهد برداشت و برد.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
رها کن
دستان ِ خاطره را ،
زندگی بی امان پیش می رود .

#ای_لیا
میگفت :
شما آقایون از یه سری چیزها محرومید، مثل درک کردن لذت همین دیدن دست مردی که دوسش داری روی دنده ماشین که به جلو هم خیره شده!

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
برخی چیزها را نباید دوباره تجربه کرد، یکبار از روی جنازه ات رد شده است آن تجربه،دیگر سر راهش قرار نگیر!

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
عاشق میشوید، حداقل عاشق رفتار آدمها نشوید. آدمها گاهی حالشان خوب است، گاهی بد. رفتارشان متاثر از حالشان است. عاشق افکارشان شوید. افکار حتی در بدترین حال آدمها هم تغییر نمیکند ...

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
زندگی یک حقیقت عریان است هم میشود در آغوشش هم خوابه شد هم میشود از دور نگاهش کرد و لذت برد ...

#ای_لیا
@boiereihan
شرح حال آدمی همان حرفهایی ست که نمی‌زند، نمی‌نویسد، نمی‌گوید، گاه برای خودش یادآوری میکند و دوباره همه را قورت میدهد.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@iliyaaf7
موهایت را بده بر باد
پائین دستِ خاطره ها
مردی تشنه بوئیدن احساسِ دستان خداست
که وقتی تو را خلق می کرده
عطر دستانش را در موهایت جا گذاشته.

#ای_لیا
@boiereihan
اهواز خاک دارد
تهران هم آلودگی دارد
اصفهان هم
و ...

اما اشکال کار عدم توزیع مناسب درآمدهاست. راستی یادمان نرود سیستان هم خاک دارد. برای فهمیدنش باید آنجا بوده باشی. از پشت مانیتور فقط میشود آه و ناله کرد و بعدهم در حین نوشیدن چای عصرگاهی سری از روی تاسف تکان داد و الخ!
باز یادمان نرود همین پیش پای شما دریاچه ارومیه هم خشک شد.
جان! بحران آب؟
خب ما ملت فراموشکاری هستیم. همه روزگارمان ابن الوقتی میگذرد. این نیز میگذرد و در غبار فراموش روزگار به نسیانش می سپاریم.

چایت سرد نشود، بختگان و گاوخونی هم سالها پیش خشک شده اند!

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
برای فرمانده مدافعین خرمشهر، سید محمد جهان آرا

آخرین تیربارچی آخرین قطار فشنگ را هم خالی کرد. روی سقف بیمارستان نشسته بود مستاصل که چه کند. یکی از مدافعین گفت : سید گفته جمع کنید و برگردید. شهر سقوط کرده.

آخرین وانت به همراه آخرین بازمانده ها که خارج شدند، تیربارچی نگاهی به خط افق کرد جایی که دو تانک پیش میآمدند، فرصت گریه کردن نبود. سقف بیمارستان را بوسید. قرار گذاشت که برگردد و دوباره ببوسدش.

تیربار را روی دوش گذاشت و سقوط شهر را پشت سرش ندید ...
دو سال بعد برگشت، اول به نیابت از سید ممد بوسید. گونه هایش را چسباند روی سقف، هق هق گریه امانش نداد. ممد نبود ببیند مدافعین برگشته اند.

#ای_لیا
@boiereihan