ای‌لیا – Telegram
ای‌لیا
1.49K subscribers
765 photos
50 videos
36 files
59 links
دو خط چایی یک فنجان خاطره ...
و خاطره ای که دیگر نیست.
Download Telegram
‏آه که چقدر دوستت دارم و باز کم است ...

#ای_لیا
@boiereihan
‏تبلت دخترک صفحه‌ش ریخته بود به هم، ال سی‌دیش تعطیل شده بود عملن، طبق اصل "بازش کن چندتا ضربه بهش بزن" عمل کردم درست شد یه شیش ماهی کار میکرد امروز باز به هم ریخت بازش کردم وقت بستن چندتا چیز اضافه اومد، دخترک میگه اینا چیه؟ میگم تو تبلت بود؟ میگه آره! تبلت راه افتاد دوباره.

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
‏بیا زندگی را بدزدیم آن وقت میان دو دیدار قسمت کنیم ...

سهراب سپهری
@boiereihan
زندگی
چیزی‌ست
شبیه لمس یک خاطره در گذر زمان.

#ای_لیا
@boiereihan
Forwarded from ای‌لیا
این عکس های قدیمی را دیده اید، همین هائی که عمدتن پیش از انقلاب گرفته شده اند؟ نمیخواهم در تاریخ خط کشی کنم و بگویم از فلان به بعد و به قبل، ولی حتی همان عکس های اوائل انقلاب هم همین حس و حال را دارند. رنگ ها زنده اند، به قولی شارپند!
فضا و مکان ها زنده اند، شاید به نظر عده ای عکس های قدیمی کلن همین حس و حال را منتقل کنند. ولی عکسهای مثلن ده سال پیشم و یا بیست سال پیشم این حس را برایم زنده نمی کنند.
عکسی دارم که یک ساله و نیمه ام در آن. نشسته ام کنار ساحل رودسر ... آن موقع ها هنوز تفکیک نشده بود همه چیز. بک گراند عکس پر از رنگ است، دریای آبی و سبز ، آسمان آبی، به قول حامد حبیبی "خورشید آنموقع ها اینطور می تابیده" پر نورتر، روشن تر ...

عکس کجاست؟ پسرعموی پنجاه و چند ساله مان، دست کرده اند توی آلبوم فامیل ها و این مدل تک عکس ها راجمع کرده اند، هرچه هم زور زدیم که یک روز آلوم را بگیریم و اسکن کنیم رضا نمیدهد!

+ از میان همینطوری های روزانه

* عکس : روی جلد داستان همشهری شماره مرداد93
⬇️⬇️⬇️
Forwarded from ای‌لیا
Forwarded from ای‌لیا
این عکسهای قدیمی چرا اینقدر خوبند؟چرا اینقدر درون خود حس دارند؟
مثل همین عکس هایی که همه هستند، فامیل هستند، خانواده جمع شده اند، توی راه یک سفر مثلن، توی باغی صحرایی جایی اینچنین.
همه حالشان خوب است، آدمها دارند میخندند، خوشحالند.
همین عکس های رنگ و رو رفته ای که توی آلبومهایمان داریم. دوربین دیجیتال بزرگترین خیانت بود، شاید هم فراموش کردن یک سری چیرها خیانت بود. خلاصه هرچه بود دیگر عکسها مثل آن موقع ها حس ندارند، انگار همه چیز فوتوشاپ است!
انگار چیزی را گم کرده ایم!

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
Forwarded from محمدعلی محمدپور (MohamadAli Mohamadpour)
گل‌های پیراهن بی‌بی ریز ریز دارند می‌خشکند درست مثل خنده روی لب‌های ما.

@m_mohamadpour
‏هوا دم کرده بود، زن چنگ میزد روی ملحفه‌ای که در عصر جمعه‌ای تب‌دار بوی نا گرفته بود، چشمها را بسته بود، از ضربه‌های لذتی شیرین، چنگ میزد ... چنگ میزد به خاطره‌ای دور. هوا دم کرده بود، زن روی تخت مچاله بود.

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
‏سگک سوتین را از پشت جا انداخت، بندها را روی شانه مرتب کرد، دست انداخت زیر کاپِ سوتین و پایین کشید، نگاه کرد توی آینه، دست گذاشت زیر پستانها و بالا داد، کمی به چپ و راست چرخید لبخندی زد، دکمه‌های پیراهن را که میبست حجم‌ پستانها چاک بین دکمه‌ها را باز کرد، زن نگاهی کرد خوشش آمد.

+ داستانک
@boiereihan
‏یک نفر هم باید باشد بشود با او حرفهای خاک‌بر سری زد، از همین حرفهای هزار لایه شبیه پیاز، هی لایه به لایه حرف را عوض کنی، خون بدود توی صورتت، یک نفر باید باشد گاهی!

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
Forwarded from ای‌لیا
توی تمرینات ورزشی نقطه ای هست که من دوست دارم بهش بگم دروازه جهنم. مربی ای داشتم که این اسم رو گذاشته بود روش. یه سری هم میگن نقطه بی بازگشت.

تمرینات فوتبال رو پانزده سالگی شروع کردم. چند روز از تمرینات که گذشت هنوز نمیتونستم از قله تنفسی رد بشم. اونجایی که سینه هات شروع به سوختن میکنن، طعم خون میپیچه تو گلوت. پهلوهام درد میگرفت بعد شل میکردم و می ایستادم. مربیم پسرعموم بود. اومد گفت تا از دروازه جهنم رد نشی هیچ پخی نمیشی! 

"دروازه جهنم کجاست؟"

"دروازه جهنم جاییه که اوشکولا ازش رد نمیشن!"

دو هفته بعد ول کردم تمرینات رو. یه روز عصر پسرعمو با موتور گازیش اومد دنبالم رفتیم زمین خاکی. گفت بدو. جا خوردم. کمربندشو در آورد و کشید به پاهام. با همون شلوار و پیراهن دوییدم. دمپایی ها رو کندم و پابرهنه رو خاک رس میدوییدم. اونم با کمربند دنبالم! موتورو برداشته بود و افتاده بود دنبالم. مثل اسب میدوییدم. اصلن نفهمیدم چی شد. یک ربعی میدوییدم. سینه ام میسوخت خون جمع شده بود تو گلوم ولی میدوییدم. چند دقیقه بعد انگار همه چیز آروم شد. نه سوزش سینه ای نه خونی توی گلو. پهلوهام درد نمیکرد. پسرعمو دیگه دنبالم نمیکرد. از دروازه جهنم رد شده بودم. موتورو روشن کرد و رفت، داد زد : فردا مثل بچه آدم بیا سر تمرین.

توی زندگی واقعی هم از این نقاط بدون بازگشت هست. از این دروازه های جهنم. یه جاهایی هست کم میاریم. میخوایم ول کنیم ولی اگر ادامه بدیم، سوختن سینه رو ندیده بگیریم، خون توی گلو رو تف کنیم، چند دقیقه بعد همه چیز آروم میشه. سرازیری میشه ...

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
‏با دخترک گرم حرف بودیم گفتم بابا همه چیز واس توئه، این خونه زندگی واس توئه! چند روز بعد کل دکور خونه رو ریخت به هم گفت دوست دارم خونه این شکلی باشه!
#توئیتر
@boiereihan
‏نگاه کرد به پشت سرش، کسی نیامده بود، کسی نفهمیده بود که رفته است، راه را ادامه داد.
#توئیتر
@boiereihan
‏توی تره بار سیب جدا میکردم، گفت این گوجه زردا کیلو چنده؟ نگاه کردم به سیبها و گفتم اینا؟! گفت آره! گفتم شاید مشکلی چیزی داره سر همین نگفتم اینا سیبه گفتم سه هزار و پونصد تومن! گفت اولن که اگر گوجه میخوای اون قرمزا گوجه‌ست بعد گوجه کیلو ۱۲۰۰ تومنه!
به حال خوبش غبطه خوردم!

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
‏توی سریال 13reasons why فصل دومش وقتی مادره میفهمه دخترش باکرگیش رو از دست داده برمیگرده میگه:
Our daughter becomes woman, we missed it!

"دخترمون زن شد و ما نفهمیدیم" جالب اینه که اونجا هم فرق زن و دختر رو از بین رفتن باکرگی میدونن.
#توئیتر
@boiereihan
‏پیرمرد شصت هفتاد ساله راننده تاکسی پشت گوشی به زنش سفارش ماست خیار میداد، چنان قربون صدقه‌ش هم میرفت هی "حاج خانم قربونت برم اگر زحمتت میشه ولش کن" از اونور هم صدای زن می‌اوند "حاجی خدا سایه‌ت رو بالا سر من نگه داره" مغازله‌ای لطیف در میان شلوغی و عبوسی ما آدمهای خسته.

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
‏سبزیجات تازه و میوه و همچنین ترک فست فودها و شکر و چربی میتونه جلوی افسردگی رو بگیره، پوست بدن رو روشن میکنه، قدرت حافظه رو افزایش میده.

@boiereihan
‏کسی چه می‌دانست
زندگی یعنی، تلاشی بی پایان
برای هیچ ...

#ای_لیا
@boiereihan
‏کارخانه‌های داخلی خودرو بیرون نمیدن تا قیمت بازار آزاد بالا بره بعد که بالا رفت خودشون هم‌ گرون‌ میکنن با این بهانه که بین قیمت بازار آزاد و کارخانه تفاوت زیادی نباید باشه. این کارخانه‌ها هم دولتی نیستن شبه دولتی هستن نهادهای دیگه توشون سهامدارن، خود دولت هم البته سهامداره.

#توئیتر
@boiereihan
‏میگه یکی از متدهای پیدا کردن شوهر پولدار اینه که دخترا میرن جاهایی مثل بولینگ و اسب سواری و تیراندازی و ... جاهایی که پسر پولدارا جمع میشن. فراگیر هم شده. گفتم اینستاگرام‌ چطور؟ گفت یعنی چی؟ گفتم اونجا هم‌ همه بچه پولدارن انگار!
#توئیتر
@boiereihan