ای‌لیا – Telegram
ای‌لیا
1.49K subscribers
765 photos
50 videos
36 files
59 links
دو خط چایی یک فنجان خاطره ...
و خاطره ای که دیگر نیست.
Download Telegram
‏برای محافظت از خودت اول باید یاد بگیری از دیگران‌ محافظت کنی.

فیلمِ هفت سامورایی
#فیلم_دیالوگ
@boiereihan
Forwarded from ای‌لیا
عکسها همیشه راستش را نمیگویند, عکسها هیچوقت نمیگویند آن صاحب لبخند صبح بیدار شده است و نشسته است لبه تخت, خیره شده است به جائی در میانِ مرز باریک خیال و واقعیت, همانجائی که رنجهایش را داخل کمد ذهن آشفته زمین مخفی میکند. عکسها هیچوقت نخواهند گفت در پس آن چهره های زیبا چه غمها و غصه هائی توی تختخوابِ خاطرات رخ نداده خوابیده است. عکسها یک لحظه را منجمد میکنند و تو را فریب میدهند که یادت برود آدمی در این سیاره رنج تنهاست ... هرچند فریب خوبی ست!

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
‏دختر به نسبت اشاره داره و زن به جنسیت، یه بچه ۹ ساله جنسیتش زنه و یه خانم ۵۰ ساله با سه تا بچه دختر باباش. ربطی به فیزیولوژی و تغییرات جسمی سببی نداره.

+ به بهانه‌ی روز دختر
@boiereihan
‏اونقدر به جائی که می‌خوای باشی فکر می‌کنی که یادت میره از جایی که هستی لذت کافی رو ببری، اینقدر نگران چیزهایی که نمیتونی کنترل کنی نباش، یه کم زندگی کن.

فیلمِ Passengers
@boiereihan
‏شده‌ایم شبیه ابراهیم، هر روز اسماعیل‌هایمان را می‌بریم به قربانگاه چاقو می‌گذاریم زیر گلویش به آسمان‌ نگاه می‌کنیم منتظریم کسی بگوید دست نگه دار تو در این آزمون سربلند شدی ولی صدایی نمی‌آید، هر روز اسماعیل‌هایمان قربانی می‌شوند.

@boiereihan
پیاده شدم بچه گربه را برداشتم گذاشتم کنار دیوار، توی خودش مچاله شده بود شنیده بودم که بچه گربه‌ها را نباید جابجا کرد مادرشان می‌رود دنبال چیزی توی سطل آشغالی جائی لابد بگردد تکه پیتزایی که دیشب یکی از ما هوس کرده و بقیه‌ش را نتوانسته کوفت کند و توی سطل آشغال ول کرده بلومباند و تبدیلش کند به شیر و بیاورد کلسیم تازه را بریزد توی حلق بچه گربه، در ماشین را بستم و آمدم نشستم کنار بچه گربه، سیاه بود شبیه ذغال یا زغال هرچند ز و ذ برای بچه گربه غذا نمیشد پس فرقی به حالش نداشت، تکیه داده بودم به دیوار زانوهایم جمع شده بود توی سینه البته نه شبیه این معتادها یک مقدار ورزشکاری‌طور که البته توفیری در اصل ماجرا ندارد، صدای تق و توق کفش پاشنه داری آمد خانمی با دامن و پیراهن که یک مانتوی جلوباز روی آنها پوشیده بود آمد و بچه گربه را که دید گفت: وای چه نازه گربه‌تون! گفتم مال من نیست! گفت عه گناه داره اینجا ولش کردن گفتم ولش نکردن منتظر مادرشه گفت از کجا میدونی خودش بهت گفت؟! گفتم آره، به بچه گربه گفتم مادرت کجاست نگاهی به من و زن کرد و سرش را یک طرفی چرخاند، زن از خوشحالی جیغ کشید و گفت عه زبون مارو میفهمه! گفتم آره میفهمه. زن به بچه گربه گفت گرسنته؟ گربه یک جوری نگاه کرد به زن بعد نگاه کرد به من و سرش را پایین انداخت، زن گفت گرسنشه میرم براش شیر بیارم، گفتم شیر گاو سنگینه براش باید شیر سبک باشه شیر مادرش، زن رفت نمیدانم رفت شیر سبک پیدا کند یا نه ولی مادر بچه گربه رسید بلند شدم آمدم سوار ماشین شدم از توی آینه دیدم بچه را به دندان گرفته و دور میشود.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
Audio
سرود شهدای سی تیر - به یاد بخون خفتگان سی تیر
‏احسان علیخانی سه میلیارد رو گرفته تلویحن هم گفته گرفته ولی دیروز می‌خواست بحث رو ببره سمت صحرای کربلا و اشک بگیره از مخاطب حالا مساله مهم اون سیزده هزار میلیارده که اینوسط با این صحرای کربلا زدنها ممکنه فراموش بشه.
#توئیتر
@boiereihan
‏آنکه تو را دوست دارد قاعدتن تو را برای خودش نمی‌خواهد تورا به خاطر تو بودنت می‌خواهد، اینکه بودنت وجود او را معنی می‌دهد.

#ای_لیا
@boiereihan
‏خانم‌ پیاده شد بنزین بزنه چندبار با پمپ گلاویز شد پمپ راه نیافتاد پشت سرش یه آقائی توی ۲۰۶ گفت اگر بلد نیستی واس چی پیاده میشی، آخرسر بنزینش رو زد رفت ۲۰۶ رفت جلو پیاده شد بنزین بزنه اونم گلاویز شد مشکل از پمپ بود نگاه کرد به من پمپ رو نشون داد تو دلم گفتم آره گوساله فهمیدم!
#توئیتر
@boiereihan
Forwarded from ای‌لیا
اینستاگرام‌ من
⬇️⬇️⬇️⬇️
‏زن خواب بود
بیدار شد
پنجره را باز کرد
پر زد و رفت ...

#ای_لیا
@boiereihan
آوازهای دیگر
آوازهای دیگر
🎹🎙🎼
من نوشتم بارون
سیمین قدیری
آهنگ: فریبرز لاچینی
ترانه سرا: احمدرضا احمدی
#موزیک
‏دخترک میگه پسرا بزرگ میشن مرد میشن خوش به حالشون میگم دخترا هم بزرگ میشن زن میشن فرقی نداره. میگه زن هم مثل مرد قویه؟ میگم آره، اونم قویه. بستگی داره خودت چطور ببینی. خوشحال شد.

+ البته منظورش از مرد شدن قوی‌تر شدن بود نه اینکه جنسیت مرد بهتره.
@boiereihan
‏کنار دکه روزنامه بودم یه بچه اومد گفت عمو واسم رانی میخری یکی خریدم گفت یکی هم واس آبجیم بخر خریدم. چند روز بعد دیدم دوباره همونجا آویزونم شد برام رانی بخر بعد معلوم شد با دکه هماهنگه رانی می‌گیره پس میده به دکه جاش یه پول کمی میگیره.

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
Forwarded from ای‌لیا
سی وچند سالگی یک زن را هرکسی نمیفهمد...
سی وچندسالگی یک زن یعنی جمع دل فریبی و شیطنت ضرب در وقار و متانت..
زن سی وچند ساله را باید توی یک مهمانی با لباس شب مشکی و موهایی که از پشت سر جمع کرده دید... لباس بلندی که گاه روی زمین کشیده میشود..خرامیدنش و گام های شمرده، شمرده اش را...
زن سی و چند ساله تازه اول پختگی ست....
سرشار از هوشی زنانه و زیبایی دوچندان...شبیه نسیم خنکی که عصریک روز تابستانی روی پوست عرق کرده میوزد...
شبیه صدای دل انگیز خوردن باران روی برگ ها.. شبیه هرچه که تورو وارد یک خلسه ی شورانگیز می کند...زن سی و چند ساله مخدری ست که زندگی را سرحال می آورد...زن سی وچند ساله یک نقاشی بی نقص است از مجموعه ی هرآنچه میتوان در یک قاب جمع کرد.

#ای_لیا
@boiereihan
‏کاش سال ۶۳ بود و من کیک و نوشابه به دست کودکی بودم که تنها نگرانی‌ش مدرسه‌ای بود که یک ماه دیگر باید می‌رفت و نمی‌دانست قرار است بعدش چه بشود.
#ای_لیا
@boiereihan
‏"بخواب آمپولت رو بزنم!"
نودوهشت درصد پسربچه‌های دهه شصتی به دختربچه‌های دهه شصتی

یک شهریور روز پزشک
@boiereihan
Forwarded from ای‌لیا
روز اول مدرسه برای من بیش از هرچیزی یادآور آن سکه دو تومنی بزرگیست که مادر گذاشت کف دستم و گفت : گشنه ات شد ی کیک و نوشابه بگیر بخور!
کل خاطره من از روز اول مدرسه همین کیک مارپیچی پنزاری و آن نوشابه مشکی یک تومن و پنزاریست! توی همین چند خط این یادآوری، آنقدر نوستالژی کف کرده دارم که هربار به سرم میزند بروم جلوی مدرسه ای که دیگر وجود ندارد و جلوی پله مغازه ای که دیگر وجود ندارد، بنشینم و نوشابه با کیک مارپیچی سق بزنم!

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
‏خوشبختانه یا متاسفانه ما مردها فقط آرایش زیاد رو تشخیص می‌دیم و بقیه ریزه‌کاری‌های آرایش و حتی گاهی عملهای جراحی انجام شده رو تشخیص نمی‌دیم سر همین به خیلی‌ها میگیم نچرال بیوتی و انتظار داریم همه اون شکلی باشن. مثل عکسهای فوتوشاپ شده!
حالا مثلن عکس بدون آرایش بذارید!
:))
#ای_لیا
@boiereihan