ای‌لیا – Telegram
ای‌لیا
1.49K subscribers
765 photos
50 videos
36 files
59 links
دو خط چایی یک فنجان خاطره ...
و خاطره ای که دیگر نیست.
Download Telegram
‏همسایه طبقه بالائی که زوج تازه ازدواج کرده‌ای بودند یک هفته است که رفته‌اند، جای سروصداهای سکس سر صبح و دعواهای شبانه‌شان را داده‌اند به زوجی که یک پسر کوچک دارند و مادر هر شب برای پسرک قصه می‌گوید و سوالهای بی‌پایانش را جواب می‌دهد، به هر حال زندگی زیباست، لابد!
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
‏متری شیش‌ونیم عالی و خوبه البته تا وقتی ندیدی و فقط شنیدی بعد که دیدی تبدیل میشه به یک فیلم‌ معمولی با یک داستان سر در گم که فقط مقداری پیمان معادی و نوید محمد زاده رو ریختن تو دیگ با کمی ادویه‌یِ پریناز ایزدیار هم زدن تا طعم بگیره که آخرش هم باز مجبوری از بیرون غذا سفارش بدی.

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
#فیلم_دیالوگ
@boiereihan
‏گفتند داروی دل چیست؟ گفت از مردمان دور بودن.

عبدالله مبارک مَروَزی
@boiereihan
‏پسرعموی ۱۶ ساله می‌گفت اگر توی صورتت مشت نخوره هیچوقت ترست نمیریره، اون پایینها پایینتر از محدوده شهری زندگی می‌کردیم، تا سالها توی نقشه هم‌ نبودیم، دعوا می‌کردیم، خیلی. یک بار رفتیم توی باغهای اطراف، با مشت گذاشت وسط دوتا چشمم، سرم گیج رفت، سیاه شد، ترسم ریخت، یازده سالم بود.
@boiereihan
...
نگاه کنیم به رفتارمان:
۱- رانندگی‌هایمان افتضاح است، اصول اولیه رانندگی را رعایت نمی‌کنیم، حق تقدم عابر پیاده را رعایت نمی‌کنیم، بین خطوط نمی‌رانیم و ...
۲- آشغال روی زمین‌ می‌ریزیم، بله یک آدم سی چهل ساله و بالغ روی زمین آشغال می‌ریزد، عجیب است؟ بله عجیب است ولی این رفتار را تکرار می‌کنیم.
۳- کارمند اداره‌ای هستیم که با ارباب رجوع سر و کار دارد، کار ارباب رجوع را به موقع انجام‌ نمی‌دهیم، گاهی از ارباب رجوع طلب پول داریم برای انجام وظیفه!
۴- با بچه‌هایمان، همسرانمان، شریک زندگی‌مان، پدر و مادرمان با دوست دختر و پسرمان با فامیلمان با ... رفتار درستی نداریم، همیشه طلبکاریم، دوستانه حرف زدن بلد نیستیم.
۵- ... چکار می‌شود کرد؟ چطور می‌شود رفتار فردی و اجتماعی را سامان داد؟ ابتدا از خودمان باید شروع کنیم، اولین قدم را باید از درون خودمان برداریم، خودمان را درست کنیم و بعد به درست کردن‌چیزهای دیگر فکر کنیم، تا وقتی من درست نشده‌ام فرزند من نیز درست نخواهد شد.

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
‏شب
آرام و بی صدا
تنهائی آدمی را
در آغوش می‌گیرد ...

#ای_لیا
@boiereihan
...
این جواب مستر تیستر به نگار شمسه که کاریکاتورش رو کشیده، من ابتدا بابت اینکه این متن تهوع آور داخل عکس(مستر تیستر) رو می‌خونید عذر می‌خوام و در ادامه بگم ما با دنبال کردن این آدمها بهشون بها و ارزش می‌دیم و بزرگشون می‌کنیم و در نهایت اونها هم با بالا رفتن فالوئر کسب درآمد می‌کنن و اینطور به ریش ماها می‌خندن.
چند نفر این شکلی توی اینستاگرام بدون هیچ تخصصی توهم متخصص بودن دارن؟( یک سری هستن که واقعن هنری دارن و از هنر و استعدادشون درآمد دارن منطورم اونها نیستن هرچند توی دنبال کردن همونها هم نباید افراط کرد و ولع داشت) مثلن یکی هست ورزش می‌کنه عکس بچه‌ش رو می‌ذاره و یه سری متنهای آبکی هم‌ می‌نویسه و بعد می‌بینی ملت صد هزار صد هزار دنبالش می‌کنن و اصلن بپرسی چرا داری دنبال می‌کنی جوابی هم نداره بعد همون شخص از این دنبال کردن‌های چندصد هزاری درآمدهای چند صد میلیونی داره.
ابله نباشیم، شخصیت داشته باشیم، اینستاگرام ابزار جذابیه ولی نذاریم مارو ابله فرض کنن و از حماقت‌مون سوءاستفاده کنن.

با دنبال کردن این آدمها تبدیل به لشکر ابلهان نشیم که طرف فکر کنه واقعن ۷۰۰ هزار نفر لشکر گوش به فرمان داره.


@boiereihan
Forwarded from ای‌لیا
پشت چراغ سه راهی دهکده المپیک توی پراید جلویی مرد دارد با مشت میزند توی صورت زن، زن خودش را جمع میکند. فرمان را ول میکنم و میپرم پایین از توی پنجره پراید دست مرد را میگیرم:
"ضعیف گیر آوردی؟!"
جا خورده است اما خودش را جمع و جور میکند:
"تو چکاره ای، ناموسمه ..."
پایین می آید و میزند تخت سینه ام، بخواهم بزنم الباقی مسیر را باید توی آمبولانس ادامه بدهد، اما زمانی جالبتر میشود که ناموسش! از آنطرف پایین می آید. تازه میبینم زیر چشمش هم سیاه است، معطل نمیکند، او هم با کیف ضربه ای میزند، شده است صحرای محشر، یک کاراکتر دیگر کم داریم تا بشود فیلم هندی، بله پلیس که آنهم نمیدانم از کدام قبرستانی لابلای ترافیک پیدایش میشود و ما را به همراه نامبرده و ناموس نامبرده میبرند کلانتری.
میخواهند شکایت کنند که مزاحمشان شده ام و رییس کلانتری یا جانشینش هر که هست نمیدانم، قضیه را فیصله میدهد و آنها را راهی میکند و سرآخر با من می آید که ماشینم را تحویل بدهد و میگوید : شما که به نظر آدم با شخصیت و محترمی میای خودتو درگیر این مسایل خانوادگی نکن! یا خودشون حل میکنن یا یکیشون شکایت میکنه یا حل میشه کلن! اونی که ضرر میکنه شخص سومه ماجراست. چند سال پیش پرونده ای داشتیم که سرآخر زن به مرد سم خورونده بود!!
تازه فهمیدم که چطور خودش حل میشود. آنقدر قانع شدم که کلی هم اضافه آوردم. گذاشته ایم توی فریزر که هروقت قانع نبودیم از فریزر در بیاوریم بریزیم توی آب و سر بکشیم تا هی قانع شویم!!

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
‏این‌ مدرسه دخترونه کناری ما امروز بچه‌های اول رو آوردن براشون جشن‌ گرفتن و ترانه "دوست دارم زندگی رو" گذاشتن و اینا هم دست‌ میزنن و جیغ می‌کشن، والدین هم هستن. یادم افتاد من کلاس اول که رفتم با کله‌ی کچل گریه می‌کردم، مادرم گذاشت و رفت، قشنگ عر می‌زدم، ناظم عصبانی نگاه می‌کرد!

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
‏تا حالا نشده که به اعتقادات و باورهای کسی فحش و بدوبیراه بگید اونم بگه: عه اینا راست میگن من دارم اشتباه می‌کنم! نخیر! مصمم‌تر میشه. برای اصلاح اعتقادات مردم مثل سرما نباشید که باعث میشه مردم لباسهاشون رو سفت‌تر بچسبن مثل گرما باشید که باعث میشه مردم به مرور لباسهارو در بیارن.

#ای_لیا
@boiereihan
‏بردم کتابهای دخترک رو بدم سیمی کنن توی ستارخان یارو گفت هر کتاب بیست هزار تومن، حس کردم گرونه، دیروز رفته بودم محل سابق‌مون جنوب شهر گوشت و مرغ بگیرم( اونجا ارزونتره) کتابهارو هم بردم دادم هر کتاب ۴۰۰۰تومن! یعنی یک پنجم قیمت ستارخان. قشنگ دوستان تو پاچه‌مون می‌کنن.

#ای_لیا
@boiereihan
Forwarded from ای‌لیا
‏مردی لبهای زنی را بوسید
به قدر یک بوسه از اندوه جهان کم شد ...

#ای_لیا
@boiereihan
Forwarded from ای‌لیا
عاشقانه‌ای در ده ثانیه

ثانیه اول/ من پشت پراید هاچ‌بک نوک مدادی ایستاده‌ام، چراغ قرمز است. زن توی آینه آفتابگیر ماشین خودش را نگاه میکند مرد خم میشود طرف زن شاید توی داشبورد را نگاه میکند دنبال چیزی میگردد،ثانیه چهارم/ زن خودش را عقب میدهد دست چپ را پشت صندلی مرد میگذارد مرد هنوز دنبال چیزی میگردد زن آرام انگشتها را پشت گردن مرد میگذارد گردن مرد را نوازش میکند ثانیه هفتم/ مرد سر را بالا میگیرد به زن لبخند میزند زن خم میشود مرد را میبوسد.
ثانیه دهم ...

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
زیبایی پاییز شبیه زنی‌ست که ایستاده است جلوی کمد لباسی و گاهی هر کدام را تنش می‌کند و توی اینه نگاه می‌کند و در می‌آورد و باز زیبایی عریانی تنش تا امتحان کردن لباس بعدی حجم اتاق را پر می‌کند. رنگ به رنگ در خلال یک عریانی بی انتها.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
🐺
زندگی کوتاه‌تر از آن است که پاییزهاش بی‌آغوش طی شود. تا چشم بگردانی، خاطره‌ها سیاه‌وُسفید خواهند شد و فراموشی دامن ِ یادها را خواهد گرفت. همین پاییز ، دست‌هایت را به‌اندازهٔ «او» باز کن، وَ آغوش‌آغوش خاطره بساز. فردا، اتفاقی نامحتمِل است دوست من؛ تنها امروز، ازآن ِ توست.


#رحمان_نقیزاده‌

‌‌
‌‌
‌پ‌ن: باران و پاییز همین حوالی‌اند؛ جای دست‌های تو خالی.