از این قطار خون میچکه.pdf
684.8 KB
کتاب: عقرب روی پلههای راهآهن اندیمشک، یا، از این قطار خون میچکه قربان
نویسنده: حسین مرتضاییان آبکنار
@boiereihan
نویسنده: حسین مرتضاییان آبکنار
@boiereihan
Forwarded from ایلیا
بچه داشتن اینجوریه که شب ساعت ۱۱ میره سر کشوی خوراکیها میبینه بیسکوییت روغنیها تموم شده میگه کاش داشتیم بلند میشی میری توی خیابون یه مغازه پیدا میکنی که داره، میخری میاری. اینکه بچهت خوشحاله خودت رو هم خوشحال میکنه.
#ای_لیا
@boiereihan
#ای_لیا
@boiereihan
اردیبهشت
زنیست ایستاده بر ساحل، موج دریا آرام میزند روی ساحل، میرسد به پاهای زن، پاهایش در شن فرو میرود، خنکی میدود از پاهالایش بالا میآید، زن چشمها را میبندد. نسیم میزند توی موهایش.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
زنیست ایستاده بر ساحل، موج دریا آرام میزند روی ساحل، میرسد به پاهای زن، پاهایش در شن فرو میرود، خنکی میدود از پاهالایش بالا میآید، زن چشمها را میبندد. نسیم میزند توی موهایش.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
کرونا یه چیزایی یادمون داد اینکه دست شستن روزانه خیلی خوبه، توی صف به هم نچسبیدن خیلی خوبه، تاکسیها میتونن عقب دو نفر سوار کنن، نیاز نیست همدیگرو وقتی دیدیم ماچمالی و تف مالی کنیم، بهداشت فردی مهمه.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan