Forwarded from کافی کتاب
گرم یادآوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم
تو را من چشم در راهم
نیما یوشیج
+ متن کامل شعر
http://kafiketabp.blogfa.com/
#کافی_کتاب
#شعر
@kafiketab
تو را من چشم در راهم
نیما یوشیج
+ متن کامل شعر
http://kafiketabp.blogfa.com/
#کافی_کتاب
#شعر
@kafiketab
Blogfa
کافی(کتاب)شـــــعر
کافی(کتاب)شـــــعر - شعری که زندگی ست ...
Forwarded from ایلیا
#داستانهای_الکی
قسمت اول
شمارو دعوت میکنن یک جای غریب و ناشناخته، مردد هستید و میرید، وارد که میشید جو سنگینه، حس خوبی ندارید با اون آدم تنها باشید، هنوز وقت دارید برگردید ولی یک حس درونتون میگه باید بمونید، حس خجالت یا هرچیزی. میمونید، مسموم میشید، به قتل میرسید، قطعه قطعه میشید.
@boiereihan
قسمت اول
شمارو دعوت میکنن یک جای غریب و ناشناخته، مردد هستید و میرید، وارد که میشید جو سنگینه، حس خوبی ندارید با اون آدم تنها باشید، هنوز وقت دارید برگردید ولی یک حس درونتون میگه باید بمونید، حس خجالت یا هرچیزی. میمونید، مسموم میشید، به قتل میرسید، قطعه قطعه میشید.
@boiereihan
#داستانهای_الکی
قسمت دوم
قرار است یک نفر برای خرید چیزی وارد منزل شما شود، شک کردهاید که چیزی درست نیست، زنگ میزند، مردد هستید ولی چیزی درون شما اجازه نمیدهد نه بگوئید، پشت در از توی چشمی نگاه میکنید، یقین دارید نباید باز کنید، باز میکنید، چند دقیقه بعد در هال دستمالی دور گردنتان است، خفه میشوید.
@boiereihan
قسمت دوم
قرار است یک نفر برای خرید چیزی وارد منزل شما شود، شک کردهاید که چیزی درست نیست، زنگ میزند، مردد هستید ولی چیزی درون شما اجازه نمیدهد نه بگوئید، پشت در از توی چشمی نگاه میکنید، یقین دارید نباید باز کنید، باز میکنید، چند دقیقه بعد در هال دستمالی دور گردنتان است، خفه میشوید.
@boiereihan
به زن گفته بود جنوب رفتی؟ زن گفته بود نه، دوباره نگاه کرده بود توی چشمهای زن و گفته بود نزدیکهای غروب، آفتاب یکی دو ساعتی مونده برسه توی خط افق دریا، لنجها کنار ساحل آروم روی آب موج میخورن، مرغهای دریایی سبک بالای دریا روی هوای گرم بالهاشون رو باز کردن و سُر میخورن توی هوا، آفتاب داره کجکی میزنه روی آب دریا، یه رنگ سبز آبی عجیبی درست شده روی آب، هیچ کجا این رنگ رو نمیبینی، کم کم خنکی داره زورش خودش رو میندازه روی سر گرما، یک حال غریبی هست، میتونی تصور کنی؟ زن چشمها را بسته بود و گفته بود: آره قلبم به تپش افتاد. مرد دست زن را گرفته بود و گفته بود: تو دقیقن به زیبایی همین تصویر هستی و حتی زیباتر.
ف
#ای_لیا
@iliyaaf7
ف
#ای_لیا
@iliyaaf7