ای‌لیا – Telegram
ای‌لیا
1.48K subscribers
765 photos
50 videos
36 files
59 links
دو خط چایی یک فنجان خاطره ...
و خاطره ای که دیگر نیست.
Download Telegram
آیدا نیست
سینا دادخواه
#داستان‌صوتی 🎙
24. سینا دادخواه - آیدا نیست
از مجموعه #داستان‌همشهری شماره 2
@boiereihan
1
دستگاه شور
استاد لطفی
دستگاه شور🎹🎙🎼
استاد لطفی
#موزیک
@boiereihan
Forwarded from ای‌لیا
آدمی سیاره رنج است در منظومه‌ی تنهایی.

#ای_لیا
@boiereihan
Forwarded from ای‌لیا
در آغوشت
وطنی، و تنی‌ست
آرام می‌کند اندوه دلی خسته را

#ای_لیا
@boiereihan
#داستانهای_الکی
قسمت اول

‏شمارو دعوت می‌کنن یک جای غریب و ناشناخته، مردد هستید و میرید، وارد که میشید جو سنگینه، حس خوبی ندارید با اون آدم تنها باشید، هنوز وقت دارید برگردید ولی یک حس درونتون میگه باید بمونید، حس خجالت یا هرچیزی. می‌مونید، مسموم میشید، به قتل میرسید، قطعه قطعه می‌شید.

@boiereihan
‏آدمی تنها بود
تنهایی در میان تنهایان

#ای_لیا
@boiereihan
#داستانهای_الکی
قسمت دوم
‏قرار است یک نفر برای خرید چیزی وارد منزل شما شود، شک کرده‌اید که چیزی درست نیست، زنگ‌ می‌زند، مردد هستید ولی چیزی درون شما اجازه نمی‌دهد نه بگوئید، پشت در از توی چشمی نگاه می‌کنید، یقین دارید نباید باز کنید، باز می‌کنید، چند دقیقه بعد در هال دستمالی دور گردنتان است، خفه می‌شوید.
@boiereihan
و نبودنت
اندوهی‌ست در قلب زندگی

#ای_لیا
@boiereihan
In Your Eyes
The Weeknd
in your eyes🎹🎙🎼
the weeknd
#موزیک
@boiereihan
و آغوش آغاز همه چیز بود.
#ای_لیا
@boiereihan
زندگی
مَشغله‌‌ای جدی‌ست
شبیه دوست داشتن تو

ناظم حکمت
@boiereihan
سکوت یعنی
حرفی درونت گم شده است.

محمود درویش
@boiereihan
دور بودیم و نزدیک می‌طلبید ...

#ای_لیا
@boiereihan
و درونم هنوز در جایی زنده است
و می‌دانم
آنچه می‌خواهم را
روزی بدست خواهد آورد.

محمود درویش
@boiereihan
Strong
London Grammar
🎹🎙🎼
Strong
London Grammar
#موزیک
@boiereihan
به زن گفته بود جنوب رفتی؟ زن گفته بود نه، دوباره نگاه کرده بود توی چشمهای زن و گفته بود نزدیکهای غروب، آفتاب یکی دو ساعتی مونده برسه توی خط افق دریا، لنجها کنار ساحل آروم روی آب موج میخورن، مرغهای دریایی سبک بالای دریا روی هوای گرم بالهاشون رو باز کردن و سُر میخورن توی هوا، آفتاب داره کجکی میزنه روی آب دریا، یه رنگ سبز آبی عجیبی درست شده روی آب، هیچ کجا این رنگ رو نمیبینی، کم کم خنکی داره زورش خودش رو میندازه روی سر گرما، یک حال غریبی هست، میتونی تصور کنی؟ زن چشمها را بسته بود و گفته بود: آره قلبم به تپش افتاد‌. مرد دست زن را گرفته بود و گفته بود: تو دقیقن به زیبایی همین تصویر هستی و حتی زیباتر.

ف
#ای_لیا
@iliyaaf7
تو در خیالی
و خیال در آغوش تو

#ای_لیا
@boiereihan
‏بی‌قرارش کند، پس گوید: قرار گیر.

عین‌القضات همدانی
@boiereihan
Forwarded from ای‌لیا
چسب میزنم روی کتف، کمی کتف را میچرخانم، باند کشی را هم‌ می‌بندم، جلوی آینه کمی وراندازش میکنم شانه‌ام را میچرخانم، دست راست را آرام توی آستین پیرهن چارخانه جا میکنم و بعد دست چپ، دکمه‌ها را یکی یکی از پائین میبندم، عادت دارم از پایین دکمه‌ها را ببندم چرایش را نمیدانم، به دکمه‌های بالاتر که میرسم هنوز دارم توی چشمهای مرد داخل آینه نگاه میکنم، ریشهایم دوباره بلند شده است، سفید و مشکی، ریشها سفید و سبیل و چانه مشکی، دورنگ و کمی هم متفکرانه، یا شاید من دوست دارم بقیه اینطور فکر کنند. موها را به سمت چپ شانه میکنم خوشم نمی‌آید به سمت راست شانه میکنم باز خوشم نمیآید برس را میگذارم کنار و با دستهایم موها را چنگ میزنم بخشی را بالا میدهم بخشی را به سمت جلو می‌خوابانم، درهم میشود اینطور بهتر است، سرم را به چپ و راست میچرخانم خوب شده لابد چه میدانم من که از مد و تیپ سررشته‌ای ندارم میگویم: تمیز باش عزیز باش! دو سه تائی عطر بیک دارم از همین ارزانها، شماره ۷ و ۱ یک شماره ۴ هم هست گمانم زنانه باشد ولی از بویشان خوشم‌ می‌آید روی لباس نمیزنم عطر را روی دست میزنم و بعدش میکشم به کناره‌های گردن. آخر سر کف دستها را هم روی لباس میکشم تا کمی از نرمی بوی عطر روی لباس بماند هرچند در کل به همان مام زیربغل اکتفا میکنم برای بو ندادن.
نگاهی توی آینه میکنم همه چیز خوب است، خودم هم خوبم یا دوست دارم اینطور حس کنم که خوبم. لبخندی میزنم و دستم را شبیه تفنگ میکنم و میگذارم روی شقیقه‌ام و بعد شلیک میکنم، کلمات از ذهنم پاشیده میشود روی دیوار مجاور، میچرخم به سمت دیوار، زنی لابلای کلمات آرام خوابیده است.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan