❤15😢3😘1
...
کلن سیبزمینی خوبه چه تهدیگش چه سیبزمینی سرخ کرده، زندگی باید پر از سیبزمینی سرخکرده باشه اصلن، زیاد!
یه سری آدمها مثل تهدیگ سیبزمینی هستن، خوشمزه، لذیذ، زندگی رو خوشمزه میکنن.
@yekbashar
کلن سیبزمینی خوبه چه تهدیگش چه سیبزمینی سرخ کرده، زندگی باید پر از سیبزمینی سرخکرده باشه اصلن، زیاد!
یه سری آدمها مثل تهدیگ سیبزمینی هستن، خوشمزه، لذیذ، زندگی رو خوشمزه میکنن.
@yekbashar
❤8😍2🔥1🥰1
گفتند: چونی؟
گفت: چگونه باشد کسی که بامداد برخیزد و نداند که شبانگاه خواهد زیست یا نه؟
تذکرة الاولیاء/ ذکر اویس قرنی
@yekbashar
گفت: چگونه باشد کسی که بامداد برخیزد و نداند که شبانگاه خواهد زیست یا نه؟
تذکرة الاولیاء/ ذکر اویس قرنی
@yekbashar
👏4😢3👍1🤔1💯1
Forwarded from ایلیا
😢10❤1
Forwarded from ایلیا
دوست داشتن شبیه بخار یک چای است که میرود و میرود و آن بالا محو میشود، هرچند دیده تمیشود ولی هنوز هست و اثرش باقیست.
دوست داشتن اینگونه رقیق است و اطراف تو را پر میکند.
#ای_لیا
@yekbashar
دوست داشتن اینگونه رقیق است و اطراف تو را پر میکند.
#ای_لیا
@yekbashar
❤10🔥1
آدمهای سمی زندگیت رو حذف کردی؟
همه سمی بودن؟
دوست؟
خانواده؟
همکار؟
...
این اصطلاح آدم سمی رو هم اونایی انداختن توی زندگیهامون که ارتباط بلد نبودن، تنهایی رو ترجیح میدادن به تعامل با آدمها. هیچ آدمی کامل نیست، همه نقص دارن، ما یاد میگیریم با نقص آدمها زندگی کنیم ارتباطاتمون رو تنظیم کنیم. با هرکس متناسب با شخصیتش رفتار کنیم و ارتباط داشته باشیم، یک سری رو بیشتر دوست داریم یک سری رو کمتر.
به اسم حذف آدمهای سمی تنها نشیم.
@yekbashar
همه سمی بودن؟
دوست؟
خانواده؟
همکار؟
...
این اصطلاح آدم سمی رو هم اونایی انداختن توی زندگیهامون که ارتباط بلد نبودن، تنهایی رو ترجیح میدادن به تعامل با آدمها. هیچ آدمی کامل نیست، همه نقص دارن، ما یاد میگیریم با نقص آدمها زندگی کنیم ارتباطاتمون رو تنظیم کنیم. با هرکس متناسب با شخصیتش رفتار کنیم و ارتباط داشته باشیم، یک سری رو بیشتر دوست داریم یک سری رو کمتر.
به اسم حذف آدمهای سمی تنها نشیم.
@yekbashar
👍28👎3❤1👏1
🔥10👍4
❤12👍4👏1😢1
تو هرکدوم از ما یه آدم دیگه هست که هیچوقت فرصت دیده شدن پیدا نکرد، یا بقیه نذاشتن یا خودمون نخواستیم و متوجهش نشدیم، استعدادهایی که با خودمون به گور میبریم.
@yekbashar
@yekbashar
❤7👍7😢2
❤11😢5👍2
👍14🤔1
به زن گفته بود جنوب رفتی؟ زن گفته بود نه، دوباره نگاه کرده بود توی چشمهای زن و گفته بود نزدیکهای غروب، آفتاب یکی دو ساعتی مونده برسه توی خط افق دریا، لنجها کنار ساحل آروم روی آب موج میخورن، مرغهای دریایی سبک بالای دریا روی هوای گرم بالهاشون رو باز کردن و سُر میخورن توی هوا، آفتاب داره کجکی میزنه روی آب دریا، یه رنگ سبز آبی عجیبی درست شده روی آب، هیچ کجا این رنگ رو نمیبینی، کم کم خنکی داره زورش خودش رو میندازه روی سر گرما، یک حال غریبی هست، میتونی تصور کنی؟ زن چشمها را بسته بود و گفته بود: آره قلبم به تپش افتاد. مرد دست زن را گرفته بود و گفته بود: تو دقیقن به زیبایی همین تصویر هستی و حتی زیباتر.
#ای_لیا
@yekbashar
#ای_لیا
@yekbashar
❤14😢3🔥2🥰1
Forwarded from ایلیا
🔥9❤6🥰2