ای‌لیا – Telegram
ای‌لیا
1.48K subscribers
765 photos
50 videos
36 files
59 links
دو خط چایی یک فنجان خاطره ...
و خاطره ای که دیگر نیست.
Download Telegram
یه بزرگواری می‌گفت اصالت رو از هزار کیلومتری هم میشه تشخیص داد و دوزاری بودن رو از دو قدمی، اصالت خریدنی نیست حتی اگر خودت رو لابلای ادکلن ۱۰۰ میلیون تومنی بپیچی باز دوزاری بودنت بدجور توی ذوق میزنه.

@yekbashar
👍2611
چند سال پیش،بود، قبل کرونا و اینا بود، گرفتاری زیادی داشتم توی زندگیم، خیلی سخت بود همه چیز، رفته بودم محله پدریم، یه فلافلی بود اونجا از بچه‌های قدیم دوره دبستان بود، تا وقتی اون محل بودم همیشه فلافل اونجا میخوردم، اون روز هم رفته بودم به بچه محلها یه سری بزنم، رفتم پیشش حرف زدیم آخرش،یه فلافل پیچید با نوشابه مشکی گفت ببر، حساب نکرد، یه سس مخصوصی هم داشت برای خودش، فلافل رو خیلی خوشمزه می‌کرد، اومدم رسیدم کنار فرودگاه، پایین میدون فتح، نگه داشتم اومدم پایین، نشستم کنار جدول کنار خیابون، جوب خشک بود، پام رو انداختم توی جوب، فلافل رو اوردم بیرون، گاز زدم، نوشابه رو خوردم، سرم رو چرخوندم، سایه درخت بالای سرم بود، باد خنکی نیزد، یه حالت رها و عجیبی بود، فقط داشتم از خوردن فلافل و اون لحظه لذت میبردم، یهو بغض کردم، چشمهام خیس شد، به خودم گفتم چقدر این لحظه رو نیاز داشتم، اینکه یه لحظه از این دنیا کنده بشم و به چیزی فکر نکنم جز همون فلافل خوردن و زیر سایه خنک درخت نشستن.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@yekbashar
42👍3👏1😢1
سه تا چیز رو هی با خودم تکرار می‌کنم:

سخاوتمند باش.
خودخواه نباش.
آرام باش.

@yekbashar
24👍3👏1
‏تو را دوست داشته‌ام
شبیه آن برفهای روی کیلیمانجارو
همانقدر دور،
همانقدر بعید
همانقدر بکر
همانقدر تازه.

#ای_لیا

@yekbashar
35😘2👍1👏1
رنج و اندوه تمام نمیشه، دائمیه، خودش هم میگه شما را در رنج آفریدیم، فقط یاد می‌گیریم مدیریتش کنیم، اینکه کجا بیاریمش توی سطح زندگیمون و یهو بزنیم زیر گریه.

@yekbashar
😢15👍61🔥1🤯1
زندگی
مَشغله‌‌ای جدی‌ست
شبیه دوست داشتن تو

ناظم حکمت
@yekbashar
10👍2😘2🥰1
Forwarded from کافی کتاب
در بین تمامی مردم تنها عقل است كه عادلانه تقسیم شده، زیرا همه فكر می کنند به اندازه كافی عاقلند.

رنه دكارت
#کافی_کتاب
@kafiketab
14
زیبایی پاییز شبیه زنی‌ست که ایستاده است جلوی کمد لباسهایش و گاهی هر کدام را تنش می‌کند و توی آینه نگاه می‌کند و در می‌آورد و باز زیبایی عریانی تنش تا امتحان کردن لباس بعدی حجم اتاق را پر می‌کند. رنگ به رنگ در خلال یک عریانی بی انتها.

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@yekbashar
18👎5👏4🔥2🥰2👍1
همه آدمها با مسائل و مشکلاتی درگیر هستن که ما خبر نداریم، همون کارمندی که داره کار ما رو انجام میده ممکنه درگیر مشکلات بیماری، طلاق، بدهی و هزارنا چیز دیگه باشه، به نوعی داخل یه جنگ بزرگه ولی نشون نمیده.
با همدیگه مهربون باشیم.

@yekbashar
👍259😢3
‏زن باریکه‌ی تیغ را می‌کشد روی رگ برآمده‌ی ساعد، آرام ردی از قرمزی خون جاری میشود، سرش را تکیه می‌دهد به پشتی صندلی، خیره میشود به سقف، چشمهایش را می‌بندد، خیال می‌کند در جهانی دیگر خوشحال‌تر است،  زخم کوچک است، زن نگاه می‌کند به زخم، چند دقیقه‌ی دیگر دخترش از مدرسه برمی‌گردد، ساعد را بالا می‌آورد، خون کمی لخته شده، زخم را می‌شوید، زخم را با باند می‌بندد، زیر خورشت را کم‌ می‌کند، توی آینه نگاه می‌کند به چشمهایش، چشمهایش خسته است، ته چشمهایش زنی خیره شده است به چشمهایش، یکهو اشک توی چشمش جمع می‌شود، می‌خواهد گریه کند، زنگ خانه را می‌زنند.

+ داستانک
@yekbashar
😢146👏2
Forwarded from ای‌لیا
ته نامه نوشته بودم "دوسِت دارم" ساده و بی هیچ کلمه اضافه‌ای، نوشته بودم جواب نمیخواهم، دنبال جواب نبودم، فقط دوستش داشتم، ساده و آرام، شبیه خنکی یک عصر اردیبهشتی، نامه را لای کتاب جغرافی گذاشتم، ما ظهری بودیم و آنها صبحی، چندبار قبلتر خواسته بودم برایش بنویسم، دست و دلم میلرزید، صورتم گر می‌گرفت، سه ماه میشد هربار میدیدمش قلبم چنان می‌کوبید که انگار اسیری قرار است از قفس سینه‌ام فرار کند، آخرش نوشتم، آخرش یک روز توی پارک نشستم و نوشتم، با یکی از این خودکارهای عطری که از مسعود قرض گرفته بودم. ظهر توی راه پیچیدم سمت دبیرستان دخترانه، پیدایش نکردم، روز بعد، روز بعدتر، دو هفته شد، نیامد، نبود، یکبار دنبال یکی از دخترهایی که با هم برمیگشتند رفتم، یکجا از جلویش درآمدم، ترسید، به امام هشتم قسمش دادم که فقط میخواهم بدانم فریبا کجاست، دخترک من و منی کرد و گفت عقد کرده، عقد کرده و مدرسه نمی آید، چهار ماه است عقد کرده، تکیه دادم به دیوار، نامه هنوز لای کتاب جغرافی بود.

+ داستانک
@yekbashar
😢1512😘2
+ دوتا گرگ هستن که هر روز دارن با هم می‌جنگن، یکیشون تاریکی و افسردگی و دومی امید و روشنایی، کدوم برنده میشه؟
- همونی که هر روز داری بهش غذا می‌دی.

فیلمِ Tomorrowland
#فیلم_دیالوگ
@yekbashar
👍153👏1
آرام آرام ته می کشیم
در فنجانِ احساس ِ یک رویا
و طلوعی دیگر
دوباره بر می خیزیم در آغوش خاطره ها.

زندگی همین یکی دو خط از فنجان خاطره نوشیدن است.

#ای_لیا
@yekbashar
9😘1
The Fate of Ophelia
Taylor Swift
Thecfate of ophelia🎹🎙🎼
Taylor swift

#موزیک
@yekbashar
4👍2
درباره همه چیز اظهار نظر نکنیم، گاهی فقط شنونده باشیم.

@yekbashar
👍216👏1
Forwarded from ای‌لیا
‏حتى لو لم يكن هناك أمل، فمن واجبنا أن نخلقه، بدون الأمل سنضيع!

حتی اگر امیدی در اینجا باقی نمانده، ما باید خلقش کنیم، بدون امید گم خواهیم شد.

محمود درویش
@yekbashar
11👍2👏2
وقتی آمپر آب ماشین رفت بالا هول نکن، آروم بزن کنار، ماشین رو خاموش نکن، وقتی ماشین روشنه فن ماشین کماکان داره کار می‌کنه و به خنک شدن کمک می‌کنه، اگر خاموش کنی گردش آب متوقف میشه و بلوک سیلندر گرمتر میشه، کاپوت رو بزن بالا، در رادیاتور رو برندار، اگر آب داری بریز روی دادیاتور، کمی صبر کن آمپر میاد پایین، بعد در رادیاتور رو با احتیاط باز کن و آب بریز.

درباره خودمون هم همینه، گاهی باید بزنیم کنار، بذاریم خنک شیم، بعد آب هم بخوریم، خنک که شدیم تنظیم میشیم، هیچ چیزی ارزش حرص خوردن نداره.

@yekbashar
18👍11🔥1
یه مدت فضای مجازی رو بذارید کنار، مشغول کارهای روتین زندگیتون بشید، نمیگم معجزه رخ میده ولی ذهنتون رها میشه، مخصوصن اخبار منفی که بیشترشون هم واقعی نیستن و افسردگی ایجاد می‌کنن.
مجازی مخصوصن اینستاگرام (من اینستاگرامم رو بستم) که پر شده از زندگیهای شاد فیک تقلبی اثر روانی بدی داره و شما فکر می‌کنی بازنده هستی چون فکر می‌کنی بقیه شاد هستن و خوشحال و فقط شما داری سخت می‌گذرونی.
اگر حال بدی دارید یه مدت مجازی نیاید.

@yekbashar
👍266👏3💯2👎1
بیخود تقصیر این و اون نندازیم، در بیشتر مواقع تقصیر خودمونه، بقیه مجبور نیستن با اخلاقهای بد و تند ما کنار بیان، اخلاقهایی که از سر خودخواهیه و فکر می‌کنیم بقیه درکمون نمی‌کنم.
نیاز داریم به تغییر رفتار و اخلاق و سبک زندگی.

@yekbashar
👍216👎1😢1
یه روز یه مردی بود از شدت خستگی و فشار زندگی و افسردگی نشست کنار جدول خیابون و گریه کرد، چند دقیقه بعد پاشد رفت سمت خونه و چندتا مغازه خریدها رو کرد رسید خونه و مثل همیشه که توی خونه ازش پرسیدن حالت خوبه، لبخند زد و گفت آره خوبم.

@yekbashar
17😢12💯1
امروز توی یک جلسه کاری وسط بحث یک نفر بهم توهین کرد، کوچکتر از من بود، هیچی نگفتم منتظر شدم حرفش که تموم شد بحث رو دوباره ادامه دادم و اصلن اشاره‌ای به اون شخص و حرفهاش نکردم، جلسه کاری تمام شد و نتیجه مورد نظر خودم رو هم گرفتم، اون آدم و حرفهاش هم شبیه فضله پرنده‌ای بود که از بدشانسی روی لباست میچکه، نگاهش می‌کنی، ناراحت میشی، ولی بعدش با دستمال پاک می‌کنی و وقتی رفتی خونه میشوریش، انگار که از اول هم نبوده.
توی زندگی هامون درگیر فضله‌های پرنده‌ها نشیم.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@yekbashar
👍33👏93💯2😘1