ای‌لیا – Telegram
ای‌لیا
1.48K subscribers
765 photos
50 videos
36 files
59 links
دو خط چایی یک فنجان خاطره ...
و خاطره ای که دیگر نیست.
Download Telegram
حرف حرف حرف
فیلیپ گلس قرص نانی می‌خرد
گونه‌های مرگ تروتسکی

نویسنده: دیوید آیوز
مترجم: فرهود کیازند
طراح و کارگردان: علیرضا طاهری
بازیگران: علیرضادست‌افکن، آرمان کلهری، شقایق حمزه‌لو، امید ضیاالدینی، محمدحسین اثنی‌عشری، الهام صادقی، فرشته میرمرعشی
دستیار کارگردان و برنامه‌ریز: نیلوفر عظیم‌الشأن
آهنگساز: وحید قنوعی
گرافیست: زینب نعیمی
گریم: مریم عزیزی راد، طیبه حقیقت‌منش، سینا دشتی
لباس: شیدا حسین‌زاده
مدیر تولید: علی گلشنی
مشاور رسانه‌ای: سارا کبریایی
عکس: آرمان کلهری، نیلوفرعظیم‌الشأن
دستیار صحنه: حامد احسانی‌فر
زمان: ١۶خرداد تا ۴ تیر ١٣٩۵
ساعت: 19:30
مکان: خیابان انقلاب، ابتدای خیابان ١۶آذر، جنب تالار مولوی، تالار ناصرخسرو
شمارۀ رزرو: ٠٩٣۵١٧١۶٣١٩
خرید اینترنتی:
www.tiwall.com
دیشب که در حمام میخواندم، به این فکر میکردم که شاید استعدادم در خوانندگی نهفته است و ما هم بیخود گرد نویسندگی می گردیم.
صبحی همسایه در راهرو پرسید: دیشب شما هم شنیدید! ی پفیوزی فکر کرده بود شجریانه، زده بود زیر آواز!! اونم تو حموم یا توالت!
خواستم بگم : حموم آقا! حموم ... ولی فقط نگاش کردم!

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
گاهی دور
و گاهی دورتر ...
دورتر از خواب دم صبح،
آنقدر دور
که خورشید هم سلامی نخواهد گفت.

#ای_لیا
@boiereihan
رابطه ترمیم میشود ولی جای زخمش میماند, کمتر زخم بزنیم ...

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
برگه را داده دست مراقب و احتمالن لبخندی هم زده است، بعد امتحان با دوستانش هم گپی زده لابد، میخندیده شاید، انگار عکس یادگاری هم گرفته اند و بعد هم که پیدایش نشده رفته اند و دیده اند توی سرویس بهداشتی مدرسه جسد بی جانش افتاده است.
خب این چند خط رو میخونیم و کمی هم ممکنه افسوس بخوریم یه سریمون هم وحشت میکنیم ولی تهش برمیگردیم تو زندگی های خودمون و همین بلارو سر بچه هامون میاریم. یا سر بچه های مردم. اینکه همه چیز تک بعدی شده. سیستم آموزشی مزخرف مبتنی بر نمره و نه مهارت و خانواده هائی که کلن همه چیز رو تو نمره بیست و معدل بالا می بینن. توی سال گذشته مثل اینکه هجده دانش آموز خودکشی کردن، شاید هزار دلیل داشته این کارشون ولی چیزی که من میبینم اینوسط احتمالن فاصله ای که بین بچه ها و پدر مادرها هست. پدر و مادر فکر میکنن شرایط مادی رو مهیا کنن خب همه چیز تمومه دیگه و بچه هم اتوماتیک باید مسیر درست رو بره ولی این وسط فراموش میکنن با کم جمعیت شدن خانواده ها عملن پدر و مادر باید جای یه سری چیزهارو برای بچه ها پر کنن، رفیقشون باشن، گاهی اون دختر و اون پسر حرفائی دارن که باید بزنن و چه بهتر این رو به پدرو مادر بگن، ما پدر و مادرها فکر میکنیم خیلی چیزهارو میدونیم درحالیکه نمیدونیم.
ماها یاد نگرفتیم، ما پدر و مادرها خیلی چیزهارو یاد نگرفتیم وسعی هم نداریم یاد بگیریم چون فکر میکنیم کارمون درسته، چون بچه مون میخنده فکر می کنیم خب دیگه پس هیچ مشکلی نداره، نه مشکل هست فقط به من و شما نمیگه!

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
همیشه یه چیزائی هست که دلمون میخواد ولی خودمونو تو چارچوب یه سری چیزهای دیگه نگه میداریم! همیشه نمیشه خب، ممکنه فقط یه هوس زودگذر باشه ...

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
حرف حرف حرف
فیلیپ گلس قرص نانی می‌خرد
گونه‌های مرگ تروتسکی

نویسنده: دیوید آیوز
مترجم: فرهود کیازند
طراح و کارگردان: علیرضا طاهری
بازیگران: علیرضادست‌افکن، آرمان کلهری، شقایق حمزه‌لو، امید ضیاالدینی، محمدحسین اثنی‌عشری، الهام صادقی، فرشته میرمرعشی
دستیار کارگردان و برنامه‌ریز: نیلوفر عظیم‌الشأن
آهنگساز: وحید قنوعی
گرافیست: زینب نعیمی
گریم: مریم عزیزی راد، طیبه حقیقت‌منش، سینا دشتی
لباس: شیدا حسین‌زاده
مدیر تولید: علی گلشنی
مشاور رسانه‌ای: سارا کبریایی
عکس: آرمان کلهری، نیلوفرعظیم‌الشأن
دستیار صحنه: حامد احسانی‌فر
زمان: ١۶خرداد تا ۴ تیر ١٣٩۵
ساعت: 19:30
مکان: خیابان انقلاب، ابتدای خیابان ١۶آذر، جنب تالار مولوی، تالار ناصرخسرو
شمارۀ رزرو: ٠٩٣۵١٧١۶٣١٩
خرید اینترنتی:
www.tiwall.com
1
زندگی کوتاه است ...
رفاقت یعنی وقتی دوستت داره می یوفته
دستش رو بگیری،
هرچند بدونی خودت هم باهاش می یوفتی
و دوست داشتن یعنی
وقتی می دونی داری می یوفتی
دست دوستت رو نگیری که اونم با خودت نکشی پائین.

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
زن، مرد را در آغوش میگیرد و تنگ می فشارد، لبهایش را می بوسد و میگوید : دیدار به قیامت! مرد را از روی بالکن هتل پرت میکند پائین!
در هوا معلق میشود، چشمهای زن در آسمان گم میشوند، روی زمین پهن میشود، نگاهش به آسمان است، خیره مانده، دست میکشد روی سرش، باورش نمیشود، هنوز زنده است! دست می گذارد کناره تخت را می گیرد و می نشیند لبه ی تخت! به گوشه تخت نگاه میکند. زن هنوز خواب است، گودی کمرش از پائین نیم تنه ای که پوشیده، پیداست!

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
زن تصویری را برای مرد میفرستد، تا تصویر آنطرف لود شود، بوی زن فرسنگها راه را طی کرده است و خودش را پاشیده است زیر دماغ مرد ...

+ داستانک
@boiereihan
Forwarded from عکس نگار
#داغ_نان_در_تهران

🔹 این روایت واقعی است؛ در نقطه ای پرت و دور از انتظار هم اتفاق نیفتاده است و همين اواخر گوشه ای از شهر تهران عده ای در یک مدرسه در منطقه 16 تهران شاهد آن بوده اند.
🔸 پسربچه‌ای نوجوان در مدرسه حین درس جواب دادن بدحال می شود و تقریبا بیهوش شده است. در درمانگاه، پزشک مشکل را تشخیص نمی دهد و برای مشخص شدن موضوع برای دانش‌آموز بی‌حال، آزمایش می نویسد. در این فاصله مادر دانش‌آموز به مرکز درمانی رسیده و می گوید نیازی به آزمایش نیست. مادر به معلم همراه پسرش گفته است: «سه روز است نان نخورده ایم. نانوایی هم دیگر نان نسیه نمی دهد...» معلم مدرسه كه راوی این اتفاق بود، می گوید: «همه بچه ها خانواده دارند. صلاح نیست بیایید و ماجرا آشکارتر شود. بچه های دیگر هم هستند. خجالت می کشند.»
🔹حد فاصل درب مدرسه از دو سو، دو نانوایی است. یکی نان نسیه می دهد و دیگری نمی دهد! کاغذ «نسیه داده نمی شود حتی به شما » در هر دو نانوایی دیده می‌شد. بوی نان زنگ آخر در خیابان می پیچد. زنگ مدرسه زده می شود و بچه ها در آفتاب ظهر بیرون زده اند و ناگزیر از رد شدن از جلو نانوایی هستند. بوی نان باز هم می آید. عده ای پایشان جلوی در نانوایی شل می شود. انگار هوا هم خوردن دارد. صف طولانی نیست . می شود نان هم خرید اما ... . بچه ها رفته اند😔

🔴بیایید جای خالی نان در سر سفره های رمضانی نیازمندان شهرمون رو پر کنیم

#سفره_مهربانی تلاشی است برای رساندن نان به نیازمندان شهر . . .

◀️ سامانه نذر آنلاين نان :
@hamyaran_shahrbot
◀️ کمپین سفره_مهربانی در سایت دونیت :
http://2nate.com/hamyaran-shahr/sofre-mehrabani
☎️ تلفن ستاد اجرایی کمپین :
021-55796872

🔻جمعیت همیاران شهر🔻
https://telegram.me/joinchat/Ap8z9TwgvMaVkTTUP3vb2Q
زندگی یعنی باد خنک کولر که میزند روی پوست تنت در یک ظهر دم کرده تابستانی که دراز به دراز افتاده ای وسط هال و خیره شده ای به سقف، خاطرات مثل مور و ملخ هجوم آورده اند و گوشت تنت را میخورند!
همینقدر دم دستی، همینقدر گذرا ...

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
فرودگاه مثل همیشه شلوغ است، آدمها می آیند و میروند، عده ای میدوند، نشسته ام روی نیمکتی و دستانم را هم دراز کرده ام اطراف نیمکت. دوروبر را نگاه میکنم. اینجا همه چیز درهم است.
زنی میانسال که به نظر شصت سال را پر کرده است می آید و می نشیند روی نیمکت مقابل. نه لاغر است و نه چاق. مانتوی سرمه ای به تن دارد، یک شال قهوه ای رنگ، و یک آرایش ملایم که اگر حرفه ای نباشی تشخیصش نمی دهی و می گذاری به حساب طبیعت صورتش. آرامش سنگینی از روی صورتش آوار میشود روی اتمسفر دو نیمکت. شبیه مامانهاست، از همین مامان هائی که یک لبخند ریز گوشه لبشان دارند، همین مامان هائی که به طرفه العینی همه ی مشکلات را حل میکنند، همین مامان هائی که وقتی هم خسته اند زیباترین تابلوی خلقت هستند.
ته دلم شیرین شد، احساس خنکی دوید زیر پوستم. باید میگفتم، اگر نمی گفتم تمام عمر پشیمان می شدم، دست دست می کردم، این پا و آن پا میشدم ... شاید ناراحت بشود! خوب بشود. برخواستم و آرام رفتم و روبرویش ایستادم، گفتم : جسارت میکنم اینو میگم ولی باید بگم، اصلن اینکه به من مربوطه یا نه نمیدونم ولی اگر نگم تو دلم میمونه، چهرتون مثل مامان مهربوناست! آدمو آروم میکنه، غصه یادش میره ...
خندید، خوشحال شد و یا نه نمیدانم، جا نخورد. انگار من هزارمین نفری هستم که این را به او گفته است. تشکر کرد، برخواست و رفت. بعضی ها خودشان شاید نمی دانند ولی انرژی شان در فضا جریان دارد، آدمهای دیگر را هم بی نصیب نمی گذارند.

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
ولو اینکه شام چی داریم ...
جای بوسه ی آسمان
روی گونه ی احساس زمین
کودکی جوانه میزند
در میان آغوش زنی خندان.
شالیزاری در کناره ی اکنون
پیرمردی خوابیده در زیر سایه ی تک درختی بیمار
خواب یک لیلی
لب های یک مجنون
آغوش یک خاطره
لبخندی تلخ
روی صورت تک درخت بیمار!
گیسوانی در آغوش باد
سکوتی می گذرد
در هیاهوی کوچه ای تنها
بوی احساس مردی
در میان رگ های دیوار
آجری می خندد
دست زنی روی تن آجر
دنبال رد مردی می گردد.
کودکی تنها
چنگ بر پستان آسمان
بارانی شاید
احساسی باید
خاطره ای باز
تیغ میشود در گلوی احساس.

#ای_لیا
@boiereihan
+ بهار 81 - رشت
انسان حیوانی ست که توانسته است بقیه حیوانها را قانع کند که شعور دارد!

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
با زنهای زیادی میشود خوابید
با مردهای زیادی میشود خوابید ...
اما این وسط، فقط یکی هست که گاهی بلد است تو را بیدار نگه دارد و حالت را خوب کند.

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
آدمی اینطور است، عادت میکند به بوها، تصاویر، بودن ها و گاه این وسط اشتباهی عاشق میشود و یادش میرود، همین بوها، تصاویر،بودن ها ...

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan