همیشه یه چیزائی هست که دلمون میخواد ولی خودمونو تو چارچوب یه سری چیزهای دیگه نگه میداریم! همیشه نمیشه خب، ممکنه فقط یه هوس زودگذر باشه ...
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
حرف حرف حرف
فیلیپ گلس قرص نانی میخرد
گونههای مرگ تروتسکی
نویسنده: دیوید آیوز
مترجم: فرهود کیازند
طراح و کارگردان: علیرضا طاهری
بازیگران: علیرضادستافکن، آرمان کلهری، شقایق حمزهلو، امید ضیاالدینی، محمدحسین اثنیعشری، الهام صادقی، فرشته میرمرعشی
دستیار کارگردان و برنامهریز: نیلوفر عظیمالشأن
آهنگساز: وحید قنوعی
گرافیست: زینب نعیمی
گریم: مریم عزیزی راد، طیبه حقیقتمنش، سینا دشتی
لباس: شیدا حسینزاده
مدیر تولید: علی گلشنی
مشاور رسانهای: سارا کبریایی
عکس: آرمان کلهری، نیلوفرعظیمالشأن
دستیار صحنه: حامد احسانیفر
زمان: ١۶خرداد تا ۴ تیر ١٣٩۵
ساعت: 19:30
مکان: خیابان انقلاب، ابتدای خیابان ١۶آذر، جنب تالار مولوی، تالار ناصرخسرو
شمارۀ رزرو: ٠٩٣۵١٧١۶٣١٩
خرید اینترنتی:
www.tiwall.com
فیلیپ گلس قرص نانی میخرد
گونههای مرگ تروتسکی
نویسنده: دیوید آیوز
مترجم: فرهود کیازند
طراح و کارگردان: علیرضا طاهری
بازیگران: علیرضادستافکن، آرمان کلهری، شقایق حمزهلو، امید ضیاالدینی، محمدحسین اثنیعشری، الهام صادقی، فرشته میرمرعشی
دستیار کارگردان و برنامهریز: نیلوفر عظیمالشأن
آهنگساز: وحید قنوعی
گرافیست: زینب نعیمی
گریم: مریم عزیزی راد، طیبه حقیقتمنش، سینا دشتی
لباس: شیدا حسینزاده
مدیر تولید: علی گلشنی
مشاور رسانهای: سارا کبریایی
عکس: آرمان کلهری، نیلوفرعظیمالشأن
دستیار صحنه: حامد احسانیفر
زمان: ١۶خرداد تا ۴ تیر ١٣٩۵
ساعت: 19:30
مکان: خیابان انقلاب، ابتدای خیابان ١۶آذر، جنب تالار مولوی، تالار ناصرخسرو
شمارۀ رزرو: ٠٩٣۵١٧١۶٣١٩
خرید اینترنتی:
www.tiwall.com
❤1
رفاقت یعنی وقتی دوستت داره می یوفته
دستش رو بگیری،
هرچند بدونی خودت هم باهاش می یوفتی
و دوست داشتن یعنی
وقتی می دونی داری می یوفتی
دست دوستت رو نگیری که اونم با خودت نکشی پائین.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
دستش رو بگیری،
هرچند بدونی خودت هم باهاش می یوفتی
و دوست داشتن یعنی
وقتی می دونی داری می یوفتی
دست دوستت رو نگیری که اونم با خودت نکشی پائین.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
زن، مرد را در آغوش میگیرد و تنگ می فشارد، لبهایش را می بوسد و میگوید : دیدار به قیامت! مرد را از روی بالکن هتل پرت میکند پائین!
در هوا معلق میشود، چشمهای زن در آسمان گم میشوند، روی زمین پهن میشود، نگاهش به آسمان است، خیره مانده، دست میکشد روی سرش، باورش نمیشود، هنوز زنده است! دست می گذارد کناره تخت را می گیرد و می نشیند لبه ی تخت! به گوشه تخت نگاه میکند. زن هنوز خواب است، گودی کمرش از پائین نیم تنه ای که پوشیده، پیداست!
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
در هوا معلق میشود، چشمهای زن در آسمان گم میشوند، روی زمین پهن میشود، نگاهش به آسمان است، خیره مانده، دست میکشد روی سرش، باورش نمیشود، هنوز زنده است! دست می گذارد کناره تخت را می گیرد و می نشیند لبه ی تخت! به گوشه تخت نگاه میکند. زن هنوز خواب است، گودی کمرش از پائین نیم تنه ای که پوشیده، پیداست!
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
زن تصویری را برای مرد میفرستد، تا تصویر آنطرف لود شود، بوی زن فرسنگها راه را طی کرده است و خودش را پاشیده است زیر دماغ مرد ...
+ داستانک
@boiereihan
+ داستانک
@boiereihan
Forwarded from عکس نگار
#داغ_نان_در_تهران
🔹 این روایت واقعی است؛ در نقطه ای پرت و دور از انتظار هم اتفاق نیفتاده است و همين اواخر گوشه ای از شهر تهران عده ای در یک مدرسه در منطقه 16 تهران شاهد آن بوده اند.
🔸 پسربچهای نوجوان در مدرسه حین درس جواب دادن بدحال می شود و تقریبا بیهوش شده است. در درمانگاه، پزشک مشکل را تشخیص نمی دهد و برای مشخص شدن موضوع برای دانشآموز بیحال، آزمایش می نویسد. در این فاصله مادر دانشآموز به مرکز درمانی رسیده و می گوید نیازی به آزمایش نیست. مادر به معلم همراه پسرش گفته است: «سه روز است نان نخورده ایم. نانوایی هم دیگر نان نسیه نمی دهد...» معلم مدرسه كه راوی این اتفاق بود، می گوید: «همه بچه ها خانواده دارند. صلاح نیست بیایید و ماجرا آشکارتر شود. بچه های دیگر هم هستند. خجالت می کشند.»
🔹حد فاصل درب مدرسه از دو سو، دو نانوایی است. یکی نان نسیه می دهد و دیگری نمی دهد! کاغذ «نسیه داده نمی شود حتی به شما » در هر دو نانوایی دیده میشد. بوی نان زنگ آخر در خیابان می پیچد. زنگ مدرسه زده می شود و بچه ها در آفتاب ظهر بیرون زده اند و ناگزیر از رد شدن از جلو نانوایی هستند. بوی نان باز هم می آید. عده ای پایشان جلوی در نانوایی شل می شود. انگار هوا هم خوردن دارد. صف طولانی نیست . می شود نان هم خرید اما ... . بچه ها رفته اند😔
🔴بیایید جای خالی نان در سر سفره های رمضانی نیازمندان شهرمون رو پر کنیم
#سفره_مهربانی تلاشی است برای رساندن نان به نیازمندان شهر . . .
◀️ سامانه نذر آنلاين نان :
@hamyaran_shahrbot
◀️ کمپین سفره_مهربانی در سایت دونیت :
http://2nate.com/hamyaran-shahr/sofre-mehrabani
☎️ تلفن ستاد اجرایی کمپین :
021-55796872
🔻جمعیت همیاران شهر🔻
https://telegram.me/joinchat/Ap8z9TwgvMaVkTTUP3vb2Q
🔹 این روایت واقعی است؛ در نقطه ای پرت و دور از انتظار هم اتفاق نیفتاده است و همين اواخر گوشه ای از شهر تهران عده ای در یک مدرسه در منطقه 16 تهران شاهد آن بوده اند.
🔸 پسربچهای نوجوان در مدرسه حین درس جواب دادن بدحال می شود و تقریبا بیهوش شده است. در درمانگاه، پزشک مشکل را تشخیص نمی دهد و برای مشخص شدن موضوع برای دانشآموز بیحال، آزمایش می نویسد. در این فاصله مادر دانشآموز به مرکز درمانی رسیده و می گوید نیازی به آزمایش نیست. مادر به معلم همراه پسرش گفته است: «سه روز است نان نخورده ایم. نانوایی هم دیگر نان نسیه نمی دهد...» معلم مدرسه كه راوی این اتفاق بود، می گوید: «همه بچه ها خانواده دارند. صلاح نیست بیایید و ماجرا آشکارتر شود. بچه های دیگر هم هستند. خجالت می کشند.»
🔹حد فاصل درب مدرسه از دو سو، دو نانوایی است. یکی نان نسیه می دهد و دیگری نمی دهد! کاغذ «نسیه داده نمی شود حتی به شما » در هر دو نانوایی دیده میشد. بوی نان زنگ آخر در خیابان می پیچد. زنگ مدرسه زده می شود و بچه ها در آفتاب ظهر بیرون زده اند و ناگزیر از رد شدن از جلو نانوایی هستند. بوی نان باز هم می آید. عده ای پایشان جلوی در نانوایی شل می شود. انگار هوا هم خوردن دارد. صف طولانی نیست . می شود نان هم خرید اما ... . بچه ها رفته اند😔
🔴بیایید جای خالی نان در سر سفره های رمضانی نیازمندان شهرمون رو پر کنیم
#سفره_مهربانی تلاشی است برای رساندن نان به نیازمندان شهر . . .
◀️ سامانه نذر آنلاين نان :
@hamyaran_shahrbot
◀️ کمپین سفره_مهربانی در سایت دونیت :
http://2nate.com/hamyaran-shahr/sofre-mehrabani
☎️ تلفن ستاد اجرایی کمپین :
021-55796872
🔻جمعیت همیاران شهر🔻
https://telegram.me/joinchat/Ap8z9TwgvMaVkTTUP3vb2Q
زندگی یعنی باد خنک کولر که میزند روی پوست تنت در یک ظهر دم کرده تابستانی که دراز به دراز افتاده ای وسط هال و خیره شده ای به سقف، خاطرات مثل مور و ملخ هجوم آورده اند و گوشت تنت را میخورند!
همینقدر دم دستی، همینقدر گذرا ...
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
همینقدر دم دستی، همینقدر گذرا ...
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
فرودگاه مثل همیشه شلوغ است، آدمها می آیند و میروند، عده ای میدوند، نشسته ام روی نیمکتی و دستانم را هم دراز کرده ام اطراف نیمکت. دوروبر را نگاه میکنم. اینجا همه چیز درهم است.
زنی میانسال که به نظر شصت سال را پر کرده است می آید و می نشیند روی نیمکت مقابل. نه لاغر است و نه چاق. مانتوی سرمه ای به تن دارد، یک شال قهوه ای رنگ، و یک آرایش ملایم که اگر حرفه ای نباشی تشخیصش نمی دهی و می گذاری به حساب طبیعت صورتش. آرامش سنگینی از روی صورتش آوار میشود روی اتمسفر دو نیمکت. شبیه مامانهاست، از همین مامان هائی که یک لبخند ریز گوشه لبشان دارند، همین مامان هائی که به طرفه العینی همه ی مشکلات را حل میکنند، همین مامان هائی که وقتی هم خسته اند زیباترین تابلوی خلقت هستند.
ته دلم شیرین شد، احساس خنکی دوید زیر پوستم. باید میگفتم، اگر نمی گفتم تمام عمر پشیمان می شدم، دست دست می کردم، این پا و آن پا میشدم ... شاید ناراحت بشود! خوب بشود. برخواستم و آرام رفتم و روبرویش ایستادم، گفتم : جسارت میکنم اینو میگم ولی باید بگم، اصلن اینکه به من مربوطه یا نه نمیدونم ولی اگر نگم تو دلم میمونه، چهرتون مثل مامان مهربوناست! آدمو آروم میکنه، غصه یادش میره ...
خندید، خوشحال شد و یا نه نمیدانم، جا نخورد. انگار من هزارمین نفری هستم که این را به او گفته است. تشکر کرد، برخواست و رفت. بعضی ها خودشان شاید نمی دانند ولی انرژی شان در فضا جریان دارد، آدمهای دیگر را هم بی نصیب نمی گذارند.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
زنی میانسال که به نظر شصت سال را پر کرده است می آید و می نشیند روی نیمکت مقابل. نه لاغر است و نه چاق. مانتوی سرمه ای به تن دارد، یک شال قهوه ای رنگ، و یک آرایش ملایم که اگر حرفه ای نباشی تشخیصش نمی دهی و می گذاری به حساب طبیعت صورتش. آرامش سنگینی از روی صورتش آوار میشود روی اتمسفر دو نیمکت. شبیه مامانهاست، از همین مامان هائی که یک لبخند ریز گوشه لبشان دارند، همین مامان هائی که به طرفه العینی همه ی مشکلات را حل میکنند، همین مامان هائی که وقتی هم خسته اند زیباترین تابلوی خلقت هستند.
ته دلم شیرین شد، احساس خنکی دوید زیر پوستم. باید میگفتم، اگر نمی گفتم تمام عمر پشیمان می شدم، دست دست می کردم، این پا و آن پا میشدم ... شاید ناراحت بشود! خوب بشود. برخواستم و آرام رفتم و روبرویش ایستادم، گفتم : جسارت میکنم اینو میگم ولی باید بگم، اصلن اینکه به من مربوطه یا نه نمیدونم ولی اگر نگم تو دلم میمونه، چهرتون مثل مامان مهربوناست! آدمو آروم میکنه، غصه یادش میره ...
خندید، خوشحال شد و یا نه نمیدانم، جا نخورد. انگار من هزارمین نفری هستم که این را به او گفته است. تشکر کرد، برخواست و رفت. بعضی ها خودشان شاید نمی دانند ولی انرژی شان در فضا جریان دارد، آدمهای دیگر را هم بی نصیب نمی گذارند.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
جای بوسه ی آسمان
روی گونه ی احساس زمین
کودکی جوانه میزند
در میان آغوش زنی خندان.
شالیزاری در کناره ی اکنون
پیرمردی خوابیده در زیر سایه ی تک درختی بیمار
خواب یک لیلی
لب های یک مجنون
آغوش یک خاطره
لبخندی تلخ
روی صورت تک درخت بیمار!
گیسوانی در آغوش باد
سکوتی می گذرد
در هیاهوی کوچه ای تنها
بوی احساس مردی
در میان رگ های دیوار
آجری می خندد
دست زنی روی تن آجر
دنبال رد مردی می گردد.
کودکی تنها
چنگ بر پستان آسمان
بارانی شاید
احساسی باید
خاطره ای باز
تیغ میشود در گلوی احساس.
#ای_لیا
@boiereihan
+ بهار 81 - رشت
روی گونه ی احساس زمین
کودکی جوانه میزند
در میان آغوش زنی خندان.
شالیزاری در کناره ی اکنون
پیرمردی خوابیده در زیر سایه ی تک درختی بیمار
خواب یک لیلی
لب های یک مجنون
آغوش یک خاطره
لبخندی تلخ
روی صورت تک درخت بیمار!
گیسوانی در آغوش باد
سکوتی می گذرد
در هیاهوی کوچه ای تنها
بوی احساس مردی
در میان رگ های دیوار
آجری می خندد
دست زنی روی تن آجر
دنبال رد مردی می گردد.
کودکی تنها
چنگ بر پستان آسمان
بارانی شاید
احساسی باید
خاطره ای باز
تیغ میشود در گلوی احساس.
#ای_لیا
@boiereihan
+ بهار 81 - رشت
انسان حیوانی ست که توانسته است بقیه حیوانها را قانع کند که شعور دارد!
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
با زنهای زیادی میشود خوابید
با مردهای زیادی میشود خوابید ...
اما این وسط، فقط یکی هست که گاهی بلد است تو را بیدار نگه دارد و حالت را خوب کند.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
با مردهای زیادی میشود خوابید ...
اما این وسط، فقط یکی هست که گاهی بلد است تو را بیدار نگه دارد و حالت را خوب کند.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
آدمی اینطور است، عادت میکند به بوها، تصاویر، بودن ها و گاه این وسط اشتباهی عاشق میشود و یادش میرود، همین بوها، تصاویر،بودن ها ...
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
اینکه چه کسی چطور حرف میزنه به خودش ربط داره ولی اینکه با بقیه چطور حرف میزنه به بقیه هم ارتباط پیدا میکنه. یعنی بقیه مجبور نیستن تحملش کنن، این یه اصله تو روابط اجتماعی. اینو بفهمیم ... رکیک حرف زدن اگر از نظر عده ای کول بودنه از نظر عده دیگری ممکنه عدم رشد اجتماعی تعبیر بشه. با یکی از استعارات کاف دار استفاده میکنی بدش که نمیاد هیچ، خوشش هم میاد اما یکی دیگه نه.
خلاصه اینکه هر نکته مکانی و فلان!
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
خلاصه اینکه هر نکته مکانی و فلان!
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
ما آدمها گاهی ته دلمان، آدمهائی دیگر را یک جور خاصی دوست داریم، حالا نه عشق و یا چنین مضمونی، یک جورهائی غیرت پیدا می کنیم روی آن آدم، احساس میکنیم فقط برای خودمان است ... یعنی باید باشد.
ما آدمیم، احساس با خونمان درونمان جریان دارد، از چشمهایمان، گوشهایمان میرسد به قلبمان ...
حالا ممکن است عاشق باشیم ولی در کنارش آدمهای دیگری را جور خاصی دوست داشته باشیم!
بماند الباقی ...
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
ما آدمیم، احساس با خونمان درونمان جریان دارد، از چشمهایمان، گوشهایمان میرسد به قلبمان ...
حالا ممکن است عاشق باشیم ولی در کنارش آدمهای دیگری را جور خاصی دوست داشته باشیم!
بماند الباقی ...
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
یکم - شما فرض کن یک موشک میخورد توی یک بیمارستان در غزه و بعد هم کلی گوشت تکه پاره شده را از زیر آوار خارج میکنند، این تصویر برای خیلی از ماها شاید اهمیتی نداشته باشد خب چون حقشان است لابد، چون حماس یک گروه تروریستی ست به زعم غربی ها و دارد بر علیه امنیت اسرائیل فعالیت میکند ولی کسی نمیپرسد که اسرائیل هم یک عمر است چندمیلیون آدم را دارد به شکل متمدنانه ای از بین میبرد و از بدیهی ترین حقوقشان هم محروم کرده است. خب فلسطینی ها باز هم حقشان است چون خودشان زمین هایشان را فروختند، بله خب لابد یک جائی از منشور حقوق بشر نوشته هرکس زمینهایش را بفروشد دیگر حقی ندارد! آنکه زمین را خریده میتواند بیاید هر غلطی دلش خواست بکند. حال اینکه همه شان هم زمین نفروخته بودند!
دوم - یک هواپیمای بی سرنشین پریدتور روی بخش هائی از افغانستان گشت میزند، اپراتور توی نوادای آمریکا نشسته با جویستیک دارد هواپیما را کنترل میکند بعد میرسد به اهداف از پیش تعیین شده، موشکها شلیک میشود، چند عضو طالبان کشته میشوند، کنارش حدود سی و چند غیر نظامی شبیه گوشت چرخ کرده به اینور و آنور پخش میشوند.
سوم - توی یمن چیزی برای خوردن پیدا نمیشود، قحطی ست، عربستان یک سال است به بدترین شکل ممکن دارد دموکراسی!! را پیاده میکند، اینجا هم ککمان نمیگزد چون حوثی ها را ایران تحریک کرده پس هربلائی سرشان بیاید حقشان است. اصلن مشکل ما نیست، مشکل خود عربهاست!
چهارم - توی سوریه یک بمب بشکه ای میخورد وسط اردوگاهی در حلب، کلی زن و کودک پودر میشوند، اسد دارد با هرچنگ و دندانی که میشود از حکومتی که حق خودش و زن و بچه اش میداند دفاع میکند مثلن، اینجا ممکن است کمی آزرده شویم چون مخالفین اسد مخالفین حکومت ایران هستند ولی باز مهم نیست چون یک مشت آدم بی اهمیت توی خاورمیانه هستند، از اینها اینجا زیاد است، یک سری دارند توی سوریه میزنند توی سر هم، داعش هم اینوسط گاهی حمام خون راه می اندازد ولی تا وقتی همانجا توی عراق و سوریه و لیبی این کار را انجام میدهد مهم نیست، تقصیر خودشان است دیگر، جبر جغرافیائی میدانی یعنی چه عزیز من؟
پنجم - توی اورلاندو یک آمریکائی افغان تبار توی یک گی کلوب پنجاه نفر را میکشد یا دقیقتر چهل و نه نفر، بعدها بعضی از اعضای کلوب میگویند که خود عمرمتین هم سه سالی بوده رفت و آمد داشته به این کلوب و بعید نیست خودش هم همجنس گرا بوده باشد ولی مساله جالب این است که این اتفاق خیلی ها را این سر دنیا متاثر میکند، تا جائیکه از غمگین شدن مادران آنها مینویسند و ...
حمید سلیمی دیروز درباره گرازهائی که توی جنگل سوختند و کسی اهمیتی نداد نوشت، زیر همان متن نوشتم :
نه برادر من
گرازها تعدادشان زیاد است کسی اهمیت نمیدهد.
باید یوزپلنگ باشی تا همه غصه ات را داشته باشند ...
تقصیر خودمان نیست، داریم کم کم هضم میشویم. توی یک نژادپرستی مدرن هضم میشویم.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
دوم - یک هواپیمای بی سرنشین پریدتور روی بخش هائی از افغانستان گشت میزند، اپراتور توی نوادای آمریکا نشسته با جویستیک دارد هواپیما را کنترل میکند بعد میرسد به اهداف از پیش تعیین شده، موشکها شلیک میشود، چند عضو طالبان کشته میشوند، کنارش حدود سی و چند غیر نظامی شبیه گوشت چرخ کرده به اینور و آنور پخش میشوند.
سوم - توی یمن چیزی برای خوردن پیدا نمیشود، قحطی ست، عربستان یک سال است به بدترین شکل ممکن دارد دموکراسی!! را پیاده میکند، اینجا هم ککمان نمیگزد چون حوثی ها را ایران تحریک کرده پس هربلائی سرشان بیاید حقشان است. اصلن مشکل ما نیست، مشکل خود عربهاست!
چهارم - توی سوریه یک بمب بشکه ای میخورد وسط اردوگاهی در حلب، کلی زن و کودک پودر میشوند، اسد دارد با هرچنگ و دندانی که میشود از حکومتی که حق خودش و زن و بچه اش میداند دفاع میکند مثلن، اینجا ممکن است کمی آزرده شویم چون مخالفین اسد مخالفین حکومت ایران هستند ولی باز مهم نیست چون یک مشت آدم بی اهمیت توی خاورمیانه هستند، از اینها اینجا زیاد است، یک سری دارند توی سوریه میزنند توی سر هم، داعش هم اینوسط گاهی حمام خون راه می اندازد ولی تا وقتی همانجا توی عراق و سوریه و لیبی این کار را انجام میدهد مهم نیست، تقصیر خودشان است دیگر، جبر جغرافیائی میدانی یعنی چه عزیز من؟
پنجم - توی اورلاندو یک آمریکائی افغان تبار توی یک گی کلوب پنجاه نفر را میکشد یا دقیقتر چهل و نه نفر، بعدها بعضی از اعضای کلوب میگویند که خود عمرمتین هم سه سالی بوده رفت و آمد داشته به این کلوب و بعید نیست خودش هم همجنس گرا بوده باشد ولی مساله جالب این است که این اتفاق خیلی ها را این سر دنیا متاثر میکند، تا جائیکه از غمگین شدن مادران آنها مینویسند و ...
حمید سلیمی دیروز درباره گرازهائی که توی جنگل سوختند و کسی اهمیتی نداد نوشت، زیر همان متن نوشتم :
نه برادر من
گرازها تعدادشان زیاد است کسی اهمیت نمیدهد.
باید یوزپلنگ باشی تا همه غصه ات را داشته باشند ...
تقصیر خودمان نیست، داریم کم کم هضم میشویم. توی یک نژادپرستی مدرن هضم میشویم.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
از یه جایی به بعد جوری میبری که با دواگلی و پرمنگنات هم نمیشه جمع و جورت کرد، خود همون یارو هم که رو چسب زخمای هندی پلاست شستشو گرفته بود طرفمون هم بیاد نمیتونه دوباره چسبمون بزنه!
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
آدم است دیگر
دلش یکهو میتپد, با دیدن یک عکس
و تجسم عطری که از عکس متصاعد میشود ...
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
دلش یکهو میتپد, با دیدن یک عکس
و تجسم عطری که از عکس متصاعد میشود ...
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan