تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
⚔تفتیش عقاید (قسمت چهارم: پاپ گرگوریوس نُهم و آغاز رسمی دستگاه تفتیش عقاید) در قسمت های پیشین به تلاشهای کلیسا در قرن دوازدهم و سیزدهم برای مبارزه با دگراندیشان مسیحی اشاره کردیم. اما مورخان آغاز رسمی فرآیند تفتیش عقاید را با تلاش های پاپ گرگوریوس نهم(Gregorius…
🔪تفتیش عقاید در تاریخ مسیحیان(قسمت پنجم: کشتار واسی[1])
اصلاحات لوتری در قرن شانزدهم میلادی شکاف های موجود در مسیحیت کاتولیک و مرجعیت کلیسای واتیکان را به اوج رساند. پس از تکفیر مارتین لوتر و پیروان او از سوی کلیسای کاتولیک، جنبش های پروتستانی دیگری نیز در مخالفت با آموزه های ارتودوکسی کاتولیسیسم شکل گرفت که شاید مهمترین آنها جنبش کالوَنیسم ـ به سردمداری الاهیدان و کشیش مشهور فرانسوی ژان کالوَن ـ بود. در واقع کالون را باید پدر فکری پروتستانهای فرانسوی دانست.
با رواج آموزه های کالونیستی در اواسط قرن شانزدهم در فرانسه، کم کم گروهی از مسیحیان این کشور به آیین پروتستان گرویدند که به هیوگنات ها(Huguenots) مشهور شدند. با رواج تدریجی این مذهب در فرانسه، نفرت دستگاه رسمی مسیحیت کاتولیک از این به زعم آنها، مبتدعان و مرتدان هم بالا گرفت و کم کم فرانسه را وارد دوره پرآشوب و پرتنشی از جنگها و کشتارهای خونین مذهبی کرد که در تاریخ سیاسی این خطه، اهمیت بسزایی دارد.
اما در 1مارس سال 1562 وقتی که فرانسوا دی لوریان ـ دومین دوک گیز (Duke of Guise) ـ به املاک خود در روستای واسی (واقع در جنوب شرقی فرانسه) رفته بود، قصد شرکت در مراسم عشای ربانی را داشت و با قدم زدن در روستا در جستجوی کلیسا برآمد. در همین حین او به طور اتفاقی متوجه شد که گروهی از هیوگنات ها در یکی از انبارهای مزارع مشغول مراسم عبادی هستند و عملاً آن انبار را به کلیسای پروتستانی خود تبدیل کرده اند. وقتی که دوک سربازان خود را برای تحقیق بیشتر داخل انبار فرستاد، سخنانی ردوبدل شد و جدال کلامی میان این دو گروه بالا گرفت و نهایتاً به خشونت کشیده شد. در اینجا بود که سربازان دوک به دستوری وی، انبار را به آتش کشیدند و در این بین 63نفر از افراد غیرنظامی هیوگنات کشته و صدها نفر دیگر هم زخمی شدند[2].
این کشتار، آتش جنگهای مذهبی فرانسه را شعله ور کرد؛ جنگهای خونبار و بی حاصلی که به زعم کلیسای کاتولیک برای پاکسازی فرانسه از لوث مرتدان، تا تقریباً اواخر قرن شانزدهم و صدور فرمان موسوم به فرمان نانت(Edict of Nantes) ادامه یافت و تخمین زده می شود حدود سه میلیون نفر در اثنای این جنگها کشته شده باشند...
ما به روال گذشته این بحث را ادامه خواهیم داد و درباره جنگهای مذهبی فرانسه و نیز جنگ مذهبی سی ساله در اروپا بیشتر خواهیم نوشت.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. Massacre of Wassy
[2]. Lindsay, Thomas M. History of the Reformation Reformation in Switzerland, France, the Netherlands, Scotland and England. Charles Scribner's Sons; Kessinger Publishing. p. 189
✍️عدنان فلاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
اصلاحات لوتری در قرن شانزدهم میلادی شکاف های موجود در مسیحیت کاتولیک و مرجعیت کلیسای واتیکان را به اوج رساند. پس از تکفیر مارتین لوتر و پیروان او از سوی کلیسای کاتولیک، جنبش های پروتستانی دیگری نیز در مخالفت با آموزه های ارتودوکسی کاتولیسیسم شکل گرفت که شاید مهمترین آنها جنبش کالوَنیسم ـ به سردمداری الاهیدان و کشیش مشهور فرانسوی ژان کالوَن ـ بود. در واقع کالون را باید پدر فکری پروتستانهای فرانسوی دانست.
با رواج آموزه های کالونیستی در اواسط قرن شانزدهم در فرانسه، کم کم گروهی از مسیحیان این کشور به آیین پروتستان گرویدند که به هیوگنات ها(Huguenots) مشهور شدند. با رواج تدریجی این مذهب در فرانسه، نفرت دستگاه رسمی مسیحیت کاتولیک از این به زعم آنها، مبتدعان و مرتدان هم بالا گرفت و کم کم فرانسه را وارد دوره پرآشوب و پرتنشی از جنگها و کشتارهای خونین مذهبی کرد که در تاریخ سیاسی این خطه، اهمیت بسزایی دارد.
اما در 1مارس سال 1562 وقتی که فرانسوا دی لوریان ـ دومین دوک گیز (Duke of Guise) ـ به املاک خود در روستای واسی (واقع در جنوب شرقی فرانسه) رفته بود، قصد شرکت در مراسم عشای ربانی را داشت و با قدم زدن در روستا در جستجوی کلیسا برآمد. در همین حین او به طور اتفاقی متوجه شد که گروهی از هیوگنات ها در یکی از انبارهای مزارع مشغول مراسم عبادی هستند و عملاً آن انبار را به کلیسای پروتستانی خود تبدیل کرده اند. وقتی که دوک سربازان خود را برای تحقیق بیشتر داخل انبار فرستاد، سخنانی ردوبدل شد و جدال کلامی میان این دو گروه بالا گرفت و نهایتاً به خشونت کشیده شد. در اینجا بود که سربازان دوک به دستوری وی، انبار را به آتش کشیدند و در این بین 63نفر از افراد غیرنظامی هیوگنات کشته و صدها نفر دیگر هم زخمی شدند[2].
این کشتار، آتش جنگهای مذهبی فرانسه را شعله ور کرد؛ جنگهای خونبار و بی حاصلی که به زعم کلیسای کاتولیک برای پاکسازی فرانسه از لوث مرتدان، تا تقریباً اواخر قرن شانزدهم و صدور فرمان موسوم به فرمان نانت(Edict of Nantes) ادامه یافت و تخمین زده می شود حدود سه میلیون نفر در اثنای این جنگها کشته شده باشند...
ما به روال گذشته این بحث را ادامه خواهیم داد و درباره جنگهای مذهبی فرانسه و نیز جنگ مذهبی سی ساله در اروپا بیشتر خواهیم نوشت.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. Massacre of Wassy
[2]. Lindsay, Thomas M. History of the Reformation Reformation in Switzerland, France, the Netherlands, Scotland and England. Charles Scribner's Sons; Kessinger Publishing. p. 189
✍️عدنان فلاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
درباره: اسلامشناسی، تاریخ، اندیشهی سیاسی
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
🎲اختلاف در متشابهات: آیات مربوط به صفات خداوند
بحث از اینکه محکمات قرآن کدام است و متشابهاتش چیست، حقیقتاً مثنوی هفتاد من است. میتوان بحث مبسوطی در اینباره را در کتبی مثل الاتقان سیوطی یا البرهان زرکشی و... یافت. اما احتمالاً تمام مفسران سلف و خلف معتقدند که آیاتی از قرآن که درباره صفات خداوند مثل یدالله، وجهالله و... بحث میکنند، جزء همین متشابهاتند. قدمای مسلمانان از هر فرقه و مکتبی، اختلافات چشمگیری در تفسیر ماهیت و چیستی این صفات و نیز اتخاذ رویکرد معرفت شناسانه صحیح در قبال این آیات داشتهاند و میتوان شرح و بسط این بحثها را در کتب کلامی فِرَق اعم از کتب کلامی حنابله، اشاعره، معتزله، شیعه و... یافت.
ما در این مقام، در پی اثبات یک نظر و رد نظر دیگری نیستیم بلکه صرفاً در مقام گردآوری[1]، گزارش یکی از بزرگترین قرآنشناسان و علمای علم اصول قرن هشتم را درباره این اختلافات مرور می کنیم. برهان الدین الزرکشی فقیه، اصولی و قرآن شناس برجسته شافعی مذهب(متوفای794هـ) ذیل نوع سی و هفتم از انواع علوم چهل و هفتگانه کتاب مشهورش(البرهان فی علوم القرآن) مینویسد:
«درباره حکم آیات متشابهات ناظر بر صفات [خداوند]: افراد درباره این قبیل آیات و احادیث دچار اختلاف شدهاند و سه گروهند: گروه اول معتقدند که هیچ راهی به تأویل این آیات نیست بلکه این آیات را باید بر ظاهرشان حمل کرد و چیزی از آنها تأویل نمیشود؛ این گروه مُشَبِّهَه هستند. گروه دوم معتقدند که این آیات تأویل دارد لکن ما وارد تأویلشان نمیشویم ولو اینکه به تشبیه یا تعطیل این صفات هم باور نداریم بلکه می گوییم که علم به حقیقت این صفات فقط از آن خداست. این اعتقاد سلف است[2]. گروه سوم معتقدند که این آیات قابل تأویلند و آنها را به شکل درخوری تأویل کردهاند. نظر گروه اول باطل است اما از صحابه نظرات دو گروه آخِر نقل شده است. مثلاً ام سلمه قائل به تأویل نبود...و از جمله کسانی که تأویل از آنان نقل شده است علی و ابن مسعود و ابن عباس و دیگران هستند»[3].
زرکشی در ادامه به نقل از قدمایش، به درستی علت اختلاف صحابه در مورد امکان یا امتناع تأویل این آیات را هم توضیح می دهد: «منشأ اختلاف بین این دو گروه در آن است که آیا جایز است در قرآن چیزی باشد که معنایش نامعلوم باشد»[4].
نتیجتاً این اختلافات ربطی به نفاق، فسق یا سایر خصال اخلاقی ندارد بلکه به اختلاف دیرین مفسرین بر سر تفسیر آیه هفتم سوره آل عمران راجع است. دلیل دیگر نیز به قلّت روایات تفسیری منقول از پیامبر(ص) و نسل صحابه برمی گردد چنانکه تعداد روایات صحیح در این باره بسیار اندک است و حتی برخی افراد چون احمد حنبل صریحا بر این فقدان یا قلّت روایات تفسیری تأکید کردهاند[5]. روایات تفسیری منقول از صحابه هم همین وضعیت را دارد مثلا از شافعی نقل شده که درباره یکی از کثیرالحدیثترین صحابه یعنی ابن عباس می گوید: «فقط حدود صد حدیث ناظر بر تفسیر قرآن از ابن عباس ثابت است»[6].
بنابراین به نظر می رسد بهترین شیوه تعامل با این اختلافات کلامی همان شیوه ای باشد که امام شافعی از سلف امت گزارش کرده است:
«اين [اختلافات] دلالت دارد که کسی از سلف، نظرش را بيان کرده و ديگری با او مخالفت نموده و [اين ديگری نيز] نظر خودش را گفته است... و اين [اظهارنظرهای متفاوت سلف امت]، دليلی است بر اینکه هيچ يک از سلف امت، نظر بعضی ديگر را حجتی نمی دانند که در صورت داشتن نظر متفاوت، ملزم به پذيرش آن نظرِ [بعضی ديگر] شوند»[7].
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. Context of discovery
[2]. گفتنی است که سیوطی هم معتقد است نظریه گروه دوم(تفویض) رای جمهور اهل سنت بوده است: «وَجُمْهُورُ أَهْلِ السُّنَّةِ مِنْهُمُ السَّلَفُ وَأَهْلُ الْحَدِيثِ عَلَى الْإِيمَانِ بِهَا وَتَفْوِيضِ مَعْنَاهَا الْمُرَادِ مِنْهَا إِلَى اللَّهِ تَعَالَى وَلَا نُفَسِّرُهَا مَعَ تَنْزِيهِنَا لَهُ عَنْ حَقِيقَتِهَا»(السیوطی، الإتقان في علوم القرآن، 3/14، الهيئة المصرية العامة للكتاب)
[3]. الزرکشی، البرهان فی علوم القرآن، 2/78،79، دار إحياء الكتب العربية عيسى البابى الحلبي وشركائه
[4]. همان، 2/79،80
[5]. السیوطی، الاتقان، 4/208
[6]. همان، 4/239
[7]. «فَدَلَّ ذَلِكَ عَلَى أَنَّ قَائِلَ السَّلَفِ يَقُولُ بِرَأْيِهِ، وَيُخَالِفُهُ غَيْرُهُ وَيَقُولُ بِرَأْيِهِ... وَفِي هَذَا دَلِيلٌ عَلَى أَنَّ بَعْضَهُمْ لَا يَرَى قَوْلَ بَعْضٍ حُجَّةً تَلْزَمُهُ، إِذْ رَأَى خِلَافَهَا»(الشافعی، اختلاف الحدیث مطبوع ملحقا بالأم للشافعي، 8/619)
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
بحث از اینکه محکمات قرآن کدام است و متشابهاتش چیست، حقیقتاً مثنوی هفتاد من است. میتوان بحث مبسوطی در اینباره را در کتبی مثل الاتقان سیوطی یا البرهان زرکشی و... یافت. اما احتمالاً تمام مفسران سلف و خلف معتقدند که آیاتی از قرآن که درباره صفات خداوند مثل یدالله، وجهالله و... بحث میکنند، جزء همین متشابهاتند. قدمای مسلمانان از هر فرقه و مکتبی، اختلافات چشمگیری در تفسیر ماهیت و چیستی این صفات و نیز اتخاذ رویکرد معرفت شناسانه صحیح در قبال این آیات داشتهاند و میتوان شرح و بسط این بحثها را در کتب کلامی فِرَق اعم از کتب کلامی حنابله، اشاعره، معتزله، شیعه و... یافت.
ما در این مقام، در پی اثبات یک نظر و رد نظر دیگری نیستیم بلکه صرفاً در مقام گردآوری[1]، گزارش یکی از بزرگترین قرآنشناسان و علمای علم اصول قرن هشتم را درباره این اختلافات مرور می کنیم. برهان الدین الزرکشی فقیه، اصولی و قرآن شناس برجسته شافعی مذهب(متوفای794هـ) ذیل نوع سی و هفتم از انواع علوم چهل و هفتگانه کتاب مشهورش(البرهان فی علوم القرآن) مینویسد:
«درباره حکم آیات متشابهات ناظر بر صفات [خداوند]: افراد درباره این قبیل آیات و احادیث دچار اختلاف شدهاند و سه گروهند: گروه اول معتقدند که هیچ راهی به تأویل این آیات نیست بلکه این آیات را باید بر ظاهرشان حمل کرد و چیزی از آنها تأویل نمیشود؛ این گروه مُشَبِّهَه هستند. گروه دوم معتقدند که این آیات تأویل دارد لکن ما وارد تأویلشان نمیشویم ولو اینکه به تشبیه یا تعطیل این صفات هم باور نداریم بلکه می گوییم که علم به حقیقت این صفات فقط از آن خداست. این اعتقاد سلف است[2]. گروه سوم معتقدند که این آیات قابل تأویلند و آنها را به شکل درخوری تأویل کردهاند. نظر گروه اول باطل است اما از صحابه نظرات دو گروه آخِر نقل شده است. مثلاً ام سلمه قائل به تأویل نبود...و از جمله کسانی که تأویل از آنان نقل شده است علی و ابن مسعود و ابن عباس و دیگران هستند»[3].
زرکشی در ادامه به نقل از قدمایش، به درستی علت اختلاف صحابه در مورد امکان یا امتناع تأویل این آیات را هم توضیح می دهد: «منشأ اختلاف بین این دو گروه در آن است که آیا جایز است در قرآن چیزی باشد که معنایش نامعلوم باشد»[4].
نتیجتاً این اختلافات ربطی به نفاق، فسق یا سایر خصال اخلاقی ندارد بلکه به اختلاف دیرین مفسرین بر سر تفسیر آیه هفتم سوره آل عمران راجع است. دلیل دیگر نیز به قلّت روایات تفسیری منقول از پیامبر(ص) و نسل صحابه برمی گردد چنانکه تعداد روایات صحیح در این باره بسیار اندک است و حتی برخی افراد چون احمد حنبل صریحا بر این فقدان یا قلّت روایات تفسیری تأکید کردهاند[5]. روایات تفسیری منقول از صحابه هم همین وضعیت را دارد مثلا از شافعی نقل شده که درباره یکی از کثیرالحدیثترین صحابه یعنی ابن عباس می گوید: «فقط حدود صد حدیث ناظر بر تفسیر قرآن از ابن عباس ثابت است»[6].
بنابراین به نظر می رسد بهترین شیوه تعامل با این اختلافات کلامی همان شیوه ای باشد که امام شافعی از سلف امت گزارش کرده است:
«اين [اختلافات] دلالت دارد که کسی از سلف، نظرش را بيان کرده و ديگری با او مخالفت نموده و [اين ديگری نيز] نظر خودش را گفته است... و اين [اظهارنظرهای متفاوت سلف امت]، دليلی است بر اینکه هيچ يک از سلف امت، نظر بعضی ديگر را حجتی نمی دانند که در صورت داشتن نظر متفاوت، ملزم به پذيرش آن نظرِ [بعضی ديگر] شوند»[7].
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. Context of discovery
[2]. گفتنی است که سیوطی هم معتقد است نظریه گروه دوم(تفویض) رای جمهور اهل سنت بوده است: «وَجُمْهُورُ أَهْلِ السُّنَّةِ مِنْهُمُ السَّلَفُ وَأَهْلُ الْحَدِيثِ عَلَى الْإِيمَانِ بِهَا وَتَفْوِيضِ مَعْنَاهَا الْمُرَادِ مِنْهَا إِلَى اللَّهِ تَعَالَى وَلَا نُفَسِّرُهَا مَعَ تَنْزِيهِنَا لَهُ عَنْ حَقِيقَتِهَا»(السیوطی، الإتقان في علوم القرآن، 3/14، الهيئة المصرية العامة للكتاب)
[3]. الزرکشی، البرهان فی علوم القرآن، 2/78،79، دار إحياء الكتب العربية عيسى البابى الحلبي وشركائه
[4]. همان، 2/79،80
[5]. السیوطی، الاتقان، 4/208
[6]. همان، 4/239
[7]. «فَدَلَّ ذَلِكَ عَلَى أَنَّ قَائِلَ السَّلَفِ يَقُولُ بِرَأْيِهِ، وَيُخَالِفُهُ غَيْرُهُ وَيَقُولُ بِرَأْيِهِ... وَفِي هَذَا دَلِيلٌ عَلَى أَنَّ بَعْضَهُمْ لَا يَرَى قَوْلَ بَعْضٍ حُجَّةً تَلْزَمُهُ، إِذْ رَأَى خِلَافَهَا»(الشافعی، اختلاف الحدیث مطبوع ملحقا بالأم للشافعي، 8/619)
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
درباره: اسلامشناسی، تاریخ، اندیشهی سیاسی
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
👍1
🕯ابنتیمیهشناسی همراه با پروفسور جان هووِر(قسمت اول: مصلحت در عبادات)
ابنتیمیهشناسی به عنوان زیرشاخهی نسبتا جدیدی از سنت ستبر شرقشناسی و اسلامشناسی غربیان، نخست با آثار پروفسور آنری لائوست(Henri Laoust) مستشرق بزرگ فرانسوی قوام گرفت. لائوست(متوفای1982) که بعدها جانشین پروفسور لویی ماسینیون(استاد علی شریعتی) در کسوت استادی کرسی جامعهشناسی اسلامی کلژدوفرانس پاریس شد، تحقیقات بکری را درباره غزالی و خاصه ابن تیمیه منتشر کرد. او نگارش مدخل ابن تیمیه از دانشنامه اسلام لایدن را نیز عهدهدار شد. نخستین اثر مشهور لائوست درباره ابنتیمیه با نام «رسالهای درباره نظریات اجتماعی و سیاسی ابن تیمیه»[1] در سال1939 منتشر شد که بعداً با عنوان «نظریات شیخ الاسلام ابن تیمیة فی السیاسة و الاجتماع» از فرانسوی به عربی ترجمه شد. البته آنری لائوست کتابهای دیگری هم درباره ابن تیمیه نگاشت مثل: «حقوق عمومیِ عقود از نگاه ابن تیمیه»[2]، «اعتقادنامه ابن تیمیه درباره ایمان»[3] و «حِسبَه از نگاه ابن تیمیه»[4].
پس از لائوست، آثار جسته گریخته دیگری از سایر ابنتیمیهپژوهان غربی درباره ابن تیمیه منتشر شد؛ اما بی شک این حوزه با تحقیقات پروفسور جان هووِر(Jon Hoover) دانشیار دپارتمان الاهیات و مطالعات دینی دانشگاه ناتینگهام بریتانیا به مرحله جدیدی قدم گذاشته است.
از این رو و با توجه به امتناع تقریبی ابنتیمیهشناسیِ محققانه و جدی در فضای غالب کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا و ایدیولوژیکشدن شدید این حوزه از اسلامشناسی[5]، تصمیم گرفتیم درسگفتارهای مفید و مختصر پروفسور جان هوور درباره ابن تیمیه را به مرور منتشر کنیم. گفتنی است این درسگفتارها به دو زبان عربی و انگلیسی در کانال یوتیوب دانشگاه ناتینگهام بریتانیا منتشر شده است که ما به جهت استفاده بیشتر مخاطبان، نسخههای عربی این درسگفتارها را به مرور منتشر خواهیم کرد.
در درسگفتار نخست، جان هوور با ذکر مثالهایی از فتاوای ابن تیمیه، مفهوم مصلحت در عبادت را از دیدگاه وی توضیح میدهد.
ــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. Essai sur les doctrines sociales et politiques d'Ibn Taimîya
[2]. Le Traité de droit public d'Ibn Taimîya
[3]. La profession de foi d’Ibn Taymiyya
[4]. Traité sur la Hisba- Al-hisba fi l-islâm d'Ibn Taymiyya
[5]. اکثریت قریب به اتفاق آثار تکراری و ملالآورِ ابنتیمیهپژوهی در خطهی جغرافیایی خاورمیانه و شمال افریقا، از دو حالت خارج نیست: فحشنامه یا مدحنامه.
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
ابنتیمیهشناسی به عنوان زیرشاخهی نسبتا جدیدی از سنت ستبر شرقشناسی و اسلامشناسی غربیان، نخست با آثار پروفسور آنری لائوست(Henri Laoust) مستشرق بزرگ فرانسوی قوام گرفت. لائوست(متوفای1982) که بعدها جانشین پروفسور لویی ماسینیون(استاد علی شریعتی) در کسوت استادی کرسی جامعهشناسی اسلامی کلژدوفرانس پاریس شد، تحقیقات بکری را درباره غزالی و خاصه ابن تیمیه منتشر کرد. او نگارش مدخل ابن تیمیه از دانشنامه اسلام لایدن را نیز عهدهدار شد. نخستین اثر مشهور لائوست درباره ابنتیمیه با نام «رسالهای درباره نظریات اجتماعی و سیاسی ابن تیمیه»[1] در سال1939 منتشر شد که بعداً با عنوان «نظریات شیخ الاسلام ابن تیمیة فی السیاسة و الاجتماع» از فرانسوی به عربی ترجمه شد. البته آنری لائوست کتابهای دیگری هم درباره ابن تیمیه نگاشت مثل: «حقوق عمومیِ عقود از نگاه ابن تیمیه»[2]، «اعتقادنامه ابن تیمیه درباره ایمان»[3] و «حِسبَه از نگاه ابن تیمیه»[4].
پس از لائوست، آثار جسته گریخته دیگری از سایر ابنتیمیهپژوهان غربی درباره ابن تیمیه منتشر شد؛ اما بی شک این حوزه با تحقیقات پروفسور جان هووِر(Jon Hoover) دانشیار دپارتمان الاهیات و مطالعات دینی دانشگاه ناتینگهام بریتانیا به مرحله جدیدی قدم گذاشته است.
از این رو و با توجه به امتناع تقریبی ابنتیمیهشناسیِ محققانه و جدی در فضای غالب کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا و ایدیولوژیکشدن شدید این حوزه از اسلامشناسی[5]، تصمیم گرفتیم درسگفتارهای مفید و مختصر پروفسور جان هوور درباره ابن تیمیه را به مرور منتشر کنیم. گفتنی است این درسگفتارها به دو زبان عربی و انگلیسی در کانال یوتیوب دانشگاه ناتینگهام بریتانیا منتشر شده است که ما به جهت استفاده بیشتر مخاطبان، نسخههای عربی این درسگفتارها را به مرور منتشر خواهیم کرد.
در درسگفتار نخست، جان هوور با ذکر مثالهایی از فتاوای ابن تیمیه، مفهوم مصلحت در عبادت را از دیدگاه وی توضیح میدهد.
ــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. Essai sur les doctrines sociales et politiques d'Ibn Taimîya
[2]. Le Traité de droit public d'Ibn Taimîya
[3]. La profession de foi d’Ibn Taymiyya
[4]. Traité sur la Hisba- Al-hisba fi l-islâm d'Ibn Taymiyya
[5]. اکثریت قریب به اتفاق آثار تکراری و ملالآورِ ابنتیمیهپژوهی در خطهی جغرافیایی خاورمیانه و شمال افریقا، از دو حالت خارج نیست: فحشنامه یا مدحنامه.
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
YouTube
1) ابن تيمية والمصلحة: العبادات، مع الدكتور جون هوف
ابن تيمية (ت 1328) كان فقيها مسلما شهيرا من دمشق. يستعرض هذا الفيديو، وهو
https://youtu.be/RzC0vBLn4Ok النسخة الإنجليزية (English version)
شاهد مقاطع فيديو أخرى في هذه السلسلة:
2) ابن تيمية والمصلحة: مقاصد الشريعة، مع الدكتور جون هوفر
https://youtu.be/OwpxpZG7pvE…
https://youtu.be/RzC0vBLn4Ok النسخة الإنجليزية (English version)
شاهد مقاطع فيديو أخرى في هذه السلسلة:
2) ابن تيمية والمصلحة: مقاصد الشريعة، مع الدكتور جون هوفر
https://youtu.be/OwpxpZG7pvE…
Forwarded from utubebot
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1) ابن تيمية والمصلحة: العبادات، مع الدكتور جون هوف
🕯ابنتیمیهشناسی همراه با جان هووِر(قسمت دوم: مصلحت و مقاصد شریعت)
مطالعات ابن تیمیه (Taymiyyan Studies) اصطلاحی است که جان هوور ـ استاد دپارتمان الاهیات و مطالعات دینی دانشگاه ناتینگهام ـ برای نامیدن شاخه ابنتیمیهشناسی از شرقشناسی به کار می بَرد. جان هوور در ویدیوی کوتاهی که دانشگاه ناتینگهام تهیه کرده به ایجاز دلایل اهمیت این حوزه از اسلامشناسی را بیان کرده و فیالمثل به این نکته اشاره میکند که اهمیت ابن تیمیه در سنت اسلامشناسی حتی از اهمیت قدیس آگوستین و قدیس آکویناس در سنت مسیحی هم بسی بیشتر است.
جان هوور در ویدیوی دوم از سلسله درسگفتارهای کوتاه و کمتر از ده دقیقهایِ خود درباره «ابن تیمیه و مصلحت»، به موضوع مقاصد شریعت از دیدگاه ابن تیمیه حَرّانی می پردازد. این درسگفتارها به دو زبان عربی و انگلیسی ارائه شده است که ما در پست بعدی ویدیوی نسخه عربی را ـ بدون نیاز به مراجعه به سایت youtube ـ قرار خواهیم داد.
🎞نسخه انگلیسی درسگفتار ابن تیمیه و مقاصد شریعت
🎞نسخه عربی درسگفتار ابن تیمیه و مقاصد شریعت
✍️ عدنان فلاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
مطالعات ابن تیمیه (Taymiyyan Studies) اصطلاحی است که جان هوور ـ استاد دپارتمان الاهیات و مطالعات دینی دانشگاه ناتینگهام ـ برای نامیدن شاخه ابنتیمیهشناسی از شرقشناسی به کار می بَرد. جان هوور در ویدیوی کوتاهی که دانشگاه ناتینگهام تهیه کرده به ایجاز دلایل اهمیت این حوزه از اسلامشناسی را بیان کرده و فیالمثل به این نکته اشاره میکند که اهمیت ابن تیمیه در سنت اسلامشناسی حتی از اهمیت قدیس آگوستین و قدیس آکویناس در سنت مسیحی هم بسی بیشتر است.
جان هوور در ویدیوی دوم از سلسله درسگفتارهای کوتاه و کمتر از ده دقیقهایِ خود درباره «ابن تیمیه و مصلحت»، به موضوع مقاصد شریعت از دیدگاه ابن تیمیه حَرّانی می پردازد. این درسگفتارها به دو زبان عربی و انگلیسی ارائه شده است که ما در پست بعدی ویدیوی نسخه عربی را ـ بدون نیاز به مراجعه به سایت youtube ـ قرار خواهیم داد.
🎞نسخه انگلیسی درسگفتار ابن تیمیه و مقاصد شریعت
🎞نسخه عربی درسگفتار ابن تیمیه و مقاصد شریعت
✍️ عدنان فلاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
YouTube
Why Study...Ibn Taymiyya, with Jon Hoover
Ibn Taymiyya (1263-1328 C.E.) was an Islamic thinker who has exerted, and continues to exert, an enormous influence within the Islamic tradition. Ibn Taymiyya was often quoted by the late Osama Bin Laden and in this video, Dr. Jon Hoover, who has studied…
Forwarded from utubebot
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
2) ابن تيمية والمصلحة: مقاصد الشريعة، مع الدكتور جون هوفر
💎تأسیس آرمانشهر روی زمین: مورد کمونیسم
پوپر همیشه هشدار می داد که باید از کسانی که وعده ساخت بهشت برین و آرمانشهر روی زمین می دهند ترسید. در نیمه اول قرن بیستم نخستین بذرهای این آرمانشهرگرایی با انقلاب کمونیستی روسیه ـ مشهور به انقلاب اکتبر1917 ـ به بار نشست. این انقلاب، مسیر انقلابهای کمونیستی دیگر مثل انقلاب کمونیستی چین در سال1949 را هموار کرد.
تئوریسین ها و رهبران این انقلابهای کمونیستی مثل لنین، تروتسکی، مائو و... به دنبال تأسیس نظم کاملا جدیدی روی زمین بودند و برای برپایی این نظم نوین، هیچ هزینه ای را زیاد و گزاف نمیپنداشتند. قربانی کردن دهها میلیون انسان در شوروی و چین، نه از سر عطش خونریزی و جنون کشتار و شهوت جنایت، بلکه از سر خیرخواهی برای نوع بشر و تأسیس یک آرمانشهر باشکوه برای رستگاری انسان بود.
لئون تروتسکی(Leon Trotsky) مارکسیست انقلابی و از برجستهترین نظریهپردازان و رهبران حزب کمونیست شوروی در دوران انقلاب اکتبر روسیه و نیز بنیانگذار ارتش سرخ شوروی، در رسالهای با نام «تروریسم و کمونیسم»، نسبت هزینه/فایده را در راه نیل به آرمانشهر رستگاریبخش کمونیسم، این گونه شرح می دهد:
«آنچه دربارهی خودمان میتوانیم بگوییم این است که ما هیچگاه دلنگران وراجیهای کانتیـکشیشمآبانه[1] و گیاهخوارـکُوِیکِرمآبانه[2] در مورد "مقدس بودن جان انسان" نبودهایم... برای ساختن انسانِ مقدس، ما باید نظم اجتماعیای که انسان را به صلیب کشیده است نابود کنیم و این مشکل فقط به وسیلهی خون و آهن حل میشود»[3].
و این گونه بود که قتل عام میلیونها نفر در شوروی و چین و... توجیه ایدیولوژیک یافت.
ــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. Kantian-priestly
[2]. vegetarian-Quaker
کویکر، به اعضای یکی از فرقه های مسیحی اطلاق میشود که با جنگ و خشونت مخالف است.
[3]. Trotsky, L(1920), Terrorism and Communism: A Reply to Karl Kautsky, ch. 4, London: Verso, published 2007.
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
پوپر همیشه هشدار می داد که باید از کسانی که وعده ساخت بهشت برین و آرمانشهر روی زمین می دهند ترسید. در نیمه اول قرن بیستم نخستین بذرهای این آرمانشهرگرایی با انقلاب کمونیستی روسیه ـ مشهور به انقلاب اکتبر1917 ـ به بار نشست. این انقلاب، مسیر انقلابهای کمونیستی دیگر مثل انقلاب کمونیستی چین در سال1949 را هموار کرد.
تئوریسین ها و رهبران این انقلابهای کمونیستی مثل لنین، تروتسکی، مائو و... به دنبال تأسیس نظم کاملا جدیدی روی زمین بودند و برای برپایی این نظم نوین، هیچ هزینه ای را زیاد و گزاف نمیپنداشتند. قربانی کردن دهها میلیون انسان در شوروی و چین، نه از سر عطش خونریزی و جنون کشتار و شهوت جنایت، بلکه از سر خیرخواهی برای نوع بشر و تأسیس یک آرمانشهر باشکوه برای رستگاری انسان بود.
لئون تروتسکی(Leon Trotsky) مارکسیست انقلابی و از برجستهترین نظریهپردازان و رهبران حزب کمونیست شوروی در دوران انقلاب اکتبر روسیه و نیز بنیانگذار ارتش سرخ شوروی، در رسالهای با نام «تروریسم و کمونیسم»، نسبت هزینه/فایده را در راه نیل به آرمانشهر رستگاریبخش کمونیسم، این گونه شرح می دهد:
«آنچه دربارهی خودمان میتوانیم بگوییم این است که ما هیچگاه دلنگران وراجیهای کانتیـکشیشمآبانه[1] و گیاهخوارـکُوِیکِرمآبانه[2] در مورد "مقدس بودن جان انسان" نبودهایم... برای ساختن انسانِ مقدس، ما باید نظم اجتماعیای که انسان را به صلیب کشیده است نابود کنیم و این مشکل فقط به وسیلهی خون و آهن حل میشود»[3].
و این گونه بود که قتل عام میلیونها نفر در شوروی و چین و... توجیه ایدیولوژیک یافت.
ــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. Kantian-priestly
[2]. vegetarian-Quaker
کویکر، به اعضای یکی از فرقه های مسیحی اطلاق میشود که با جنگ و خشونت مخالف است.
[3]. Trotsky, L(1920), Terrorism and Communism: A Reply to Karl Kautsky, ch. 4, London: Verso, published 2007.
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
درباره: اسلامشناسی، تاریخ، اندیشهی سیاسی
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
🔬مسائل مورد اجماع از نگاه شافعی
ما پیش تر گزارش صریح شافعی از فقدان چهارچوب اصولی و فقهی متصلب و مرجع در قرن دوم و ابتدای قرن سوم را آوردیم. برای تکمیل بحث پیشین، لازم است متوجه این نکته شد که باتوجه به مشاهدات شافعی، او چه مسئله یا مسائلی را محل اجماع می داند. شافعی در کتاب اختلاف الحدیث می گوید که هیچیک از «سلف» نظر دیگری را لازم الإتباع نمی دانست و هر کدام آزادانه رأی خویش را بیان می کرد. نیز شافعی بر این نکته مهم تصریح می کند که اگر روایتی از سلف امت درباره مسأله ای وجود نداشته باشد نمی توان سکوت آن شخص را به موافقت یا مخالفت وی با آن مسأله تعبیر کرد[1].
شافعی در ادامه می نویسد: «خلاصه اینکه، نه احدی از اصحاب رسول الله و نه تابعين و نه عصر بعد از تابعين و نه عصر اتباع تابعين و نه هيچ يک از عالمانی که من می شناسم و نه احدی از کسانی که عامه مردم او را به علم نسبت می دهند، در هيچ موضوعی به جز جُمَل فرايضی که عامه به انجام آنها مکلّف شده اند، ادعای اجماع ننموده اند إلّا در دوره ی زمانی معاصر [من]»[2].
نتیجتاً شافعی اجماعیات را محدود به «جُمَل الفرائض» می داند که عامه مردم مکلف به آن هستند. اما «جمل الفرائض» چیست و مصادیق آن کدامند؟ شافعی در کتاب دیگرش جِماع العلم در مناظره با یکی از مخالفینش، تقسیمبندی علم شرعی بر دو نوع «علم الخاصة» و «علم العامة» را امضا می کند و در تعریف علم العامة می گوید: «علم العامة بر اساس آنچه برایم گفتی، چیزی است که تو هرکدام از مسلمانان را ببینی آن علم را نزدشان خواهی یافت و هیچ مسلمانی نیست که بر سر این علم با مسلمان دیگر اختلاف داشته باشد؛ و این علمی است که همانطور که گفتی در جُمَل فرائض و تعداد نمازها و شبیه به اینها یافت می شود»[3]. شافعی در جای دیگری متذکر می شود که جمل الفرائض، دانشِ مقدَّمی است که احدی در آن شک ندارد[4]. او مثلاً حکم طلاق را یکی از همین جُمَل فرائض می داند که احکامشان فی الجمله در قرآن تشریع شده است[5]. به نظر می رسد با همین مقدار از توضیحات، مراد شافعی از جمل الفرائض روشن شده باشد. او بدیهیاتی را محل اجماع می داند که احدی از مسلمین (از هر فرقه ی کلامی و اصولی و فقهی ای) در آن شک نداشته باشند.
لکن برای تدقیق بیشتر این معنا، همچنان همراه شافعی می شویم. شافعی در تفسیر آیه2 سوره الجمعة می گوید که خداوند جمله فرایض مثل نماز، زکات و حج و.. را در قرآن آورده و کیفیت آنها را به سنت نبوی واگذار کرده است[6]. بنابراین مشخص می شود که از نظر شافعی، جمله فرایض، اشاراتی صرفاً بدون تفسیر و تبیین هستند که تبیین و شرح آنها به سنت نبوی واگذار شده است. شافعی در کتاب الرسالة، توضیحات بسیار دقیق تر و مصداقی تری درباره جمل فرائض داده است که مراد او را بیش از پیش روشن می کند. شافعی می گوید که خداوند در قرآن کریم جمل فرائض را با «نص»، بیان کرده است. شافعی سپس مصادیق این جمل فرائض را هم بیان می کند: «فمنها ما أبانه لخلقه نصاً. مثلُ جمُل فرائضه، في أن عليهم صلاةً وزكاةً وحجاً وصوماً وأنه حرَّم الفواحش، ما ظهر منها، وما بطن، ونصِّ الزنا والخمر، وأكل الميتة والدم، ولحم الخنزير...»[7]. شافعی در باب «الفرائض التي أنزل الله نصاً» به شکل کامل به بیان این مصادیق پرداخته و مجدداً بر مطالب پیشینش تأکید می کند[8]. شافعی در ادامه، ذیل بحثی فرعی با همین عنوان «جمل الفرائض» ـ که احتمالاً ناشی از تبویب ناسخان بعدی کتاب الرسالة است ـ ضمن آوردن آیاتی درباره امر به نماز و زکات و حج، کار را تمام کرده و مراد خود از جمل فرائض را برای آخرین بار توضیح می دهد: «خداوند فرض خود درباره نماز و زکات و حج را در قرآن، استوار می کند و تبیین می نماید که کیفیت اجرای این فرض بر عهده نبی است»[9].
👇🏻👇🏻👇🏻
بخش دوم این نوشتار
ما پیش تر گزارش صریح شافعی از فقدان چهارچوب اصولی و فقهی متصلب و مرجع در قرن دوم و ابتدای قرن سوم را آوردیم. برای تکمیل بحث پیشین، لازم است متوجه این نکته شد که باتوجه به مشاهدات شافعی، او چه مسئله یا مسائلی را محل اجماع می داند. شافعی در کتاب اختلاف الحدیث می گوید که هیچیک از «سلف» نظر دیگری را لازم الإتباع نمی دانست و هر کدام آزادانه رأی خویش را بیان می کرد. نیز شافعی بر این نکته مهم تصریح می کند که اگر روایتی از سلف امت درباره مسأله ای وجود نداشته باشد نمی توان سکوت آن شخص را به موافقت یا مخالفت وی با آن مسأله تعبیر کرد[1].
شافعی در ادامه می نویسد: «خلاصه اینکه، نه احدی از اصحاب رسول الله و نه تابعين و نه عصر بعد از تابعين و نه عصر اتباع تابعين و نه هيچ يک از عالمانی که من می شناسم و نه احدی از کسانی که عامه مردم او را به علم نسبت می دهند، در هيچ موضوعی به جز جُمَل فرايضی که عامه به انجام آنها مکلّف شده اند، ادعای اجماع ننموده اند إلّا در دوره ی زمانی معاصر [من]»[2].
نتیجتاً شافعی اجماعیات را محدود به «جُمَل الفرائض» می داند که عامه مردم مکلف به آن هستند. اما «جمل الفرائض» چیست و مصادیق آن کدامند؟ شافعی در کتاب دیگرش جِماع العلم در مناظره با یکی از مخالفینش، تقسیمبندی علم شرعی بر دو نوع «علم الخاصة» و «علم العامة» را امضا می کند و در تعریف علم العامة می گوید: «علم العامة بر اساس آنچه برایم گفتی، چیزی است که تو هرکدام از مسلمانان را ببینی آن علم را نزدشان خواهی یافت و هیچ مسلمانی نیست که بر سر این علم با مسلمان دیگر اختلاف داشته باشد؛ و این علمی است که همانطور که گفتی در جُمَل فرائض و تعداد نمازها و شبیه به اینها یافت می شود»[3]. شافعی در جای دیگری متذکر می شود که جمل الفرائض، دانشِ مقدَّمی است که احدی در آن شک ندارد[4]. او مثلاً حکم طلاق را یکی از همین جُمَل فرائض می داند که احکامشان فی الجمله در قرآن تشریع شده است[5]. به نظر می رسد با همین مقدار از توضیحات، مراد شافعی از جمل الفرائض روشن شده باشد. او بدیهیاتی را محل اجماع می داند که احدی از مسلمین (از هر فرقه ی کلامی و اصولی و فقهی ای) در آن شک نداشته باشند.
لکن برای تدقیق بیشتر این معنا، همچنان همراه شافعی می شویم. شافعی در تفسیر آیه2 سوره الجمعة می گوید که خداوند جمله فرایض مثل نماز، زکات و حج و.. را در قرآن آورده و کیفیت آنها را به سنت نبوی واگذار کرده است[6]. بنابراین مشخص می شود که از نظر شافعی، جمله فرایض، اشاراتی صرفاً بدون تفسیر و تبیین هستند که تبیین و شرح آنها به سنت نبوی واگذار شده است. شافعی در کتاب الرسالة، توضیحات بسیار دقیق تر و مصداقی تری درباره جمل فرائض داده است که مراد او را بیش از پیش روشن می کند. شافعی می گوید که خداوند در قرآن کریم جمل فرائض را با «نص»، بیان کرده است. شافعی سپس مصادیق این جمل فرائض را هم بیان می کند: «فمنها ما أبانه لخلقه نصاً. مثلُ جمُل فرائضه، في أن عليهم صلاةً وزكاةً وحجاً وصوماً وأنه حرَّم الفواحش، ما ظهر منها، وما بطن، ونصِّ الزنا والخمر، وأكل الميتة والدم، ولحم الخنزير...»[7]. شافعی در باب «الفرائض التي أنزل الله نصاً» به شکل کامل به بیان این مصادیق پرداخته و مجدداً بر مطالب پیشینش تأکید می کند[8]. شافعی در ادامه، ذیل بحثی فرعی با همین عنوان «جمل الفرائض» ـ که احتمالاً ناشی از تبویب ناسخان بعدی کتاب الرسالة است ـ ضمن آوردن آیاتی درباره امر به نماز و زکات و حج، کار را تمام کرده و مراد خود از جمل فرائض را برای آخرین بار توضیح می دهد: «خداوند فرض خود درباره نماز و زکات و حج را در قرآن، استوار می کند و تبیین می نماید که کیفیت اجرای این فرض بر عهده نبی است»[9].
👇🏻👇🏻👇🏻
بخش دوم این نوشتار
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
درباره: اسلامشناسی، تاریخ، اندیشهی سیاسی
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
👍2
بخش اول این نوشتار
👆🏻👆🏻👆🏻
بنابراین مشخص شد که مراد از جمل فرائض که شافعی مدعی است اجماعیات، منحصر و محصور در این امور است چیست: احکامی که با نص قطعی کتاب ثابت شده اند و تفصیلشان بر عهده سنت نبوی است. البته شافعی در ادامه کتابش ـ درست به مانند بحثش در کتاب جماع العلم ـ برخی تفصیلات این مجملات مثل تعداد رکعات نمازها را نیز جزء همین اجماعیات برمی شمارد و می نویسد: «نه من و نه اَحدی از اهل علم نمی گوييم فلان حکم مورد اجماع است؛ مگر در مورد حکمی که هر عالِمی را پيدا کنی همان حکم را برای تو بگويد و ايضاً همان حکم را از پيشينيان نقل نمايد مانند: چهار رکعت بودن نماز ظهر، حرمت خَمر و چيزهايی شبيه به اين»[10]. محدث بزرگ معاصر احمد محمد شاکر نیز در یکی از تعلیقات خود بر کتاب جماع العلم می نویسد: «اين چيزی است که شافعی به آن تصريح نموده: همانا اجماع فقط در مسائل ضرورتا معلومِ دين، وجود دارد و شافعی در کتب ديگرش نيز به اين نکته تصريح نموده است.. و اين، همان نظر صحيح درباره ی اجماع است و در غيرِ اين مسائل، اجماعی متصور نيست و من اين نکته را در حواشی کتبی که تحقيق نمودم، تکرار کرده ام»[11].
با این تفاصیل روشن است که از دیدگاه امام شافعی، اختلافات کلامی، اصولی، فقهی و ... فرقه های گوناگون کلامی مسلمانان اعم از اهل حدیث، شیعه، معتزله، حنابله، خوارج، اشاعره، ماتریدیه و... خارج از مبحث اجماعیات بوده و ادعای اجماع بر سر این موضوعات اختلافی، مدعایی مربوط به برخی از متأخرین، و خلاف مواضع صریح شافعی در عصر پیشاارتودوکسی و دوران ماقبل تصلب است.
ـــــــــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. الشافعي، الام، 1/178، دار المعرفة بيروت
[2]. همان، 1/179
[3]. الشافعي، جماع العلم، ص48، تحقیق: احمد محمد شاکر، مکتبة ابن تیمیة
[4]. الشافعی، الاُم، 7/293
[5]. همان، 8/50
[6]. الشافعي، جماع العلم، ص18، تحقیق: احمد محمد شاکر، مکتبة ابن تیمیة
[7]. الشافعي، الرسالة، ص21، مكتبه الحلبي مصر
[8]. همان، صص146_157
[9]. همان، ص176
[10]. همان، ص534
[11]. جماع العلم، پاورقی ص66
✍️عدنان فلاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
👆🏻👆🏻👆🏻
بنابراین مشخص شد که مراد از جمل فرائض که شافعی مدعی است اجماعیات، منحصر و محصور در این امور است چیست: احکامی که با نص قطعی کتاب ثابت شده اند و تفصیلشان بر عهده سنت نبوی است. البته شافعی در ادامه کتابش ـ درست به مانند بحثش در کتاب جماع العلم ـ برخی تفصیلات این مجملات مثل تعداد رکعات نمازها را نیز جزء همین اجماعیات برمی شمارد و می نویسد: «نه من و نه اَحدی از اهل علم نمی گوييم فلان حکم مورد اجماع است؛ مگر در مورد حکمی که هر عالِمی را پيدا کنی همان حکم را برای تو بگويد و ايضاً همان حکم را از پيشينيان نقل نمايد مانند: چهار رکعت بودن نماز ظهر، حرمت خَمر و چيزهايی شبيه به اين»[10]. محدث بزرگ معاصر احمد محمد شاکر نیز در یکی از تعلیقات خود بر کتاب جماع العلم می نویسد: «اين چيزی است که شافعی به آن تصريح نموده: همانا اجماع فقط در مسائل ضرورتا معلومِ دين، وجود دارد و شافعی در کتب ديگرش نيز به اين نکته تصريح نموده است.. و اين، همان نظر صحيح درباره ی اجماع است و در غيرِ اين مسائل، اجماعی متصور نيست و من اين نکته را در حواشی کتبی که تحقيق نمودم، تکرار کرده ام»[11].
با این تفاصیل روشن است که از دیدگاه امام شافعی، اختلافات کلامی، اصولی، فقهی و ... فرقه های گوناگون کلامی مسلمانان اعم از اهل حدیث، شیعه، معتزله، حنابله، خوارج، اشاعره، ماتریدیه و... خارج از مبحث اجماعیات بوده و ادعای اجماع بر سر این موضوعات اختلافی، مدعایی مربوط به برخی از متأخرین، و خلاف مواضع صریح شافعی در عصر پیشاارتودوکسی و دوران ماقبل تصلب است.
ـــــــــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. الشافعي، الام، 1/178، دار المعرفة بيروت
[2]. همان، 1/179
[3]. الشافعي، جماع العلم، ص48، تحقیق: احمد محمد شاکر، مکتبة ابن تیمیة
[4]. الشافعی، الاُم، 7/293
[5]. همان، 8/50
[6]. الشافعي، جماع العلم، ص18، تحقیق: احمد محمد شاکر، مکتبة ابن تیمیة
[7]. الشافعي، الرسالة، ص21، مكتبه الحلبي مصر
[8]. همان، صص146_157
[9]. همان، ص176
[10]. همان، ص534
[11]. جماع العلم، پاورقی ص66
✍️عدنان فلاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
🔬مسائل مورد اجماع از نگاه شافعی
ما پیش تر گزارش صریح شافعی از فقدان چهارچوب اصولی و فقهی متصلب و مرجع در قرن دوم و ابتدای قرن سوم را آوردیم. برای تکمیل بحث پیشین، لازم است متوجه این نکته شد که باتوجه به مشاهدات شافعی، او چه مسئله یا مسائلی را محل اجماع…
ما پیش تر گزارش صریح شافعی از فقدان چهارچوب اصولی و فقهی متصلب و مرجع در قرن دوم و ابتدای قرن سوم را آوردیم. برای تکمیل بحث پیشین، لازم است متوجه این نکته شد که باتوجه به مشاهدات شافعی، او چه مسئله یا مسائلی را محل اجماع…
💣لغزشهای شافعی در بیان بعضی مصادیق اجماع
ما پیشتر در نوشتاری با نام مسائل مورد اجماع از نگاه شافعی آوردیم که شافعی در مقام مشاهدهگر اختلافات، و نیز در مقام عالِم و واضع علم اصول، به کرات و صراحتاً تأکید میکند که وجود اجماع مستمر در تمام دورانها ـ و نه یک دوره زمانی محدود و مشخص ـ بر سر مسائلی به غیر از جُمَل فرائض و امثالهم، ممتنع و مُحال است و سلف امت نیز هرگز چنین ادعایی نکردهاند.
با این وجود برخی ممکن است اعتراض کنند که: شافعی مثلا در مورد حکم سفک دم مرتد مدعی شده که «مسلمین» در مورد آن اختلاف ندارند[۱] و بنابراین منکر حکم سفک دم مرتد، خارقِ اجماع مسلمین بوده و مرتکب کفر شده است؛ علاوه بر این، گویا شافعی با این ادعا، حکم سفک دم مرتد را جزء همان بدیهیات محل اجماع نگاشته است.
در پاسخ باید گفت که این اعتراض به چند دلیل، مطلقاً وارد نیست:
یکم) شافعی دورههای زمانی گوناگونی را از سر گذارنده و نباید تمام متون او را به مثابه یک متن یکپارچه و عاری از تناقض خواند. او در بعضی مواضع، برخی گفتههای پیشینش را مورد جرح و تعدیل قرار داده است.
دوم) ادبیات شافعی در تمام متون وی، لزوماً از دقت یکسانی برابر نیست. وی برخی عبارات را از سر بیدقتی آورده که عملاً با برخی موضعگیریهای صریح دیگرش، متضاد است.
سوم) به فرض که شافعی مدعی شده باشد حکم سفک دم مرتد جزء اجماعیات قطعی و از جنس جمل فرایض است، این ادعای او یا مربوط به یک دوره زمانی محدود است و یا ادعایی کاملا غلط و بی مبناست. در اینجا برای اثبات این بیدقتی مرحوم شافعی، ما مجددا به متون وی مراجعه میکنیم و نشان میدهیم که وی در به کار بردن عبارت «لم یختلف المسلمون في...»(مسلمانان اختلافی ندارند که...) گاه چقدر بیمبالاتی به خرج داده و یا مرادش عدم اختلاف در یک دوره زمانی و یا مکان خاص بوده و بنابراین اشکال از بیدقتی خوانشگران اوست:
برای مثال شافعی در مورد مُفاد آیه۵ از سوره المائدة مینویسد: «پس خداوند فقط یک گروه از زنان مشرک را برای ازدواج حلال شمرده است: آنهایی که اهل کتاب باشند و ثانیاً آزاد[= غیرکنیز] باشند؛ چراکه مسلمانان اختلافی ندارند که منظور از المحصنات در آیه "وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ"، زنان آزاد [= غیرکنیز] است»[۲].
در اینجا میبینیم که شافعی ادعا کرده که همه مسلمانان متفقند که منظور از «المحصنات» در آیه۵ از المائدة، زنان آزاد است؛ و بنابراین منکر چنین استنباطی از این آیه، مرتکب کفر شده است چراکه از اجماع مسلمین خارج میشود. اما آیا ادعای شافعی در عدم اختلاف مسلمین در اینباره درست است؟ پاسخ یک خیر بزرگ و قاطع است. مثلاً فقیه بزرگ حنفی علاءالدین الکاسانی(متوفای۵۸۷) در رد قاطع این ادعای شافعی مطالب مفصلی را مکتوب کرده و نهایتاً رأی رسمی مذهب حنفی را خلاف ادعای اجماعی شافعی ابراز میکند: «زنان اهل کتاب اگر عفیف باشند [جملگی] داخل در معنای مُحصَنات هستند... [برخلاف سخن شافعی] اصل در نکاح بر جواز است چه ازدواج با زن آزاد باشد، یا کنیز مسلمان یا اهل کتاب»[۳].
ابن حزم اندلسی هم ذیل بحث از «مسألة نکاح الکتابیة»، با تخطئهی رأی شافعی مینویسد: «برای هیچ کس جایز نیست که المحصنات در المائدة۵ را فقط به زنان آزاد تخصیص بدهد و کنیزان عفیف را حذف کند؛ چراکه چنین شخصی با این کار، چیزی را به خداوند نسبت داده است که هیچ علمی نسبت به آن ندارد و چیزی را تشریع کرده که خداوند جوازش را صادر نکرده و خود را در مقام یک ادعاگرِ بدون برهان قرار داده است»[۴].
نهایتاً ابن تیمیه، ادعای مخدوش امام شافعی دال بر «عدم اختلاف مسلمانان»(لم یختلف المسلمون) درباره حرمت ازدواج با کنیزان اهل کتاب را این گونه ابطال می کند: «عُلما درباره جواز ازدواج با کنیز اهل کتاب اختلاف دارند: ابوحنیفه و اصحابش آن را جایز دانسته و مالک و شافعی و لیث و اوزاعی آن را حرام میدانند»[۵].
ابن تیمیه در جای دیگری، رأی خود درباره این موضوع را بیان کرده و از اجماع مزعومی که شافعی ادعا کرده بود تکتک مسلمانان را در بر می گیرد، صریحاً خارج میشود: «از ابن عباس نقل شده که المحصنات را هم به زنان آزاد و هم به زنان عفیف معنا کرده است که حق همین زنان عفیف است». ابن تیمیه سپس با نقل آیه۵ سوره المائدة مینویسد: «اهل تفسیر در مورد المحصنات[در این آیه]، آن را به زنان عفیف معنا کردهاند. این تفسیری است که شعبی، حسن[بصری]، نخعی، ضحاک و السدی ارائه دادهاند. البته ابن عباس گفته که منظور فقط زنان آزاد است. اما اگر مراد از المحصنات زنان آزاد باشد باید گفت که مفهوم عفت به طریق اولی داخل در واژه احصان است چراکه المحصنة در اصل همان زنان عفیفی هستند که عفت خود را حفظ کردهاند»[۵].
👇👇👇
بخش دوم این نوشتار
ما پیشتر در نوشتاری با نام مسائل مورد اجماع از نگاه شافعی آوردیم که شافعی در مقام مشاهدهگر اختلافات، و نیز در مقام عالِم و واضع علم اصول، به کرات و صراحتاً تأکید میکند که وجود اجماع مستمر در تمام دورانها ـ و نه یک دوره زمانی محدود و مشخص ـ بر سر مسائلی به غیر از جُمَل فرائض و امثالهم، ممتنع و مُحال است و سلف امت نیز هرگز چنین ادعایی نکردهاند.
با این وجود برخی ممکن است اعتراض کنند که: شافعی مثلا در مورد حکم سفک دم مرتد مدعی شده که «مسلمین» در مورد آن اختلاف ندارند[۱] و بنابراین منکر حکم سفک دم مرتد، خارقِ اجماع مسلمین بوده و مرتکب کفر شده است؛ علاوه بر این، گویا شافعی با این ادعا، حکم سفک دم مرتد را جزء همان بدیهیات محل اجماع نگاشته است.
در پاسخ باید گفت که این اعتراض به چند دلیل، مطلقاً وارد نیست:
یکم) شافعی دورههای زمانی گوناگونی را از سر گذارنده و نباید تمام متون او را به مثابه یک متن یکپارچه و عاری از تناقض خواند. او در بعضی مواضع، برخی گفتههای پیشینش را مورد جرح و تعدیل قرار داده است.
دوم) ادبیات شافعی در تمام متون وی، لزوماً از دقت یکسانی برابر نیست. وی برخی عبارات را از سر بیدقتی آورده که عملاً با برخی موضعگیریهای صریح دیگرش، متضاد است.
سوم) به فرض که شافعی مدعی شده باشد حکم سفک دم مرتد جزء اجماعیات قطعی و از جنس جمل فرایض است، این ادعای او یا مربوط به یک دوره زمانی محدود است و یا ادعایی کاملا غلط و بی مبناست. در اینجا برای اثبات این بیدقتی مرحوم شافعی، ما مجددا به متون وی مراجعه میکنیم و نشان میدهیم که وی در به کار بردن عبارت «لم یختلف المسلمون في...»(مسلمانان اختلافی ندارند که...) گاه چقدر بیمبالاتی به خرج داده و یا مرادش عدم اختلاف در یک دوره زمانی و یا مکان خاص بوده و بنابراین اشکال از بیدقتی خوانشگران اوست:
برای مثال شافعی در مورد مُفاد آیه۵ از سوره المائدة مینویسد: «پس خداوند فقط یک گروه از زنان مشرک را برای ازدواج حلال شمرده است: آنهایی که اهل کتاب باشند و ثانیاً آزاد[= غیرکنیز] باشند؛ چراکه مسلمانان اختلافی ندارند که منظور از المحصنات در آیه "وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ"، زنان آزاد [= غیرکنیز] است»[۲].
در اینجا میبینیم که شافعی ادعا کرده که همه مسلمانان متفقند که منظور از «المحصنات» در آیه۵ از المائدة، زنان آزاد است؛ و بنابراین منکر چنین استنباطی از این آیه، مرتکب کفر شده است چراکه از اجماع مسلمین خارج میشود. اما آیا ادعای شافعی در عدم اختلاف مسلمین در اینباره درست است؟ پاسخ یک خیر بزرگ و قاطع است. مثلاً فقیه بزرگ حنفی علاءالدین الکاسانی(متوفای۵۸۷) در رد قاطع این ادعای شافعی مطالب مفصلی را مکتوب کرده و نهایتاً رأی رسمی مذهب حنفی را خلاف ادعای اجماعی شافعی ابراز میکند: «زنان اهل کتاب اگر عفیف باشند [جملگی] داخل در معنای مُحصَنات هستند... [برخلاف سخن شافعی] اصل در نکاح بر جواز است چه ازدواج با زن آزاد باشد، یا کنیز مسلمان یا اهل کتاب»[۳].
ابن حزم اندلسی هم ذیل بحث از «مسألة نکاح الکتابیة»، با تخطئهی رأی شافعی مینویسد: «برای هیچ کس جایز نیست که المحصنات در المائدة۵ را فقط به زنان آزاد تخصیص بدهد و کنیزان عفیف را حذف کند؛ چراکه چنین شخصی با این کار، چیزی را به خداوند نسبت داده است که هیچ علمی نسبت به آن ندارد و چیزی را تشریع کرده که خداوند جوازش را صادر نکرده و خود را در مقام یک ادعاگرِ بدون برهان قرار داده است»[۴].
نهایتاً ابن تیمیه، ادعای مخدوش امام شافعی دال بر «عدم اختلاف مسلمانان»(لم یختلف المسلمون) درباره حرمت ازدواج با کنیزان اهل کتاب را این گونه ابطال می کند: «عُلما درباره جواز ازدواج با کنیز اهل کتاب اختلاف دارند: ابوحنیفه و اصحابش آن را جایز دانسته و مالک و شافعی و لیث و اوزاعی آن را حرام میدانند»[۵].
ابن تیمیه در جای دیگری، رأی خود درباره این موضوع را بیان کرده و از اجماع مزعومی که شافعی ادعا کرده بود تکتک مسلمانان را در بر می گیرد، صریحاً خارج میشود: «از ابن عباس نقل شده که المحصنات را هم به زنان آزاد و هم به زنان عفیف معنا کرده است که حق همین زنان عفیف است». ابن تیمیه سپس با نقل آیه۵ سوره المائدة مینویسد: «اهل تفسیر در مورد المحصنات[در این آیه]، آن را به زنان عفیف معنا کردهاند. این تفسیری است که شعبی، حسن[بصری]، نخعی، ضحاک و السدی ارائه دادهاند. البته ابن عباس گفته که منظور فقط زنان آزاد است. اما اگر مراد از المحصنات زنان آزاد باشد باید گفت که مفهوم عفت به طریق اولی داخل در واژه احصان است چراکه المحصنة در اصل همان زنان عفیفی هستند که عفت خود را حفظ کردهاند»[۵].
👇👇👇
بخش دوم این نوشتار
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
درباره: اسلامشناسی، تاریخ، اندیشهی سیاسی
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
بخش اول این نوشتار
👆👆👆
ما به همین مقدار اکتفا میکنیم که نشان میدهد گاهی ادعاهای شافعی درباره «لم یختلف المسلمون في...» کاملاً بیمبنا و بیاساس بوده و صرفاً یا اشاره به یک دوره زمانی و چه بسا مکانی خاص دارد و یا حاصل سهلانگاری او در بیان مطالب است. و از همین جمله مدعیات نادرست مرحوم امام شافعی این است که وی حکم سفک دم مرتد را نیز از زمرهی همین «لم یختلف المسلمون»های مخدوش و مغشوش قلمداد کرده است: «فَلَمْ يَخْتَلِفْ الْمُسْلِمُونَ أَنَّهُ لَا يَحِلُّ أَنْ يُفَادَى بِمُرْتَدٍّ بَعْدَ إيمَانِهِ وَلَا يُمَنُّ عَلَيْهِ وَلَا تُؤْخَذُ مِنْهُ فِدْيَةٌ وَلَا يُتْرَكُ بِحَالٍ حَتَّى يُسْلِمَ أَوْ يُقْتَلَ»[۷].
ــــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[۱]. گفتنی است که خود واژه مرتد در بافتار متون شافعی نیاز به تدقیق و بررسی دارد و چنین نیست که وی در تمام مواضع آثارش، ارتداد را به معنای صرف تغییر اعتقاد بداند. اساساً معنای مرتد در قرن اول و دوم با معنای امروزین آن یکسان نبوده و این اصطلاح، حظی از اعلان جنگ نظامی و مسلحانه علیه دارالاسلام را نیز در بر داشته است و اتفاقاً از همین روست که فقهای حنفی منکر حکم قتل برای زن مرتد هستند.
[۲]. «فَأَحَلَّ صِنْفًا وَاحِدًا مِنْ الْمُشْرِكَاتِ بِشَرْطَيْنِ أَحَدُهُمَا أَنْ تَكُونَ الْمَنْكُوحَةُ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ. وَالثَّانِي أَنْ تَكُونَ حُرَّةً؛لَمْ يَخْتَلِفْ الْمُسْلِمُونَ فِي أَنَّ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ {وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ}[المائدة: ۵]هُنَّ الْحَرَائِرُ» (الشافعي، الاُم، ۷/۲۹، دار المعرفة بيروت).
[۳]. الکاسانی، بدائع الصنائع في ترتيب الشرائع، ۲/۲۷۱، دار الكتب العلمية
[۴]. ابن حزم، المحلی، ج۹ ص۱۴، دارالفکر بیروت
[۵]. ابن تیمیة، مجموع الفتاوی، ۳۲/۱۲۱، مجمع الملك فهد لطباعة المصحف الشريف السعودیة.
[۶]. همان، ۳۲/۱۲۱،۱۲۲
[۷]. الشافعی، الام، ۶/۱۶۹
✍عدنان فلاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
👆👆👆
ما به همین مقدار اکتفا میکنیم که نشان میدهد گاهی ادعاهای شافعی درباره «لم یختلف المسلمون في...» کاملاً بیمبنا و بیاساس بوده و صرفاً یا اشاره به یک دوره زمانی و چه بسا مکانی خاص دارد و یا حاصل سهلانگاری او در بیان مطالب است. و از همین جمله مدعیات نادرست مرحوم امام شافعی این است که وی حکم سفک دم مرتد را نیز از زمرهی همین «لم یختلف المسلمون»های مخدوش و مغشوش قلمداد کرده است: «فَلَمْ يَخْتَلِفْ الْمُسْلِمُونَ أَنَّهُ لَا يَحِلُّ أَنْ يُفَادَى بِمُرْتَدٍّ بَعْدَ إيمَانِهِ وَلَا يُمَنُّ عَلَيْهِ وَلَا تُؤْخَذُ مِنْهُ فِدْيَةٌ وَلَا يُتْرَكُ بِحَالٍ حَتَّى يُسْلِمَ أَوْ يُقْتَلَ»[۷].
ــــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[۱]. گفتنی است که خود واژه مرتد در بافتار متون شافعی نیاز به تدقیق و بررسی دارد و چنین نیست که وی در تمام مواضع آثارش، ارتداد را به معنای صرف تغییر اعتقاد بداند. اساساً معنای مرتد در قرن اول و دوم با معنای امروزین آن یکسان نبوده و این اصطلاح، حظی از اعلان جنگ نظامی و مسلحانه علیه دارالاسلام را نیز در بر داشته است و اتفاقاً از همین روست که فقهای حنفی منکر حکم قتل برای زن مرتد هستند.
[۲]. «فَأَحَلَّ صِنْفًا وَاحِدًا مِنْ الْمُشْرِكَاتِ بِشَرْطَيْنِ أَحَدُهُمَا أَنْ تَكُونَ الْمَنْكُوحَةُ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ. وَالثَّانِي أَنْ تَكُونَ حُرَّةً؛لَمْ يَخْتَلِفْ الْمُسْلِمُونَ فِي أَنَّ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ {وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ}[المائدة: ۵]هُنَّ الْحَرَائِرُ» (الشافعي، الاُم، ۷/۲۹، دار المعرفة بيروت).
[۳]. الکاسانی، بدائع الصنائع في ترتيب الشرائع، ۲/۲۷۱، دار الكتب العلمية
[۴]. ابن حزم، المحلی، ج۹ ص۱۴، دارالفکر بیروت
[۵]. ابن تیمیة، مجموع الفتاوی، ۳۲/۱۲۱، مجمع الملك فهد لطباعة المصحف الشريف السعودیة.
[۶]. همان، ۳۲/۱۲۱،۱۲۲
[۷]. الشافعی، الام، ۶/۱۶۹
✍عدنان فلاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
💣لغزشهای شافعی در بیان بعضی مصادیق اجماع
ما پیشتر در نوشتاری با نام مسائل مورد اجماع از نگاه شافعی آوردیم که شافعی در مقام مشاهدهگر اختلافات، و نیز در مقام عالِم و واضع علم اصول، به کرات و صراحتاً تأکید میکند که وجود اجماع مستمر در تمام دورانها ـ…
ما پیشتر در نوشتاری با نام مسائل مورد اجماع از نگاه شافعی آوردیم که شافعی در مقام مشاهدهگر اختلافات، و نیز در مقام عالِم و واضع علم اصول، به کرات و صراحتاً تأکید میکند که وجود اجماع مستمر در تمام دورانها ـ…
☠️جزیره آدمخواران: استالین و "جزیره نازینو"
تروتسکی از نظریه پردازان بزرگ کمونیسم معتقد بود که برای ساختن انسان مقدس، چاره ای جز توسل به سرنیزه و ریختن خون مخالفان نیست[1]. البته خود تروتسکی بعداً قربانی همین بیانیه های پرشور خود شد و به جرم ارتداد از حزب کمونیسم شوروی، در تبعید ترور شد.
در چهارچوب همین ایدیولوژی بود که ژوزف استالین، به قلع و قمع کردن مخالفان حزب کمونیسم در شوروی پرداخت و تراژدی های گفته و ناگفته ی بسیاری آفرید. روایت جنایات حزب کمونیست شوروی در دوران سلطه اش بر این سرزمین پهناور، یکی از مطول ترین و ترسناک ترین روایات تاریخ معاصر است که ما در اینجا به یکی از عجیب ترین و خوفناکترین این اتفاقات خواهیم پرداخت.
در ماه می سال 1933، پلیس استالین نزدیک به صد هزار نفر را به عنوان بخشی از طرح "پاکسازی" رژیم شوروی، از مسکو و لنینگراد گرد آورد و آنها را به سیبری تبعید کرد. بسیاری از قربانیان، به اردوگاه های کار اجباری اعزام شدند، اما حدود ده هزار نفر از آنها در بیابان های دوردست رها گشتند. این افراد در جزیرهای موسوم به «نازینو»(Nazino)، بدون غذا و سرپناه رها شدند.
قرار بود این جزیره یک اردوگاه کار باشد. با این حال، برای مقامات مسئول در مورد اینکه این بخت برگشتگان چکار باید بکنند ابلاغیه ای صادر نشده بود و زندانیان عملاً در این جزیره ریخته می شدند تا اینکه نگهبانان آنها دریابند که با آنها چه کنند.
این جزیره کوچک، غیرمسکونی و بدون ساختمان بود و فقط ابعادی در حدود 550متر در 3000متر داشت. در جزیره نازینو چیزی برای خوردن وجود نداشت و مقامات فقط آرد خام به سواحل جزیره می آوردند. در همان روز نخست که سربازان خواستند آردها را تحویل زندانیان دهند با ازدحام زندانیان گرسنه مواجه شده و شروع به تیراندازی کردند. در روز دوم نیز همین اتفاق افتاد و مقامات تصمیم گرفتند افرادی را از میان زندانیان انتخاب کنند که خودشان آردها را تحویل بگیرند.
اما این نمایندگان زندانی ها، خود غالباً مجرمانی خردهپا بودند که این مواد غذایی را فقط در ازای پرداخت پول به دیگر زندانیان تحویل می دادند. آنها هم که دستشان به آردها می رسید به علت نبود امکانات پخت و پز، آرد را با آب رودخانه مخلوط کرده و همان را خام خام می خوردند که به مرض اسهال خونی منجر میشد. در طول چند هفته تعداد زیادی از این زندانیان گرفتار مرگ شدند و طولی نکشید که جزیره گرفتار آشوب شد. زندانیان با کمترین غذا و بدون هیچ قانونی برای محافظت از افراد ضعیف، دست به قتل یکدیگر زدند. در اینجا بود که بسیاری از زندانیان به آدمخواری روی آوردند. آنهایی هم که کوشیدند خود را به آب بزنند و از جنون فرار کنند یا غرق شدند و یا تک تیراندازان برای لذت و تفریح شکارشان کردند. در حدود دو ماه، از این ده هزار نفر، فقط دو هزار تَن جان سالم به در بردند تا اینکه عاقبت در ماه ژوئن، بازماندگان به یک اردوگاه کار در نزدیکی جزیره نازینو اعزام شدند. نهایتا آنها فقط بخش کوچکی از تعداد انبوهی بودند که در طی تصفیه های استالین جان خود را از دست دادند.
نیکلاس ورث(Nicolas Werth) مورخ فرانسوی و پژوهشگر مشهور تاریخ حکومت شوروی، در سال2007 با انتشار کتاب «جزیره آدمخوار: مرگ در یکی از گولاک های سیبری»[2] با تکیه بر مستندات نادر موجود در آرشیوهای حکومت استالین، وقایع ترسناک این جزیره را مستندسازی کرد.
ـــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. Trotsky, L(1920), Terrorism and Communism: A Reply to Karl Kautsky, ch. 4, London: Verso, published 2007.
[2]. Cannibal Island: Death in a Siberian Gulag
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
تروتسکی از نظریه پردازان بزرگ کمونیسم معتقد بود که برای ساختن انسان مقدس، چاره ای جز توسل به سرنیزه و ریختن خون مخالفان نیست[1]. البته خود تروتسکی بعداً قربانی همین بیانیه های پرشور خود شد و به جرم ارتداد از حزب کمونیسم شوروی، در تبعید ترور شد.
در چهارچوب همین ایدیولوژی بود که ژوزف استالین، به قلع و قمع کردن مخالفان حزب کمونیسم در شوروی پرداخت و تراژدی های گفته و ناگفته ی بسیاری آفرید. روایت جنایات حزب کمونیست شوروی در دوران سلطه اش بر این سرزمین پهناور، یکی از مطول ترین و ترسناک ترین روایات تاریخ معاصر است که ما در اینجا به یکی از عجیب ترین و خوفناکترین این اتفاقات خواهیم پرداخت.
در ماه می سال 1933، پلیس استالین نزدیک به صد هزار نفر را به عنوان بخشی از طرح "پاکسازی" رژیم شوروی، از مسکو و لنینگراد گرد آورد و آنها را به سیبری تبعید کرد. بسیاری از قربانیان، به اردوگاه های کار اجباری اعزام شدند، اما حدود ده هزار نفر از آنها در بیابان های دوردست رها گشتند. این افراد در جزیرهای موسوم به «نازینو»(Nazino)، بدون غذا و سرپناه رها شدند.
قرار بود این جزیره یک اردوگاه کار باشد. با این حال، برای مقامات مسئول در مورد اینکه این بخت برگشتگان چکار باید بکنند ابلاغیه ای صادر نشده بود و زندانیان عملاً در این جزیره ریخته می شدند تا اینکه نگهبانان آنها دریابند که با آنها چه کنند.
این جزیره کوچک، غیرمسکونی و بدون ساختمان بود و فقط ابعادی در حدود 550متر در 3000متر داشت. در جزیره نازینو چیزی برای خوردن وجود نداشت و مقامات فقط آرد خام به سواحل جزیره می آوردند. در همان روز نخست که سربازان خواستند آردها را تحویل زندانیان دهند با ازدحام زندانیان گرسنه مواجه شده و شروع به تیراندازی کردند. در روز دوم نیز همین اتفاق افتاد و مقامات تصمیم گرفتند افرادی را از میان زندانیان انتخاب کنند که خودشان آردها را تحویل بگیرند.
اما این نمایندگان زندانی ها، خود غالباً مجرمانی خردهپا بودند که این مواد غذایی را فقط در ازای پرداخت پول به دیگر زندانیان تحویل می دادند. آنها هم که دستشان به آردها می رسید به علت نبود امکانات پخت و پز، آرد را با آب رودخانه مخلوط کرده و همان را خام خام می خوردند که به مرض اسهال خونی منجر میشد. در طول چند هفته تعداد زیادی از این زندانیان گرفتار مرگ شدند و طولی نکشید که جزیره گرفتار آشوب شد. زندانیان با کمترین غذا و بدون هیچ قانونی برای محافظت از افراد ضعیف، دست به قتل یکدیگر زدند. در اینجا بود که بسیاری از زندانیان به آدمخواری روی آوردند. آنهایی هم که کوشیدند خود را به آب بزنند و از جنون فرار کنند یا غرق شدند و یا تک تیراندازان برای لذت و تفریح شکارشان کردند. در حدود دو ماه، از این ده هزار نفر، فقط دو هزار تَن جان سالم به در بردند تا اینکه عاقبت در ماه ژوئن، بازماندگان به یک اردوگاه کار در نزدیکی جزیره نازینو اعزام شدند. نهایتا آنها فقط بخش کوچکی از تعداد انبوهی بودند که در طی تصفیه های استالین جان خود را از دست دادند.
نیکلاس ورث(Nicolas Werth) مورخ فرانسوی و پژوهشگر مشهور تاریخ حکومت شوروی، در سال2007 با انتشار کتاب «جزیره آدمخوار: مرگ در یکی از گولاک های سیبری»[2] با تکیه بر مستندات نادر موجود در آرشیوهای حکومت استالین، وقایع ترسناک این جزیره را مستندسازی کرد.
ـــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. Trotsky, L(1920), Terrorism and Communism: A Reply to Karl Kautsky, ch. 4, London: Verso, published 2007.
[2]. Cannibal Island: Death in a Siberian Gulag
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
درباره: اسلامشناسی، تاریخ، اندیشهی سیاسی
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
📚درسهایی از صحیح بخاری(قسمت چهارم): اهمیت سنجش مصلحت بخاری ذیل بابی به نام «ترک برخی اختیارات، به سبب ترس از قصور فهم بعضی افراد...» (مَنْ تَرَكَ بَعْضَ الِاخْتِيَارِ، مَخَافَةَ أَنْ يَقْصُرَ فَهْمُ بَعْضِ النَّاسِ عَنْهُ، فَيَقَعُوا فِي أَشَدَّ مِنْهُ)…
📚درسهایی از صحیح بخاری(قسمت پنجم): نهال تَر و عذاب قبر
بخاری ذیل «کتاب الوضوء»، روایتی را آورده که بنا بر مفاد آن، پیامبر اسلام(ص) با شنیدن صدای دو نفر از اموات که در قبرهایشان دچار عذاب قبر هستند، شاخه خرمای تَری را روی هر کدام از قبرها گذاشت و وقتی اطرافیان، علت را جویا شدند چنین پاسخی شنیدند: «شاید با این کار و تاوقتی که شاخه ها خشک نشده اند ـ یا تا وقتی که شاخه ها خشک شوند ـ عذاب آنها کم شود»[1].
شارحان این حدیث، آن را دلیلی بر اثبات وجوب عذاب قبر دانسته اند[2]. در مورد چگونگی نقش نهال تَر در کاهش عذاب قبر، این موضوع، در سطح وسیعی محل اختلاف شارحان حدیث قرار گرفته است و حتی برخی شارحان مثل الخطّابی منکر عمل به این روایت شده اند: «الخطّابی و پیروانش، عمل کردن به این حدیث و قرار دادن نهال و... در قبر را انکار کرده اند. الطرطوشی می گوید: زیرا مفاد این حدیث، مختص برکت دست خود پیامبر است [و لاغیر]»[3]. ابن حجر هم در انتها می گوید: «نظر درست در این مسأله، همان نظر الخطابی در رد قرار دادن نهال و... بر قبور است چراکه پیامبر(ص) چنین کاری را جز برای قبور مخصوصی که ایشان بر عذاب صاحب آن قبور مطلع شده بود انجام نداد؛ و اگر چنین کاری مشروع بود ایشان آن را برای تمام قبور انجام می داد. نیز بزرگان صحابه مانند خلفا[ی راشدین] این کار را نکرده اند»[4].
ــــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. صحیح البخاری، ش216
[2]. گفتنی است بحث بر سر وجود یا عدم عذاب قبر، از دیرباز محل اختلاف مسلمانان و نمازگزاران بوده است: «واختلفوا في عذاب القبر: فمنهم من نفاه وهم المعتزلة والخوارج، ومنهم من أثبته وهم أكثر أهل الإسلام» (نک: الأشعري، مقالات الإسلامیین و اختلاف المصلّین، ص430، دار فرانز شتايز، بمدينة فيسبادن ألمانيا).
[3]. ابن حجر، فتح الباری شرح البخاری، 1/320، دار المعرفة بيروت
[4]. همانجا
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
بخاری ذیل «کتاب الوضوء»، روایتی را آورده که بنا بر مفاد آن، پیامبر اسلام(ص) با شنیدن صدای دو نفر از اموات که در قبرهایشان دچار عذاب قبر هستند، شاخه خرمای تَری را روی هر کدام از قبرها گذاشت و وقتی اطرافیان، علت را جویا شدند چنین پاسخی شنیدند: «شاید با این کار و تاوقتی که شاخه ها خشک نشده اند ـ یا تا وقتی که شاخه ها خشک شوند ـ عذاب آنها کم شود»[1].
شارحان این حدیث، آن را دلیلی بر اثبات وجوب عذاب قبر دانسته اند[2]. در مورد چگونگی نقش نهال تَر در کاهش عذاب قبر، این موضوع، در سطح وسیعی محل اختلاف شارحان حدیث قرار گرفته است و حتی برخی شارحان مثل الخطّابی منکر عمل به این روایت شده اند: «الخطّابی و پیروانش، عمل کردن به این حدیث و قرار دادن نهال و... در قبر را انکار کرده اند. الطرطوشی می گوید: زیرا مفاد این حدیث، مختص برکت دست خود پیامبر است [و لاغیر]»[3]. ابن حجر هم در انتها می گوید: «نظر درست در این مسأله، همان نظر الخطابی در رد قرار دادن نهال و... بر قبور است چراکه پیامبر(ص) چنین کاری را جز برای قبور مخصوصی که ایشان بر عذاب صاحب آن قبور مطلع شده بود انجام نداد؛ و اگر چنین کاری مشروع بود ایشان آن را برای تمام قبور انجام می داد. نیز بزرگان صحابه مانند خلفا[ی راشدین] این کار را نکرده اند»[4].
ــــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. صحیح البخاری، ش216
[2]. گفتنی است بحث بر سر وجود یا عدم عذاب قبر، از دیرباز محل اختلاف مسلمانان و نمازگزاران بوده است: «واختلفوا في عذاب القبر: فمنهم من نفاه وهم المعتزلة والخوارج، ومنهم من أثبته وهم أكثر أهل الإسلام» (نک: الأشعري، مقالات الإسلامیین و اختلاف المصلّین، ص430، دار فرانز شتايز، بمدينة فيسبادن ألمانيا).
[3]. ابن حجر، فتح الباری شرح البخاری، 1/320، دار المعرفة بيروت
[4]. همانجا
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
درباره: اسلامشناسی، تاریخ، اندیشهی سیاسی
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
🦠درمان با ادرار شتر: مورد طب سنتی/اسلامی
امروزه اگر پزشکی نوشیدن ادرار شتر را برای بیمارانش تجویز کند به احتمال زیاد با این کار تمام آبروی علمی و حیثیت حرفه ای خود را بر باد خواهد داد و مطبش از بیماران خالی خواهد شد! اما جالب است بدانید که همین تجویز تا حدود سه قرن پیش در معتبرترین دانشگاه های پزشکی اروپا، مورد تدریس و تحقیق قرار می گرفت[1]. ابن سینا در ذیل بحث از بیماری های کبدی و مرض «سوء القنیة» می نویسد: «اگر بیمارِ سوءقنیه، بدن نیرومند و سخت دارد، از شیر و بول شتر عرب تناول کند مفید است... مثلا به وزن دو اوقیه بول شتر عرب را با نیم مثقال یا بیشتر از نیم مثقال اسکنجبین نوش جان کند. بول بز هم خوب است و کم از بول شتر عرب ندارد»[2].
اما به نظر می آید اکنون و در قرن بیست و یکم، نیروی سهمگین و بی بدیلِ «گذر زمان و تاریخ» این بیانات ذیقیمت قرون ماضی را به افسانه های هزار و یک شب تبدیل کرده باشد. زمانی این توصیه ها هم رنگ و بوی پزشکی و طبی داشت و هم به سبب فربگی حوزه سیطره دین بر تمام دانش ها، جزء آموزه های مذهبی به شمار می رفت. نه تنها ابن سینا از میان سلف اطبای مسلمین بلکه بزرگانی از فقها و محدثان سلف مسلمین بنابر مقتضیات معرفت شناسانه و فرهنگی زمانه خود در تثبیت و تأیید این آموزه ها می کوشیدند. مثلاً ابن قیم جوزیه فقیه بزرگ حنبلی قرن هشتم ضمن استناد به حدیث صحیح مسلم (مشهور به ماجرای العُرَنیین) که طبق مفاد آن، پیامبر اسلام(ص) گروهی از اعراب را به نوشیدن شیر و ادرار شتر فرامی خواند، می نویسد: «این ماجرا بر خاصیت درمانی و طبی و نیز پاکی ادرار حیوان حلال گوشت دلالت دارد»[3]. ابن قیم این عبارات را ذیل فصل «طب النبوی» و « أَنْوَاعُ عِلَاجِهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ» آورده است که حاکی از اعتقاد و باور او به شمولیت تام و تمام آموزه های دینی ـ من جمله اخبار و روایات ـ نسبت به تمام حوزه های معرفت بشری منجمله طب، است. هرچند که در همان دوران قدیم هم نوادری مثل ابن خلدون باوری به چنین شمولیتی نداشتند[4] اما این تمنای حداکثری از دیانت و نیز دید ماوراءتاریخی و ماوراءمکانی به تک تک نصوص دینی، همچنان گریبانگیر بخش بزرگی از دینداران است: دیدگاهی که حاضر نیست تغییر جَهانیت جهان و عالَمیت عالَم و نیز تنوع و گسترش تخصصها را بپذیرد[5] و احتمالا در این مورد خاص، زادالمعاد ابن قیم و القانون ابن سینا را بر هشدارهای سازمان بهداشت جهانی نسبت به پرهیز از نوشیدن ادرار شتر اولویت می دهد[6].
ــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. کتاب حجیم «القانون فی الطب» ابن سینا پس از اینکه در سده دوازدهم میلادی به کوشش جرارد کرمونیایی از عربی به لاتین ترجمه شد، در لیست کتب مرجع پزشکی در دانشگاه های اروپا قرار گرفت. این کتاب تا سده هفدهم میلادی در مدارس پزشکی لوویان، مونت پولیه، و برپایه گزارش یونسکو تا سال 1909، در دانشگاه بروکسل بلژیک تدریس می شد (نک: الحسنی، 1001اختراع، ص173).
[2]. ابن سینا، قانون، ص292، ترجمه عبدالرحمن شرفکندی(ماموستا هه ژار)، انتشارات سروش
[3]. ابن قیّم الجوزیة، زاد المعاد، 4/44، مؤسسة الرسالة
[4]. ابن خلدون باوری به طب نبوی و امثالهم نداشت و هدف برانگیختن پیامبران را آموزش این علوم نمی دانست (نک: ابن خلدون، ديوان المبتدأ والخبر، ١/٦٥١، دار الفكر بيروت)
[5]. ما پیش تر در نوشتار کوتاهی با نام «فقهی کردن دانش: مورد غزالی» به جنبه دیگری از این موضوع پرداختیم.
[6]. پس از شیوع بیماری مرگبار مِرس(MERS) ـ که بر اثر ویروسی از خانواده کرونا با نام MERS-CoVایجاد می شود ـ سازمان بهداشت جهانی صریحا نسبت به پرهیز از نوشیدن شیر نپخته، ادرار یا حتی گوشت شتر هشدار داد. بیماری مرس برای نخستین بار در سال2012 در عربستان سعودی ظاهر شد و منشأ آن به شتر بازمی گردد. این بیماری با درصد مرگ و میر 35درصد مبتلایان، یکی از مرگبارترین بیماری های خانواده ویروس کرونا به شمار می آید. هشدارهای صریح سازمان بهداشت جهانی به دو زبان انگلیسی و زبان عربی در سایت اینترنتی این سازمان در دسترس است.
✍️عدنان فلاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
امروزه اگر پزشکی نوشیدن ادرار شتر را برای بیمارانش تجویز کند به احتمال زیاد با این کار تمام آبروی علمی و حیثیت حرفه ای خود را بر باد خواهد داد و مطبش از بیماران خالی خواهد شد! اما جالب است بدانید که همین تجویز تا حدود سه قرن پیش در معتبرترین دانشگاه های پزشکی اروپا، مورد تدریس و تحقیق قرار می گرفت[1]. ابن سینا در ذیل بحث از بیماری های کبدی و مرض «سوء القنیة» می نویسد: «اگر بیمارِ سوءقنیه، بدن نیرومند و سخت دارد، از شیر و بول شتر عرب تناول کند مفید است... مثلا به وزن دو اوقیه بول شتر عرب را با نیم مثقال یا بیشتر از نیم مثقال اسکنجبین نوش جان کند. بول بز هم خوب است و کم از بول شتر عرب ندارد»[2].
اما به نظر می آید اکنون و در قرن بیست و یکم، نیروی سهمگین و بی بدیلِ «گذر زمان و تاریخ» این بیانات ذیقیمت قرون ماضی را به افسانه های هزار و یک شب تبدیل کرده باشد. زمانی این توصیه ها هم رنگ و بوی پزشکی و طبی داشت و هم به سبب فربگی حوزه سیطره دین بر تمام دانش ها، جزء آموزه های مذهبی به شمار می رفت. نه تنها ابن سینا از میان سلف اطبای مسلمین بلکه بزرگانی از فقها و محدثان سلف مسلمین بنابر مقتضیات معرفت شناسانه و فرهنگی زمانه خود در تثبیت و تأیید این آموزه ها می کوشیدند. مثلاً ابن قیم جوزیه فقیه بزرگ حنبلی قرن هشتم ضمن استناد به حدیث صحیح مسلم (مشهور به ماجرای العُرَنیین) که طبق مفاد آن، پیامبر اسلام(ص) گروهی از اعراب را به نوشیدن شیر و ادرار شتر فرامی خواند، می نویسد: «این ماجرا بر خاصیت درمانی و طبی و نیز پاکی ادرار حیوان حلال گوشت دلالت دارد»[3]. ابن قیم این عبارات را ذیل فصل «طب النبوی» و « أَنْوَاعُ عِلَاجِهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ» آورده است که حاکی از اعتقاد و باور او به شمولیت تام و تمام آموزه های دینی ـ من جمله اخبار و روایات ـ نسبت به تمام حوزه های معرفت بشری منجمله طب، است. هرچند که در همان دوران قدیم هم نوادری مثل ابن خلدون باوری به چنین شمولیتی نداشتند[4] اما این تمنای حداکثری از دیانت و نیز دید ماوراءتاریخی و ماوراءمکانی به تک تک نصوص دینی، همچنان گریبانگیر بخش بزرگی از دینداران است: دیدگاهی که حاضر نیست تغییر جَهانیت جهان و عالَمیت عالَم و نیز تنوع و گسترش تخصصها را بپذیرد[5] و احتمالا در این مورد خاص، زادالمعاد ابن قیم و القانون ابن سینا را بر هشدارهای سازمان بهداشت جهانی نسبت به پرهیز از نوشیدن ادرار شتر اولویت می دهد[6].
ــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. کتاب حجیم «القانون فی الطب» ابن سینا پس از اینکه در سده دوازدهم میلادی به کوشش جرارد کرمونیایی از عربی به لاتین ترجمه شد، در لیست کتب مرجع پزشکی در دانشگاه های اروپا قرار گرفت. این کتاب تا سده هفدهم میلادی در مدارس پزشکی لوویان، مونت پولیه، و برپایه گزارش یونسکو تا سال 1909، در دانشگاه بروکسل بلژیک تدریس می شد (نک: الحسنی، 1001اختراع، ص173).
[2]. ابن سینا، قانون، ص292، ترجمه عبدالرحمن شرفکندی(ماموستا هه ژار)، انتشارات سروش
[3]. ابن قیّم الجوزیة، زاد المعاد، 4/44، مؤسسة الرسالة
[4]. ابن خلدون باوری به طب نبوی و امثالهم نداشت و هدف برانگیختن پیامبران را آموزش این علوم نمی دانست (نک: ابن خلدون، ديوان المبتدأ والخبر، ١/٦٥١، دار الفكر بيروت)
[5]. ما پیش تر در نوشتار کوتاهی با نام «فقهی کردن دانش: مورد غزالی» به جنبه دیگری از این موضوع پرداختیم.
[6]. پس از شیوع بیماری مرگبار مِرس(MERS) ـ که بر اثر ویروسی از خانواده کرونا با نام MERS-CoVایجاد می شود ـ سازمان بهداشت جهانی صریحا نسبت به پرهیز از نوشیدن شیر نپخته، ادرار یا حتی گوشت شتر هشدار داد. بیماری مرس برای نخستین بار در سال2012 در عربستان سعودی ظاهر شد و منشأ آن به شتر بازمی گردد. این بیماری با درصد مرگ و میر 35درصد مبتلایان، یکی از مرگبارترین بیماری های خانواده ویروس کرونا به شمار می آید. هشدارهای صریح سازمان بهداشت جهانی به دو زبان انگلیسی و زبان عربی در سایت اینترنتی این سازمان در دسترس است.
✍️عدنان فلاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
Foreign Policy
WHO: To Avoid MERS, Don’t Drink Camel Urine
Camel urine is consumed in some parts of the Middle East for its allegedly palliative properties.
👍1
🌙هدف از وجوب روزه رمضان بر کسانی که توانایی و طاقت آن را دارند صرف گرسنگی کشیدن نیست؛ ضمن اینکه جستجو درباره خواص پزشکی و درمانی و ... روزه داری هم نه تنها مطمح نظر نبوده بلکه اساساً منوط کردن این قبیل مناسک، بر امور تجربی و مبتنی بر حدس و ابطال، اساساً بیهوده و نقض غرض است. هدف از روزه داری چیزی جز حصول تقوا و پرهیزگاری در شیوه تعامل با خدا و خلق خدا نیست: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» (البقرة183)
اساساً عبادات در ادیان بدون تزکیه درون و حصول تربیت و پرورش اخلاقی، صرفاً به یک عادت می مانند که گاه ممکن است نتیجه عکس هم بدهند.
نهایتاً آغاز رمضان و شروع کوششی دیگر برای تمرین مهار خواستههای بیپایان و سرکش درون را، بر مخاطبان باورمند خود تبریک میگوییم و به این دسته از مخاطبان محترم گوشزد میکنیم که مبادا مناسک دینی خود را ابزار اجبار و اکراه شرایط ناخواسته بر ناباوران کنند؛ که چنین رویهای کاملا خلاف اهداف روزهداری و نافی پرورش مکارم اخلاقی است.
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
اساساً عبادات در ادیان بدون تزکیه درون و حصول تربیت و پرورش اخلاقی، صرفاً به یک عادت می مانند که گاه ممکن است نتیجه عکس هم بدهند.
نهایتاً آغاز رمضان و شروع کوششی دیگر برای تمرین مهار خواستههای بیپایان و سرکش درون را، بر مخاطبان باورمند خود تبریک میگوییم و به این دسته از مخاطبان محترم گوشزد میکنیم که مبادا مناسک دینی خود را ابزار اجبار و اکراه شرایط ناخواسته بر ناباوران کنند؛ که چنین رویهای کاملا خلاف اهداف روزهداری و نافی پرورش مکارم اخلاقی است.
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
درباره: اسلامشناسی، تاریخ، اندیشهی سیاسی
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
👍1
👁گزارش شافعی از اختلافات شدید «سلف»
جستجوی مختصر و موجزی در کتب کلامی، فقهی و نیز آثار موسوم به ملل و نحل در تراث مسلمانان نشان می دهد که باورهای کلامی، فقهی، اصولی، روایی، تفسیری و... مسلمانان از همان عصر نخست دچار اختلافات و تمایزات بسیاری بوده و جز اندکی مسائل مربوط به جُمَل فرائض و امثالهم، بر سر بسیاری از تفسیرات و تأویلات اختلافات نظرگیری وجود داشته است. این اختلافات به حدی است که تصور بسته ی فربهی از آموزه های هماهنگ، یکسان، یک شکل و فراگیر را در دوره زمانی پس از فوت پیامبر اسلام (ص) ممتنع و مُحال می نماید. بلکه آنچه که عملاً و در عالَم واقع ـ و نه جهان تخیلات و تصورات ـ وجود داشته، انبوهی از اختلافات میان پیشنیان یا همان «سلف» بوده است.
اما شافعی به مثابه یکی از معماران اصلی نظم ارتودوکسی فقاهت و اصول تشریع در تاریخ و تمدن مسلمین، به کرات و به تصریح و کنایه، از این تنوع و گوناگونی آراء و افکار در دوران خویش (انتهای قرن دوم و ابتدای قرن سوم) سخن گفته است. ما پیش تر در مطالبی با عنوان شافعی و گزارش "فقدان مرجعیت فقهی" در قرن دوم و مسائل مورد اجماع از نگاه شافعی، به این بحث پرداخته بودیم که مطلب حاضر می تواند تکمله ای بر بحث های پیشین باشد.
شافعی ذیل دفاع از پذیرش شهادت و روایت از مخالفان عقیدتی (مَا تَجُوزُ بِهِ شَهَادَةُ أَهْلِ الْأَهْوَاءِ) می نویسد:
«مردم یا کسانی از آنها، در زمینه تأویل قرآن و احادیث به اموری رسیدند که در آن امور، دچار اختلاف شده و به شدت از یکدیگر متمایز گشتند و همهشان مثل هم، چیزهای [حرامی] از این امور را حلال کردند. بیان داستان این اختلافات به درازا می انجامد و نظیر همین اختلافات و تمایزات، خیلی پیشتر، از سلف و نسلهای بعدی تا دوران امروز سر زده است. پس من هیچیک از سلف این امت ـ و تابعین پس از آنها ـ را نمی شناسم که شهادت کسی را به علت تأویل آن شخص مردود شمرده باشد ولو اینکه آن شخص را تخطئه کرده یا گمراه بداند و یا او را حلالگر یکی از مُحرَّمات قلمداد کند»[1].
در اینجا می بینیم که شافعی تصریح می کند که ماجرای اختلافات و تمایزات شدید عقیدتی و... از خود زمان سلف شکل گرفته است و متأخرین نیز تا دوران خود وی همواره بر همین اختلافات باقی بوده اند.
ـــــــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. ذَهَبَ النَّاسُ مِنْ تَأْوِيلِ الْقُرْآنِ وَالْأَحَادِيثِ أَوْ مَنْ ذَهَبَ مِنْهُمْ إلَى أُمُورٍ اخْتَلَفُوا فِيهَا فَتَبَايَنُوا فِيهَا تَبَايُنًا شَدِيدًا وَاسْتَحَلَّ فِيهَا بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ مَا تَطُولُ حِكَايَتُهُ وَكَانَ ذَلِكَ مِنْهُمْ مُتَقَادِمًا مِنْهُ مَا كَانَ فِي عَهْدِ السَّلَفِ وَبَعْدِهِمْ إلَى الْيَوْمِ...(الشافعی، الاُم، 6/222، دار المعرفة بيروت)
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
جستجوی مختصر و موجزی در کتب کلامی، فقهی و نیز آثار موسوم به ملل و نحل در تراث مسلمانان نشان می دهد که باورهای کلامی، فقهی، اصولی، روایی، تفسیری و... مسلمانان از همان عصر نخست دچار اختلافات و تمایزات بسیاری بوده و جز اندکی مسائل مربوط به جُمَل فرائض و امثالهم، بر سر بسیاری از تفسیرات و تأویلات اختلافات نظرگیری وجود داشته است. این اختلافات به حدی است که تصور بسته ی فربهی از آموزه های هماهنگ، یکسان، یک شکل و فراگیر را در دوره زمانی پس از فوت پیامبر اسلام (ص) ممتنع و مُحال می نماید. بلکه آنچه که عملاً و در عالَم واقع ـ و نه جهان تخیلات و تصورات ـ وجود داشته، انبوهی از اختلافات میان پیشنیان یا همان «سلف» بوده است.
اما شافعی به مثابه یکی از معماران اصلی نظم ارتودوکسی فقاهت و اصول تشریع در تاریخ و تمدن مسلمین، به کرات و به تصریح و کنایه، از این تنوع و گوناگونی آراء و افکار در دوران خویش (انتهای قرن دوم و ابتدای قرن سوم) سخن گفته است. ما پیش تر در مطالبی با عنوان شافعی و گزارش "فقدان مرجعیت فقهی" در قرن دوم و مسائل مورد اجماع از نگاه شافعی، به این بحث پرداخته بودیم که مطلب حاضر می تواند تکمله ای بر بحث های پیشین باشد.
شافعی ذیل دفاع از پذیرش شهادت و روایت از مخالفان عقیدتی (مَا تَجُوزُ بِهِ شَهَادَةُ أَهْلِ الْأَهْوَاءِ) می نویسد:
«مردم یا کسانی از آنها، در زمینه تأویل قرآن و احادیث به اموری رسیدند که در آن امور، دچار اختلاف شده و به شدت از یکدیگر متمایز گشتند و همهشان مثل هم، چیزهای [حرامی] از این امور را حلال کردند. بیان داستان این اختلافات به درازا می انجامد و نظیر همین اختلافات و تمایزات، خیلی پیشتر، از سلف و نسلهای بعدی تا دوران امروز سر زده است. پس من هیچیک از سلف این امت ـ و تابعین پس از آنها ـ را نمی شناسم که شهادت کسی را به علت تأویل آن شخص مردود شمرده باشد ولو اینکه آن شخص را تخطئه کرده یا گمراه بداند و یا او را حلالگر یکی از مُحرَّمات قلمداد کند»[1].
در اینجا می بینیم که شافعی تصریح می کند که ماجرای اختلافات و تمایزات شدید عقیدتی و... از خود زمان سلف شکل گرفته است و متأخرین نیز تا دوران خود وی همواره بر همین اختلافات باقی بوده اند.
ـــــــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. ذَهَبَ النَّاسُ مِنْ تَأْوِيلِ الْقُرْآنِ وَالْأَحَادِيثِ أَوْ مَنْ ذَهَبَ مِنْهُمْ إلَى أُمُورٍ اخْتَلَفُوا فِيهَا فَتَبَايَنُوا فِيهَا تَبَايُنًا شَدِيدًا وَاسْتَحَلَّ فِيهَا بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ مَا تَطُولُ حِكَايَتُهُ وَكَانَ ذَلِكَ مِنْهُمْ مُتَقَادِمًا مِنْهُ مَا كَانَ فِي عَهْدِ السَّلَفِ وَبَعْدِهِمْ إلَى الْيَوْمِ...(الشافعی، الاُم، 6/222، دار المعرفة بيروت)
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
درباره: اسلامشناسی، تاریخ، اندیشهی سیاسی
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
إلهامات قرآنية .pdf
14.1 MB
در آغاز سال 2009 میلادی، روزنامه «المصری الیوم» از شیخ جمال البنا اسلام شناس اصلاحگرای معاصر خواست که از آغاز ماه رمضان سال 1430ق، برای هر روز از این ماه، مطلبی کوتاه برای این روزنامه بنویسد. جمال البنا این پروژه را «الهامات قرآنیة» نام نهاد و به دلیل استقبال خوانندگانِ این روزنامه مشهور مصری، این طرح در رمضان سالهای 1431 و 1432ق (مقارن با 2011و2012م) هم ادامه یافت و نهایتا با فوت جمال البنا به رمضان سال2013 نرسید.
استقبال خوانندگان از این نوشتارهای کوتاه اما عمیق ـ که گاه به زحمت به یک صفحه می رسید ـ باعث شد که انتشارات دارالفکر الاسلامی قاهره به رسم معهود خود در انتشار تراث جمال البنا، این مجموعه را تحت عنوان «الهامات قرآنیة» در سال2012 منتشر کند.
این اثر برای علاقمندانی که با زبان عربی آشنایی دارند، جالب و مفید خواهد بود.
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
استقبال خوانندگان از این نوشتارهای کوتاه اما عمیق ـ که گاه به زحمت به یک صفحه می رسید ـ باعث شد که انتشارات دارالفکر الاسلامی قاهره به رسم معهود خود در انتشار تراث جمال البنا، این مجموعه را تحت عنوان «الهامات قرآنیة» در سال2012 منتشر کند.
این اثر برای علاقمندانی که با زبان عربی آشنایی دارند، جالب و مفید خواهد بود.
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
✋آیا بایکوت کردن چین ممکن است؟
در حالیکه بیشتر دولتمردان آمریکایی و اروپایی از بایکوت چین - به علت آنچه مخفیکاری دولت چین در قضیه انتشار کرونا میخوانند - سخن میگویند، ویلی شی استاد مدرسه اقتصاد هاروارد که درباره موضوعات مربوط به مبادلات مالی بین چین و آمریکا هم قلم میزند معتقد است که جهان در زمینه تولید وابسته به چین است.
ویلی شی میگوید که این وابستگی فقط محدود به محصولات برقی، نساجی، اثاثیه، اسباب بازی و... نیست بلکه سخن از حدود ۳میلیارد دلار واردات کالا از چین است.
نویسندگان مقالهی "غرب حتی اگر بخواهد هم نمیتواند چین را رها کند" خاصه میکوشند نشان دهند که جهان به ویژه در زمینه محصولات پزشکی، بهداشتی و دارویی وابستگی تام و تمامی به چین دارد.
اگر این مدعیات درست باشد، تاکیدی خواهد بود بر نقش پررنگ و بیبدیل کنترل بازارهای اقتصادی و تجاری بر نفوذ و چیرگی سیاسی در سطح جهانی...
✍عدنان فلاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
در حالیکه بیشتر دولتمردان آمریکایی و اروپایی از بایکوت چین - به علت آنچه مخفیکاری دولت چین در قضیه انتشار کرونا میخوانند - سخن میگویند، ویلی شی استاد مدرسه اقتصاد هاروارد که درباره موضوعات مربوط به مبادلات مالی بین چین و آمریکا هم قلم میزند معتقد است که جهان در زمینه تولید وابسته به چین است.
ویلی شی میگوید که این وابستگی فقط محدود به محصولات برقی، نساجی، اثاثیه، اسباب بازی و... نیست بلکه سخن از حدود ۳میلیارد دلار واردات کالا از چین است.
نویسندگان مقالهی "غرب حتی اگر بخواهد هم نمیتواند چین را رها کند" خاصه میکوشند نشان دهند که جهان به ویژه در زمینه محصولات پزشکی، بهداشتی و دارویی وابستگی تام و تمامی به چین دارد.
اگر این مدعیات درست باشد، تاکیدی خواهد بود بر نقش پررنگ و بیبدیل کنترل بازارهای اقتصادی و تجاری بر نفوذ و چیرگی سیاسی در سطح جهانی...
✍عدنان فلاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
The Atlantic
Can the West Actually Ditch China?
How severely can countries really punish China when many of them need Beijing for the most crucial of things—medical supplies?
💵ایالات متحده و "مردان یک دلاری"
یکی از شعارهای وودرو ویلسون(Woodrow Wilson) برای تهییج مردم امریکا، به هنگام درگیر شدن ایالات متحده در جنگ جهانی اول در سال1917، این بود: «جنگ برای پایان دادن به تمام جنگها». ویلسون می کوشید حس ناسیونالیستی شهروندان امریکایی را به جوش آورد تا دولت را در کوران جنگ یاری دهند و از اینجا بود که اصطلاح «a dollar-a-year man» (مرد یک دلاری) وارد ادبیات امریکایی شد: طیف های گسترده ای از بازرگانان، صاحبان کارخانه ها، بانکداران و اصحاب حرفه ها و مشاغل داوطلبانه به یاری دولت شتافتند و حاضر شدند تولیدات و خدمات خود را فقط در ازای پرداخت هزینه ها و حداقل های امرار معاش خود به علاوه ی حداقل سود ـ سالانه فقط یک دلار ـ در اختیار دولت فدرال بگذارند. برنارد باروخ(Bernard Baruch) تاجر و سیاستمدار یهودی ـ امریکایی، نخستین تاجری بود که در اثنای درگیر شدن امریکا در جنگ جهانی اول، حاضر شد فقط با دستمزد سالانه یک دلار به کمک دولت بیاید. در دوران جنگ جهانی اول حدود هزار نفر از صاحبان صنایع به مجموعه مردان یک دلاری پیوستند.
این اصطلاح دوباره پس از جنگ جهانی اول و مقارن با رکود اقتصادی دهه30 بر سر زبان ها افتاد. در آغاز دوران ریاست جمهوری فرانکلین روزولت، برخی شرکتها و کمپانی های بزرگ حاضر شدند نقش مرد یک دلاری را برای دولت بازی کنند. با ورود ایالات متحده به جنگ جهانی دوم، تعداد بیشتری از مدیران شرکتها راهی نیویورک شدند تا به عنوان مردان یک دلاری قراردادهای مربوط به تولیدات جنگی را با واحدهای تولیدی که پس از بحران بزرگ اقتصادی امریکا تاسیس شده بودند تنظیم و امضا نمایند[1].
این شکل از ارائه تولیدات و خدمات خاصه در مواقع اضطراری مثل جنگ جهانی اول و دوم و دخالت امریکا در جنگ دو کره، به بخشی از فرهنگ اقتصادی گستره ی صاحبان صنایع و خدمات در امریکا تبدیل شده است. از آخرین نمونه های مردان یک دلاری می توان به آرنولد شوارتزنگر فرماندار پیشین کالیفرنیا، میت رامنی فرماندار قبلی ماساچوست و مایکل بلومبرگ شهردار سابق نیویورک اشاره کرد.
ــــــــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. رابرت شولزینگر، دیپلماسی امریکا در قرن بیستم، ص36، ترجمه: محمد رفیعی مهرآبادی
✍عدنان فلاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
یکی از شعارهای وودرو ویلسون(Woodrow Wilson) برای تهییج مردم امریکا، به هنگام درگیر شدن ایالات متحده در جنگ جهانی اول در سال1917، این بود: «جنگ برای پایان دادن به تمام جنگها». ویلسون می کوشید حس ناسیونالیستی شهروندان امریکایی را به جوش آورد تا دولت را در کوران جنگ یاری دهند و از اینجا بود که اصطلاح «a dollar-a-year man» (مرد یک دلاری) وارد ادبیات امریکایی شد: طیف های گسترده ای از بازرگانان، صاحبان کارخانه ها، بانکداران و اصحاب حرفه ها و مشاغل داوطلبانه به یاری دولت شتافتند و حاضر شدند تولیدات و خدمات خود را فقط در ازای پرداخت هزینه ها و حداقل های امرار معاش خود به علاوه ی حداقل سود ـ سالانه فقط یک دلار ـ در اختیار دولت فدرال بگذارند. برنارد باروخ(Bernard Baruch) تاجر و سیاستمدار یهودی ـ امریکایی، نخستین تاجری بود که در اثنای درگیر شدن امریکا در جنگ جهانی اول، حاضر شد فقط با دستمزد سالانه یک دلار به کمک دولت بیاید. در دوران جنگ جهانی اول حدود هزار نفر از صاحبان صنایع به مجموعه مردان یک دلاری پیوستند.
این اصطلاح دوباره پس از جنگ جهانی اول و مقارن با رکود اقتصادی دهه30 بر سر زبان ها افتاد. در آغاز دوران ریاست جمهوری فرانکلین روزولت، برخی شرکتها و کمپانی های بزرگ حاضر شدند نقش مرد یک دلاری را برای دولت بازی کنند. با ورود ایالات متحده به جنگ جهانی دوم، تعداد بیشتری از مدیران شرکتها راهی نیویورک شدند تا به عنوان مردان یک دلاری قراردادهای مربوط به تولیدات جنگی را با واحدهای تولیدی که پس از بحران بزرگ اقتصادی امریکا تاسیس شده بودند تنظیم و امضا نمایند[1].
این شکل از ارائه تولیدات و خدمات خاصه در مواقع اضطراری مثل جنگ جهانی اول و دوم و دخالت امریکا در جنگ دو کره، به بخشی از فرهنگ اقتصادی گستره ی صاحبان صنایع و خدمات در امریکا تبدیل شده است. از آخرین نمونه های مردان یک دلاری می توان به آرنولد شوارتزنگر فرماندار پیشین کالیفرنیا، میت رامنی فرماندار قبلی ماساچوست و مایکل بلومبرگ شهردار سابق نیویورک اشاره کرد.
ــــــــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. رابرت شولزینگر، دیپلماسی امریکا در قرن بیستم، ص36، ترجمه: محمد رفیعی مهرآبادی
✍عدنان فلاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
درباره: اسلامشناسی، تاریخ، اندیشهی سیاسی
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
🍶نوشیدن ادرار شتر: دیدگاههای فقهی
به عنوان تکمله ای بر نوشتار قبلی با عنوان «درمان با ادرار شتر»، لازم است به این نکته اشاره شود که فقهای مسلمان در این مورد نیز به مانند تمام موارد دیگر اختلاف نظرهای جدی دارند. مثلاً در حالی که بیشتر فقهای مذاهب، ادرار شتر را پاک و نوشیدنش را برای مداواگری جایز می دانند، امام ابوحنیفه (متوفای 150هـ) مشهور به امام اهل الرأی ـ احتمالا به دلیل دیدگاه های منحصربفردی که درباره نحوه تعامل با اخبار و روایات داشته ـ معتقد بود که ادرار تمام حیوانات اعم از حلالگوشت و حرامگوشت، نجس و نتیجتاً نوشیدنش نیز حرام است. سرخسی فقیه و اصولی بزرگ حنفی قرن پنجم می نویسد:
«همانا ادرار حیوانات حلالگوشت از نظر ابوحنیفه و قاضی ابویوسف نجس و از نظر شیبانی، پاک است... و بر اساس سخن ابوحنیفه رحمه الله تعالی، جایز نیست این ادرار را برای مداواگری یا هر چیز دیگری نوشید»[1]
نیز ابن حزم اندلسی می آورد:
«ابوحنیفه می گوید: ادرار کلاً نجس است و فرقی هم ندارد ادرار حیوان حلالگوشت باشد یا حرامگوشت»[2]. در میان فقهای شیعه هم ظاهراً علامه حلی ـ برخلاف رأی جمهور فقهای شیعه ـ قائل به حرمت نوشیدن ادرار شتر است[3].
شافعی نیز ادرار تمام حیوانات را نجس می داند:
«هیچ خیری در خریدن چیزی که با گوشت مار مخلوط شده باشد نیست... نیز هیچ خیری در خریدن ادرار حیوان حرامگوشت و غیر حرامگوشت نیست چراکه ادرار کلاً نجس است»[4]. گفتنی است در این عبارت امام شافعی این نکته هم وجود دارد که وی خرید و فروش ادرار را جز در حالت ضرورت ـ یا به اصطلاح فقها حالت «رخصت» ـ حرام می داند.
اما نهایتاً سراغ مورخ و جامعه شناس بزرگ تاریخ مسلمانان ابن خلدون می رویم که در مقدمه نفیس تاریخ خود، موضوعی به نام طب اسلامی را بالکل منکر می شود و می نویسد:
«و در اجتماعات باديهنشينى نوعى پزشكى وجود دارد كه غالبا بر تجربيات كوتاه و كم دامنه برخى از اشخاص مبتنى است و آن طب بطور وراثت از مشايخ و پير زنان قبيله نسل به نسل به فرزندانشان منتقل مىشود. و چه بسا كه بعضى از بيماران به سبب آن بهبود مىيابند، ولى نه بر حسب قانون طبيعى و نه موافق با مزاج است و قبايل عرب از اينگونه تجارب طبى بهره وافرى داشتند و در ميان ايشان پزشكان معروفى وجود داشت مانند حارث بن كلده و ديگران. و طبى كه در شرعيات نقل مىشود نيز از همين قبيل است و به هيچرو از عالم وحى نيست، بلكه امرى است كه براى عرب عادى بود و در ضمن بيان احوال پيامبر(ص) ذكر اين طب از نوع آن احوالى است كه در وى عادت و جبلت بوده است نه از جهت اينكه اين امر بر اين نحو عمل مشروع است، زيرا وى (ص) از اين رو مبعوث شد كه ما را به شرايع آگاه كند نه بخاطر اينكه تعريف طب يا ديگر امور عادى را به ما بياموزد چنانكه براى وى درباره تلقيح درخت خرما پيش آمد و آنگاه گفت: شما به امور دنيائى خويش داناتريد»[5](منقول از ترجمه فارسی مقدمه ابن خلدون استاد محمد پروین گنابادی2/1304)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. أَنَّ بَوْلَ مَا يُؤْكَلُ لَحْمُهُ نَجِسٌ عِنْدَهُمَا[= عند ابي حنیفة و ابي یوسف]، طَاهِرٌ عِنْدَ مُحَمَّدٍ... وَعِنْدَ أَبِي حَنِيفَةَ وَأَبِي يُوسُفَ رَحِمَهُمَا اللَّهُ هُوَ نَجِسٌ فَكَانَ مُفْسِدًا لِلْمَاءِ، وَالْبِئْرِ، وَالْإِنَاءِ فِيهِ سَوَاءٌ، وَعَلَى قَوْلِ أَبِي حَنِيفَةَ ـ رَحِمَهُ اللَّهُ تَعَالَى ـ لَا يَجُوزُ شُرْبُهُ لِلتَّدَاوِي، وَغَيْرِهِ(السرخسی، المبسوط، 1/54، دار المعرفة بيروت).
[2]. ابن حزم، المحلّی، 1/169، دار الفكر بيروت
[3]. لنا: أنّها مستخبثة، فلا يجوز تناولها، كغيرها من الأشياء المستخبثة المحرّمة، و طهارتها لا تدلّ على جواز شربها(الحلّی، مختلف الشیعة، 8/337، مؤسسة النشر الاسلامي التابعة لجماعة المدرسين بقم المقدسة)
[4]. وَلَا خَيْرَ فِي شِرَاءِ شَيْءٍ يُخَالِطُهُ لُحُومُ الْحَيَّاتِ... وَلَا بَوْلُ مَا لَا يُؤْكَلُ لَحْمُهُ، وَلَا غَيْرُهُ وَالْأَبْوَالُ كُلُّهَا نَجِسَةٌ(الشافعی، الاُم، 3/117، دار المعرفة بيروت)
[5]. وللبادية من أهل العمران طبّ يبنونه في غالب الأمر على تجربة قاصرة على بعض الأشخاص متوارثا عن مشايخ الحيّ وعجائزه، وربّما يصحّ منه البعض إلّا أنّه ليس على قانون طبيعيّ ولا على موافقة المزاج. وكان عند العرب من هذا الطّبّ كثير وكان فيهم أطبّاء معروفون كالحارث بن كلدة وغيره الطب المنقول في الشرعيات من هذا القبيل و ليس من الوحي في شيء و انما هو امر كان عاديا للعرب... فإنه صلى الله عليه وسلم إنما بعث ليعلمنا الشرائع و لم يبعث لتعريف الطب و لاغيره من العاديات. و قد وقع له في شأن تلقيح النخل ماوقع فقال: "أنتم أعلم بأمور دنياكم"...(ابن خلدون، ديوان المبتدأ والخبر،١/٦٥١، دار الفكر بيروت)
✍️عدنان فلاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
به عنوان تکمله ای بر نوشتار قبلی با عنوان «درمان با ادرار شتر»، لازم است به این نکته اشاره شود که فقهای مسلمان در این مورد نیز به مانند تمام موارد دیگر اختلاف نظرهای جدی دارند. مثلاً در حالی که بیشتر فقهای مذاهب، ادرار شتر را پاک و نوشیدنش را برای مداواگری جایز می دانند، امام ابوحنیفه (متوفای 150هـ) مشهور به امام اهل الرأی ـ احتمالا به دلیل دیدگاه های منحصربفردی که درباره نحوه تعامل با اخبار و روایات داشته ـ معتقد بود که ادرار تمام حیوانات اعم از حلالگوشت و حرامگوشت، نجس و نتیجتاً نوشیدنش نیز حرام است. سرخسی فقیه و اصولی بزرگ حنفی قرن پنجم می نویسد:
«همانا ادرار حیوانات حلالگوشت از نظر ابوحنیفه و قاضی ابویوسف نجس و از نظر شیبانی، پاک است... و بر اساس سخن ابوحنیفه رحمه الله تعالی، جایز نیست این ادرار را برای مداواگری یا هر چیز دیگری نوشید»[1]
نیز ابن حزم اندلسی می آورد:
«ابوحنیفه می گوید: ادرار کلاً نجس است و فرقی هم ندارد ادرار حیوان حلالگوشت باشد یا حرامگوشت»[2]. در میان فقهای شیعه هم ظاهراً علامه حلی ـ برخلاف رأی جمهور فقهای شیعه ـ قائل به حرمت نوشیدن ادرار شتر است[3].
شافعی نیز ادرار تمام حیوانات را نجس می داند:
«هیچ خیری در خریدن چیزی که با گوشت مار مخلوط شده باشد نیست... نیز هیچ خیری در خریدن ادرار حیوان حرامگوشت و غیر حرامگوشت نیست چراکه ادرار کلاً نجس است»[4]. گفتنی است در این عبارت امام شافعی این نکته هم وجود دارد که وی خرید و فروش ادرار را جز در حالت ضرورت ـ یا به اصطلاح فقها حالت «رخصت» ـ حرام می داند.
اما نهایتاً سراغ مورخ و جامعه شناس بزرگ تاریخ مسلمانان ابن خلدون می رویم که در مقدمه نفیس تاریخ خود، موضوعی به نام طب اسلامی را بالکل منکر می شود و می نویسد:
«و در اجتماعات باديهنشينى نوعى پزشكى وجود دارد كه غالبا بر تجربيات كوتاه و كم دامنه برخى از اشخاص مبتنى است و آن طب بطور وراثت از مشايخ و پير زنان قبيله نسل به نسل به فرزندانشان منتقل مىشود. و چه بسا كه بعضى از بيماران به سبب آن بهبود مىيابند، ولى نه بر حسب قانون طبيعى و نه موافق با مزاج است و قبايل عرب از اينگونه تجارب طبى بهره وافرى داشتند و در ميان ايشان پزشكان معروفى وجود داشت مانند حارث بن كلده و ديگران. و طبى كه در شرعيات نقل مىشود نيز از همين قبيل است و به هيچرو از عالم وحى نيست، بلكه امرى است كه براى عرب عادى بود و در ضمن بيان احوال پيامبر(ص) ذكر اين طب از نوع آن احوالى است كه در وى عادت و جبلت بوده است نه از جهت اينكه اين امر بر اين نحو عمل مشروع است، زيرا وى (ص) از اين رو مبعوث شد كه ما را به شرايع آگاه كند نه بخاطر اينكه تعريف طب يا ديگر امور عادى را به ما بياموزد چنانكه براى وى درباره تلقيح درخت خرما پيش آمد و آنگاه گفت: شما به امور دنيائى خويش داناتريد»[5](منقول از ترجمه فارسی مقدمه ابن خلدون استاد محمد پروین گنابادی2/1304)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. أَنَّ بَوْلَ مَا يُؤْكَلُ لَحْمُهُ نَجِسٌ عِنْدَهُمَا[= عند ابي حنیفة و ابي یوسف]، طَاهِرٌ عِنْدَ مُحَمَّدٍ... وَعِنْدَ أَبِي حَنِيفَةَ وَأَبِي يُوسُفَ رَحِمَهُمَا اللَّهُ هُوَ نَجِسٌ فَكَانَ مُفْسِدًا لِلْمَاءِ، وَالْبِئْرِ، وَالْإِنَاءِ فِيهِ سَوَاءٌ، وَعَلَى قَوْلِ أَبِي حَنِيفَةَ ـ رَحِمَهُ اللَّهُ تَعَالَى ـ لَا يَجُوزُ شُرْبُهُ لِلتَّدَاوِي، وَغَيْرِهِ(السرخسی، المبسوط، 1/54، دار المعرفة بيروت).
[2]. ابن حزم، المحلّی، 1/169، دار الفكر بيروت
[3]. لنا: أنّها مستخبثة، فلا يجوز تناولها، كغيرها من الأشياء المستخبثة المحرّمة، و طهارتها لا تدلّ على جواز شربها(الحلّی، مختلف الشیعة، 8/337، مؤسسة النشر الاسلامي التابعة لجماعة المدرسين بقم المقدسة)
[4]. وَلَا خَيْرَ فِي شِرَاءِ شَيْءٍ يُخَالِطُهُ لُحُومُ الْحَيَّاتِ... وَلَا بَوْلُ مَا لَا يُؤْكَلُ لَحْمُهُ، وَلَا غَيْرُهُ وَالْأَبْوَالُ كُلُّهَا نَجِسَةٌ(الشافعی، الاُم، 3/117، دار المعرفة بيروت)
[5]. وللبادية من أهل العمران طبّ يبنونه في غالب الأمر على تجربة قاصرة على بعض الأشخاص متوارثا عن مشايخ الحيّ وعجائزه، وربّما يصحّ منه البعض إلّا أنّه ليس على قانون طبيعيّ ولا على موافقة المزاج. وكان عند العرب من هذا الطّبّ كثير وكان فيهم أطبّاء معروفون كالحارث بن كلدة وغيره الطب المنقول في الشرعيات من هذا القبيل و ليس من الوحي في شيء و انما هو امر كان عاديا للعرب... فإنه صلى الله عليه وسلم إنما بعث ليعلمنا الشرائع و لم يبعث لتعريف الطب و لاغيره من العاديات. و قد وقع له في شأن تلقيح النخل ماوقع فقال: "أنتم أعلم بأمور دنياكم"...(ابن خلدون، ديوان المبتدأ والخبر،١/٦٥١، دار الفكر بيروت)
✍️عدنان فلاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
Telegram
عدنان فلاحی - Occidentalism
🦠درمان با ادرار شتر: مورد طب سنتی/اسلامی
امروزه اگر پزشکی نوشیدن ادرار شتر را برای بیمارانش تجویز کند به احتمال زیاد با این کار تمام آبروی علمی و حیثیت حرفه ای خود را بر باد خواهد داد و مطبش از بیماران خالی خواهد شد! اما جالب است بدانید که همین تجویز…
امروزه اگر پزشکی نوشیدن ادرار شتر را برای بیمارانش تجویز کند به احتمال زیاد با این کار تمام آبروی علمی و حیثیت حرفه ای خود را بر باد خواهد داد و مطبش از بیماران خالی خواهد شد! اما جالب است بدانید که همین تجویز…
درباره یوزف شاخت.pdf
92.9 KB
پروفسور یوزف شاخْت(۱۹۶۹م) استاد اسبق پژوهشهای اسلامی دانشگاه کلمبیا و یکی از بزرگترین متخصصان فقه مسلمانان است. هیچ پژوهشگر تاریخ اندیشههای حقوقی در اسلام نیست که از مطالعهی کتاب معروف شاخت در زمینهی تاریخ نظامهای فقهی در اسلام بینیاز باشد.
و اما این، مدخل مختصری است که فیلسوف و علامهی ذوالعلوم(polymath) و چندزبانهی(polyglot) مصری، دکتر عبدالرحمان بَدَوی در دانشنامهی مستشرقین خود دربارهی شاخت نگاشته که به فارسی ترجمه شده است.
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
و اما این، مدخل مختصری است که فیلسوف و علامهی ذوالعلوم(polymath) و چندزبانهی(polyglot) مصری، دکتر عبدالرحمان بَدَوی در دانشنامهی مستشرقین خود دربارهی شاخت نگاشته که به فارسی ترجمه شده است.
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi