تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی – Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
2.8K subscribers
63 photos
10 videos
56 files
704 links
درباره: اسلام‌شناسی، تاریخ، اندیشه‌ی سیاسی

* صفحه‌ی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
Download Telegram
🦠درمان با ادرار شتر: مورد طب سنتی/اسلامی

امروزه اگر پزشکی نوشیدن ادرار شتر را برای بیمارانش تجویز کند به احتمال زیاد با این کار تمام آبروی علمی و حیثیت حرفه ای خود را بر باد خواهد داد و مطبش از بیماران خالی خواهد شد! اما جالب است بدانید که همین تجویز تا حدود سه قرن پیش در معتبرترین دانشگاه های پزشکی اروپا، مورد تدریس و تحقیق قرار می گرفت[1]. ابن سینا در ذیل بحث از بیماری های کبدی و مرض «سوء القنیة» می نویسد: «اگر بیمارِ سوءقنیه، بدن نیرومند و سخت دارد، از شیر و بول شتر عرب تناول کند مفید است... مثلا به وزن دو اوقیه بول شتر عرب را با نیم مثقال یا بیشتر از نیم مثقال اسکنجبین نوش جان کند. بول بز هم خوب است و کم از بول شتر عرب ندارد»[2].
اما به نظر می آید اکنون و در قرن بیست و یکم، نیروی سهمگین و بی بدیلِ «گذر زمان و تاریخ» این بیانات ذیقیمت قرون ماضی را به افسانه های هزار و یک شب تبدیل کرده باشد. زمانی این توصیه ها هم رنگ و بوی پزشکی و طبی داشت و هم به سبب فربگی حوزه سیطره دین بر تمام دانش ها، جزء آموزه های مذهبی به شمار می رفت. نه تنها ابن سینا از میان سلف اطبای مسلمین بلکه بزرگانی از فقها و محدثان سلف مسلمین بنابر مقتضیات معرفت شناسانه و فرهنگی زمانه خود در تثبیت و تأیید این آموزه ها می کوشیدند. مثلاً ابن قیم جوزیه فقیه بزرگ حنبلی قرن هشتم ضمن استناد به حدیث صحیح مسلم (مشهور به ماجرای العُرَنیین) که طبق مفاد آن، پیامبر اسلام(ص) گروهی از اعراب را به نوشیدن شیر و ادرار شتر فرامی خواند، می نویسد: «این ماجرا بر خاصیت درمانی و طبی و نیز پاکی ادرار حیوان حلال گوشت دلالت دارد»[3]. ابن قیم این عبارات را ذیل فصل «طب النبوی» و « أَنْوَاعُ عِلَاجِهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ» آورده است که حاکی از اعتقاد و باور او به شمولیت تام و تمام آموزه های دینی ـ من جمله اخبار و روایات ـ نسبت به تمام حوزه های معرفت بشری من‌جمله طب، است. هرچند که در همان دوران قدیم هم نوادری مثل ابن خلدون باوری به چنین شمولیتی نداشتند[4] اما این تمنای حداکثری از دیانت و نیز دید ماوراءتاریخی و ماوراءمکانی به تک تک نصوص دینی، همچنان گریبانگیر بخش بزرگی از دینداران است: دیدگاهی که حاضر نیست تغییر جَهانیت جهان و عالَمیت عالَم و نیز تنوع و گسترش تخصص‌ها را بپذیرد[5] و احتمالا در این مورد خاص، زادالمعاد ابن قیم و القانون ابن سینا را بر هشدارهای سازمان بهداشت جهانی نسبت به پرهیز از نوشیدن ادرار شتر اولویت می دهد[6].
ــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. کتاب حجیم «القانون فی الطب» ابن سینا پس از اینکه در سده دوازدهم میلادی به کوشش جرارد کرمونیایی از عربی به لاتین ترجمه شد، در لیست کتب مرجع پزشکی در دانشگاه های اروپا قرار گرفت. این کتاب تا سده هفدهم میلادی در مدارس پزشکی لوویان، مونت پولیه، و برپایه گزارش یونسکو تا سال 1909، در دانشگاه بروکسل بلژیک تدریس می شد (نک: الحسنی، 1001اختراع، ص173).
[2]. ابن سینا، قانون، ص292، ترجمه عبدالرحمن شرفکندی(ماموستا هه ژار)، انتشارات سروش
[3]. ابن قیّم الجوزیة، زاد المعاد، 4/44، مؤسسة الرسالة
[4]. ابن خلدون باوری به طب نبوی و امثالهم نداشت و هدف برانگیختن پیامبران را آموزش این علوم نمی دانست (نک: ابن خلدون، ديوان المبتدأ والخبر، ١/٦٥١، دار الفكر بيروت)
[5]. ما پیش تر در نوشتار کوتاهی با نام «فقهی کردن دانش: مورد غزالی» به جنبه دیگری از این موضوع پرداختیم.
[6]. پس از شیوع بیماری مرگبار مِرس(MERS) ـ که بر اثر ویروسی از خانواده کرونا با نام MERS-CoVایجاد می شود ـ سازمان بهداشت جهانی صریحا نسبت به پرهیز از نوشیدن شیر نپخته، ادرار یا حتی گوشت شتر هشدار داد. بیماری مرس برای نخستین بار در سال2012 در عربستان سعودی ظاهر شد و منشأ آن به شتر بازمی گردد. این بیماری با درصد مرگ و میر 35درصد مبتلایان، یکی از مرگبارترین بیماری های خانواده ویروس کرونا به شمار می آید. هشدارهای صریح سازمان بهداشت جهانی به دو زبان انگلیسی و زبان عربی در سایت اینترنتی این سازمان در دسترس است.

✍️عدنان فلاحی


https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
👍1
🌙هدف از وجوب روزه رمضان بر کسانی که توانایی و طاقت آن را دارند صرف گرسنگی کشیدن نیست؛ ضمن اینکه جستجو درباره خواص پزشکی و درمانی و ... روزه داری هم نه تنها مطمح نظر نبوده بلکه اساساً منوط کردن این قبیل مناسک، بر امور تجربی و مبتنی بر حدس و ابطال، اساساً بیهوده و نقض غرض است. هدف از روزه داری چیزی جز حصول تقوا و پرهیزگاری در شیوه تعامل با خدا و خلق خدا نیست: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» (البقرة183)
اساساً عبادات در ادیان بدون تزکیه درون و حصول تربیت و پرورش اخلاقی، صرفاً به یک عادت می مانند که گاه ممکن است نتیجه عکس هم بدهند.
نهایتاً آغاز رمضان و شروع کوششی دیگر برای تمرین مهار خواسته‌های بی‌پایان و سرکش درون را، بر مخاطبان باورمند خود تبریک می‌گوییم و به این دسته از مخاطبان محترم گوشزد می‌کنیم که مبادا مناسک دینی خود را ابزار اجبار و اکراه شرایط ناخواسته بر ناباوران کنند؛ که چنین رویه‌ای کاملا خلاف اهداف روزه‌داری و نافی پرورش مکارم اخلاقی است.

✍️عدنان فلّاحی


https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
👍1
👁گزارش شافعی از اختلافات شدید «سلف»

جستجوی مختصر و موجزی در کتب کلامی، فقهی و نیز آثار موسوم به ملل و نحل در تراث مسلمانان نشان می دهد که باورهای کلامی، فقهی، اصولی، روایی، تفسیری و... مسلمانان از همان عصر نخست دچار اختلافات و تمایزات بسیاری بوده و جز اندکی مسائل مربوط به جُمَل فرائض و امثالهم، بر سر بسیاری از تفسیرات و تأویلات اختلافات نظرگیری وجود داشته است. این اختلافات به حدی است که تصور بسته ی فربهی از آموزه های هماهنگ، یکسان، یک شکل و فراگیر را در دوره زمانی پس از فوت پیامبر اسلام (ص) ممتنع و مُحال می نماید. بلکه آنچه که عملاً و در عالَم واقع ـ و نه جهان تخیلات و تصورات ـ وجود داشته، انبوهی از اختلافات میان پیشنیان یا همان «سلف» بوده است.
اما شافعی به مثابه یکی از معماران اصلی نظم ارتودوکسی فقاهت و اصول تشریع در تاریخ و تمدن مسلمین، به کرات و به تصریح و کنایه، از این تنوع و گوناگونی آراء و افکار در دوران خویش (انتهای قرن دوم و ابتدای قرن سوم) سخن گفته است. ما پیش تر در مطالبی با عنوان شافعی و گزارش "فقدان مرجعیت فقهی" در قرن دوم و مسائل مورد اجماع از نگاه شافعی، به این بحث پرداخته بودیم که مطلب حاضر می تواند تکمله ای بر بحث های پیشین باشد.
شافعی ذیل دفاع از پذیرش شهادت و روایت از مخالفان عقیدتی (مَا تَجُوزُ بِهِ شَهَادَةُ أَهْلِ الْأَهْوَاءِ) می نویسد:
«مردم یا کسانی از آنها، در زمینه تأویل قرآن و احادیث به اموری رسیدند که در آن امور، دچار اختلاف شده و به شدت از یکدیگر متمایز گشتند و همه‌شان مثل هم، چیزهای [حرامی] از این امور را حلال کردند. بیان داستان این اختلافات به درازا می انجامد و نظیر همین اختلافات و تمایزات، خیلی پیش‌تر، از سلف و نسلهای بعدی تا دوران امروز سر زده است. پس من هیچیک از سلف این امت ـ و تابعین پس از آنها ـ را نمی شناسم که شهادت کسی را به علت تأویل آن شخص مردود شمرده باشد ولو اینکه آن شخص را تخطئه کرده یا گمراه بداند و یا او را حلالگر یکی از مُحرَّمات قلمداد کند»[1].
در اینجا می بینیم که شافعی تصریح می کند که ماجرای اختلافات و تمایزات شدید عقیدتی و... از خود زمان سلف شکل گرفته است و متأخرین نیز تا دوران خود وی همواره بر همین اختلافات باقی بوده اند.
ـــــــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. ذَهَبَ النَّاسُ مِنْ تَأْوِيلِ الْقُرْآنِ وَالْأَحَادِيثِ أَوْ مَنْ ذَهَبَ مِنْهُمْ إلَى أُمُورٍ اخْتَلَفُوا فِيهَا فَتَبَايَنُوا فِيهَا تَبَايُنًا شَدِيدًا وَاسْتَحَلَّ فِيهَا بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ مَا تَطُولُ حِكَايَتُهُ وَكَانَ ذَلِكَ مِنْهُمْ مُتَقَادِمًا مِنْهُ مَا كَانَ فِي عَهْدِ السَّلَفِ وَبَعْدِهِمْ إلَى الْيَوْمِ...(الشافعی، الاُم، 6/222، دار المعرفة بيروت)

✍️عدنان فلّاحی


https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
إلهامات قرآنية .pdf
14.1 MB
در آغاز سال 2009 میلادی، روزنامه «المصری الیوم» از شیخ جمال البنا اسلام شناس اصلاحگرای معاصر خواست که از آغاز ماه رمضان سال 1430ق، برای هر روز از این ماه، مطلبی کوتاه برای این روزنامه بنویسد. جمال البنا این پروژه را «الهامات قرآنیة» نام نهاد و به دلیل استقبال خوانندگانِ این روزنامه مشهور مصری، این طرح در رمضان سالهای 1431 و 1432ق (مقارن با 2011و2012م) هم ادامه یافت و نهایتا با فوت جمال البنا به رمضان سال2013 نرسید.
استقبال خوانندگان از این نوشتارهای کوتاه اما عمیق ـ که گاه به زحمت به یک صفحه می رسید ـ باعث شد که انتشارات دارالفکر الاسلامی قاهره به رسم معهود خود در انتشار تراث جمال البنا، این مجموعه را تحت عنوان «الهامات قرآنیة» در سال2012 منتشر کند.
این اثر برای علاقمندانی که با زبان عربی آشنایی دارند، جالب و مفید خواهد بود.


https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
آیا بایکوت کردن چین ممکن است؟

در حالی‌که بیشتر دولتمردان آمریکایی و اروپایی از بایکوت چین - به علت آنچه مخفی‌کاری دولت چین در قضیه انتشار کرونا می‌خوانند - سخن می‌گویند، ویلی شی استاد مدرسه اقتصاد هاروارد که درباره موضوعات مربوط به مبادلات مالی بین چین و آمریکا هم قلم می‌زند معتقد است که جهان در زمینه تولید وابسته به چین است.
ویلی شی می‌گوید که این وابستگی فقط محدود به محصولات برقی، نساجی، اثاثیه، اسباب بازی و... نیست بلکه سخن از حدود ۳میلیارد دلار واردات کالا از چین است.
نویسندگان مقاله‌ی "غرب حتی اگر بخواهد هم نمی‌تواند چین را رها کند" خاصه می‌کوشند نشان دهند که جهان به ویژه در زمینه محصولات پزشکی، بهداشتی و دارویی وابستگی تام و تمامی به چین دارد.
اگر این مدعیات درست باشد، تاکیدی خواهد بود بر نقش پررنگ و بی‌بدیل کنترل بازارهای اقتصادی و تجاری بر نفوذ و چیرگی سیاسی در سطح جهانی...

عدنان فلاحی


https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
💵ایالات متحده و "مردان یک دلاری"

یکی از شعارهای وودرو ویلسون(Woodrow Wilson) برای تهییج مردم امریکا، به هنگام درگیر شدن ایالات متحده در جنگ جهانی اول در سال1917، این بود: «جنگ برای پایان دادن به تمام جنگها». ویلسون می کوشید حس ناسیونالیستی شهروندان امریکایی را به جوش آورد تا دولت را در کوران جنگ یاری دهند و از اینجا بود که اصطلاح «a dollar-a-year man» (مرد یک دلاری) وارد ادبیات امریکایی شد: طیف های گسترده ای از بازرگانان، صاحبان کارخانه ها، بانکداران و اصحاب حرفه ها و مشاغل داوطلبانه به یاری دولت شتافتند و حاضر شدند تولیدات و خدمات خود را فقط در ازای پرداخت هزینه ها و حداقل های امرار معاش خود به علاوه ی حداقل سود ـ سالانه فقط یک دلار ـ در اختیار دولت فدرال بگذارند. برنارد باروخ(Bernard Baruch) تاجر و سیاستمدار یهودی ـ امریکایی، نخستین تاجری بود که در اثنای درگیر شدن امریکا در جنگ جهانی اول، حاضر شد فقط با دستمزد سالانه یک دلار به کمک دولت بیاید. در دوران جنگ جهانی اول حدود هزار نفر از صاحبان صنایع به مجموعه مردان یک دلاری پیوستند.
این اصطلاح دوباره پس از جنگ جهانی اول و مقارن با رکود اقتصادی دهه30 بر سر زبان ها افتاد. در آغاز دوران ریاست جمهوری فرانکلین روزولت، برخی شرکتها و کمپانی های بزرگ حاضر شدند نقش مرد یک دلاری را برای دولت بازی کنند. با ورود ایالات متحده به جنگ جهانی دوم، تعداد بیشتری از مدیران شرکتها راهی نیویورک شدند تا به عنوان مردان یک دلاری قراردادهای مربوط به تولیدات جنگی را با واحدهای تولیدی که پس از بحران بزرگ اقتصادی امریکا تاسیس شده بودند تنظیم و امضا نمایند[1].
این شکل از ارائه تولیدات و خدمات خاصه در مواقع اضطراری مثل جنگ جهانی اول و دوم و دخالت امریکا در جنگ دو کره، به بخشی از فرهنگ اقتصادی گستره ی صاحبان صنایع و خدمات در امریکا تبدیل شده است. از آخرین نمونه های مردان یک دلاری می توان به آرنولد شوارتزنگر فرماندار پیشین کالیفرنیا، میت رامنی فرماندار قبلی ماساچوست و مایکل بلومبرگ شهردار سابق نیویورک اشاره کرد.
ــــــــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. رابرت شولزینگر، دیپلماسی امریکا در قرن بیستم، ص36، ترجمه: محمد رفیعی مهرآبادی

عدنان فلاحی


https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
🍶نوشیدن ادرار شتر: دیدگاه‌های فقهی

به عنوان تکمله ای بر نوشتار قبلی با عنوان «درمان با ادرار شتر»، لازم است به این نکته اشاره شود که فقهای مسلمان در این مورد نیز به مانند تمام موارد دیگر اختلاف نظرهای جدی دارند. مثلاً در حالی که بیشتر فقهای مذاهب، ادرار شتر را پاک و نوشیدنش را برای مداواگری جایز می دانند، امام ابوحنیفه (متوفای 150هـ) مشهور به امام اهل الرأی ـ احتمالا به دلیل دیدگاه های منحصربفردی که درباره نحوه تعامل با اخبار و روایات داشته ـ معتقد بود که ادرار تمام حیوانات اعم از حلال‌گوشت و حرام‌گوشت، نجس و نتیجتاً نوشیدنش نیز حرام است. سرخسی فقیه و اصولی بزرگ حنفی قرن پنجم می نویسد:
«همانا ادرار حیوانات حلال‌گوشت از نظر ابوحنیفه و قاضی ابویوسف نجس و از نظر شیبانی، پاک است... و بر اساس سخن ابوحنیفه رحمه الله تعالی، جایز نیست این ادرار را برای مداواگری یا هر چیز دیگری نوشید»[1]
نیز ابن حزم اندلسی می آورد:
«ابوحنیفه می گوید: ادرار کلاً نجس است و فرقی هم ندارد ادرار حیوان حلال‌گوشت باشد یا حرام‌گوشت»[2]. در میان فقهای شیعه هم ظاهراً علامه حلی ـ برخلاف رأی جمهور فقهای شیعه ـ قائل به حرمت نوشیدن ادرار شتر است[3].
شافعی نیز ادرار تمام حیوانات را نجس می داند:
«هیچ خیری در خریدن چیزی که با گوشت مار مخلوط شده باشد نیست... نیز هیچ خیری در خریدن ادرار حیوان حرام‌گوشت و غیر حرام‌گوشت نیست چراکه ادرار کلاً نجس است»[4]. گفتنی است در این عبارت امام شافعی این نکته هم وجود دارد که وی خرید و فروش ادرار را جز در حالت ضرورت ـ یا به اصطلاح فقها حالت «رخصت» ـ حرام می داند.
اما نهایتاً سراغ مورخ و جامعه شناس بزرگ تاریخ مسلمانان ابن خلدون می رویم که در مقدمه نفیس تاریخ خود، موضوعی به نام طب اسلامی را بالکل منکر می شود و می نویسد:
«و در اجتماعات باديه‏‌نشينى نوعى پزشكى وجود دارد كه غالبا بر تجربيات كوتاه و كم دامنه برخى از اشخاص مبتنى است و آن طب بطور وراثت از مشايخ و پير زنان قبيله نسل به نسل به فرزندانشان منتقل مى‏‌شود. و چه بسا كه بعضى از بيماران به سبب آن بهبود مى‏‌يابند، ولى نه بر حسب قانون طبيعى و نه موافق با مزاج است و قبايل عرب از اينگونه تجارب طبى بهره وافرى داشتند و در ميان ايشان پزشكان معروفى وجود داشت مانند حارث بن كلده و ديگران. و طبى كه در شرعيات نقل مى‏‌شود نيز از همين قبيل است و به هيچ‌رو از عالم وحى نيست، بلكه امرى است كه براى عرب عادى بود و در ضمن بيان احوال پيامبر(ص) ذكر اين طب از نوع آن احوالى است كه در وى عادت و جبلت بوده است نه از جهت اينكه اين امر بر اين نحو عمل مشروع است، زيرا وى (ص) از اين رو مبعوث شد كه ما را به شرايع آگاه كند نه بخاطر اينكه تعريف طب يا ديگر امور عادى را به ما بياموزد چنانكه براى وى درباره تلقيح درخت خرما پيش آمد و آنگاه گفت: شما به امور دنيائى خويش داناتريد»[5](منقول از ترجمه فارسی مقدمه ابن خلدون استاد محمد پروین گنابادی2/1304)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. أَنَّ بَوْلَ مَا يُؤْكَلُ لَحْمُهُ نَجِسٌ عِنْدَهُمَا[= عند ابي حنیفة و ابي یوسف]، طَاهِرٌ عِنْدَ مُحَمَّدٍ... وَعِنْدَ أَبِي حَنِيفَةَ وَأَبِي يُوسُفَ رَحِمَهُمَا اللَّهُ هُوَ نَجِسٌ فَكَانَ مُفْسِدًا لِلْمَاءِ، وَالْبِئْرِ، وَالْإِنَاءِ فِيهِ سَوَاءٌ، وَعَلَى قَوْلِ أَبِي حَنِيفَةَ ـ رَحِمَهُ اللَّهُ تَعَالَى ـ لَا يَجُوزُ شُرْبُهُ لِلتَّدَاوِي، وَغَيْرِهِ(السرخسی، المبسوط، 1/54، دار المعرفة بيروت).
[2]. ابن حزم، المحلّی، 1/169، دار الفكر بيروت
[3]. لنا: أنّها مستخبثة، فلا يجوز تناولها، كغيرها من الأشياء المستخبثة المحرّمة، و طهارتها لا تدلّ على جواز شربها(الحلّی، مختلف الشیعة، 8/337، مؤسسة النشر الاسلامي التابعة لجماعة المدرسين بقم المقدسة)
[4]. وَلَا خَيْرَ فِي شِرَاءِ شَيْءٍ يُخَالِطُهُ لُحُومُ الْحَيَّاتِ... وَلَا بَوْلُ مَا لَا يُؤْكَلُ لَحْمُهُ، وَلَا غَيْرُهُ وَالْأَبْوَالُ كُلُّهَا نَجِسَةٌ(الشافعی، الاُم، 3/117، دار المعرفة بيروت)
[5]. وللبادية من أهل العمران طبّ يبنونه في غالب الأمر على تجربة قاصرة على بعض الأشخاص متوارثا عن مشايخ الحيّ وعجائزه، وربّما يصحّ منه البعض إلّا أنّه ليس على قانون طبيعيّ ولا على موافقة المزاج. وكان عند العرب من هذا الطّبّ كثير وكان فيهم أطبّاء معروفون كالحارث بن كلدة وغيره الطب المنقول في الشرعيات من هذا القبيل و ليس من الوحي في شيء و انما هو امر كان عاديا للعرب... فإنه صلى الله عليه وسلم إنما بعث ليعلمنا الشرائع و لم يبعث لتعريف الطب و لاغيره من العاديات. و قد وقع له في شأن تلقيح النخل ماوقع فقال: "أنتم أعلم بأمور دنياكم"...(ابن خلدون، ديوان المبتدأ والخبر،١/٦٥١، دار الفكر بيروت)

✍️عدنان فلاحی


https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
درباره یوزف شاخت.pdf
92.9 KB
پروفسور یوزف شاخْت(۱۹۶۹م) استاد اسبق پژوهشهای اسلامی دانشگاه کلمبیا و یکی از بزرگ‌ترین متخصصان فقه مسلمانان است. هیچ پژوهشگر تاریخ اندیشه‌های حقوقی در اسلام نیست که از مطالعه‌ی کتاب معروف شاخت در زمینه‌ی تاریخ نظام‌های فقهی در اسلام بی‌نیاز باشد.
و اما این، مدخل مختصری است که فیلسوف و علامه‌ی ذوالعلوم(polymath) و چندزبانه‌ی(polyglot) مصری، دکتر عبدالرحمان بَدَوی در دانشنامه‌‌ی مستشرقین خود درباره‌ی شاخت نگاشته که به فارسی ترجمه شده است.


https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
🎙در باب اهمیت بی بدیل شافعی

درباره نقش امام شافعی و اهمیت وی در برآوردن نظم حقوقی میراث مسلمین هرچه بگوییم کم گفته ایم. شافعی بنابر گزارش هایی که خود وی در آثارش ارائه داده است، در زمانه ای می زیست که هنوز چهارچوب فراگیر، متصلب، بی چون و چرا و یگانه ای برای استنباط آرای شرعی و حقوقی خاصه کیفیت تعامل با احادیث، چیستی سنت و نیز نسبت بین قرآن و حدیث تثبیت نشده بود.
نتیجتاً بیهوده نیست که عابد جابری، شافعی را بنیانگذار اصول تشریع در عقل عربی، ابوزید وی را مؤسس ایدیولوژی وسطیه، و دقیق تر از تمام اینان نوئل کولسن(Noel Coulson) ـ تاریخنگار بزرگ فقه مسلمانان ـ شافعی را «معمار بزرگ» فقه اسلامی می خواند[1]. حتی کسی مانند وائل بن حلّاق که به باور او در مورد نقش شافعی در این مورد، اغراق شده، معتقد است که دغدغه اصلی کتاب الرسالة شافعی، کاربست حدیث در تفصیل حقوق است[2].
علی ای حال ما تاکنون مطالبی را در مورد امام شافعی منتشر کردیم و در آینده نیز می کوشیم این روند را ادامه دهیم:
ـ شافعی و گزارش "فقدان مرجعیت فقهی" در قرن دوم
ـ شافعی و دشواره‌ی اجماع
ـ مسائل مورد اجماع از نگاه شافعی
ـ لغزش‌های شافعی در بیان بعضی مصادیق اجماع
ـ گزارش شافعی از اختلافات شدید «سلف»
ــــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. Coulson, A History of Islamic Law, p.53, EDINBURGH UNIVERSITY PRESS
[2]. Wael B. Hallaq, Was al-Shafii the Master Architect of Islamic Jurisprudence?, International Journal of Middle East Studies, Vol. 25, No. 4 (Nov., 1993), pp. 592,593

✍️عدنان فلّاحی


https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
✂️تحریف منظومه فکری قُدَما: مورد کتاب «الابانة» اشعری

تحریف به معنای دستکاری کردنِ عموماً عمدیِ سخن یا رأی اشخاص، یکی از مباحث مبتلابه تاریخ تراث مسلمین بوده است. حتی علمای علم مصطلح الحدیث یا همان درایه، موضوع تحریف روایات را ذیل بحث از مواردی چون تصحیف در روایات، درج یا ادراج، ایجاد لحن و... در سرفصل‌های کتب درایه مورد بررسی قرار داده‌اند.
این تحریفات گاه به دلیل اختلافات کلامی رخ می‌داده است چنانکه مثلاً ابن الراوندی ملحد مشهور قرن سوم سخنانی را به نام ابراهیم بن السیار مشهور به النَظّام (از اکابر شیوخ و ائمه‌ی معتزله) رواج می‌داده است تا با لجنمال کردن چهره‌ی النَظّام، به مقابله‌ی با او رود[1].
آقای دکتر سید زکریا حسینی رساله‌ای باعنوان «بررسی صحت انتساب کتاب "الابانة" به امام ابوالحسن اشعری» در باب اثبات محرّف بودن کتاب کلامی مشهور الابانة اثر ابوالحسن الاشعری (پیشوای اشاعره) نگاشته‌اند و کوشیده‌اند نشان دهند که برخی از محتویات این کتاب در گذر زمان دچار تحریفاتی شده است و آنچه ما امروز در دست داریم با نسخه اصلی تفاوتهایی دارد. البته این موضوعی است که پیشتر محققان دیگری هم به آن اشاره کرده بودند ولی ایشان کوشیده این ادعا را به شکل تفصیلی اثبات کند. به نظرم دلایلی که ایشان ارائه داده مجموعاً به سود اثبات نظریه تحریف کتاب الابانة سنگینی می‌کند. آنچه می‌خواهم در اینجا اضافه کنم بیان این نکته است که یکی از بزرگ‌ترین اشعری‌پژوهان غربی هم با این موضوع همدلی دارد. ریچارد ژوزف مک‌کارتی از محققان بزرگ اشاعره در دانشگاه اکسفورد که برای نخستین بار بسیاری از متون مهم اشاعره ـ از جمله برخی رساله‌های غزالی، باقِلّانی و ابوالحسن اشعری ـ را به انگلیسی ترجمه کرد در کتاب «الاهیات اشعری» می‌نویسد:
«باتوجه به مقایسه باورهای موجود در نسخه کنونی الابانة و باورهای موجود در کتاب المقالات الاسلامیین، من نمی‌توانم از صمیم قلب پذیرای این فرضیه باشم که کتاب الابانة در شکل فعلی‌اش، اثر حقیقی اشعری است»[2]
البته در اینجا یک نکته می‌ماند و آن هم احتمال تغییر آرای اشعری در فاصله‌ نگارش این دو کتاب است که مورد توجه مک‌کارتی قرار نگرفته است و گویا او متون اشعری را پیوسته و بدون فراز و نشیب و تناقض و تغییرات دیده است. البته آقای حسینی متوجه این نکته بوده و در رساله‌اش سعی کرده شواهد نسبتاً قانع‌کننده‌ای در اثبات عدم این تغییر فکری اشعری ارائه دهد.
ـــــــــــــــــــــــــ
[1]. مجعولاتی که ابن الراوندی به النظّام نسبت داده را بعداً افراد متعصبی چون عبدالقاهر بغدادی در کتاب «الفَرق بین الفِرَق» دستاویز حمله به النظّام و حتی تفسیق او قرار دادند؛ در حالی‌که اکابر معتزله همواره منکر انتساب این جعلیات به النظّام بودند و حتی ابوالحسین الخیاط از بزرگان معتزله در قرن چهارم، کتابی را با نام «الانتصار والرد على ابن الراوندي الملحد» تألیف کرده که در این کتاب، الخیاط از این تحریفات منسوب به النظّام پرده برمی‌دارد.
[2]. McCarthy, Richard J. (1953). The Theology of Al-Ashari, Imprimerie Catholique. p. 232

✍️عدنان فلّاحی


https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
☎️اندر فواید مکالمه، گفتگو و زبان: مورد تامس هابز

فیلسوفان از قدیم‌الایام گفته‌اند که مرز بین انسان و حیوان، در قوه عقل و نطق انسان ریشه دارد و نتیجتاً سیاست ـ به معنای مدیریت همزیستی انسان‌ها ـ نیز وجه ممیزه‌ی زندگی نوع بشر است؛ و از اینجاست که ارسطو انسان را حیوان سیاسی می‌نامید.
اما آنگاه که انسان برای مدیریت این همزیستی، از زبان و مکالمه و گفتگو فاصله می‌گیرد و به خشونت و کشتار و حذف مخالفان روی می‌آورد در واقع از انسانیت خود دور و به حیوانیت و وحشیگری نزدیک شده است. تامس هابز فیلسوف و متفکر بزرگ سیاسی انگلیسی(متوفای1679م) در این مورد گفتار نغزی دارد که در ادامه خواهیم آورد:

«اما والاترین و سودمندترین ابداع، ابداع کلام بود که مرکب از نام‌ها و اوصاف و پیوند میان آنهاست؛ و به واسطه آن آدمیان افکار خود را ثبت می‌کنند، آنها را پس از گذشت زمان به یاد می‌آورند و همچنین برای استفاده و مکالمه متقابل آنها را به یکدیگر اعلام می‌کنند؛ بدون آن ممکن نبود که در میان انسانها دولت، جامعه، قرارداد، یا صلح بیش از میزانی که در بین شیرها، خرس‌ها و گرگها یافت می‌شود، پدید آید. نخستین سازنده کلام خود خداوند بود که به آدم آموزش داد تا موجوداتی را که خود در نظر او ظاهر کرده بود نامگذاری کند؛ زیرا کتاب مقدس در این‌باره چیزی بیش از این نمی‌گوید.»[1]
ـــــــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. هابز، لویاتان(کتاب اول: در باب انسان، فصل چهارم)، ص89، ترجمه دکتر حسین بشیریه، نشر نی، چاپ ششم.

✍️عدنان فلّاحی


https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
🕯ابن‌تیمیه‌شناسی همراه با جان هووِر(قسمت دوم: مصلحت و مقاصد شریعت) مطالعات ابن تیمیه (Taymiyyan Studies) اصطلاحی است که جان هوور ـ استاد دپارتمان الاهیات و مطالعات دینی دانشگاه ناتینگهام ـ برای نامیدن شاخه ابن‌تیمیه‌شناسی از شرق‌شناسی به کار می بَرد. جان…
🕯ابن‌تیمیه‌شناسی همراه با جان هووِر(قسمت سوم: مصلحت، خلافت و قانون شرع)

پیش‌تر از امتناع تقریبی ابن‌تیمیه‌پژوهی محققانه در مناطق بخصوص خاورمیانه سخن گفتیم و اینکه اکثریت قریب به اتفاق محصولاتی که در این خطه جغرافیایی درباره ابن تیمیه منتشر می‌شوند، مابین فحش‌نامه و مدح‌نامه در ترددند. جمال البنا اسلام‌شناس برجسته مصری در مورد یکی از مصائب مبتلابه ابن‌تیمیه‌پژوهیِ ایدیولوژیک می‌نویسد: «تأثیر ابن‌تیمیه بر نوسازی اسلامی از هر فقیه دیگری برجسته‌تر بود اما فاجعه این است که در حالی‌که خود ابن تیمیه با تعصب جنگیده است، او و مذهبش حالا موضوعی برای بزرگترینِ تعصب‌ها شده‌اند»[1].
علی ای حال، جان هوور پژوهشگر برجسته‌ی حوزه‌ی مطالعات ابن‌تیمیه (Taymiyyan Studies) و استاد دپارتمان الاهیات و مطالعات دینی دانشگاه ناتینگهام بریتانیا، در قسمت سوم گفتارهایش درباره مصلحت از نگاه ابن تیمیه، درباره این موضوع سخن می‌گوید که ابن تیمیه چگونه بر پارادوکس اجباری بودن نصب خلیفه و فقدان خلیفه‌ی ایده‌آل در عصر مملوکی و پس از فروپاشی خلافت عباسی، فایق می‌آید:
🎞نسخه انگلیسی
🎞نسخه عربی (فایل این نسخه، در پست بعدی کانال، عرضه شده است)
ــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. جمال البنا، تجدید الاسلام و اعادة تأسیس منظومة المعرفیة الاسلامیة، ص31، دارالفکر الاسلامی القاهرة، 2005.

✍️عدنان فلاحی


https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
Forwarded from utubebot
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
3) ابن تيمية والمصلحة: الخلافة والشريعة، مع الدكتور جون هوفر
مفهوم سنت در الاهیات مسیحی.pdf
431.8 KB
* مفهوم "سنت" در الاهیات مسیحی

منبع: آلیستر مک‌گراث، مقدمه‌ای بر تفکر نهضت اصلاح دینی، صص294ـ296، مترجم: بهروز حدادی
انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب


https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
⚖️فرجام مذاهب کلامی: داوری ابن‌تیمیه

مذاهب و فرق گوناگون کلامی، از همان عصر نخست تاکنون غرق در اختلافات عمیق هستند. تمام همّ و غم این مذاهب این بوده که خداوند را آن گونه که شایسته و درست است بشناسند و به معرفتی مطابق با معرفت پیامبر ص نسبت به جهان قدسی دست یابند. با وجود این هدف مشترک، این مذاهب در طول تاریخ گاه به جان هم افتاده و حتی تا مرحله تکفیر و تفسیق یکدیگر نیز پیش رفته اند.
در این میان اما ابن تیمیه حرّانی، فقیه و متکلم نامدار حنابله، قضاوت جالبی در مورد عاقبت اخروی این مذاهب کلامی دارد[1]:
«همانا اغلب نمازگزاران، ولو اینکه اعتقادات مختلفی درباره خداوند و صفات خداوند داشته باشند، مؤمن به خدا و رسولش هستند؛ مگر اینکه شخصی منافق باشد و به زبانش اظهار ایمان کند اما در باطنش به پیامبر کافر باشد که چنین شخصی مؤمن نیست. و هر کسی که اسلام را اظهار کند و منافق نباشد پس مؤمن است و به اندازه وسعش بهره ایمانی دارد و از زمره ی کسانی است که اگر حتی ذره ای ایمان در قلبش باشد از آتش خارج می شود. این حکم شامل تمام کسانی است که درباره صفات خداوند و قَدَر دچار اختلاف عقیده هستند. گفتنی است اگر قرار باشد فقط کسانی وارد بهشت شوند که شناختشان از خداوند دقیقاً شبیه شناخت پیامبر(ص) از خداوند باشد، هیچ یک از امت پیامبر داخل بهشت نمی شوند چراکه هیچکدام از مسلمانان ـ یا اکثرشان ـ توانایی نیل به چنان درجه ای از معرفت خداوند را ندارند؛ با این حال همه شان وارد بهشت می شوند و منازل آنها برحسب ایمان و شناختشان از خدا، درجات متفاوتی دارد»[2].
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. گفتنی است ابن تیمیه و به‌ویژه شاگردش ابن قیّم جوزیه، دیدگاه های خاصی هم درباره بقا و فنای عذاب اخروی برای تمام آدمیان دارند.
[2]. «وَهَذَا يُبَيِّنُ أَنَّ عَامَّةَ أَهْلِ الصَّلَاةِ مُؤْمِنُونَ بِاَللَّهِ وَرَسُولِهِ - وَإِنْ اخْتَلَفَتْ اعْتِقَادَاتُهُمْ فِي مَعْبُودِهِمْ وَصِفَاتِهِ - إلَّا مَنْ كَانَ مُنَافِقًا - يُظْهِرُ الْإِيمَانَ بِلِسَانِهِ وَيُبْطِنُ الْكُفْرَ بِالرَّسُولِ - فَهَذَا لَيْسَ بِمُؤْمِنِ؛ وَكُلُّ مَنْ أَظْهَرَ الْإِسْلَامَ وَلَمْ يَكُنْ مُنَافِقًا فَهُوَ مُؤْمِنٌ لَهُ مِنْ الْإِيمَانِ بِحَسَبِ مَا أوتيه مِنْ ذَلِكَ وَهُوَ مِمَّنْ يَخْرُجُ مِنْ النَّارِ وَلَوْ كَانَ فِي قَلْبِهِ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ مِنْ الْإِيمَانِ وَيَدْخُلُ فِي هَذَا جَمِيعُ الْمُتَنَازِعِينَ فِي الصِّفَاتِ وَالْقَدَرِ عَلَى اخْتِلَافِ عَقَائِدِهِمْ. وَلَوْ كَانَ لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ إلَّا مَنْ يَعْرِفُ اللَّهَ كَمَا يَعْرِفُهُ نَبِيُّهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لَمْ تَدْخُلْ أُمَّتُهُ الْجَنَّةَ؛ فَإِنَّهُمْ - أَوْ أَكْثَرُهُمْ - لَا يَسْتَطِيعُونَ هَذِهِ الْمَعْرِفَةَ؛ بَلْ يَدْخُلُونَهَا وَتَكُونُ مَنَازِلُهُمْ مُتَفَاضِلَةً بِحَسَبِ إيمَانِهِمْ وَمَعْرِفَتِهِمْ» (ابن تیمیة، مجموع الفتاوی، 5/254،255، مجمع الملك فهد لطباعة المصحف الشريف السعودیة)

✍️عدنان فلّاحی


https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
👍1
🗣ورّاجی مجازی

در بسیاری اوقات، سکوت و سخن نگفتن نه نشانه جهل و نادانی، که علامت آگاهی و علم‌آموزی است. از این حیث، سکوت فضیلتی است که بزرگان قدما و معاصرین بر فضیلت آن تأکید کرده‌اند چراکه سکوت فاضلانه و بجا در بسیاری مواقع هنگامی رخ می‌دهد که شخص خود را مشرف بر موضوع محل‌بحث نمی‌داند و از اینجاست که قدما گفته‌اند: لاادري نصف العلم (نصف علم این است که بگویی نمی‌دانم). کارل پوپر فیلسوف بزرگ علم می‌گفت ما هرچه در جهان بیشتر غور می‌کنیم بر نادانسته‌هایمان افزوده می‌‌شود و از همین رو یکی از کتابهای معروفش را بانام «می‌دانم که هیچ نمی‌دانم» منتشر کرد...
از اینها گذشته سکوت در آثار اخلاقی و دینی نیز مورد تمجید واقع شده است؛ خاصه سکوتی که از سر ناآگاهی و عدم علم باشد[1]. غزالی می‌گفت: «شایسته است که انسان جز به قدر ضرورت سخن نگوید چراکه سخن، قلب را مشغول می‌کند... پس سکوت عقل را بارور می‌کند و ورع می‌آورد و پرهیزگاری می‌آموزد»[2].
با تمام اینها شاید یکی از معایب گسترش امکانات فضای مجازی ـ در کنار صدها فواید بی‌بدیل آن ـ حمله به فضیلت سکوت و ایجاد توهم همه‌چیزدانی و نهایتاً گسترش پدیدار «ورّاجی مجازی» باشد. ساعتها و روزها افرادی را می‌بینی که در گروه‌های مجازی مشغول نابود کردن وقت و زمان خود و وراجی بر سر مسائلی هستند که بسیاری‌شان حتی از ابجدیات و اولیات آن مسائل هم سر در نمی‌آورند؛ گویی پرگویی و گزافه‌گویی خود به فضیلتی تبدیل شده است که اینک بر سر بی‌بهره نماندن از خوان نعمت این فضیلت، باید با هم مسابقه داد! این در حالی است که بسیاری از فقیهان معتقدند سخن‌گفتن درباب مسائلی که شخص اندک اطلاع و آگاهی‌‎ای از آن ندارد نه تنها خلاف عقل و اخلاق است بلکه حرامی شرعی و محذوری دینی هم هست. ابن تیمیه می‌گوید:
«سخن گفتن بدون علم، در مورد هر چیزی که باشد حرام است»[3].
ــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. سکوت به مثابه یکی از فضائل نیکوی مفتیان نیز مورد ستایش واقع شده و سخنان متعددی از علمای سلف ـ اعم از شافعی و مالک و... ـ در مورد سکوت و فضل اقرار به ندانستن، از آنان نقل شده است. برای مثال نک: النووی، آداب الفتوى والمفتي والمستفتي، صص15،16، دار الفكر
[2]. الغزالی، احیاء العلوم، 3/76، دار المعرفة بیروت
[3]. وَأَمَّا الْكَلَامُ بِغَيْرِ عِلْمٍ فَذَلِكَ مُحَرَّمٌ فِي كُلِّ شَيْءٍ(ابن تیمیة، مجموع الفتاوی، 4/231)

✍️عدنان فلّاحی


https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
🌍ابن تیمیه و پذیرش جهان‌شمولیت عقل

«عقلای تمام امت ها، به عدالت و مکارم اخلاق امر می کنند و از ظلم و فواحش باز می دارند. آنها به اندازه وسعشان صاحب علوم الهی و عبادات هستند... و مشخص است که در مقام اعتبار، امت هایی مثل یهودیان و مسیحیان که کتاب آسمانی دارند، در زمینه فضایل علمی و عملی از امتهایی که کتاب آسمانی ندارند کامل ترند»[1].
ـــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. ابن تیمیة، الجواب الصحيح لمن بدل دين المسيح، ج6، ص12، دار العاصمة السعودية

✍️عدنان فلاحی


https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
👍1
🔪تفتیش عقاید در تاریخ مسیحیان: کشتار مریندول

مورخان، جنگ‌های مذهبی فرانسه در قرن شانزدهم را ـ که بیش از سی سال به طول انجامید ـ خونین‌ترین جنگ دینی تاریخ اروپا پس از جنگ سی ساله بین پروتستانها و کاتولیک‌ها در قرن هفدهم می‌دانند. تخمین زده می‌شود که نزدیک به سه میلیون نفر در این دوره‌ی وحشت از تسویه حساب‌های مذهبی، کشته شده باشند.
کشتار مریندول[1] در سال1545 یکی از پیش‌زمینه‌های آغاز جنگ‌های مذهبی در فرانسه است؛ جنگ‌هایی که آتش آنها کمتر از بیست سال بعد رسماً با کشتار واسی در 1مارس سال1562 شعله‌ور شد. مریندول روستای زیبایی در جنوب شرقی فرانسه است که در اواسط قرن شانزدهم یکی از کانون‍های اصلی باورمندان به فرقه «والدونسیس»[2] بود. اعضای این فرقه پیش‌تر در قرن دوازدهم و در زمان پاپ لوکیوس سوم تکفیر شده بودند به طوری‌که بیش از 80نفر از باورمندان این فرقه را در سال 1211 در استراسبورگ فرانسه به جرم ارتداد زنده زنده سوزاندند.
اما ماجرای کشتار مریندول از آنجا شروع می‌شود که با انتشار پروتستانتیسم، اعضای فرقه والدونسیس در مریندول نیز بر تحرکات و فعالیت‌های نظامی خود افزودند. آنها به کلیساهای محلی پروتستان پیوستند و قلعه‌های بزرگی در مناطق خود احداث کردند. این تحرکات توجه فرانسیس اول پادشاه وقت فرانسه را متوجه خود کرد تا اینکه نهایتاً پادشاه در سال1545 دستور حمله به این ناحیه را صادر کرد. در ماه آوریل همان سال ارتشی متشکل از سربازان دولتی و مجاهدین پاپ واتیکان تشکیل شد و به این منطقه حمله کرد.
مورخین تخمین زده‌اند که در این حمله، صدها تا هزاران نفر از اعضای این فرقه کشته شده و صدها نفر از اسیران نیز به اردوگاه‌های کار اجباری فرستاده شدند. همچنین در جریان این حمله بین 22تا28روستا از نواحی اطراف با خاک یکسان شد[3].
در انتها پاپ پل سوم و شاه فرانسیس اول بر درستی این حمله صحه گذاشتند و پاپ نیز به پاس غیرت دینیِ فرمانده این کشتار ـ ژان مینیه دوپد[4] ـ رسماً از وی تقدیر به عمل آورد.
ــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. Mérindol massacre
[2]. Waldenses
[3]. Knecht, R. J. (1984). Francis I. Cambridge University Press. p. 405
[4]. Jean Maynier d'Oppède

✍️عدنان فلّاحی


https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
👍2
النهضة و داعش.pdf
1.1 MB
مقاله «النهضة و داعش»، مقاله‌ای است که صلاح الدین جورشی از کارشناسان مسائل تونس نگاشته و من آن را برای پرونده‌ای که در شماره بیستم مجله قلمیاران درباره غنوشی و حزب النهضة ترتیب داده بودم، ترجمه کردم.

* قلمیاران، ش20(شهریور و مهر1398)، صص103،104


https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
🤝نگاهی به روابط تجاری ویتنام و ایالات متحده

45سال پیش در اثنای جنگ سرد و در روزی چون امروز ـ 30آوریل 1975 ـ سایگون پایتخت ویتنام جنوبی(دولت مورد حمایت امریکا و بلوک غرب) به اشغال نیروهای ویتنام شمالی(دولت مورد حمایت شوروی سابق و بلوک شرق) و چریک‌های ویت‌کنگ درآمد تا با محو شدن دولت ویتنام جنوبی و برقراری یک نظام کمونیستی در ویتنام یکپارچه، بی‌حاصل بودن بیش از یک دهه دخالت نظامی امریکا در هندوچین به نیت متوقف کردن کمونیسمِ شوروی در شرق دور، بیش از پیش آشکار شود؛ دخالتی که جیمی کارتر آن را «یک اشتباه، یک ماجراجویی و یک کاربرد مستکبرانه قدرت امریکا» خواند و رونالد ریگان از آن به عنوان «آرمانی شریف» نام برد که ایالات متحده حاضر نشده بود برای دست یافتن به پیروزی، خود را کاملاً متعهد کند[1].
باری پرداختن به علل آغاز این جنگ، چرایی و چگونگی دخالت امریکا و متحدانش، بررسی کارنامه طرفین جنگ و نهایتاً آتش‌بس امریکا و آنچه پس از سقوط سایگون بر سر ویتنام جنوبی آمد، حقیقتاً نیاز به نگارش چندین مقاله مفصل یا کتاب دارد و از حوصله‌ی این نوشتار کوتاه خارج است[2]. آنچه ما درصدد بیان آن هستیم تغییر و تحولاتی است که ویتنام پس از فروپاشی بلوک شرق از سر گذراند.
روابط امریکا و جمهوری سوسیالیستی ویتنام پس از گذشت حدود دو دهه از خروج نیروهای امریکایی از ویتنام، در سال1997 مجدداً به حالت عادی برگشت و بیل کلینتون نخستین سفیر امریکا در ویتنام را پس از 22سال منصوب کرد. پیش‌تر در فوریه سال1994 قانون منع مبادله اقتصادی با ویتنام لغو شده بود و دو کشور نخستین قرارداد تجاری دوطرفه خود را در 13جولای سال2000 امضا کردند. از زمان شروع توافق‌نامه تجارت دوجانبه ایالات متحده و ویتنام، تجارت بین دو کشور و سرمایه‌گذاری ایالات متحده در ویتنام رشد چشمگیری داشته است. صادرات ایالات متحده به ویتنام شامل محصولات کشاورزی، ماشین آلات، محصولات نساجی و وسایل نقلیه است. همچنین ایالات متحده محصولاتی مثل پوشاک، کفش، محصولات کشاورزی، غذاهای دریایی و لوازم الکتریکی از ویتنام وارد می‌کند. سطح تجارت بین‌المللی ایالات متحده و ویتنام از 451میلیون دلار در سال1995 به نزدیک 52میلیارد دلار در سال2016 رسید. صادرات ایالات متحده به ویتنام بین سالهای 2014 تا 2016، 77درصد رشد از خود نشان داد. ارزش صادرات امریکا به ویتنام در سال2016 بالغ بر 10میلیارد دلار و واردات ایالات متحده از ویتنام در همین سال به حدود 42میلیارد دلار رسید.
همچنین ویتنام و ایالات متحده مشترکاً در سازمان‌های بین‌المللی اقتصادی‌ای چون مجمع منطقه‌ای آسه‌آن(ASEAN)، مجمع همکاری‌های اقتصادی آسیا و اقیانوسیه(APEC)، صندوق بین‌المللی پول، بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی عضوند.
با این تفاصیل به نظر می‌رسد، حتی سرسخت‌ترین و آشتی‌ناپذیرترین دشمنان هم در نظم بین‌الملل، آنگاه که پای منافع اقتصادی‌شان در میان باشد از نشستن پشت یک میز ابایی ندارند.
ـــــــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. شولزینگر، تاریخ دیپلماسی امریکا در قرن بیستم، ص45، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی
[2]. صاحب این قلم ضمن ترجمه مروری از هانس مورگنتا بر یکی از کتابهای نوام چامسکی درباره جنگ ویتنام، مقدمه‌ای نیز برای این نوشتارِ مورگنتا تدراک دیده است که ان شاءالله در شماره آتی نشریه قلمیاران منتشر خواهد شد.

✍️عدنان فلّاحی


https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
🔔اولویت جهاد نفس از دیدگاه ابن قیّم جوزیه

اهمیت تهذیب نفس و پالایش آن از شرارت‌ها، به حدی است که حتی آموزه‌های اصیل دینی، هدایت یا گمراهی را نیز منوط بر این پالایش می‌دانند. آموزه‌های دینی تصریح دارند که فهم دین یا دین‌شناسی، فرع بر رویکردهای ماقبل رجوع به متون مقدس و اصطلاحاً مبارزه با مرض قلوب است. ابن تیمیه یکی از مصادیق آیه {وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إلَّا خَسَارًا/الإسراء82} را کسانی می‌داند که با نظرورزی مخدوش در قرآن، دچار تصدیقات باطل شده‌اند[1]؛ و به قول مولوی رومی: زانک از قرآن بسی گمره شدند/زان رسن قومی درون چه شدند/مر رسن را نیست جرمی ای عنود/چون ترا سودای سربالا نبود[2].
اما ابن قیّم جوزیه درباره اهمیت جهاد با نفس می‌نویسد: «از آنجا که ـ چنانکه پیامبر(ص) هم فرمود: مجاهد کسی است که در مسیر طاعت از خداوند با نفس خود می‌جنگد و مهاجر کسی است که از حرمات الهی پرهیز کند[3] ـ جهاد با دشمن خدا در جهان خارج، فرع بر جهاد با نفس است، پس جهاد نفس مقدم بر جهاد با دشمن خارجی و اصل بر آن است. شخص چگونه می‌تواند با دشمنش جهاد کند و حق خود را از وی پس بگیرد در حالی‌که دشمن درونی‌اش چیره و مسلط بر اوست و او نه با این نفس جهاد کرده و نه در راه خدا با آن جنگیده است؟»[4].
ـــــــــــــــــــــ
ارجاعات
[1]. ابن تیمیة، مجموع الفتاوی، 4/37
[2]. مثنوی مولوی، دفتر سوم
[3]. رواه احمد، النسایی والترمذی بالفاظ مختلفة و صححه الترمذی، الحاکم، ابن حبان و الألبانی
[4]. ابن قیم، زاد المعاد في هَدي خير العباد، ج3، صص5،6، مؤسسة الرسالة، بيروت

✍️عدنان فلّاحی


https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi