درباره یوزف شاخت.pdf
92.9 KB
پروفسور یوزف شاخْت(۱۹۶۹م) استاد اسبق پژوهشهای اسلامی دانشگاه کلمبیا و یکی از بزرگترین متخصصان فقه مسلمانان است. هیچ پژوهشگر تاریخ اندیشههای حقوقی در اسلام نیست که از مطالعهی کتاب معروف شاخت در زمینهی تاریخ نظامهای فقهی در اسلام بینیاز باشد.
و اما این، مدخل مختصری است که فیلسوف و علامهی ذوالعلوم(polymath) و چندزبانهی(polyglot) مصری، دکتر عبدالرحمان بَدَوی در دانشنامهی مستشرقین خود دربارهی شاخت نگاشته که به فارسی ترجمه شده است.
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
و اما این، مدخل مختصری است که فیلسوف و علامهی ذوالعلوم(polymath) و چندزبانهی(polyglot) مصری، دکتر عبدالرحمان بَدَوی در دانشنامهی مستشرقین خود دربارهی شاخت نگاشته که به فارسی ترجمه شده است.
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
🎙در باب اهمیت بی بدیل شافعی
درباره نقش امام شافعی و اهمیت وی در برآوردن نظم حقوقی میراث مسلمین هرچه بگوییم کم گفته ایم. شافعی بنابر گزارش هایی که خود وی در آثارش ارائه داده است، در زمانه ای می زیست که هنوز چهارچوب فراگیر، متصلب، بی چون و چرا و یگانه ای برای استنباط آرای شرعی و حقوقی خاصه کیفیت تعامل با احادیث، چیستی سنت و نیز نسبت بین قرآن و حدیث تثبیت نشده بود.
نتیجتاً بیهوده نیست که عابد جابری، شافعی را بنیانگذار اصول تشریع در عقل عربی، ابوزید وی را مؤسس ایدیولوژی وسطیه، و دقیق تر از تمام اینان نوئل کولسن(Noel Coulson) ـ تاریخنگار بزرگ فقه مسلمانان ـ شافعی را «معمار بزرگ» فقه اسلامی می خواند[1]. حتی کسی مانند وائل بن حلّاق که به باور او در مورد نقش شافعی در این مورد، اغراق شده، معتقد است که دغدغه اصلی کتاب الرسالة شافعی، کاربست حدیث در تفصیل حقوق است[2].
علی ای حال ما تاکنون مطالبی را در مورد امام شافعی منتشر کردیم و در آینده نیز می کوشیم این روند را ادامه دهیم:
ـ شافعی و گزارش "فقدان مرجعیت فقهی" در قرن دوم
ـ شافعی و دشوارهی اجماع
ـ مسائل مورد اجماع از نگاه شافعی
ـ لغزشهای شافعی در بیان بعضی مصادیق اجماع
ـ گزارش شافعی از اختلافات شدید «سلف»
ــــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. Coulson, A History of Islamic Law, p.53, EDINBURGH UNIVERSITY PRESS
[2]. Wael B. Hallaq, Was al-Shafii the Master Architect of Islamic Jurisprudence?, International Journal of Middle East Studies, Vol. 25, No. 4 (Nov., 1993), pp. 592,593
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
درباره نقش امام شافعی و اهمیت وی در برآوردن نظم حقوقی میراث مسلمین هرچه بگوییم کم گفته ایم. شافعی بنابر گزارش هایی که خود وی در آثارش ارائه داده است، در زمانه ای می زیست که هنوز چهارچوب فراگیر، متصلب، بی چون و چرا و یگانه ای برای استنباط آرای شرعی و حقوقی خاصه کیفیت تعامل با احادیث، چیستی سنت و نیز نسبت بین قرآن و حدیث تثبیت نشده بود.
نتیجتاً بیهوده نیست که عابد جابری، شافعی را بنیانگذار اصول تشریع در عقل عربی، ابوزید وی را مؤسس ایدیولوژی وسطیه، و دقیق تر از تمام اینان نوئل کولسن(Noel Coulson) ـ تاریخنگار بزرگ فقه مسلمانان ـ شافعی را «معمار بزرگ» فقه اسلامی می خواند[1]. حتی کسی مانند وائل بن حلّاق که به باور او در مورد نقش شافعی در این مورد، اغراق شده، معتقد است که دغدغه اصلی کتاب الرسالة شافعی، کاربست حدیث در تفصیل حقوق است[2].
علی ای حال ما تاکنون مطالبی را در مورد امام شافعی منتشر کردیم و در آینده نیز می کوشیم این روند را ادامه دهیم:
ـ شافعی و گزارش "فقدان مرجعیت فقهی" در قرن دوم
ـ شافعی و دشوارهی اجماع
ـ مسائل مورد اجماع از نگاه شافعی
ـ لغزشهای شافعی در بیان بعضی مصادیق اجماع
ـ گزارش شافعی از اختلافات شدید «سلف»
ــــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. Coulson, A History of Islamic Law, p.53, EDINBURGH UNIVERSITY PRESS
[2]. Wael B. Hallaq, Was al-Shafii the Master Architect of Islamic Jurisprudence?, International Journal of Middle East Studies, Vol. 25, No. 4 (Nov., 1993), pp. 592,593
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
درباره: اسلامشناسی، تاریخ، اندیشهی سیاسی
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
✂️تحریف منظومه فکری قُدَما: مورد کتاب «الابانة» اشعری
تحریف به معنای دستکاری کردنِ عموماً عمدیِ سخن یا رأی اشخاص، یکی از مباحث مبتلابه تاریخ تراث مسلمین بوده است. حتی علمای علم مصطلح الحدیث یا همان درایه، موضوع تحریف روایات را ذیل بحث از مواردی چون تصحیف در روایات، درج یا ادراج، ایجاد لحن و... در سرفصلهای کتب درایه مورد بررسی قرار دادهاند.
این تحریفات گاه به دلیل اختلافات کلامی رخ میداده است چنانکه مثلاً ابن الراوندی ملحد مشهور قرن سوم سخنانی را به نام ابراهیم بن السیار مشهور به النَظّام (از اکابر شیوخ و ائمهی معتزله) رواج میداده است تا با لجنمال کردن چهرهی النَظّام، به مقابلهی با او رود[1].
آقای دکتر سید زکریا حسینی رسالهای باعنوان «بررسی صحت انتساب کتاب "الابانة" به امام ابوالحسن اشعری» در باب اثبات محرّف بودن کتاب کلامی مشهور الابانة اثر ابوالحسن الاشعری (پیشوای اشاعره) نگاشتهاند و کوشیدهاند نشان دهند که برخی از محتویات این کتاب در گذر زمان دچار تحریفاتی شده است و آنچه ما امروز در دست داریم با نسخه اصلی تفاوتهایی دارد. البته این موضوعی است که پیشتر محققان دیگری هم به آن اشاره کرده بودند ولی ایشان کوشیده این ادعا را به شکل تفصیلی اثبات کند. به نظرم دلایلی که ایشان ارائه داده مجموعاً به سود اثبات نظریه تحریف کتاب الابانة سنگینی میکند. آنچه میخواهم در اینجا اضافه کنم بیان این نکته است که یکی از بزرگترین اشعریپژوهان غربی هم با این موضوع همدلی دارد. ریچارد ژوزف مککارتی از محققان بزرگ اشاعره در دانشگاه اکسفورد که برای نخستین بار بسیاری از متون مهم اشاعره ـ از جمله برخی رسالههای غزالی، باقِلّانی و ابوالحسن اشعری ـ را به انگلیسی ترجمه کرد در کتاب «الاهیات اشعری» مینویسد:
«باتوجه به مقایسه باورهای موجود در نسخه کنونی الابانة و باورهای موجود در کتاب المقالات الاسلامیین، من نمیتوانم از صمیم قلب پذیرای این فرضیه باشم که کتاب الابانة در شکل فعلیاش، اثر حقیقی اشعری است»[2]
البته در اینجا یک نکته میماند و آن هم احتمال تغییر آرای اشعری در فاصله نگارش این دو کتاب است که مورد توجه مککارتی قرار نگرفته است و گویا او متون اشعری را پیوسته و بدون فراز و نشیب و تناقض و تغییرات دیده است. البته آقای حسینی متوجه این نکته بوده و در رسالهاش سعی کرده شواهد نسبتاً قانعکنندهای در اثبات عدم این تغییر فکری اشعری ارائه دهد.
ـــــــــــــــــــــــــ
[1]. مجعولاتی که ابن الراوندی به النظّام نسبت داده را بعداً افراد متعصبی چون عبدالقاهر بغدادی در کتاب «الفَرق بین الفِرَق» دستاویز حمله به النظّام و حتی تفسیق او قرار دادند؛ در حالیکه اکابر معتزله همواره منکر انتساب این جعلیات به النظّام بودند و حتی ابوالحسین الخیاط از بزرگان معتزله در قرن چهارم، کتابی را با نام «الانتصار والرد على ابن الراوندي الملحد» تألیف کرده که در این کتاب، الخیاط از این تحریفات منسوب به النظّام پرده برمیدارد.
[2]. McCarthy, Richard J. (1953). The Theology of Al-Ashari, Imprimerie Catholique. p. 232
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
تحریف به معنای دستکاری کردنِ عموماً عمدیِ سخن یا رأی اشخاص، یکی از مباحث مبتلابه تاریخ تراث مسلمین بوده است. حتی علمای علم مصطلح الحدیث یا همان درایه، موضوع تحریف روایات را ذیل بحث از مواردی چون تصحیف در روایات، درج یا ادراج، ایجاد لحن و... در سرفصلهای کتب درایه مورد بررسی قرار دادهاند.
این تحریفات گاه به دلیل اختلافات کلامی رخ میداده است چنانکه مثلاً ابن الراوندی ملحد مشهور قرن سوم سخنانی را به نام ابراهیم بن السیار مشهور به النَظّام (از اکابر شیوخ و ائمهی معتزله) رواج میداده است تا با لجنمال کردن چهرهی النَظّام، به مقابلهی با او رود[1].
آقای دکتر سید زکریا حسینی رسالهای باعنوان «بررسی صحت انتساب کتاب "الابانة" به امام ابوالحسن اشعری» در باب اثبات محرّف بودن کتاب کلامی مشهور الابانة اثر ابوالحسن الاشعری (پیشوای اشاعره) نگاشتهاند و کوشیدهاند نشان دهند که برخی از محتویات این کتاب در گذر زمان دچار تحریفاتی شده است و آنچه ما امروز در دست داریم با نسخه اصلی تفاوتهایی دارد. البته این موضوعی است که پیشتر محققان دیگری هم به آن اشاره کرده بودند ولی ایشان کوشیده این ادعا را به شکل تفصیلی اثبات کند. به نظرم دلایلی که ایشان ارائه داده مجموعاً به سود اثبات نظریه تحریف کتاب الابانة سنگینی میکند. آنچه میخواهم در اینجا اضافه کنم بیان این نکته است که یکی از بزرگترین اشعریپژوهان غربی هم با این موضوع همدلی دارد. ریچارد ژوزف مککارتی از محققان بزرگ اشاعره در دانشگاه اکسفورد که برای نخستین بار بسیاری از متون مهم اشاعره ـ از جمله برخی رسالههای غزالی، باقِلّانی و ابوالحسن اشعری ـ را به انگلیسی ترجمه کرد در کتاب «الاهیات اشعری» مینویسد:
«باتوجه به مقایسه باورهای موجود در نسخه کنونی الابانة و باورهای موجود در کتاب المقالات الاسلامیین، من نمیتوانم از صمیم قلب پذیرای این فرضیه باشم که کتاب الابانة در شکل فعلیاش، اثر حقیقی اشعری است»[2]
البته در اینجا یک نکته میماند و آن هم احتمال تغییر آرای اشعری در فاصله نگارش این دو کتاب است که مورد توجه مککارتی قرار نگرفته است و گویا او متون اشعری را پیوسته و بدون فراز و نشیب و تناقض و تغییرات دیده است. البته آقای حسینی متوجه این نکته بوده و در رسالهاش سعی کرده شواهد نسبتاً قانعکنندهای در اثبات عدم این تغییر فکری اشعری ارائه دهد.
ـــــــــــــــــــــــــ
[1]. مجعولاتی که ابن الراوندی به النظّام نسبت داده را بعداً افراد متعصبی چون عبدالقاهر بغدادی در کتاب «الفَرق بین الفِرَق» دستاویز حمله به النظّام و حتی تفسیق او قرار دادند؛ در حالیکه اکابر معتزله همواره منکر انتساب این جعلیات به النظّام بودند و حتی ابوالحسین الخیاط از بزرگان معتزله در قرن چهارم، کتابی را با نام «الانتصار والرد على ابن الراوندي الملحد» تألیف کرده که در این کتاب، الخیاط از این تحریفات منسوب به النظّام پرده برمیدارد.
[2]. McCarthy, Richard J. (1953). The Theology of Al-Ashari, Imprimerie Catholique. p. 232
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
Telegram
دکتر سید زکریا حسینی
"کتاب1"
بررسی صحّت انتساب کتاب "الابانة" به امام ابوالحسن اشعری
[ماموستا د. سیّدزکریا حسینی]
https://news.1rj.ru/str/Mamosta_zakarya
بررسی صحّت انتساب کتاب "الابانة" به امام ابوالحسن اشعری
[ماموستا د. سیّدزکریا حسینی]
https://news.1rj.ru/str/Mamosta_zakarya
☎️اندر فواید مکالمه، گفتگو و زبان: مورد تامس هابز
فیلسوفان از قدیمالایام گفتهاند که مرز بین انسان و حیوان، در قوه عقل و نطق انسان ریشه دارد و نتیجتاً سیاست ـ به معنای مدیریت همزیستی انسانها ـ نیز وجه ممیزهی زندگی نوع بشر است؛ و از اینجاست که ارسطو انسان را حیوان سیاسی مینامید.
اما آنگاه که انسان برای مدیریت این همزیستی، از زبان و مکالمه و گفتگو فاصله میگیرد و به خشونت و کشتار و حذف مخالفان روی میآورد در واقع از انسانیت خود دور و به حیوانیت و وحشیگری نزدیک شده است. تامس هابز فیلسوف و متفکر بزرگ سیاسی انگلیسی(متوفای1679م) در این مورد گفتار نغزی دارد که در ادامه خواهیم آورد:
«اما والاترین و سودمندترین ابداع، ابداع کلام بود که مرکب از نامها و اوصاف و پیوند میان آنهاست؛ و به واسطه آن آدمیان افکار خود را ثبت میکنند، آنها را پس از گذشت زمان به یاد میآورند و همچنین برای استفاده و مکالمه متقابل آنها را به یکدیگر اعلام میکنند؛ بدون آن ممکن نبود که در میان انسانها دولت، جامعه، قرارداد، یا صلح بیش از میزانی که در بین شیرها، خرسها و گرگها یافت میشود، پدید آید. نخستین سازنده کلام خود خداوند بود که به آدم آموزش داد تا موجوداتی را که خود در نظر او ظاهر کرده بود نامگذاری کند؛ زیرا کتاب مقدس در اینباره چیزی بیش از این نمیگوید.»[1]
ـــــــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. هابز، لویاتان(کتاب اول: در باب انسان، فصل چهارم)، ص89، ترجمه دکتر حسین بشیریه، نشر نی، چاپ ششم.
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
فیلسوفان از قدیمالایام گفتهاند که مرز بین انسان و حیوان، در قوه عقل و نطق انسان ریشه دارد و نتیجتاً سیاست ـ به معنای مدیریت همزیستی انسانها ـ نیز وجه ممیزهی زندگی نوع بشر است؛ و از اینجاست که ارسطو انسان را حیوان سیاسی مینامید.
اما آنگاه که انسان برای مدیریت این همزیستی، از زبان و مکالمه و گفتگو فاصله میگیرد و به خشونت و کشتار و حذف مخالفان روی میآورد در واقع از انسانیت خود دور و به حیوانیت و وحشیگری نزدیک شده است. تامس هابز فیلسوف و متفکر بزرگ سیاسی انگلیسی(متوفای1679م) در این مورد گفتار نغزی دارد که در ادامه خواهیم آورد:
«اما والاترین و سودمندترین ابداع، ابداع کلام بود که مرکب از نامها و اوصاف و پیوند میان آنهاست؛ و به واسطه آن آدمیان افکار خود را ثبت میکنند، آنها را پس از گذشت زمان به یاد میآورند و همچنین برای استفاده و مکالمه متقابل آنها را به یکدیگر اعلام میکنند؛ بدون آن ممکن نبود که در میان انسانها دولت، جامعه، قرارداد، یا صلح بیش از میزانی که در بین شیرها، خرسها و گرگها یافت میشود، پدید آید. نخستین سازنده کلام خود خداوند بود که به آدم آموزش داد تا موجوداتی را که خود در نظر او ظاهر کرده بود نامگذاری کند؛ زیرا کتاب مقدس در اینباره چیزی بیش از این نمیگوید.»[1]
ـــــــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. هابز، لویاتان(کتاب اول: در باب انسان، فصل چهارم)، ص89، ترجمه دکتر حسین بشیریه، نشر نی، چاپ ششم.
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
درباره: اسلامشناسی، تاریخ، اندیشهی سیاسی
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
🕯ابنتیمیهشناسی همراه با جان هووِر(قسمت دوم: مصلحت و مقاصد شریعت) مطالعات ابن تیمیه (Taymiyyan Studies) اصطلاحی است که جان هوور ـ استاد دپارتمان الاهیات و مطالعات دینی دانشگاه ناتینگهام ـ برای نامیدن شاخه ابنتیمیهشناسی از شرقشناسی به کار می بَرد. جان…
🕯ابنتیمیهشناسی همراه با جان هووِر(قسمت سوم: مصلحت، خلافت و قانون شرع)
پیشتر از امتناع تقریبی ابنتیمیهپژوهی محققانه در مناطق بخصوص خاورمیانه سخن گفتیم و اینکه اکثریت قریب به اتفاق محصولاتی که در این خطه جغرافیایی درباره ابن تیمیه منتشر میشوند، مابین فحشنامه و مدحنامه در ترددند. جمال البنا اسلامشناس برجسته مصری در مورد یکی از مصائب مبتلابه ابنتیمیهپژوهیِ ایدیولوژیک مینویسد: «تأثیر ابنتیمیه بر نوسازی اسلامی از هر فقیه دیگری برجستهتر بود اما فاجعه این است که در حالیکه خود ابن تیمیه با تعصب جنگیده است، او و مذهبش حالا موضوعی برای بزرگترینِ تعصبها شدهاند»[1].
علی ای حال، جان هوور پژوهشگر برجستهی حوزهی مطالعات ابنتیمیه (Taymiyyan Studies) و استاد دپارتمان الاهیات و مطالعات دینی دانشگاه ناتینگهام بریتانیا، در قسمت سوم گفتارهایش درباره مصلحت از نگاه ابن تیمیه، درباره این موضوع سخن میگوید که ابن تیمیه چگونه بر پارادوکس اجباری بودن نصب خلیفه و فقدان خلیفهی ایدهآل در عصر مملوکی و پس از فروپاشی خلافت عباسی، فایق میآید:
🎞نسخه انگلیسی
🎞نسخه عربی (فایل این نسخه، در پست بعدی کانال، عرضه شده است)
ــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. جمال البنا، تجدید الاسلام و اعادة تأسیس منظومة المعرفیة الاسلامیة، ص31، دارالفکر الاسلامی القاهرة، 2005.
✍️عدنان فلاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
پیشتر از امتناع تقریبی ابنتیمیهپژوهی محققانه در مناطق بخصوص خاورمیانه سخن گفتیم و اینکه اکثریت قریب به اتفاق محصولاتی که در این خطه جغرافیایی درباره ابن تیمیه منتشر میشوند، مابین فحشنامه و مدحنامه در ترددند. جمال البنا اسلامشناس برجسته مصری در مورد یکی از مصائب مبتلابه ابنتیمیهپژوهیِ ایدیولوژیک مینویسد: «تأثیر ابنتیمیه بر نوسازی اسلامی از هر فقیه دیگری برجستهتر بود اما فاجعه این است که در حالیکه خود ابن تیمیه با تعصب جنگیده است، او و مذهبش حالا موضوعی برای بزرگترینِ تعصبها شدهاند»[1].
علی ای حال، جان هوور پژوهشگر برجستهی حوزهی مطالعات ابنتیمیه (Taymiyyan Studies) و استاد دپارتمان الاهیات و مطالعات دینی دانشگاه ناتینگهام بریتانیا، در قسمت سوم گفتارهایش درباره مصلحت از نگاه ابن تیمیه، درباره این موضوع سخن میگوید که ابن تیمیه چگونه بر پارادوکس اجباری بودن نصب خلیفه و فقدان خلیفهی ایدهآل در عصر مملوکی و پس از فروپاشی خلافت عباسی، فایق میآید:
🎞نسخه انگلیسی
🎞نسخه عربی (فایل این نسخه، در پست بعدی کانال، عرضه شده است)
ــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. جمال البنا، تجدید الاسلام و اعادة تأسیس منظومة المعرفیة الاسلامیة، ص31، دارالفکر الاسلامی القاهرة، 2005.
✍️عدنان فلاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
YouTube
Ibn Taymiyya and Benefit (maslaha): 3. The Caliphate and the Law, with Dr Jon Hoover Source
Ibn Taymiyya (d. 1328) was a famous Muslim jurist from Damascus. This video, part of a series on the concept of benefit (maslaha) in Ibn Taymiyya’s thought, explores how he views the caliphate and how he reconciles the obligation to have a caliph with the…
Forwarded from utubebot
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
3) ابن تيمية والمصلحة: الخلافة والشريعة، مع الدكتور جون هوفر
مفهوم سنت در الاهیات مسیحی.pdf
431.8 KB
* مفهوم "سنت" در الاهیات مسیحی
منبع: آلیستر مکگراث، مقدمهای بر تفکر نهضت اصلاح دینی، صص294ـ296، مترجم: بهروز حدادی
انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
منبع: آلیستر مکگراث، مقدمهای بر تفکر نهضت اصلاح دینی، صص294ـ296، مترجم: بهروز حدادی
انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
⚖️فرجام مذاهب کلامی: داوری ابنتیمیه
مذاهب و فرق گوناگون کلامی، از همان عصر نخست تاکنون غرق در اختلافات عمیق هستند. تمام همّ و غم این مذاهب این بوده که خداوند را آن گونه که شایسته و درست است بشناسند و به معرفتی مطابق با معرفت پیامبر ص نسبت به جهان قدسی دست یابند. با وجود این هدف مشترک، این مذاهب در طول تاریخ گاه به جان هم افتاده و حتی تا مرحله تکفیر و تفسیق یکدیگر نیز پیش رفته اند.
در این میان اما ابن تیمیه حرّانی، فقیه و متکلم نامدار حنابله، قضاوت جالبی در مورد عاقبت اخروی این مذاهب کلامی دارد[1]:
«همانا اغلب نمازگزاران، ولو اینکه اعتقادات مختلفی درباره خداوند و صفات خداوند داشته باشند، مؤمن به خدا و رسولش هستند؛ مگر اینکه شخصی منافق باشد و به زبانش اظهار ایمان کند اما در باطنش به پیامبر کافر باشد که چنین شخصی مؤمن نیست. و هر کسی که اسلام را اظهار کند و منافق نباشد پس مؤمن است و به اندازه وسعش بهره ایمانی دارد و از زمره ی کسانی است که اگر حتی ذره ای ایمان در قلبش باشد از آتش خارج می شود. این حکم شامل تمام کسانی است که درباره صفات خداوند و قَدَر دچار اختلاف عقیده هستند. گفتنی است اگر قرار باشد فقط کسانی وارد بهشت شوند که شناختشان از خداوند دقیقاً شبیه شناخت پیامبر(ص) از خداوند باشد، هیچ یک از امت پیامبر داخل بهشت نمی شوند چراکه هیچکدام از مسلمانان ـ یا اکثرشان ـ توانایی نیل به چنان درجه ای از معرفت خداوند را ندارند؛ با این حال همه شان وارد بهشت می شوند و منازل آنها برحسب ایمان و شناختشان از خدا، درجات متفاوتی دارد»[2].
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. گفتنی است ابن تیمیه و بهویژه شاگردش ابن قیّم جوزیه، دیدگاه های خاصی هم درباره بقا و فنای عذاب اخروی برای تمام آدمیان دارند.
[2]. «وَهَذَا يُبَيِّنُ أَنَّ عَامَّةَ أَهْلِ الصَّلَاةِ مُؤْمِنُونَ بِاَللَّهِ وَرَسُولِهِ - وَإِنْ اخْتَلَفَتْ اعْتِقَادَاتُهُمْ فِي مَعْبُودِهِمْ وَصِفَاتِهِ - إلَّا مَنْ كَانَ مُنَافِقًا - يُظْهِرُ الْإِيمَانَ بِلِسَانِهِ وَيُبْطِنُ الْكُفْرَ بِالرَّسُولِ - فَهَذَا لَيْسَ بِمُؤْمِنِ؛ وَكُلُّ مَنْ أَظْهَرَ الْإِسْلَامَ وَلَمْ يَكُنْ مُنَافِقًا فَهُوَ مُؤْمِنٌ لَهُ مِنْ الْإِيمَانِ بِحَسَبِ مَا أوتيه مِنْ ذَلِكَ وَهُوَ مِمَّنْ يَخْرُجُ مِنْ النَّارِ وَلَوْ كَانَ فِي قَلْبِهِ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ مِنْ الْإِيمَانِ وَيَدْخُلُ فِي هَذَا جَمِيعُ الْمُتَنَازِعِينَ فِي الصِّفَاتِ وَالْقَدَرِ عَلَى اخْتِلَافِ عَقَائِدِهِمْ. وَلَوْ كَانَ لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ إلَّا مَنْ يَعْرِفُ اللَّهَ كَمَا يَعْرِفُهُ نَبِيُّهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لَمْ تَدْخُلْ أُمَّتُهُ الْجَنَّةَ؛ فَإِنَّهُمْ - أَوْ أَكْثَرُهُمْ - لَا يَسْتَطِيعُونَ هَذِهِ الْمَعْرِفَةَ؛ بَلْ يَدْخُلُونَهَا وَتَكُونُ مَنَازِلُهُمْ مُتَفَاضِلَةً بِحَسَبِ إيمَانِهِمْ وَمَعْرِفَتِهِمْ» (ابن تیمیة، مجموع الفتاوی، 5/254،255، مجمع الملك فهد لطباعة المصحف الشريف السعودیة)
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
مذاهب و فرق گوناگون کلامی، از همان عصر نخست تاکنون غرق در اختلافات عمیق هستند. تمام همّ و غم این مذاهب این بوده که خداوند را آن گونه که شایسته و درست است بشناسند و به معرفتی مطابق با معرفت پیامبر ص نسبت به جهان قدسی دست یابند. با وجود این هدف مشترک، این مذاهب در طول تاریخ گاه به جان هم افتاده و حتی تا مرحله تکفیر و تفسیق یکدیگر نیز پیش رفته اند.
در این میان اما ابن تیمیه حرّانی، فقیه و متکلم نامدار حنابله، قضاوت جالبی در مورد عاقبت اخروی این مذاهب کلامی دارد[1]:
«همانا اغلب نمازگزاران، ولو اینکه اعتقادات مختلفی درباره خداوند و صفات خداوند داشته باشند، مؤمن به خدا و رسولش هستند؛ مگر اینکه شخصی منافق باشد و به زبانش اظهار ایمان کند اما در باطنش به پیامبر کافر باشد که چنین شخصی مؤمن نیست. و هر کسی که اسلام را اظهار کند و منافق نباشد پس مؤمن است و به اندازه وسعش بهره ایمانی دارد و از زمره ی کسانی است که اگر حتی ذره ای ایمان در قلبش باشد از آتش خارج می شود. این حکم شامل تمام کسانی است که درباره صفات خداوند و قَدَر دچار اختلاف عقیده هستند. گفتنی است اگر قرار باشد فقط کسانی وارد بهشت شوند که شناختشان از خداوند دقیقاً شبیه شناخت پیامبر(ص) از خداوند باشد، هیچ یک از امت پیامبر داخل بهشت نمی شوند چراکه هیچکدام از مسلمانان ـ یا اکثرشان ـ توانایی نیل به چنان درجه ای از معرفت خداوند را ندارند؛ با این حال همه شان وارد بهشت می شوند و منازل آنها برحسب ایمان و شناختشان از خدا، درجات متفاوتی دارد»[2].
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. گفتنی است ابن تیمیه و بهویژه شاگردش ابن قیّم جوزیه، دیدگاه های خاصی هم درباره بقا و فنای عذاب اخروی برای تمام آدمیان دارند.
[2]. «وَهَذَا يُبَيِّنُ أَنَّ عَامَّةَ أَهْلِ الصَّلَاةِ مُؤْمِنُونَ بِاَللَّهِ وَرَسُولِهِ - وَإِنْ اخْتَلَفَتْ اعْتِقَادَاتُهُمْ فِي مَعْبُودِهِمْ وَصِفَاتِهِ - إلَّا مَنْ كَانَ مُنَافِقًا - يُظْهِرُ الْإِيمَانَ بِلِسَانِهِ وَيُبْطِنُ الْكُفْرَ بِالرَّسُولِ - فَهَذَا لَيْسَ بِمُؤْمِنِ؛ وَكُلُّ مَنْ أَظْهَرَ الْإِسْلَامَ وَلَمْ يَكُنْ مُنَافِقًا فَهُوَ مُؤْمِنٌ لَهُ مِنْ الْإِيمَانِ بِحَسَبِ مَا أوتيه مِنْ ذَلِكَ وَهُوَ مِمَّنْ يَخْرُجُ مِنْ النَّارِ وَلَوْ كَانَ فِي قَلْبِهِ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ مِنْ الْإِيمَانِ وَيَدْخُلُ فِي هَذَا جَمِيعُ الْمُتَنَازِعِينَ فِي الصِّفَاتِ وَالْقَدَرِ عَلَى اخْتِلَافِ عَقَائِدِهِمْ. وَلَوْ كَانَ لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ إلَّا مَنْ يَعْرِفُ اللَّهَ كَمَا يَعْرِفُهُ نَبِيُّهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لَمْ تَدْخُلْ أُمَّتُهُ الْجَنَّةَ؛ فَإِنَّهُمْ - أَوْ أَكْثَرُهُمْ - لَا يَسْتَطِيعُونَ هَذِهِ الْمَعْرِفَةَ؛ بَلْ يَدْخُلُونَهَا وَتَكُونُ مَنَازِلُهُمْ مُتَفَاضِلَةً بِحَسَبِ إيمَانِهِمْ وَمَعْرِفَتِهِمْ» (ابن تیمیة، مجموع الفتاوی، 5/254،255، مجمع الملك فهد لطباعة المصحف الشريف السعودیة)
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
درباره: اسلامشناسی، تاریخ، اندیشهی سیاسی
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
👍1
🗣ورّاجی مجازی
در بسیاری اوقات، سکوت و سخن نگفتن نه نشانه جهل و نادانی، که علامت آگاهی و علمآموزی است. از این حیث، سکوت فضیلتی است که بزرگان قدما و معاصرین بر فضیلت آن تأکید کردهاند چراکه سکوت فاضلانه و بجا در بسیاری مواقع هنگامی رخ میدهد که شخص خود را مشرف بر موضوع محلبحث نمیداند و از اینجاست که قدما گفتهاند: لاادري نصف العلم (نصف علم این است که بگویی نمیدانم). کارل پوپر فیلسوف بزرگ علم میگفت ما هرچه در جهان بیشتر غور میکنیم بر نادانستههایمان افزوده میشود و از همین رو یکی از کتابهای معروفش را بانام «میدانم که هیچ نمیدانم» منتشر کرد...
از اینها گذشته سکوت در آثار اخلاقی و دینی نیز مورد تمجید واقع شده است؛ خاصه سکوتی که از سر ناآگاهی و عدم علم باشد[1]. غزالی میگفت: «شایسته است که انسان جز به قدر ضرورت سخن نگوید چراکه سخن، قلب را مشغول میکند... پس سکوت عقل را بارور میکند و ورع میآورد و پرهیزگاری میآموزد»[2].
با تمام اینها شاید یکی از معایب گسترش امکانات فضای مجازی ـ در کنار صدها فواید بیبدیل آن ـ حمله به فضیلت سکوت و ایجاد توهم همهچیزدانی و نهایتاً گسترش پدیدار «ورّاجی مجازی» باشد. ساعتها و روزها افرادی را میبینی که در گروههای مجازی مشغول نابود کردن وقت و زمان خود و وراجی بر سر مسائلی هستند که بسیاریشان حتی از ابجدیات و اولیات آن مسائل هم سر در نمیآورند؛ گویی پرگویی و گزافهگویی خود به فضیلتی تبدیل شده است که اینک بر سر بیبهره نماندن از خوان نعمت این فضیلت، باید با هم مسابقه داد! این در حالی است که بسیاری از فقیهان معتقدند سخنگفتن درباب مسائلی که شخص اندک اطلاع و آگاهیای از آن ندارد نه تنها خلاف عقل و اخلاق است بلکه حرامی شرعی و محذوری دینی هم هست. ابن تیمیه میگوید:
«سخن گفتن بدون علم، در مورد هر چیزی که باشد حرام است»[3].
ــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. سکوت به مثابه یکی از فضائل نیکوی مفتیان نیز مورد ستایش واقع شده و سخنان متعددی از علمای سلف ـ اعم از شافعی و مالک و... ـ در مورد سکوت و فضل اقرار به ندانستن، از آنان نقل شده است. برای مثال نک: النووی، آداب الفتوى والمفتي والمستفتي، صص15،16، دار الفكر
[2]. الغزالی، احیاء العلوم، 3/76، دار المعرفة بیروت
[3]. وَأَمَّا الْكَلَامُ بِغَيْرِ عِلْمٍ فَذَلِكَ مُحَرَّمٌ فِي كُلِّ شَيْءٍ(ابن تیمیة، مجموع الفتاوی، 4/231)
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
در بسیاری اوقات، سکوت و سخن نگفتن نه نشانه جهل و نادانی، که علامت آگاهی و علمآموزی است. از این حیث، سکوت فضیلتی است که بزرگان قدما و معاصرین بر فضیلت آن تأکید کردهاند چراکه سکوت فاضلانه و بجا در بسیاری مواقع هنگامی رخ میدهد که شخص خود را مشرف بر موضوع محلبحث نمیداند و از اینجاست که قدما گفتهاند: لاادري نصف العلم (نصف علم این است که بگویی نمیدانم). کارل پوپر فیلسوف بزرگ علم میگفت ما هرچه در جهان بیشتر غور میکنیم بر نادانستههایمان افزوده میشود و از همین رو یکی از کتابهای معروفش را بانام «میدانم که هیچ نمیدانم» منتشر کرد...
از اینها گذشته سکوت در آثار اخلاقی و دینی نیز مورد تمجید واقع شده است؛ خاصه سکوتی که از سر ناآگاهی و عدم علم باشد[1]. غزالی میگفت: «شایسته است که انسان جز به قدر ضرورت سخن نگوید چراکه سخن، قلب را مشغول میکند... پس سکوت عقل را بارور میکند و ورع میآورد و پرهیزگاری میآموزد»[2].
با تمام اینها شاید یکی از معایب گسترش امکانات فضای مجازی ـ در کنار صدها فواید بیبدیل آن ـ حمله به فضیلت سکوت و ایجاد توهم همهچیزدانی و نهایتاً گسترش پدیدار «ورّاجی مجازی» باشد. ساعتها و روزها افرادی را میبینی که در گروههای مجازی مشغول نابود کردن وقت و زمان خود و وراجی بر سر مسائلی هستند که بسیاریشان حتی از ابجدیات و اولیات آن مسائل هم سر در نمیآورند؛ گویی پرگویی و گزافهگویی خود به فضیلتی تبدیل شده است که اینک بر سر بیبهره نماندن از خوان نعمت این فضیلت، باید با هم مسابقه داد! این در حالی است که بسیاری از فقیهان معتقدند سخنگفتن درباب مسائلی که شخص اندک اطلاع و آگاهیای از آن ندارد نه تنها خلاف عقل و اخلاق است بلکه حرامی شرعی و محذوری دینی هم هست. ابن تیمیه میگوید:
«سخن گفتن بدون علم، در مورد هر چیزی که باشد حرام است»[3].
ــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. سکوت به مثابه یکی از فضائل نیکوی مفتیان نیز مورد ستایش واقع شده و سخنان متعددی از علمای سلف ـ اعم از شافعی و مالک و... ـ در مورد سکوت و فضل اقرار به ندانستن، از آنان نقل شده است. برای مثال نک: النووی، آداب الفتوى والمفتي والمستفتي، صص15،16، دار الفكر
[2]. الغزالی، احیاء العلوم، 3/76، دار المعرفة بیروت
[3]. وَأَمَّا الْكَلَامُ بِغَيْرِ عِلْمٍ فَذَلِكَ مُحَرَّمٌ فِي كُلِّ شَيْءٍ(ابن تیمیة، مجموع الفتاوی، 4/231)
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
درباره: اسلامشناسی، تاریخ، اندیشهی سیاسی
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
🌍ابن تیمیه و پذیرش جهانشمولیت عقل
«عقلای تمام امت ها، به عدالت و مکارم اخلاق امر می کنند و از ظلم و فواحش باز می دارند. آنها به اندازه وسعشان صاحب علوم الهی و عبادات هستند... و مشخص است که در مقام اعتبار، امت هایی مثل یهودیان و مسیحیان که کتاب آسمانی دارند، در زمینه فضایل علمی و عملی از امتهایی که کتاب آسمانی ندارند کامل ترند»[1].
ـــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. ابن تیمیة، الجواب الصحيح لمن بدل دين المسيح، ج6، ص12، دار العاصمة السعودية
✍️عدنان فلاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
«عقلای تمام امت ها، به عدالت و مکارم اخلاق امر می کنند و از ظلم و فواحش باز می دارند. آنها به اندازه وسعشان صاحب علوم الهی و عبادات هستند... و مشخص است که در مقام اعتبار، امت هایی مثل یهودیان و مسیحیان که کتاب آسمانی دارند، در زمینه فضایل علمی و عملی از امتهایی که کتاب آسمانی ندارند کامل ترند»[1].
ـــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. ابن تیمیة، الجواب الصحيح لمن بدل دين المسيح، ج6، ص12، دار العاصمة السعودية
✍️عدنان فلاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
درباره: اسلامشناسی، تاریخ، اندیشهی سیاسی
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
👍1
🔪تفتیش عقاید در تاریخ مسیحیان: کشتار مریندول
مورخان، جنگهای مذهبی فرانسه در قرن شانزدهم را ـ که بیش از سی سال به طول انجامید ـ خونینترین جنگ دینی تاریخ اروپا پس از جنگ سی ساله بین پروتستانها و کاتولیکها در قرن هفدهم میدانند. تخمین زده میشود که نزدیک به سه میلیون نفر در این دورهی وحشت از تسویه حسابهای مذهبی، کشته شده باشند.
کشتار مریندول[1] در سال1545 یکی از پیشزمینههای آغاز جنگهای مذهبی در فرانسه است؛ جنگهایی که آتش آنها کمتر از بیست سال بعد رسماً با کشتار واسی در 1مارس سال1562 شعلهور شد. مریندول روستای زیبایی در جنوب شرقی فرانسه است که در اواسط قرن شانزدهم یکی از کانونهای اصلی باورمندان به فرقه «والدونسیس»[2] بود. اعضای این فرقه پیشتر در قرن دوازدهم و در زمان پاپ لوکیوس سوم تکفیر شده بودند به طوریکه بیش از 80نفر از باورمندان این فرقه را در سال 1211 در استراسبورگ فرانسه به جرم ارتداد زنده زنده سوزاندند.
اما ماجرای کشتار مریندول از آنجا شروع میشود که با انتشار پروتستانتیسم، اعضای فرقه والدونسیس در مریندول نیز بر تحرکات و فعالیتهای نظامی خود افزودند. آنها به کلیساهای محلی پروتستان پیوستند و قلعههای بزرگی در مناطق خود احداث کردند. این تحرکات توجه فرانسیس اول پادشاه وقت فرانسه را متوجه خود کرد تا اینکه نهایتاً پادشاه در سال1545 دستور حمله به این ناحیه را صادر کرد. در ماه آوریل همان سال ارتشی متشکل از سربازان دولتی و مجاهدین پاپ واتیکان تشکیل شد و به این منطقه حمله کرد.
مورخین تخمین زدهاند که در این حمله، صدها تا هزاران نفر از اعضای این فرقه کشته شده و صدها نفر از اسیران نیز به اردوگاههای کار اجباری فرستاده شدند. همچنین در جریان این حمله بین 22تا28روستا از نواحی اطراف با خاک یکسان شد[3].
در انتها پاپ پل سوم و شاه فرانسیس اول بر درستی این حمله صحه گذاشتند و پاپ نیز به پاس غیرت دینیِ فرمانده این کشتار ـ ژان مینیه دوپد[4] ـ رسماً از وی تقدیر به عمل آورد.
ــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. Mérindol massacre
[2]. Waldenses
[3]. Knecht, R. J. (1984). Francis I. Cambridge University Press. p. 405
[4]. Jean Maynier d'Oppède
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
مورخان، جنگهای مذهبی فرانسه در قرن شانزدهم را ـ که بیش از سی سال به طول انجامید ـ خونینترین جنگ دینی تاریخ اروپا پس از جنگ سی ساله بین پروتستانها و کاتولیکها در قرن هفدهم میدانند. تخمین زده میشود که نزدیک به سه میلیون نفر در این دورهی وحشت از تسویه حسابهای مذهبی، کشته شده باشند.
کشتار مریندول[1] در سال1545 یکی از پیشزمینههای آغاز جنگهای مذهبی در فرانسه است؛ جنگهایی که آتش آنها کمتر از بیست سال بعد رسماً با کشتار واسی در 1مارس سال1562 شعلهور شد. مریندول روستای زیبایی در جنوب شرقی فرانسه است که در اواسط قرن شانزدهم یکی از کانونهای اصلی باورمندان به فرقه «والدونسیس»[2] بود. اعضای این فرقه پیشتر در قرن دوازدهم و در زمان پاپ لوکیوس سوم تکفیر شده بودند به طوریکه بیش از 80نفر از باورمندان این فرقه را در سال 1211 در استراسبورگ فرانسه به جرم ارتداد زنده زنده سوزاندند.
اما ماجرای کشتار مریندول از آنجا شروع میشود که با انتشار پروتستانتیسم، اعضای فرقه والدونسیس در مریندول نیز بر تحرکات و فعالیتهای نظامی خود افزودند. آنها به کلیساهای محلی پروتستان پیوستند و قلعههای بزرگی در مناطق خود احداث کردند. این تحرکات توجه فرانسیس اول پادشاه وقت فرانسه را متوجه خود کرد تا اینکه نهایتاً پادشاه در سال1545 دستور حمله به این ناحیه را صادر کرد. در ماه آوریل همان سال ارتشی متشکل از سربازان دولتی و مجاهدین پاپ واتیکان تشکیل شد و به این منطقه حمله کرد.
مورخین تخمین زدهاند که در این حمله، صدها تا هزاران نفر از اعضای این فرقه کشته شده و صدها نفر از اسیران نیز به اردوگاههای کار اجباری فرستاده شدند. همچنین در جریان این حمله بین 22تا28روستا از نواحی اطراف با خاک یکسان شد[3].
در انتها پاپ پل سوم و شاه فرانسیس اول بر درستی این حمله صحه گذاشتند و پاپ نیز به پاس غیرت دینیِ فرمانده این کشتار ـ ژان مینیه دوپد[4] ـ رسماً از وی تقدیر به عمل آورد.
ــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. Mérindol massacre
[2]. Waldenses
[3]. Knecht, R. J. (1984). Francis I. Cambridge University Press. p. 405
[4]. Jean Maynier d'Oppède
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
🔪تفتیش عقاید در تاریخ مسیحیان(قسمت پنجم: کشتار واسی[1])
اصلاحات لوتری در قرن شانزدهم میلادی شکاف های موجود در مسیحیت کاتولیک و مرجعیت کلیسای واتیکان را به اوج رساند. پس از تکفیر مارتین لوتر و پیروان او از سوی کلیسای کاتولیک، جنبش های پروتستانی دیگری نیز…
اصلاحات لوتری در قرن شانزدهم میلادی شکاف های موجود در مسیحیت کاتولیک و مرجعیت کلیسای واتیکان را به اوج رساند. پس از تکفیر مارتین لوتر و پیروان او از سوی کلیسای کاتولیک، جنبش های پروتستانی دیگری نیز…
👍2
النهضة و داعش.pdf
1.1 MB
مقاله «النهضة و داعش»، مقالهای است که صلاح الدین جورشی از کارشناسان مسائل تونس نگاشته و من آن را برای پروندهای که در شماره بیستم مجله قلمیاران درباره غنوشی و حزب النهضة ترتیب داده بودم، ترجمه کردم.
* قلمیاران، ش20(شهریور و مهر1398)، صص103،104
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
* قلمیاران، ش20(شهریور و مهر1398)، صص103،104
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
🤝نگاهی به روابط تجاری ویتنام و ایالات متحده
45سال پیش در اثنای جنگ سرد و در روزی چون امروز ـ 30آوریل 1975 ـ سایگون پایتخت ویتنام جنوبی(دولت مورد حمایت امریکا و بلوک غرب) به اشغال نیروهای ویتنام شمالی(دولت مورد حمایت شوروی سابق و بلوک شرق) و چریکهای ویتکنگ درآمد تا با محو شدن دولت ویتنام جنوبی و برقراری یک نظام کمونیستی در ویتنام یکپارچه، بیحاصل بودن بیش از یک دهه دخالت نظامی امریکا در هندوچین به نیت متوقف کردن کمونیسمِ شوروی در شرق دور، بیش از پیش آشکار شود؛ دخالتی که جیمی کارتر آن را «یک اشتباه، یک ماجراجویی و یک کاربرد مستکبرانه قدرت امریکا» خواند و رونالد ریگان از آن به عنوان «آرمانی شریف» نام برد که ایالات متحده حاضر نشده بود برای دست یافتن به پیروزی، خود را کاملاً متعهد کند[1].
باری پرداختن به علل آغاز این جنگ، چرایی و چگونگی دخالت امریکا و متحدانش، بررسی کارنامه طرفین جنگ و نهایتاً آتشبس امریکا و آنچه پس از سقوط سایگون بر سر ویتنام جنوبی آمد، حقیقتاً نیاز به نگارش چندین مقاله مفصل یا کتاب دارد و از حوصلهی این نوشتار کوتاه خارج است[2]. آنچه ما درصدد بیان آن هستیم تغییر و تحولاتی است که ویتنام پس از فروپاشی بلوک شرق از سر گذراند.
روابط امریکا و جمهوری سوسیالیستی ویتنام پس از گذشت حدود دو دهه از خروج نیروهای امریکایی از ویتنام، در سال1997 مجدداً به حالت عادی برگشت و بیل کلینتون نخستین سفیر امریکا در ویتنام را پس از 22سال منصوب کرد. پیشتر در فوریه سال1994 قانون منع مبادله اقتصادی با ویتنام لغو شده بود و دو کشور نخستین قرارداد تجاری دوطرفه خود را در 13جولای سال2000 امضا کردند. از زمان شروع توافقنامه تجارت دوجانبه ایالات متحده و ویتنام، تجارت بین دو کشور و سرمایهگذاری ایالات متحده در ویتنام رشد چشمگیری داشته است. صادرات ایالات متحده به ویتنام شامل محصولات کشاورزی، ماشین آلات، محصولات نساجی و وسایل نقلیه است. همچنین ایالات متحده محصولاتی مثل پوشاک، کفش، محصولات کشاورزی، غذاهای دریایی و لوازم الکتریکی از ویتنام وارد میکند. سطح تجارت بینالمللی ایالات متحده و ویتنام از 451میلیون دلار در سال1995 به نزدیک 52میلیارد دلار در سال2016 رسید. صادرات ایالات متحده به ویتنام بین سالهای 2014 تا 2016، 77درصد رشد از خود نشان داد. ارزش صادرات امریکا به ویتنام در سال2016 بالغ بر 10میلیارد دلار و واردات ایالات متحده از ویتنام در همین سال به حدود 42میلیارد دلار رسید.
همچنین ویتنام و ایالات متحده مشترکاً در سازمانهای بینالمللی اقتصادیای چون مجمع منطقهای آسهآن(ASEAN)، مجمع همکاریهای اقتصادی آسیا و اقیانوسیه(APEC)، صندوق بینالمللی پول، بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی عضوند.
با این تفاصیل به نظر میرسد، حتی سرسختترین و آشتیناپذیرترین دشمنان هم در نظم بینالملل، آنگاه که پای منافع اقتصادیشان در میان باشد از نشستن پشت یک میز ابایی ندارند.
ـــــــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. شولزینگر، تاریخ دیپلماسی امریکا در قرن بیستم، ص45، دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی
[2]. صاحب این قلم ضمن ترجمه مروری از هانس مورگنتا بر یکی از کتابهای نوام چامسکی درباره جنگ ویتنام، مقدمهای نیز برای این نوشتارِ مورگنتا تدراک دیده است که ان شاءالله در شماره آتی نشریه قلمیاران منتشر خواهد شد.
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
45سال پیش در اثنای جنگ سرد و در روزی چون امروز ـ 30آوریل 1975 ـ سایگون پایتخت ویتنام جنوبی(دولت مورد حمایت امریکا و بلوک غرب) به اشغال نیروهای ویتنام شمالی(دولت مورد حمایت شوروی سابق و بلوک شرق) و چریکهای ویتکنگ درآمد تا با محو شدن دولت ویتنام جنوبی و برقراری یک نظام کمونیستی در ویتنام یکپارچه، بیحاصل بودن بیش از یک دهه دخالت نظامی امریکا در هندوچین به نیت متوقف کردن کمونیسمِ شوروی در شرق دور، بیش از پیش آشکار شود؛ دخالتی که جیمی کارتر آن را «یک اشتباه، یک ماجراجویی و یک کاربرد مستکبرانه قدرت امریکا» خواند و رونالد ریگان از آن به عنوان «آرمانی شریف» نام برد که ایالات متحده حاضر نشده بود برای دست یافتن به پیروزی، خود را کاملاً متعهد کند[1].
باری پرداختن به علل آغاز این جنگ، چرایی و چگونگی دخالت امریکا و متحدانش، بررسی کارنامه طرفین جنگ و نهایتاً آتشبس امریکا و آنچه پس از سقوط سایگون بر سر ویتنام جنوبی آمد، حقیقتاً نیاز به نگارش چندین مقاله مفصل یا کتاب دارد و از حوصلهی این نوشتار کوتاه خارج است[2]. آنچه ما درصدد بیان آن هستیم تغییر و تحولاتی است که ویتنام پس از فروپاشی بلوک شرق از سر گذراند.
روابط امریکا و جمهوری سوسیالیستی ویتنام پس از گذشت حدود دو دهه از خروج نیروهای امریکایی از ویتنام، در سال1997 مجدداً به حالت عادی برگشت و بیل کلینتون نخستین سفیر امریکا در ویتنام را پس از 22سال منصوب کرد. پیشتر در فوریه سال1994 قانون منع مبادله اقتصادی با ویتنام لغو شده بود و دو کشور نخستین قرارداد تجاری دوطرفه خود را در 13جولای سال2000 امضا کردند. از زمان شروع توافقنامه تجارت دوجانبه ایالات متحده و ویتنام، تجارت بین دو کشور و سرمایهگذاری ایالات متحده در ویتنام رشد چشمگیری داشته است. صادرات ایالات متحده به ویتنام شامل محصولات کشاورزی، ماشین آلات، محصولات نساجی و وسایل نقلیه است. همچنین ایالات متحده محصولاتی مثل پوشاک، کفش، محصولات کشاورزی، غذاهای دریایی و لوازم الکتریکی از ویتنام وارد میکند. سطح تجارت بینالمللی ایالات متحده و ویتنام از 451میلیون دلار در سال1995 به نزدیک 52میلیارد دلار در سال2016 رسید. صادرات ایالات متحده به ویتنام بین سالهای 2014 تا 2016، 77درصد رشد از خود نشان داد. ارزش صادرات امریکا به ویتنام در سال2016 بالغ بر 10میلیارد دلار و واردات ایالات متحده از ویتنام در همین سال به حدود 42میلیارد دلار رسید.
همچنین ویتنام و ایالات متحده مشترکاً در سازمانهای بینالمللی اقتصادیای چون مجمع منطقهای آسهآن(ASEAN)، مجمع همکاریهای اقتصادی آسیا و اقیانوسیه(APEC)، صندوق بینالمللی پول، بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی عضوند.
با این تفاصیل به نظر میرسد، حتی سرسختترین و آشتیناپذیرترین دشمنان هم در نظم بینالملل، آنگاه که پای منافع اقتصادیشان در میان باشد از نشستن پشت یک میز ابایی ندارند.
ـــــــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. شولزینگر، تاریخ دیپلماسی امریکا در قرن بیستم، ص45، دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی
[2]. صاحب این قلم ضمن ترجمه مروری از هانس مورگنتا بر یکی از کتابهای نوام چامسکی درباره جنگ ویتنام، مقدمهای نیز برای این نوشتارِ مورگنتا تدراک دیده است که ان شاءالله در شماره آتی نشریه قلمیاران منتشر خواهد شد.
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
درباره: اسلامشناسی، تاریخ، اندیشهی سیاسی
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
🔔اولویت جهاد نفس از دیدگاه ابن قیّم جوزیه
اهمیت تهذیب نفس و پالایش آن از شرارتها، به حدی است که حتی آموزههای اصیل دینی، هدایت یا گمراهی را نیز منوط بر این پالایش میدانند. آموزههای دینی تصریح دارند که فهم دین یا دینشناسی، فرع بر رویکردهای ماقبل رجوع به متون مقدس و اصطلاحاً مبارزه با مرض قلوب است. ابن تیمیه یکی از مصادیق آیه {وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إلَّا خَسَارًا/الإسراء82} را کسانی میداند که با نظرورزی مخدوش در قرآن، دچار تصدیقات باطل شدهاند[1]؛ و به قول مولوی رومی: زانک از قرآن بسی گمره شدند/زان رسن قومی درون چه شدند/مر رسن را نیست جرمی ای عنود/چون ترا سودای سربالا نبود[2].
اما ابن قیّم جوزیه درباره اهمیت جهاد با نفس مینویسد: «از آنجا که ـ چنانکه پیامبر(ص) هم فرمود: مجاهد کسی است که در مسیر طاعت از خداوند با نفس خود میجنگد و مهاجر کسی است که از حرمات الهی پرهیز کند[3] ـ جهاد با دشمن خدا در جهان خارج، فرع بر جهاد با نفس است، پس جهاد نفس مقدم بر جهاد با دشمن خارجی و اصل بر آن است. شخص چگونه میتواند با دشمنش جهاد کند و حق خود را از وی پس بگیرد در حالیکه دشمن درونیاش چیره و مسلط بر اوست و او نه با این نفس جهاد کرده و نه در راه خدا با آن جنگیده است؟»[4].
ـــــــــــــــــــــ
ارجاعات
[1]. ابن تیمیة، مجموع الفتاوی، 4/37
[2]. مثنوی مولوی، دفتر سوم
[3]. رواه احمد، النسایی والترمذی بالفاظ مختلفة و صححه الترمذی، الحاکم، ابن حبان و الألبانی
[4]. ابن قیم، زاد المعاد في هَدي خير العباد، ج3، صص5،6، مؤسسة الرسالة، بيروت
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
اهمیت تهذیب نفس و پالایش آن از شرارتها، به حدی است که حتی آموزههای اصیل دینی، هدایت یا گمراهی را نیز منوط بر این پالایش میدانند. آموزههای دینی تصریح دارند که فهم دین یا دینشناسی، فرع بر رویکردهای ماقبل رجوع به متون مقدس و اصطلاحاً مبارزه با مرض قلوب است. ابن تیمیه یکی از مصادیق آیه {وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إلَّا خَسَارًا/الإسراء82} را کسانی میداند که با نظرورزی مخدوش در قرآن، دچار تصدیقات باطل شدهاند[1]؛ و به قول مولوی رومی: زانک از قرآن بسی گمره شدند/زان رسن قومی درون چه شدند/مر رسن را نیست جرمی ای عنود/چون ترا سودای سربالا نبود[2].
اما ابن قیّم جوزیه درباره اهمیت جهاد با نفس مینویسد: «از آنجا که ـ چنانکه پیامبر(ص) هم فرمود: مجاهد کسی است که در مسیر طاعت از خداوند با نفس خود میجنگد و مهاجر کسی است که از حرمات الهی پرهیز کند[3] ـ جهاد با دشمن خدا در جهان خارج، فرع بر جهاد با نفس است، پس جهاد نفس مقدم بر جهاد با دشمن خارجی و اصل بر آن است. شخص چگونه میتواند با دشمنش جهاد کند و حق خود را از وی پس بگیرد در حالیکه دشمن درونیاش چیره و مسلط بر اوست و او نه با این نفس جهاد کرده و نه در راه خدا با آن جنگیده است؟»[4].
ـــــــــــــــــــــ
ارجاعات
[1]. ابن تیمیة، مجموع الفتاوی، 4/37
[2]. مثنوی مولوی، دفتر سوم
[3]. رواه احمد، النسایی والترمذی بالفاظ مختلفة و صححه الترمذی، الحاکم، ابن حبان و الألبانی
[4]. ابن قیم، زاد المعاد في هَدي خير العباد، ج3، صص5،6، مؤسسة الرسالة، بيروت
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
درباره: اسلامشناسی، تاریخ، اندیشهی سیاسی
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
🕯ابنتیمیهشناسی همراه با جان هوور(قسمت چهارم: مصلحت، خشونت و صبر)
ابن تیمیه چند بار علیه مغولان متجاوز به شامات فتوای جهاد صادر کرده است. این مغولان البته با مغولان زمان حمله چنگیز فرق داشتند و بیشترشان مسلمان شده بودند. مثلا غازان خان از نوادگان چنگیز خان بود که در سال694هـ به اسلام گرویده بود و در سال699 به شام حمله کرد که در آن زمان زیر سیطره حکومت ممالیک بود. بنا بر گزارش مورخانی مثل مقریزی، در طی این حملات حجم عظیمی از جنایات و هتک حرمتها رخ داد. مقریزی ذیل حوادث سال699هـ مینویسد: «مغولان مساجد و مدارس [صالحیه] را به آتش کشیدند؛ اسیر کردند و کشتند و صالحیه را ویران کردند. تعداد کشتگان و اسیران به نه هزار و نهصد نفر میرسید. مغولان وقتی کارشان با صالحیه تمام شد سوی مزة و داریا شتافتند و این دو شهر را هم غارت کردند و عدهای از اهالی این دو شهر را هم کشتند. پس ابن تیمیه به سوی غازان خان رفت تا بابت کارهایی که مغولان کردهاند از او شکایت کند و این در حالی بود که غازان خان پیشتر حکم امان داده بود»[1].
بنابراین فتاوای ابن تیمیه در مورد جهاد با مغولان، در چنین بافتاری صادر شده بودند. دکتر جان هوور استاد برجسته مطالعات ابنتیمیه(Taymiyyan Studies) و استاد دپارتمان الاهیات دانشگاه ناتینگهام، در این نوبت به موضوع جواز یا عدم جواز قیام مسلحانه ـ و اصطلاحاً خروج ـ علیه حکومتها از دیدگاه ابن تیمیه میپردازد و با استناد به نصوص ابن تیمیه و نیز منش عملی وی در دوره سلاطین مملوکی، چگونگی اولویت صبر بر قیام را در چهارچوب منظومه مصلحتاندیشانه ابن تیمیه تبیین میکند. اهمیت این درسگفتار مختصر اما دقیق جان هوور خاصه در این است که با امتناع تقریبی ابنتیمیهشناسی غیرایدیولوژیک در خاورمیانه، ابن تیمیه به دستاویزی برای نزاعهای سیاسی (= با محوریت چیرگی بر قدرت) تبدیل شده است.
و البته طبق روال گذشته، فایل نسخه عربی این درسگفتار در پست بعدی خواهد آمد.
🎞نسخه انگلیسی درسگفتار جان هوور(مصلحت از دیدگاه ابن تیمیه: دوگانه خشونت و صبر)
🎞نسخه عربی درسگفتار جان هوور(مصلحت از دیدگاه ابن تیمیه: دوگانه خشونت و صبر)
ـــــــــــــــــــ
[1]. المقریزی، السلوك لمعرفة دول الملوك، 2/323، دار الكتب العلمية بیروت
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
ابن تیمیه چند بار علیه مغولان متجاوز به شامات فتوای جهاد صادر کرده است. این مغولان البته با مغولان زمان حمله چنگیز فرق داشتند و بیشترشان مسلمان شده بودند. مثلا غازان خان از نوادگان چنگیز خان بود که در سال694هـ به اسلام گرویده بود و در سال699 به شام حمله کرد که در آن زمان زیر سیطره حکومت ممالیک بود. بنا بر گزارش مورخانی مثل مقریزی، در طی این حملات حجم عظیمی از جنایات و هتک حرمتها رخ داد. مقریزی ذیل حوادث سال699هـ مینویسد: «مغولان مساجد و مدارس [صالحیه] را به آتش کشیدند؛ اسیر کردند و کشتند و صالحیه را ویران کردند. تعداد کشتگان و اسیران به نه هزار و نهصد نفر میرسید. مغولان وقتی کارشان با صالحیه تمام شد سوی مزة و داریا شتافتند و این دو شهر را هم غارت کردند و عدهای از اهالی این دو شهر را هم کشتند. پس ابن تیمیه به سوی غازان خان رفت تا بابت کارهایی که مغولان کردهاند از او شکایت کند و این در حالی بود که غازان خان پیشتر حکم امان داده بود»[1].
بنابراین فتاوای ابن تیمیه در مورد جهاد با مغولان، در چنین بافتاری صادر شده بودند. دکتر جان هوور استاد برجسته مطالعات ابنتیمیه(Taymiyyan Studies) و استاد دپارتمان الاهیات دانشگاه ناتینگهام، در این نوبت به موضوع جواز یا عدم جواز قیام مسلحانه ـ و اصطلاحاً خروج ـ علیه حکومتها از دیدگاه ابن تیمیه میپردازد و با استناد به نصوص ابن تیمیه و نیز منش عملی وی در دوره سلاطین مملوکی، چگونگی اولویت صبر بر قیام را در چهارچوب منظومه مصلحتاندیشانه ابن تیمیه تبیین میکند. اهمیت این درسگفتار مختصر اما دقیق جان هوور خاصه در این است که با امتناع تقریبی ابنتیمیهشناسی غیرایدیولوژیک در خاورمیانه، ابن تیمیه به دستاویزی برای نزاعهای سیاسی (= با محوریت چیرگی بر قدرت) تبدیل شده است.
و البته طبق روال گذشته، فایل نسخه عربی این درسگفتار در پست بعدی خواهد آمد.
🎞نسخه انگلیسی درسگفتار جان هوور(مصلحت از دیدگاه ابن تیمیه: دوگانه خشونت و صبر)
🎞نسخه عربی درسگفتار جان هوور(مصلحت از دیدگاه ابن تیمیه: دوگانه خشونت و صبر)
ـــــــــــــــــــ
[1]. المقریزی، السلوك لمعرفة دول الملوك، 2/323، دار الكتب العلمية بیروت
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
YouTube
Ibn Taymiyya and Benefit (maslaha): 4. Violence and Patience, with Dr Jon Hoover
Ibn Taymiyya (d. 1328) was a famous Muslim jurist from Damascus. This video, part of a series on the concept of benefit (maslaha) in Ibn Taymiyya’s thought, examines his attitude toward rebellion against rulers and its use by the modern Egyptian group al…
Forwarded from utubebot
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
4) ابن تيمية والمصلحة: العنف والصبر، مع الدكتور جون هوفر
📟سنجش روایات بدون بررسی اِسناد: (قسمت اول: مورد ابوحنیفه)
علمای حدیث متذکر شدهاند که مراد از «حدیث صحیح»، همانا صحیح بودن سند حدیث است. نَوَوی میگوید: «حدیث صحیح آن است که سندش از طریق راویان عادل ضابط به هم متصل بوده و فاقد شذوذ یا علت باشد. باید توجه کرد که وقتی گفته میشود حدیث صحیح، منظور این تعریفی است که درباره سند آن بیان شد و به معنای وجود قطعیت در صحت حدیث نیست و هرگاه گفته شود حدیث غیرصحیح، یعنی إسنادش صحیح نیست»[1].
حال با این تفاصیل میتوان اعتبار انتساب حدیث به پیامبر(ص) را با ابزاری فراتر از سند حدیث مورد بررسی قرار داد؟ به نظر میرسد برخی بزرگان تاریخ مسلمین به شکل برجسته و پررنگ از این ابزار بهره بردهاند. ما در این نوبت به بررسی مختصر دیدگاه امام اهل الرأی[2] ابوحنیفه میپردازیم.
ابن خلدون در مقدمه نفیس تاریخ خود، آنگاه که به بیان دلیل قلّت احادیثی که مقبول ابوحنیفه باشند میپردازد، مینویسد: «والإمام أبو حنيفة إنّما قلّت روايته لما شدّد في شروط الرّواية والتّحمّل وضعف رواية الحديث اليقينيّ إذا عارضها الفعل النّفسيّ»[3]. در اینجا ابن خلدون علاوه بر شروط سختگیرانه ابوحنیفه درباره راویان و کیفیت روایت آنها (شروط مربوط به اِسناد یا اصطلاحا عَنعَنة)، با ادبیات خاص خود، به شروط فراتر از بررسی سند حدیث هم اشاره میکند. احمد امین در شرح و تفسیر این عبارت ابن خلدون میآورد: «این عبارت برغم موجز بودن و غموض نسبیاش، ما را به همین رویکرد ابوحنیفه رهنمون میکند: بسنده نکردن به راویان حدیث، و عرضه روایت بر طبایع نفسی و شرایط اجتماعی»[4]. احمد امین در ادامه این بحث، مثالهایی از اتخاذ این رویکرد را از سوی کسانی چون عبدالله بن عمر، جاحظ و خود ابن خلدون ذکر میکند که ما در نوبتهای بعدی به این موارد خواهیم پرداخت؛ رویکردی که معرف نوعی «فلسفه تاریخ» خاص نزد این قبیل افراد است.
اما یکی از مثالهای اتخاذ این رویکرد از سوی ابوحنیفه، دیدگاه وی در مورد روایات دال بر قرعهکشی پیامبر(ص) میان همسرانش است تا مشخص شود کدامیک را باید همراه خود به سفر ببرد. ابوحنیفه پیش و بیش از بررسی راویان این روایات، برخلاف جمهور معتقد بود که قرعه باطل است[5] و طبق بعضی روایات، وی قرعه را قمار میدانست[6] و بنابراین بدون بررسی سندی روایات دال بر قرعهکشی پیامبر علیه السلام، کل این روایات را به علت تضاد با اصل پیشینی «عدم جواز قرعه»، باطل میدانست.
گفتنی است علاوه بر کسانی چون جاحظ، ابن قیّم جوزیه فقیه مشهور حنبلی قرن هشتم نیز مفصلاً متوجه چنین رویکردی شده است که در نوبتهای بعد به بررسی دیدگاه ابن قیّم نیز خواهیم پرداخت.
ــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. النووی، التقریب و التیسیر فی اصول الحدیث، ص24، ترجمه عدنان فلّاحی، نشر احسان
[2]. این لقبی است که احتمالاً برای نخستین بار خطیب بغدادی در قرن پنجم بر ابوحنیفه نهاده است؛ هرچند بیش از دو قرن قبل از خطیب، ابن سعد(230هـ) صاحب کتاب مشهور الطبقات الکبری، ابوحنیفه را «صاحب الرأی» خواند.
[3]. ابن خلدون، ديوان المبتدأ والخبر، 1/562، دار الفكر بيروت
[4]. احمد امین، ضحی الاسلام نشأة العلوم فی العصر العباسی الاول، 2/483، مؤسسة هنداوي للتعليم والثقافة، القاهرة
[5]. النووی، شرح صحیح مسلم، 11/140، دار احیاء التراث
[6]. الخطیب البغدادی، تاریخ بغداد، 13/390، دار الكتب العلمية
✍عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
علمای حدیث متذکر شدهاند که مراد از «حدیث صحیح»، همانا صحیح بودن سند حدیث است. نَوَوی میگوید: «حدیث صحیح آن است که سندش از طریق راویان عادل ضابط به هم متصل بوده و فاقد شذوذ یا علت باشد. باید توجه کرد که وقتی گفته میشود حدیث صحیح، منظور این تعریفی است که درباره سند آن بیان شد و به معنای وجود قطعیت در صحت حدیث نیست و هرگاه گفته شود حدیث غیرصحیح، یعنی إسنادش صحیح نیست»[1].
حال با این تفاصیل میتوان اعتبار انتساب حدیث به پیامبر(ص) را با ابزاری فراتر از سند حدیث مورد بررسی قرار داد؟ به نظر میرسد برخی بزرگان تاریخ مسلمین به شکل برجسته و پررنگ از این ابزار بهره بردهاند. ما در این نوبت به بررسی مختصر دیدگاه امام اهل الرأی[2] ابوحنیفه میپردازیم.
ابن خلدون در مقدمه نفیس تاریخ خود، آنگاه که به بیان دلیل قلّت احادیثی که مقبول ابوحنیفه باشند میپردازد، مینویسد: «والإمام أبو حنيفة إنّما قلّت روايته لما شدّد في شروط الرّواية والتّحمّل وضعف رواية الحديث اليقينيّ إذا عارضها الفعل النّفسيّ»[3]. در اینجا ابن خلدون علاوه بر شروط سختگیرانه ابوحنیفه درباره راویان و کیفیت روایت آنها (شروط مربوط به اِسناد یا اصطلاحا عَنعَنة)، با ادبیات خاص خود، به شروط فراتر از بررسی سند حدیث هم اشاره میکند. احمد امین در شرح و تفسیر این عبارت ابن خلدون میآورد: «این عبارت برغم موجز بودن و غموض نسبیاش، ما را به همین رویکرد ابوحنیفه رهنمون میکند: بسنده نکردن به راویان حدیث، و عرضه روایت بر طبایع نفسی و شرایط اجتماعی»[4]. احمد امین در ادامه این بحث، مثالهایی از اتخاذ این رویکرد را از سوی کسانی چون عبدالله بن عمر، جاحظ و خود ابن خلدون ذکر میکند که ما در نوبتهای بعدی به این موارد خواهیم پرداخت؛ رویکردی که معرف نوعی «فلسفه تاریخ» خاص نزد این قبیل افراد است.
اما یکی از مثالهای اتخاذ این رویکرد از سوی ابوحنیفه، دیدگاه وی در مورد روایات دال بر قرعهکشی پیامبر(ص) میان همسرانش است تا مشخص شود کدامیک را باید همراه خود به سفر ببرد. ابوحنیفه پیش و بیش از بررسی راویان این روایات، برخلاف جمهور معتقد بود که قرعه باطل است[5] و طبق بعضی روایات، وی قرعه را قمار میدانست[6] و بنابراین بدون بررسی سندی روایات دال بر قرعهکشی پیامبر علیه السلام، کل این روایات را به علت تضاد با اصل پیشینی «عدم جواز قرعه»، باطل میدانست.
گفتنی است علاوه بر کسانی چون جاحظ، ابن قیّم جوزیه فقیه مشهور حنبلی قرن هشتم نیز مفصلاً متوجه چنین رویکردی شده است که در نوبتهای بعد به بررسی دیدگاه ابن قیّم نیز خواهیم پرداخت.
ــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. النووی، التقریب و التیسیر فی اصول الحدیث، ص24، ترجمه عدنان فلّاحی، نشر احسان
[2]. این لقبی است که احتمالاً برای نخستین بار خطیب بغدادی در قرن پنجم بر ابوحنیفه نهاده است؛ هرچند بیش از دو قرن قبل از خطیب، ابن سعد(230هـ) صاحب کتاب مشهور الطبقات الکبری، ابوحنیفه را «صاحب الرأی» خواند.
[3]. ابن خلدون، ديوان المبتدأ والخبر، 1/562، دار الفكر بيروت
[4]. احمد امین، ضحی الاسلام نشأة العلوم فی العصر العباسی الاول، 2/483، مؤسسة هنداوي للتعليم والثقافة، القاهرة
[5]. النووی، شرح صحیح مسلم، 11/140، دار احیاء التراث
[6]. الخطیب البغدادی، تاریخ بغداد، 13/390، دار الكتب العلمية
✍عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
درباره: اسلامشناسی، تاریخ، اندیشهی سیاسی
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
Forwarded from بینام
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ماجرای ابنتیمیه و تصوف
بحث درباره نسبت بین ابن تیمیه و تصوف، یکی از جنجالیترین حوزههای مطالعات ابن تیمیه(Taymiyyan Studies) است.
در فایل پیوست، شاهد گفتگویی هستیم که برنامه «قراءة ثانیة» از شبکه تلویزیونی «العربی» با دکتر رائد السمهوری از برجستهترین ابنتیمیهشناسان جهان عرب ترتیب داده است. این گفتگوی جذاب با موضوع «حقیقت تصوف و دیدگاه ابن تیمیه»، چندی پیش از این شبکه پخش شد.
علاقمندانی که با زبان عربی آشنایی دارند میتوانند از این بحث بهره ببرند.
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
بحث درباره نسبت بین ابن تیمیه و تصوف، یکی از جنجالیترین حوزههای مطالعات ابن تیمیه(Taymiyyan Studies) است.
در فایل پیوست، شاهد گفتگویی هستیم که برنامه «قراءة ثانیة» از شبکه تلویزیونی «العربی» با دکتر رائد السمهوری از برجستهترین ابنتیمیهشناسان جهان عرب ترتیب داده است. این گفتگوی جذاب با موضوع «حقیقت تصوف و دیدگاه ابن تیمیه»، چندی پیش از این شبکه پخش شد.
علاقمندانی که با زبان عربی آشنایی دارند میتوانند از این بحث بهره ببرند.
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
🇷🇺دین و حقوق اساسی: مورد روسیه قانون اساسی فدراسیون روسیه ـ پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ـ در 12دسامبر سال 1993 به همه پرسی گذاشته شد و پس از کسب اکثریت آرای موافق، در 25دسامبر به مرحله تنفیذ رسید. در مقدمه قانون اساسی روسیه هیچ اثری از ارجاع به نمادهای…
🇦🇫دین و حقوق اساسی: مورد افغانستان
نخستین قانون اساسی افغانستان در زمان امیر عبدالرحمن خان و در سال1890 نگاشته شد که بعداً در سال1923 دستخوش تغییراتی شد. قانون اساسی کنونی افغانستان پس از اینکه در سال2003 به تصویب لویَه جرگه(گردهمایی بزرگ سران قبایل افغانستان) رسید در 26ژانویه سال2004 با امضای حامد کرزای به مرحله تنفیذ رسید.
مقدمه قانون اساسی «جمهوری اسلامی افغانستان» با نام خدا و درود بر پیامبر اسلام و تصریح بر اقتدا به تعالیم وحیانی اسلام، و ذکر مصایب گذشته بر ملت افغانستان آغاز میشود و تلاشها، مجاهدتها و شهدای افغانستان مورد تمجید قرار میگیرند. نیز در این مقدمه به این نکته اشاره میشود که افغانستان به تمام افغانیها تعلق دارد و در نگارش این قانون اساسی، به قانون اساسی ایالات متحده و نیز اعلامیه جهانی حقوق بشر توجه شده است.
اصل دوم این قانون اساسی، اسلام را دین رسمی دولت خوانده و سایر باورمندان را نیز در اجرای مناسک دینیشان در محدوده قانون آزاد میداند. اصل سوم تأکید میکند که هیچ قانونی نباید با آموزهها و مقیدات دین اسلام مخالف باشد.
اصل34 تأکید میکند که اساسنامه هیچ کدام از احزاب سیاسی نباید مخالف دین اسلام و مفاد قانون اساسی باشد.
اصل45 بر لزوم وجود تعلیمات دینی اسلامی در آموزش عمومی افغانستان تأکید میکند.
اصل63 تصریح دارد که رییس جمهور به هنگام ادای سوگند ریاست جمهوری حتما باید خود را «پاسدار دین مقدس اسلام» بخواند. اصل74 نظیر همین سوگند را برای وزرای کابینه هم ضروری میداند. چنانکه اصل119 هم اعضای دادگاه عالی را ملزم میداند که سوگند بخورند مطابق با آموزههای اسلامی عمل کنند.
همچنین در اصل149 از متمم قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان آمده که اصولی از قانون اساسی که در آنها به لزوم هماهنگی با آموزههای اسلامی اشاره شده و نیز جمهوریت و اسلامیت دولت افغانستان، غیر قابل تغییر هستند.
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
نخستین قانون اساسی افغانستان در زمان امیر عبدالرحمن خان و در سال1890 نگاشته شد که بعداً در سال1923 دستخوش تغییراتی شد. قانون اساسی کنونی افغانستان پس از اینکه در سال2003 به تصویب لویَه جرگه(گردهمایی بزرگ سران قبایل افغانستان) رسید در 26ژانویه سال2004 با امضای حامد کرزای به مرحله تنفیذ رسید.
مقدمه قانون اساسی «جمهوری اسلامی افغانستان» با نام خدا و درود بر پیامبر اسلام و تصریح بر اقتدا به تعالیم وحیانی اسلام، و ذکر مصایب گذشته بر ملت افغانستان آغاز میشود و تلاشها، مجاهدتها و شهدای افغانستان مورد تمجید قرار میگیرند. نیز در این مقدمه به این نکته اشاره میشود که افغانستان به تمام افغانیها تعلق دارد و در نگارش این قانون اساسی، به قانون اساسی ایالات متحده و نیز اعلامیه جهانی حقوق بشر توجه شده است.
اصل دوم این قانون اساسی، اسلام را دین رسمی دولت خوانده و سایر باورمندان را نیز در اجرای مناسک دینیشان در محدوده قانون آزاد میداند. اصل سوم تأکید میکند که هیچ قانونی نباید با آموزهها و مقیدات دین اسلام مخالف باشد.
اصل34 تأکید میکند که اساسنامه هیچ کدام از احزاب سیاسی نباید مخالف دین اسلام و مفاد قانون اساسی باشد.
اصل45 بر لزوم وجود تعلیمات دینی اسلامی در آموزش عمومی افغانستان تأکید میکند.
اصل63 تصریح دارد که رییس جمهور به هنگام ادای سوگند ریاست جمهوری حتما باید خود را «پاسدار دین مقدس اسلام» بخواند. اصل74 نظیر همین سوگند را برای وزرای کابینه هم ضروری میداند. چنانکه اصل119 هم اعضای دادگاه عالی را ملزم میداند که سوگند بخورند مطابق با آموزههای اسلامی عمل کنند.
همچنین در اصل149 از متمم قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان آمده که اصولی از قانون اساسی که در آنها به لزوم هماهنگی با آموزههای اسلامی اشاره شده و نیز جمهوریت و اسلامیت دولت افغانستان، غیر قابل تغییر هستند.
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
درباره: اسلامشناسی، تاریخ، اندیشهی سیاسی
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
🗜تنش، جنگ و توسعه: دیدگاه تامس هابز
چرا در شرایط کشورهایی چون سوریه، افغانستان، مالی، سومالی و امثالهم امکان توسعهی اقتصادی و انسانی محال است؟ فرق بین این کشورها با کشورهایی چون سنگاپور، کره جنوبی، قطر یا نیوزیلند چیست؟
حقیقتا در این مثالها که آوردیم، با دو نوع متمایز از شرایط اجتماعی و سیاسی مواجهیم که علمایِ «دانش توسعه»[1] برای بیان این تمایز از تعبیر مدرن «ثبات»[2] استفاده میکنند. و اینگونه است که ثبات اگرچه شرط کافی برای توسعه و رونق اقتصادی نیست اما بیشک شرط لازم آن است.
اما بیش از چهارصد سال پیش از این، یعنی در زمانهای که هنوز بحث از رشد اقتصادی و مسائلی چون توسعه و مدیریت منابع انسانی موضوعیتی نداشت، تامس هابز متفکر سیاسی برجسته انگلیسی ذیل بحث وضعیت «جنگ همه علیه همه»، شرایط جنگی را به دقیقترین شکل به تصویر میکشد:
«...در آن آدمیان بدون هرگونه آرامش و امنیتی به سر برند، مگر امنیتی که به واسطه قوت بدنی و اقدامات شخصی خودشان ایجاد کرده باشند. در چنین وضعی امکانی برای کار و فعالیت نیست، زیرا به حاصل چنین کار و کوششی اطمینان نیست و در نتیجه نه کشت و کار زمین؛ نه کشتیرانی، نه امتعه و کالاهایی که بتوان از راه دریا وارد کرد؛ نه ساختمانهای راحت و جادار؛ نه وسایل نقل و انتقال اشیای ثقیل و سنگین؛ نه دانش و معرفتی درباره کره زمین؛ نه شرح و گزارشی درباره تاریخ؛ و نه هیچگونه دانش و هنر و ادبیاتی و یا جامعه و انجمنی [هیچیک ممکن نخواهد بود] و از همه برتر ترس دائمی و خطر مرگِ خشونتبار وجود دارد؛ و زندگی آدمی گسیخته، مسکنت بار، زشت، ددمنشانه و کوتاه [است]»[3].
ـــــــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. Developmental science
[2]. Stability
[2]. هابز، لویاتان: فصل سیزدهم، ص158، ترجمه دکتر حسین بشیریه، نشر نی
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
چرا در شرایط کشورهایی چون سوریه، افغانستان، مالی، سومالی و امثالهم امکان توسعهی اقتصادی و انسانی محال است؟ فرق بین این کشورها با کشورهایی چون سنگاپور، کره جنوبی، قطر یا نیوزیلند چیست؟
حقیقتا در این مثالها که آوردیم، با دو نوع متمایز از شرایط اجتماعی و سیاسی مواجهیم که علمایِ «دانش توسعه»[1] برای بیان این تمایز از تعبیر مدرن «ثبات»[2] استفاده میکنند. و اینگونه است که ثبات اگرچه شرط کافی برای توسعه و رونق اقتصادی نیست اما بیشک شرط لازم آن است.
اما بیش از چهارصد سال پیش از این، یعنی در زمانهای که هنوز بحث از رشد اقتصادی و مسائلی چون توسعه و مدیریت منابع انسانی موضوعیتی نداشت، تامس هابز متفکر سیاسی برجسته انگلیسی ذیل بحث وضعیت «جنگ همه علیه همه»، شرایط جنگی را به دقیقترین شکل به تصویر میکشد:
«...در آن آدمیان بدون هرگونه آرامش و امنیتی به سر برند، مگر امنیتی که به واسطه قوت بدنی و اقدامات شخصی خودشان ایجاد کرده باشند. در چنین وضعی امکانی برای کار و فعالیت نیست، زیرا به حاصل چنین کار و کوششی اطمینان نیست و در نتیجه نه کشت و کار زمین؛ نه کشتیرانی، نه امتعه و کالاهایی که بتوان از راه دریا وارد کرد؛ نه ساختمانهای راحت و جادار؛ نه وسایل نقل و انتقال اشیای ثقیل و سنگین؛ نه دانش و معرفتی درباره کره زمین؛ نه شرح و گزارشی درباره تاریخ؛ و نه هیچگونه دانش و هنر و ادبیاتی و یا جامعه و انجمنی [هیچیک ممکن نخواهد بود] و از همه برتر ترس دائمی و خطر مرگِ خشونتبار وجود دارد؛ و زندگی آدمی گسیخته، مسکنت بار، زشت، ددمنشانه و کوتاه [است]»[3].
ـــــــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. Developmental science
[2]. Stability
[2]. هابز، لویاتان: فصل سیزدهم، ص158، ترجمه دکتر حسین بشیریه، نشر نی
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
درباره: اسلامشناسی، تاریخ، اندیشهی سیاسی
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
👍1
مسأله شر یکی از سترگترین و کهنترین مباحث فلسفی، کلامی و الهیاتی است که حرارت سخن و گرمی بازار اندیشه درباره آن هیچگاه خاموش نشده است.
به تازگی توسط انتشارات طه کتابی دوجلدی در ۱۵۰۰ صفحه با عنوان "درباره شر؛ ترجمه مقالات برگزیده در فلسفه و الهیات شر" در این حوزه چاپ شده است.
جلد اول به الهیات سنتی و جلد دوم به الهیات مدرن میپردازد. با توجه به فقر منابع فارسی ترجمه شده در این زمینه و نیز نوپدید بودن ترجمه آثار در این زمینه، کتاب درباره شر(حاوی۶۱ مقاله از فیلسوفان و الهیدانان صاحبنام در این حوزه) را میتوان جامعترین کتاب ترجمه شده و مرجع در این زمینه تا به این زمان محسوب کرد.
این کتاب به سرپرستی نعیمه پورمحمدی، استادیار فلسفه دین دانشگاه ادیان و مذاهب قم تهیه شده است. (به نقل از صدانت)
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
به تازگی توسط انتشارات طه کتابی دوجلدی در ۱۵۰۰ صفحه با عنوان "درباره شر؛ ترجمه مقالات برگزیده در فلسفه و الهیات شر" در این حوزه چاپ شده است.
جلد اول به الهیات سنتی و جلد دوم به الهیات مدرن میپردازد. با توجه به فقر منابع فارسی ترجمه شده در این زمینه و نیز نوپدید بودن ترجمه آثار در این زمینه، کتاب درباره شر(حاوی۶۱ مقاله از فیلسوفان و الهیدانان صاحبنام در این حوزه) را میتوان جامعترین کتاب ترجمه شده و مرجع در این زمینه تا به این زمان محسوب کرد.
این کتاب به سرپرستی نعیمه پورمحمدی، استادیار فلسفه دین دانشگاه ادیان و مذاهب قم تهیه شده است. (به نقل از صدانت)
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi