تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
اعضای محترم کانال تراث!
آیا موافقید که بریدههایی از کتب یا مقالاتی که میخوانم را نیز روزانه با شما به اشتراک بگذارم؟
با سپاس از همراهی شما
آیا موافقید که بریدههایی از کتب یا مقالاتی که میخوانم را نیز روزانه با شما به اشتراک بگذارم؟
با سپاس از همراهی شما
However, it cannot be concluded from this chain of events that the nonestablishment of a Palestinian state was due to the Palestinians own fanaticism, extremism, and belligerence. To draw such a conclusion, as many analysts have done, is to ignore an essential part of Israel's strategy: the elimination of the Palestinian people as contenders for, and even as inhabitants of, the same territory, and the denial of their right to an independent state. These objectives took precedence over peace.
Simha Flapan,
The birth of Israel: myths and realities,
p. 49,
New York: Pantheon Books, 1987.
#The_New_Historians
@AdnanFallahi
👍3
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
ترامپ دوباره به کاخ سفید برگشت. قطعا این بازگشت ـ در کنار عوامل دیگر ـ مرهون حمایت بخش بزرگی از مسیحیان امریکایی (خاصه مسیحیان اوانجلیکال) و رتوریک خود ترامپ در کاربست عامدانه و عالمانهی اشارات و مفاهیم الهیاتی و مذهبی در سخنرانیهایش است. ترامپ هم مانند…
🔎الاهیات سیاسی یا سیاست الاهیاتی؟ تمدن خدا به روایت تیم ترامپ
د. سباستین گورکا (معاون و مدیر ارشد مبارزه با تروریسم دونالد ترامپ، مشاور پیشین ویکتور اوربان رییس جمهور مجارستان)
نوشتار "ما همه یهودی هستیم"
30اکتوبر 2023
#امت_گرایی
#الهیات_سیاسی
@AdnanFallahi
تمدن ما تمدن یهودی ـ مسیحی است...
بله! ریشههای عمیق غرب در یونان باستان نهفته است، با اولین فیلسوفان و عشق آنها به حکمت و خرد انسانی. اما دین آنها یک شرک انسانانگارانه بود که در آن، خدایان متعدد الیمپوس، به همان اندازه هوسباز، حسود و خودخواه بودند که پرستندگانشان روی زمین.
و بله! دومین منبع کهن فرهنگ ما از روم باستان میآید، با قوانین قابل پیشبینی و مجلس سِنایش. اما این نیز فرهنگی وحشیانه بود...
اما ما بدون تأثیر اسرائیل و عشق نهایی یک نجار یهودی که به یکی از همان صلیبهای رومی میخکوب شد، هیچ نیستیم.
چرا؟ اولاً، به این دلیل که یهودیان قوم برگزیده بودند، و به جای اینکه به خدایان زیادی ایمان بیاورند که فقط انعکاس رنگ پریده خودشان بودند، به یک خدا، خدای حقیقی، ایمان داشتند و عملا با وی در ارتباط بودند: عهد. یونانیان و رومیان هیچ رابطه معناداری با خدایان خود نداشتند جز تعظیم...
یک سوال ساده از خود بپرسید: چرا ما حقوق داریم؟ چون یک دولت تصمیم گرفت؟ یا به این دلیل که حقوق شما الهی است و برگرفته از خلقت شماست که به شکل همان کسیست که شما را آفریده است؟ در واقع، [کافیست] فقط از پدران بنیانگذار [امریکا] بپرسید. دلیلی وجود دارد که ما "حقوق لاینفک" داریم و آنها آن را میدانستند. به همین دلیل است که آنها در سند تأسیس ما از "آفریدگار" (Creator) یاد میکنند و این را با "C" بزرگ نشان میدهند.
بنابراین... توصیه شما مبنی بر اینکه ما فقط برای اسرائیل دعا کنیم و دیگر هیچ کاری نکنیم زیرا "این جنگ ما نیست" کاملا اشتباه است... ما [یهودیان و مسیحیان] یک تمدن هستیم.
د. سباستین گورکا (معاون و مدیر ارشد مبارزه با تروریسم دونالد ترامپ، مشاور پیشین ویکتور اوربان رییس جمهور مجارستان)
نوشتار "ما همه یهودی هستیم"
30اکتوبر 2023
#امت_گرایی
#الهیات_سیاسی
@AdnanFallahi
AMAC - The Association of Mature American Citizens
We Are All Jews | @AmacforAmerica
Why? First, because the Jews were the chosen people, and instead of believing in many gods who were just pale reflections of themselves, they
👍7
🇹🇷مطالعات ترکیه: آتاتورک و نهاد روحانیت
تا پیش از ۱۶مارس سال ۱۹۲۰ که ناوگان بریتانیا در بندر گالاتای استانبول پهلو گرفت و سربازان بریتانیایی هر روز در خیابانهای استانبول رژهی پیروزی میرفتند و وزیر جنگ و رئیس ستاد ارتش عثمانی را در ژانویه همان سال برکنار کردند و وزیر اعظم و ۱۳۶نماینده مجلس عثمانی را هم به جزیره مالت تبعید کردند، کمتر کسی فکر میکرد که استانبول پایتخت باشکوه ترکان عثمانی بعد از حدود 6قرن روزی از چنگ آنان خارج شود. اما به نظر کار از کار گذشته بود. سلطان عثمانی محمد ششم در اکتبر 1918 به ناچار به مفاد تحقیرکنندهی آتشبس مودروس (جزیرهای در یونان) تن داده بود که به متفقین امکان میداد تا کنترل کامل دو تنگهی استراتژیک بُسفر و داردانل را در دست گیرند. آتشبس مودروس بعدا زمینهساز معاهدهی سِوْر (1920) شد که عملا به تجزیهی کامل و تکه تکه شدن خاک ترکیهی کنونی میانجامید. مناسبات بین علمای اهل سنت و آتاتورک در چنین بستر تاریخیای بود که شکل گرفت.
آتاتورک ـ فرماندهی نبرد تاریخی چاناکقلعه که به شکست ناوگان متفقین و چرچیل انجامید ـ در چنین شرایطی سر به تمرد برداشت و با تاسیس نهضت ملی ترکیه (Türk Ulusal Hareketi) علیه مفاد صلح مودروس و معاهدهی سِور قیام کرد. او با برافراشتن شعار جنگ با اشغالگران، موفق شد بخش بزرگی از روحانیون را نیز با خود همراه کند. نقطهی عطف این همکاری در آنکارا رقم خورد که اینک به پایتخت جنبش استقلال ترکیه تبدیل شده بود. زمانی که دادگاه نظامی عثمانی در 1920 حکم اعدام آتاتورک را صادر و شیخ الاسلام عثمانی عبدالله دوریزاده آن را تأیید کرد، مفتی وقت آنکارا شیخ مِهمت رفعت بورِکچی با صدور فتوایی، حکم دادگاه عثمانی را نامشروع خواند. 153مفتی محلی دیگر نیز فتوای بورکچی را تأیید و از تمرد آتاتورک حمایت کردند. سلطان عثمانی در اقدامی متقابل بورکچی را از منصب افتای آنکارا عزل کرد و حکم اعدام وی نیز در آوریل 1920 صادر شد. بورکچی به نهضت ملی پیوست و با صدور فتوایی از جنگ استقلال ترکیه ـ که بر خلاف مفاد صلح مودروس و معاهده سِور بین عثمانی و متفقین بود ـ حمایت کرد. پس از اعلان جمهوریت، آتاتورک، بورکچی را سرپرست نهادی کرد که خود وی بنیان نهاده بود: سازمان امور دینی ترکیه (مشهور به دیانت).
اما حمایت روحانیون از آتاتورک فقط محدود به حوزهی آناتولی مرکزی نبود. در ازمیر شیخ احمد خلوصی افندی، جنگ برای آزادی مناطق اشغالی را یک تکلیف دینی برشمرد و به نهضت ملی پیوست. روحانیونی چون حافظ ابراهیم افندی و هوکا اسماعیل سوکرو حتی خود اسلحه به دست گرفتند و به این جنبش پیوستند. رحمت الله افندی مفتی ازمیر کسی بود که در دفاع از مشروعیت جنبش ملی فتوا صادر کرد.
گفتنی است بعد از پیروزی جنگهای استقلال، آتاتورک اقدامات گستردهای را برای دولتی کردن دین و نهاد روحانیت پی گرفت که تاسیس سازمان دیانت فقط یکی از این موارد بود. بسیاری از روحانیون نزدیک به دربار عثمانی نیز منزوی شدند و حتی برخیشان مانند مصطفی صبری افندی (شیخ الاسلام عثمانی) در تبعید درگذشتند. اقدامات او موسوم به اصلاحات کمالیستی (سکولاریزاسیون ترکی) خشم بسیاری از روحانیون را برانگیخت و میراثی متضاد از وی بر جا گذاشت؛ هرچند که خود آتاتورک با تفکیک بین روحانیون واقعی و روحانیون خائن و بیدین (imansız ve hain ulema) عملا بر ویژگی قطبیساز اقداماتش در میان روحانیون صحه میگذاشت و با الهام از وقایع دوران امویان و بهرهگیری از یک ادبیات دینی، آنها را ذیل دوگانهی خودی/غیرخودی طبقهبندی میکرد.
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
تا پیش از ۱۶مارس سال ۱۹۲۰ که ناوگان بریتانیا در بندر گالاتای استانبول پهلو گرفت و سربازان بریتانیایی هر روز در خیابانهای استانبول رژهی پیروزی میرفتند و وزیر جنگ و رئیس ستاد ارتش عثمانی را در ژانویه همان سال برکنار کردند و وزیر اعظم و ۱۳۶نماینده مجلس عثمانی را هم به جزیره مالت تبعید کردند، کمتر کسی فکر میکرد که استانبول پایتخت باشکوه ترکان عثمانی بعد از حدود 6قرن روزی از چنگ آنان خارج شود. اما به نظر کار از کار گذشته بود. سلطان عثمانی محمد ششم در اکتبر 1918 به ناچار به مفاد تحقیرکنندهی آتشبس مودروس (جزیرهای در یونان) تن داده بود که به متفقین امکان میداد تا کنترل کامل دو تنگهی استراتژیک بُسفر و داردانل را در دست گیرند. آتشبس مودروس بعدا زمینهساز معاهدهی سِوْر (1920) شد که عملا به تجزیهی کامل و تکه تکه شدن خاک ترکیهی کنونی میانجامید. مناسبات بین علمای اهل سنت و آتاتورک در چنین بستر تاریخیای بود که شکل گرفت.
آتاتورک ـ فرماندهی نبرد تاریخی چاناکقلعه که به شکست ناوگان متفقین و چرچیل انجامید ـ در چنین شرایطی سر به تمرد برداشت و با تاسیس نهضت ملی ترکیه (Türk Ulusal Hareketi) علیه مفاد صلح مودروس و معاهدهی سِور قیام کرد. او با برافراشتن شعار جنگ با اشغالگران، موفق شد بخش بزرگی از روحانیون را نیز با خود همراه کند. نقطهی عطف این همکاری در آنکارا رقم خورد که اینک به پایتخت جنبش استقلال ترکیه تبدیل شده بود. زمانی که دادگاه نظامی عثمانی در 1920 حکم اعدام آتاتورک را صادر و شیخ الاسلام عثمانی عبدالله دوریزاده آن را تأیید کرد، مفتی وقت آنکارا شیخ مِهمت رفعت بورِکچی با صدور فتوایی، حکم دادگاه عثمانی را نامشروع خواند. 153مفتی محلی دیگر نیز فتوای بورکچی را تأیید و از تمرد آتاتورک حمایت کردند. سلطان عثمانی در اقدامی متقابل بورکچی را از منصب افتای آنکارا عزل کرد و حکم اعدام وی نیز در آوریل 1920 صادر شد. بورکچی به نهضت ملی پیوست و با صدور فتوایی از جنگ استقلال ترکیه ـ که بر خلاف مفاد صلح مودروس و معاهده سِور بین عثمانی و متفقین بود ـ حمایت کرد. پس از اعلان جمهوریت، آتاتورک، بورکچی را سرپرست نهادی کرد که خود وی بنیان نهاده بود: سازمان امور دینی ترکیه (مشهور به دیانت).
اما حمایت روحانیون از آتاتورک فقط محدود به حوزهی آناتولی مرکزی نبود. در ازمیر شیخ احمد خلوصی افندی، جنگ برای آزادی مناطق اشغالی را یک تکلیف دینی برشمرد و به نهضت ملی پیوست. روحانیونی چون حافظ ابراهیم افندی و هوکا اسماعیل سوکرو حتی خود اسلحه به دست گرفتند و به این جنبش پیوستند. رحمت الله افندی مفتی ازمیر کسی بود که در دفاع از مشروعیت جنبش ملی فتوا صادر کرد.
گفتنی است بعد از پیروزی جنگهای استقلال، آتاتورک اقدامات گستردهای را برای دولتی کردن دین و نهاد روحانیت پی گرفت که تاسیس سازمان دیانت فقط یکی از این موارد بود. بسیاری از روحانیون نزدیک به دربار عثمانی نیز منزوی شدند و حتی برخیشان مانند مصطفی صبری افندی (شیخ الاسلام عثمانی) در تبعید درگذشتند. اقدامات او موسوم به اصلاحات کمالیستی (سکولاریزاسیون ترکی) خشم بسیاری از روحانیون را برانگیخت و میراثی متضاد از وی بر جا گذاشت؛ هرچند که خود آتاتورک با تفکیک بین روحانیون واقعی و روحانیون خائن و بیدین (imansız ve hain ulema) عملا بر ویژگی قطبیساز اقداماتش در میان روحانیون صحه میگذاشت و با الهام از وقایع دوران امویان و بهرهگیری از یک ادبیات دینی، آنها را ذیل دوگانهی خودی/غیرخودی طبقهبندی میکرد.
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
درباره: اسلامشناسی، تاریخ، اندیشهی سیاسی
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
👍12
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
اعضای محترم کانال تراث!
آیا موافقید که بریدههایی از کتب یا مقالاتی که میخوانم را نیز روزانه با شما به اشتراک بگذارم؟
با سپاس از همراهی شما
آیا موافقید که بریدههایی از کتب یا مقالاتی که میخوانم را نیز روزانه با شما به اشتراک بگذارم؟
با سپاس از همراهی شما
در نمونه غربی نیز دو قرائت از سکولاریسم وجود دارد: قرائت انگلیسی ـ آمریکایی و قرائت فرانسوی... قرائت آمریکایی با دغدغه آزادسازی دین از قید حکومت، سازگاری بیشتری با دین دارد تا الگوی فرانسوی که بر نقش حکومت و آزادسازی سپهر سیاسی از نفوذ دین پای می فشارد. الگوهای معطوف به نسبت بین دین و سیاست را میتوان در میانهٔ این دو غایت جست و شرایط خاص هر جامعه، تعیین کننده برداشت و رفتار آن در قبال سکولاریسم است. سکولاریسم در چنین قالبی میتواند به معنای ضدیت با روحانیت، یا بی طرفی حکومت، یا حذف مفاهیم و نمادهای دینی از سپهر عمومی باشد. من در این فصل، وجه سوّمی برای فهم سکولاریسم ارائه خواهم داد و آن شیوه کنترل نهادها و شعائر دینی در نمونه ترکیه است. در این وجه از سکولاریسم که دلالت بر کنترل دین از سوی حکومت دارد، حکومت با تأسیس نهادهایی به قصد نظارت بر نمادها، زبان، رهبری و شبکه های دینی سه هدف را دنبال میکند: ابتدا در پی ابداع قرائت خاص خود از اسلامی روشنفکری است که مروج پروژه مدرنیزاسیونِ حکومت باشد. ثانیاً از اسلام به عنوان منبعی برای شکلدهی هویت ملی و ترسیم مرزهای بیرونی جامعه سیاسی بهره میگیرد. ثالثاً آن را در راستای کسب مشروعیت و جلوگیری از بهرهگیری گروههای مخالف از دین علیه حکومت مورد استفاده قرار میدهد.
م. هاکان یاووز،
سکولاریسم و دموکرسی اسلامی در ترکیه،
صص236ـ236
ترجمه احمد عزیزی،
تهران: نشر نی، 1389
@AdnanFallahi
👍10
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
اعضای محترم کانال تراث!
آیا موافقید که بریدههایی از کتب یا مقالاتی که میخوانم را نیز روزانه با شما به اشتراک بگذارم؟
با سپاس از همراهی شما
آیا موافقید که بریدههایی از کتب یا مقالاتی که میخوانم را نیز روزانه با شما به اشتراک بگذارم؟
با سپاس از همراهی شما
In 1937, ten years before the UN Partition Resolution, Ben-Gurion made his views clear in a discussion of the Peel plan:
Simha Flapan,
The birth of Israel: myths and realities,
pp. 52,53,
New York: Pantheon Books, 1987.
#The_New_Historians
@AdnanFallahi
We shall accept a state in the boundaries fixed today - but the boundaries of Zionist aspirations are the concern of the Jewish people and no external factor will be able to limit them".
Simha Flapan,
The birth of Israel: myths and realities,
pp. 52,53,
New York: Pantheon Books, 1987.
#The_New_Historians
@AdnanFallahi
👍3
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
In 1937, ten years before the UN Partition Resolution, Ben-Gurion made his views clear in a discussion of the Peel plan: We shall accept a state in the boundaries fixed today - but the boundaries of Zionist aspirations are the concern of the Jewish people…
آنها [= اعراب فلسطینی]، یعنی اکثریت قاطعشان، خواهان جنگ با ما نیستند.
داوید بن گوریون (نامهی مورخ 14مارس 1948 به موشه شارت)
اَسناد سیاسی و دیپلماتیک آرشیو مرکزی صهیونیسم (CZA) و شاباک (ISA) (دسامبر1947 ـ می 1948)، سند274، ص460، اورشلیم: 1979.
In: Simha Flapan,
The birth of Israel: myths and realities,
p. 55,
New York: Pantheon Books, 1987.
#The_New_Historians
@AdnanFallahi
👍2
❓امت سیاسی در بستر سوریه؟
امر سیاسی با قدرت گره خورده است بدین معنا که سیاستورزیِ منهای اراده به قدرت، محال و غیرممکن است. بنابراین وقتی ما از امت در معنای سیاسی (و نه فرهنگی یا عقیدتی) سخن میگوییم مستقیما بازیگران عرصهی قدرت سیاسی را مد نظر داریم.
رخدادهای اخیر سوریه یک آزمون تجربیِ چندباره ناظر بر ابطال و فقدان مصداق امت سیاسی است. سوریه کشوری مسلمان است و بازیگران سیاسی داخلی آن نیز همگی مسلمان هستند و هر کدام به نوعی خود را نمایندهی گروه یا بخشی از مصالح و منافع ملت سوریه میدانند. از آن سو بازیگران خارجیِ مجاور سوریه نیز همگی بازیگرانی مسلمان هستند: ترکیه، ایران، نیروهای شبهدولتی لبنانی و عراقی و افغانی و... با تمام اینها میبینیم که هیچ جمعبندی و برآیند همگن و هماهنگی میان این بازیگران دولتی و غیردولتی ـ اعم از داخلی و منطقهای ـ بر سر سرنوشت سیاسی و مصالح جغرافیای سوریه وجود ندارد! به عبارت دیگر ما عملا شاهد نوعی جنگ همه علیه همه هستیم که دستکم از یک دهه پیش در سوریه آغاز شده بود. با عطف نظر به این نکتهی مهم که سوریه به لحاظ جغرافیایی و سیاسی تنها بخش بسیار کوچکی از مساحت زیست مسلمانان و تنوع دیدگاههای سیاسی و منازعات قدرت آنها را در بر میگیرد میتوان به سادگی نتیجه گرفت که فقدان واحدی سیاسی به نام امت در سوریه (با مصالح و سرنوشت سیاسی همگن و هماهنگ و یکدست)، چگونه فقدان همین واحد متخیل را در جغرافیای وسیعتر بیش از 50 دولتملت مسلمان آسیایی، اروپایی و آفریقایی نتیجه میدهد. فی المثل با اینکه تقریبا تمام بازیگران درگیر در سوریه بر ستیز با اسراییل (اشغالگر) یا دستکم نادیدهگرفتن این رژیم متفقند، اما نکتهی مهمتر برای آنها سرنوشت سیاسیای است که مستقیما گریبانگیر خودشان در سوریه خواهد شد؛ فلذا دشمنی با اسراییل، مانع منازعات قدرت بر سر مصالح این نیروها و هوادارانشان در خود سوریه نشده است.
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
امر سیاسی با قدرت گره خورده است بدین معنا که سیاستورزیِ منهای اراده به قدرت، محال و غیرممکن است. بنابراین وقتی ما از امت در معنای سیاسی (و نه فرهنگی یا عقیدتی) سخن میگوییم مستقیما بازیگران عرصهی قدرت سیاسی را مد نظر داریم.
رخدادهای اخیر سوریه یک آزمون تجربیِ چندباره ناظر بر ابطال و فقدان مصداق امت سیاسی است. سوریه کشوری مسلمان است و بازیگران سیاسی داخلی آن نیز همگی مسلمان هستند و هر کدام به نوعی خود را نمایندهی گروه یا بخشی از مصالح و منافع ملت سوریه میدانند. از آن سو بازیگران خارجیِ مجاور سوریه نیز همگی بازیگرانی مسلمان هستند: ترکیه، ایران، نیروهای شبهدولتی لبنانی و عراقی و افغانی و... با تمام اینها میبینیم که هیچ جمعبندی و برآیند همگن و هماهنگی میان این بازیگران دولتی و غیردولتی ـ اعم از داخلی و منطقهای ـ بر سر سرنوشت سیاسی و مصالح جغرافیای سوریه وجود ندارد! به عبارت دیگر ما عملا شاهد نوعی جنگ همه علیه همه هستیم که دستکم از یک دهه پیش در سوریه آغاز شده بود. با عطف نظر به این نکتهی مهم که سوریه به لحاظ جغرافیایی و سیاسی تنها بخش بسیار کوچکی از مساحت زیست مسلمانان و تنوع دیدگاههای سیاسی و منازعات قدرت آنها را در بر میگیرد میتوان به سادگی نتیجه گرفت که فقدان واحدی سیاسی به نام امت در سوریه (با مصالح و سرنوشت سیاسی همگن و هماهنگ و یکدست)، چگونه فقدان همین واحد متخیل را در جغرافیای وسیعتر بیش از 50 دولتملت مسلمان آسیایی، اروپایی و آفریقایی نتیجه میدهد. فی المثل با اینکه تقریبا تمام بازیگران درگیر در سوریه بر ستیز با اسراییل (اشغالگر) یا دستکم نادیدهگرفتن این رژیم متفقند، اما نکتهی مهمتر برای آنها سرنوشت سیاسیای است که مستقیما گریبانگیر خودشان در سوریه خواهد شد؛ فلذا دشمنی با اسراییل، مانع منازعات قدرت بر سر مصالح این نیروها و هوادارانشان در خود سوریه نشده است.
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
درباره: اسلامشناسی، تاریخ، اندیشهی سیاسی
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
👍9
شکست لیبرالیسم در حل "مسألهی یهود": روایت لئو اشتراوس
[1]. Leo Strauss, Spinoza's critique of religion,
pp. 4,5, Translated by E. M. Sinclair, Schocken Books: 1982.
@AdnanFallahi
ویژگی صهیونیسم به عنوان یک جنبش مدرن، بیش از پیش در صهیونیسمِ کاملاً سیاسی عیان میشود که ابتدا لئون پینسکر در کتاب خودآزادسازی و سپس تئودور هرتزل در کتاب دولت یهودی آن را ارائه کردند. پینسکر و هرتزل از شکست راهحل لیبرال [برای مسألهی یهود] شروع کردند... شکست راهحل لیبرال به این معنا بود که یهودیان نمیتوانند با جذب شدن در مللی که آنها به مثابه فرد در میانشان زندگی میکردند یا با شهروندشدن مانند سایر شهروندان دولتهای لیبرال، مجد خود را بازیابند؛ [چراکه] راهحل لیبرال در بهترین حالت موجد برابری حقوقی است و نه برابری اجتماعی[1].
[1]. Leo Strauss, Spinoza's critique of religion,
pp. 4,5, Translated by E. M. Sinclair, Schocken Books: 1982.
@AdnanFallahi
👍3
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
اعضای محترم کانال تراث!
آیا موافقید که بریدههایی از کتب یا مقالاتی که میخوانم را نیز روزانه با شما به اشتراک بگذارم؟
با سپاس از همراهی شما
آیا موافقید که بریدههایی از کتب یا مقالاتی که میخوانم را نیز روزانه با شما به اشتراک بگذارم؟
با سپاس از همراهی شما
کُردها معتقدند که در سال ۱۰۷۱ ترکها به کمک کردها با غلبه بر امپراتوری بیزانس وارد آناتولی شدند؛ در سال ۱۵۱۴ نیز نتیجه نهایی نبرد عظیم چالدران بین ایران و عثمانی با حمایت کردها به سود ترکها رقم زده شد؛ و نهایتاً زمانی که آناتولی توسط اروپاییها اشغال و تجزیه شد، پیروزی در جنگ استقلال به رهبری آتاتورک به یاری کردها به دست آمد. با این همه آتاتورک که قول داده بود یک جمهوری دوملیتی متشکل از ترکها و کردها به وجود آورد بعد از جنگ کردها را سرکوب کرد و آنها را از حقوق ملی و فرهنگیشان محروم ساخت. وی از هر وسیلهای استفاده کرد تا از بطن گروه های گوناگونِ قومیِ مسلمان، ملتی تُرک بسازد. به این ترتیب میتوان گفت که منشأ اصلی تنش بین ناسیونالیسمِ کُرد و جمهوری [ترکیه]، شیوه بازسازی تاریخ و تعریف «ملت» است. به گفته اوجالان رهبر محبوس پکک، ترکیه نه از یک ملت واحد (تُرک) که از دو ملت ترک و کرد تشکیل شده است.
م. هاکان یاووز،
سکولاریسم و دموکرسی اسلامی در ترکیه،
صص300،301،
ترجمه احمد عزیزی،
تهران: نشر نی، 1389
@AdnanFallahi
م. هاکان یاووز،
سکولاریسم و دموکرسی اسلامی در ترکیه،
صص300،301،
ترجمه احمد عزیزی،
تهران: نشر نی، 1389
@AdnanFallahi
👍17👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
💪🏽منازعهی افغانستان: برندگان و بازندگان این روزها با انبوهی تحلیل، گزارش و پیام تبریک و تسلیت روبرو هستیم که هر کدام به نوعی میکوشند برندگان را از بازندگان منازعهی افغانستان تفکیک کنند. من نیز مایلم مختصر چیزی بر این سیاهه بیفزایم؛ با این تفاوت که ما…
🔍امت شام یا دولت سوریه؟
یکی از چرخشهای مهم جریانهای سیاسی خاورمیانه در نیم قرن اخیر، اقبال تدریجی آنها به نظم سیاسی دولتمحور بوده است. این جریانها (خاصه در جهان عرب) دو دورهی فکری را از سر گذراندهاند: دوره پانعربیسم و دوره امتگرایی سیاسی.
مهمترین شخصیت پانعربیسم احتمالا جمال عبدالناصر بود که حامی ایده جمهوری متحد عربی (ادغام مصر و سوریه) بود. این ایده البته چند سال بیشتر دوام نیاورد و با کودتای سوریه و به قدرت رسیدن حزب بعث از هم پاشید.
ایدهی امتگرایی سیاسی نیز که نظریهپردازان برجستهای مانند سيد قطب حامی آن بودند عملا به دست خود طرفداران این ایده، کمرنگ شد. دفاع ابوالاعلی مودودی از نزدیکی آمریکا و پاکستان به سبب منافع پاکستان در برابر هند، و اولویت داشتن مساله فلسطین برای حماس در توجیه نزدیکیشان به دولت اسد و نتیجتا اتخاذ رویکردی کاملا مخالف رویکرد اخوان المسلمین سوریه، تنها نمونههایی از شکست عملی این ایده حتی نزد طرفدارانش بود. این ایده در جریان بهار عربی بیش از پیش ضربه خورد چراکه فیالمثل رهبرانی چون راشد غنوشی در تونس و رهبران حزب عدالت و توسعه در ترکیه، در اولویت دادن منافع ملی و نظم دولتملت بر امتگرایی سیاسی هیچ تردیدی نشان ندادند. توافق دوحه بین طالبان و آمریکا در سال۲۰۱۸ ضربهی کاری دیگری بر ایده امتگرایی سیاسی وارد کرد؛ جایی که طالبان - که جنبشی رادیکال تلقی میشد - نیز نهایتا پذیرفت که آمال و کنشگری سیاسی خود را بر محدوده جغرافیایی افغانستان متمرکز کند و ایدههای جهاد جهانی علیه امپریالیسم غربی و شرقی را کنار بگذارد و صرفا برای اداره امور و بهبود اوضاع افعانستان بکوشد. تلاش رهبران امارت اسلامی افغانستان برای رسمیت بینالملل و نزدیکی به کشورهایی مانند چین، روسیه و اتحادیه اروپا و نیز تاکید آنها بر حسن روابط همجواری و عدم دخالت در اوضاع داخلی همسایگان، تنها بخشی از پیامدهای عبور از این امتگرایی سیاسی به نظم دولت بود.
اما درباره آیندهی سوریه چه میتوان گفت؟ ابومحمد جولانی - از رهبران سابق نزدیک به القاعده و رهبر کنونی هیات تحریر الشام - در مصاحبه با بخش عربی CNN، این پرسش را صریحا پاسخ میدهد:
___
ارجاعات
[۱]. نک. به دقیقه ۳:۴۸ از این بخش از گفتگوی جولانی با بخش عربی CNN:
https://cnn.it/3ZFneAz
@AdnanFallahi
یکی از چرخشهای مهم جریانهای سیاسی خاورمیانه در نیم قرن اخیر، اقبال تدریجی آنها به نظم سیاسی دولتمحور بوده است. این جریانها (خاصه در جهان عرب) دو دورهی فکری را از سر گذراندهاند: دوره پانعربیسم و دوره امتگرایی سیاسی.
مهمترین شخصیت پانعربیسم احتمالا جمال عبدالناصر بود که حامی ایده جمهوری متحد عربی (ادغام مصر و سوریه) بود. این ایده البته چند سال بیشتر دوام نیاورد و با کودتای سوریه و به قدرت رسیدن حزب بعث از هم پاشید.
ایدهی امتگرایی سیاسی نیز که نظریهپردازان برجستهای مانند سيد قطب حامی آن بودند عملا به دست خود طرفداران این ایده، کمرنگ شد. دفاع ابوالاعلی مودودی از نزدیکی آمریکا و پاکستان به سبب منافع پاکستان در برابر هند، و اولویت داشتن مساله فلسطین برای حماس در توجیه نزدیکیشان به دولت اسد و نتیجتا اتخاذ رویکردی کاملا مخالف رویکرد اخوان المسلمین سوریه، تنها نمونههایی از شکست عملی این ایده حتی نزد طرفدارانش بود. این ایده در جریان بهار عربی بیش از پیش ضربه خورد چراکه فیالمثل رهبرانی چون راشد غنوشی در تونس و رهبران حزب عدالت و توسعه در ترکیه، در اولویت دادن منافع ملی و نظم دولتملت بر امتگرایی سیاسی هیچ تردیدی نشان ندادند. توافق دوحه بین طالبان و آمریکا در سال۲۰۱۸ ضربهی کاری دیگری بر ایده امتگرایی سیاسی وارد کرد؛ جایی که طالبان - که جنبشی رادیکال تلقی میشد - نیز نهایتا پذیرفت که آمال و کنشگری سیاسی خود را بر محدوده جغرافیایی افغانستان متمرکز کند و ایدههای جهاد جهانی علیه امپریالیسم غربی و شرقی را کنار بگذارد و صرفا برای اداره امور و بهبود اوضاع افعانستان بکوشد. تلاش رهبران امارت اسلامی افغانستان برای رسمیت بینالملل و نزدیکی به کشورهایی مانند چین، روسیه و اتحادیه اروپا و نیز تاکید آنها بر حسن روابط همجواری و عدم دخالت در اوضاع داخلی همسایگان، تنها بخشی از پیامدهای عبور از این امتگرایی سیاسی به نظم دولت بود.
اما درباره آیندهی سوریه چه میتوان گفت؟ ابومحمد جولانی - از رهبران سابق نزدیک به القاعده و رهبر کنونی هیات تحریر الشام - در مصاحبه با بخش عربی CNN، این پرسش را صریحا پاسخ میدهد:
مصالح سوريا هي الأولى[۱]
___
ارجاعات
[۱]. نک. به دقیقه ۳:۴۸ از این بخش از گفتگوی جولانی با بخش عربی CNN:
https://cnn.it/3ZFneAz
@AdnanFallahi
CNN Arabic
مذيعة CNN للجولاني: ما هو موقفك من وجود قوات أمريكية في سوريا؟ هكذا رد
أعرب زعيم تحالف فصائل المعارضة السورية المسلحة، أبو محمد الجولاني عن رغبته في خروج القوات الأجنبية من سوريا. وتوجد حاليًا قوات من الولايات المتحدة وتركيا وروسيا وإيران بالإضافة إلى وكلاء إيرانيين في البلاد. وأضاف: "أعتقد أنه بمجرد سقوط هذا النظام، سيتم حل…
👍9👎2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
آنها [= اعراب فلسطینی]، یعنی اکثریت قاطعشان، خواهان جنگ با ما نیستند. داوید بن گوریون (نامهی مورخ 14مارس 1948 به موشه شارت) اَسناد سیاسی و دیپلماتیک آرشیو مرکزی صهیونیسم (CZA) و شاباک (ISA) (دسامبر1947 ـ می 1948)، سند274، ص460، اورشلیم: 1979. In: Simha…
اتحاد جماهیر شوروی به نفع یک کشور دو ملیتی [در فلسطین] موضعگیری کرد، و یا در صورت غیرقابل اجرا بودن این طرح، وزیر امور خارجه شوروی، آندری گرومیکو، در نشست ویژه مجمع عمومی سازمان ملل در آوریل 1947 طرح تقسیم [فلسطین] را پیش کشید. پنج ماه بعد، نشست احزاب کمونیست در ورشو که به تشکیل Cominform [آژانس بینالمللی کمونیسم] انجامید، خواستار حمایت از جنبش های آزادیبخش ملی در سراسر جهان شد. در این زمینه، چپهای عرب دیگر نمیتوانستند با حق تعیین سرنوشت یهودیان مخالفت کنند ـ به ویژه پس از اینکه گرومیکو [وزیر خارجه وقت شوروی] از آن حمایت کرد.
Simha Flapan,
The birth of Israel: myths and realities,
pp. 69,70,
New York: Pantheon Books, 1987
#The_New_Historians
@AdnanFallahi
Simha Flapan,
The birth of Israel: myths and realities,
pp. 69,70,
New York: Pantheon Books, 1987
#The_New_Historians
@AdnanFallahi
👍5
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
💡نبوت و حاکمیت سیاسی: از قرافی تا علی عبدالرازق راشد غنوشی برغم همدلی با شورش علی عبدالرازق علیه اندیشه سیاسی خلافت، عبدالرازق را متهم می کند که صفت امر سیاسی را از کنش پیامبر اسلام(ص) سلب کرده و ایشان را به شکل واعظی صرف تصویر کرده است. در این سخن غنوشی…
بر اساس آنچه که اسلامشناس فلسطینی وائل حَلّاق، آن را "گونهشناسی احادیث" از دیدگاه اصولدانِ بزرگ مالکی شهاب الدین قرّافی (684ق) میخواند، تنها بخش بسیار مشخص و محدودی از احادیث نبوی (بعد از ثبوت) ویژگی تشریعی داشته و ـ پس از گذر از فیلترهایی چون تعلیل احکام، مصلحت و مقاصد و... ـ لازم الاتباع هستند[1]. و صدالبته به گواه سیر تاریخ اندیشههای اصولی، بحث بر سر سازوکارهای تفکیک این گونهها و تعیین مصادیقشان همچنان بحثی باز و محل مناقشه است:
تصرفات (افعال و اقوال و تقاریر) نبوی بر دو نوع کلی است:
1) تصرفات تشریعی، که خود بر دو نوع است:
1ـ1) تصرفات تشریعی عام، بر دو نوع:
1ـ1ـ1) در مقام تبلیغ دین،
1ـ1ـ2) تصرفات در مقام فتوا
1ـ2) تصرفات تشریعی خاص، بر سه نوع:
1ـ2ـ1) قضاوت،
1ـ2ـ2) امامت (حاکمیت سیاسی)،
1ـ2ـ3) تصرفات خاص (مشهور به قضایای اعیان)
2) تصرفات غیر تشریعی، که خود بر پنج نوع است:
2ـ1) تصرفات جِبِلّی (طبیعی)
2ـ2) تصرفات عُرفی
2ـ3) تصرفات دنیوی (محض)
2ـ4) تصرفات ارشادی (راهنماگر)
2ـ5) تصرفات خصوصی (ویژه)
ـــــــــ
ارجاعات:
[1]. د. سعد الدین عثمانی (از علما و سیاستمداران مراکشی) تقسیمبندی قرافی را به شکلی که آوردیم، تفصیل داده و تفکیک کرده است (نک: العثمانی، الدین والسیاسة: تمییز لا فصل، ص14ـ17، القاهرة: دار الکلمة: 2015)
@AdnanFallahi
تصرفات (افعال و اقوال و تقاریر) نبوی بر دو نوع کلی است:
1) تصرفات تشریعی، که خود بر دو نوع است:
1ـ1) تصرفات تشریعی عام، بر دو نوع:
1ـ1ـ1) در مقام تبلیغ دین،
1ـ1ـ2) تصرفات در مقام فتوا
1ـ2) تصرفات تشریعی خاص، بر سه نوع:
1ـ2ـ1) قضاوت،
1ـ2ـ2) امامت (حاکمیت سیاسی)،
1ـ2ـ3) تصرفات خاص (مشهور به قضایای اعیان)
2) تصرفات غیر تشریعی، که خود بر پنج نوع است:
2ـ1) تصرفات جِبِلّی (طبیعی)
2ـ2) تصرفات عُرفی
2ـ3) تصرفات دنیوی (محض)
2ـ4) تصرفات ارشادی (راهنماگر)
2ـ5) تصرفات خصوصی (ویژه)
ـــــــــ
ارجاعات:
[1]. د. سعد الدین عثمانی (از علما و سیاستمداران مراکشی) تقسیمبندی قرافی را به شکلی که آوردیم، تفصیل داده و تفکیک کرده است (نک: العثمانی، الدین والسیاسة: تمییز لا فصل، ص14ـ17، القاهرة: دار الکلمة: 2015)
@AdnanFallahi
👍5
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
🧕معرکهی حجاب: پاسخی به د. جلالیزاده آقای د. جلال جلالیزاده - استاد محترم دپارتمان فقه و حقوق شافعی در دانشگاه تهران - در مطلبی با عنوان "آیا حجاب و پوشش زنان از ضروریات است؟" در کانال تلگرامیشان کوشیدهاند لزوم مجازات برای بیحجابی را با استناد به…
💊اجبار واجبات شرعی
نويسندگانی چون فهد العَجلان و عبدالله العَجیری (مشهور به نوسلفیان) در آثار خود میکوشند تا با تشبث به سازوکار الزام (Enforcement) در حقوق موضوعهی جدید، بین قوانین موضوعهی مدرن و اَحکام و مناسک شریعت نوعی همسانی ایجاد کرده نهایتا از الزام اولی، اجباری بودن دومی را نتیجه بگیرند. اما این استدلال آنها به یک مشکل بزرگ دشوار است: الگوگیری از امر سکولار برای اثبات یک امر دینی. و البته خود این رویه، ناشی از نادیدهانگاری فلسفهی حقوق مدرن است: قوانین موضوعهی مدرن، ادعا یا سودای رستگاری اخروی شهروندان را ندارند بلکه صرفا به منظور برآوردن مصالح و نظم دنیوی آنها و برپایهی سازوکارهای کاملا بشریای چون پارلمان، عُرف و ظروف زمانی و مکانی تدوین شدهاند در حالیکه هدف و هستهی اصلی اَحکام شرعی، رستگاری اخروی و نجات مؤمنان است.
اما فارغ از این مشکلِ ارجاع به امر سکولار برای اثبات امر دینی، نظریهی کسانی چون العجلان و العجیری فاقد انسجام درونی است؛ بدین معنا:
آنها در مسألهی اجبار و الزام احکام، فرقی بین مناسک و غیر مناسک و معاملات و حدود و... قائل نیستند و همه را اجباری میدانند. اما مهمترین فرض اسلام چیست؟ از آنجا که ـ بر اساس حدیث مشهور عبدالله بن عمر ـ اسلام بر پنج اصل (شهادتین+نماز+روزه+حج) بنا شده، احتمالا نماز از روزه و حج هم مهمتر است تا جایی که برخی فقها تارکِ نمازِ از سر کسالت را نیز کافر میدانند (در حالیکه مثلا تارکِ حجاب یا شاربِ خمر در هیچ مذهبی کافر نیست). حال که چنین است باید پرسید چرا نماز (که مهمترین و اساسیترین احکام اسلام است) را نمیتوان اجبار کرد؟ در اینجا دو پاسخ بیشتر متصور نیست: یا گفته شود که قرار نیست نماز اجباری باشد فلذا شهروندان جامعهی ایدهآلِ العجلان/العجیری میتوانند هر تعداد از وعدههای نماز را موقتا یا مطلقا ترک کنند، یا اینکه گفته شود قرار است نماز هم اجباری باشد اما امکانات قهریه برای اجبار نماز برای یک جمعیت چند ده میلیونی در دست نیست وگرنه باید راستیآزمایی کرد که تمام آحاد ملت نماز را در خانه، ادارات، مساجد و.. به جا بیاورند؛ اما چون مامور و محتسب به تعداد جمعیت یک کشور در دست نیست، عملا اجبار نماز، به تکلیف مالایُطاق (غیرممکن) بدل خواهد شد.
خوب! اگر نتیجهی بحث این باشد که نماز ـ به مثابه مهمترین حکم عملی شریعت ـ را نمیتوان یا نباید اجباری کرد، این پرسش پیش میآید که بقیهی مناسک شرعی را چرا باید اجبار نمود؟ از کدام نص دینی استخراج کردیم که نماز نهایتا اجباربردار نیست اما مثلا گذاشتن ریش برای مردان اجباری است؟ نصی که به ما اجازه میدهد بین اجبار احکام فرق بگذاریم و یکی را اختیاری کنیم و بقیه را اجباری کدام است؟ اگر در پاسخ گفته شود که چنین نصی در کار نیست و ما صرفا بر اساس اجتهاد شخصی این تفکیک را قائل شدیم، میتوان گفت که این اجتهاد ضعیف است! و دیگران هم میتوانند بر اساس اجتهاد خود، اَحکام A و B و C را اجباری و بقیه را اختیاری قرار دهند. اما اگر العجلان/العجیری بگویند که نماز را هم باید اجبار کرد لکن چنین اجباری عملا مُحال و مالایُطاق است و ما نمیتوانیم برای تکتک افراد، مامور و دوربین و سازوکار نظارتی قرار دهیم که نماز خواندنشان را چِک کنند، پس آنها اعتراف کردهاند که اسلامِ مد نظرشان به امری مالایطاق و نشدنی امر کرده است. در واقع بدین ترتیب زوج العجلان/العجیری ناخواسته از یک اسلام "ممتنع" به عنوان اسلام اصیل و ناب دفاع میکنند که قابل پیادهسازی نیست و بنابراین نظریهی حقوقی آنها فاقد انسجام درونی است.
اگر زوج العجلان/العجیری پذیرای این الزامات منطقی نظریهشان شوند، در این حالت منتقدان میتوانند بگویند: حال که نسخه و تفسیر شما از اسلام، یک نسخهی مالایطاق و خارج از امکانات عملیاتی است، میبایست با یک تجدیدنظر اساسی در خداشناسی و دینشناسی، نسخههای عملیتر را پیشنهاد دهیم.
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
نويسندگانی چون فهد العَجلان و عبدالله العَجیری (مشهور به نوسلفیان) در آثار خود میکوشند تا با تشبث به سازوکار الزام (Enforcement) در حقوق موضوعهی جدید، بین قوانین موضوعهی مدرن و اَحکام و مناسک شریعت نوعی همسانی ایجاد کرده نهایتا از الزام اولی، اجباری بودن دومی را نتیجه بگیرند. اما این استدلال آنها به یک مشکل بزرگ دشوار است: الگوگیری از امر سکولار برای اثبات یک امر دینی. و البته خود این رویه، ناشی از نادیدهانگاری فلسفهی حقوق مدرن است: قوانین موضوعهی مدرن، ادعا یا سودای رستگاری اخروی شهروندان را ندارند بلکه صرفا به منظور برآوردن مصالح و نظم دنیوی آنها و برپایهی سازوکارهای کاملا بشریای چون پارلمان، عُرف و ظروف زمانی و مکانی تدوین شدهاند در حالیکه هدف و هستهی اصلی اَحکام شرعی، رستگاری اخروی و نجات مؤمنان است.
اما فارغ از این مشکلِ ارجاع به امر سکولار برای اثبات امر دینی، نظریهی کسانی چون العجلان و العجیری فاقد انسجام درونی است؛ بدین معنا:
آنها در مسألهی اجبار و الزام احکام، فرقی بین مناسک و غیر مناسک و معاملات و حدود و... قائل نیستند و همه را اجباری میدانند. اما مهمترین فرض اسلام چیست؟ از آنجا که ـ بر اساس حدیث مشهور عبدالله بن عمر ـ اسلام بر پنج اصل (شهادتین+نماز+روزه+حج) بنا شده، احتمالا نماز از روزه و حج هم مهمتر است تا جایی که برخی فقها تارکِ نمازِ از سر کسالت را نیز کافر میدانند (در حالیکه مثلا تارکِ حجاب یا شاربِ خمر در هیچ مذهبی کافر نیست). حال که چنین است باید پرسید چرا نماز (که مهمترین و اساسیترین احکام اسلام است) را نمیتوان اجبار کرد؟ در اینجا دو پاسخ بیشتر متصور نیست: یا گفته شود که قرار نیست نماز اجباری باشد فلذا شهروندان جامعهی ایدهآلِ العجلان/العجیری میتوانند هر تعداد از وعدههای نماز را موقتا یا مطلقا ترک کنند، یا اینکه گفته شود قرار است نماز هم اجباری باشد اما امکانات قهریه برای اجبار نماز برای یک جمعیت چند ده میلیونی در دست نیست وگرنه باید راستیآزمایی کرد که تمام آحاد ملت نماز را در خانه، ادارات، مساجد و.. به جا بیاورند؛ اما چون مامور و محتسب به تعداد جمعیت یک کشور در دست نیست، عملا اجبار نماز، به تکلیف مالایُطاق (غیرممکن) بدل خواهد شد.
خوب! اگر نتیجهی بحث این باشد که نماز ـ به مثابه مهمترین حکم عملی شریعت ـ را نمیتوان یا نباید اجباری کرد، این پرسش پیش میآید که بقیهی مناسک شرعی را چرا باید اجبار نمود؟ از کدام نص دینی استخراج کردیم که نماز نهایتا اجباربردار نیست اما مثلا گذاشتن ریش برای مردان اجباری است؟ نصی که به ما اجازه میدهد بین اجبار احکام فرق بگذاریم و یکی را اختیاری کنیم و بقیه را اجباری کدام است؟ اگر در پاسخ گفته شود که چنین نصی در کار نیست و ما صرفا بر اساس اجتهاد شخصی این تفکیک را قائل شدیم، میتوان گفت که این اجتهاد ضعیف است! و دیگران هم میتوانند بر اساس اجتهاد خود، اَحکام A و B و C را اجباری و بقیه را اختیاری قرار دهند. اما اگر العجلان/العجیری بگویند که نماز را هم باید اجبار کرد لکن چنین اجباری عملا مُحال و مالایُطاق است و ما نمیتوانیم برای تکتک افراد، مامور و دوربین و سازوکار نظارتی قرار دهیم که نماز خواندنشان را چِک کنند، پس آنها اعتراف کردهاند که اسلامِ مد نظرشان به امری مالایطاق و نشدنی امر کرده است. در واقع بدین ترتیب زوج العجلان/العجیری ناخواسته از یک اسلام "ممتنع" به عنوان اسلام اصیل و ناب دفاع میکنند که قابل پیادهسازی نیست و بنابراین نظریهی حقوقی آنها فاقد انسجام درونی است.
اگر زوج العجلان/العجیری پذیرای این الزامات منطقی نظریهشان شوند، در این حالت منتقدان میتوانند بگویند: حال که نسخه و تفسیر شما از اسلام، یک نسخهی مالایطاق و خارج از امکانات عملیاتی است، میبایست با یک تجدیدنظر اساسی در خداشناسی و دینشناسی، نسخههای عملیتر را پیشنهاد دهیم.
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
👍16
وهكذا يتبين أن العلاقة الأوفق بين الدين والسياسة في الإسلام ليس الفصل كما يذهب إلى ذلك البعض، وليس هو الوصل والتماهي كما يتصور آخرون، بل هو التمييز. ونحن هنا نستعمل عبارة شهاب الدين القرافي التي دافع عنها في كتابه: (الإحكام في تمييز الفتاوى عن الأحكام وتصرفات القاضي والإمام). فالدين حاضر في السياسة كمبادئ موجهة، وروح دافقة دافعة، وقوة للأمة جامعة، لكن الممارسة السياسية مستقلة عن أي سلطة باسم الدين أو سلطة دينية.
سعد الدین العثماني (من قيادات حزب العدالة والتنمية [إخوان] المغرب)،
الدین والسیاسة: تمییز لا فصل،
ص31،
القاهرة: دار الکلمة: 2015
#الفکر_السیاسي_في_الإسلام
@AdnanFallahi
سعد الدین العثماني (من قيادات حزب العدالة والتنمية [إخوان] المغرب)،
الدین والسیاسة: تمییز لا فصل،
ص31،
القاهرة: دار الکلمة: 2015
#الفکر_السیاسي_في_الإسلام
@AdnanFallahi
👍2
از عوامل کامیابی عربها در فتح فلات ایران پس از فتح عراق این بود که دودمانهای پارتی کوست خراسان (مرزبانی خراسان یا ربع غربی قلمرو ساسانی) و کوست آذربایجان (مرزبانی آذربایجان یا ربع شمالی قلمرو ساسانی) آخرین پادشاه ساسانی یزدگرد سوم را رها کردند و از پشتیبانی خود از پادشاهی ساسانی دست کشیدند و با سپاهیان عرب صلح کردند در عوض بیشتر آنها اقتدار بالفعل خود را در قلمرو دودمانی خویش حفظ کردند...
روند فتوح، الگوی سکناگزینی بعدی عربها، و چگونگی گسترش جغرافیایی «انقلاب عباسیان» همگی بر واقعیتی مهم گواهاند: براندازی شاهنشاهی ساسانی هدف اصلی سپاه عرب نبود، بلکه صرفاً دستاورد جانبی آن بود که گسست پیشین اتحادیهٔ ساسانی - پارتی زمینه ساز آن شد. چراکه هدف اصلی فاتحان عرب مستعمره سازی سرزمینهای قلمرو ایران نبود، بلکه گذر از ایران به منظور دسترسی به باراندازهای تجاری فرارودان بود. خاندانهای مهم پارتی نیز دقیقاً به سبب پی بردن به همین با عربها قرار همزیستی نهادند.
پروانه پورشریعتی،
افول و سقوط شاهنشاهی ساسانی؛ اتحادیه ساسانی ـ پارتی و فتح ایران به دست عربها،
ترجمه: آوا واحدی نوایی
نشر نی، 1398، چـ1
@AdnanFallahi
روند فتوح، الگوی سکناگزینی بعدی عربها، و چگونگی گسترش جغرافیایی «انقلاب عباسیان» همگی بر واقعیتی مهم گواهاند: براندازی شاهنشاهی ساسانی هدف اصلی سپاه عرب نبود، بلکه صرفاً دستاورد جانبی آن بود که گسست پیشین اتحادیهٔ ساسانی - پارتی زمینه ساز آن شد. چراکه هدف اصلی فاتحان عرب مستعمره سازی سرزمینهای قلمرو ایران نبود، بلکه گذر از ایران به منظور دسترسی به باراندازهای تجاری فرارودان بود. خاندانهای مهم پارتی نیز دقیقاً به سبب پی بردن به همین با عربها قرار همزیستی نهادند.
پروانه پورشریعتی،
افول و سقوط شاهنشاهی ساسانی؛ اتحادیه ساسانی ـ پارتی و فتح ایران به دست عربها،
ترجمه: آوا واحدی نوایی
نشر نی، 1398، چـ1
@AdnanFallahi
👍16👎5
Forwarded from حَيْرَة - Hira
#حيرة ١٨٦
https://youtu.be/HihNWESMgcs?si=upOwmQF_3oT2tAwF
الأستاذ الدكتور رائد السمهوري - الأردن
باحث في علم الكلامي الإسلامي
من مؤلفاته:
■ نقد الخطاب السلفي - ابن تيمية نموذجا
■ ابن تيمية التاريخي والمستعاد - مقاربة تاريخية تحليلية في موقف ابن تيمية من المختلف الديني
■ السلف المتخيل - مقاربة تاريخية تحليلية في سلف المحنة
■ علي الطنطاوي وأعلام عصره
■ تهافت أبي يعرف المرزوقي وأدلوجته الاسمية
يمكن متابعته:
https://x.com/Alsamhouri?t=qh04JtmQYzmB_c76rIlCGA&s=09
يتطرق ل :
■ السياقات السياسية والفكرية لابن تيمية
● آراء ابن تيمية حول:
■ التوحيد والتجسيم
■ التشدد الفقهي
■ فناء النار
■ الأخلاق
■ التكفير والاخر المذهبي
■ النزاعات الكلامية في عصره
قناتنا على التلغرام:
https://news.1rj.ru/str/HiraHadiAlLawati
https://youtu.be/HihNWESMgcs?si=upOwmQF_3oT2tAwF
الأستاذ الدكتور رائد السمهوري - الأردن
باحث في علم الكلامي الإسلامي
من مؤلفاته:
■ نقد الخطاب السلفي - ابن تيمية نموذجا
■ ابن تيمية التاريخي والمستعاد - مقاربة تاريخية تحليلية في موقف ابن تيمية من المختلف الديني
■ السلف المتخيل - مقاربة تاريخية تحليلية في سلف المحنة
■ علي الطنطاوي وأعلام عصره
■ تهافت أبي يعرف المرزوقي وأدلوجته الاسمية
يمكن متابعته:
https://x.com/Alsamhouri?t=qh04JtmQYzmB_c76rIlCGA&s=09
يتطرق ل :
■ السياقات السياسية والفكرية لابن تيمية
● آراء ابن تيمية حول:
■ التوحيد والتجسيم
■ التشدد الفقهي
■ فناء النار
■ الأخلاق
■ التكفير والاخر المذهبي
■ النزاعات الكلامية في عصره
قناتنا على التلغرام:
https://news.1rj.ru/str/HiraHadiAlLawati
YouTube
حيرة 186 | رائد السمهوري | ابن تيمية ما له وما عليه | جذور التطرف والتكفير
0:00 - مقتطفات من الحوار
3:10 - المسيرة العلمية للضيف
18:27 - الشك والدين
23:31 - ابن تيمية وإعذار الخلق
35:15 - مشروع قراءة كل كتب ابن تيمية
49:23 - ابن تيمية رائد التكفير والتبديع ؟
57:55 - السياق التاريخي لابن تيمية
1:07:15 - رؤية ابن تيمية للآخر…
3:10 - المسيرة العلمية للضيف
18:27 - الشك والدين
23:31 - ابن تيمية وإعذار الخلق
35:15 - مشروع قراءة كل كتب ابن تيمية
49:23 - ابن تيمية رائد التكفير والتبديع ؟
57:55 - السياق التاريخي لابن تيمية
1:07:15 - رؤية ابن تيمية للآخر…
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
💵اقتصاد سیاسیِ جنگهای صلیبی: روایت ابن جُبیر اندلسی (614هـ) "از عجیب ترین مطالبی که در آن جا [= جبل لبنان] زبانزد بود، این که گاه آتش فتنه ای بین دو گروه مسلمان و مسیحی برافروزد و چه بسا این دو گروه برخورد کنند و جنگ بین ایشان درگیرد ولی در همان حال،…
راه رایج دیگر [در ارتباط بین مسلمانان و مسیحیان در دوران جنگهای صلیبی] تجارت بود. ابن جبیر بار دیگر از اواخر قرن دوازدهم چنین نقل می کند:
بنابراین به نظر نمیرسد وجود ارتشهای متخاصم تأثیر قابلتوجهی بر تجارت بین دو طرف داشته باشد. در واقع، جنگ بین آنها حتی می توانست به فرصت های جدیدی منجر شود، زیرا بازرگانان اغلب پشت سر ارتش خود حرکت میکردند و چیزهایی را به سربازان می فروختند. به عنوان مثال، پس از پایان جنگ بین صلاح الدین و فرنگیان در سال 1192، گروهی از بازرگانان مسلمان که پشت سر ارتش سلطان صلاحالدین حرکت میکردند، بلافاصله به یافا رفتند تا با فرنگیان آنجا تجارت کنند. به همین ترتیب، در زمان محاصره دمیاط ـ در جنگ صلیبی پنجم ـ در حدود سال 1220، شواهدی وجود دارد که نشان می دهد مردم محلی مصر با فروش غلهجات و در برخی موارد ماهیگیری در دریای مدیترانه و سپس فروش صید خود به سربازان فرنگی، از مزیت حضور این ارتش بهره بردند. بازرگانان مسلمان دمشق درست قبل از نبرد لافوربیه در سال 1244 به فرنگیان اسلحه فروختند، و سالها قبل از فتح شهر عکا به دست ممالیک در سال 1291، در عکای فرنگیان یک استراحتگاه بزرگ (فُندُق) برای بازرگانان مسلمان وجود داشت. در واقع، قتل دو بازرگان مسلمان در آن شهر بود که بهانه ای برای حمله نهایی ممالیک به آنجا در همان سال به دست داد.
همانطور که در فصل سوم در مورد چگونگی انتقال دانش از یک جامعه به جامعه دیگر ذکر شد، مانند تجارت، مبادلات حرفه ای در حوزه دانش پزشکی نیز رخ داد. شواهد بیشتری در مورد اینکه چگونه پزشکان فرنگی و مسلمان از هر دو طرف با هم کار میکردند یا شخصاً در یک موقعیت حرفهای با یکدیگر تعامل میکردند، وجود دارد؛ که نتیجتا به امتداد روندی از تعامل پزشکان مسیحی و مسلمان انجامید که از قرنها پیش در جهان اسلام ادامه داشت. یکی از نمونه ها را یک پزشک محلی به نام اسامه بن منقذ گزارش کرده است..
Alexander Mallett,
Christian–Muslim Relations during the Crusades,
pp. 71-73
Arc Humanities Press, Leeds, 2023.
#جنگهای_صلیبی
@AdnanFallahi
ومن أعجب ما يحدث به ان نيران الفتنة تشتعل بين الفئتين مسلمين ونصارى، وربما يلتقي الجمعان ويقع المصاف بينهم ورفاق المسلمين والنصارى تختلف بينهم دون اعتراض عليهم. شاهدنا في هذا الوقت، الذي هو شهر جمادى الأولى، من ذلك خروج صلاح الدين بجميع عسكر المسلمين لمنازلة حصن الكرك، وهو من اعظم حصون النصارى.. واختلاف القوافل من مصر الى دمشق على بلاد الافرنج غير منقطع. واختلاف المسلمين من دمشق الى عكة كذلك. وتجار النصارى ايضا لا يمنع أحد منهم ولا يعترض.. والاتفاق بينهم والاعتدال في جميع الأحوال. وأهل الحرب مشتغلون بحربهم، والناس في عافية، والدنيا لمن غلب" (رحلة ابن جبیر، 1/234ـ، دار ومكتبة الهلال، بيروت).
بنابراین به نظر نمیرسد وجود ارتشهای متخاصم تأثیر قابلتوجهی بر تجارت بین دو طرف داشته باشد. در واقع، جنگ بین آنها حتی می توانست به فرصت های جدیدی منجر شود، زیرا بازرگانان اغلب پشت سر ارتش خود حرکت میکردند و چیزهایی را به سربازان می فروختند. به عنوان مثال، پس از پایان جنگ بین صلاح الدین و فرنگیان در سال 1192، گروهی از بازرگانان مسلمان که پشت سر ارتش سلطان صلاحالدین حرکت میکردند، بلافاصله به یافا رفتند تا با فرنگیان آنجا تجارت کنند. به همین ترتیب، در زمان محاصره دمیاط ـ در جنگ صلیبی پنجم ـ در حدود سال 1220، شواهدی وجود دارد که نشان می دهد مردم محلی مصر با فروش غلهجات و در برخی موارد ماهیگیری در دریای مدیترانه و سپس فروش صید خود به سربازان فرنگی، از مزیت حضور این ارتش بهره بردند. بازرگانان مسلمان دمشق درست قبل از نبرد لافوربیه در سال 1244 به فرنگیان اسلحه فروختند، و سالها قبل از فتح شهر عکا به دست ممالیک در سال 1291، در عکای فرنگیان یک استراحتگاه بزرگ (فُندُق) برای بازرگانان مسلمان وجود داشت. در واقع، قتل دو بازرگان مسلمان در آن شهر بود که بهانه ای برای حمله نهایی ممالیک به آنجا در همان سال به دست داد.
همانطور که در فصل سوم در مورد چگونگی انتقال دانش از یک جامعه به جامعه دیگر ذکر شد، مانند تجارت، مبادلات حرفه ای در حوزه دانش پزشکی نیز رخ داد. شواهد بیشتری در مورد اینکه چگونه پزشکان فرنگی و مسلمان از هر دو طرف با هم کار میکردند یا شخصاً در یک موقعیت حرفهای با یکدیگر تعامل میکردند، وجود دارد؛ که نتیجتا به امتداد روندی از تعامل پزشکان مسیحی و مسلمان انجامید که از قرنها پیش در جهان اسلام ادامه داشت. یکی از نمونه ها را یک پزشک محلی به نام اسامه بن منقذ گزارش کرده است..
Alexander Mallett,
Christian–Muslim Relations during the Crusades,
pp. 71-73
Arc Humanities Press, Leeds, 2023.
#جنگهای_صلیبی
@AdnanFallahi
حزب [دستراستیِ] آلترناتیو برای آلمان (AFD) نشان می دهد که همپوشانی زیادی با بنیادگرایی مسیحی در کار است. نمونه ای از موضوعات و مطالبات AfD که در بیانیه آنها ذکر شده، این را نشان میدهد: دفاع از فرهنگ مسیحیت، خانواده سنتی و ازدواج، رد سقط جنین و ترویج خانواده های پرجمعیت، دفاع از نقشهای جنسیتی سنتی، مخالفت با خودکشیِ کمکی (assisted suicide)؛ حمایت از مسیحیت و آرایش سنتی چشمانداز مذهبی در آلمان (اسلام به عنوان بخشی از فرهنگ آلمان تلقی نمیشود، بلکه تهدیدی برای جامعه آلمان است)... ترويج تعليمات ديني در مدارس، و آرایش مرزهای سیاسی (رد عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا) (AfD 2017; ChrAfD 2018)
موضوعات فوق دقیقاً با آنچه روبرتا گارنر به عنوان دستور کار بنیادگرایان مسیحیِ درگیر سیاست در ایالات متحده توصیف می کند همسویی دارد. به گفته وی، این جریانِ مذهبی ایالات متحده، دیدگاههای زیر را دارد:
"Right-wing populism and religion in Germany: Conservative Christians and the Alternative for Germany (AfD)", Zeitschrift für Religion, Gesellschaft und Politik,
(2018) 2:335–363.
@AdnanFallahi
موضوعات فوق دقیقاً با آنچه روبرتا گارنر به عنوان دستور کار بنیادگرایان مسیحیِ درگیر سیاست در ایالات متحده توصیف می کند همسویی دارد. به گفته وی، این جریانِ مذهبی ایالات متحده، دیدگاههای زیر را دارد:
اول، موضع محافظهکارانه درباره مسائل اجتماعی مانند سقط جنین، حقوق همجنسگرایان و ساختار خانواده. دوم، مطالبهی کاهش شکاف بین دولت و کلیسا در ایالات متحده ـ به ویژه در مورد مسائلی مانند عبادت در مدارس و بودجه عمومی برای آموزش دینی. سوم، مخالفت شدید با جنبشها یا ایدههای کمونیستی و سوسیالیستی در ایالات متحده. و چهارم، حمایت از سرمایهگذاری آزاد و مخالفت با لیبرالیسم مثبت (positive liberalism). (Garner 1996, p. 213).Andrea Althoff,
"Right-wing populism and religion in Germany: Conservative Christians and the Alternative for Germany (AfD)", Zeitschrift für Religion, Gesellschaft und Politik,
(2018) 2:335–363.
@AdnanFallahi
👍6
باز بودن، چنان که امروزه درک و دریافت میشود، عبارت است از تسلیم شدن به هر چیزی که قویتر است یا ستایش هر چیزی که موفقیتی پرتعداد به دست آورده است و آن را به یک اصل تبدیل کردن. این حقهٔ تاریخگرائی است که مقاومت ما جلوی تاریخ را از بین برده است؛ تاریخی که در زمانهٔ ما افکار عمومی نامیده میشود؛ زمانهای که در آن افکار عمومی قاعده تعیین میکند. بارها و بارها شنیدهام که افرادی از کنار گذاشتن الزام آموزش زبان یا آموختن علم و فلسفه به مثابۀ راهی برای پیشرفتِ باز بودن یاد میکنند. اینجا است که دو نوع باز بودن باهم برخورد میکنند. وقتی قرار است مقابل دانش، باز باشیم چیزهائی هست که افراد باید بدانند اما بسیاری خوش ندارند برای یادگیری آن خود را زحمت بدهند و به نظرشان کسالت آور و بیربط میآید.
آلن بلوم،
بسته شدن ذهن امریکایی،
ترجمه مرتضی مردیها
#محافظهکاری_امریکایی
@AdnanFallahi
آلن بلوم،
بسته شدن ذهن امریکایی،
ترجمه مرتضی مردیها
#محافظهکاری_امریکایی
@AdnanFallahi
👍6
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
راه رایج دیگر [در ارتباط بین مسلمانان و مسیحیان در دوران جنگهای صلیبی] تجارت بود. ابن جبیر بار دیگر از اواخر قرن دوازدهم چنین نقل می کند: ومن أعجب ما يحدث به ان نيران الفتنة تشتعل بين الفئتين مسلمين ونصارى، وربما يلتقي الجمعان ويقع المصاف بينهم ورفاق المسلمين…
در سالهای نخستین جنگهای صلیبی، ائتلافهای متقابل متعددی خاصه بین فرنگیان [فرانکها] و حاکمان مسلمانِ تُرک شمال سوریه شکل گرفت. یکی از این نمونهها، که قبلاً به آن اشاره شد، مربوط به سال 1108 است که نتیجه درگیری بین دو ایالت صلیبی اَنطاکیه و اِدِسا بود. منشأ این اختلاف به بلافاصله پس از نبرد حران در شمال سوریه در سال 1104 برمیگشت، زمانی که یک نیروی مسلمان اولین شکست نظامی مهم را به فرنگیان ـ از زمان ورود آنها به منطقه ـ تحمیل کرد. در این رویارویی، حاکم ادسا بالدوین دوم و اشراف مختلف دیگری اسیر شده بودند. به منظور حفاظت از شهر بالدوین برای مسیحیت، تانکرِد، حاکم انطاکیه، نایب السلطنه آنجا شد و یکی از بستگان خود را حاکم آنجا کرد. هنگامی که بالدوین و یارانش در سال 1108 آزاد شدند، تانکرد و خویشاوندانش تمایلی به کنار گذاشتن تسلط خود بر ادسا نداشتند و بنابراین وقوع یک درگیری کوتاه بین دو طرف تقریباً اجتنابناپذیر بود. تانکرد و همراهانش به منظور حمایت از آرمان خود، با شهر مسلمان نزدیک حلب متحد شدند، در حالی که ادساییها با موصل به توافق رسیدند. جنگ کوتاه و کمدامنهای که در ادامه رخ داد، حاصل یک درگیری مذهبی بین مسیحیان و مسلمانان نبود. بلکه بر اساس جغرافیا بود: اَنطاکیه و حلب در شمال سوریه علیه شهرهای اِدِسا و موصل در بینالنهرین. این ائتلاف بهخوبی نشان میدهد که مرزهای دینی چقدر آسان میتواند برای حاکمان هر دو طرف بیربط شود، اگر که آنها این قضیه را به سود مصلحت سیاسی خود ببینند.
Alexander Mallett,
Christian–Muslim Relations during the Crusades,
pp. 20,21
Arc Humanities Press, Leeds, 2023.
#جنگهای_صلیبی
@AdnanFallahi
Alexander Mallett,
Christian–Muslim Relations during the Crusades,
pp. 20,21
Arc Humanities Press, Leeds, 2023.
#جنگهای_صلیبی
@AdnanFallahi
👍5
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
باز بودن، چنان که امروزه درک و دریافت میشود، عبارت است از تسلیم شدن به هر چیزی که قویتر است یا ستایش هر چیزی که موفقیتی پرتعداد به دست آورده است و آن را به یک اصل تبدیل کردن. این حقهٔ تاریخگرائی است که مقاومت ما جلوی تاریخ را از بین برده است؛ تاریخی که…
از آنجا که احترام برای امر قدسی غیردینی ـ آخرین مد زودگذر ـ اوج گرفته است، دین واقعی و دانش انجیلی تا مرز اضمحلال پائین آمده است... روزهای مقدس و زبان مشترک و مجموعه ای از ارجاعات مذهبی که به بیشتر اهل خانه سرایت میکرد عامل بخش مهمی از همبستگی خانوادگی بود و فحوای بنیادینی به آن می داد. موسی و لوح ده فرمانش، عیسی و موعظه عشق برادرانه اش، وجودی تخیلی داشت. عباراتی از کتاب پسلمز از (تورات) و گاسپلز (از انجیل) در ذهن بچه ها پژواک میکرد. حضور در کلیسا یا کنیسه، دعا سر سفره، یک راه زندگی بود که از تعلیم و تربیت اخلاقی که فرض بر این بود که در این کشور دمکراتیک وظیفۀ خاص خانواده محسوب میشود جداشدنی نبود... از دست رفتن چسبیدگی درونی اعضای خانواده که عطیه انجیل بود نباید در وهله اول به مدرسه یا حیات سیاسی منسوب شود بلکه متهم اصلی در این کار خانواده است که به رغم تمامی حقوقش درباب حوزۀ خصوصی، نشان داد که توان حفظ چیزی را در درون خودش، فارغ از تبلیغات بیرون خانه، ندارد.
آلن بلوم،
بسته شدن ذهن امریکایی،
ترجمه مرتضی مردیها
#محافظهکاری_امریکایی
@AdnanFallahi
آلن بلوم،
بسته شدن ذهن امریکایی،
ترجمه مرتضی مردیها
#محافظهکاری_امریکایی
@AdnanFallahi
👍10