تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی – Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
2.8K subscribers
63 photos
10 videos
56 files
704 links
درباره: اسلام‌شناسی، تاریخ، اندیشه‌ی سیاسی

* صفحه‌ی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
Download Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
چون سیستم مالیاتی اعراب در واقع همان سیستم ایران بود مطالعه و روشن کردن یکی، برای روشن شدن وضع دیگری كمک خواهد کرد... این مطالب کلا در طبری مسطور است و او آنها را از سالنامه های رسمی (خداينامک) که ترجمه های متعدد عربی آن موجود بود (مشهورترین آنها ترجمه ابن…
از نقطه نظر فرد ایرانی سیستم مالیاتی همان سیستم معهود زمان ساسانیان بود چون او مالیاتهائی بعنوان مالیات ارضی و مالیات پیشه و کسب، و مالیات سرانه می‌پرداخت.

دانیل دِنِت،
جزیه در اسلام،
صص208،209،
ترجمه د. محمد علی موحد،
تبریز: کتابفروشی سروش، 1340.


@AdnanFallahi
👍3
موفقیت غربیها در جبهه جنگ و دریاهای آزاد با پیروزی‌های کم آوازه اما فراگیرتر و در نهایت خطرناکتر، در عرصه بازار همراه شد. با کشف و استثمار دنیای جدید برای نخستین بار مقادیر فراوانی طلا و نقره در دسترس اروپاییان غربی قرار گرفت. زمین‌های حاصلخیزِ متصرفاتِ مهاجرنشین این امکان را برای آنها فراهم کرد تا محصولات جدیدی از جمله محصولاتی چون قهوه و نیشکر کشت کنند که پیشتر از خاورمیانه وارد می‌شد و سپس همانها را برای فروشندگان سابق صادر کنند. حضور فزاینده اروپاییها در جنوب و جنوب شرقی آسیا این فرایند را گسترش و شتاب بخشید و صنایع دستی دیرینه با چالش دوگانه‌ی کارِ ارزان قیمتِ آسیایی و مهارتهای تجاری اروپایی روبه‌رو شد. شرکتهای بازرگانی غربی به کمک دولتهایِ تجاری اندیشِ خود نیروی جدیدی در خاورمیانه محسوب می‌شدند.

برنارد لوئیس،
مشکل از کجا آغاز شد؟ تأثیر غرب و واکنش خاورمیانه،
ترجمه شهریار خواجیان،
تهران: انتشارات اختران.


@AdnanFallahi
👍5
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
پیش‌تر آوردیم که از نگاه نویسندگان و نظریه‌پردازانی مانند ابوالاعلی مودودی، سیاست‌ورزی دو شق بیشتر ندارد: اسلامی و غیراسلامی (سکولار). و نیز گفتیم که اگر این منطق را پیش بگیریم نتیجتا نخستین نطفه‌های سکولاریزاسیون اسلام (عبور از سیاست اسلامی) در نیمه‌ی نخست…
ابوالاعلی مودودی ـ یکی از بارزترین نظریه‌پردازان تز سکولاریزاسیونِ اسلام ـ باز تصریح می‌کند که جدایی دین از سیاست (سکولاریسم) نه در قرن بیستم بلکه از همان قرن نخست هجری و از زمان تأسیس پادشاهی اموی، آغاز و تثبیت شد:
قامت حكومة مروان [بن الحَکم الأموي] وأولاده وفيها وصل تحرر السياسة من الدين وانفلاتها منه ـ بل ذبح احكام الدين على اعتاب السياسة ـ الى المنتهى ومع أن عبد الملك بن مروان كان فقيها كبيرا وكان يعتبر في المدينة ـ قبل حظوته بالملك ـ فقيها في عداد سعيد بن المسيب وعروة بن الزبير و قبيصة بن ذؤيب وكان غضب لما حدث في عهد يزيد من قصف للكعبة بالحجارة ورمى لها بالنيران لكنه لما تولى الحكم بعث الحجاج بن يوسف ليقاتل عبد الله بن الزبير في مكة فهاجمها الحجاج الظالم في موسم الحج وهو موسم كان الكافرون والمشركون في عصر الجاهلية يوقفون القتال وهو موسم ويمتنعون عن الحرب فيه" (المودودي، الخلافة والملك، ص121، تعریب: احمد ادریس، کویت: دار القلم، 1978).



@AdnanFallahi
👍4👎2
🍯دعوا سر دیگ هلیم است!

منازعات سیاسی ندرتا حول و حوش عدالت، اخلاق و استحقاق شکل می‌گیرد بلکه اساسا بر مدار مؤلفه‌های قدرت سخت و نرم ـ غلبه، ثروت، شهرت، نفوذ ـ می‌چرخد. این تقریبا قاعده‌ی کلی است و طبعا استثنائاتی هم دارد. کشمکش‌های سیاسی بلوک‌های قدرت جهانی و منطقه‌ای نیز مشمول همین قاعده است. عمر بن عبدالعزیز ـ که در میان حاکمان اموی استثنائا به عدالت و حسن رفتار شهره است ـ خطابی دارد که بر همین مضمون تأکید می‌کند. مورخان از او نقل کرده‌اند که وی در ابتدای عهده‌دار شدن منصب خلافت گفت:
همانا این امت درباره‌ی پروردگارش عزوجل و پیامبرش (ص) و کتابش [قرآن] دچار اختلاف نشد و بلکه فقط و فقط بر سر دینار و درهم اختلاف کردند...[1].

در واقع اگر بخواهیم سخن منسوب به عمر بن عبدالعزیز را به زبان امروز ترجمه کنیم باید بگوییم که بیشتر منازعات سیاسی ـ که ظاهرا پوششی دینی و الهیاتی دارند ـ بر سر کسب زر و زور بیشتر (غلبه و دلار) هستند و لاغیر. حال در پرتو این سخن عمر بن عبدالعزیز می‌شود فهمید که چرا فقهای بزرگی مانند شافعی این قدر از نهاد قدرت گریزان و نسبت به آن بدبین بودند.
ـــــــــــ
ارجاعات:
[1]. "وَإِن هَذِه الامة لم تخْتَلف فِي رَبهَا عز وَجل وَلَا فِي نبيها صلى الله عَلَيْهِ وَسلم وَلَا فِي كتابها وَإِنَّمَا اخْتلفُوا فِي الدِّينَار وَالدِّرْهَم" (الآجري البغدادي، أخبار أبي حفص عمر بن عبد العزيز رحمه الله وسيرته، ص57، بيروت: مؤسسة الرسالة، 1980).

✍️عدنان فلّاحی


https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
👍11👎3
جان میرشایمر (استاد و نظریه‌پرداز برجسته‌ی روابط بین‌الملل) - که چند دهه پیش و در سال 1993 حمله‌ی روسیه به اوکراین را پیش‌بینی کرده بود ـ دو هفته‌ی پیش به نوعی روز بد زلنسکی در اتاق بیضی کاخ سفید را هم پیش‌بینی کرده بود.
میرشایمر با بیان اینکه زلنسکی پذیرای توافق پوتین و ترامپ نخواهد شد گفته بود:
ترامپ در یک جهت اساساً متفاوت حرکت می‌کند زیرا واشنگتن معتقد است که مسکو در جنگ پیروز خواهد شد و کی‌یف نمی‌تواند خسارات وارد شده را جبران کند.



@AdnanFallahi
https://www.news18.com/videos/world/john-mearsheimer-who-predicted-russia-ukraine-war-says-zelensky-won-t-take-trump-s-deal-with-putin-9228980.html
👍4
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
ابوالاعلی مودودی ـ یکی از بارزترین نظریه‌پردازان تز سکولاریزاسیونِ اسلام ـ باز تصریح می‌کند که جدایی دین از سیاست (سکولاریسم) نه در قرن بیستم بلکه از همان قرن نخست هجری و از زمان تأسیس پادشاهی اموی، آغاز و تثبیت شد: قامت حكومة مروان [بن الحَکم الأموي] وأولاده…
ابوالاعلی مودودی ـ یکی از بارزترین نظریه‌پردازان تز سکولاریزاسیونِ اسلام ـ تصریح می‌کند که سیاست سکولار امویان در زمان عباسیان هم ادامه یافت:
ان سياسة بني العباس مثلها مثل سياسة بني أمية خارجة عن أطر الدين حرة من حدوده وأن العباسيين مثل سالفيهم لا يتورعون عن الاعتداء على حدود الله والدوس على شريعته في سبيل اغراضهم السياسية" (المودودي، الخلافة والملك، ص129، تعریب: احمد ادریس، کویت: دار القلم، 1978).



@AdnanFallahi
👍5👎2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
فقط چند قدم آن طرف‌ترِ سَکاها، اقوامی ساکن بودند که در [منابع اروپاییِ] تمام ادوار کهن از آنان به قساوت یاد شده و دشمن دیرینه یونانیان و رومیان بودند: ایرانیان که پاپ اوربان دوم هم از آنان چهره هراسناکی ترسیم کرده بود. فرانچسکو پترارک نیز در ترانه صلیبیا Oaspettata…
در عصر رفورماسیون تفکراتی که پیش از سقوط قسطنطنیه در میان مسیحیان یونانی بر سر زبانها بود که: "عمامه عثمانی بر کلاه پاپی ترجیح دارد" این بار در میان مسیحیان اروپایی رایج گردید. اتهام قدیمی دستگاه تفتیش افکار و متشرعین کلیسایی دائر بر اینکه مرتدان و جدایی‌خواهان کلیسایی "بدتر از کافران" هستند، از سوی اصلاحات‌خواهان به کار گرفته شد که: "پاپ و پیروانش از ترکان رذل تر و خطرناک‌ترند". کاتولیک ها و پروتستانها تا مدتها یکدیگر را به همدستی با ترکان متهم میکردند ـ چه بسا اگر نمی گفتند که همکاری با ترکان بهتر از کار با مسیحیان رقیب است...
پاپ با توجه به نهضت رفورماسیون پی برد که باید راه اندازی جنگ همگانی علیه ترکان را مدتی به تعویق بیندازد. او در ماه مه ۱۵۱۸ نامه ای به فردریکِ خردمند شاهزاده انتخابگر نوشت و وی را از این تصمیم خود آگاه ساخت. دو سال بعد پاپ نسخه ای از فرمان پاپی بپاخیز ای مسیح Exsurge Domine را برای شاهزاده ساکسن فرستاد و تأکید کرد که عصیانگری مارتین لوتر به نفع ترکان عثمانی تمام می‌شود. پاپ برای این نگرانی‌ها دلائل روشن و معقولی داشت. لوتر به مکافاتِ پروردگاری استناد نمود و مکررا ترکان را نشانه خشم و غضب خداوند برای مجازات پیروان پاپ اعلام می کرد. لئوی دهم در فرمان پاپیِ سال ۱۵۲۰ این اتهامات را مردود شمرد. اصلاح طلبان نیز به نوبه خود در اقداماتی تحریک آمیز چندین نوبت فراخوان دادند که مردم نه در جنگ علیه مشرکان شرکت کنند و نه با کمک مالی از جنگ حمایت نمایند چون که مشرکان بسی خردمندتر از امیران و شاهزادگان کاتولیک هستند. مجلس مشورتیِ سپیر در سال ۱۵۲۹ تصویب نمود تا حد ممکن جلوی فعالیتهای تبلیغی به نفع نهضت رفورماسیون گرفته شود. لوتر چند ماه بعد در ماه سپتامبر در پاسخ به این اقدام، بیطرفی تمام کسانی را که به نهضت اعتراضی او پیوسته بودند اعلام کرد، آن هم در موقعیت خطیری که سپاه عثمانی وین را در محاصره خود گرفته بود. اِراسموس روتردامی در مکتوباتش به فرایارهای آلمان سُفلی Epistola ad fraters Inferioris Germaniae نقل می‌کند: که سربازان و حامیان لوتر بانگ می‌آورند که "ترک تعمید نایافته" (سلطان عثمانی) بهتر از "ترک تعمید یافته" (امپراتور رومی) است و دیده شده که سپاهیان امپراتور در ممالک سفلی بیرق‌هایی با نشان هلال احمر و مکتوب به شعار Plutost Turcs que Papaux که تُرک را بر پاپ ترجیح می‌دهد با خود حمل می‌کنند.


فرانکو کاردینی،
تاریخ روابط اسلام و اروپا،
ترجمه بهاءالدین بازرگانی،
نشر علم.


@AdnanFallahi
👍4
یوسف ناسی (Joseph Nasi) ـ متوفای 1579 در استانبول ـ احتمالا یکی از ذی‌نفوذترین چهره‌های یهودی اروپاست. او از یهودیان سِفاردی بود که در پرتغال متولد شد و از تفتیش عقاید کاتولیک‌ها گریخت و نهایتا به مثابه یک تاجر و دیپلمات وارد پایتخت عثمانی شد. ناسی موفق شد به دربار سلطان سلیم دوم وارد شود و در زمره‌ی دوستان و مشاوران ویژه‌ی وی قرار گیرد. نفوذ و تجربه‌ی وی در مناسبات تجاری با اروپا باعث شد که وی بر سیاست خارجی سلیم دوم بسیار مؤثر واقع افتد. ناسی را از عوامل مهم ترغیب عثمانی‌ها به جنگ با جمهوری ونیز دانسته‌اند. سلیم دوم او را به منصب امیری (بیگلربیگ) جزیره‌ی ناکسوس و دیگر جزایر قلمروی دریای اژه منصوب کرد. او نخستین کسی است که از داخل عثمانی برای اسکان یهودیان در فلسطین کوشید و با دعوت از یهودان رانده شده از ایتالیا، آبادی‌های یهودی‌نشینی را در اطراف شهرهای صَفَد و طبریه ایجاد کرد.


@AdnanFallahi
👍12
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
ابوالاعلی مودودی ـ یکی از بارزترین نظریه‌پردازان تز سکولاریزاسیونِ اسلام ـ تصریح می‌کند که سیاست سکولار امویان در زمان عباسیان هم ادامه یافت: ان سياسة بني العباس مثلها مثل سياسة بني أمية خارجة عن أطر الدين حرة من حدوده وأن العباسيين مثل سالفيهم لا يتورعون…
ابوالاعلی مودودی ـ از مهم‌ترین اصحاب سکولاریزاسیونِ اسلام ـ می‌گوید که نهاد دین و متولیانش از همان نیمه‌ی نخست قرن یکم هجری از نهاد سیاست جدا کرده بود:
هكذا انفصل طريق القيادة الدينية عن طريق القيادة السياسية منذ منتصف القرن الأول الهجري" (المودودي، الخلافة والملك، ص137، تعریب: احمد ادریس، کویت: دار القلم، 1978).



@AdnanFallahi
👍6👎5
دیشب و در جریان مراسم جوایز اسکار 2025، فیلم "سرزمینی دیگر نیست" (No other land) موفق شد جایزه‌ی بهترین فیلم مستند را از آن خود کند. این فیلم پیش‌تر جایزه‌ی جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم برلین را نیز کسب کرده بود.
    سرزمینی دیگر نیست، مستندی فلسطینی/نروژی است که ۲فعال رسانه‌ای فلسطینی عرب ساکن کرانه‌ی باختری مشترکا با ۲فعال رسانه‌ی یهودی ساکن اسرائیل آن را ساخته‌اند. این فیلم مستند، روایتگر کوشش‌های مداوم دولت اسرائیل در نابودی خانه‌های اعراب فلسطینی کرانه‌ی باختری و تلاش برای کوچاندن و آواره کردن ساکنان این مناطق و مصائب آنهاست.
   بخش انگلیسی الجزیره اینجا گزارش مبسوطی درباره‌ی این فیلم منتشر کرده است.


@AdnanFallahi
👍16👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
موفقیت غربیها در جبهه جنگ و دریاهای آزاد با پیروزی‌های کم آوازه اما فراگیرتر و در نهایت خطرناکتر، در عرصه بازار همراه شد. با کشف و استثمار دنیای جدید برای نخستین بار مقادیر فراوانی طلا و نقره در دسترس اروپاییان غربی قرار گرفت. زمین‌های حاصلخیزِ متصرفاتِ مهاجرنشین…
پیش از پایان قرن هجدهم، ترکها ایرانیان و سایر ملتهای خاورمیانه فرصت بسیار اندکی برای مشاهده مستقیم غرب داشتند که اصلاً با فرصتهای غربیها در شرق حتی زمانی که به لحاظ مادی و فرهنگی در موقعیت نازلتری به سر می بردند قابل قیاس نبود... عدم توازن مشابهی را در مورد تجارت نیز می‌توان دید. به طور کلی بازرگانان غربی آزادانه و به دفعات به سرزمینهای اسلامی رفت‌وآمد می‌کردند اما تجار خاورمیانه‌ای معمولاً به غرب نمی‌رفتند. مسلمانان از سفر به سرزمینهای غیر اسلامی فوق العاده اکراه داشتند و غربیها نیز خواستار آمدن آنها نبودند...
از سوی دیگر مسلمانان نیز به همان اندازه از رفتن به اروپا اکراه داشتند و فقهای اسلامی در مورد مجاز بودن مسلمانان به زندگی در یک کشور غیرمسلمان بحث های زیادی می‌کردند و می‌کنند... اجماع عمومی فقهای کلاسیک به این پرسش پاسخ منفی می‌دهد. از نظر یک مسلمان ممکن نیست که وی یک زندگی خوب مسلمانی در سرزمین کفر داشته باشد. وی باید موطن خود را ترک و به یک کشور اسلامی برود. این معضل با فتح دوباره اسپانیا (به دست مسیحیان) دشوارتر شد. اگر یک سرزمین اسلامی به تصرف مسیحیان درآید آیا آنها (مسلمانان) می‌توانند زیر سایه حکومت مسیحیان بمانند؟ یکبار دیگر پاسخ بسیاری از فقها منفی بود یعنی این که نمی‌توانند بمانند.


برنارد لوئیس،
مشکل از کجا آغاز شد؟ تأثیر غرب و واکنش خاورمیانه،
ترجمه شهریار خواجیان،
تهران: انتشارات اختران.


@AdnanFallahi
👍12
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
در عصر رفورماسیون تفکراتی که پیش از سقوط قسطنطنیه در میان مسیحیان یونانی بر سر زبانها بود که: "عمامه عثمانی بر کلاه پاپی ترجیح دارد" این بار در میان مسیحیان اروپایی رایج گردید. اتهام قدیمی دستگاه تفتیش افکار و متشرعین کلیسایی دائر بر اینکه مرتدان و جدایی‌خواهان…
فقرا، مستضعفان و ستم‌دیدگان در داخل سیستم سیاسی سختگیر و دستگاهیِ ممالک مسیحی فاقد هرگونه پول و امکانات، با امید و حسرت نظر به سرزمین مشرکان [= عثمانی‌ها] داشتند، سرزمینی که یک ماهیگیر کالابریایی و یا کوه‌نشین آلبانیایی را بسا میسور بود به جایگاه وزیر و دریاسالار ارتقاء یابد. مرتدان، بازندگانِ طالبِ انتقام، آرزو به دل مانده‌ها و سلب ارث شدگان حتی چشم به پیروزی مشرکان بر حکام نصرانی خود که ناسپاس و ستمگر بودند دوخته بودند. در اروپا جانِ آنکه را هیچ قیدی به دین نداشت می‌ستاندند، اما ترکان بیرحم که پوست از کله دشمن در می‌آوردند و او را به صلابه می‌کشیدند آزادی دین و آئین کسانی را که فقط اظهار تبعیت می‌کردند و خراج جزئی می‌دادند تضمین کرده بودند. مسلمینی که در سواحل دارالاسلام به اسارت دریازنان مسیحی در می‌آمدند و به کشتیهای مالتی و سان استفانی اندر می‌شدند نهایتا پاروزن اجباری کشتیهای گالی می‌شدند و یا در سیاه‌چال های لیورنو و تولون حبس می‌شدند. در عوض وقتی یک مسیحی به اسارت کشتیهای با پرچم هلال در می‌آمد چنانچه جوان خوش سیما، کاردان و توانا بود و یا اگر این اقبال را داشت به خدمت اربابی مهربان و متنفذ درآید می‌توانست مراتب ترقی شغلی را بپیماید و حتی در دستگاه حکومتی عثمانی به خدمت بزرگان درآید.

فرانکو کاردینی،
تاریخ روابط اسلام و اروپا،
ترجمه بهاءالدین بازرگانی،
نشر علم.


@AdnanFallahi
👍11
جماعت دعوت و اصلاح
امّت‌گرایی و نخبگان اهل سنّت گفت‌وگوی اختصاصی اصلاح‌وب با دکتر عدنان فلّاحی (اسلام‌شناس و پژوهشگر تاریخ و اندیشه‌ی سیاسی) در باب پدیدۀ «امّت‌گرایی» گفت‌وگو از: اصلاحوب 🔗ادامه‌ی متن #اندیشه #ین #امت #امت‌گرایی #اندیشه_سیاسی 🌐 در شبکه‌های اجتماعی همراه…
اهل‌سنت مانند بقیهٔ ساکنان ایران، شهروند این کشور هستند و مانند بقیهٔ شهروندان ایرانی حق دارند که در تعیین سرنوشت خود و میهنشان سهیم باشند. اهل‌سنت ایران یقیناً می‌دانند که تلاش برای ارتقای مزیت‌های ایران و اولویت‌دادن به توسعهٔ آن، ترجمانی جز عشق به فرزندان و بستگان و اقربای خود آنها ندارد و مصداق همان حدیث نبوی است که در ابتدا آوردم: "أَفْضَلُ دِینارٍ یُنْفِقُهُ الرَّجُلُ، دِینارٌ یُنْفِقُهُ علَی عِیالِهِ". همچنین اهل‌سنت ایران از نقش کلیدی کسی چون خواجه نظام‌الملک - مؤسس نظامیه‌های اهل‌سنت - در یکی از مهم‌ترین برهه‌های تاریخی ایران آگاه‌اند. خواجه نظام کسی بود که سیاست‌نامه را به زبان فارسی (زبان مشترک همهٔ ساکنان جغرافیای ایران) نوشت؛ چراکه جامعهٔ هدف و اولویت وی، امرا یا حاکمان مصر، اندلس یا سلجوقیان روم و... نبود.
البته من در انتها لازم است این نکته را گوشزد کنم که پیوندهای فرهنگی امت ناگسستنی است. برخی منتقدان رادیکال امت‌گرایی که معتقد به کپی‌برداری محض از تمدن معاصر غربی هستند این نکته را فراموش می‌کنند که اروپاییان بعد از جنگ جهانی دوم، نوعی پیوند تمدنی بین خود ایجاد کردند که حاوی منافع اقتصادی و اولویت‌های امنیتی مشترکی بود. ایده‌هایی چون اتحادیهٔ اروپا یا ناتو، در واقع برآمده از همان فراملی‌گرایی غربی بود؛ پدیده‌ای که کسانی چون سامی هانتینگتون را قانع کرد که از نبرد تمدن‌ها سخن بگویند و ملت‌ها را حول هسته‌های فرهنگی سختی در جبهه منازعات تمدنی تصویر کنند؛ بنابراین اهتمام و اولویت به امر ملی، مطلقاً به معنای نفی مشترکات فرهنگی و عقیدتی و توجه به مسائل کلان تمدنی - و فی‌المثل غفلت از آلام و رنج‌های ملت مظلوم فلسطین - نیست. از قضا می‌توان ادعا کرد که تأثیرگذاری بهتر و مهم‌تر در عرصهٔ کاهش آلام و مصائب تمدنی نیز لاجرم از دل ایجاد دولت‌ملت‌های قدرتمند خواهد گذشت؛ یعنی دولت‌های با انسجام ملی بیشتر و مؤلفه‌های قدرت برجسته‌تر، توانایی و مزایای بیشتری نسبت به حل مسائل اُمتی دارند.

بخشی از گفتگو با سایت اصلاح‌وب درباره‌ی مفهوم امت‌گرایی


@AdnanFallahi
👍9👎1
برغم وجود تعدادی از موالی در میان رهبران معتزله، آنها هیچ‌گاه اندیشه شعوبیه و مواضع آنان را به رسمیت نشناختند... جاحظ خطایی که شعوبیه به آن دچارند ـ اینکه گمان می‌کردند قومشان نخستین محتکران نیکی‌ها و ویژگی‌های خاص‌اند ـ را گوشزد می‌کند؛ چراکه نیکی‌ها و زشتی‌ها و پاک و ناپاک صفاتی‌اند که میان تمام مردم و کل ملت‌های بشری پراکنده‌اند و هیچ ملت خالص در محاسن یا خالص در عیوب، نه پیش‌تر وجود داشته است و نه در آینده خواهد بود.

نجاح محسن،
الفكر السياسي عند المعتزلة،
ص236-238
القاهرة: دار المعارف.


@AdnanFallahi
👍8
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
پیش از پایان قرن هجدهم، ترکها ایرانیان و سایر ملتهای خاورمیانه فرصت بسیار اندکی برای مشاهده مستقیم غرب داشتند که اصلاً با فرصتهای غربیها در شرق حتی زمانی که به لحاظ مادی و فرهنگی در موقعیت نازلتری به سر می بردند قابل قیاس نبود... عدم توازن مشابهی را در مورد…
در غرب، شخص در بازار پول در می‌آورد و از آن برای خرید کردن یا نفوذ کردن در لایه‌های قدرت استفاده می‌کند. اما در شرق، شخص قدرت را تسخیر و از آن برای درآوردن پول بهره‌برداری می‌کند. اخلاقاً تفاوتی بین این دو کردار نیست اما تأثیر آنها بر اقتصاد و سازمان سیاسی جامعه بسیار متفاوت است.

برنارد لوئیس،
مشکل از کجا آغاز شد؟ تأثیر غرب و واکنش خاورمیانه،
ترجمه شهریار خواجیان،
تهران: انتشارات اختران.


@AdnanFallahi
👍15
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
فقرا، مستضعفان و ستم‌دیدگان در داخل سیستم سیاسی سختگیر و دستگاهیِ ممالک مسیحی فاقد هرگونه پول و امکانات، با امید و حسرت نظر به سرزمین مشرکان [= عثمانی‌ها] داشتند، سرزمینی که یک ماهیگیر کالابریایی و یا کوه‌نشین آلبانیایی را بسا میسور بود به جایگاه وزیر و دریاسالار…
تزار تمام"روسیه" به تدریج درصدد تفهیم این معنا به سلطان عثمانی بر آمد تا او را وارث واقعی امپراتور قسطنطنیه و بالطبع قدرت حامی ملت millet ارتدوکس ـ مسیحی به رسمیت بشناسد. در راس جوامع ارتدوکس مسیحی مذکور، سراسقف یونانی که تحت الحمايه سلطان عثمانی بود قرار داشت و این جوامع millet عمدتا از مسیحیان با ملیت و زبان عرب تشکیل شده بودند. به این ترتیب شبکه ائتلافی پیچیده‌ای شکل گرفته بود که هر یک "مثلث" منافع متضاد را به نمایش می‌گذاشت: در بالکان مثلث متنافر اتریش روسیه و عثمانی؛ در قفقاز مثلث ترکها روسها و ایرانیها و در استانبول و بیت المقدس مثلث فرانسویها ترکها و روسها. در مورد اخیرالذکر تزارِ تازه از راه رسیده سخت در تلاش بود نقش سنتی و مالوف تنها حامی مسیحیان شرق را از فرانسه بستاند.

فرانکو کاردینی،
تاریخ روابط اسلام و اروپا،
ترجمه بهاءالدین بازرگانی،
نشر علم.


@AdnanFallahi
👍5
بعد از مقایسه بین روایات منابع عربی و غیر عربی می‌توان گفت که معاویة بن ابي سفیان در قرن یکم هجری/قرن هفتم میلادی سه قرارداد صلح با رومیان منعقد کرد... دومین قرارداد صلح در اثنای جنگ بین علی بن ابی طالب و معاویة بن ابي سفیان رضی الله عنهما بود که در سال 36هـ/656م منعقد شد و به درخواست معاویه بود تا از خطر رومیان در آن زمان دور بماند. این معاهده در مجموع به نفع رومیان بود چراکه معاویه 1000 نومیسمات و حصان [واحد پول بیزانسی] به آنان پرداخت و هر روز تعدادی از اسیران‌شان را آزاد کرد و این صلح در سال 40هـ/660م و پس از پایان نزاع [با علی بن ابی طالب] و ثبات امور برای معاویه رضی الله عنه به پایان رسید.

د. إبراهيم بن حمود المشيقح (رئيس قسم التاريخ - كلية العلوم العربية ولاجتماعية بالقصيم السعودية)،
"المهادنات بين معاوية بن أبي سفيان والبيزنطيين في القرن الأول الهجري/ القرن السابع الميلادي"، التاريخ العربي، ع 10 (1420 هـ ، 1999 م)، ص 131ـ149.


@AdnanFallahi
👍5👎4
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
در غرب، شخص در بازار پول در می‌آورد و از آن برای خرید کردن یا نفوذ کردن در لایه‌های قدرت استفاده می‌کند. اما در شرق، شخص قدرت را تسخیر و از آن برای درآوردن پول بهره‌برداری می‌کند. اخلاقاً تفاوتی بین این دو کردار نیست اما تأثیر آنها بر اقتصاد و سازمان سیاسی…
در طول قرن نوزدهم شمار فزاینده ای از مسلمانانِ جوان که بیشترشان افسران یا کارمندان دولت و اغلب اهل عثمانی بودند، دیگر در این باره شروع به حرف زدن کردند که چگونه اروپا «این کوچکترین قاره جهان» با تسلط بر علوم و معرفت زمانه نقش درجه اولی در جهان مدرن یافت. برخی از معرفت در پهنه گسترده تر آن ـ همان واژه که هم برای معرفت و هم دانش به کار می‌برند ـ سخن می‌گفتند. در رساله ای که در سال ۱۸۴۰ انتشار یافت مصطفی سامی دبیر ارشد پیشین سفارت عثمانی در پاریس یک گام فراتر برمی‌دارد و با شگفتی پی می‌برد که
هر اروپایی مرد و زن می‌تواند بخواند و بنویسد. همه آنها مرد و زن به یکسان دستکم ده سال به مدرسه می‌روند. آموزشگاه‌های ویژه ای حتی برای یاد دادن خواندن و نوشتن به کر و لالها وجود دارد. اروپایی‌ها به لطف دانش خود راه‌هایی برای غلبه بر طاعون و دیگر بیماری‌ها یافته و ابزارهای مکانیکی بسیاری را برای تولید انبوه اقلام گوناگون ابداع کرده اند".

صادق رفعت پاشا یک عثمانیِ دیگر با تجربه دیپلماتیک از اهمیتی سخن می‌گوید که اروپایی ها برای «نجوم موسیقی پزشکی... و سیاست بین المللی و علوم نظامی، گیاه شناسی، جانورشناسی، کانی شناسی و کالبدشناسی» قائل اند. وی همچنین توجه را به این نکته فرامی‌خواند که در اروپا کسی را نمی‌توان دید که عاجز از خواندن و نوشتن به زبان خود باشد.

برنارد لوئیس،
مشکل از کجا آغاز شد؟ تأثیر غرب و واکنش خاورمیانه،
ترجمه شهریار خواجیان،
تهران: انتشارات اختران.


@AdnanFallahi
👍11
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
📖تفسیر المهجور (پلورالیسم نجات به شرط عدم اقامه‌ی حجت: البقرة: 62) «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ…
📖تفسیر المهجور (پلورالیسم نجات و ارجاع حکم اخروی به خداوند: البقرة: 113)

«وَقَالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصَارَى عَلَىَ شَيْءٍ وَقَالَتِ النَّصَارَى لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلَى شَيْءٍ وَهُمْ يَتْلُونَ الْكِتَابَ كَذَلِكَ قَالَ الَّذِينَ لاَ يَعْلَمُونَ مِثْلَ قَوْلِهِمْ فَاللّهُ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُواْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ»
ترجمه: و یهودیان گفتند: مسیحیان مبتنی بر چیزی نیستند [= دیدگاه آنها سست و بی‌اساس است] و مسیحیان گفتند: یهودیان مبتنی بر چیزی نیستند [= دیدگاه آنها سست و بی‌اساس است]، [مسیحیان و یهودیان چنین پندارهایی را مطرح می‌کنند] در حالی‌که آنها کتاب [آسمانی] را می‌خوانند. بدین‌سان کسانی که [کتاب آسمانی] نمی‌دانند نیز نظیر سخن آنها [= مسیحیان و یهودیان] را گفتند. پس خداوند در روز قیامت، میان آنان، درباره‌ی آنچه که آنها درباره‌اش دچار اختلاف بودند، حکم می‌کند.
* نکته‌ی تفسیری: این آیه و دو آیه‌ی قبلی، مهر تأییدی بر مفاد آیات البقرة:62 و المائدة:69 هستند که می‌گویند کیفیت رستگاری برای تک تک افراد، از شخصی به شخص دیگر فرق می‌کند و به مسأله‌ی اقامه‌ی حجت و حصول باور قلبی بستگی تام و تمام دارد. توضیح اینکه اگر قرار باشد با ظهور مسیحیت، دیگر هیچ یهودی‌ای رستگار نشود، دلیلی ندارد که در این آیات (البقرة: 111ـ113) سخن مسیحیان درباره‌ی رستگارنشدن کل یهودیان، «پندار باطل» خوانده شود، چراکه بر اساس منطق انحصار رستگاری در باورمندان به دین متأخر، با ظهور عیسی (ع)، هر یهودیِ غیرمؤمن به رسالت عیسی (ع) لاجرم کافر و اهل آتش است. اما می‌بینیم که در این آیات ـ همسو با آیات البقرة:62 و المائدة:69 ـ بندگان خدا از پیش‌بینی و پیش‌گویی عاقبت اخروی باورمندان به ادیان دیگر (از جمله ادیان قبلی) صراحتاً و مؤکداً منع شده‌اند و چنین حکمی منحصراً در اختیار خداوند قرار داده شده است. زیرا تنها اوست که از اَسرار قلب‌ها خبر دارد و تنها اوست که می‌داند آیا فی‌المثل حقانیت آموزه‌های دینیِ ادیان متأخر، برای فلان باورمندِ به ادیان متقدم محرز شده است یا نه. این ارجاع حکم و داوری درباره‌ی عاقبت اُخروی افراد بر اساس سنجش عقایدشان، یکی از درس‌های مهم قرآن برای مسلمانان و از شعبه‌های مهم توحید است که در آیات متعددی تکرار شده است (برای مثال نک: النحل:124؛ الحج:69؛ الزمر:46 و...).

✍️عدنان فلّاحی


https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
👍19
🖇بنیان‌های الهیاتی اخلاق: از عز بن عبدالسلام تا هانس مورگنتا

یکی از بحث‌های مهم فلسفه‌ی حقوق، بحث از بنیادهای حقوق بشر ـ و طبعا اخلاق جهانی ـ است. شاید بتوان گفت نخستین نظریه‌پردازی‌ها درباره‌ی حقوق بنیادین انسان، با بحث درباره‌ی حق طبیعی (Natural rights) آغاز شد. در اینجا دو دیدگاه کلی درباره‌ی بنیادهای حق طبیعی مطرح است: گروه اول ریشه‌های این حقوق بنیادین را به خداوند و نوعی الهیات گره می‌زنند و گروه دوم ـ که متأخرتر هستند ـ می‌کوشند این بنیادها را کاملاً این‌جهانی و اصطلاحاً سکولار جلوه دهند. به همین ترتیب منشأ قوانین اخلاقی نیز یا قسمی از الهیات است و یا نتیجه‌ی خرد محض بشری. اما آیا خرد خودبنیاد بشر می‌تواند تمام این قوانین را کشف و ثابت کند؟
هانس مورگنتا (1980م)، فیلسوف و متفکر بزرگ سیاسی و پدر علم روابط بین‌الملل مدرن می‌گوید:
من شخصاً معتقدم غیرممکن است که یک قانون اخلاقیِ موجه را بدون یک بنیاد الهیاتی، فرض کرد... برای مثال، باور ندارم که بتوان کرامت زندگی انسان یا مقدس بودن زندگی بشر را بدون یک بنیاد الهیاتی فرض کرد[1].

در اینجا می‌بینیم که مورگنتا نه تنها ایده‌ی کرامت انسانی بلکه حتی ایده‌ی ارزش و قداست حیات انسان را نیز ناگزیر از وجود نوعی شالوده‌ی الهیاتی می‌داند. صدالبته این باور مورگنتا، بدین سبب نیست که خود او دیندار یا حتی خداباور بود[2] بلکه او صرفاً ملزومات یک بحث فلسفی و عقلی را پیش می‌کشد.
از آن سو فقیه بزرگ قرون میانی عز بن عبدالسلام (660ق) نیز معتقد است که فی المثل قانون اخلاقی تحریم ازدواج با محارم ـ نظیر مادر و خواهر و... ـ فاقد پشتوانه‌ی عقلی محض است و آنچه که از قبح آن در اذهان تداعی می‌شود صرفا نتیجه‌ی تثبیت حرمت شرعی آن است. او می‌گوید:
در ازدواج با محارم مفسده‌ای در کار است که من [عقلا] متوجه آن نشدم چراکه برآورده کردن شهوات، خود مصداق نیکی و احسانی است که به مودت و محبت می‌انجامد. پس چرا چنین چیزی با نزدیکان (محارم) مجاز نباشد؟... نفرتی که ما از این کار در خود می‌بینیم ناشی از شهرت تحریم [شرعی] آن است چنانکه ما از شراب هم شرعا نفرت داریم و این نفرت بر شهوت طبیعی غالب می‌شود[3].

به دیگر سخن ابن عبدالسلام می‌گوید که همه‌گیر شدن قبح ازدواج با محارم نه به دلیل پشتوانه‌های عقلی، بلکه ناشی از شهرت و همه‌گیری حرمت مذهبی آن است که تدریجا در فرهنگ و عقلانیت عامه تثبیت و تایید شده است؛ چنانکه به عقیده‌ی مورگنتا، ارزش حیات بشر یا کرامت آن نیز صرفا محصول ایده‌های الهیاتیِ پسِ آن است که تدریجا جای پای خود را در فرهنگ عمومی و در میان عقلا تثبیت کرده و به اصلی بدیهی ـ برآمده از نوعی قرارداد اجتماعی ـ بدل شده است.
ـــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. Hans Morgenthau in: Human rights & Foreign policy, P. 10, Council on Religion and International Affairs,1979.
[2]. حتی می‌توان ادعا کرد که مورگنتا باوری به الهیات نداشت. چراکه او در اولین سخنانش در همان گفتگوی فوق، می‌پذیرد که الهیات و حقوق بین‌الملل، درست به یک معنا، «لامفهوم» هستند (Ibid, P.1)
[3]. عز بن عبدالسلام، قواعد الأحكام، 1/293، تحقیق: د. نزیه کمال حماد&د. عثمان جمعة ضمیریة، دمشق: دار القلم.

✍️عدنان فلّاحی


https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
👍13👎1
ملاحظاتی بر بحث‌های جناب مهدی تدینی درباره سرمایه‌داری، بازار آزاد و منافع ملی


@AdnanFallahi
👍13👎1