✔️عکسهایی که TJ Watt از جنگلهای باستانی در ونکوور با فاصلۀ زمانی کمی گرفته است عمق و وسعت و فاجعۀ تخریب و ویرانی که فعالیتهای صنعتی در مناطق بکر و باعظمت طبیعت بهجا نهاده را به خوبی نشان میدهد.
➖سرمایهداری هیچ عرصهای را به حال خود رها نمیکند و دامنهاش را در هرکجا که سود نهفته میگستراند. منطق سرمایهداری، نه بهبودی شرایط، نه بهروزی انسانها و نه بهباشی طبیعت که سوداگری است. سرمایهداری در تضاد کامل با انسان و طبیعت است.
@Azegaar
➖سرمایهداری هیچ عرصهای را به حال خود رها نمیکند و دامنهاش را در هرکجا که سود نهفته میگستراند. منطق سرمایهداری، نه بهبودی شرایط، نه بهروزی انسانها و نه بهباشی طبیعت که سوداگری است. سرمایهداری در تضاد کامل با انسان و طبیعت است.
@Azegaar
◾انتشار دیاکسیدکربن و تغییرات آبوهوایی
🖋️ دیوید هاروی / ترجمهی حسین رحمتی
✔️ من همواره معتقد بودهام که مسائل زیستمحیطی را باید جدی گرفت اما به سناریوها و بینشهای آخرالزمانی مشکوک بودم. با این حال وقتی دیدیم که غلظت کربن به رقم بیسابقهی 400 واحد در میلیون رسیده است، درحالیکه بالاترین میزان غلظت کربن دیاکسید در طول 800 هزار سال 300 واحد در میلیون بوده است نگاهم از اساس تغییر کرد. معنای 400 میلیون واحد در میلیون این است که میزان انتشار کربن نیست که باید بدان توجه و آن را کنترل کنیم بلکه ما باید به سطح مطلق غلظت گازهای گلخانهای موجود در جوّ توجه کنیم. سطح کنونی گازهای گلخانهای هیچ شک و تردیدی دربارهی تشدید خشکشدگی، افزایش سریع دمای هوا در مقیاس جهانی، بالاآمدن سریع سطح آب دریاها، افزایش تناوب الگوهای آبوهواییِ شدید و غیره برجای نمیگذارد. این نشان میدهد که سیاست کنترل میزان انتشار کربن را که این روزها نقل محافل است باید تغییر داد.
دیدن نمودار تغییرات غلظت کربن دیاکسید در 800 هزار سال پیش اینگونه همه چیز را در جهانبینیام تغییر داد. مسألهی تغییرات آبوهوایی از چیزی که من فکر میکردم که با تکنیکهای معمول و مداخلات عاقلانه قابل مدیریت است به چیزی رسید که مستلزم دگرگونی ریشهایِ تمام روشهای تفکر، تمام روشهای انجام کارها و شیوهی زندگی است. نه تنها باید مصرف سوختهای فسیلی و میزان انتشار کربن را بهطور چشمگیری کاهش دهیم بلکه باید بهطور جدیتر به راههایی برای خارج کردن کربن دیاکسید از اتمفسر و بازگردان آن به جای خودش یعنی زیر زمین بیندیشیم.
ما باید بهطور جدیتر به مشکل تغییر آبوهوا و انتشار کربن دیاکسید بیندیشیم. باید بهطور جدیتر به روشهای کنترل و مهار افزایش مداوم انتشار گازهای گلخانهای بهویژه در چین و در بازارهای نوپا در سراسر جهان بیندیشیم. اما وقتی دولتهای ایالات متحد، بریتانیا یا اروپا به این کشورها میگویند که «شما نباید این کار را بکنید» آنها بهدرستی پاسخ میدهند که «100 سال است که این کار را اینقدر کردید تا به منزلت کنونیتان دست یافتید پس چرا ما نباید همین کار را برای 100 سال آینده انجام دهیم؟» کربنی که هند، چین، برزیل و ترکیه تولید میکنند مدام در حال افزایش بوده است. ما باید راهی بیابیم برای ایجاد توسعهی اقتصادی بدون افزایش شدت کربن و مصرف روزافزون سوختهای فسیلی.
➖در اینجا یک مسألهی فوری هست که باید در تفکر و روالهای اقتصادی وسیاسی بدان پرداخت. اما توجه کنید که در پس همهی اینها یک مشکل بزرگ نهفته و آن انباشت سرمایه است. با این همه این نیروی پیشبرندهی انباشت سرمایه در چین بود که توسعه را به همان روشی ایجاب کرد که آنها در پیش گرفتند. خب با توجه به این که چین و بازارهای نوپا از راه ورود به گسترش افراطی که منجر به افزایش شدید انتشار گازهای گلخانهای شد سرمایهداری جهانی را از منجلاب 8-2007 عمدتاً بیرون کشیدند بنابراین میتوان گفت که ما با وضعیتی مواجهایم که در آن، بقای سرمایهداری در گروی تداوم پروژهی گسترشگرایانه در تمام این کشورها به هزینهی انتشارِ شدیدتر کربن دیاکسید است. اما باید تأکید کنم که مشکل˙ غلظتِ از پیش موجود کربن دیاکسید است. جامعهی جهانی باید هرچه زودتر به این مشکل بپردازد و این در گروی به چالش کشیدن نیروی پیشبرندهای است که در پس این مشکل نهفته است: نرخهای بیپایان و مرکب انباشت سرمایه.
🖇️متن کامل⬇️
https://wp.me/p2GDHh-5lJ
#تغییر_اقلیم
@Azegaar
🖋️ دیوید هاروی / ترجمهی حسین رحمتی
✔️ من همواره معتقد بودهام که مسائل زیستمحیطی را باید جدی گرفت اما به سناریوها و بینشهای آخرالزمانی مشکوک بودم. با این حال وقتی دیدیم که غلظت کربن به رقم بیسابقهی 400 واحد در میلیون رسیده است، درحالیکه بالاترین میزان غلظت کربن دیاکسید در طول 800 هزار سال 300 واحد در میلیون بوده است نگاهم از اساس تغییر کرد. معنای 400 میلیون واحد در میلیون این است که میزان انتشار کربن نیست که باید بدان توجه و آن را کنترل کنیم بلکه ما باید به سطح مطلق غلظت گازهای گلخانهای موجود در جوّ توجه کنیم. سطح کنونی گازهای گلخانهای هیچ شک و تردیدی دربارهی تشدید خشکشدگی، افزایش سریع دمای هوا در مقیاس جهانی، بالاآمدن سریع سطح آب دریاها، افزایش تناوب الگوهای آبوهواییِ شدید و غیره برجای نمیگذارد. این نشان میدهد که سیاست کنترل میزان انتشار کربن را که این روزها نقل محافل است باید تغییر داد.
دیدن نمودار تغییرات غلظت کربن دیاکسید در 800 هزار سال پیش اینگونه همه چیز را در جهانبینیام تغییر داد. مسألهی تغییرات آبوهوایی از چیزی که من فکر میکردم که با تکنیکهای معمول و مداخلات عاقلانه قابل مدیریت است به چیزی رسید که مستلزم دگرگونی ریشهایِ تمام روشهای تفکر، تمام روشهای انجام کارها و شیوهی زندگی است. نه تنها باید مصرف سوختهای فسیلی و میزان انتشار کربن را بهطور چشمگیری کاهش دهیم بلکه باید بهطور جدیتر به راههایی برای خارج کردن کربن دیاکسید از اتمفسر و بازگردان آن به جای خودش یعنی زیر زمین بیندیشیم.
ما باید بهطور جدیتر به مشکل تغییر آبوهوا و انتشار کربن دیاکسید بیندیشیم. باید بهطور جدیتر به روشهای کنترل و مهار افزایش مداوم انتشار گازهای گلخانهای بهویژه در چین و در بازارهای نوپا در سراسر جهان بیندیشیم. اما وقتی دولتهای ایالات متحد، بریتانیا یا اروپا به این کشورها میگویند که «شما نباید این کار را بکنید» آنها بهدرستی پاسخ میدهند که «100 سال است که این کار را اینقدر کردید تا به منزلت کنونیتان دست یافتید پس چرا ما نباید همین کار را برای 100 سال آینده انجام دهیم؟» کربنی که هند، چین، برزیل و ترکیه تولید میکنند مدام در حال افزایش بوده است. ما باید راهی بیابیم برای ایجاد توسعهی اقتصادی بدون افزایش شدت کربن و مصرف روزافزون سوختهای فسیلی.
➖در اینجا یک مسألهی فوری هست که باید در تفکر و روالهای اقتصادی وسیاسی بدان پرداخت. اما توجه کنید که در پس همهی اینها یک مشکل بزرگ نهفته و آن انباشت سرمایه است. با این همه این نیروی پیشبرندهی انباشت سرمایه در چین بود که توسعه را به همان روشی ایجاب کرد که آنها در پیش گرفتند. خب با توجه به این که چین و بازارهای نوپا از راه ورود به گسترش افراطی که منجر به افزایش شدید انتشار گازهای گلخانهای شد سرمایهداری جهانی را از منجلاب 8-2007 عمدتاً بیرون کشیدند بنابراین میتوان گفت که ما با وضعیتی مواجهایم که در آن، بقای سرمایهداری در گروی تداوم پروژهی گسترشگرایانه در تمام این کشورها به هزینهی انتشارِ شدیدتر کربن دیاکسید است. اما باید تأکید کنم که مشکل˙ غلظتِ از پیش موجود کربن دیاکسید است. جامعهی جهانی باید هرچه زودتر به این مشکل بپردازد و این در گروی به چالش کشیدن نیروی پیشبرندهای است که در پس این مشکل نهفته است: نرخهای بیپایان و مرکب انباشت سرمایه.
🖇️متن کامل⬇️
https://wp.me/p2GDHh-5lJ
#تغییر_اقلیم
@Azegaar
نقد اقتصاد سیاسی
انتشار دیاکسیدکربن و تغییرات آبوهوایی / دیوید هاروی / ترجمهی حسین رحمتی
بهمناسبت بیستوششمین کنفرانس آبوهوایی سازمان ملل در گلاسکوی اسکاتلند دربارهی محیط زیست ___________________ ما با وضعیتی مواجهایم که در آن، بقای سرمایهداری در گروی تداوم پروژهی گسترشگرایانه…
👍1
◾حجم مواد غذایی هدررفته اتحادیه اروپا بیش از حجم واردات است
✔️تازهترین گزارش اتحادیه اروپا نشان میدهد که حجم غذای تلف و دور ریخته شده در کشورهای عضو این اتحادیه، بیشتر از حجم واردات مواد غذایی است.
براساس این گزارش سالانه حدود ۱۵۳ میلیون تن مواد غذایی در اتحادیه اروپا دور ریخته میشود که دو برابر پیشبینیهای قبلی است و پانزده میلیون تن بیشتر از میزان واردات مواد غذایی است.
فرانک مک ایلسن، یکی از محققانی که در انتشار این گزارش نقش داشته میگوید: « در زمانی که قیمتهای مواد غذایی و بحران هزینه زندگی، در اتحادیه اروپا سرسام آور شده باید گفت که این یک رسوایی است. اتحادیه اروپا اکنون فرصت بزرگی برای تعیین طرح های الزام آور قانونی برای کاهش ضایعات غذایی خود تا سال ۲۰۳۰ دارد.»
اولیویه دی شوتر، گزارشگر ویژه سازمان ملل در بخش مبارزه با فقر می گوید «مشکل این است که صنعت کشاورزی مدرن در دهه های گذشته سود و منفعت مالی را به ضایعات ترجیح داده است.»
او می گوید: که «شرکت های زنجیره ای توزیع مواد غذایی ترجیح می دهند بدلیل سود بیشتر مواد غذایی را بجای ارزان کردن دور بریزند و این یکی از عوامل اتلاف و هدردادن بی سابقه مواد غذایی است.»
#سرمایهداری
#استعمارسبز
@Azegaar
https://parsi.euronews.com/2022/09/20/eu-waste-more-food-than-import
✔️تازهترین گزارش اتحادیه اروپا نشان میدهد که حجم غذای تلف و دور ریخته شده در کشورهای عضو این اتحادیه، بیشتر از حجم واردات مواد غذایی است.
براساس این گزارش سالانه حدود ۱۵۳ میلیون تن مواد غذایی در اتحادیه اروپا دور ریخته میشود که دو برابر پیشبینیهای قبلی است و پانزده میلیون تن بیشتر از میزان واردات مواد غذایی است.
فرانک مک ایلسن، یکی از محققانی که در انتشار این گزارش نقش داشته میگوید: « در زمانی که قیمتهای مواد غذایی و بحران هزینه زندگی، در اتحادیه اروپا سرسام آور شده باید گفت که این یک رسوایی است. اتحادیه اروپا اکنون فرصت بزرگی برای تعیین طرح های الزام آور قانونی برای کاهش ضایعات غذایی خود تا سال ۲۰۳۰ دارد.»
اولیویه دی شوتر، گزارشگر ویژه سازمان ملل در بخش مبارزه با فقر می گوید «مشکل این است که صنعت کشاورزی مدرن در دهه های گذشته سود و منفعت مالی را به ضایعات ترجیح داده است.»
او می گوید: که «شرکت های زنجیره ای توزیع مواد غذایی ترجیح می دهند بدلیل سود بیشتر مواد غذایی را بجای ارزان کردن دور بریزند و این یکی از عوامل اتلاف و هدردادن بی سابقه مواد غذایی است.»
#سرمایهداری
#استعمارسبز
@Azegaar
https://parsi.euronews.com/2022/09/20/eu-waste-more-food-than-import
euronews
حجم مواد غذایی هدررفته اتحادیه اروپا بیش از حجم واردات است
تازه ترین گزارش اتحادیه اروپا نشان می دهد که کشورهای عضو اتحادیه اروپا بیش از میزان واردات، مواد غذایی را دور می ریزند.
👍1
✔️صنعت مد و پوشاک بهویژه مد زودگذر هزینهٔ محیط زیستی سنگینی دارد. این صنعت هر سال ۹۲ میلیون تن پارچه دور میریزد و ۹۳ میلیارد متر مکعب آب مصرف میکند که برای تأمین نیاز ۵ میلیون نفر کافی است. در این صنعت استثمار شدید کارگران در جریان است. تولید زباله، ریزپلاستیک، آلودگی آب و تحریک استخراج نفت از اصلیترین عوارض این صنعت پولساز است.
@Azegaar
@Azegaar
👍2
◾آیا رشد سبز امکانپذیر است؟
🖋️جیسون هیکل / آزگار
آیا آنچه اقتصاددانان و سیاستمداران به عنوان آخرین دفاع از سرمایهداری تحت نام «رشد سبز» به شدت بر آن تکیه میکنند امکانپذیر است؟ تحقیقات بسیاری میگویند نه.
کاهش انتشار گازهای گلخانهای با سرعت کافی برای نگهداشت افزایش جهانی دما زیر 1.5 درجه و همان زمان رشد اقتصاد جهانی امکانپذیر نیست. زیرا رشد نیاز به مصرف انرژی بیشتری دارد که کربنزدایی را بسیار دشوار میکند.
- یک مسأله: جداسازی مطلق تولید ناخالص داخلی از انتشار ممکن است (مثلا با استفاده از تجدیدپذیرها!)، و برخی از کشورها در حال حاضر به این مرحله رسیدهاند. اما سوال اساسی این است که آیا ما میتوانیم این کار را با چنان سرعت مناسبی انجام دهیم تا در بودجههای کربن ایمن باقی بمانیم و در عین حال رشد را هم دنبال کنیم. پاسخ منفی است.
- در مورد استفاده از منابع، هرگونه جداسازی مطلق تولید ناخالص داخلی از استفاده از منابع، حتی در خوشبینانهترین فرضیات بعید است محقق شود. چرا؟ به دلیل اثرات برگشتی و محدودیتهای فیزیکی برای کارایی مواد و فناوری.
- همچنین بررسی 835 مطالعه نشان میدهد جداسازی به تنهایی نه برای دستیابی به اهداف اقلیمی کافی است و نه برای کاهش استفاده از منابع به صورت مطلق.
- در نهایت، یک بررسی از 179 مطالعه درباره جداسازی منتشر شده از سال 1990، نشان میدهد «هیچ مدرکی دال بر جداسازی مطلق منابع ملی یا بینالمللی، و هیچ مدرکی دال بر نوع جداسازی مورد نیاز برای پایداری زیستمحیطی» وجود ندارد.
➖به عبارت دیگر، "رشد سبز" وجود خارجی ندارد. اگر میخواهیم خرابی اکولوژیکی را معکوس کنیم، باید هوشمندانهتر از این عمل کنیم: کشورهای پردرآمد باید به طور فعال مصرف منابع و انرژی را کاهش دهند و اقتصاد را بر اساس رفاه سازماندهی کنند نه بر اساس توسعه و رشد دائمی.
#اختصاصی
@Azegaar
🖇️منابع بیشتر در این لینک⬇️
https://twitter.com/jasonhickel/status/1343601950793859072
🖋️جیسون هیکل / آزگار
آیا آنچه اقتصاددانان و سیاستمداران به عنوان آخرین دفاع از سرمایهداری تحت نام «رشد سبز» به شدت بر آن تکیه میکنند امکانپذیر است؟ تحقیقات بسیاری میگویند نه.
کاهش انتشار گازهای گلخانهای با سرعت کافی برای نگهداشت افزایش جهانی دما زیر 1.5 درجه و همان زمان رشد اقتصاد جهانی امکانپذیر نیست. زیرا رشد نیاز به مصرف انرژی بیشتری دارد که کربنزدایی را بسیار دشوار میکند.
- یک مسأله: جداسازی مطلق تولید ناخالص داخلی از انتشار ممکن است (مثلا با استفاده از تجدیدپذیرها!)، و برخی از کشورها در حال حاضر به این مرحله رسیدهاند. اما سوال اساسی این است که آیا ما میتوانیم این کار را با چنان سرعت مناسبی انجام دهیم تا در بودجههای کربن ایمن باقی بمانیم و در عین حال رشد را هم دنبال کنیم. پاسخ منفی است.
- در مورد استفاده از منابع، هرگونه جداسازی مطلق تولید ناخالص داخلی از استفاده از منابع، حتی در خوشبینانهترین فرضیات بعید است محقق شود. چرا؟ به دلیل اثرات برگشتی و محدودیتهای فیزیکی برای کارایی مواد و فناوری.
- همچنین بررسی 835 مطالعه نشان میدهد جداسازی به تنهایی نه برای دستیابی به اهداف اقلیمی کافی است و نه برای کاهش استفاده از منابع به صورت مطلق.
- در نهایت، یک بررسی از 179 مطالعه درباره جداسازی منتشر شده از سال 1990، نشان میدهد «هیچ مدرکی دال بر جداسازی مطلق منابع ملی یا بینالمللی، و هیچ مدرکی دال بر نوع جداسازی مورد نیاز برای پایداری زیستمحیطی» وجود ندارد.
➖به عبارت دیگر، "رشد سبز" وجود خارجی ندارد. اگر میخواهیم خرابی اکولوژیکی را معکوس کنیم، باید هوشمندانهتر از این عمل کنیم: کشورهای پردرآمد باید به طور فعال مصرف منابع و انرژی را کاهش دهند و اقتصاد را بر اساس رفاه سازماندهی کنند نه بر اساس توسعه و رشد دائمی.
#اختصاصی
@Azegaar
🖇️منابع بیشتر در این لینک⬇️
https://twitter.com/jasonhickel/status/1343601950793859072
Twitter
Economists and politicians lean heavily on the promise of "green growth" as a last-ditch defense of capitalism. But is green growth possible? This year brought a lot of new research to bear on this question. Here's a summary:
Forwarded from نقد اقتصاد سیاسی
تنها مبنای تغییر درازمدت و دائمی در نحوهی ارتباط بشر با بقیهی طبیعت، یک انقلاب اکو سوسیالیستی است. اگر این تحول را ایجاد نکنیم، ممکن است فاجعه را به تعویق بیندازیم، اما وقوع فاجعه اجتنابناپذیر است. «اکوسوسیالیسم یا بربریت: راه سومی وجود ندارد.» اما منظور ما از اکوسوسیالیسم چیست؟ و منظور ما از انقلاب اکوسوسیالیستی چیست؟
____________
👈متن کامل
____________
👈متن کامل
👍6
Spectrum.Magazine.-EcoFeminism.pdf
23.5 MB
◾پروندهای در معرفی اکوفمینیسم
شماره اول گاهنامه اسپکتروم با موضوع اکوفمینیسم تلاش دارد ایدههای نظری و عملی اکوفمینیسم را به مخاطب فارسی زبان بیشتر معرفی کرده و ابهامات و سوءبرداشتهای محتمل از این نظریه را مورد ملاحظه قرار دهد.
➖عناوین مقالهها:
- اکوفمینیسم، گرتا گارد
- نقش جنسیت در چرخه تولید مواد غذایی:
از پاسداری زمین تا آشپزخانه
- حقوق حیوانات؛ اهرمی کلیدی یا باری اضافی بر دوش فمینیسم؟
- اگرواکولوژی و نقش آن در توانمندسازی زنان
- زنان و جنبش محیط زیستی پسماند صفر
هنر حیوان، نگاهی بر سیاستهای جنسی گوشت
- در حمایت از اکوفمینیسم: پاسخی به انتقادات
- گفتگو با اعظم بهرامی
#اکوفمینیسم
#اکوسوسیالیسم
@Azegaar
شماره اول گاهنامه اسپکتروم با موضوع اکوفمینیسم تلاش دارد ایدههای نظری و عملی اکوفمینیسم را به مخاطب فارسی زبان بیشتر معرفی کرده و ابهامات و سوءبرداشتهای محتمل از این نظریه را مورد ملاحظه قرار دهد.
➖عناوین مقالهها:
- اکوفمینیسم، گرتا گارد
- نقش جنسیت در چرخه تولید مواد غذایی:
از پاسداری زمین تا آشپزخانه
- حقوق حیوانات؛ اهرمی کلیدی یا باری اضافی بر دوش فمینیسم؟
- اگرواکولوژی و نقش آن در توانمندسازی زنان
- زنان و جنبش محیط زیستی پسماند صفر
هنر حیوان، نگاهی بر سیاستهای جنسی گوشت
- در حمایت از اکوفمینیسم: پاسخی به انتقادات
- گفتگو با اعظم بهرامی
#اکوفمینیسم
#اکوسوسیالیسم
@Azegaar
👍3
◾یک تناقض جنایی: رشد همزمان گرسنگی و تولیدات کشاورزی
🖋️آزگار
✔️یک مطالعه جدید توسط موسسه War On Want در لندن نشان میدهد که با وجود اینکه سیستم غذایی جهانی 6000 کالری، بیش از ۲.۶ برابر نیازهای متوسط کالری یک فرد تولید میکند، ۲.۳ میلیارد نفر دسترسی مطمئن به غذای سالم و مغذی ندارند؛ 150 میلیون نفر افزایش نسبت به سال 2019.
این تناقض جنایی را چگونه می توان توضیح داد؟
➖طبق گزارش سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد بین سالهای 2005 تا 2020 تولید جهانی غذا در اثر کودهای مصنوعی جدید و اصلاحات ژنتیکی، بهطور قابل توجهی افزایش یافته است: بازدهی محصولات نیشکر، ذرت، برنج و گندم و عرضه جهانی میوه بیش از 50% افزایش یافته است. تولید انواع سبزیجات 65% افزایش یافت. شیر 53% و تولید گوشت حداقل 40%.
علاوه بر این 3.1 میلیارد نفر قادر به دریافت یک رژیم غذایی مغذی نیستند: «امروز، با وجود ثروت بیسابقهای که در جهان وجود دارد، از هر هفت نفر یک نفر گرسنه به رختخواب میرود».
بدتر از این، در سال آینده صندوق بینالمللی پول درباره یک «بحران غذایی» بالقوه هشدار داده است زیرا افزایش قیمتها امنیت غذایی یک میلیارد نفر دیگر را بهاصطلاح «کانونهای گرسنگی» در کشورهای فقیر تهدید میکند.
سود انحصاری
همانطور که War On Want خاطرنشان میکند، سیستم غذایی جهانی تحت سلطه تعداد کمی از شرکتهای چندملیتی است که چون مار بر همهچی چنبره زدهاند: از بذرها و دانههای ژنتیکی گرفته تا مواد شیمیایی کشاورزی، زیرساختهای توزیع و خردهفروشی.
بخش دانهها و دانههای ژنتیکی عمدتاً تحت سلطه 5 شرکت قرار دارند. بخش شیمیایی کشاورزی تحت انحصار 5 شرکت است. 58% از بازار جهانی بذر و 77.6% از بازار مواد شیمیایی کشاورزی تنها در اختیار شش شرکت است.
در نهایت، بخش تجارت کالاهای غلات تحت سلطه «گروه ABCD» است. فقط ده شرکت 40% تجارت کشاورزی را در دست دارند. بنا به این گزارش، این انحصارها خود تحت سلطه غولهای بخش مالی و سرمایهگذاران نهادی بزرگتر هستند که عمدتاً در آمریکای شمالی و اروپا مستقر هستند، تقریبا 6 گروه مالی بزرگ. به این ترتیب تنها 30 درصد از زمینهای قابل کشت در اختیار 70 درصد جمعیت کشاورز در جهان است.
در حالی که میلیونها نفر برای دسترسی به غذا تلاش میکنند، طبق این گزارش این انحصارها شاهد «سود فزاینده» بودهاند: «کسانی که به اندازه کافی قدرتمند هستند تا تولید غذا را کنترل کنند، تعیین میکنند که چه کسی آن را مصرف میکند و چه کسی گرسنه میماند».
این بحران سرمایهداری است نه بحران غذا
در سطح جهانی، تا یکسوم غذای تولیدشده قبل از اینکه به دست کسی برسد از بین میرود، عمدتاً در مرحله توزیع. بسیاری از آن تخلیه یا دفن میشود، هدر میرود زیرا نمیتوان آن را بهطور سودآور فروخت، در حالی که میلیونها نفر توانایی خرید غذا را ندارند.
پوچ بودن این سیستم زمانی آشکارتر میشود که در نظر بگیریم که اکثر به اصطلاح «کانونهای گرسنگی» نیز صادرکنندگان مواد غذایی هستند. این کشورهای «فقیر» به اندازه کشورهای توسعهیافته زمینهای قابل کشت دارند و بهطور فزایندهای، بخشهایی از زمینهای آنها حتی در معرض تصرف زمین توسط سفتهبازان خارجی قرار میگیرد.
البته، این مدیران شرکت های کشاورزی یا دلالان وال استریت نیستند که در نتیجه این روند گرسنه میمانند. علیرغم افزایش بازده، انحصار صنایع غذایی باعث شده از سال 2017 قیمت یک رژیم غذایی سالم 7% افزایش یابد. در کنار سود روزافزون شرکتها، این مردم عادی هستند که هزینههای ناشی از شوکهای طبیعی یا ناشی از شیوه تولید سرمایهداری را متحمل میشوند.
#سرمایهداری
#بحران_غذا
#اختصاصی
@Azegaar
منبع:
http://www.marxist.com/2-3-billion-going-hungry-despite-global-overproduction-of-food.htm?fbclid=PAAaYfimJDBVFogWR55YWq37YJuk18gW5Br-6FmcTZcGdRo2WaphT7Nbdcyj4
🖋️آزگار
✔️یک مطالعه جدید توسط موسسه War On Want در لندن نشان میدهد که با وجود اینکه سیستم غذایی جهانی 6000 کالری، بیش از ۲.۶ برابر نیازهای متوسط کالری یک فرد تولید میکند، ۲.۳ میلیارد نفر دسترسی مطمئن به غذای سالم و مغذی ندارند؛ 150 میلیون نفر افزایش نسبت به سال 2019.
این تناقض جنایی را چگونه می توان توضیح داد؟
➖طبق گزارش سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد بین سالهای 2005 تا 2020 تولید جهانی غذا در اثر کودهای مصنوعی جدید و اصلاحات ژنتیکی، بهطور قابل توجهی افزایش یافته است: بازدهی محصولات نیشکر، ذرت، برنج و گندم و عرضه جهانی میوه بیش از 50% افزایش یافته است. تولید انواع سبزیجات 65% افزایش یافت. شیر 53% و تولید گوشت حداقل 40%.
علاوه بر این 3.1 میلیارد نفر قادر به دریافت یک رژیم غذایی مغذی نیستند: «امروز، با وجود ثروت بیسابقهای که در جهان وجود دارد، از هر هفت نفر یک نفر گرسنه به رختخواب میرود».
بدتر از این، در سال آینده صندوق بینالمللی پول درباره یک «بحران غذایی» بالقوه هشدار داده است زیرا افزایش قیمتها امنیت غذایی یک میلیارد نفر دیگر را بهاصطلاح «کانونهای گرسنگی» در کشورهای فقیر تهدید میکند.
سود انحصاری
همانطور که War On Want خاطرنشان میکند، سیستم غذایی جهانی تحت سلطه تعداد کمی از شرکتهای چندملیتی است که چون مار بر همهچی چنبره زدهاند: از بذرها و دانههای ژنتیکی گرفته تا مواد شیمیایی کشاورزی، زیرساختهای توزیع و خردهفروشی.
بخش دانهها و دانههای ژنتیکی عمدتاً تحت سلطه 5 شرکت قرار دارند. بخش شیمیایی کشاورزی تحت انحصار 5 شرکت است. 58% از بازار جهانی بذر و 77.6% از بازار مواد شیمیایی کشاورزی تنها در اختیار شش شرکت است.
در نهایت، بخش تجارت کالاهای غلات تحت سلطه «گروه ABCD» است. فقط ده شرکت 40% تجارت کشاورزی را در دست دارند. بنا به این گزارش، این انحصارها خود تحت سلطه غولهای بخش مالی و سرمایهگذاران نهادی بزرگتر هستند که عمدتاً در آمریکای شمالی و اروپا مستقر هستند، تقریبا 6 گروه مالی بزرگ. به این ترتیب تنها 30 درصد از زمینهای قابل کشت در اختیار 70 درصد جمعیت کشاورز در جهان است.
در حالی که میلیونها نفر برای دسترسی به غذا تلاش میکنند، طبق این گزارش این انحصارها شاهد «سود فزاینده» بودهاند: «کسانی که به اندازه کافی قدرتمند هستند تا تولید غذا را کنترل کنند، تعیین میکنند که چه کسی آن را مصرف میکند و چه کسی گرسنه میماند».
این بحران سرمایهداری است نه بحران غذا
در سطح جهانی، تا یکسوم غذای تولیدشده قبل از اینکه به دست کسی برسد از بین میرود، عمدتاً در مرحله توزیع. بسیاری از آن تخلیه یا دفن میشود، هدر میرود زیرا نمیتوان آن را بهطور سودآور فروخت، در حالی که میلیونها نفر توانایی خرید غذا را ندارند.
پوچ بودن این سیستم زمانی آشکارتر میشود که در نظر بگیریم که اکثر به اصطلاح «کانونهای گرسنگی» نیز صادرکنندگان مواد غذایی هستند. این کشورهای «فقیر» به اندازه کشورهای توسعهیافته زمینهای قابل کشت دارند و بهطور فزایندهای، بخشهایی از زمینهای آنها حتی در معرض تصرف زمین توسط سفتهبازان خارجی قرار میگیرد.
البته، این مدیران شرکت های کشاورزی یا دلالان وال استریت نیستند که در نتیجه این روند گرسنه میمانند. علیرغم افزایش بازده، انحصار صنایع غذایی باعث شده از سال 2017 قیمت یک رژیم غذایی سالم 7% افزایش یابد. در کنار سود روزافزون شرکتها، این مردم عادی هستند که هزینههای ناشی از شوکهای طبیعی یا ناشی از شیوه تولید سرمایهداری را متحمل میشوند.
#سرمایهداری
#بحران_غذا
#اختصاصی
@Azegaar
منبع:
http://www.marxist.com/2-3-billion-going-hungry-despite-global-overproduction-of-food.htm?fbclid=PAAaYfimJDBVFogWR55YWq37YJuk18gW5Br-6FmcTZcGdRo2WaphT7Nbdcyj4
In Defence of Marxism
2.3 billion going hungry despite global overproduction of food
A new study by the London-based charity War On Want finds that, even though the global food system produces more than 2.6 times the average person’s caloric needs, 2.3 billion people lack secure access to healthy and nutritious food. How is this criminal…
Forwarded from نقد اقتصاد سیاسی
در آستانهی اول ماه مه، روز جهانی کارگر
_____________
در شکل خاص زیست و کار کارگران عسلویه، میتوان ردپای مفهوم «حیات برهنه» را پی گرفت: حیاتی بیولوژیکی فاقد هرگونه منزلت نیک و نمادین. حیاتی ازپیشموجود که قدرت حاکم تصرفاش کرده، بَرش اِعمال قدرت میکند. حیاتی که رو به سعادت نیست و از قبلْ همهی امکانات و بالقوهگیهایش را برای تبلور یک زندگی نیک، از طریق بروز و پرورش ظرفیتها و نیروهای درونی انسان، از دست داده و از او ستاندهاند.
_____________
👈متن کامل
_____________
در شکل خاص زیست و کار کارگران عسلویه، میتوان ردپای مفهوم «حیات برهنه» را پی گرفت: حیاتی بیولوژیکی فاقد هرگونه منزلت نیک و نمادین. حیاتی ازپیشموجود که قدرت حاکم تصرفاش کرده، بَرش اِعمال قدرت میکند. حیاتی که رو به سعادت نیست و از قبلْ همهی امکانات و بالقوهگیهایش را برای تبلور یک زندگی نیک، از طریق بروز و پرورش ظرفیتها و نیروهای درونی انسان، از دست داده و از او ستاندهاند.
_____________
👈متن کامل
👍9
◾اول ماه مه: روز جهانی کارگران محیط زیستگرا
🖋️محمدرضاجعفری
✔️گرامی باد اول ماه مه، روز جهانی کارگر را که یادآور مبارزات تاریخی و حماسی کارگران برای بهبود شرایط کار و زیست بهتر و برای رهایی از سلطه سرمایه و استثمار است. یکی از مصداقهای سلطه و استثمار، سلطه بر طبیعت و استثمار طبیعت برای بهرهبرداری به قصد ارزشافزایی و سودورزی است. منطق سرمایه منطقی است کهرمحدودیت را برنمیتابد و به قصد کاهش هزینهها و افزایش سود هم مرزهای طبیعی و هم مرزهای انسانی را رد میکند. این روند نتیجهاش بحران محیط زیست است در دو بعد منطقهای و جهانی. از یک سو بحران آب و انواع آلودگیها و فرسایش خاک و ریزگردها را پدید میآورد و از سوی دیگر در بحران گرمایش جهانی و تغییر اقلیم، به رویدادهای مزمنی چون خشکسالی و افزایش دما منتهی میشود و به پدیدههای مقطعی حاد طبیعی مانند سیل و طوفانهای مرگبار.
از جنبهای دیگر هر رخداد طبیعی و هر فروداشت محلیِ محیط زیست، تأثیرات ویرانگرش بیواسطه بر طبقه کارگر به عنوان پایینترین طبقه در مراتب اجتماعی جامعه و فرودستان فرود میآید. کارگران به واسطه حضور در محیطهای کاری به طور مستقیم با عوارض ناشی از فعالیت مخرب صنعتی مواجهاند از طریق استشمام هوای سمی، آب آلوده، برخورد پوستی با آلودگیهای شیمیایی، کار در هنگام وقوع ریزگرد، کار سنگین بدنی در دماهای بسیار بالا و هوای مرطوب که اثر آلایندگیها را بیشتر میکند.
➕ این برخورد بیواسطه با عارضههای تولید صنعتی در طبیعت و متحملشدنِ خسارتهای کارگر را به پرولتاریای محیط زیستگرا تبدیل کرده است که در تعریف کارگرانیاند که از ترکیب تخریب زیستبوم و مشکلات اقتصادی در پایینترین سطوح اجتماعی پدیدار میشوند. این طبقه حالا همزمان که در کار مبارزه طبقاتی علیه شرایط استثمار صنعتی است به مبارزه علیه وخیمتر شدن شرایط محیط زیستی سیاره نیز دست به اقدام میزند، بهویژه در مناطق محروم و شهرهای صنعتی که به دلیل فقدان زیرساختها، تبعیض و نابرابری و فقر و محرومیت از امکانات زیستی و رفاهی، آسیبپذیری اکولوژیکی بیشتری را تجربه میکنند. آنچه در آمار و مطالعات از پدیدههای متأخر اقلیمی و آسیبهای طبیعت گفته میشود را این طبقه، مستقیم و بیواسطه میزید.
#پرولتاریا_محیطزیستی
#سرمایهداری
#اکوسوسیالیسم
@Azegaar
🖇️متن کامل⬇️
🖋️محمدرضاجعفری
✔️گرامی باد اول ماه مه، روز جهانی کارگر را که یادآور مبارزات تاریخی و حماسی کارگران برای بهبود شرایط کار و زیست بهتر و برای رهایی از سلطه سرمایه و استثمار است. یکی از مصداقهای سلطه و استثمار، سلطه بر طبیعت و استثمار طبیعت برای بهرهبرداری به قصد ارزشافزایی و سودورزی است. منطق سرمایه منطقی است کهرمحدودیت را برنمیتابد و به قصد کاهش هزینهها و افزایش سود هم مرزهای طبیعی و هم مرزهای انسانی را رد میکند. این روند نتیجهاش بحران محیط زیست است در دو بعد منطقهای و جهانی. از یک سو بحران آب و انواع آلودگیها و فرسایش خاک و ریزگردها را پدید میآورد و از سوی دیگر در بحران گرمایش جهانی و تغییر اقلیم، به رویدادهای مزمنی چون خشکسالی و افزایش دما منتهی میشود و به پدیدههای مقطعی حاد طبیعی مانند سیل و طوفانهای مرگبار.
از جنبهای دیگر هر رخداد طبیعی و هر فروداشت محلیِ محیط زیست، تأثیرات ویرانگرش بیواسطه بر طبقه کارگر به عنوان پایینترین طبقه در مراتب اجتماعی جامعه و فرودستان فرود میآید. کارگران به واسطه حضور در محیطهای کاری به طور مستقیم با عوارض ناشی از فعالیت مخرب صنعتی مواجهاند از طریق استشمام هوای سمی، آب آلوده، برخورد پوستی با آلودگیهای شیمیایی، کار در هنگام وقوع ریزگرد، کار سنگین بدنی در دماهای بسیار بالا و هوای مرطوب که اثر آلایندگیها را بیشتر میکند.
➕ این برخورد بیواسطه با عارضههای تولید صنعتی در طبیعت و متحملشدنِ خسارتهای کارگر را به پرولتاریای محیط زیستگرا تبدیل کرده است که در تعریف کارگرانیاند که از ترکیب تخریب زیستبوم و مشکلات اقتصادی در پایینترین سطوح اجتماعی پدیدار میشوند. این طبقه حالا همزمان که در کار مبارزه طبقاتی علیه شرایط استثمار صنعتی است به مبارزه علیه وخیمتر شدن شرایط محیط زیستی سیاره نیز دست به اقدام میزند، بهویژه در مناطق محروم و شهرهای صنعتی که به دلیل فقدان زیرساختها، تبعیض و نابرابری و فقر و محرومیت از امکانات زیستی و رفاهی، آسیبپذیری اکولوژیکی بیشتری را تجربه میکنند. آنچه در آمار و مطالعات از پدیدههای متأخر اقلیمی و آسیبهای طبیعت گفته میشود را این طبقه، مستقیم و بیواسطه میزید.
#پرولتاریا_محیطزیستی
#سرمایهداری
#اکوسوسیالیسم
@Azegaar
🖇️متن کامل⬇️
Telegraph
اول ماه مه: روز جهانی کارگرانِ محیط زیستگرا
گرامی باد اول ماه مه، روز جهانی کارگر را که یادآور مبارزات تاریخی و حماسی کارگران برای بهبود شرایط کار و زیست بهتر و برای رهایی از سلطه سرمایه و استثمار است. یکی از مصداقهای سلطه و استثمار، سلطه بر طبیعت و استثمار طبیعت برای بهرهبرداری به قصد ارزشافزایی…
👍1
◾بیگانگی کارگر از محصول کار: نتیجۀ استثمار
آجرِ همهی برجهای جهان
از خواب و خاکسترِ من است
زورم به هيچکدام نمیرسد
✔️ این شعر سیدعلی صالحی خلاصۀ کار مزدبگیری، استثمار و بیگانگی از محصول کار است. در هر خشت، در هر سوی نور، هر قطره آب، هر پود لباس و تار فرش زیرپا و لذت هر کالا، ذرهای از خواب و خاکستر و روان و عمر و زندگی کارگران وجود دارد چنان که نوری در ذات شمع.
کار دستمزدی نه تنها غارت نیروی کار کارگر که غارت زندگی و عمر اوست. کارگری که بیکار او بشر عصر پارینهسنگی را به سمت فتح فضا طی نمیکرد، اما از اینهمه جز رنج و بخورنمیری و بیماری و فرسودگی ذهن و تن چیزی دستاورد ندارد.
او را از محصول کارش دور میکنند، محصول کارش را در مقابلش قرار میدهند که یا بخر یا برو. و هرچه برای تداوم بازتولید نیروی کارش هم نیاز دارد را از او میربایند: سرپناه باکیفیت، بهداشت و سلامت و هرچه برای زیست فکری و پرورش ظرفیتهای آدمی بدیهی است در مقابل او چون کالایی خریدنی ظهور میکند: آموزش و هنر و تفریح و...
نه افزایش دستمزد، نه حتی خدمات اجتماعیِ عمومی که بنیانکندن مناسبات ظالمانه بین کار و سرمایه چاره است. باقی مُسکنهایی مقطعی است که چون عصر وحوشی مانند ریگان و تاچر قابل بازپسگیری است. مناسبات را باید برگرداند که زورمان برسد، فقط همین.
✔️یکی ازجلوههای بیگانگی از محصول کار را باید در پروژههای ساختوساز دید. اینجا بیشتر منظور ساختوسازهای صنعتی است و رابطهاش با کارگران پروژهای.
کارگران پروژهای، در بدترین شرایط قابل تصور به کار و زیستِ نامناسب در نزدیکی کارگاهها و پروژهها، مشغولاند. اما به محض پایان پروژه، با راهاندازی و بهرهبرداری و تولید محصول، آن کارگران از محدوده بیرون رانده میشوند، دیگرانی دیگر با وضعیت کاملا متفاوت و بهتر با دستمزدهای بیشتر و شرایط مساعدتر وارد میشوند و میمانند. اگر چه جدیدها هم در مناسبات مزدی قرار دارند و بیگانه از محصول که ارزش تولیدی کارش را دیگران تصاحب میکنند.
اما کارگران پروژه، خود را چون ابزاری یکبارمصرف، کالاییمصرفشده میبینند که بلاواسطه در تسهیل و کاراندازی تولید نقش داشتهاند اما نهتنها بهرهای کافی و متناسب از کار خود نبردهاند که او را از محدوده بیرون میکنند. او تنها به تماشای شکوه تولید از دور ناچار است. این نه مثال که عیناً مصداقی از واقعیت است: حصارکشی و کارت ورود و راندن کارگران پروژهای به پروژهای در دست ساختِ دیگر. /م.ر.جعفری
#روز_کارگر
#استثمار
#نظر
@Azegaar
آجرِ همهی برجهای جهان
از خواب و خاکسترِ من است
زورم به هيچکدام نمیرسد
✔️ این شعر سیدعلی صالحی خلاصۀ کار مزدبگیری، استثمار و بیگانگی از محصول کار است. در هر خشت، در هر سوی نور، هر قطره آب، هر پود لباس و تار فرش زیرپا و لذت هر کالا، ذرهای از خواب و خاکستر و روان و عمر و زندگی کارگران وجود دارد چنان که نوری در ذات شمع.
کار دستمزدی نه تنها غارت نیروی کار کارگر که غارت زندگی و عمر اوست. کارگری که بیکار او بشر عصر پارینهسنگی را به سمت فتح فضا طی نمیکرد، اما از اینهمه جز رنج و بخورنمیری و بیماری و فرسودگی ذهن و تن چیزی دستاورد ندارد.
او را از محصول کارش دور میکنند، محصول کارش را در مقابلش قرار میدهند که یا بخر یا برو. و هرچه برای تداوم بازتولید نیروی کارش هم نیاز دارد را از او میربایند: سرپناه باکیفیت، بهداشت و سلامت و هرچه برای زیست فکری و پرورش ظرفیتهای آدمی بدیهی است در مقابل او چون کالایی خریدنی ظهور میکند: آموزش و هنر و تفریح و...
نه افزایش دستمزد، نه حتی خدمات اجتماعیِ عمومی که بنیانکندن مناسبات ظالمانه بین کار و سرمایه چاره است. باقی مُسکنهایی مقطعی است که چون عصر وحوشی مانند ریگان و تاچر قابل بازپسگیری است. مناسبات را باید برگرداند که زورمان برسد، فقط همین.
✔️یکی ازجلوههای بیگانگی از محصول کار را باید در پروژههای ساختوساز دید. اینجا بیشتر منظور ساختوسازهای صنعتی است و رابطهاش با کارگران پروژهای.
کارگران پروژهای، در بدترین شرایط قابل تصور به کار و زیستِ نامناسب در نزدیکی کارگاهها و پروژهها، مشغولاند. اما به محض پایان پروژه، با راهاندازی و بهرهبرداری و تولید محصول، آن کارگران از محدوده بیرون رانده میشوند، دیگرانی دیگر با وضعیت کاملا متفاوت و بهتر با دستمزدهای بیشتر و شرایط مساعدتر وارد میشوند و میمانند. اگر چه جدیدها هم در مناسبات مزدی قرار دارند و بیگانه از محصول که ارزش تولیدی کارش را دیگران تصاحب میکنند.
اما کارگران پروژه، خود را چون ابزاری یکبارمصرف، کالاییمصرفشده میبینند که بلاواسطه در تسهیل و کاراندازی تولید نقش داشتهاند اما نهتنها بهرهای کافی و متناسب از کار خود نبردهاند که او را از محدوده بیرون میکنند. او تنها به تماشای شکوه تولید از دور ناچار است. این نه مثال که عیناً مصداقی از واقعیت است: حصارکشی و کارت ورود و راندن کارگران پروژهای به پروژهای در دست ساختِ دیگر. /م.ر.جعفری
#روز_کارگر
#استثمار
#نظر
@Azegaar
Forwarded from نقد
▫️ واردات غله از اوکراین
کشورهای اتحادیهی اروپا تصمیم گرفته بودند که برای همبستگی با تولیدکنندگان غله در اوکراین واردات غله اوکراینی را از عوارض گمرکی معاف کنند. اما طولی نکشید که داد تولیدکنندگان غله در کشورهای اروپای شرقی عضو اتحادیه به هوا رفت، چون غلهی اوکراینی بدون عوارض گمرکی به مراتب از محصولات داخلی ارزانتر بود و تولیدکنندگان داخلی در رقابت با این غلهی ارزان شانسی نداشتند. بالاخره منادیان همبستگی در اسلواکی فروش غله، مواد غذایی و آذوقهی حیوانات وارداتی از اوکراین را ممنوع کردند و مجارستان و لهستان یکجا قید همبستگی و واردات غله از اوکراین را زدند. چراغی که به خانهی سرمایهداران داخلی رواست به مسجد سرمایهداران اوکراینی حرام است.
مارکس در «هیجدهم برومر لویی بناپارت» مینویسد: «توریهای انگلستان... تا مدتها خیال میکردند عاشق سلطنت، کلیسا و زیباییهای قانون اساسی قدیمی انگلستاناند تا روزی که خطر وادارشان کرد که حقیقت را بگویند و اعتراف کنند که در واقع عاشق چیزی جز بهرهی مالکانه نیستند.»
#جنگ_در_اوکراین
🖋@naghd_com
کشورهای اتحادیهی اروپا تصمیم گرفته بودند که برای همبستگی با تولیدکنندگان غله در اوکراین واردات غله اوکراینی را از عوارض گمرکی معاف کنند. اما طولی نکشید که داد تولیدکنندگان غله در کشورهای اروپای شرقی عضو اتحادیه به هوا رفت، چون غلهی اوکراینی بدون عوارض گمرکی به مراتب از محصولات داخلی ارزانتر بود و تولیدکنندگان داخلی در رقابت با این غلهی ارزان شانسی نداشتند. بالاخره منادیان همبستگی در اسلواکی فروش غله، مواد غذایی و آذوقهی حیوانات وارداتی از اوکراین را ممنوع کردند و مجارستان و لهستان یکجا قید همبستگی و واردات غله از اوکراین را زدند. چراغی که به خانهی سرمایهداران داخلی رواست به مسجد سرمایهداران اوکراینی حرام است.
مارکس در «هیجدهم برومر لویی بناپارت» مینویسد: «توریهای انگلستان... تا مدتها خیال میکردند عاشق سلطنت، کلیسا و زیباییهای قانون اساسی قدیمی انگلستاناند تا روزی که خطر وادارشان کرد که حقیقت را بگویند و اعتراف کنند که در واقع عاشق چیزی جز بهرهی مالکانه نیستند.»
#جنگ_در_اوکراین
🖋@naghd_com
◾به مناسبت ۵ مه، سالروز تولد کارل مارکس (۱۸۱۸)
✔️تولید سرمایهداری... تعامل سوختوسازی انسان و زمین را مختل میکند، یعنی مانع از بازگشت عناصر سازنده خاک که بشر به شکل غذا و پوشاک مصرف کرده بود، به آن میشود؛ در نتیجه، مانع از عملکرد شرایط طبیعی و همیشگی برای حاصلخیزی پایدار خاک میشود... هر نوع پیشرفت در کشاورزی سرمایهدارانه نه تنها پیشرفت در هنرِ غارت کارگر که در عین حال پیشرفت در هنر تاراج خاک است؛ و هرگونه پیشرفت در افزایش حاصلخیزی خاک در زمانی معین، پیشرفتی است در جهت تخریب منابع پایدار این حاصلخیزی. هرچه کشوری، مانند آمریکا، بیشتر توسعه خود را بر مبنای صنایع بزرگ قرار دهد این روند تخریبی سریعتر اتفاق میافتد. بنابراین، تولید سرمایهداری فنون و میزان ترکیب فرایند اجتماعی تولید را تنها با نابودی همزمان سرچشمه تمامی ثروتها تکامل میبخشد: خاک و کارگر.
✔️محدودیت کار کارخانهای از همان ضرورتی برخاسته که شیوع استفاده از گوانو [کود پرندگان] را در زمینهای انگلستان موجب شده بود. همان ولع غارتگرانهای که از یکسو شیره زمین را میکشد از سوی دیگر ریشههای حیات مردم را میخشکاند ... در این طمعکاری کور و بیاندازه، در این حرص گرگصفتانه برای کار اضافه، سرمایه نه تنها محدودیتهای اخلاقی که محدودیتهای جسمانی کار روزانه را هم زیر پا میگذارد ... و برای دریافت کار بیشتر از زندگی کارگر میزند، همچون زمیندار طماعی که افزایش بازدهی را از طریق کاهش حاصلخیزی خاک به دست میآورد.
✔️از منظر یک صورتبندی اقتصادی/اجتماعی برتر، مالکیت خصوصی افراد خاص بر کره زمین همانقدر نامعقول و بیمعناست که مالکیت خصوصی یک انسان بر انسان دیگر. حتی کل یک جامعه، یک ملت، یا همه جوامع موجود نیز مالک کره زمین نیستند. آنها تنها متصرفان و بهرهبرداران مواهب زمیناند که باید آن را همچون پدری مهربان در وضعیتی بهتر به نسلهای پس از خود بسپارند.
#اکوسوسیالیسم
@Azegaar
✔️تولید سرمایهداری... تعامل سوختوسازی انسان و زمین را مختل میکند، یعنی مانع از بازگشت عناصر سازنده خاک که بشر به شکل غذا و پوشاک مصرف کرده بود، به آن میشود؛ در نتیجه، مانع از عملکرد شرایط طبیعی و همیشگی برای حاصلخیزی پایدار خاک میشود... هر نوع پیشرفت در کشاورزی سرمایهدارانه نه تنها پیشرفت در هنرِ غارت کارگر که در عین حال پیشرفت در هنر تاراج خاک است؛ و هرگونه پیشرفت در افزایش حاصلخیزی خاک در زمانی معین، پیشرفتی است در جهت تخریب منابع پایدار این حاصلخیزی. هرچه کشوری، مانند آمریکا، بیشتر توسعه خود را بر مبنای صنایع بزرگ قرار دهد این روند تخریبی سریعتر اتفاق میافتد. بنابراین، تولید سرمایهداری فنون و میزان ترکیب فرایند اجتماعی تولید را تنها با نابودی همزمان سرچشمه تمامی ثروتها تکامل میبخشد: خاک و کارگر.
✔️محدودیت کار کارخانهای از همان ضرورتی برخاسته که شیوع استفاده از گوانو [کود پرندگان] را در زمینهای انگلستان موجب شده بود. همان ولع غارتگرانهای که از یکسو شیره زمین را میکشد از سوی دیگر ریشههای حیات مردم را میخشکاند ... در این طمعکاری کور و بیاندازه، در این حرص گرگصفتانه برای کار اضافه، سرمایه نه تنها محدودیتهای اخلاقی که محدودیتهای جسمانی کار روزانه را هم زیر پا میگذارد ... و برای دریافت کار بیشتر از زندگی کارگر میزند، همچون زمیندار طماعی که افزایش بازدهی را از طریق کاهش حاصلخیزی خاک به دست میآورد.
✔️از منظر یک صورتبندی اقتصادی/اجتماعی برتر، مالکیت خصوصی افراد خاص بر کره زمین همانقدر نامعقول و بیمعناست که مالکیت خصوصی یک انسان بر انسان دیگر. حتی کل یک جامعه، یک ملت، یا همه جوامع موجود نیز مالک کره زمین نیستند. آنها تنها متصرفان و بهرهبرداران مواهب زمیناند که باید آن را همچون پدری مهربان در وضعیتی بهتر به نسلهای پس از خود بسپارند.
#اکوسوسیالیسم
@Azegaar
👍1
✔️از منظر یک صورتبندی اقتصادی/اجتماعی برتر، مالکیت خصوصی افراد خاص بر کره زمین همانقدر نامعقول و بیمعناست که مالکیت خصوصی یک انسان بر انسان دیگر. حتی کل یک جامعه، یک ملت، یا همه جوامع موجود نیز مالک کره زمین نیستند. آنها تنها متصرفان و بهرهبرداران مواهب زمیناند که باید آن را همچون پدری مهربان در وضعیتی بهتر به نسلهای پس از خود بسپارند.
#اکوسوسیالیسم
@Azegaar
#اکوسوسیالیسم
@Azegaar
◾آیا سرمایهداری بهاصطلاح متعارف راه چاره ایران است؟
🖋️پرویزصداقت (بخشی از مقاله)
✔️راهحل غالبی که در سالها و بهویژه ماههای اخیر از سوی جریانهای سیاسی در رسانههای جریان اصلی مطرح شده (البته نه ضرورتاً با این اصطلاحات) آن بوده که باید از وضع موجود به یک «دولت متعارف» تحول یابیم. وقتی در مختصات این راهحل دقت میکنیم تنها با کلیاتی در خصوص کوچکشدن دولت، تبعیت آن از کنوانسیونهای جهانی در زمینههای اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و بهویژه سیاست خارجی، مواجه میشویم. بهعنوان مثال این راهحلی است که در بیانیهی موسوم به «منشور مهسا» شاهد آن هستیم. در سرتاسر این متن که تلاش شده وفادار به اصول لیبرالیسم سیاسی باشد شاهد اشارههای متعدد برای پیوستن به کنوانسیونها و مقررات بینالمللی هستیم تا بدین ترتیب در ایران نیز با پذیرش قواعد نظم جهانی، دولتی مشروع و «متعارف» سر کار بیاید. اما، راهحلهایی از این دست قادر به حل بحرانهای ساختاری ایران امروز نیست و تنها میتواند آن را تخفیف دهد.
البته روشن است که افزایش سرمایهگذاری میتواند نرخ بیکاری را کاهش دهد و حذف منافع سیاسی مرتبط با تورم میتواند تورم حاد پنج دههی گذشته را تا اندازهای مهار کند. اما عوامل ریشهایتری هم هست که در منشورهایی از این دست نادیده گرفته میشود. برای مثال، راهحلهایی از این دست قادر نیست بحرانهای زیستمحیطی را بهطور ریشهای حل کند چراکه مخالفتی با کالاییشدن طبیعت و منابع طبیعی ندارد.
یا وقتی بر جذب سرمایهی خارجی و به شکل خوشبینانهای بر نقش معجزهآسای این سرمایهگذاریها تأکید میکنند طبعاً باید به «مزیتهای نسبی» اقتصاد ایران متکی شوند. اما مزیت نسبی این سرزمین برای سرمایه ازجمله در «ارزانی نیروی کار» و نبود مقررات سختگیرانهی محیط زیستی است. از همین روست که چنین راهحلهایی گرهگشا نیست بلکه ترمیمهایی موقتی است که قادر به حل درازمدت بحرانهای معیشتی و زیستمحیطی نیست. بگذریم که به گمان من وعدههای این بدیلها در خصوص دموکراسی را نیز نمیتوان چندان جدی گرفت.
@Azegaar
🖇️متن کامل⬇️
https://wp.me/p2GDHh-6De
🖋️پرویزصداقت (بخشی از مقاله)
✔️راهحل غالبی که در سالها و بهویژه ماههای اخیر از سوی جریانهای سیاسی در رسانههای جریان اصلی مطرح شده (البته نه ضرورتاً با این اصطلاحات) آن بوده که باید از وضع موجود به یک «دولت متعارف» تحول یابیم. وقتی در مختصات این راهحل دقت میکنیم تنها با کلیاتی در خصوص کوچکشدن دولت، تبعیت آن از کنوانسیونهای جهانی در زمینههای اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و بهویژه سیاست خارجی، مواجه میشویم. بهعنوان مثال این راهحلی است که در بیانیهی موسوم به «منشور مهسا» شاهد آن هستیم. در سرتاسر این متن که تلاش شده وفادار به اصول لیبرالیسم سیاسی باشد شاهد اشارههای متعدد برای پیوستن به کنوانسیونها و مقررات بینالمللی هستیم تا بدین ترتیب در ایران نیز با پذیرش قواعد نظم جهانی، دولتی مشروع و «متعارف» سر کار بیاید. اما، راهحلهایی از این دست قادر به حل بحرانهای ساختاری ایران امروز نیست و تنها میتواند آن را تخفیف دهد.
البته روشن است که افزایش سرمایهگذاری میتواند نرخ بیکاری را کاهش دهد و حذف منافع سیاسی مرتبط با تورم میتواند تورم حاد پنج دههی گذشته را تا اندازهای مهار کند. اما عوامل ریشهایتری هم هست که در منشورهایی از این دست نادیده گرفته میشود. برای مثال، راهحلهایی از این دست قادر نیست بحرانهای زیستمحیطی را بهطور ریشهای حل کند چراکه مخالفتی با کالاییشدن طبیعت و منابع طبیعی ندارد.
یا وقتی بر جذب سرمایهی خارجی و به شکل خوشبینانهای بر نقش معجزهآسای این سرمایهگذاریها تأکید میکنند طبعاً باید به «مزیتهای نسبی» اقتصاد ایران متکی شوند. اما مزیت نسبی این سرزمین برای سرمایه ازجمله در «ارزانی نیروی کار» و نبود مقررات سختگیرانهی محیط زیستی است. از همین روست که چنین راهحلهایی گرهگشا نیست بلکه ترمیمهایی موقتی است که قادر به حل درازمدت بحرانهای معیشتی و زیستمحیطی نیست. بگذریم که به گمان من وعدههای این بدیلها در خصوص دموکراسی را نیز نمیتوان چندان جدی گرفت.
@Azegaar
🖇️متن کامل⬇️
https://wp.me/p2GDHh-6De
نقد اقتصاد سیاسی
کدام بدیل برای کارگران؟/ پرویز صداقت
بهمناسبت اول ماه مه، روز جهانی کارگر ____________ در برابر وضعیت کنونی بدیل مطلوب طبقهی کارگر و فرودستان جامعه چه ویژگیهایی باید داشته باشد و آنان باید در پی چه تغییراتی باشند؟…
👍1