آزگار – Telegram
آزگار
490 subscribers
610 photos
109 videos
82 files
593 links
نقدِ اقتصادسیاسیِ محیط زیست

Sorkhboom.ir

تماس با آزگار:
@Azegaarr
Download Telegram
توافقِ جناح‌های سیاسی روی اصلاحاتِ بی‌پایانِ صندوق‌های بازنشستگان

خسرو صادقی بروجنی (پژوهشگر و مترجم حوزه اقتصاد و تامین اجتماعی) در یادداشتی به انتقاد رویکردهای کارشناسان اقتصادی منتسب به هر دو جریان اصلاح‌طلب و اصولگرا در کشور درباره صندوق‌های بازنشستگی و حقوق بازنشستگان پرداخته‌است.


✔️همان‌طور که از مواضع ذکر شده برمی‌آید افزایش سن و سابقه بازنشستگی جریان اصلاح‌طلب و اصولگرا نمی‌شناسد و مورد توافق تصمیم‌گیران و کارشناسان هر دو جناح حاضر در کشور است. پس هیچ از یک این دو نمی‌توانند دیگری را به چیزی متهم کنند، چون هر یک، هم در دوره‌ای سکان‌دار مدیریت سازمان‌های بیمه‌گر کشور بوده‌اند و هم خود بحران صندوق‌ها را تا به اینجا کشانده‌اند و هم پاسخ یکسانی برای حل آن دارند.

ادبیات تأمین اجتماعی تخصصی و فنی است اما رمزگشایی و بیان ساده مفاهیم آن از سیاست‌های کلان‌تر پشت آن‌ها پرده‌برداری می‌کند.

مشاوران وزارت کار در دولت قبلی این «نوید» را می‌دهند که بازنشستگان راضی به همین مقدار نباشند! آن‌ها گرچه در دولت کنونی مسئولیتی ندارند اما همچنان در رسانه‌ها از نسخه‌های «کارشناسی» خود پرده‌برداری می‌کنند؛ نسخه‌هایی که در دولت گذشته نیز کم‌وبیش و جسته‌گریخته در موردشان بحث می‌شد اما با اجرایی‌شدن «اصلاحات پارامتریک» چندان دور از ذهن نیست که «پیشنهادات کارشناسی» دیگر نیز در آینده‌ای نه چندان دور به اجرا درآید.

اما پرسش اساسی که در اینجا مطرح می‌شود و این کارشناسان و مسئولان جناح‌های مختلف باید به آن پاسخ گویند، این است که: در شرایط اقتصاد کلان ایران و با توجه به ساختار اقتصاد سیاسی کنونی، در سایه کمبودها، تحریم‌ها و ناکارآمدی‌ها و کیفیت مدیریت موجود (و در صورت تحقق این سلسله «پیشنهادات کارشناسی» و تداوم «اصلاحات» در این حوزه) نیروی کار کشور تا چه حد می‌تواند در سایه این اصلاحات بی‌پایان از امنیت اقتصادی و اجتماعی زندگی خود در آینده اطمینان حاصل کند؟

🖇️متن کامل را اینجا بخوانید.

#قانون_بازنشستگی
#برنامه_هفتم_توسعه

@Azegaar
👍2
تهران به صورت غیرعادی درگیر بار آلودگی هوای اضافه شده؛ این بار اضافه به خاطر گازوئیل سوزی صنایع کوچک و بزرگ اطراف پایتخت است

✔️نوع آلاینده‌ها و میزان تولید آن‌ها ناشی از سوزاندن گازوییل و مازوت یکی است، فقط مازوت گوگرد بیشتری تولید می‌کند وگرنه آلودگی سایر آلاینده‌ها مانند ذرات معلق، دوده و اکسید‌های ازت ناشی از گازوییل‌سوزی و مازوت‌سوزی برابر است. از طرفی بار آلودگی تهران به صورت غیرعادی اضافه شده‌است، ولی میزان گوگرد اضافه‌شده به ما می‌گوید که مازوت‌سوزی محدود بود و باید دنبال منشا دیگری باشیم و منشا این بار اضافه برای تهران می‌تواند عمدتا ناشی از گازوییل‌سوزی صنایع کوچک و بزرگ اطراف، مازوت‌سوزی صنایع کوچک و حتی کارخانه سیمان و کمترشدن کیفیت بنزین باشد و برای اصفهان می‌تواند ناشی از استفاده از مازوت و گازوییل صنایع کوچک و بزرگ مانند پتروشیمی و پالایشگاه و برای اهواز ناشی از مشعل‌سوزی و پتروشیمی و پالایشگاه و گردوغبار باشد.

ما تنها بحران مازوت‌سوزی نداریم، بحران گازوییل‌سوزی هم داریم برای عبور از مازوت‌سوزی و گازوییل‌سوزی هیچ راه حل کوتاه مدتی نداریم؛ پالایشگاه‌های ما به‌روز نشده و نمی‌توانیم مازوت و گازوییل با گوگرد پایین و با کیفیت در حجم قابل قبول تولید کنیم. از سال ۲۰۲۰ به بعد هم استاندارد سوخت مازوت در کشتیرانی جهانی عوض شده و مازوتی که ما تولید می‌کنیم با گوگرد بالاست و نمی‌توان در صنایع کشتیرانی از آن استفاده کرد و صادرات آن به مشکل برخورده است. مخازن ذخیره ما هم پر شده و ناچار به مصرف مازوت هستیم. مثلا شما در نزدیکی تهران نیروگاه در قزوین نیروگاه حرارتی وجود دارد که به شهر آسیب می‌زند. تاکید من بر روی گازوییل‌سوزی صنایع و نیروگاه‌ها است، چون اضافه بار آلودگی که ما در کلانشهر‌ها می‌بینیم با گازوییل‌سوزی فراهم می‌شود.

#آلودگی_هوا

@Azegaar

🖇️متن کامل⬇️

https://www.entekhab.ir/0038tI
عدالت زیست‌محیطی زیرمجموعه عدالت اجتماعی است
اصول عدالت زیست‌محیطی را باید منطقه‌ای دید

✔️محمدرضا جعفری، پژوهشگر محیط‌زیست در گفت‌وگوی تفصیلی با «فرهیختگان» به اصول عدالت زیست‌محیطی، خاستگاه آن، عدالت زیست‌بومی فرانسلی، ارتباط متقابل انسان و محیط‌زیست و مفهوم فرادست و فرودست در مواجهه با بحران محیط زیستی و جایگاه طبقه در نقد اقتصادسیاسی محیط زیست، استعمار صنعتی، تقسیم کار بین‌المللی و انتقال عوارض توسعه کشورهای ثروتمند به کشورهای توسعه‌نیافته، ترازوی توسعه در ایران، توسعه پایدار و رشد اقتصادی و ارتباط آن با عدالت اجتماعی و زیست‌محیطی، ارتباط عدالت زیست‌محیطی با حوزه حکمرانی و روندها و وجوه مختلف و برنامه‌های توسعه و شیوه مدیریت و نیز مشکلات فرهنگی اجتماعی ناشی از نادیده گرفتن عدالت زیست‌محیطی پرداخته و پیوند آن را با اعتراض‌های اجتماعی شرح می‌دهد و تجویز مصرف منابع طبیعی کشور بدون توجه به مرزهای پایداری را توصیه سرمایه‌داری می‌داند.

#عدالت_اجتماعی
#عدالت_اقلیمی
#عدالت_زیست‌محیطی

@Azegaar

🖇️متن کامل مصاحبه⬇️

https://vrgl.ir/c0b79
👍4
مضحکه‌ای به نام نشست اقلیمی سازمان ملل
نتیجه‌ای قابل پیشی‌بینی از نشست دبی به دبیری رییس شرکت نفت امارات

ال‌گور، معاون اول اسبق آمریکا و فعال اقتصادی اقلیمی:

نشست اقلیمی ۲۸ سازمان ملل، COP28 اکنون در آستانه شکست کامل است. جهان به‌شدت نیاز دارد که سوخت‌های فسیلی را در سریع‌ترین زمان ممکن حذف کند، اما پیش‌نویس بی‌معنای نهایی به گونه‌ای است که گویی اوپک آن را کلمه به کلمه دیکته کرده است. بسیار بدتر از آن چیزی است که بسیاری از آن واهمه داشتند. نتیجه این اجلاس «از دولت‌های نفتی، توسط دولت‌های نفتی و برای دولت‌های نفتی» است. برای همه کسانی که این روند را جدی گرفته‌اند عمیقا توهین‌آمیز است.

24 ساعت باقی مانده است تا نشان دهیم جهان طرف چه کسی است: طرفی که می‌خواهد از آینده بشریت با شروع مرحله منظم حذف سوخت‌های فسیلی محافظت کند یا طرف دولت‌های نفتی و رهبران شرکت‌های نفت و گاز که به یمن سوخت‌های فسیلی فاجعه تاریخی اقلیمی را سبب می‌شوند.

برای اجتناب از اینکه COP28 شرم‌آورترین و غم‌انگیزترین شکست در 28 سال مذاکرات بین‌المللی اقلیم باشد، متن نهایی در مورد حذف تدریجی سوخت‌های فسیلی صریح و با زبانی شفاف باشد. هر چیز دیگری یک گام بزرگ به عقب است آنهم از جایی که جهان باید واقعاً به بحران اقلیمی به طور جدی رسیدگی کند و مطمئن شود که هدف 1.5 درجه سانتی گراد در دبی از بین نمی رود./ توییتر، آزگار

#تغییراقلیم

@Azegaar
👍4
گزارشی از چند روز تجمع تعدادی از کارگران صنعتی که خواسته‌های بر جای‌مانده صنفی دارند

گروه ملی فولاد اهواز روی موج مطالبات

🖋️نادره وائلی‌زاده/شرق

✔️اعتراضات کارگران گروه ملی صنعتی فولاد حالا به هفته دوم رسیده است. اعتراضاتی که چهارشنبه 29 آذر با تجمع گروهی از کارگران در داخل شرکت به عدم اجرای طرح طبقه‌بندی مشاغل شروع شده بود، درپی تعلیق و ممنوع‌الورودی 21 نفر از کارگران در روز شنبه دوم دی‌ماه شدت گرفت و در طول هفته گذشته به خارج از محدوده شرکت گسترش یافت. در این مدت کارگران درهای شرکت را بستند، دست از کار کشیدند و پنج خط تولید کارخانه نیز متوقف شد. کارگران با در دست داشتن پلاکاردهایی به اجرای نادرست طرح طبقه‌بندی مشاغل و تعلیق همکارانشان اعتراض کردند و خواستار خلع ید بانک ملی (مالک این شرکت) و بازگشت آن به دولت شدند.

تیرماه سال گذشته کارگران دوباره به عدم اجرای طرح طبقه‌بندی اعتراض کردند و شش نفر از آنها به محل کار ممنوع‌الورود شدند. دادگاه 17 نفر از کارگران را هم با شکایت پیمانکارشان، به اتهام «اخلال در نظم عمومی از طریق ایجاد هیاهو و جنجال» به شلاق و حبس تعزیری محکوم کرد.

خصوصی‌سازی در این شرکت موفق نبوده و بانک ملی نمی‌تواند شرکت را اداره کند. بنابراین یکی از خواسته‌های اصلی کارگران خلع ید بانک ملی و بازگشت شرکت به دولت است؛ مثل شرکت هفت‌تپه و چند شرکت دیگر. اما می‌بینیم یک هفته است که پنج خط تولید در استان متوقف شده و برای هیچ‌کس مهم نبوده که بیایند و حرف کارگران را بشنوند. به‌جای اینکه مشکل مسدود‌شدن کارت 21 نفر را حل کنند، تعداد آنها را به 38 نفر رساندند. اعتراض ما صنفی و برای حقوق کارگران است که طبق قانون مجاز است، اما همه کاسه کوزه‌ها در آخر بر سر کارگران شکسته می‌شود.

کارفرما می‌گوید شرکت زیان‌ده است و به همین دلیل 10 درصد افزایش حقوق را می‌تواند اجرا کند، درحالی‌که کارگران زیان‌ده‌بودن شرکت را قبول ندارند و معتقدند این شرکت سودده است.

بحث زیان‌ده‌بودن گروه ملی صنعتی فولاد در‌ حالی مطرح می‌شود که بر اساس گزارش سایت این شرکت، مدیرعامل گروه ملی فولاد آذر‌ماه امسال در هشتمین اجلاس سراسری، نشان عالی مدیر سال را دریافت کرده است. همچنین طبق گزارش این سایت، تولید هشت‌ماهه ابتدای امسال نسبت به مدت مشابه پارسال افزایش ۵۸‌درصدی داشته و بعد از هشت سال رکورد تولید در یک ماه را به‌دست آورده است.

🖇️متن کامل گزارش را اینجا بخوانید.

#کارگری

@Azegaar
👍1
Forwarded from آزگار
▫️درباره‌ خشکاندن کرخه و پیامدهایش

▪️کرخه: چرخه­ بحران

محمدرضاجعفری / پیام ما

✔️در حکمرانی ناکارآمد بحران­‌ها تنها به تاخیر می‌­افتند و حل نمی‌­شوند و پیامدهای بدتری دارند. این­گونه که هم تولید برق در گرمای جان­کاه به مخاطره می‌افتد، هم معاش کشاورزان در کل حوضه آسیب می‌بیند و هم آبی برای خوردن در دسترس نخواهد بود.

کرخه خشک نشد، کرخه را خشکاندند. کرخه را با سد پشت سد، با پمپ پشت پمپ، با کاشت پشت کاشت می‌راندند. کرخه می‌­رود تا هم‌سرنوشت کارون شود. رودخانه‌­ای با تنی نحیف، رودخانه‌­ای بی‌­تن، رودخانه‌­ای مرده. این مرگِ تنها یک رود نیست، این مرگ سرزمین است. سرزمینی وابسته به آب، جلگه­‌ای سبز و تالاب‌­هایی زنده که اینک به شوره‌­زاری فراخ شبیه است. این آغاز «بی‌­سرزمینی» است. آغاز گسست انسان و زمین، قطع رابطه­ معاش و خاک و سرانجام از بین بردن تعلق به سرزمین.

وسعت کرخه بلای جان کرخه­ بزرگ شده‌‌است. چشم طمع از هر سو بر این رود دوخته­‌شده و دستانِ آز بر او تاخته‌­است. پراکندگی کرخه و رودهای زاینده‌­اش در استان‌­های بالادستی، این تصور را به‌­وجود آورده که «مالکیت» رود متعلق به مجاوران‌اش است و می‌­توان آن‌­را همچون منبعی بی‌­پایان به تصرف درآورد و مصرف کرد. مصرف برای کاشت محصولات، برای ارتزاق جمعیتی که در نبود توسعه‌­ای متوازن، در نبود توسعه‌‌ای جایگزین و بوم‌محور، و با تصور آب همچون منبعی بی‌پایان، چاره‌­ای جز کشاورزی ندارند. وعده‌­های هر نماینده و مسئول حول جلوگیری از خروج آب از استانِ خودی و تخصیص آن به کشاورزی­‌های جدید و قدیم تحت عنوان «استفاده‌ بهینه‌ از آب‌های سطحی» می‌­چرخد.

+جور اقلیم، جور انسان
غیر از تغییر وضعیت اقلیمیِ ناشی از گرمایش جهانی، باید عوامل بشر­زاد تهی­‌کننده­ آب در طول مسیر رود کرخه و تمام سرشاخه‌­های آن را به عنوان مولفه‌­ای مهم و به­‌شدت تاثیرگذار در نظر گرفت. وزارت نیرو در بی‌­برنامگی کامل تاکنون ۷ سد را در طول مسیر این رودخانه به بهره‌برداری رسانده‌ ­است. با ساخت این سدها و تنظیم نظام‌نامه‌ی بهره‌برداری آب و طرح تسهیم رودخانه در کل حوضه از سال ۹۴، سهم خوزستان تالاب هورالعظیم به ۲۱ درصد کاهش یافت. کاهشی که عواقبش بعدها در خشکیدگی رود و زیرشاخه‌هایش در خوزستان و از بین‌رفتن وسعت زیادی از هورالعظیم، در همدستی با وزارت نفت، پدیدار شد. با وجود آنکه امروز پایین‌دست کرخه از بی‌آبی رنج می‌برد اما وزارت نیرو همچنان تلاش دارد که ۴۳ سد دیگر بر این رودخانه احداث کند که ۹ مورد آن در حال ساخت است. این در حالی است که مسئولان وزارت نیرو مشکل را نبود آب کافی به دلیل خشک­سالی عنوان می‌کنند.

+بکار و آب بگیر
+برق خوش سیری چند؟
+و اما خوزستان
+چرخهٔ بحران

‌از این‌­رو اشتغال جایگزین در بطن توسعه­‌ای اجتماعاً قوام­‌گرفته برپایه­ نیازها و چشم‌­اندازها و واقعیت­‌های اقلیمی ضروری است. مدیریت حوضه­‌های آبریز می‌باید به سمت مشارکت تمام ذینفعان در تدوین نظام­نامه‌­های صنفی و جداول تخصیص و به رسمیت‌شناختن و تضمین حق‌آبه‌ی طبیعت، بر پایه مزیت‌­ها، استعدادها و توانایی‌­های سرزمینی هر حوزه و در نظر گرفتن پیامدهای محیط زیستی تغییر کند. موضوعی که ذیل مفهوم «عدالت محیط زیستی» قرار می‌‌گیرد: توسعه­ جایگزین با کمترین اتکا به زمین و منابع آبی. در غیر این‌­صورت، اعتراض‌های ناشی از قطع آب و برق و از دست رفتن اشتغال مبتنی بر کشاورزی سنتی و بیکاری، از سوی مردمانی خسته از گرما و خاک، فرسوده از جنگ و نابرابری‌­ها و محرومیت­‌های اجتماعی و اقتصادی، قابل پیش‌­بینی است؛ مسئله‌ای که روزی دیگر با مشت آهنین قابل حل نیست.

@Azegaar

#کرخه

🖇متن کامل⬇️
👍4
Audio
عدالت زیست‌محیطی

🎙️محمدرضا جعفری

✔️ گفتاری پیرامون

•اصول عدالت زیست‌محیطی و خاستگاه آن

•عدالت زیست‌بومیِ فرانسلی

•ارتباط متقابل انسان و محیط‌زیست و مفهوم فرادست و فرودست در مواجهه با بحران محیط‌زیستی

•جایگاه طبقه در نقد اقتصادسیاسی محیط زیست

•استعمار صنعتی، تقسیم کار بین‌المللی و انتقال پیامدها به کشورهای پیرامون

•توسعه پایدار و ترازوی توسعه در ایران

•رشد اقتصادی، دموکراسی فراگیر، عدالت اجتماعی و گرایش‌های راست و چپ

•ارتباط عدالت زیست‌محیطی با حوزه حکمرانی و برنامه‌های توسعه

•عدالت زیست‌محیطی و مسائل محلی محیط زیست ایران

#عدالت_زیست‌محیطی
#عدالت_اجتماعی

🖇️متن نوشتاری مصاحبه⬇️

https://sorkhboom.ir/nature/environmental-justice-developement-iran/

@Azegaar
👍5
اکوسوسیالیسم بر گزینه‌ای بنیان دارد که پیش‌تر از آنِ مارکس بود و مندل اغلب بر آن اصرار داشت: تفوق «بودن» بر «داشتن» در یک جامعه بی‌طبقه؛ یعنی دستاوردهای شخصی، به‌جای میل به اندوختنِ بی‌نهایت کالاها و محصولات. این دومی ناشی از ایدئولوژی و تبلیغات بورژوایی است و هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که «طبیعت ابدی انسان» این است.
_____________
👈متن کامل
👍1
Forwarded from نقد
▫️ کارل مارکس و اکولوژی
▫️ اکولوژی و نظریه‌ی مارکسیستی


17 ژانویه 2024

نوشته‌ی: میشل لوی
ترجمه‌ی: کاووس بهزادی

🔸 این مسئله مناقشه‌ناپذیر است که مارکس معضلات زیست‌محیطی دوران خود را به چالش کشید و ناقد تخریب‌های ناشی از شیوه‌ی تولید سرمایه‌دارانه بوده است. اما باید تصدیق کرد که موضوعات اکولوژیک در ساختمان نظری مارکس از جایگاه مرکزی برخوردار نبودند و آثار مارکس پیرامون رابطه‌ی بین جوامع انسانی و طبیعت از صراحت کامل برخوردار نیستند و بنابران جا را برای تفسیرهای متفاوت باز می‌گذارند. بسیاری از اکولوژیست‌ها از مارکس انتقاد می‌کنند و از مارکسیست‌ها می‌خواهند که پارادایم قرمز را کنار بگذارند و پارادایم سبز را قبول کنند. استدلال‌های اصلی آن‌ها چیست؟

🔸 اکولوژیست‌ها مارکس و انگلس را متهم به «تولیدباوری» می‌کنند. آیا این اتهام موجه است؟ نه، زیرا هیچ کسی هم‌چون مارکس منطق تولید در سرمایه‌داری را برای خودِ تولید، انباشت سرمایه، ثروت و کالاها را به‌عنوان هدف در خود آشکار نکرد. ایده‌ی سوسیالیسم ــ برخلاف تحریفات رقت‌برانگیز بوروکراتیک از آن ــ در واقع تولید ارزش‌های مصرفی، فراوردها برای برآورده کردن نیازهای ضروری انسان‌ها است. بالاترین هدف پیشرفت فناوری به‌زعم مارکس نه افزایش بی‌پایان فرآوردها («داشتن»)، بلکه کاهش ساعات کار و افزایش اوقات فراغت («بودن») است.

🔸 در چندین بخش از سرمایه که در آن‌ها به کشاورزی پرداخته شده، نشان‌دهنده‌‌‌ی اقامه‌ی معضلات واقعی اکولوژیک و نقد رادیکال فجایعی است که نتیجه‌ی «تولیدگرای» سرمایه‌دارانه هستند: مارکس نوعی نظریه از «شکاف در سوخت‌وساز» بین جوامع بشری و طبیعت را مطرح می‌کند که نتیجه‌ی «تولیدگرای» سرمایه‌دارانه است… تمرکز مارکس بر کشاورزی و معضل تخریب خاک است، اما او این مسئله را با یک اصلی کلی‌تر پیوند می‌دهد: گسیختگی سوخت‌وساز بین جوامع بشری و زیست‌محیط در تضاد با «قوانین طبیعی» زندگی.

🔸 پیوند مستقیمی که مارکس بین استثمار کارگران و استثمار زمین برقرار می‌کند، فرصت مناسبی برای تأمل پیرامون پیوند مبارزه‌ی طبقاتی و مبارزه‌ی زیست‌محیطی در مبارزه‌ی مشترک علیه سلطه سرمایه است. در کنار فرسایش خاک، تخریب جنگل‌ها نمونه‌ی دیگری از فاجعه‌ی زیست‌محیطی است که مارکس و انگلس مکرراً به آن اشاره می‌کنند... اما مارکس و انگلس چه‌گونه برنامه‌ی سوسیالیستی را در ارتباط با زیست‌محیط طبیعی معین می‌کنند؟ چه تغییراتی باید در سیستم تولید انجام بگیرد تا با حفظ طبیعت سازگار شود؟

🔸 اگرچه اکولوژی در کارافزار نظری و سیاسی مارکس و انگلس از جایگاه محوری برخوردار نیست (زیرا بحران اکولوژیک در آن زمان هنوز یک مسئله‌ی حیاتی برخلاف امروز نبود)، اما صحیح است که اندیشه‌ورزی اکولوژیکِ انتقادی متناسب با مرتبه‌ی چالش‌های کنونی بدون مدنظر گرفتن نقد مارکس از اقتصاد سیاسی و واکاوی شکاف در سوخت‌وساز بین جوامع بشری و طبیعت غیرممکن است. یک اکولوژیست که مارکسیسم و نقد او از بت‌وارگی کالاها را نادیده می‌گیرد یا بی‌ارزش ارزیابی می‌کند، محکوم به این است که فقط ترمیم‌گر «افراط‌های» تولیدگرایی سرمایه‌دارانه باشد...

🔹 متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید:

https://wp.me/p9vUft-3SS

#میشل_لوی #کاووس_بهزادی #محیط_زیست #اکوسوسیالیسم #مارکس
👇🏽

🖋@naghd_com
👍1
Forwarded from روزآروز
📣این شما و اولین رودخانه خصوصی کشور
بنیاد شهید یک رودخانه را مصادره کرده و بخشی از آن را به یک شرکت خصوصی واگذار کرده است

◾️شبکهٔ تشکل‌های محیط‌زیستی کشور نامه نوشته‌اند به کمیسیون اصل ۹۰ مجلس تا به موضوع واگذاری رودخانهٔ «چهل‌بازه» در شهر مشهد مقدس به بخش خصوصی ورود کند.

◾️رودخانه‌ چهل‌بازه که به‌عنوان پرآب‌ترین سرشاخهٔ «کشف‌رود» شناخته می‌شود و حتی در دوران تیموریان روی آن یک سد ساخته شده است، حالا تبدیل به نخستین رودخانهٔ کشور شده که برخلاف قانون، مالکیت آن «عمومی» نیست و «نخستین رودخانهٔ خصوصی کشور» لقب گرفته است.

◾️محمد اله‌موتی، دبیر شبکه تشکل‌‌های محیط‌زیست و منابع طبیعی کشور در این نامه گفته وزارت نیرو «به‌دنبال مالکیت تمام رودخانه‌ها و آبراهه‌های کشور و اخذ سند آنهاست.»
◾️اشارهٔ اله‌موتی به موضوع تفاهم‌نامهٔ وزارت نیرو و سازمان ثبت برای صدور سند رودخانه‌ها و آبراهه‌های کشور به‌نام وزارت نیرو است.

◾️ستاد اجرای فرمان امام و بنیاد شهید ادعا می‌کنند مالکیت زمین‌‌‌های اطراف این رودخانه و خود این رودخانه مال شریک محمدرضا پهلوی بوده و بنابراین مصادره‌ای است و باید به آن‌ها داده شود.

◾️در نهایت با حکم نماینده قوه قضائیه، ۳۰ درصد مالکیت رودخانه به ستاد اجرایی فرمان حضرت امام و ۷۰ درصد مابقی نیز به بنیاد شهید واگذار می‌شود.
👈 نکته جالب اینکه نماینده قوه قضائیه که ماجرا را حل‌وفصل کرده خودش معاون حقوقی ستاد اجرایی بوده است که یکی از طرفین دعوا بوده.

◾️به‌این ترتیب، چهل‌بازه که طبق قانون توزیع عادلانهٔ آب باید به‌عنوان یک رودخانه در مالکیت عموم مردم باشد، تبدیل به اولین رودخانهٔ خصوصی کشور شده است.

◾️جالب اینکه شرکت تعاونی کارکنان وزارت جهادکشاورزی، زمین‌های اطراف این رودخانه را به شکل سهام بین تعداد زیادی سهام‌دار پیش‌فروش کرده و بنیاد شهید هم که حالا ۷۰درصد رودخانه را دارد، ۵۲.۵ درصد این رودخانه را به همین تعاونی که در واقع یک شرکت خصوصی است، واگذار کرده است. |برگرفته از گزارش حمید میرزاده در روزنامه پیام ما
@roozArooz_media
✔️کتاب ماه «نقد اقتصاد سیاسی» شماره‌ی 30
____________
🔸سی‌امین کتاب ماه «نقد اقتصاد سیاسی» در 485 صفحه منتشر شد.
____________
✍️همکاران این شماره (به ترتیب الفبا):
زهرا ابراهیمی آذر، مهسا اسداله‌نژاد، ناصر برین، امین بزرگیان، علیرضا بهتویی، رضا جاسکی، داود جلیلی، محمدرضا جعفری، محمد جوانمرد، علی رها، حسام سلامت، خسرو صادقی بروجنی، هیمن رحیمی، سعید رهنما، فرزاد فرهمند، حسین کاشف، احمد محمدپور، عسل محمدی، دریا موسوی، کامران نیری،...
____________
برای دریافت فایل پی‌دی‌اف به لینک زیر مراجعه فرمایید
👉https://wp.me/p2GDHh-7pu
Monthly no 30.pdf
8.8 MB
فایل پی‌دی‌اف کامل کتاب ماه «نقد اقتصاد سیاسی»، شماره‌ی 30، بهمن‌ماه 1402
سیزده تز دربارهٔ فاجعه بوم‌شناختی و ابزارهای انقلابی پیشگیری از آن

🔻بدیل‌های رادیکال لازم است
|میشل لووی|
| ترجمهٔ: محمدرضا جعفری |

◇مقدمهٔ مترجم: بحران اقلیمی بحرانی جدی و جهانی است. هم گسترده است و هم عمیق. هم انسان، زیستش، محیط پیرامونی‌اش و آینده‌اش را دربر می‌گیرد و دچار می‌کند، هم طبیعت و همهٔ زیستمندانش را. اینجا و اکنونی هم نیست، همه‌گستر است و فرانسلی، گشوده به آینده، تعین‌بخش؛ آینده‌ای با این اوضاع و احوال تار و تیره و وخیم.

◇زایش بیابان و حذف جنگل‌ها و کم‌بارشی و پربارشی سیل‌وار، بالاآمدن آب دریاها و محو شهرها، انقراض گونه‌ها، اسیدی‌شدن اقیانوس‌ها، کاهش شدید آب سالم در دسترس، کاهش بارآوری کشاورزی و قحطی و گرسنگی و مهاجرت. بشر اینها را که دانست راه به چاره برد.

گزارش کامل را این‌جا بخوانید.
@payamema
👍1
Forwarded from PDF
آخرین روز یک محکوم - ویکتور هوگو.pdf
1.8 MB
«آخرین روز یک محکوم»
و
کلود ولگرد

نویسنده: ویکتور هوگو
مترجم: محمد قاضی

برای محمد قبادلو

کانال PDF
@pdf1917
👎2
Forwarded from تاریکخوانه (Farhaad HGuraan)
من نویسنده مستاجرم؛ زندگی زیر خط فقر در دوران ج.ا... اگر فقط ده هزار خواننده‌ی جدی رمان، کوچ شامار را بخرند در این زمستان سرد و سیاه تهران مجبور به بنگاه‌گردی و نقل مکان به نقطه‌ای تحمل‌ناپذیرتر نخواهم بود.
رفقای عزیز،
کوچ شامار را به دوستان رمانخوان خود بشناسانید.
سفارش ازطریق پخش ققنوس

▫️▫️▫️

#کوچ_شامار را به دلایلی از نشر آگاه / بان گرفتم و به نشر رایبد سپردم برای انتشار مجدد.
سپاس از دوستان و دست‌اندرکاران انتشارات رایبد.
https://news.1rj.ru/str/raybodpub

🔻🔻🔻

آغاز رمان:

نام‌م شامار بود
از شهری به شهری می‌رفتم
در پی عشق بودم، در پی عشق
یک روز در کاروانسرای بغداد
مرا گرفتند و در بند کردند.
در شبی زمستانی از بند خلیفه گریختم
سوار  بر  اسب زندانبان.
تمام راه این بند از دفتر حقیقت را با خودم می‌خواندم، خط نستعلیق پدرم جلوی چشم‌م بود. وقتی رسیدیم پایتخت، خورشید به ‌اندازه‌ی یک طناب دار از قله‌ی دماوند بالا آمده بود.


نقد و نظرها:
Farhaadhgooraan.blogfa.com

🔻🔻🔻
👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سرمایه‌داری، دموکراسی، عدالت و محیط زیست

🎙️ محمدرضا جعفری

🖇️متن کامل گفتگو⬇️

https://news.1rj.ru/str/Azegaar/1465

@Azegaar
👍3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اصول عدالت زیست‌محیطی

🎙️ محمدرضا جعفری

🖇️متن کامل گفتگو⬇️

https://vrgl.ir/c0b79 نوشتاری

https://news.1rj.ru/str/Azegaar/1465 صوتی

@Azegaar
👍5
Forwarded from دست پنهان
📈سرمایه‌داری و تولید فقر

🖋️جیم سیلور / ترجمه‌ی خسرو صادقی بروجنی

✔️مقدمه مترجم: «جیم سیلور» در مطلب پیش‌رو توضیح می‌دهد فقر نه‌تنها «تصادفی و اتفاقی» نیست بلکه ربطی به تنبلی و بیکار‌گی فقرا نیز ندارد. او ما را به هزارتویِ تاریخ سرمایه‌داری می‌برد و نشان می‌دهد که سلب‌مالکیت، اشغال، استعمار، برده‌داری و خشونت علیه زنان، کودکان، فقرا، ولگردان و خانه‌به‌دوشان چه نقشی در برپایی «تمدن سرمایه‌داری» کنونی داشته است؛ واقعیت‌هایی پر از «چرک و خون و کثافت» که در حکایت‌های فانتزی «نخستین کارآفرینان و نوآوران جهان سرمایه‌داری» جایی ندارد.
سیلور، میانجی‌های تولیدثروت در ساختار سرمایه‌داری را که در عین حال تولید فقر هم می‌کنند خوب توضیح داده است اما در مورد بدیلِ وضعیت موجود به یک دولت رفاه رادیکال پناه می‌برد و طرفدار «توزیع» انسانی‌تر ثروت «تولید»شده تحت سازوکارهای نظام سرمایه است. این سازوکاری است که در دوره‌ای از تاریخ سرمایه‌داری تجربه شد و بازگشتِ ضدانقلابِ نولیبرالی پاسخی به محدودیت‌های آن درون ساختار سرمایه بود.

توضیح بیشتر در این مورد را از زبان «ایستوان مزاورش» بشنویم که ضمن همبسته دیدنِ امر «تولید» و «توزیع» معقتد است مادامی که «تبعیت ساختاری کار از سرمایه» وجود دارد هر راه‌حلی برای توزیع بهتر ثروت، موقتی و در گرو تصمیمات ستاد فرماندهی سرمایه خواهد بود.

مزاروش می‌نویسد: «تأکید می‌کنم که هدفِ نقدِ مارکس نه سرمایه‌داری که سرمایه بوده است. مسئله‌ی مورد توجه او نه اثبات عدم کفایت «تولید سرمایه‌داری» بلکه وظیفه‌ی تاریخی عظیم رهایی بشریت از شرایطی است که ارضای نیازهای انسان در آن تابع «تولید سرمایه» می‌شود. این اصل به معنای رهایی بشر از شرایط غیرانسانی است که در آن تنها راه ممکن برای کسب مشروعیت جهت استفاده از ارزش‌های مصرف، صرف‌نظر از آن که تا چه حد مورد نیاز باشند، این است که در قالب محدود ارزش‌های مبادله‌ی نظامی جای گیرند که با هدفِ سودآوری تولید می‌شوند. او با تمام کسانی که می‌خواستند نظام موجودِ توزیع را «اصلاح کنند» در حالی که شیوه‌ی تولید فتیشیستی را همچنان بدون تغییر بگذارند با استهزا برخورد می‌کرد.»

بنابراین آن‌چه سیلور در مقاله‌ی پیش رو به آن اشاره می‌کند، یعنی این موضوع که نیاز انسانی مادامی مورد توجه سرمایه‌داری است که برایش سودآور باشد، نه در نتیجه‌یِ کاستی در نظام توزیعی بلکه محصول منطق کالاییِ شیوه‌ی تولید سرمایه‌داری است و هر انحرافی از آن فقط مرهمی موقت به خواست فرماندهان سرمایه برای به تعویق انداختن بحران ساختاری این نظام است.

آری، سرمایه‌داری فقر تولید می‌کند. اما این فقر محصول توزیع نامناسب مواهب تولید نیست بلکه ریشه در شیوه‌ی تولیدی دارد که بر پایه‌ی سلب مالکیت عامدانه‌ی نیروی کار و کالایی‌کردن همه چیز استوار است. بنابراین شکل توزیع نیز از شیوه‌ی تولید پیروی می‌کند و مزایای تولید تا جایی توزیع می‌شود که نیروی کار بتواند قوای جسمی و فکری خود را بازتولید کند و چرخ سودآوری سرمایه را بچرخاند. وگرنه در غیر این صورت و در سایه‌ی پیشرفت‌های فنی و افزایش بهره‌وری، کارگران می‌بایست با همان میزان دستمزد ساعات کم‌تری را کار کنند، از فراغت بیشتری برخودار شوند یعنی در جهانی ناازخودبیگانه، با تمام علایق و دلبستگی‌هایشان به خودِ انسانی‌شان بیشتر بپردازند و در نبود «تبعیت ساختاری کار از سرمایه» شاهد حد بالایی از دموکراسی در محل کارشان باشند؛ اتفاقاتی که هیچ‌کدام از آن‌ها در جهان سرمایه‌داری اتفاق نیفتاده است.

@bazarinvisiblehand

🖇️متن کامل⬅️ اینجا
👍3
Forwarded from محمد مالجو
⭕️ بیگانگی با آمار یا بیماری چپ‌ستیزی؟

چند تن از دوستانم از دیروز مطلب سخیفی متعلق به یک کانال تلگرامی به اسم «جامعه‌شناسی» را برایم ارسال کرده‌اند که نوشته است: «محمد مالجو، اقتصاددان مارکسیست، معتقد است که تنها یک درصد از بخش صنعت در اقتصاد ایران دست دولت و مابقی دست بخش خصوصی است! [...] البته در اینجا مسعود نیلی با توضیح به‌جا و استناد به فکت‌ها، درک غلط و ساده‌لوحانه‌ی مالجو از آمار را یادآوری می‌کند، اما مشکل اینجاست که پرت بودن تفکر چپ و تباهی آن را با استدلال نمی‌توان درست کرد. چون تفکر چپ مبتنی بر استدلال و فکت‌ها نیست، چپ به رتوریک و لفاظی زنده است، به شعار و راه‌انداختن هیاهو [...] چون نمی‌داند در مورد چه چیز صحبت می‌کند. چون پایش روی زمین سفت واقعیت بند نیست.»
زیبنده نیست کانالی که خود را «بزرگ‌ترین مرجع علوم انسانی کشور» معرفی کرده است با آمار رسمی کشور تا این حد بیگانه باشد. در اصلی‌ترین مرجع رسمی اعلام چنین آماری می‌خوانیم: «در سال 1399 تعداد 30400 کارگاه صنعتی دارای ده نفر کارکن و بیش‌تر ... وجود داشته است... مالکیت حدود 99.2 درصد از این کارگاه‌ها به بخش خصوصی و حدود 0.8 درصد به بخش عمومی تعلق داشته است.» (سالنامۀ آماری کشور در سال 1400، ص 307). آماری رسمی وجود ندارد که مشخص کند چه سهمی از آن مالکیت 99.2 درصدی متعلق به بخش خصوصی است و چه سهمی متعلق به بخش‌های منتسب به بدنۀ سیاسیِ انتصابی کشور که به «خصولتی» معروف شده‌اند. این وضع عمدتاً محصول اجرای سیاست خصوصی‌سازی است که بلافاصله بعد از جنگ هشت‌ساله آغاز شد و از سال 1384 با بازنگری غیردموکراتیک و کودتاگونه در اصل چهل‌وچهارم قانون اساسی شدت گرفت. اما چند نکته بسیار واضح است. اولاً این کارگاه‌های صنعتی چه متعلق به بخش خصوصی باشند و چه متعلق به بخش به‌اصطلاح «خصولتی» قطعاً هیچ‌گونه پاسخ‌دهی به بخش‌های به‌اصطلاح «انتخابی» نظام سیاسی که اکنون دیگر مطلقاً «انتخابی» نیز نیستند ندارند. ثانیاً، صرف‌نظر از نوع مالکیت‌شان، نوع رابطۀ مبادله‌ای که برمی‌سازند از نوع رابطۀ مبادلۀ مبتنی بر «بازتوزیع» نیست که گردش بودجه‌شان را در مدار بودجۀ عمومی کشور یا بودجۀ کل کشور قرار دهد، یعنی رابطۀ مبادله‌شان اگر به بخش خصوصی متعلق باشند مبتنی بر مبادلۀ بازاری است و اگر به بخش‌های به‌اصطلاح «خصولتی» تعلق داشته باشند مبتنی بر نوعی مبادلۀ بازاری است که با درجۀ نامعلومی از ملاحظات ایدئولوژیک مالکان حقوقی‌شان در بدنۀ انتصابی نظام سیاسی مهار می‌شود، اما نه به نفع مردم بلکه به نفع مطامع اقلیت انتصابی در نظام سیاسی. ثالثاً اصرار مدافعان خط‌مشی خصوصی‌سازی بر استمرار اجرای چنین سیاستی ولو به شیوه‌ای که «خصوصی‌سازی واقعی» می‌نامند اکنون دیگر نمی‌تواند آب رفته را به جوی بازگرداند و این کارگاه‌های صنعتی را به دست به‌اصطلاح بخش خصوصی یا به انبان دارایی‌های دولتی بازگرداند. برای جبران مافات باید به تقریر و اجرای سیاستی رادیکال تشبث جست که با استراتژی سیاسی مدافعان درون‌حکومتیِ خط‌مشی خصوصی‌سازی هیچ سنخیتی ندارد. نهایتاً این که نرخ مالکیت دولتیِ 0.8 درصدیِ این کارگاه‌ها نشان می‌دهد میزان تصدی‌گری دولتی در بخش صنعت بسیار ناچیز است. درهر‌حال، پی‌آمدهای سیاسی نکبت‌بار اجرای خط‌مشی خصوصی‌سازی از سال‌ها قبل پیش‌بینی شده بود. از باب نمونه، در بحبوحه‌ای که مدافعان خط‌مشی خصوصی‌سازی بر تسهیل نیل به دموکراسی از طریق اجرای خصوصی‌سازی تأکید داشتند، من در 27 فروردین سال 1381، یک دهه پس از آغاز سیاست خصوصی‌سازی و سالیانی پیش از شتاب‌گیری‌اش، در روزنامۀ بنیان چنین مدعی شده بودم: «نظر به مناسبات خاص میان حوزۀ قدرت و حوزۀ ثروت در ایران دهه‌های اخیر، چنین می‌نماید که خصوصی‌سازی احتمالاً از جمله به تقویت فزاینده‌تر قدرت مخالفان حقوق مدنی و سیاسی شهروندان نیز بینجامد و ازاین‌رو بسا که مطالبۀ آزادی بیان و اندیشه و حق مشارکت شهروندان در اِعمال قدرت سیاسی را غیرمستقیم هر چه دیریاب‌تر سازد.» استدلالی که در آغاز دهۀ 1380 در نقد سیاست خصوصی‌سازی ارائه کرده بودم در وضعیت کنونی با قوت به‌مراتب بیش‌تری معتبر است: با عنایت به ساخت سیاسی در ایران که قواعد ایدئولوژیک مشخصی را برای ورود به جرگۀ نخبگان از جمله نخبگان اقتصادی مقرر می‌دارد، هر نوع اجرای سیاست خصوصی‌سازی که درصدد انتقال دارایی‌های دولتی به بخش‌های غیردولتی است ضرورتاً به تقویت فزایندۀ هستۀ اصلی قدرت می‌انجامد.

🆔 @mmaljoo
👍5
کتاب

✔️درمیان هشدارهای روزافزونی که درباره خطرات قریب‌الوقوع تغییرات اقلیمی و نابودی زیست‌بوم‌ها برای حیات روی کره زمین می‌شنویم، کم نیستند اندیشمندان و کنشگرانی که راه‌حل‌های مقطعی و اصلاح‌طلبانه برای تغییر وضع موجود را نابسنده و گمراه‌کننده می‌دانند و بدون دگرگونی ریشه‌ای در مناسبات اقتصادی و اجتماعی‌ای که «زیست‌بوم‌شناسی سرمایه‌دارانه» می‌خوانند، راه گریزی از آینده تلخ از میان رفتن حیات بر «سیاره‌ی سبز» متصور نیستند.

جیسون دبلیو. مور و راج پاتل در کتاب حاضر تاریخ جهان در چندصد سال گذشته را از منظر هفت «چیز»ی روایت می‌کنند که امروزه چنان در زندگی‌های ما درهم‌تنیده شده‌اند که وضع فعلیشان گاه به چشممان دائمی و ازلی و ابدی می‌نماید.

آن‌ها قصد دارند نشان دهند این «چیز»ها چطور و به چه کیفیتی به میان زندگی در چارچوب سرمایه‌داری کشانده‌ شده‌اند و آینده کل حیات در کره زمین به درک و دگرگونی مناسبات فعلی وابسته است. هستند کسانی که از نگاهشان «پنداشت پایان جهان آسان‌تر از پنداشت پایان سرمایه‌داری است.»
مور و پاتل می‌کوشند نشان دهند که بدون مُهر بطلان زدن بر زیست‌بوم‌شناسی سرمایه‌دارانه تداوم جهان ناممکن است.
👍6