نه تنها رشتهی کلام از دستم خارج شده، رشته زندگیم هم تو دستم پاره شده.
حالا من ماندهم و رشتههای سرگردان.
حالا من ماندهم و رشتههای سرگردان.
و مردی از افقهای سپیده خواهد آمد،
دو شاخ آهوی دیوانه را خواهد گرفت و آهوی دیوانه
خواهد مرد.
بریدهشعر از رضا براهنی
آهوان باغ.
دو شاخ آهوی دیوانه را خواهد گرفت و آهوی دیوانه
خواهد مرد.
بریدهشعر از رضا براهنی
آهوان باغ.
با وجود خودم بازی میکنم. با ماهیتم. کنجکاوم که بدانم در بحرانهای مداوم چگونهام.
نجاتدهندهام کجاست؟
نجاتدهندهام کجاست؟
امشب تا صبح شروه سر بدم هم آرام نمیگیره داغ دلم.
سقف دهانم سوخته و یه یارویی بهم یادآور میشه:«تو ناامیدی بزرگی.»
شما بگو من خاک کجا رو به سرم بریزم؟
شما بگو من خاک کجا رو به سرم بریزم؟
Audio
آی مرد! کاش همینجا بودی و برام این قطعه رو دوباره میزدی و های های گریه میکردم.
هوا سرده. باید کسی باشد به ما اشاره کند: بیا
صبح شد و خبر اعدام هموطنم رو شنیدم. لعنت بر اول و آخر و اُس و اساستون مادر به خطاها.
مشکل اینجاست که من با دست پس میزنم ولی با پا پیش نمیکشم. ای بابا.
آدمهای لمپنمنش مابینی. حضورشون هم برای کلهم داستان درست میکنه.
Dardoo | Eymen Adal
KurdTeens
برای امشب زارم.
“خدایا بولله که مادرت از شیرفلکهی خونه پدربزرگ من خرابتره.”
—با اقتباس از دُرافشانی سهیل عزیزم.
—با اقتباس از دُرافشانی سهیل عزیزم.