مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟ – Telegram
مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟
1.21K subscribers
550 photos
42 videos
1 file
6 links
Download Telegram
آه عزیزم! خیلی توضیحی هستی و از من خیلی انتظار توضیح داری، نمی‌بینی فرتوت شده‌ام؛ حتی تمامی فَرهایم، توت شده‌اند؟ توت خشک.
نمی‌دانی توضیح زیاد اصالت ماجرا را زیر سوال می‌برد؟
این چیزها از من دور است جانم. بدان و فراموش نکن.
‏«لب‌هایت شیرین است، از اینجا بر‌و، اما مواظب خودت باش. من تغییرناپذیرم، یکدنده‌ام، نحسم.»
‏عزیزم مدلی که تو من رو دوست داری اعتبار نداره چون باعث ترشح سروتونین کوتاه مدت و تقلبی در بدنم می‌شه.
وقتی میگم آدمیزاد شلم‌شوربای بی‌در و پیکری‌ست، نگو نه؛ هست.
تا همین چند وقت پیش تا حرف بچه و زاد و ولد میشد، دود میشدم می‌رفتم هوا یلنگ‌دولنگ بازی.
حالا ببینم! غریزه‌ی مادری چنان درونم شیهه می‌کشه که ای وای.
‏کاش یک تمساح داشتم دوتایی باهم اشک میریختیم، اشک تمساح.
باور کنید یا نه، ‏انسانها بندرت استحقاق‌اش را دارند.
‏نوتیفیکیشن‌ها را خاموش کرده‌م؛ نیمی از چیزها حل شد. مغزم را هم بتوانم خاموش کنم، تمامی چیزها حل ‌می‌شوند.
‏انار بانو، غصه نخور. خیلی‌ها این طوری‌اند. همیشه و همه‌جا غریبه‌اند.

‏ گلی ترقی.
آدم بی‌خواب خیالاتی می‌شه، آدم تنها هم بی‌خواب. شاید باید همۀ دعوت‌ها رو بپذیرم مدتی، نباید پرهیز کنم.
عزیزم کاش دستت رو روی صورتم جا میذاشتی.
‏ماه‌ها از هر پیشامدی دوری کردم تا از انتخاب طفره برم. حالا موعد رسیده و چطور چشم بپوشم؛ از عاطفه، از آینده، از خواست، از واقعیت؟
‏متأسفم، تخیل من با حقیقت سنخیتی نداشت.
نخواه که روزها از من سراغی بگیری جانم، روزها بوی مردگی و سگ می‌دهم.
من بوی شب می‌دهم، شب‌ها سراغم را بگیر.
آه عزیزم! یادم افتاد داری فراموشم میشی و از بابتش ناراحتم. بالا رفتن سن این چیزها رو هم داره، چیزها برات زود رنگ می‌بازن.
‏«چون شبیّ و،
‏اگر اراده کنم
‏شبتَر.»

‏-دیدن | بیژن الهی
هر ده‌نفرشان بر این جمله اتفاق‌نظر و تأکید داشتند که :«در نهایت یکی رام‌ات می‌کنه غزاله.»
“رام‌ کردن” هم اصولی دارد، من هم که سراسر مکافات، معمولا این قصه داستان می‌شود و کار به رام شدن/کردن نمی‌رسد.
محتویات لیوان را سر می‌کشم و با آهنگ روی میز ضرب می‌گیرم.
‏این قندون رو می‌بینی؟ به این شکل میذارم‌ات کنار.
-پس او چه؟
+او خود توست.
-پس بر که سجده کنم؟
+سجده نکن! چرخ بزن. دور خودت چرخ بزن.
یادم افتاد یه داوودسگ‌دست بود، از بیخ انسان نابه‌هنگامی بود.
میخوام شبیه داوود‌سگ‌دست بشم.
عزیزم!
سر بی‌کسی سلامت.