💎 برنامه توسعه فردی IDP چیست؟
برنامه توسعه فردی (individual development plan)، نقشه مسیر شغلی شماست. با استفاده از IDP شما جایگاه فعلی خود را ارزیابی میکنید؛ مشخص میکنید که در کجا هستید و میخواهید به کجا برسید. در برنامه توسعه فردی، افراد مسئولیت یادگیریهای خود را برعهده دارند و فعالیتهای کلیدی جهت توسعه مشخص میشود.
برنامه توسعه فردی (Individual development plan) یا IDP
یک برنامه اجرایی است که برای ارتقا دانش و مهارتهای یک شخص طراحی و نوشته میشود. این برنامه اغلب با برنامهریزی شغلی و فعالیتهای مربوط به آن همراه است.
یک برنامه توسعه فردی چه تفاوتی با برنامه بهبود عملکرد دارد؟
برنامه بهبود عملکرد (performance improvement plan) یا PIP
یک سند و مدرک رسمی است که نقاط نامطلوب و ضعیف عملکرد شغلی کارمندان را مشخص کرده و اقدامات لازم برای بهبود آنها را بیان میکند. برنامههای بهبود عملکرد معمولا به کارمندانی داده میشود که عملکرد خوبی از خود نشان نمیدهند. از سوی دیگر برنامه توسعه فردی سندی است که با شناسایی اهداف شغلی و اقداماتی که کارمند میتواند برای رسیدن به این اهداف انجام دهد، کارمندان را به رشد و توسعه تشویق میکند. برنامههای توسعه معمولا به همه افراد درون سازمان داده میشود.
در سازمانها یک برنامه توسعه فردی به کارمندان کمک میکند تا نقاط قوت و زمینههای پیشرفت خود را بهتر درک کنند.در واقع برنامه توسعه فردی به تمام افراد کمک میکند تا بهترینِ خودشان باشند.
@CEOasaService🌎
برنامه توسعه فردی (individual development plan)، نقشه مسیر شغلی شماست. با استفاده از IDP شما جایگاه فعلی خود را ارزیابی میکنید؛ مشخص میکنید که در کجا هستید و میخواهید به کجا برسید. در برنامه توسعه فردی، افراد مسئولیت یادگیریهای خود را برعهده دارند و فعالیتهای کلیدی جهت توسعه مشخص میشود.
برنامه توسعه فردی (Individual development plan) یا IDP
یک برنامه اجرایی است که برای ارتقا دانش و مهارتهای یک شخص طراحی و نوشته میشود. این برنامه اغلب با برنامهریزی شغلی و فعالیتهای مربوط به آن همراه است.
یک برنامه توسعه فردی چه تفاوتی با برنامه بهبود عملکرد دارد؟
برنامه بهبود عملکرد (performance improvement plan) یا PIP
یک سند و مدرک رسمی است که نقاط نامطلوب و ضعیف عملکرد شغلی کارمندان را مشخص کرده و اقدامات لازم برای بهبود آنها را بیان میکند. برنامههای بهبود عملکرد معمولا به کارمندانی داده میشود که عملکرد خوبی از خود نشان نمیدهند. از سوی دیگر برنامه توسعه فردی سندی است که با شناسایی اهداف شغلی و اقداماتی که کارمند میتواند برای رسیدن به این اهداف انجام دهد، کارمندان را به رشد و توسعه تشویق میکند. برنامههای توسعه معمولا به همه افراد درون سازمان داده میشود.
در سازمانها یک برنامه توسعه فردی به کارمندان کمک میکند تا نقاط قوت و زمینههای پیشرفت خود را بهتر درک کنند.در واقع برنامه توسعه فردی به تمام افراد کمک میکند تا بهترینِ خودشان باشند.
@CEOasaService🌎
👍2
💎 تا چه میزان برای کارکنانمان اعتماد استراتژیک ساخته ایم؟
انواع اعتماد بر اساس تحقیق رابرت گالفورد و سیلبولد دراپیو (چاپ شده در مجله مروری هاروارد بیزینس):
اعتماد استراتژیک: اعتماد کارکنان به راه و سیر استراتژیک طراحی شده توسط مدیران ارشد و اعتماد به اینکه استراتژی های سازمان در مسیر درستی طراحی و اجرا می شود.
اعتماد شخصی: اعتماد کارکنان به خود مدیران. اینکه آیا مدیران در تصمیماتشان منافع افراد را در نظر می گیرند و با آنها با انصاف رفتار می کنند باعث تقویت اعتماد فردی و شخصی مدیر و رهبر می شود.
اعتماد سازمانی: اعتماد افراد به خود سازمان و اینکه آیا فرآیندها و سیستم های آن به خوبی طراحی شده و این سیستم ها در تعامل سینرژیک هستند به طور منصفانه با افراد تعامل دارند.
@CEOasaService🌎
انواع اعتماد بر اساس تحقیق رابرت گالفورد و سیلبولد دراپیو (چاپ شده در مجله مروری هاروارد بیزینس):
اعتماد استراتژیک: اعتماد کارکنان به راه و سیر استراتژیک طراحی شده توسط مدیران ارشد و اعتماد به اینکه استراتژی های سازمان در مسیر درستی طراحی و اجرا می شود.
اعتماد شخصی: اعتماد کارکنان به خود مدیران. اینکه آیا مدیران در تصمیماتشان منافع افراد را در نظر می گیرند و با آنها با انصاف رفتار می کنند باعث تقویت اعتماد فردی و شخصی مدیر و رهبر می شود.
اعتماد سازمانی: اعتماد افراد به خود سازمان و اینکه آیا فرآیندها و سیستم های آن به خوبی طراحی شده و این سیستم ها در تعامل سینرژیک هستند به طور منصفانه با افراد تعامل دارند.
@CEOasaService🌎
👍1👌1
💎 مولفه های هوش مدیریتی یا MQ
MQ=IQ+EQ+PQ+PQ+SQ
📌 هوش مدیریتی(MQ): به ما يادآور ميشود براي موفقيت در زندگي شخصي و زندگي كاروكسب بايد بتوانيم بر خودمان مديريت قوي داشته باشيم و به عبارتي روي خودمان كه ارزشمندترين داراييمان است سرمايهگذاري كنيم، و براي اين مهم، 5 هوش را با نگاه جامعيتنگري بهكار گيريم تا با همتوانافزايي بين آنها انساني موفق باشيم.
📌 هوش منطقی(IQ): همان هوش عقلي يا هوش رياضي است كه در مدارس، ما را با آن ميسنجيدند. اما همه ما شواهد بسياري از انسانهايي را ميتوانيم مثال بزنيم كه در مدرسه و دانشگاه معدل بالايي داشتند، اما در بهكارگيري آنها در زندگي خانوادگي و زندگي كاري به توفيقات سعادت نيافتند. پس هوش عقلي لازم است، اما كافي نيست.
📌 هوش هیجانی(EQ): به معناي توان مديريت كردن هيجانات خود و ديگران. خوشبختانه هوش هيجاني قابليت اكتسابي دارد و ما ميتوانيم با يادگيري در هر سن كه باشيم هوش هيجاني خود را ارتقا دهيم. پس كمكاري در اين زمينه فقط و فقط نشاندهنده تصور خودمان است. براي اينكه هوش هيجاني خودمان را بالا ببريم بايد به عوامل مهمي چون پايداري و استقامت براي رسيدن به اهداف درست از پيش تعيينشده، انگيزهبخش و مديريت روح و روان خودمان و پرهيز از نااميدي و يادگيري براي ارتقاي روحيه مثبتانديشي و كنترل و اصلاح دائم و مرتب رفتار و كردار خويش در راستاي انسان متعالي شدن، همدلي و گذاشتن خودمان به جاي ديگران كه با آنها سروكار داريم براي درك بهتر ايشان، و اين سؤال را از خود پرسيدن كه اگر من به جاي طرف مقابل بودم چه انتظاري داشتم، و درنهايت ارتقاي مهارت خودشناسي و شناخت تيپ شخصيتي خودمان با مراجعه به مشاوران كاربلد و مطالعه براي تقويت نقاط قوت و رفع نقاط ضعف خويش بپردازيم.
📌 هوش سیاسی(PQ): هوش سياسي است كه بهتر است آن را به هوش تدبيري ترجمه كنيم، و معنا و مفهوم آن اين است كه بدانيم در مقابل هر شخص بهترين نوع رفتار چه بايد باشد. هوش تدبيري يعني هر سخن جايي و هر نكته مكاني دارد. هوش تدبيري يعني اينكه خودم را با سواد مخاطب هدف هماهنگ كنم و از بهكار بردن سؤالات و عبارات نابجا خودداري كنم. هوش تدبيري توان درك طرف مقابل را در ما افزايش ميدهد. هوش تدبيري همان كياست داشتن در كار است.
📌 هوش جسمانی یا فیزیکی(PQ): به ما ميگويد كه براي موفقيت ميبايست روح شاداب و مغزي پويا داشته باشيم و اين مهم مهيا نميشود مگر اينكه جسم سالم داشته باشيم. هوش جسمي به ما ميگويد كه عقل سالم در بدن سالم قرار دارد، پس مراقبتكننده ورزش و سلامتي خود باشيم.
📌هوش معنوی(SQ): نهايتاً هوش معنوي به انسان بودن ما، صداقت داشتن ما و سالم بودن اخلاق ما ميپردازد. همان پندار نيك، گفتار نيك، و كردار نيك است. هوش معنوی یعنی بتوانیم در هر رابطه ای بر سر اصول خلاقی و انسانی پایدار بمانیم.
@CEOasaService🌎
MQ=IQ+EQ+PQ+PQ+SQ
📌 هوش مدیریتی(MQ): به ما يادآور ميشود براي موفقيت در زندگي شخصي و زندگي كاروكسب بايد بتوانيم بر خودمان مديريت قوي داشته باشيم و به عبارتي روي خودمان كه ارزشمندترين داراييمان است سرمايهگذاري كنيم، و براي اين مهم، 5 هوش را با نگاه جامعيتنگري بهكار گيريم تا با همتوانافزايي بين آنها انساني موفق باشيم.
📌 هوش منطقی(IQ): همان هوش عقلي يا هوش رياضي است كه در مدارس، ما را با آن ميسنجيدند. اما همه ما شواهد بسياري از انسانهايي را ميتوانيم مثال بزنيم كه در مدرسه و دانشگاه معدل بالايي داشتند، اما در بهكارگيري آنها در زندگي خانوادگي و زندگي كاري به توفيقات سعادت نيافتند. پس هوش عقلي لازم است، اما كافي نيست.
📌 هوش هیجانی(EQ): به معناي توان مديريت كردن هيجانات خود و ديگران. خوشبختانه هوش هيجاني قابليت اكتسابي دارد و ما ميتوانيم با يادگيري در هر سن كه باشيم هوش هيجاني خود را ارتقا دهيم. پس كمكاري در اين زمينه فقط و فقط نشاندهنده تصور خودمان است. براي اينكه هوش هيجاني خودمان را بالا ببريم بايد به عوامل مهمي چون پايداري و استقامت براي رسيدن به اهداف درست از پيش تعيينشده، انگيزهبخش و مديريت روح و روان خودمان و پرهيز از نااميدي و يادگيري براي ارتقاي روحيه مثبتانديشي و كنترل و اصلاح دائم و مرتب رفتار و كردار خويش در راستاي انسان متعالي شدن، همدلي و گذاشتن خودمان به جاي ديگران كه با آنها سروكار داريم براي درك بهتر ايشان، و اين سؤال را از خود پرسيدن كه اگر من به جاي طرف مقابل بودم چه انتظاري داشتم، و درنهايت ارتقاي مهارت خودشناسي و شناخت تيپ شخصيتي خودمان با مراجعه به مشاوران كاربلد و مطالعه براي تقويت نقاط قوت و رفع نقاط ضعف خويش بپردازيم.
📌 هوش سیاسی(PQ): هوش سياسي است كه بهتر است آن را به هوش تدبيري ترجمه كنيم، و معنا و مفهوم آن اين است كه بدانيم در مقابل هر شخص بهترين نوع رفتار چه بايد باشد. هوش تدبيري يعني هر سخن جايي و هر نكته مكاني دارد. هوش تدبيري يعني اينكه خودم را با سواد مخاطب هدف هماهنگ كنم و از بهكار بردن سؤالات و عبارات نابجا خودداري كنم. هوش تدبيري توان درك طرف مقابل را در ما افزايش ميدهد. هوش تدبيري همان كياست داشتن در كار است.
📌 هوش جسمانی یا فیزیکی(PQ): به ما ميگويد كه براي موفقيت ميبايست روح شاداب و مغزي پويا داشته باشيم و اين مهم مهيا نميشود مگر اينكه جسم سالم داشته باشيم. هوش جسمي به ما ميگويد كه عقل سالم در بدن سالم قرار دارد، پس مراقبتكننده ورزش و سلامتي خود باشيم.
📌هوش معنوی(SQ): نهايتاً هوش معنوي به انسان بودن ما، صداقت داشتن ما و سالم بودن اخلاق ما ميپردازد. همان پندار نيك، گفتار نيك، و كردار نيك است. هوش معنوی یعنی بتوانیم در هر رابطه ای بر سر اصول خلاقی و انسانی پایدار بمانیم.
@CEOasaService🌎
👍1👏1
💎 چطور استراتژی بازاریابی خود را در ۵ گام طراحی کنید؟
برای مدیرانی که میخواهند برنامه بازاریابی دقیق، علمی و قابل اجرا داشته باشند، این ۵ گام ضروری است:
1. تحلیل وضعیت (Situation Analysis)
🔸تحلیل رقبا
🔸تحلیل مشتری
🔸تحلیل SWOT
2. تعیین بازار هدف (Target Market)
🔸بخشبندی بازار
🔸انتخاب بخشهای سودآور
🔸تعیین پرسونای مشتری
3. تعیین موضعسازی (Positioning)
🔸نوشتن پیام اصلی برند
🔸تعریف وعده ارزش (Value Proposition)
4. طراحی آمیخته بازاریابی (Marketing Mix – 4P)
🔸محصول / Product
🔸قیمت / Price
🔸توزیع / Place
🔸ترویج / Promotion
5. اجرا و کنترل (Implementation & Control)
🔸تعیین KPI
🔸بودجهبندی
🔸ارزیابی و اصلاح
@CEOasaService🌎
برای مدیرانی که میخواهند برنامه بازاریابی دقیق، علمی و قابل اجرا داشته باشند، این ۵ گام ضروری است:
1. تحلیل وضعیت (Situation Analysis)
🔸تحلیل رقبا
🔸تحلیل مشتری
🔸تحلیل SWOT
2. تعیین بازار هدف (Target Market)
🔸بخشبندی بازار
🔸انتخاب بخشهای سودآور
🔸تعیین پرسونای مشتری
3. تعیین موضعسازی (Positioning)
🔸نوشتن پیام اصلی برند
🔸تعریف وعده ارزش (Value Proposition)
4. طراحی آمیخته بازاریابی (Marketing Mix – 4P)
🔸محصول / Product
🔸قیمت / Price
🔸توزیع / Place
🔸ترویج / Promotion
5. اجرا و کنترل (Implementation & Control)
🔸تعیین KPI
🔸بودجهبندی
🔸ارزیابی و اصلاح
@CEOasaService🌎
👍2
💎 باورها، شکلدهنده و تنظیمکننده رفتار انسانها هستند. یک آدم میانهحال و متوسط را در نظر آورید. او معتقد است که ارزش چندانی ندارد؛ بنابراین، سهم اندکی هم نصیبش میشود. بر آن است که از عهده انجام کارهای بزرگ برنمیآید پس کار بزرگی هم انجام نمیدهد. معتقد است که شخص مهمی نیست و جای پای این احساس را در کلیه کارهای خود بر جای میگذارد. بیاعتقادی او به خودش، در طرز صحبت کردن، راه رفتن و سایر اعمالش نمود پیدا میکند. اگر تنظیمکننده درونیاش را رو به رشد تنظیم نکند، به تدریج از نظر خویش میافتد؛ و از آنجا که دیگران نیز همان جنبههایی را در ما میبینند که ما در خود میبینیم، او از نظر اطرافیانش هم میافتد.
… کسی که معتقد است بیش از اینها میارزد، سهم بیشتری میبرد. او معتقد است که میتواند وظایف دشوار و سنگینی را برعهده گیرد و میتواند. آنچه انجام میدهد؛ رفتاری که اجازه میدهد مردم با او داشته باشند، شخصیت، افکار و نقطهنظرهایش همه و همه نمایانگر این حقیقتاند که «آدم سنجیدهای است و برای خودش احترام قائل است».
🌀 از کتاب جادوی فکر بزرگ؛ اثر دیوید شوارتز
@CEOasaService🌎
… کسی که معتقد است بیش از اینها میارزد، سهم بیشتری میبرد. او معتقد است که میتواند وظایف دشوار و سنگینی را برعهده گیرد و میتواند. آنچه انجام میدهد؛ رفتاری که اجازه میدهد مردم با او داشته باشند، شخصیت، افکار و نقطهنظرهایش همه و همه نمایانگر این حقیقتاند که «آدم سنجیدهای است و برای خودش احترام قائل است».
🌀 از کتاب جادوی فکر بزرگ؛ اثر دیوید شوارتز
@CEOasaService🌎
👍2
💎 هر انسانی محصول افکار خویش است. باید بزرگاندیش بود و باورها و اندیشهها را رو به رشد تنظیم کرد. با اعتقاد راسخ به موفقیت، موانع را به کناری زد، باید بزرگ اندیشید و بزرگ شد.
✍ دکتر دیوید شوارتز
برگرفته از کتاب جادوی فکر بزرگ...
@CEOasaService🌎
✍ دکتر دیوید شوارتز
برگرفته از کتاب جادوی فکر بزرگ...
@CEOasaService🌎
👍1👏1
💎 7 استراتژی جایگاهیابی
👈فیلیپ کاتلر در کتاب خود به نام «کاتلر در مدیریت بازار» مینویسد:
👈برای جایگاهیابی (Positioning) درست برند یا محصولمان در ذهن مشتریان، میتوانیم یکی از این هفت استراتژی را انتخاب کنیم:
1️⃣ جایگاهیابی بر پایۀ یک ویژگی مهم محصول
برای مثال، ولوو خودش را این گونه جایگاهیابی کرده است: ایمنترین خودروی دنیا
2️⃣ جایگاهیابی بر پایۀ منفعت محصول
برای مثال، تاید خودش را اینگونه جایگاهیابی کرده است: لباس شما را بهتر از همه تمیز میکند.
3️⃣ جایگاهیابی بر پایۀ کاربرد محصول
برای مثال، آرم اَند هَمِر خودش را این گونه جایگاهیابی کرده است: وقتی میخواهید بوی بد را از زندگیتان حذف کنید، کافی است آرم اَند هَمِر بخرید.
4️⃣ جایگاهیابی بر پایۀ کاربران محصول
برای مثال، اپل لپتاپهای خودش را این گونه جایگاهیابی کرده است: بهترین لپتاپ برای طراحان حرفهای
5️⃣ جایگاهیابی بر پایۀ رقبای محصول
برای مثال، شرکت کرایۀ خودروی آویس خودش را این گونه جایگاهیابی کرده است: ما شرکت دوم بازار هستیم، برای همین بیشتر از رقیبمان تلاش میکنیم.
6️⃣ جایگاهیابی بر پایۀ طبقۀ محصول
برای مثال، زیراکس خودش را این گونه جایگاهیابی کرده است: زیراکس یعنی دستگاه فتوکپی
7️⃣ جایگاهیابی بر پایۀ کیفیت/قیمت محصول
برای مثال، شَنِل خودش را این گونه جایگاهیابی کرده است: بهترین و گرانترین عطر دنیا
@CEOasaService🌎
👈فیلیپ کاتلر در کتاب خود به نام «کاتلر در مدیریت بازار» مینویسد:
👈برای جایگاهیابی (Positioning) درست برند یا محصولمان در ذهن مشتریان، میتوانیم یکی از این هفت استراتژی را انتخاب کنیم:
1️⃣ جایگاهیابی بر پایۀ یک ویژگی مهم محصول
برای مثال، ولوو خودش را این گونه جایگاهیابی کرده است: ایمنترین خودروی دنیا
2️⃣ جایگاهیابی بر پایۀ منفعت محصول
برای مثال، تاید خودش را اینگونه جایگاهیابی کرده است: لباس شما را بهتر از همه تمیز میکند.
3️⃣ جایگاهیابی بر پایۀ کاربرد محصول
برای مثال، آرم اَند هَمِر خودش را این گونه جایگاهیابی کرده است: وقتی میخواهید بوی بد را از زندگیتان حذف کنید، کافی است آرم اَند هَمِر بخرید.
4️⃣ جایگاهیابی بر پایۀ کاربران محصول
برای مثال، اپل لپتاپهای خودش را این گونه جایگاهیابی کرده است: بهترین لپتاپ برای طراحان حرفهای
5️⃣ جایگاهیابی بر پایۀ رقبای محصول
برای مثال، شرکت کرایۀ خودروی آویس خودش را این گونه جایگاهیابی کرده است: ما شرکت دوم بازار هستیم، برای همین بیشتر از رقیبمان تلاش میکنیم.
6️⃣ جایگاهیابی بر پایۀ طبقۀ محصول
برای مثال، زیراکس خودش را این گونه جایگاهیابی کرده است: زیراکس یعنی دستگاه فتوکپی
7️⃣ جایگاهیابی بر پایۀ کیفیت/قیمت محصول
برای مثال، شَنِل خودش را این گونه جایگاهیابی کرده است: بهترین و گرانترین عطر دنیا
@CEOasaService🌎
👍2
💎 حاکمیت شرکتی (Corporate Governance)؛ ستون پنهان موفقیت استراتژیک
بسیاری از شکستهای استراتژیک نه بهخاطر ضعف بازار، بلکه به دلیل ضعف حاکمیت شرکتی رخ میدهند.
حاکمیت شرکتی چارچوبی است که مشخص میکند چه کسی تصمیم میگیرد، چگونه تصمیم گرفته میشود و چه کسی پاسخگوست.
🔰اصول کلیدی حاکمیت شرکتی مؤثر:
🔸شفافیت در اطلاعات و تصمیمات
🔸پاسخگویی مدیران به ذینفعان
🔸تفکیک مالکیت از مدیریت
🔸کنترل و نظارت مؤثر (هیئتمدیره فعال)
🔰سازمانهایی با حاکمیت شرکتی قوی:
🔸ریسکهای استراتژیک کمتری دارند.
🔸اعتماد سرمایهگذاران را سریعتر جلب میکنند.
🔸تصمیمات بلندمدتتری اتخاذ میکنند.
#مدیریت_استراتژیک #حاکمیت_شرکتی #تفکر_استراتژیک
@CEOasaService🌎
بسیاری از شکستهای استراتژیک نه بهخاطر ضعف بازار، بلکه به دلیل ضعف حاکمیت شرکتی رخ میدهند.
حاکمیت شرکتی چارچوبی است که مشخص میکند چه کسی تصمیم میگیرد، چگونه تصمیم گرفته میشود و چه کسی پاسخگوست.
🔰اصول کلیدی حاکمیت شرکتی مؤثر:
🔸شفافیت در اطلاعات و تصمیمات
🔸پاسخگویی مدیران به ذینفعان
🔸تفکیک مالکیت از مدیریت
🔸کنترل و نظارت مؤثر (هیئتمدیره فعال)
🔰سازمانهایی با حاکمیت شرکتی قوی:
🔸ریسکهای استراتژیک کمتری دارند.
🔸اعتماد سرمایهگذاران را سریعتر جلب میکنند.
🔸تصمیمات بلندمدتتری اتخاذ میکنند.
#مدیریت_استراتژیک #حاکمیت_شرکتی #تفکر_استراتژیک
@CEOasaService🌎
👍1
💎 بهینهسازی جذب نیرو با چرخه کامل استخدام
✍ منبع: AIHR
چرخه کامل استخدام یک رویکرد جامع است که به مدیریت کل فرآیند استخدام از فراخوان جذب نیرو، منبعیابی، غربالگری، گزینش، استخدام و پذیرش میپردازد. این فرآیند از زمانی که پستهای خالی اعلام میشوند تا زمان پذیرش کارکنان جدید توسط متقاضی، توسط یک شخص یا تیم منابع انسانی که به طور کامل بر تمام مراحل نظارت دارد، انجام میشود.
در روش چرخه کامل استخدام، برخلاف روشهای معمول که در آن افراد مختلف به صورت جداگانه مسئول بخشهای مختلف فرآیند استخدام هستند، یک نفر بر کل فرآیند نظارت میکند. این روش باعث ایجاد تجربهای یکپارچه و مطمئن برای متقاضیان و همچنین بهبود کارآیی فرآیند استخدام میشود.
✅ مزایا و معایب چرخه کامل استخدام
🆗 مزایا:
↖️ تجربه بهتر برای متقاضیان: ارتباط مداوم و واحد با متقاضیان از ابتدا تا انتهای فرآیند، باعث بهبود تجربه آنها میشود و از سردرگمیهای احتمالی جلوگیری میکند. این امر اعتماد متقاضیان را جلب کرده و رابطه عمیقتری با آنها ایجاد میکند.
↖️ کوتاهتر شدن زمان استخدام: نظارت متمرکز باعث کاهش تنگناها و تسریع در فرآیندهای مختلف استخدام میشود و زمانهای انتظار برای مصاحبهها و پذیرشها کاهش مییابد.
↖️ استعدادیابی موثرتر: فرآیند یکپارچه و منظم به سازمانها این امکان را میدهد که برای جذب بهترین استعدادها رقابت کنند.
↖️ کاهش هزینهها: این فرآیند به کاهش هزینههای اداری و اجرایی کمک کرده و از اتکا به موسسات کاریابی پرهزینه جلوگیری میکند.
↖️ مسئولیتپذیری بالاتر: زمانی که یک نفر مسئول کل فرآیند باشد، شفافیت بیشتری در مسئولیتها و پاسخگویی به مشکلات ایجاد میشود.
↖️ بهبود حفظ کارکنان جدید: تجربه مثبت متقاضیان در فرآیند استخدام باعث میشود تا کارکنان جدید با انگیزهتر و مشارکتجوتر باشند و احتمال باقی ماندن آنها در سازمان بیشتر شود.
🙅♂️معایب:
↖️ مناسب برای همه سازمانها نیست: در سازمانهای بزرگ یا نقشهای پیچیدهتر، ممکن است این مدل به دلیل حجم بالا یا تخصصهای مختلف به چالش کشیده شود.
↖️ نیاز به مهارتهای متنوع: یک فرد باید مجموعهای از مهارتها و دانشها را برای انجام همه مراحل استخدام داشته باشد که در سازمانهای بزرگتر ممکن است مشکل باشد.
🔴 مراحل اجرای فرآیند چرخه کامل استخدام
◀️ آمادهسازی: مسوول استخدام اطلاعات مربوط به شغل را جمعآوری کرده و شرح شغلی دقیق و جذاب مینویسد. این مرحله همچنین میتواند با استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی تسریع شود.
◀️ منبعیابی: در این مرحله، مسوول استخدام مکانهایی برای پیدا کردن متقاضیان مناسب مشخص میکند و از طریق رسانههای اجتماعی، سایتهای کاریابی و شبکههای حرفهای، جستجوی فعال انجام میدهد.
◀️ غربالگری: در این مرحله، رزومهها و مشخصات متقاضیان ارزیابی میشود. روشهای مختلف مانند غربالگری تلفنی، چتبات و آزمونهای پیش از استخدام برای ارزیابی و انتخاب اولیه متقاضیان استفاده میشود.
◀️ گزینش: مصاحبهها انجام میشود تا بهترین فرد برای نقش شغلی مشخص شود. این مرحله شامل زمانبندی مصاحبهها و بررسی دقیق اطلاعات هر متقاضی است.
◀️ استخدام: پس از انتخاب بهترین متقاضی، یک پیشنهاد شغلی رسمی ارسال میشود که شامل بسته غرامت و مسئولیتهاست.
◀️ پذیرش سازمانی: پس از امضای قرارداد، فرآیند پیش از پذیرش شروع میشود که شامل معرفی فرد به تیم، فعالیتهای اجتماعی و توضیحات در مورد روز کاری اول است.
چرخه کامل استخدام در صورت اجرا بهخوبی میتواند به سازمانها کمک کند تا تجربهای مثبت برای متقاضیان ایجاد کرده، هزینهها را کاهش داده و بهطور مؤثر استعدادهای برتر را جذب کنند.
@CEOasaService🌎
✍ منبع: AIHR
چرخه کامل استخدام یک رویکرد جامع است که به مدیریت کل فرآیند استخدام از فراخوان جذب نیرو، منبعیابی، غربالگری، گزینش، استخدام و پذیرش میپردازد. این فرآیند از زمانی که پستهای خالی اعلام میشوند تا زمان پذیرش کارکنان جدید توسط متقاضی، توسط یک شخص یا تیم منابع انسانی که به طور کامل بر تمام مراحل نظارت دارد، انجام میشود.
در روش چرخه کامل استخدام، برخلاف روشهای معمول که در آن افراد مختلف به صورت جداگانه مسئول بخشهای مختلف فرآیند استخدام هستند، یک نفر بر کل فرآیند نظارت میکند. این روش باعث ایجاد تجربهای یکپارچه و مطمئن برای متقاضیان و همچنین بهبود کارآیی فرآیند استخدام میشود.
✅ مزایا و معایب چرخه کامل استخدام
🆗 مزایا:
↖️ تجربه بهتر برای متقاضیان: ارتباط مداوم و واحد با متقاضیان از ابتدا تا انتهای فرآیند، باعث بهبود تجربه آنها میشود و از سردرگمیهای احتمالی جلوگیری میکند. این امر اعتماد متقاضیان را جلب کرده و رابطه عمیقتری با آنها ایجاد میکند.
↖️ کوتاهتر شدن زمان استخدام: نظارت متمرکز باعث کاهش تنگناها و تسریع در فرآیندهای مختلف استخدام میشود و زمانهای انتظار برای مصاحبهها و پذیرشها کاهش مییابد.
↖️ استعدادیابی موثرتر: فرآیند یکپارچه و منظم به سازمانها این امکان را میدهد که برای جذب بهترین استعدادها رقابت کنند.
↖️ کاهش هزینهها: این فرآیند به کاهش هزینههای اداری و اجرایی کمک کرده و از اتکا به موسسات کاریابی پرهزینه جلوگیری میکند.
↖️ مسئولیتپذیری بالاتر: زمانی که یک نفر مسئول کل فرآیند باشد، شفافیت بیشتری در مسئولیتها و پاسخگویی به مشکلات ایجاد میشود.
↖️ بهبود حفظ کارکنان جدید: تجربه مثبت متقاضیان در فرآیند استخدام باعث میشود تا کارکنان جدید با انگیزهتر و مشارکتجوتر باشند و احتمال باقی ماندن آنها در سازمان بیشتر شود.
🙅♂️معایب:
↖️ مناسب برای همه سازمانها نیست: در سازمانهای بزرگ یا نقشهای پیچیدهتر، ممکن است این مدل به دلیل حجم بالا یا تخصصهای مختلف به چالش کشیده شود.
↖️ نیاز به مهارتهای متنوع: یک فرد باید مجموعهای از مهارتها و دانشها را برای انجام همه مراحل استخدام داشته باشد که در سازمانهای بزرگتر ممکن است مشکل باشد.
🔴 مراحل اجرای فرآیند چرخه کامل استخدام
◀️ آمادهسازی: مسوول استخدام اطلاعات مربوط به شغل را جمعآوری کرده و شرح شغلی دقیق و جذاب مینویسد. این مرحله همچنین میتواند با استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی تسریع شود.
◀️ منبعیابی: در این مرحله، مسوول استخدام مکانهایی برای پیدا کردن متقاضیان مناسب مشخص میکند و از طریق رسانههای اجتماعی، سایتهای کاریابی و شبکههای حرفهای، جستجوی فعال انجام میدهد.
◀️ غربالگری: در این مرحله، رزومهها و مشخصات متقاضیان ارزیابی میشود. روشهای مختلف مانند غربالگری تلفنی، چتبات و آزمونهای پیش از استخدام برای ارزیابی و انتخاب اولیه متقاضیان استفاده میشود.
◀️ گزینش: مصاحبهها انجام میشود تا بهترین فرد برای نقش شغلی مشخص شود. این مرحله شامل زمانبندی مصاحبهها و بررسی دقیق اطلاعات هر متقاضی است.
◀️ استخدام: پس از انتخاب بهترین متقاضی، یک پیشنهاد شغلی رسمی ارسال میشود که شامل بسته غرامت و مسئولیتهاست.
◀️ پذیرش سازمانی: پس از امضای قرارداد، فرآیند پیش از پذیرش شروع میشود که شامل معرفی فرد به تیم، فعالیتهای اجتماعی و توضیحات در مورد روز کاری اول است.
چرخه کامل استخدام در صورت اجرا بهخوبی میتواند به سازمانها کمک کند تا تجربهای مثبت برای متقاضیان ایجاد کرده، هزینهها را کاهش داده و بهطور مؤثر استعدادهای برتر را جذب کنند.
@CEOasaService🌎
👍2
💎 اشتباهکردن باعث میشود تجربهات بیشتر شود و تجربه باعث میشود اشتباهاتت کمتر شوند.
اگر از اشتباهاتت درس بگیری، آنوقت دیگران از موفقیت تو درس میگیرند.
عبدالکلام A. P. J. Abdul Kalam (دانشمند، نویسنده و رئیسجمهور پیشین هند)
#جملات_ناب
@CEOasaService🌎
اگر از اشتباهاتت درس بگیری، آنوقت دیگران از موفقیت تو درس میگیرند.
عبدالکلام A. P. J. Abdul Kalam (دانشمند، نویسنده و رئیسجمهور پیشین هند)
#جملات_ناب
@CEOasaService🌎
👍2❤1
💎 رهبری در محیط VUCA
(بیثباتی، عدم قطعیت، پیچیدگی و ابهام)
در دنیای امروز، سازمانها با چالشهای متعددی روبهرو هستند که ناشی از بیثباتی (Volatility)، عدم قطعیت (Uncertainty)، پیچیدگی (Complexity) و ابهام (Ambiguity) یا به اختصار VUCA است. این شرایط، تصمیمگیری و مدیریت را دشوارتر کرده و نیاز به سبکهای جدید رهبری را افزایش داده است. رهبران موفق در محیط VUCA باید انعطافپذیر، آیندهنگر و توانمند در مدیریت تغییر باشند.
۱. بیثباتی (Volatility) و راهکارهای رهبری
بیثباتی به تغییرات سریع و غیرمنتظره در بازارها، فناوریها و شرایط اقتصادی اشاره دارد. رهبران برای مقابله با این چالش باید:
🔹 چابکی و انعطافپذیری داشته باشند و بتوانند به سرعت به تغییرات واکنش نشان دهند.
🔹 برنامهریزی سناریویی را در دستور کار قرار دهند تا برای شرایط مختلف آمادگی داشته باشند.
🔹 فرهنگ یادگیری مداوم را در سازمان تقویت کنند تا تیمها بتوانند با تغییرات سازگار شوند.
۲. عدم قطعیت (Uncertainty) و نقش رهبران
در دنیای VUCA، آینده نامشخص است و دادههای کافی برای پیشبینی دقیق وجود ندارد. برای مدیریت عدم قطعیت، رهبران باید:
🔹 تصمیمگیری مبتنی بر داده را تقویت کرده و از تحلیل دادهها برای کاهش عدم قطعیت استفاده کنند.
🔹 ارتباطات شفاف با تیمها و ذینفعان داشته باشند تا اطمینان و اعتماد ایجاد کنند.
🔹 تفکر خلاق و نوآورانه را در سازمان پرورش دهند تا راهکارهای جدید برای شرایط نامعلوم بیابند.
۳. پیچیدگی (Complexity) و مهارتهای مورد نیاز
جهانی که در آن فعالیت میکنیم، مملو از ارتباطات متقابل، تغییرات سریع و مسائل چندبعدی است. رهبران برای مدیریت پیچیدگی باید:
🔹 تفکر سیستمی داشته باشند و مسائل را از زوایای مختلف بررسی کنند.
🔹 توانایی همکاری بین بخشی را تقویت کنند و از کار تیمی برای حل چالشهای پیچیده استفاده کنند.
🔹 فرایندهای تصمیمگیری چابک ایجاد کنند تا پاسخگویی سازمان به تغییرات سریعتر و کارآمدتر باشد.
۴. ابهام (Ambiguity) و شیوههای رهبری
ابهام به شرایطی اشاره دارد که در آن اطلاعات کافی برای تفسیر درست رویدادها وجود ندارد. رهبران برای مقابله با ابهام باید:
🔹 چشمانداز روشن و استراتژیهای مشخصی را برای هدایت تیمها ارائه دهند.
🔹 انعطافپذیری شناختی داشته باشند و به سرعت بین گزینههای مختلف جابهجا شوند.
🔹 فرهنگ تجربهگرایی را در سازمان ایجاد کنند تا آزمون و خطا بخشی از فرآیند یادگیری شود.
نتیجهگیری
در دنیای VUCA، رهبران باید چابک، آیندهنگر، نوآور و توانمند در مدیریت تغییر باشند. هوش هیجانی، تفکر استراتژیک و مهارتهای ارتباطی قوی از ویژگیهای کلیدی رهبران موفق در این محیط هستند. توانایی ایجاد اعتماد، مدیریت بحران و هدایت تیمها در شرایط نامشخص، تفاوت یک رهبر معمولی و یک رهبر عالی را مشخص میکند.
@CEOasaService🌎
(بیثباتی، عدم قطعیت، پیچیدگی و ابهام)
در دنیای امروز، سازمانها با چالشهای متعددی روبهرو هستند که ناشی از بیثباتی (Volatility)، عدم قطعیت (Uncertainty)، پیچیدگی (Complexity) و ابهام (Ambiguity) یا به اختصار VUCA است. این شرایط، تصمیمگیری و مدیریت را دشوارتر کرده و نیاز به سبکهای جدید رهبری را افزایش داده است. رهبران موفق در محیط VUCA باید انعطافپذیر، آیندهنگر و توانمند در مدیریت تغییر باشند.
۱. بیثباتی (Volatility) و راهکارهای رهبری
بیثباتی به تغییرات سریع و غیرمنتظره در بازارها، فناوریها و شرایط اقتصادی اشاره دارد. رهبران برای مقابله با این چالش باید:
🔹 چابکی و انعطافپذیری داشته باشند و بتوانند به سرعت به تغییرات واکنش نشان دهند.
🔹 برنامهریزی سناریویی را در دستور کار قرار دهند تا برای شرایط مختلف آمادگی داشته باشند.
🔹 فرهنگ یادگیری مداوم را در سازمان تقویت کنند تا تیمها بتوانند با تغییرات سازگار شوند.
۲. عدم قطعیت (Uncertainty) و نقش رهبران
در دنیای VUCA، آینده نامشخص است و دادههای کافی برای پیشبینی دقیق وجود ندارد. برای مدیریت عدم قطعیت، رهبران باید:
🔹 تصمیمگیری مبتنی بر داده را تقویت کرده و از تحلیل دادهها برای کاهش عدم قطعیت استفاده کنند.
🔹 ارتباطات شفاف با تیمها و ذینفعان داشته باشند تا اطمینان و اعتماد ایجاد کنند.
🔹 تفکر خلاق و نوآورانه را در سازمان پرورش دهند تا راهکارهای جدید برای شرایط نامعلوم بیابند.
۳. پیچیدگی (Complexity) و مهارتهای مورد نیاز
جهانی که در آن فعالیت میکنیم، مملو از ارتباطات متقابل، تغییرات سریع و مسائل چندبعدی است. رهبران برای مدیریت پیچیدگی باید:
🔹 تفکر سیستمی داشته باشند و مسائل را از زوایای مختلف بررسی کنند.
🔹 توانایی همکاری بین بخشی را تقویت کنند و از کار تیمی برای حل چالشهای پیچیده استفاده کنند.
🔹 فرایندهای تصمیمگیری چابک ایجاد کنند تا پاسخگویی سازمان به تغییرات سریعتر و کارآمدتر باشد.
۴. ابهام (Ambiguity) و شیوههای رهبری
ابهام به شرایطی اشاره دارد که در آن اطلاعات کافی برای تفسیر درست رویدادها وجود ندارد. رهبران برای مقابله با ابهام باید:
🔹 چشمانداز روشن و استراتژیهای مشخصی را برای هدایت تیمها ارائه دهند.
🔹 انعطافپذیری شناختی داشته باشند و به سرعت بین گزینههای مختلف جابهجا شوند.
🔹 فرهنگ تجربهگرایی را در سازمان ایجاد کنند تا آزمون و خطا بخشی از فرآیند یادگیری شود.
نتیجهگیری
در دنیای VUCA، رهبران باید چابک، آیندهنگر، نوآور و توانمند در مدیریت تغییر باشند. هوش هیجانی، تفکر استراتژیک و مهارتهای ارتباطی قوی از ویژگیهای کلیدی رهبران موفق در این محیط هستند. توانایی ایجاد اعتماد، مدیریت بحران و هدایت تیمها در شرایط نامشخص، تفاوت یک رهبر معمولی و یک رهبر عالی را مشخص میکند.
@CEOasaService🌎
👍2❤1