Social Pariah, – Telegram
Social Pariah,
94 subscribers
354 photos
16 videos
1 file
35 links
در رهگذار باد نگهبان لاله بود.
Download Telegram
Forwarded from .
انگار دارم روی یه سطح شیشه‌ای عمدا بالا و پایین می‌پرم تا بشکنه، زیر پام خالی بشه، تا بی‌نهایت غلت بزنم، پایین برم و هرگز به جایی نرسم.
«زیرِ باران فکر‌کردن
دست به کوچه‌های شهر ساییدن
شهر را در آتش و رؤیاها بوسیدن
حس کردنِ این‌که
همه‌چیز را می‌توانی در آغوش بگیری
جا دهی

زمانی خیس‌شده را در خود حس می‌کنم
زمانی گریسته را
احتمالاً مرگ در تو آرام نمی‌گیرد
تو خیسی،
از صدای مادرانی که
دردناکیِ تاریک‌شدنشان را
فاصلۀ بزرگ‌شدنِ فرزندان می‌خراشد
خیسی
از روزهای ملاقاتِ زندان بیمارستان
خیسی
از زرد و نارنجی و کلاغ
از حملۀ تاریکی و آتش
آن‌قدر خیس که
همیشه سرما پیدایت می‌کند
و در استخوان‌هایت می‌گرید»
9 Crimes
Damien Rice
Is that alright?
Give my gun away when it's loaded
وقتی غمگین می‌شم، می‌ترسم.
همه‌چیز خیلی هولناکه. نگاه می‌کنی تا همه‌چیز تبدیل به خاکستر بشه و دست آخر خودت هم بسوزی.
Social Pariah,
Nooshafarin – Davaat
خیلی زیبا.‌ خیلی خیلی زیبا. out-of-this-world زیبا.
خیلی خسته شدم دیگه.
Forwarded from Deja Vu
"تصمیم سخت، جایی که نمیدونی نتیجه چی میشه و چندسالی زمان میخواد تا بفهمی، تازه این خودش وابسته به هزار تا فاکتور دیگه اس. تصمیم سخت ازتون دور"
Forwarded from Sam Beckett
Hamm: nature has forgotten us.
«فكر نمی‌کردی تنهایی من
پنجره‌ای کوچک را در گلویم آن‌قدر بفشارد
که در دست‌هایم زندانی شوم؟
در چشم‌هایم؟
آیا عشق، تنها برای کور کردن و سر بریدن‌ِ ما می‌آید؟

آواز که می‌خوانم
درختان‌ حیاط در خاک به هم نزدیک‌تر می‌شوند
و گُل‌های باغچه یک‌به‌یک زردتر
تو با خنجری از میان‌ ‌استخوان‌هایم می‌گذری
و فكر می‌کنی كه تسکینم می‌دهی»
Forwarded from Deja Vu
"دیگه اصراری به درک شدن ندارم، دیگه داد نمیزنم که من رو ببین، من هستم، همیشه وجود دارم، اگر کسی بخواد ببینه، توجه و درکم کنه، فرصت کافی برای این کار بهش میدم، ولی اصرار و تلاش؟ دیگه نه."
خیلی آدم پوچی شدم. فقط ظاهر و تهی از هرگونه معنا.
Forwarded from آقا رامین
مامان همیشه می‌گفت بالاخره آدم یک چیزی پیدا می‌کند که دلش را خوش کند.
در زندان من، وقتی آسمان قرمز می‌شد و روز تازه‌ای یواش یواش می‌آمد توی سلولم، متوجه می‌شدم که حق با او بود... .

- بیگانه/ آلبر کامو