Forwarded from pathétique
همیشه ترجیح میدم بیوطنِ آزاده باشم تا بخاطر خاک خون بریزم. ترجیح میدم جون ادمی رو مهمترین چیز بدونم، راحتی و ازادگی ملت رو به پرچم و خاک و اسم نفروشم. این چیزیه که من بهش اعتقاد دارم، از وطن فراری نیستم و مشکلی با این وطن ندارم ولی اگر ارجحیت دادن انسان به خاک بی وطنیه، من با افتخار بی وطنم.
کل امروز رو خوابیدم و شب هم که بخوابم قشنگ ریست فکتوری میشم و همهچی خوب میشه. 🤌🏻
Social Pariah,
آقای اقبالی میفرمایند که: «کسی حرف منو انگار نمیفهمه؛ مرده زنده، خواب و بیدار، نمیفهمه.» همونجا.
«کسی تنهاییمو از من نمیدزده؛
درد ما رو در و دیوار نمیفهمه.
واسهٔ تنهایی خودم دلم میسوزه،
قلب امروزی من، خالیتر از دیروزه.»
درد ما رو در و دیوار نمیفهمه.
واسهٔ تنهایی خودم دلم میسوزه،
قلب امروزی من، خالیتر از دیروزه.»
Forwarded from S.Kahrobaeian poetry (Samaneh)
زمین سوخته بر جا نهید و خنده زنید
به دود خرمن سوزان ما، فقط بروید!
هزار مزرعهی سبز عشق خواهد رُست
ز بذر کوچک پنهان ما، فقط بروید!
به دود خرمن سوزان ما، فقط بروید!
هزار مزرعهی سبز عشق خواهد رُست
ز بذر کوچک پنهان ما، فقط بروید!