Social Pariah, – Telegram
Social Pariah,
94 subscribers
354 photos
16 videos
1 file
35 links
در رهگذار باد نگهبان لاله بود.
Download Telegram
دختره می‌گفت من از وقتی یادم میاد دنبال عشق بودم و پیداش نمی‌کردم؛ اما وقتی اون رو تو دو قدمی خودم دیدم که داشت به سمتم میومد، خودم با دست‌های خودم نابودش کردم. تا وقتی که نفهمم چرا خودم انقدر از خوشحالی خودم بیزار و فراریم، نباید بقیه رو بشکنم.
Forwarded from pathétique
زیاد مهم نیست. یعنی وقتی به تهش می‌رسی می‌گی واقعاً هم مهم نیست زیاد.
نمی‌دونم چرا زنده‌ام هنوز.
شما میله‌های دانشگاه رو هم تو یک کشور نرمال نمی‌تونستید ببینید. حالا دارید بهش ریاست می‌کنید.
حیف. حیف و صد حیف.
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی.
خواهرمو میخوام که بهم بگه گریه نکن باهم حلش میکنیم آبجی جون.
آینده خیلی تنها و ترسناکه. اعتبار و اعتمادی به هیچی نیست.
کاش درخت بودم.
«نور تو بودی. کی منو از تو جدا کرد؟»
آدم قدر چیزهایی که به دست آورده و نزدیکشه رو نمی‌دونه.
«ديوانه دست می‌زند به خاک و خاک پر از خاطره می‌شود
ديوانه روزی برای خودش آدمی بود
حالا دهانش را پر از نقره می‌كند و فوت می‌كند به ماه.
ديوانه عاشق يک ابر بود
و ابر تمام شكل‌های زيبا را به خود می‌گرفت
و ابرها چه زود ناپديد می‌شوند.»
رابطه بعضی‌ها با پدر و مادرشون خیلی زیباست. غم و ترس برم میداره‌.
«از این سموم که بر طرف بوستان بگذشت / عجب که بوی گلی هست و رنگ نسترنی»
کاش تنها زندگی می‌کردم.
نمی‌دونم این حس نفرته یا انزجار یا هرچی. هرچی هست یه فاصلهٔ مویی‌ای با عشق داره.
دیگه دلم نمی‌خواد تلاش کنم.
روح‌درد دارم.
جوان ایرانی بدون ابا درباره مرگ خودش حرف میزنه و بقیه می‌خندند. تراز.
چرا هیچ ذوقی ندارم؟