✴️پیام رسان اینستاگرام راه اندازی شد !
این پیام رسان که Threads نام دارد بر چهار ویژگی استوار است.
1. توانایی کنترل اشخاص مجاز به ارسال پیام
2. در دسترس بیشتر بودن افرادی که به آنان پیام ارسال می کنید.
3. امکان اتصال منفعل (در صورتی که مدام گپ نمی زنید)
4. دوربین محور بودن و قابلیت سریع تر ارسال عکس
@mediamgt_ir
✅ @commac
این پیام رسان که Threads نام دارد بر چهار ویژگی استوار است.
1. توانایی کنترل اشخاص مجاز به ارسال پیام
2. در دسترس بیشتر بودن افرادی که به آنان پیام ارسال می کنید.
3. امکان اتصال منفعل (در صورتی که مدام گپ نمی زنید)
4. دوربین محور بودن و قابلیت سریع تر ارسال عکس
@mediamgt_ir
✅ @commac
📌تقسیمبندی سه گانه محتوای رسانه:
1️⃣موضوعات برنامهریزی شده: این گونه موضوعات در برنامه رسانه قرار میگیرد و بخشهای عملیات و تولید درصدد تحقق اهداف برنامه تدوین شده یا اعلام شده میباشند. بطور مثال افزایش رشد جمعیت، گسترش فرهنگ سلامت و ... نمونه ای از این گونه موضوعات یا نوع محتوا هستند.
2️⃣موضوعات جاری یا موضوعات روزمره: تداخل فوق العاده میان رسانهها و مسائل جاری و روزانه زندگی مردم موجب شده تا حجم وسیعی از مطالب و برنامه های رسانهها معطوف به این نوع محتوا باشد. شاید دلیل عمده آن تحول و پویایی محیط است که مخاطبان ناچار از آن هستند تا انواع اطلاعات مورد نیاز روزانه خود را از رسانهها تأمین کنند، مثال واضح آن اطلاعات ترافیکی، آب و هوا، مسائل خانوادگی، گذران اوقات فراغت و ...
3️⃣موضوعات اتفاقی: منظور آن چه خارج از قاعده و روال جاری واقع میشود و در محیط اثرگذار است. یک مصوبه مجلس، یک تصمیم دولت، یک اتفاق بین المللی، سردشدن ناگهانی هوا، و .... ،
@mediamgt_ir
✅ @commac
1️⃣موضوعات برنامهریزی شده: این گونه موضوعات در برنامه رسانه قرار میگیرد و بخشهای عملیات و تولید درصدد تحقق اهداف برنامه تدوین شده یا اعلام شده میباشند. بطور مثال افزایش رشد جمعیت، گسترش فرهنگ سلامت و ... نمونه ای از این گونه موضوعات یا نوع محتوا هستند.
2️⃣موضوعات جاری یا موضوعات روزمره: تداخل فوق العاده میان رسانهها و مسائل جاری و روزانه زندگی مردم موجب شده تا حجم وسیعی از مطالب و برنامه های رسانهها معطوف به این نوع محتوا باشد. شاید دلیل عمده آن تحول و پویایی محیط است که مخاطبان ناچار از آن هستند تا انواع اطلاعات مورد نیاز روزانه خود را از رسانهها تأمین کنند، مثال واضح آن اطلاعات ترافیکی، آب و هوا، مسائل خانوادگی، گذران اوقات فراغت و ...
3️⃣موضوعات اتفاقی: منظور آن چه خارج از قاعده و روال جاری واقع میشود و در محیط اثرگذار است. یک مصوبه مجلس، یک تصمیم دولت، یک اتفاق بین المللی، سردشدن ناگهانی هوا، و .... ،
@mediamgt_ir
✅ @commac
محمد خدادی: اینکه کاغذ جز کالاهای اساسی کشور قرار گرفت، نشان از توجه دولت به رسانه بود
معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد:
▪ جنگ رسانهای امروز عین جنگ قبلی ماست که تمام تلاش خود را میکند تا ما زانو بزنیم.
▪در نتیجه در جنگ رسانهای، رسانه باید خط مقدم باشد.
▪تمام تلاش دشمن در این جهت است که اقتدار ما را زیر سوال ببرند.
▪باید قبول کنیم که جریان رسانه امروز با گذشته تفاوت کرده و باید این موضوع مورد قبول باشد
▪اینکه کاغذ در کنار دارو جز کالاهای اساسی کشور قرار گرفت، نشان از توجه دولت به ما بود و حال ما باید جبران کنیم.
/ایلنا
@newsroom1
🆔 @commac
معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد:
▪ جنگ رسانهای امروز عین جنگ قبلی ماست که تمام تلاش خود را میکند تا ما زانو بزنیم.
▪در نتیجه در جنگ رسانهای، رسانه باید خط مقدم باشد.
▪تمام تلاش دشمن در این جهت است که اقتدار ما را زیر سوال ببرند.
▪باید قبول کنیم که جریان رسانه امروز با گذشته تفاوت کرده و باید این موضوع مورد قبول باشد
▪اینکه کاغذ در کنار دارو جز کالاهای اساسی کشور قرار گرفت، نشان از توجه دولت به ما بود و حال ما باید جبران کنیم.
/ایلنا
@newsroom1
🆔 @commac
🎧 #جامعه_هندزفری_زده
✍محمد باقر تاج الدین
✳️هندز فری(Hands free) وسیلهای است که این روزها در سطح وسیعی از افراد جامعه به منظور انتقال صدا از گوشی های همراه به خصوص در وسایل نقلیه عمومی مانند مترو، اتوبوس، تاکسی یا مکان های عمومی مانند پارک ها و فضاهای سبز مورد استفاده قرار می گیرد. استفاده از هندز فری رفته رفته در مکان های خصوصی مانند خانه ها هم رواج یافته و اعضای خانواده هر کدام با داشتن هندز فری در حال گوش کردن به موسیقی ها و تماشای فیلم های مورد علاقه خودشان هستند. از این منظر می توان گفت که استفاده از هندز فری تقریبا تمامی افراد جامعه را در بر گرفته و به صورت عمومی درآمده و تمامی افراد جامعه را از یکدیگر جدا ساخته است. ضمن این که رانندگان وسایل نقلیه نیز در پشت فرمان از هندز فری استفاده کرده و صدای مورد علاقه را به گوش خود می رسانند و یا در حال مکالمه با دیگران هستند.
✅به نظر می رسد که جامعه هندز فری زده به سمت اتمیزه شدن و تنهایی و انزوا هم پیش می رود تا جایی که از دنیای اطراف خود به شدت بی تفاوت و غافل می شود و در تنهایی و جهان خویش غرق می شود. حال این که در جهان اطرافش چه می گذرد دیگر اهمیتی برایش ندارد و آن چه اهمیت دارد غرق شدن در لذت موسیقی و فیلم و یا هر نوع صدا و تصویری است که از طریق هندز فری به سمع و نظرش می رسد. آدم هندز فری زده به نظر می رسد که دیگر آدم اجتماعی نباشد و از هر آن چه جامعه و ارتباطات اجتماعی واقعی است جدا مانده و به سمت فردی شدن و مجازی شدن با سرعت پیش می رود. این آدم اگر چه ظاهرا در جمع است اما واقعا در جمع نیست و دیگر به جامعه و اجتماع خودش تعلقی ندارد.
✳️می توان گفت که آدمیان هندزفری زده و به تَبَعِ آن جامعه هندزفری زده نوعی انسان و جامعه از خودبیگانه است و تو گویی که نوعی از خودبیگانگی جدید سربرآورده است که حقیقتا نوبر است به گونه ای که نمونه و نظیری برای آن نمی توان سراغ گرفت. آدمیان و جامعه در خود فرو رفته و بی خبر از هر آن چه که در کنارشان می گذرد و تازه نوعی بی خبری و غفلت عمدی و غرق شدن در دنیای غریب و بیگانه ای که برای خود ساخته و پرداخته اند.
✅معنای دیگری که از جامعه هندزفری زده می توان مراد کرد این است که آدمیان چنین جامعه ای به دلایل گوناگون از جامعه خود بریده اند و نوعی جدایی گزینی را اختیار کرده و در حقیقت فضایی مختص خویش را ایجاد نموده تا در آن فضا به هر آن چه که آرزو می کنند دست یابند. به عبارت دیگر چون فضای عمومی و رسمی جامعه بسیاری چیزهایی که افراد به ویژه افراد نسل جدید می خواهند را به آنان نمی دهد لذا آنان نیز اقدام به ایجاد فضایی مخصوص به خود کرده تا هر آن چه که فضای رسمی جامعه در اختیارشان نمی گذارد آنان برای خودشان تهیه و تدارک ببینند. لذا این گونه است که به هندزفری پناه می برند تا به عبارتی از شرِّ جامعه رسمی خلاصی یابند. پس می توان گفت هندزفری سایبان و پناهگاهی برای این جماعت است و آدمیانِ جامعه هندزفری زده نیز در چنین پناهگاه و سایبانی خود را رها و خلاصی یافته از جامعه رسمی تلقی می کنند. حالا می توان به خوبی این موضوع را با تعداد زیاد کاربران فضاهای مجازی در ایران نیز در ارتباط دانست و این گونه تحلیل نمود که شلوغی فضای مجازی در ایران به معنای فرار از جامعه رسمی ای است که آن دیگران برای شان تنظیم کرده اند تا این گونه از آن فضای نامطبوع و ناساز رهایی یابند و در فضای دلخواه خویش دمی بیاسایند!!!
👉 @SOCIAL_SCIENCE
🆔 @commac
✍محمد باقر تاج الدین
✳️هندز فری(Hands free) وسیلهای است که این روزها در سطح وسیعی از افراد جامعه به منظور انتقال صدا از گوشی های همراه به خصوص در وسایل نقلیه عمومی مانند مترو، اتوبوس، تاکسی یا مکان های عمومی مانند پارک ها و فضاهای سبز مورد استفاده قرار می گیرد. استفاده از هندز فری رفته رفته در مکان های خصوصی مانند خانه ها هم رواج یافته و اعضای خانواده هر کدام با داشتن هندز فری در حال گوش کردن به موسیقی ها و تماشای فیلم های مورد علاقه خودشان هستند. از این منظر می توان گفت که استفاده از هندز فری تقریبا تمامی افراد جامعه را در بر گرفته و به صورت عمومی درآمده و تمامی افراد جامعه را از یکدیگر جدا ساخته است. ضمن این که رانندگان وسایل نقلیه نیز در پشت فرمان از هندز فری استفاده کرده و صدای مورد علاقه را به گوش خود می رسانند و یا در حال مکالمه با دیگران هستند.
✅به نظر می رسد که جامعه هندز فری زده به سمت اتمیزه شدن و تنهایی و انزوا هم پیش می رود تا جایی که از دنیای اطراف خود به شدت بی تفاوت و غافل می شود و در تنهایی و جهان خویش غرق می شود. حال این که در جهان اطرافش چه می گذرد دیگر اهمیتی برایش ندارد و آن چه اهمیت دارد غرق شدن در لذت موسیقی و فیلم و یا هر نوع صدا و تصویری است که از طریق هندز فری به سمع و نظرش می رسد. آدم هندز فری زده به نظر می رسد که دیگر آدم اجتماعی نباشد و از هر آن چه جامعه و ارتباطات اجتماعی واقعی است جدا مانده و به سمت فردی شدن و مجازی شدن با سرعت پیش می رود. این آدم اگر چه ظاهرا در جمع است اما واقعا در جمع نیست و دیگر به جامعه و اجتماع خودش تعلقی ندارد.
✳️می توان گفت که آدمیان هندزفری زده و به تَبَعِ آن جامعه هندزفری زده نوعی انسان و جامعه از خودبیگانه است و تو گویی که نوعی از خودبیگانگی جدید سربرآورده است که حقیقتا نوبر است به گونه ای که نمونه و نظیری برای آن نمی توان سراغ گرفت. آدمیان و جامعه در خود فرو رفته و بی خبر از هر آن چه که در کنارشان می گذرد و تازه نوعی بی خبری و غفلت عمدی و غرق شدن در دنیای غریب و بیگانه ای که برای خود ساخته و پرداخته اند.
✅معنای دیگری که از جامعه هندزفری زده می توان مراد کرد این است که آدمیان چنین جامعه ای به دلایل گوناگون از جامعه خود بریده اند و نوعی جدایی گزینی را اختیار کرده و در حقیقت فضایی مختص خویش را ایجاد نموده تا در آن فضا به هر آن چه که آرزو می کنند دست یابند. به عبارت دیگر چون فضای عمومی و رسمی جامعه بسیاری چیزهایی که افراد به ویژه افراد نسل جدید می خواهند را به آنان نمی دهد لذا آنان نیز اقدام به ایجاد فضایی مخصوص به خود کرده تا هر آن چه که فضای رسمی جامعه در اختیارشان نمی گذارد آنان برای خودشان تهیه و تدارک ببینند. لذا این گونه است که به هندزفری پناه می برند تا به عبارتی از شرِّ جامعه رسمی خلاصی یابند. پس می توان گفت هندزفری سایبان و پناهگاهی برای این جماعت است و آدمیانِ جامعه هندزفری زده نیز در چنین پناهگاه و سایبانی خود را رها و خلاصی یافته از جامعه رسمی تلقی می کنند. حالا می توان به خوبی این موضوع را با تعداد زیاد کاربران فضاهای مجازی در ایران نیز در ارتباط دانست و این گونه تحلیل نمود که شلوغی فضای مجازی در ایران به معنای فرار از جامعه رسمی ای است که آن دیگران برای شان تنظیم کرده اند تا این گونه از آن فضای نامطبوع و ناساز رهایی یابند و در فضای دلخواه خویش دمی بیاسایند!!!
👉 @SOCIAL_SCIENCE
🆔 @commac
🎯 دوقطبیهای سیاسی چطور شکل میگیرند؟
— عقاید افراطی تأثیر عظیمی بر ما میگذارند، حتی وقتی با آنها مخالف باشیم
📍فرض کنید معلمی دارید که همه از او ناراضیاند. یک روز بحثی جمعی در میگیرد دربارۀ اینکه چطور باید نارضایتی خودتان را ابراز کنید. اکثر بچهها معتقدند باید به مدیر مدرسه بگوییم، اما ناگهان، یک نفر با قاطعیت میگوید که تنها راهحل این است که ماشین او را آتش بزنیم. بعد از چند دقیقه، میبینید که کل بحثها رفته است به سمت اینکه آیا آتشزدن ماشین معلم کار درستی است یا نه. این نمونهای است از اینکه چطور عقاید افراطی کل جامعه را به سمت دوقطبیهای لاینحل هدایت میکنند.
🔖 ۱۸۰۰ کلمه
⏰ زمان مطالعه: ۱۱ دقيقه
📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
http://tarjomaan.com/neveshtar/9548/
🆔 @commac
— عقاید افراطی تأثیر عظیمی بر ما میگذارند، حتی وقتی با آنها مخالف باشیم
📍فرض کنید معلمی دارید که همه از او ناراضیاند. یک روز بحثی جمعی در میگیرد دربارۀ اینکه چطور باید نارضایتی خودتان را ابراز کنید. اکثر بچهها معتقدند باید به مدیر مدرسه بگوییم، اما ناگهان، یک نفر با قاطعیت میگوید که تنها راهحل این است که ماشین او را آتش بزنیم. بعد از چند دقیقه، میبینید که کل بحثها رفته است به سمت اینکه آیا آتشزدن ماشین معلم کار درستی است یا نه. این نمونهای است از اینکه چطور عقاید افراطی کل جامعه را به سمت دوقطبیهای لاینحل هدایت میکنند.
🔖 ۱۸۰۰ کلمه
⏰ زمان مطالعه: ۱۱ دقيقه
📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
http://tarjomaan.com/neveshtar/9548/
🆔 @commac
🌀کرسی ارتباطات علم و فناوری یونسکو برگزار میکند:
«همایش ملی زیستبوم دسترسی همگانی به اطلاعات»
🔸 شهروند الکترونیک، دولت الکترونیک
🔸 زمینهحقوقی و سیاستگذاری دسترسی همگانی به اطلاعات
🔸 دسترسی همگانی به اطلاعات سلامت
🔸 زمینههای اجتماعی و فرهنگی دسترسی همگانی به اطلاعات
🔸 بلاکچین و دادهباز
🔸 گزارش مجموعههای فعال در حوزه دسترسی به اطلاعات و شفافیت
⏰دوشنبه، ۲۲ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۸:۳۰ الی ۱۸
📍دانشگاه علامه طباطبائی
🔹 ثبت نام در ایوند:
https://evnd.co/b9uxo
🔹 اطلاعات بیشتر در
▫️ http://air.ir/ZHqBn9
📣 @Knowledge_Society
🆔 @commac
«همایش ملی زیستبوم دسترسی همگانی به اطلاعات»
🔸 شهروند الکترونیک، دولت الکترونیک
🔸 زمینهحقوقی و سیاستگذاری دسترسی همگانی به اطلاعات
🔸 دسترسی همگانی به اطلاعات سلامت
🔸 زمینههای اجتماعی و فرهنگی دسترسی همگانی به اطلاعات
🔸 بلاکچین و دادهباز
🔸 گزارش مجموعههای فعال در حوزه دسترسی به اطلاعات و شفافیت
⏰دوشنبه، ۲۲ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۸:۳۰ الی ۱۸
📍دانشگاه علامه طباطبائی
🔹 ثبت نام در ایوند:
https://evnd.co/b9uxo
🔹 اطلاعات بیشتر در
▫️ http://air.ir/ZHqBn9
📣 @Knowledge_Society
🆔 @commac
http://porcesh.ir/fa/content/20898
مردم عصبی هستند!
بر اساس آمار پزشکی قانونی در سال ٩٧ زد و خورد خیابانی بطور بی سابقه ای افزایش یافته است و آمار ها ٧ هزار و ٩٨٦ افزایش نزاع را نسبت به سال قبل ثبت کرده است.
پرسش: روزانه حدود ٢٨٠ زد و خورد خیابانی در ایران رخ می دهد!
🆔 @commac
مردم عصبی هستند!
بر اساس آمار پزشکی قانونی در سال ٩٧ زد و خورد خیابانی بطور بی سابقه ای افزایش یافته است و آمار ها ٧ هزار و ٩٨٦ افزایش نزاع را نسبت به سال قبل ثبت کرده است.
پرسش: روزانه حدود ٢٨٠ زد و خورد خیابانی در ایران رخ می دهد!
🆔 @commac
پایگاه خبری پرسش
مردم عصبی هستند!
بر اساس آمار پزشکی قانونی در سال ٩٧ زد و خورد خیابانی بطور بی سابقه ای افزایش یافته است و آمار ها ٧ هزار و ٩٨٦ افزایش نزاع را نسبت به سال قبل ...
🗞مفاهیم مربوط به محتوای آینده رسانه:
1️⃣ متناسب سازی محتوای محصولات رسانه ای «برای هر نوع رسانه»
2️⃣ نظارت محتوا
3️⃣ محتوانگاری یا رسانهنگاری در رسانههای آینده
4️⃣ حقوق محتوایی در رسانههای آینده
5️⃣محتوای علمی رسانههای آینده
منبع: آینده مدیریت رسانه و مدیریت رسانههای آینده، فرهنگی و ابطحی: صفحات 87-86
🆔 @commac
1️⃣ متناسب سازی محتوای محصولات رسانه ای «برای هر نوع رسانه»
2️⃣ نظارت محتوا
3️⃣ محتوانگاری یا رسانهنگاری در رسانههای آینده
4️⃣ حقوق محتوایی در رسانههای آینده
5️⃣محتوای علمی رسانههای آینده
منبع: آینده مدیریت رسانه و مدیریت رسانههای آینده، فرهنگی و ابطحی: صفحات 87-86
🆔 @commac
🛑 بمباران مفاهیم منفی و سیاه و ضرورت توجه به آموزههای سواد رسانهای برای بهره مندی از رسانه ها
🖋 بابک مهرآیین
آیا متوجه شده اید چقدر جامعه ایران زیر بمباران مفاهیم منفی و سیاه قرار دارد؟
آیا دقت کردهاید دایم واژه های مرگ، بیماری، طلاق، سرطان، اعتیاد، خشونت، جنگ، ناامنی، آوارگی، دزدی، اختلاف، فقر، نفرت، تبعیض و کشمکش در رسانه های پارسی زبان چه در داخل و چه خارج با شدت تمام بر سر مخاطبان ایرانی می ریزد؟ و دریغ از یک موسیقی خوب، یک شعر دلنشین، یک رنگ شاد، یک رفتار محترمانه، یک گفتار فاخر...
از سوی دیگر آیا حسب اتفاق، برنامه های تلویزیونهای اروپایی و آمریکایی و حتا ترکیه ای (آنچه برای خودشان پخش می شود) را دیده اید که چگونه با شادی، طراوت، امید به آینده، مهربانی، خانواده دوستی، رنگ، خنده، وطنپرستی، عشق، موسیقی، ازدواج، استعدادیابی، رقص و .... آکنده شده است و مخاطبانشان را در بستری از اندیشه ها و رویاهای زیبا برای فردای خود و وطنشان قرار می دهند؟
هدف از این بمباران سیاه چیست؟ هدف از آوارِ اخبار ناامید کننده و فیلمها و سریالهایی که مغز مخاطب ایرانی را با بیماری و مرگ و بیهودگی و ناامیدی از آینده، هماهنگ و همنشین می کنند، چیست؟!
در پاسخ این پرسش عباراتی از کتاب شکستن طلسمِ وحشت نوشته ی آریل دورفمن را نقل می کنم. وی که از پیگیران محاکمه ی پینوشه، دیکتاتور شیلی و از روایتگران دوران حکومت سیاه او است، در کتابش می نویسد:
"خبرهای فراوان از مرگ آدمها، دست آخر برای بسیاری از ما به نمادی از ناپدید شدن خود کشور تبدیل شد، تلاش برای نابودی ابدی کشور آزادی که زمانی در آن زندگی می کردیم."
درس بزرگی که دورفمن در این کتاب ما می دهد این است که:
"ترویج مرگ، وحشت و افکار منفی یک جامعه را فلج می کند. زندگی با حسِ حضورِ بدی و شر، روح یک ملت را فاسد می کند و باعث می شود یک سرزمین انرژی حیات خود را از دست بدهد. ناپدید شدن یک کشور در ذهن مردم آن کشور به این معناست که آن مردم دیگر احساس تعلقی به آن سرزمین و مسایل آن نخواهند داشت و خود را مردمانی بیوطن و بی پناه احساس خواهند کرد، و در جستجوی هویتی جدید که بتوانند در پناه آن به آرامش و امنیت و شکوفایی و افتخار برسند برخواهند آمد."
و این همان چیزی است که این روزها در صحنه ی سرزمینمان شاهدش هستیم.
دشمنان این سرزمینِ کهن و مردمانش، با زمینه سازیهای روانی و فرهنگی و اقتصادی رذیلانه، گام به گام میلیونها ایرانی را به بیماریهایِ ناامیدی، بی اخلاقی، بی شهامتی، بی اعتنایی به سرنوشت وطن و هموطن، بیخبری از تاریخ، خودویرانگری و خودزنی دچار کرده اند.
بخش روانی این حرکت رذیلانه را رسانه هایی که همگی (با وجود تنوع ظاهری مشربها) از یک مرکز هدایت و راهبری می شوند، عهده دار هستند. اهمیت این نقش آفرینی در پروژه ی نابودی ما به اندازه ای است که مخالف خوانیهای سیاسی و لگداندازیهای ظاهری رسانه های برونمرزی در کنار آن مجاز است.
✅ پیشنهاد: یک گام لازم برای رهایی از چاه سیاه سقوط و زنده کردن امید به رویش دوباره سلامتی و عزت و زیبایی و اتحاد و عشق به وطن، فاصله گرفتن از رسانه های دیداری و شنیداری و نوشتاری عمومی و گزیده بینی و گزیده خوانی است. خود را از شعاع مسمومِ اخبار، فیلمها و سریالهای شبکه های درونمرزی و برونمرزی خارج کرده، در آرامشی لطیف و انسانی، در همنشینی با کتاب و نویسندگان بزرگ و نیز نیوشیدن موسیقی فاخر و عمیق، خویشتنِ شایسته و مهربان و اصیل خود را به یاد آوریم.
اینگونه می توانیم گام نخست را در درمان دردهای فردی و ملی برداریم.
🆔 @commac
@SCMEDIA
🖋 بابک مهرآیین
آیا متوجه شده اید چقدر جامعه ایران زیر بمباران مفاهیم منفی و سیاه قرار دارد؟
آیا دقت کردهاید دایم واژه های مرگ، بیماری، طلاق، سرطان، اعتیاد، خشونت، جنگ، ناامنی، آوارگی، دزدی، اختلاف، فقر، نفرت، تبعیض و کشمکش در رسانه های پارسی زبان چه در داخل و چه خارج با شدت تمام بر سر مخاطبان ایرانی می ریزد؟ و دریغ از یک موسیقی خوب، یک شعر دلنشین، یک رنگ شاد، یک رفتار محترمانه، یک گفتار فاخر...
از سوی دیگر آیا حسب اتفاق، برنامه های تلویزیونهای اروپایی و آمریکایی و حتا ترکیه ای (آنچه برای خودشان پخش می شود) را دیده اید که چگونه با شادی، طراوت، امید به آینده، مهربانی، خانواده دوستی، رنگ، خنده، وطنپرستی، عشق، موسیقی، ازدواج، استعدادیابی، رقص و .... آکنده شده است و مخاطبانشان را در بستری از اندیشه ها و رویاهای زیبا برای فردای خود و وطنشان قرار می دهند؟
هدف از این بمباران سیاه چیست؟ هدف از آوارِ اخبار ناامید کننده و فیلمها و سریالهایی که مغز مخاطب ایرانی را با بیماری و مرگ و بیهودگی و ناامیدی از آینده، هماهنگ و همنشین می کنند، چیست؟!
در پاسخ این پرسش عباراتی از کتاب شکستن طلسمِ وحشت نوشته ی آریل دورفمن را نقل می کنم. وی که از پیگیران محاکمه ی پینوشه، دیکتاتور شیلی و از روایتگران دوران حکومت سیاه او است، در کتابش می نویسد:
"خبرهای فراوان از مرگ آدمها، دست آخر برای بسیاری از ما به نمادی از ناپدید شدن خود کشور تبدیل شد، تلاش برای نابودی ابدی کشور آزادی که زمانی در آن زندگی می کردیم."
درس بزرگی که دورفمن در این کتاب ما می دهد این است که:
"ترویج مرگ، وحشت و افکار منفی یک جامعه را فلج می کند. زندگی با حسِ حضورِ بدی و شر، روح یک ملت را فاسد می کند و باعث می شود یک سرزمین انرژی حیات خود را از دست بدهد. ناپدید شدن یک کشور در ذهن مردم آن کشور به این معناست که آن مردم دیگر احساس تعلقی به آن سرزمین و مسایل آن نخواهند داشت و خود را مردمانی بیوطن و بی پناه احساس خواهند کرد، و در جستجوی هویتی جدید که بتوانند در پناه آن به آرامش و امنیت و شکوفایی و افتخار برسند برخواهند آمد."
و این همان چیزی است که این روزها در صحنه ی سرزمینمان شاهدش هستیم.
دشمنان این سرزمینِ کهن و مردمانش، با زمینه سازیهای روانی و فرهنگی و اقتصادی رذیلانه، گام به گام میلیونها ایرانی را به بیماریهایِ ناامیدی، بی اخلاقی، بی شهامتی، بی اعتنایی به سرنوشت وطن و هموطن، بیخبری از تاریخ، خودویرانگری و خودزنی دچار کرده اند.
بخش روانی این حرکت رذیلانه را رسانه هایی که همگی (با وجود تنوع ظاهری مشربها) از یک مرکز هدایت و راهبری می شوند، عهده دار هستند. اهمیت این نقش آفرینی در پروژه ی نابودی ما به اندازه ای است که مخالف خوانیهای سیاسی و لگداندازیهای ظاهری رسانه های برونمرزی در کنار آن مجاز است.
✅ پیشنهاد: یک گام لازم برای رهایی از چاه سیاه سقوط و زنده کردن امید به رویش دوباره سلامتی و عزت و زیبایی و اتحاد و عشق به وطن، فاصله گرفتن از رسانه های دیداری و شنیداری و نوشتاری عمومی و گزیده بینی و گزیده خوانی است. خود را از شعاع مسمومِ اخبار، فیلمها و سریالهای شبکه های درونمرزی و برونمرزی خارج کرده، در آرامشی لطیف و انسانی، در همنشینی با کتاب و نویسندگان بزرگ و نیز نیوشیدن موسیقی فاخر و عمیق، خویشتنِ شایسته و مهربان و اصیل خود را به یاد آوریم.
اینگونه می توانیم گام نخست را در درمان دردهای فردی و ملی برداریم.
🆔 @commac
@SCMEDIA
✳جایگاه دیالوگ در ارتباطات انسانی
📝منصورساعی، استادیار ارتباطات- پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
✅ دیالوگ یا گفتگو به عنوان بخشی از ارتباطات انسانی ایده آل بین دو نفر یا یک گروه، فرآیندی است که طی آن واژه ها، اطلاعات، افکار و باورها و ارزشها و احساسات و عواطف بین دو ارتباط گر رد و بدل می شود. گفتگو دو معنای مختلف دارد: شناختی و ارتباطی.
✅ در معنای شناختی، دیالوگ تبادل اندیشه بین دو شخص یا بیشتر است اما در معنای ارتباطی بیانگر عملی است که در آن افراد فرصت می یابند تا با هم ارتباط برقرار کنند و یکدیگر را تجربه کنند. هدف در دیالوگ تایید یا رد تفکر دیگری نیست، بلکه فهم هستی و درک صحیح ارزشها و باورهای دیگری است.
✅ هدف از دیالوگ شناخت است نه توجیه، تعهد است نه انکار تعارض و در نهایت همکاری است نه رقابت.در یک گفتگوی حقیقی، هدف دستیابی به یک توافق نیست، بلکه بیشتر درک و فهم یک حقیقت و حصول تفاهم است.
✅ عمل دیالوگ، کوششی برای فراهم کردن شرایط و جوی محترمانه و اعتمادآمیز و مبتنی بر جست و جو و کاوش است که در آن این اجازه به همه(طرفین ارتباط) داده می شود تا به کشف معنای مشترکی دست یابند.
✅ دیالوگ همان صحبت کردن یعنی گپ دوستانه و ارتباطات کلامی معمول و غیررسمی و غیرجدی، فاقد انسجام، فاقد قصد و منظور خاص نیست.
✅ دیالوگ به معنای مذاکره یعنی مبادله امتیاز، حل و فصل تضاد منافع نیست.
✅ دیالوگ به معنای مناظره یعنی پیروزی و غلبه بر دیگری، رفتار خصمانه، پیدا کردن ضعف ها و عیوب مواضع فکری یکدیگر نیست.
✅ دیالوگ به معنای بحث کردن یعنی صحبت های جدی و هدفمند، اثبات برتری خود به دیگری، دفاع از خود در برابردیگری، ارائه نظرات جدا از هم به منظور رسیدن به راه حل یک مشکل یا مساله نیست.
✅ دیالوگ حتی با خود مفهوم گفتگودر زبان فارسی نیز تفاوت دارد.
@coffee_comm
https://b2n.ir/45185
🆔 @commac
📝منصورساعی، استادیار ارتباطات- پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
✅ دیالوگ یا گفتگو به عنوان بخشی از ارتباطات انسانی ایده آل بین دو نفر یا یک گروه، فرآیندی است که طی آن واژه ها، اطلاعات، افکار و باورها و ارزشها و احساسات و عواطف بین دو ارتباط گر رد و بدل می شود. گفتگو دو معنای مختلف دارد: شناختی و ارتباطی.
✅ در معنای شناختی، دیالوگ تبادل اندیشه بین دو شخص یا بیشتر است اما در معنای ارتباطی بیانگر عملی است که در آن افراد فرصت می یابند تا با هم ارتباط برقرار کنند و یکدیگر را تجربه کنند. هدف در دیالوگ تایید یا رد تفکر دیگری نیست، بلکه فهم هستی و درک صحیح ارزشها و باورهای دیگری است.
✅ هدف از دیالوگ شناخت است نه توجیه، تعهد است نه انکار تعارض و در نهایت همکاری است نه رقابت.در یک گفتگوی حقیقی، هدف دستیابی به یک توافق نیست، بلکه بیشتر درک و فهم یک حقیقت و حصول تفاهم است.
✅ عمل دیالوگ، کوششی برای فراهم کردن شرایط و جوی محترمانه و اعتمادآمیز و مبتنی بر جست و جو و کاوش است که در آن این اجازه به همه(طرفین ارتباط) داده می شود تا به کشف معنای مشترکی دست یابند.
✅ دیالوگ همان صحبت کردن یعنی گپ دوستانه و ارتباطات کلامی معمول و غیررسمی و غیرجدی، فاقد انسجام، فاقد قصد و منظور خاص نیست.
✅ دیالوگ به معنای مذاکره یعنی مبادله امتیاز، حل و فصل تضاد منافع نیست.
✅ دیالوگ به معنای مناظره یعنی پیروزی و غلبه بر دیگری، رفتار خصمانه، پیدا کردن ضعف ها و عیوب مواضع فکری یکدیگر نیست.
✅ دیالوگ به معنای بحث کردن یعنی صحبت های جدی و هدفمند، اثبات برتری خود به دیگری، دفاع از خود در برابردیگری، ارائه نظرات جدا از هم به منظور رسیدن به راه حل یک مشکل یا مساله نیست.
✅ دیالوگ حتی با خود مفهوم گفتگودر زبان فارسی نیز تفاوت دارد.
@coffee_comm
https://b2n.ir/45185
🆔 @commac
Telegraph
چیستی گفتگو و جایگاه آن در ارتباطات انسانی
دیالوگ یا گفتگو به عنوان بخشی از ارتباطات انسانی ایده آل بین دو نفر یا یک گروه، فرآیندی است که طی آن واژه ها، اطلاعات، افکار و باورها و ارزشها و احساسات و عواطف بین دو ارتباط گر رد و بدل می شود. گفتگو دو معنای مختلف دارد: شناختی و ارتباطی. در معنای شناختی،…
6 دلیل برای اینکه #روابط_عمومی تاثیرگذار، مهمتر از همیشه شده است
#دوروتی_کرنشو |||پوشش اخبار در مطبوعات معتبر در این عصر از کاهش #اعتماد_عمومی ضروری تر شده است. متخصصان حرفه ای می توانند با کمک فناوری در اندازه گیری و مقیاس، زمان را در دست خود بگیرند.
تغییرات چشمگیر در بخش فرهنگی و رسانه ای باعث تغییر در #روابط_عمومی و بازاریابی در سال های اخیر شده است. چالش های متخصصان روابط عمومی شامل چرخه خبری سریعتر از همیشه و آنچه به نظر می رسد مشاجره سیاسی و فرهنگی مداوم است. این امر را با کاهش اعتماد به دولت و موسسات خصوصی ترکیب کنید که می تواند محیط دشواری را ایجاد کند.
وقتی از اتهامات "#اخبار_جعلی" دور می شویم و تجارت رسانه ها در محاصره قرار می گیرد، چگونه می توانیم از منظر رسانه ها حرکت کنیم؟
با این حال تجارت #روابط_عمومی رونق دارد. یکی از دلایل آن این است که روابط عمومی نسبت به همیشه مهم تر وبا ارزش تر شده است.
دلایل چرایی آن در زیر آمده است:
http://www.shara.ir/view/40456/
🆔 @commac
#دوروتی_کرنشو |||پوشش اخبار در مطبوعات معتبر در این عصر از کاهش #اعتماد_عمومی ضروری تر شده است. متخصصان حرفه ای می توانند با کمک فناوری در اندازه گیری و مقیاس، زمان را در دست خود بگیرند.
تغییرات چشمگیر در بخش فرهنگی و رسانه ای باعث تغییر در #روابط_عمومی و بازاریابی در سال های اخیر شده است. چالش های متخصصان روابط عمومی شامل چرخه خبری سریعتر از همیشه و آنچه به نظر می رسد مشاجره سیاسی و فرهنگی مداوم است. این امر را با کاهش اعتماد به دولت و موسسات خصوصی ترکیب کنید که می تواند محیط دشواری را ایجاد کند.
وقتی از اتهامات "#اخبار_جعلی" دور می شویم و تجارت رسانه ها در محاصره قرار می گیرد، چگونه می توانیم از منظر رسانه ها حرکت کنیم؟
با این حال تجارت #روابط_عمومی رونق دارد. یکی از دلایل آن این است که روابط عمومی نسبت به همیشه مهم تر وبا ارزش تر شده است.
دلایل چرایی آن در زیر آمده است:
http://www.shara.ir/view/40456/
🆔 @commac
اکسپرس»مُرد،زنده باد «روزنامه»
پژمان موسوی|روزنامه شرق|۲۰ مهر
هفتهای که گذشت انتشار یک خبر بازتاب گستردهای در فضای رسانهای جهان داشت:«روزنامه اکسپرس برای همیشه تعطیل شد»! این روزنامه که سالها در واشنگتن توزیع میشد و اقبال فراوانی به ویژه در میان مسافران خطوط مختلف مترو این شهر داشت،به دلیل آنچه «گرایش شدید مردم به استفاده از دستگاههای الکترونیک و رسانههای دیجیتال»و در نتیجه عدم تامین مالی این رسانه عنوان شد،توسط موسسه واشنگتنپست که ناشر آن بود برای همیشه تعطیل شد.مهمتر از این تعطیلی،تیتر یکی بود که این روزنامه برای شماره آخر خود برگزید.تیتر شماره پایانی این روزنامه این بود:«امیدواریم با تلفنهای همراه حقیرتان خوش باشید».تعطیلی اکسپرس و رویدادهای مشابهی که در حوزه رسانههای مکتوب هم در جهان و هم در ایران در یکی دو سال گذشته رخ داده است،بار دیگر این پرسش مهم را پیش کشیده است که آیا دوره رسانههای مکتوب به سر رسیده است؟آیا این تعطیلیها به این معناست که دیگر باید با روزنامه و مجله خداحافظی کرد؟مهمتر از آن،اگر اینگونه است چرا هنوز در بسیاری از کشورهای پیشرفته دنیا که در دنیای دیجیتال حرفهای بسیاری برای گفتن دارند،روزنامههایی برای تیراژ میلیونی منتشر میشوند؟این تناقض از کجا میآید و نحوه مواجهه ما با این پدیدهی هر روز در حال گسترش چگونه باید باشد؟سوالِ اصلی اما برای یکی مثل من این است:«چرا در این روزگارِ رسانه زدهی پر سر و صدا با انبوهی از رسانه های دیداری و شنیداری و مجازی،باید روزنامه و مجله منتشر کرد»؟آیا هنوز هم میتوان ادعا کرد که مجلات و روزنامههای ما میتوانند برای مخاطبان جذاب باشند؟راز این جذابیت چیست؟آیا اساسا انتشار رونامهها و مجلات مکتوب در این روزگار توجیه دارد؟پاسخ من به این پرسشها یک کلمه است:«بله»!
واقعیت این است که با گسترش وسایل ارتباط جمعی و نفوذ رسانه های دیجیتال از یک طرف و گسترش شبکههای مختلف خبری تلویزیونی و ماهوارهای از طرف دیگر،مردم دیگر نیاز چندانی به پیگیری اخبار مورد نظرشان از طریق روزنامه ها و مجلات ندارند و این نیاز خود را به خوبی و حتی بسیار بهتر و بیشتر از روزنامهها و مجلات از همان طرق دنبال میکنند و برای این منظور نیاز چندانی به روزنامهها و مجلات ندارند.پس چیست راز جذابیت روزنامه ها و مجلات برای صاحبان فکر و قلم از یک سو و مردم از سوی دیگر؟به نظر میرسد مهم ترین نکته در این خصوص،نیاز مردم به «تحلیل»و «تفسیر»است.امری که در فضای مجازی که عرصهی «سرعت» و نه «دقت» و «تامل» است امکان وقوع ندارد.مروری بر شبکههای مختلف مجازی و رسانههای فارسی زبانِ ماهوارهای نشان میدهد در این رسانهها تنها سرعت انتشار است که برای سردمدارانِ این رسانهها اهمیت دارد و ربودنِ گوی سبقت از رقبا.همین امر هم هست که دقت این رسانهها را پایین میآورد و آنها را به محلی برای انتشار هر چیزی به نام خبر بدل میکند.فضای مجازی اساسا جایی برای تامل و تعمق نیست و این امکان را به مخاطبانش نمیدهد که «تمرکز»کنند.از سوی دیگر هم فضای مجازی و هم شبکههای ماهوارهای «فرار»هستند و ردی از خود باقی نمیگذارند.میآیند و میروند اما این رسانههای مکتوب هستند که با دقت و حوصله و کار حرفهای،امکانِ «تامل» را برای مخاطبانشان فراهم میآورند و آنها را دعوت به «تعمق» میکنند.چیدمان صفحات،انتخاب سوژهها و نویسندگان،به کار گرفتن خبرنگاران و کادر حرفه ای،اختصاص صفحاتی جذاب،انتشار ویژه نامههای موضوعی و ...از جمله موضوعاتی است که در رسانههای مکتوب جدی گرفته میشود تا محتوایی متفاوت در اختیار مخاطب قرار گیرد.
یک زمانی بود که تصور میشد با گسترش شبکههای تلویزیونی و ماهوارهای و راهاندازی و فعالیت دهها سایت و خبرگزاری دولتی و خصوصی،دیگر جایی برای روزنامهها و مجلات نخواهد بود و مردم دیگر دلیل و انگیزه خود را برای خواندن روزنامهها و مجلات از دست خواهند داد؛عدد شبکههای ماهوارهای و تلویزیونی از هزار گذشت و عدد سایتها و خبرگزاریها هم از صد،اما نه تنها اقبال مردم به روزنامهها و مجلات کم نشد،که در مواردی بیشتر هم شد.چراییاش روشن است.همانطور که کتاب جایگزینی نیافت،روزنامه ها و مجلات هم جایگزینی نخواهند یافت.البته همهی اینها منوط است به راهی که روزنامهنگاران بر میگزینند،راهی که باید در خدمتگزاری حقیقت باشد و در خدمتگزاری آزادی.اگر اینگونه بود،هیچ چیز را یارای حذف رسانههای مکتوب نیست.
✅ @commac
پژمان موسوی|روزنامه شرق|۲۰ مهر
هفتهای که گذشت انتشار یک خبر بازتاب گستردهای در فضای رسانهای جهان داشت:«روزنامه اکسپرس برای همیشه تعطیل شد»! این روزنامه که سالها در واشنگتن توزیع میشد و اقبال فراوانی به ویژه در میان مسافران خطوط مختلف مترو این شهر داشت،به دلیل آنچه «گرایش شدید مردم به استفاده از دستگاههای الکترونیک و رسانههای دیجیتال»و در نتیجه عدم تامین مالی این رسانه عنوان شد،توسط موسسه واشنگتنپست که ناشر آن بود برای همیشه تعطیل شد.مهمتر از این تعطیلی،تیتر یکی بود که این روزنامه برای شماره آخر خود برگزید.تیتر شماره پایانی این روزنامه این بود:«امیدواریم با تلفنهای همراه حقیرتان خوش باشید».تعطیلی اکسپرس و رویدادهای مشابهی که در حوزه رسانههای مکتوب هم در جهان و هم در ایران در یکی دو سال گذشته رخ داده است،بار دیگر این پرسش مهم را پیش کشیده است که آیا دوره رسانههای مکتوب به سر رسیده است؟آیا این تعطیلیها به این معناست که دیگر باید با روزنامه و مجله خداحافظی کرد؟مهمتر از آن،اگر اینگونه است چرا هنوز در بسیاری از کشورهای پیشرفته دنیا که در دنیای دیجیتال حرفهای بسیاری برای گفتن دارند،روزنامههایی برای تیراژ میلیونی منتشر میشوند؟این تناقض از کجا میآید و نحوه مواجهه ما با این پدیدهی هر روز در حال گسترش چگونه باید باشد؟سوالِ اصلی اما برای یکی مثل من این است:«چرا در این روزگارِ رسانه زدهی پر سر و صدا با انبوهی از رسانه های دیداری و شنیداری و مجازی،باید روزنامه و مجله منتشر کرد»؟آیا هنوز هم میتوان ادعا کرد که مجلات و روزنامههای ما میتوانند برای مخاطبان جذاب باشند؟راز این جذابیت چیست؟آیا اساسا انتشار رونامهها و مجلات مکتوب در این روزگار توجیه دارد؟پاسخ من به این پرسشها یک کلمه است:«بله»!
واقعیت این است که با گسترش وسایل ارتباط جمعی و نفوذ رسانه های دیجیتال از یک طرف و گسترش شبکههای مختلف خبری تلویزیونی و ماهوارهای از طرف دیگر،مردم دیگر نیاز چندانی به پیگیری اخبار مورد نظرشان از طریق روزنامه ها و مجلات ندارند و این نیاز خود را به خوبی و حتی بسیار بهتر و بیشتر از روزنامهها و مجلات از همان طرق دنبال میکنند و برای این منظور نیاز چندانی به روزنامهها و مجلات ندارند.پس چیست راز جذابیت روزنامه ها و مجلات برای صاحبان فکر و قلم از یک سو و مردم از سوی دیگر؟به نظر میرسد مهم ترین نکته در این خصوص،نیاز مردم به «تحلیل»و «تفسیر»است.امری که در فضای مجازی که عرصهی «سرعت» و نه «دقت» و «تامل» است امکان وقوع ندارد.مروری بر شبکههای مختلف مجازی و رسانههای فارسی زبانِ ماهوارهای نشان میدهد در این رسانهها تنها سرعت انتشار است که برای سردمدارانِ این رسانهها اهمیت دارد و ربودنِ گوی سبقت از رقبا.همین امر هم هست که دقت این رسانهها را پایین میآورد و آنها را به محلی برای انتشار هر چیزی به نام خبر بدل میکند.فضای مجازی اساسا جایی برای تامل و تعمق نیست و این امکان را به مخاطبانش نمیدهد که «تمرکز»کنند.از سوی دیگر هم فضای مجازی و هم شبکههای ماهوارهای «فرار»هستند و ردی از خود باقی نمیگذارند.میآیند و میروند اما این رسانههای مکتوب هستند که با دقت و حوصله و کار حرفهای،امکانِ «تامل» را برای مخاطبانشان فراهم میآورند و آنها را دعوت به «تعمق» میکنند.چیدمان صفحات،انتخاب سوژهها و نویسندگان،به کار گرفتن خبرنگاران و کادر حرفه ای،اختصاص صفحاتی جذاب،انتشار ویژه نامههای موضوعی و ...از جمله موضوعاتی است که در رسانههای مکتوب جدی گرفته میشود تا محتوایی متفاوت در اختیار مخاطب قرار گیرد.
یک زمانی بود که تصور میشد با گسترش شبکههای تلویزیونی و ماهوارهای و راهاندازی و فعالیت دهها سایت و خبرگزاری دولتی و خصوصی،دیگر جایی برای روزنامهها و مجلات نخواهد بود و مردم دیگر دلیل و انگیزه خود را برای خواندن روزنامهها و مجلات از دست خواهند داد؛عدد شبکههای ماهوارهای و تلویزیونی از هزار گذشت و عدد سایتها و خبرگزاریها هم از صد،اما نه تنها اقبال مردم به روزنامهها و مجلات کم نشد،که در مواردی بیشتر هم شد.چراییاش روشن است.همانطور که کتاب جایگزینی نیافت،روزنامه ها و مجلات هم جایگزینی نخواهند یافت.البته همهی اینها منوط است به راهی که روزنامهنگاران بر میگزینند،راهی که باید در خدمتگزاری حقیقت باشد و در خدمتگزاری آزادی.اگر اینگونه بود،هیچ چیز را یارای حذف رسانههای مکتوب نیست.
✅ @commac
میزگرد بررسی #ژورنالیسم_علم در ایران با حضور #دکتر_خجیر رئیس دانشکده فرهنگ و ارتباطات دانشگاه سوره و #دکتر_اسدی از اساتید دانشگاه سوره و عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی در #خبرگزاری_آنا برگزار شد
متن کامل این میزگرد را در لینک زیر بخوانید:
🔗 http://ana.ir/i/430405
کانال اطلاع رسانی دانشگاه سوره 👇
🔊 https://news.1rj.ru/str/Soore_University
ana.ir
خجیر: دانشگاه آزاد اسلامی در توسعه ژورنالیسم علم قویتر از دانشگاههای وابسته به وزارت علوم است/ اسدی: ژورنالیسم علم نیازمند مخاطبسنجی است
رئیس دانشکده فرهنگ و ارتباطات دانشگاه سوره گفت: من دانشگاه آزاد اسلامی را در بحث توسعه ژورنالیسم علم محقتر و قویتر از دانشگاههای وابسته به وزارت علوم میدانم یکی به این دلیل که دانشگاه آزاد تصلّب و ایستایی دانشگاههای بزرگ وابسته به وزارت علوم را ندارد و دیگر اینکه رویکرد بازاریابی در این دانشگاه حاکم است.
✅ @commac
متن کامل این میزگرد را در لینک زیر بخوانید:
🔗 http://ana.ir/i/430405
کانال اطلاع رسانی دانشگاه سوره 👇
🔊 https://news.1rj.ru/str/Soore_University
ana.ir
خجیر: دانشگاه آزاد اسلامی در توسعه ژورنالیسم علم قویتر از دانشگاههای وابسته به وزارت علوم است/ اسدی: ژورنالیسم علم نیازمند مخاطبسنجی است
رئیس دانشکده فرهنگ و ارتباطات دانشگاه سوره گفت: من دانشگاه آزاد اسلامی را در بحث توسعه ژورنالیسم علم محقتر و قویتر از دانشگاههای وابسته به وزارت علوم میدانم یکی به این دلیل که دانشگاه آزاد تصلّب و ایستایی دانشگاههای بزرگ وابسته به وزارت علوم را ندارد و دیگر اینکه رویکرد بازاریابی در این دانشگاه حاکم است.
✅ @commac
ana.press
خجیر: دانشگاه آزاد در توسعه ژورنالیسم علم از سایر دانشگاهها قویتر است/ اسدی: ژورنالیسم علم نیازمند مخاطبسنجی است
رئیس دانشکده فرهنگ و ارتباطات دانشگاه سوره گفت: من دانشگاه آزاد را در بحث توسعه ژورنالیسم علم محقتر و قویتر از دانشگاههای وابسته به وزارت علوم میدانم یکی به این دلیل که دانشگاه آزاد تصلّب و ایستایی دانشگاههای بزرگ وابسته به وزارت علوم را ندارد و دیگر…
🌐جایزه #نوبل_اقتصاد برای سه پژوهشگر حوزه #فقر
هشتمین جایزه نوبل برای اقتصاد در سال ۲۰۱۹ به سه پژوهشگر فقر از جمله به یک زن تعلق گرفت. این پژوهشگران تلاش کردهاند فقر را از زاویه دید انسان فقیر و اینکه فقر چه تأثیری بر روند تصمیمگیری او دارد درک کنند.
آکادمی نوبل در سوئد دوشنبه ۱۴ اکتبر/ ۲۲ مهر در استکهلم اعلام کرد که جایزه نوبل اقتصاد در سال جاری به سه پژوهشگر که تحقیقاتشان در کاهش فقر موثر بوده است تعلق میگیرد. این برندگان مایکل کرمر، اِستِر دافلو و آبهیجیت بانِرجی نام دارند.
کمیته نوبل در بیانیهای که در استکلهم منتشر شد اعلام کرد که مایکل کرمر، اِستِر دافلو و آبهیجیت بانِرجی با پژوهشهای میدانی خود در کشورهای فقیر و در حال توسعه، تلاش کردهاند ارتباط بین فقر با آموزش، سلامت و کشاورزی را بهتر درک کنند.
بر اساس بیانیه آکادمی نوبل، این دانشمندان با بهکارگیری روشهای نوآورانه نقش تعیینکنندهای در پیشبرد پژوهشهایی در زمینه درک شکلگیری فقر ایفا کردهاند. در بیانیه آکادمی نوبل آمده است:
«تحقیقات برندگان نوبل اقتصاد در سال جاری توانایی ما برای مبارزه با فقر را ارتقاء داده است.»
به گزارش خبرگزاری آلمان اِستِر دافلو، دومین زن و جوانترین برنده نوبل اقتصاد در تاریخ این جوایز گفت:
«ما میخواهیم مطمئن شویم که مبارزه جهانی با فقر با دادههای علمی منطبق است. تصوری که بسیاری از انسانها از فقر دارند، معمولاً کاریکاتوری از واقعیت بیش نیست.»
اِستِر دافلو، دومین زن و جوانترین برنده نوبل اقتصاد
دافلو در پژوهشهایش بر این مضووع تمرکز دارد که یک فرد فقیر جهان را چگونه میبیند و چگونه میاندیشد و چگونه تصمیم میگیرد و تصمیمات او چه تأثیری بر حوزههای مختلف زندگیاش از جمله آموزش و سلامتی دارد.
دافلو در فرانسه، کرمر در آمریکا و بانِرجی در هند متولد شدهاند. هر سه پژوهشگر در دانشگاههای آمریکایی تدریس میکنند: مایل کرمر در دانشگاه هاروارد و اِستِر دافلو و آبهیجیت بانِرجی در دانشگاه ام آی تی.
مجله اکونومیست از اِستِر دافلو به عنوان یکی از هشت اقتصاددان برتر جهان یاد کرده است.
نوبل اقتصاد تنها جایزهای از مجموعه جوایز نوبل است که آلفرد نوبل آن را بنیان نگذاشته است. نخستین برنده نوبل اقتصاد در سال ۱۹۶۸ میلادی معرفی شد. ارزش نوبل اقتصاد هم مانند سایر جوایز نوبل حدود ۹ میلیون کرون سوئد است. تاکنون هشت پژوهشگر موفق به دریافت این جایزه شدهاند.
❓اما یک سوال، چرا برای علم #جامعه_شناسی #جایزه_نوبل در نظر نگرفتند و نمیگیرند؟
🔺جوابش سادهست؛ این جهان، قدرتها، جوامع و مردمانش (که به سمت فاشیسم و سرمایهداری فاشیستی پیش میروند) انگار به جامعهشناسی نیازی ندارد!!!.../سیروان محمودی
👥علوم اجتماعی، مسائل روز👥
👉 @SOCIAL_SCIENCE
✅ @commac
هشتمین جایزه نوبل برای اقتصاد در سال ۲۰۱۹ به سه پژوهشگر فقر از جمله به یک زن تعلق گرفت. این پژوهشگران تلاش کردهاند فقر را از زاویه دید انسان فقیر و اینکه فقر چه تأثیری بر روند تصمیمگیری او دارد درک کنند.
آکادمی نوبل در سوئد دوشنبه ۱۴ اکتبر/ ۲۲ مهر در استکهلم اعلام کرد که جایزه نوبل اقتصاد در سال جاری به سه پژوهشگر که تحقیقاتشان در کاهش فقر موثر بوده است تعلق میگیرد. این برندگان مایکل کرمر، اِستِر دافلو و آبهیجیت بانِرجی نام دارند.
کمیته نوبل در بیانیهای که در استکلهم منتشر شد اعلام کرد که مایکل کرمر، اِستِر دافلو و آبهیجیت بانِرجی با پژوهشهای میدانی خود در کشورهای فقیر و در حال توسعه، تلاش کردهاند ارتباط بین فقر با آموزش، سلامت و کشاورزی را بهتر درک کنند.
بر اساس بیانیه آکادمی نوبل، این دانشمندان با بهکارگیری روشهای نوآورانه نقش تعیینکنندهای در پیشبرد پژوهشهایی در زمینه درک شکلگیری فقر ایفا کردهاند. در بیانیه آکادمی نوبل آمده است:
«تحقیقات برندگان نوبل اقتصاد در سال جاری توانایی ما برای مبارزه با فقر را ارتقاء داده است.»
به گزارش خبرگزاری آلمان اِستِر دافلو، دومین زن و جوانترین برنده نوبل اقتصاد در تاریخ این جوایز گفت:
«ما میخواهیم مطمئن شویم که مبارزه جهانی با فقر با دادههای علمی منطبق است. تصوری که بسیاری از انسانها از فقر دارند، معمولاً کاریکاتوری از واقعیت بیش نیست.»
اِستِر دافلو، دومین زن و جوانترین برنده نوبل اقتصاد
دافلو در پژوهشهایش بر این مضووع تمرکز دارد که یک فرد فقیر جهان را چگونه میبیند و چگونه میاندیشد و چگونه تصمیم میگیرد و تصمیمات او چه تأثیری بر حوزههای مختلف زندگیاش از جمله آموزش و سلامتی دارد.
دافلو در فرانسه، کرمر در آمریکا و بانِرجی در هند متولد شدهاند. هر سه پژوهشگر در دانشگاههای آمریکایی تدریس میکنند: مایل کرمر در دانشگاه هاروارد و اِستِر دافلو و آبهیجیت بانِرجی در دانشگاه ام آی تی.
مجله اکونومیست از اِستِر دافلو به عنوان یکی از هشت اقتصاددان برتر جهان یاد کرده است.
نوبل اقتصاد تنها جایزهای از مجموعه جوایز نوبل است که آلفرد نوبل آن را بنیان نگذاشته است. نخستین برنده نوبل اقتصاد در سال ۱۹۶۸ میلادی معرفی شد. ارزش نوبل اقتصاد هم مانند سایر جوایز نوبل حدود ۹ میلیون کرون سوئد است. تاکنون هشت پژوهشگر موفق به دریافت این جایزه شدهاند.
❓اما یک سوال، چرا برای علم #جامعه_شناسی #جایزه_نوبل در نظر نگرفتند و نمیگیرند؟
🔺جوابش سادهست؛ این جهان، قدرتها، جوامع و مردمانش (که به سمت فاشیسم و سرمایهداری فاشیستی پیش میروند) انگار به جامعهشناسی نیازی ندارد!!!.../سیروان محمودی
👥علوم اجتماعی، مسائل روز👥
👉 @SOCIAL_SCIENCE
✅ @commac