Forwarded from سهند ایرانمهر
✔️واکنش نایب رییس مجلس به نامه مجلس خبرگان رهبری درباره برجام🔻
علی مطهری نایب رییس مجلس شورای اسلامی در نامهای خطاب به احمد جنتی به نامه مجلس خبرگان درباره برجام واکنش نشان داد.
متن کامل نامه نایب رییس مجلس به جنتی به شرح زیر است:
«جناب آقای جنتی دامت برکاته
رییس محترم مجلس خبرگان رهبری
با اهداء سلام در نامهای که در ارتباط با خروج آمریکا از برجام نوشتهاید، چند نکته قابل تامل است. در این نامه از طرفی پذیرفتهاید که برجام با نظر مقام رهبری امضا شده است و از طرف دیگر از رییسجمهور خواستهاید که به خاطر خسارتهای وارده ناشی از برجام از مردم عذرخواهی کند. آیا این دو سخن تناقض و احیانا تعریض ناخواسته به مقام رهبری نیست؟
همچنین گفتهاید در صورت اخذ نشدن تضمینهای جدی و محکم از اروپاییها، خروج از برجام تکلیف شرعی و قانونی دستگاه دیپلماسی خواهد بود.
آیا تکلیف شرعی دستگاه دیپلماسی را جنابعالی تعیین میکنید یا مقام رهبری؟ همچنین آیا تکلیف قانونی دستگاه دیپلماسی را جنابعالی تعیین میکنید یا مجلس؟
حقیقت این است که یکی از معضلات کشور ما دخالت نهادهای مختلف در کار یکدیگر است. وظیفه مجلس خبرگان رهبری طبق قانون اساسی، گذشته از انتخاب رهبر در زمان خاص، نظارت بر بقای شرط عدالت در مقام رهبری و نظارت بر دستگاههای زیرمجموعه رهبر است.
ورود به مسائلی مانند برجام و تعیین تکلیف برای رییسجمهور و مجلس شورای اسلامی از وظایف آن مجلس نیست، برای جنابعالی آرزوی توفیق الهی دارم.
با تقدیم احترام علی مطهری
@sahandiranmehr
علی مطهری نایب رییس مجلس شورای اسلامی در نامهای خطاب به احمد جنتی به نامه مجلس خبرگان درباره برجام واکنش نشان داد.
متن کامل نامه نایب رییس مجلس به جنتی به شرح زیر است:
«جناب آقای جنتی دامت برکاته
رییس محترم مجلس خبرگان رهبری
با اهداء سلام در نامهای که در ارتباط با خروج آمریکا از برجام نوشتهاید، چند نکته قابل تامل است. در این نامه از طرفی پذیرفتهاید که برجام با نظر مقام رهبری امضا شده است و از طرف دیگر از رییسجمهور خواستهاید که به خاطر خسارتهای وارده ناشی از برجام از مردم عذرخواهی کند. آیا این دو سخن تناقض و احیانا تعریض ناخواسته به مقام رهبری نیست؟
همچنین گفتهاید در صورت اخذ نشدن تضمینهای جدی و محکم از اروپاییها، خروج از برجام تکلیف شرعی و قانونی دستگاه دیپلماسی خواهد بود.
آیا تکلیف شرعی دستگاه دیپلماسی را جنابعالی تعیین میکنید یا مقام رهبری؟ همچنین آیا تکلیف قانونی دستگاه دیپلماسی را جنابعالی تعیین میکنید یا مجلس؟
حقیقت این است که یکی از معضلات کشور ما دخالت نهادهای مختلف در کار یکدیگر است. وظیفه مجلس خبرگان رهبری طبق قانون اساسی، گذشته از انتخاب رهبر در زمان خاص، نظارت بر بقای شرط عدالت در مقام رهبری و نظارت بر دستگاههای زیرمجموعه رهبر است.
ورود به مسائلی مانند برجام و تعیین تکلیف برای رییسجمهور و مجلس شورای اسلامی از وظایف آن مجلس نیست، برای جنابعالی آرزوی توفیق الهی دارم.
با تقدیم احترام علی مطهری
@sahandiranmehr
Forwarded from Eisa Khandan
برجام دو قسمت داشت :
یکی اون چیزی که امضاء شد و به شورای امنیت هم رفت و تصویب شد
این جسم برجام بود
قسمت دوم لابی های پشت پرده برای امضاء بود
در حقیقت روح برجام اونجا خوابیده بود
تمام زرنگی تیم مذاکره کننده ی هسته ای توی این قسمت برجام بود. جائیکه هیچ تعهدی روی کاغذ داده نشده بود
در پشت پرده ، تمام کشورهای درگیر به دنبال منافع اقتصادی حاصل از امضاء برجام بودند. مهمترین عضو این مجموعه آمریکا بود
اگر یادتان باشد در روزهای آخر فرانسه شروع به بهانه گیری کرد. از قرار فرانسه در بازی های پشت پرده داشت عقب می افتاد. روسیه که کلا" بی خیال بود ، بعدا" معلوم شد چرا اینقدر بی تفاوت هست
بنا بود آمریکا در نفت و پتروشیمی بعلاوه خودروسازی وارد ایران بشود. صحبت هایی مبنی بر ورود شرکت فورد به پارس خودرو وجود داشت. این موضوع تقریبا" قطعی هست. جنرال موتورز هم که قبل از انقلاب با پارس خودرو کار می کرد بنا بود به ایران خودرو برود. حتی شنیده شد که بازدید یک هفته ای از ایران خودرو هم داشتند.
برجام امضاء شد. تا سه ماه اول همه چیز طبق برنامه داشت جلو می رفت. به یکباره رهبر در یک سخنرانی اعلام کرد که آمریکا حق ورود به اقتصاد ایران را ندارد. اینجا بود که همه چی بهم ریخت. هیچ تضمین و تعهدی روی کاغذ وجود نداشت. شاهکار تیم مذاکره کننده توی همینجا بود
آمریکا از منافع اقتصادی برجام دستش خالی ماند. دولت اوباما چون برجام را امضاء کرده بود نتوانست در ظاهر زیرش بزند اما اجازه ی اتصال ایران به بانک های جهانی را بی سر و صدا معلق کرد و برخورد مناسب را به دولت بعد سپرد.
در حقیقت روح برجام را ایران نقض کرد نه آمریکا. همان چیزی که ترامپ دائما" دارد فریاد می زند ، چیزی که دولت اوباما حاضر به بیانش نشد ، چون باید اعتراف می کرد که کلاه گشادی سرش رفته است ، اما برخورد با ایران را به دولت بعدی سپردند.
اگر کلینتون انتخاب می شد بنا بود مستقیم برود سراغ بحث فناوری موشکی ، اما ترامپ هیچ ابائی از این نداشت که بگوید سرمان کلاه رفت ، به خاطر همین به پاره کردن برجام اصرار داشت و در آخر اینکار را کرد
اگر آمریکائی ها از منافع اقتصادی برجام بهره می بردند حداقل بیست سال ایران تضمین بود. اما جلوگیری از ورود آنها به ایران باعث مسائل امروز شد.
سکوت آن موقع روسیه دقیقا" به خاطر این بود که بازی را آنها برای ایران طراحی کرده بودند.
حاکمیت نزدیک به فروپاشی بود. به نقطه ی نفت در برابر غذا ، کاملا" نزدیک شده بودیم
برجام تنفسی برای حاکمیت بود. سر ایران توی برجام کلاه نرفت و بهترین اتفاق ممکن بود ، اما هیچگاه فکر نمی کردند به آدمی مثل ترامپ برسند. ترامپ در این چند وقت آنقدر تیم سیاست خارجی و امنیتی خودش را تغییر داد تا به یک سیستم کاملا" همگن و موافق خروج آمریکا از برجام برسد. توی خود آمریکا برای حفظ پرستیژ بین المللی ، مخالفان زیادی برای خروج از برجام وجود داشت. اعتقاد بر این بود که فشارها از جای دیگر وارد و برجام حفظ شود اما ترامپ به این چیزها اهمیت نداد و واقعا" مثل یه تاجر بی رحم عمل کرد.
باید دید بازی بعد از این چطوری پیش می رود.
نويسنده نامعلوم
یکی اون چیزی که امضاء شد و به شورای امنیت هم رفت و تصویب شد
این جسم برجام بود
قسمت دوم لابی های پشت پرده برای امضاء بود
در حقیقت روح برجام اونجا خوابیده بود
تمام زرنگی تیم مذاکره کننده ی هسته ای توی این قسمت برجام بود. جائیکه هیچ تعهدی روی کاغذ داده نشده بود
در پشت پرده ، تمام کشورهای درگیر به دنبال منافع اقتصادی حاصل از امضاء برجام بودند. مهمترین عضو این مجموعه آمریکا بود
اگر یادتان باشد در روزهای آخر فرانسه شروع به بهانه گیری کرد. از قرار فرانسه در بازی های پشت پرده داشت عقب می افتاد. روسیه که کلا" بی خیال بود ، بعدا" معلوم شد چرا اینقدر بی تفاوت هست
بنا بود آمریکا در نفت و پتروشیمی بعلاوه خودروسازی وارد ایران بشود. صحبت هایی مبنی بر ورود شرکت فورد به پارس خودرو وجود داشت. این موضوع تقریبا" قطعی هست. جنرال موتورز هم که قبل از انقلاب با پارس خودرو کار می کرد بنا بود به ایران خودرو برود. حتی شنیده شد که بازدید یک هفته ای از ایران خودرو هم داشتند.
برجام امضاء شد. تا سه ماه اول همه چیز طبق برنامه داشت جلو می رفت. به یکباره رهبر در یک سخنرانی اعلام کرد که آمریکا حق ورود به اقتصاد ایران را ندارد. اینجا بود که همه چی بهم ریخت. هیچ تضمین و تعهدی روی کاغذ وجود نداشت. شاهکار تیم مذاکره کننده توی همینجا بود
آمریکا از منافع اقتصادی برجام دستش خالی ماند. دولت اوباما چون برجام را امضاء کرده بود نتوانست در ظاهر زیرش بزند اما اجازه ی اتصال ایران به بانک های جهانی را بی سر و صدا معلق کرد و برخورد مناسب را به دولت بعد سپرد.
در حقیقت روح برجام را ایران نقض کرد نه آمریکا. همان چیزی که ترامپ دائما" دارد فریاد می زند ، چیزی که دولت اوباما حاضر به بیانش نشد ، چون باید اعتراف می کرد که کلاه گشادی سرش رفته است ، اما برخورد با ایران را به دولت بعدی سپردند.
اگر کلینتون انتخاب می شد بنا بود مستقیم برود سراغ بحث فناوری موشکی ، اما ترامپ هیچ ابائی از این نداشت که بگوید سرمان کلاه رفت ، به خاطر همین به پاره کردن برجام اصرار داشت و در آخر اینکار را کرد
اگر آمریکائی ها از منافع اقتصادی برجام بهره می بردند حداقل بیست سال ایران تضمین بود. اما جلوگیری از ورود آنها به ایران باعث مسائل امروز شد.
سکوت آن موقع روسیه دقیقا" به خاطر این بود که بازی را آنها برای ایران طراحی کرده بودند.
حاکمیت نزدیک به فروپاشی بود. به نقطه ی نفت در برابر غذا ، کاملا" نزدیک شده بودیم
برجام تنفسی برای حاکمیت بود. سر ایران توی برجام کلاه نرفت و بهترین اتفاق ممکن بود ، اما هیچگاه فکر نمی کردند به آدمی مثل ترامپ برسند. ترامپ در این چند وقت آنقدر تیم سیاست خارجی و امنیتی خودش را تغییر داد تا به یک سیستم کاملا" همگن و موافق خروج آمریکا از برجام برسد. توی خود آمریکا برای حفظ پرستیژ بین المللی ، مخالفان زیادی برای خروج از برجام وجود داشت. اعتقاد بر این بود که فشارها از جای دیگر وارد و برجام حفظ شود اما ترامپ به این چیزها اهمیت نداد و واقعا" مثل یه تاجر بی رحم عمل کرد.
باید دید بازی بعد از این چطوری پیش می رود.
نويسنده نامعلوم
Forwarded from Hosein
با سلام خدمت دوستانم
نوشته بالا معلوم نیست از چه کسی است و با چه اندازه از اطلاعات موثق نوشته شده است.
صرفا به عنوان یک تئوری می توان به آن نگاه کرد و تاییدش نیازمند اطلاعات کافی از پشت پرده ی مذاکرات است.
نوشته بالا معلوم نیست از چه کسی است و با چه اندازه از اطلاعات موثق نوشته شده است.
صرفا به عنوان یک تئوری می توان به آن نگاه کرد و تاییدش نیازمند اطلاعات کافی از پشت پرده ی مذاکرات است.
Forwarded from روحالله سلیمانیپور
☘️نگاهی به فیلترینگ تلگرام در پس زمینه اجتماعی و سیاسی آن☘️
به نظر می رسد که تحلیل نهایی تمامیت طلبان و انحصارگران و فاتحان گردنه های نفت و گاز و دیگر انحصارات این است که علت اصلی شکست آنها در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری و شوراها توسعه روابط فرهنگی در بین عامه مردم و نقش برجسته ی نرم افزار تلگرام در این میان است.
برای برنامه ریزی مجدد برای فتح مجلس آتی و ریاست جمهوری بعدی ضرورت داشت که دامنه ی اطلاع رسانی آزاد و فیلتر نشده تا حد زیادی کوتاه شود.
اقدام اخیر حاکمیت در بستن اکثر روزنه های درز اطلاعات و اخبار آزاد و دست به دست شدن اطلاعات دست اول بین شهروندان گام بزرگ آنها برای برنامه ریزی های بعدی است.
نگرانی از وضعیت عمومی اقتصاد و فرهنگ و بروکراسی و حتی ساده ترین مسایل اخلاقی چیزی نیست که توسط قاطبه ی مردم درک نشده باشد.
اما محدودیت ایجاد شده در زمینه ارتباطات را باید به فال نیک گرفت و به قول معروف برخی سیاستمداران فرصت طلب باید تهدید را تبدیل به فرصت کرد!
به نظرم می رسد وقت آن فرا رسیده است که ارتباطات نزدیک و رودر رو و فیزیکی و عینی اجتماعی را باید جایگزین ارتباطات از راه دور و مجازی کرد.
این بزرگترین فرصت برای تشکل و تشکیل روابط نزدیک انسانی و تشکیل شبکه های عینی اجتماعی است.
فرصت را پاس داریم.
به نظر می رسد که تحلیل نهایی تمامیت طلبان و انحصارگران و فاتحان گردنه های نفت و گاز و دیگر انحصارات این است که علت اصلی شکست آنها در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری و شوراها توسعه روابط فرهنگی در بین عامه مردم و نقش برجسته ی نرم افزار تلگرام در این میان است.
برای برنامه ریزی مجدد برای فتح مجلس آتی و ریاست جمهوری بعدی ضرورت داشت که دامنه ی اطلاع رسانی آزاد و فیلتر نشده تا حد زیادی کوتاه شود.
اقدام اخیر حاکمیت در بستن اکثر روزنه های درز اطلاعات و اخبار آزاد و دست به دست شدن اطلاعات دست اول بین شهروندان گام بزرگ آنها برای برنامه ریزی های بعدی است.
نگرانی از وضعیت عمومی اقتصاد و فرهنگ و بروکراسی و حتی ساده ترین مسایل اخلاقی چیزی نیست که توسط قاطبه ی مردم درک نشده باشد.
اما محدودیت ایجاد شده در زمینه ارتباطات را باید به فال نیک گرفت و به قول معروف برخی سیاستمداران فرصت طلب باید تهدید را تبدیل به فرصت کرد!
به نظرم می رسد وقت آن فرا رسیده است که ارتباطات نزدیک و رودر رو و فیزیکی و عینی اجتماعی را باید جایگزین ارتباطات از راه دور و مجازی کرد.
این بزرگترین فرصت برای تشکل و تشکیل روابط نزدیک انسانی و تشکیل شبکه های عینی اجتماعی است.
فرصت را پاس داریم.
Forwarded from Deleted Account
بخونید به دردتون میخوره:
در پنجمین سالی که به استخدام سازمان برنامه و بودجه درآمده بودم، دولت وقت تصمیم گرفت برای خانوارها کوپن ارزاق صادر کند.
جنگ جهانی به پایان رسیده بود اما کمبود ارزاق و فقر در کشور هنوز شدت داشت. من به همراه یک کارمند مامور شدم در ناحیه طالقان آمارگیری کنم و لیست ساکنان همه دهات را ثبت نمایم.
در یک روستا کدخدا طبق وظیفه اش ما را همراهی می نمود.
به امامزاده ای رسیدیم با بنایی کوچک و گنبدی سبز رنگ که مورد احترام اهالی بود و یک چشمه باصفا به صورت دریاچه ای به وسعت صدمتر مربع مقابل امامزاده به چشم می خورد.
مقابل چشمه ایستادیم که دیدم درون آب چشمه ماهی های درشت و سرحال شنا می کنند. ماهی کپور آنچنان فراوان بود که ضمن شنا با هم برخورد می کردند.
کدخدا مرد پنجاه ساله دانا و موقری بود ، گفت : آقای قاضی، این ماهی ها متعلق به این امامزاده هستند و کسی جرات صید آنان را ندارد.چند سال پیش گربه ای قصد شکار بچه ماهی ها را داشت که در دم به شکل سنگ درآمد، آنجاست ببینید.
سنگی را در دامنه کوه و نزدیک چشمه نشان داد که به نظرم چندان شبیه گربه نبود.
اما کدخدا آنچنان عاقل و چیزفهم بود که حرفش را پذیرفتم. چند نفر از اهل ده همراهمان شده بودند که سر تکان دادند و چیزهایی در تائید این ماجرای شگفت انگیز گفتند.
شب ناچار بودیم جایی اتراق کنیم. به دعوت کدخدا به خانه اش رفتیم. سفره شام را پهن کردند و در کنار دیسهای معطر برنج شمال، دو ماهی کپور درشت و سرخ شده هم گذاشتند.
ضمن صرف غذا گفتم : کدخدا ماهی به این لذیذی را چطور تهیه می کنید؟ به شمال که دسترسی ندارید. به سادگی گفت : ماهی های همان چشمه امامزاده هستند !!! لقمه غذا در گلویم گیر کرد.
حال مرا که دید قهقه ای سر داد و مفصل خندید و گفت : نکند داستان سنگ شدن و ممنوعیت و اینها را باور کردید؟!!
من از جوانی که مسئول اداره ده شدم اگر چنین داستانی خلق نمی کردم که تا به حال مردم ریشه ماهی را از آن چشمه بیرون آورده بودند. یک جوری لازم بود بترسند و پنهانی ماهی صید نکنند.
در چهره کدخدا ، روح همه حاکمان مشرق زمین را در طول تاریخ می دیدم.
مردانی که سوار بر ترس و جهل مردم حکومت کرده بودند و هرگز گامی در راه تربیت و آگاهی رعیت برنداشته بودند.
حاکمانی که خود کوچکترین اعتقادی به آنچه می گفتند نداشتند و انسانها را قابل تربیت و آگاهی نمی دانستند.
👤 از خاطرات یک مترجم _ محمد قاضی
#کانال_دموکراسی
@Democracyy
@Democracyy
در پنجمین سالی که به استخدام سازمان برنامه و بودجه درآمده بودم، دولت وقت تصمیم گرفت برای خانوارها کوپن ارزاق صادر کند.
جنگ جهانی به پایان رسیده بود اما کمبود ارزاق و فقر در کشور هنوز شدت داشت. من به همراه یک کارمند مامور شدم در ناحیه طالقان آمارگیری کنم و لیست ساکنان همه دهات را ثبت نمایم.
در یک روستا کدخدا طبق وظیفه اش ما را همراهی می نمود.
به امامزاده ای رسیدیم با بنایی کوچک و گنبدی سبز رنگ که مورد احترام اهالی بود و یک چشمه باصفا به صورت دریاچه ای به وسعت صدمتر مربع مقابل امامزاده به چشم می خورد.
مقابل چشمه ایستادیم که دیدم درون آب چشمه ماهی های درشت و سرحال شنا می کنند. ماهی کپور آنچنان فراوان بود که ضمن شنا با هم برخورد می کردند.
کدخدا مرد پنجاه ساله دانا و موقری بود ، گفت : آقای قاضی، این ماهی ها متعلق به این امامزاده هستند و کسی جرات صید آنان را ندارد.چند سال پیش گربه ای قصد شکار بچه ماهی ها را داشت که در دم به شکل سنگ درآمد، آنجاست ببینید.
سنگی را در دامنه کوه و نزدیک چشمه نشان داد که به نظرم چندان شبیه گربه نبود.
اما کدخدا آنچنان عاقل و چیزفهم بود که حرفش را پذیرفتم. چند نفر از اهل ده همراهمان شده بودند که سر تکان دادند و چیزهایی در تائید این ماجرای شگفت انگیز گفتند.
شب ناچار بودیم جایی اتراق کنیم. به دعوت کدخدا به خانه اش رفتیم. سفره شام را پهن کردند و در کنار دیسهای معطر برنج شمال، دو ماهی کپور درشت و سرخ شده هم گذاشتند.
ضمن صرف غذا گفتم : کدخدا ماهی به این لذیذی را چطور تهیه می کنید؟ به شمال که دسترسی ندارید. به سادگی گفت : ماهی های همان چشمه امامزاده هستند !!! لقمه غذا در گلویم گیر کرد.
حال مرا که دید قهقه ای سر داد و مفصل خندید و گفت : نکند داستان سنگ شدن و ممنوعیت و اینها را باور کردید؟!!
من از جوانی که مسئول اداره ده شدم اگر چنین داستانی خلق نمی کردم که تا به حال مردم ریشه ماهی را از آن چشمه بیرون آورده بودند. یک جوری لازم بود بترسند و پنهانی ماهی صید نکنند.
در چهره کدخدا ، روح همه حاکمان مشرق زمین را در طول تاریخ می دیدم.
مردانی که سوار بر ترس و جهل مردم حکومت کرده بودند و هرگز گامی در راه تربیت و آگاهی رعیت برنداشته بودند.
حاکمانی که خود کوچکترین اعتقادی به آنچه می گفتند نداشتند و انسانها را قابل تربیت و آگاهی نمی دانستند.
👤 از خاطرات یک مترجم _ محمد قاضی
#کانال_دموکراسی
@Democracyy
@Democracyy
Forwarded from ArefM
عنوان #سوگیری_رسانه_ای
نویسنده #ریچارد_پل #لیندا_الدر
مترجم #مهدی_خسروانی
39 فایل صوتی👇👇👇
سوگیری رسانه ای اثر ریچارد پل و لیندا الدر
راوی #پریوش_زاهدی
در این کتاب با شرح مسائلی چون :دموکراسی و رسانه های خبری، سوگیری و بی طرفی در رسانه های خبری، تبلیغات و نگارش گزارش خبری، ترویج اندیشیدن جامعه محور و... سعی شده است تا تاثیر سوگیری و تبلیغات بر اندیشیدن افراد را کاهش داد.
نویسنده #ریچارد_پل #لیندا_الدر
مترجم #مهدی_خسروانی
39 فایل صوتی👇👇👇
سوگیری رسانه ای اثر ریچارد پل و لیندا الدر
راوی #پریوش_زاهدی
در این کتاب با شرح مسائلی چون :دموکراسی و رسانه های خبری، سوگیری و بی طرفی در رسانه های خبری، تبلیغات و نگارش گزارش خبری، ترویج اندیشیدن جامعه محور و... سعی شده است تا تاثیر سوگیری و تبلیغات بر اندیشیدن افراد را کاهش داد.