Forwarded from Jalil Shoarinejad
.
ایا دولت خاتمی دارای شاخص های حکمرانی خوب بود؟
شاید آقای خاتمی خود هم نمیدانست سخنانی که پژواک میدهد در روح و جان مردم چه میکند. خاتمی از حق دانستن مردم میگفت و مردم را ارباب حکومت خطاب میکرد و مشارکت مردم در حکمرانی و اداره سرنوشت خود را نه تکلیف بلکه حق آشکار آنان و مصرح قانون اساسی کشورشان میخواند.
از آواز توسعه متوازن و همه جانبه و از توسعه سیاسی و جامعه مدنی و دمکراتیزاسیون سخن میگفت و آن را زیر بنای مدرنیزاسیون و نوسازی اقتصادی کشور میدانست.
او حق انتقاد را چنان حرمت میگذاشت که شهروندان بتوانند بدون لکنت زبان با حاکمان سخن بگویند. او نه از حقوق اکثریت بلکه از حقوق اقلیت نیز دفاع میکرد و برای ثبات حکمرانی خوب شایسته سالاری و گردش آزاد نخبگان را ترویج میکرد.
لیک شاهبیت سخن او دموکراسی در خانه و صلح با جهان بود که جهان را نیز به تکریم ایدهاش واداشت. دوره خاتمی بهار مطبوعات و بهار احزاب و شوراها و بهار اقتصاد نیز بود.
هرچند خاتمی وعده اقتصادی زیادی نداده بود ولی حاصل توسعه سیاسی و تنشزدایی او توسعهای متوازن و اقتصادی مولد و پویا را به ارمغان اورد
اقتصاد خاتمی بعد از مشروطیت بینظیر است و از اقتصاد دکتر محمد مصدق نیز بالاتر است. در دوره خاتمی علیرغم نفت ۷ دلاری اقتصاد ایران سالانه بیش از ۵% رشد کرد و برای اولین بار متوسط سرمایهگذاری ثابت سالانه به ۲۷/۵% تولید ناخالص ملی کشور رسید که این رقم در سال پایانی دولت او به ۲۹/۵ % افزایش یافت.
خاتمی ۳۳ میلیارد دلار از بدهیهای خارجی دولت هاشمی را هم پرداخت کرد و صندوق ذخیره ارزی را بنیان نهاد که در سال پایانی دولت او بیش از ۱۵ میلیارد دلار موجودی داشت. تورم در پایان دولت او به ۹/۵ % رسید و تک رقمی شد. بهره بانکی با ۲۴% در آغاز دولت او به ۱۴/۵ % در سالهای پایانی کاهش یافت و بیکاری ۱۱% شد. او راه جذب سرمایه جهانی و سرمایه ایرانیان خارج از کشور و راه برای ورود به اقتصاد ایران را هموار کرد و توانست بیش از یکصد هزار پروژه عمرانی و صنعتی را تکمیل کند و به نوسازی صنعت ایران بپردازد که پارس جنوبی با یازده فاز آن نماد این سرمایه گذاریها محسوب میشود.
در دولت خاتمی اقتصاد نفتی و وابستگی به دلارهای نفتی با اعمال انضباطی شدید مالی روز بروز رنگ باخت، بطوریکه هزینه یک درصد رشد اقتصادی با ۳/۶ میلیارد سرمایهگذاری حاصل شد. او برنامه سوم را بشکل موفقیتآمیزی اجرا کرد و برنامه چهارم را نیز با ۱۶/۵ میلیارد دلار سرمایهگذاری سالانه و با رشد اقتصادی ۸% در سال تنظیم کرد.
شاهکار برنامه ریزی اقتصادی او تنطیم برنامه سند چشمانداز بیست ساله بود که بدست استراتژیست سازمان برنامه و بودجه او دکتر ستاری فر تنظیم شد و به تایید همه ارکان نظام رسید و مطابق این سند قرار بود ایران از طریق تعامل موثر و سازنده با جهان به رشد اقتصادی ۸% سالانه دست یابد و در سال ۱۴۰۴ در منطقه در هفت شاخص به رتبه اول منطقهای نایل آید برنامهای که بعد از خاتمی به همراه برنامه چهارم عقیم و بلا اجرا شد.
بیتردید میتوان گفت اگر اقتصاد ایران بعد از پایان دولت خاتمی نیز با همان آهنگ دولت خاتمی حرکت میکرد ایران امروز جوان بیکار نداشت و GDP ایران دو برابر امروز یعنی بالاتر از ترکیه و مالزی قرار داشت و سکه طلا ۳۰۰ هزار تومان و دلار ۱۵۰۰ تومان بود و قدرت خرید هر ایرانی حداقل سه برابر امروز بود و بدین ترتیب کشور با شفافیت و کارآمدی فرزندان اصیل خود و با اقتصادی مولد و پویا با صادرات کالاهایی با مزیت رقابتی در ریل توسعه پایدار در حرکت بود.
او پاکدستی،کارآمدی، شفافیت و پاسخگویی را در دولت خود نهادینه کرد و این سیستم حکمرانی خوب امروز بیش از هر اکسیری نیاز ایران است تا در این شرایط سخت گره از کار ملت گشاید.
آقای خاتمی ثابت کرده که برای منافع ملی ایران و سربلندی کشور هیچ مضایقهای ندارد، سرمایه نمادین گران سنگی که میتواند دگربار با ایدههایش سرمایه اجتماعی شود.
دکترحسینی استادیاردانشگاه تهران
.
ایا دولت خاتمی دارای شاخص های حکمرانی خوب بود؟
شاید آقای خاتمی خود هم نمیدانست سخنانی که پژواک میدهد در روح و جان مردم چه میکند. خاتمی از حق دانستن مردم میگفت و مردم را ارباب حکومت خطاب میکرد و مشارکت مردم در حکمرانی و اداره سرنوشت خود را نه تکلیف بلکه حق آشکار آنان و مصرح قانون اساسی کشورشان میخواند.
از آواز توسعه متوازن و همه جانبه و از توسعه سیاسی و جامعه مدنی و دمکراتیزاسیون سخن میگفت و آن را زیر بنای مدرنیزاسیون و نوسازی اقتصادی کشور میدانست.
او حق انتقاد را چنان حرمت میگذاشت که شهروندان بتوانند بدون لکنت زبان با حاکمان سخن بگویند. او نه از حقوق اکثریت بلکه از حقوق اقلیت نیز دفاع میکرد و برای ثبات حکمرانی خوب شایسته سالاری و گردش آزاد نخبگان را ترویج میکرد.
لیک شاهبیت سخن او دموکراسی در خانه و صلح با جهان بود که جهان را نیز به تکریم ایدهاش واداشت. دوره خاتمی بهار مطبوعات و بهار احزاب و شوراها و بهار اقتصاد نیز بود.
هرچند خاتمی وعده اقتصادی زیادی نداده بود ولی حاصل توسعه سیاسی و تنشزدایی او توسعهای متوازن و اقتصادی مولد و پویا را به ارمغان اورد
اقتصاد خاتمی بعد از مشروطیت بینظیر است و از اقتصاد دکتر محمد مصدق نیز بالاتر است. در دوره خاتمی علیرغم نفت ۷ دلاری اقتصاد ایران سالانه بیش از ۵% رشد کرد و برای اولین بار متوسط سرمایهگذاری ثابت سالانه به ۲۷/۵% تولید ناخالص ملی کشور رسید که این رقم در سال پایانی دولت او به ۲۹/۵ % افزایش یافت.
خاتمی ۳۳ میلیارد دلار از بدهیهای خارجی دولت هاشمی را هم پرداخت کرد و صندوق ذخیره ارزی را بنیان نهاد که در سال پایانی دولت او بیش از ۱۵ میلیارد دلار موجودی داشت. تورم در پایان دولت او به ۹/۵ % رسید و تک رقمی شد. بهره بانکی با ۲۴% در آغاز دولت او به ۱۴/۵ % در سالهای پایانی کاهش یافت و بیکاری ۱۱% شد. او راه جذب سرمایه جهانی و سرمایه ایرانیان خارج از کشور و راه برای ورود به اقتصاد ایران را هموار کرد و توانست بیش از یکصد هزار پروژه عمرانی و صنعتی را تکمیل کند و به نوسازی صنعت ایران بپردازد که پارس جنوبی با یازده فاز آن نماد این سرمایه گذاریها محسوب میشود.
در دولت خاتمی اقتصاد نفتی و وابستگی به دلارهای نفتی با اعمال انضباطی شدید مالی روز بروز رنگ باخت، بطوریکه هزینه یک درصد رشد اقتصادی با ۳/۶ میلیارد سرمایهگذاری حاصل شد. او برنامه سوم را بشکل موفقیتآمیزی اجرا کرد و برنامه چهارم را نیز با ۱۶/۵ میلیارد دلار سرمایهگذاری سالانه و با رشد اقتصادی ۸% در سال تنظیم کرد.
شاهکار برنامه ریزی اقتصادی او تنطیم برنامه سند چشمانداز بیست ساله بود که بدست استراتژیست سازمان برنامه و بودجه او دکتر ستاری فر تنظیم شد و به تایید همه ارکان نظام رسید و مطابق این سند قرار بود ایران از طریق تعامل موثر و سازنده با جهان به رشد اقتصادی ۸% سالانه دست یابد و در سال ۱۴۰۴ در منطقه در هفت شاخص به رتبه اول منطقهای نایل آید برنامهای که بعد از خاتمی به همراه برنامه چهارم عقیم و بلا اجرا شد.
بیتردید میتوان گفت اگر اقتصاد ایران بعد از پایان دولت خاتمی نیز با همان آهنگ دولت خاتمی حرکت میکرد ایران امروز جوان بیکار نداشت و GDP ایران دو برابر امروز یعنی بالاتر از ترکیه و مالزی قرار داشت و سکه طلا ۳۰۰ هزار تومان و دلار ۱۵۰۰ تومان بود و قدرت خرید هر ایرانی حداقل سه برابر امروز بود و بدین ترتیب کشور با شفافیت و کارآمدی فرزندان اصیل خود و با اقتصادی مولد و پویا با صادرات کالاهایی با مزیت رقابتی در ریل توسعه پایدار در حرکت بود.
او پاکدستی،کارآمدی، شفافیت و پاسخگویی را در دولت خود نهادینه کرد و این سیستم حکمرانی خوب امروز بیش از هر اکسیری نیاز ایران است تا در این شرایط سخت گره از کار ملت گشاید.
آقای خاتمی ثابت کرده که برای منافع ملی ایران و سربلندی کشور هیچ مضایقهای ندارد، سرمایه نمادین گران سنگی که میتواند دگربار با ایدههایش سرمایه اجتماعی شود.
دکترحسینی استادیاردانشگاه تهران
.
Forwarded from اخبار داغ محرمانه
⭕️هدیه رهبر انقلاب به دختری که در حضور ایشان از حصر انتقاد کرد
خبرگزاری «میزان» در گزارشی از حواشی دیدار روز گذشته دانشجویان با رهبر معظم انقلاب اسلامی آورده است: «سحر مهرابی نماینده نشریات دانشجویی پشت تریبون میآید. محور سخنرانیاش را گذاشته بر قانون و توجه به قانون اساسی. کنایههایی هم درباره حصر فتنهگران میزند و آن را نادرست میداند. دانشجویان، اما با شعار «مرگ فتنهگر» همراهیش میکنند. مهرابی هم مانند بقیه دانشجویان بعد از صحبتش پیش آقا میرود. آقا میگویند متنی را که خواندید به من بدهید. متنش را میدهد. آقا میگویند «دانشجوها همه بچههای من هستند». به آقا میگوید شیرازی است و درخواست یک هدیه میکند. آقا میگویند قرآن بهتان هدیه میدهم. »
@secretnewss
خبرگزاری «میزان» در گزارشی از حواشی دیدار روز گذشته دانشجویان با رهبر معظم انقلاب اسلامی آورده است: «سحر مهرابی نماینده نشریات دانشجویی پشت تریبون میآید. محور سخنرانیاش را گذاشته بر قانون و توجه به قانون اساسی. کنایههایی هم درباره حصر فتنهگران میزند و آن را نادرست میداند. دانشجویان، اما با شعار «مرگ فتنهگر» همراهیش میکنند. مهرابی هم مانند بقیه دانشجویان بعد از صحبتش پیش آقا میرود. آقا میگویند متنی را که خواندید به من بدهید. متنش را میدهد. آقا میگویند «دانشجوها همه بچههای من هستند». به آقا میگوید شیرازی است و درخواست یک هدیه میکند. آقا میگویند قرآن بهتان هدیه میدهم. »
@secretnewss
Forwarded from دغدغه ایران
مقام مسیولا، در و دیوار شهر را با نصیحت پر نکنید
(محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)
✅ در و دیوار شهر پر است از بیلبوردها و پوسترهایی که شهروندان را به اخلاق، فروتنی، بخشش یا بقیه فضیلتهای اخلاقی دعوت میکنند. سالهاست من واقعاً نمیدانم در جامعهای کماعتماد که هر فردش از زوال اخلاق سخن میگوید و آدمها با سرعتهای بالا در بزرگراهها میرانند، چه کسی وقت و حوصله برای خواندن این پیامها دارد؟ چه نتیجهای از اینها گرفتهاید؟ میشود راههای دیگری هم رفت.
✅ مقامات ایالت تگزاس با هزینههای تبلیغاتی سرسامآور تلاش میکردند مردم را به این باور برسانند که نریختن زباله در شهر وظیفه شهروندی است. جوانان 18 تا 24 ساله بیشترین زباله را میریختند، کسانی که حاضر به پذیرفتن حرف مقامات پشت میز نشین نیستند. مقامات احساس کردند به شعاری به اندازه کافی خشن و جدی، منطبق بر روحیه مغرور تگزاسی احتیاج دارند که افراد بیمسئولیت را خطاب قرار دهد.
✅ بازیکنان تیم مشهور «دالاس کابوی» برای تبلیغ تلویزیونی دعوت شدند. بازیکنان در این آگهی زبالهها را جمع میکردند و به قوطیهای مچالهشده نوشابه میگفتند «با تگزاس در نیفتید!» اکنون تمام محصولات «با تگزاس درنیفتید!» - از عکس برگردان گرفته تا لیوان قهوه و بلوز – در دسترس مردم است. بیش از 95 درصد تگزاسیها با این شعار آشنا هستند. این شعار در سال 2006 به عنوان شعار محبوب آمریکا انتخاب شد و در گرامیداشت آن رژهای در خیابان مدیسون نیویورک برگزار شد. میزان زباله ریختهشده در سال اول تا حد چشمگیر 26 درصد کاهش یافت و در 6 سال اول کاهش 76 درصدی در زبالههای کنار بزرگراهها مشاهده شد. این اتفاق نه با تهدید و زور بلکه با سُقُلمهای خلاقانه محقق شد.
✅ این مثال را از صفحات 138 تا 140 کتاب سُقُلمِه نوشته ریچارد تیلر و کاس سانستین (ترجمه مهدی حبیبالهی و همکاران، انتشارات شفاف) انتخاب کردهام. این مثال – در کنار دهها مثال دیگری که تیلر و سانستین در کتاب آوردهاند – نشان میدهد میتوان با اقداماتی بسیار کمهزینهتر از آنچه اکنون در بسیاری از روابط عمومیها و فعالیتهای تبلیغاتی دولتی و عمومی انجام میشود، مردم را میتوان نسبت به انجام برخی مسئولیتها تشویق کرد.
✅ کمپین نریختن زباله در شهر ایالت تگزاس نشان میدهد: اول درباره چیزی با مردم سخن بگویید که مسألهشان باشد. تلاش نکنید درباره آن چیزهایی که مسأله زندگی واقعیشان نیست با آنها صحبت کنید. مردم به راحتی شما را نادیده میگیرند. آنها دوست ندارند یک نهاد دولتی یا عمومی پولشان را صرف دعوت مردم به اخلاق از طریق بیلبورد کند. دوم، توجه کنید که چه کسی پیام را ارسال میکند. مردم دوست ندارند پیام اخلاق را از سوی کسانی بشنوند که نتوانستهاند فکری به حال فساد در سازمان تحت امرشان کنند. گاهی لازم است حرف را دیگرانی بگویند که شما شاید اصلاً آنها را دوست ندارید.
✅ سوم، روحیه مردم را در نظر بگیرید. اگر تگزاسیها روحیه خشن و مغرور را دوست دارند و شعارشان متناسب با همین روحیه تنظیم شده است، شما هم درباره مسأله واقعی مردم، مبتنی بر روحیهشان کمپین تنظیم کنید. چهارم، روی یک شعار متمرکز شوید نه آنکه به هر گوشه شهر چیزی آویزان کنید و روی آن چیزی بنویسید. شعارها باید متمرکز باشند، متمرکز بر زندگی واقعی (نه نصیحت اخلاقی از زبان کسانی که متهم به بیاخلاقی هستند)، متناسب و متمرکز بر روحیه مردم، و هم تمرکز بر شعاری واحد و به اندازه کافی برانگیزاننده.
✅ پنجم، درست است که کسبوکار شرکتهای تبلیغاتی و قراردادهای آنها مهم است و بر سیاست تبلیغات تأثیر میگذارد، ولی حتی آنها هم میتوانند با مدلهای خلاقانهتر و راهگشاتری به همان قراردادها و پولها برسند. پول درآوردن هم که نباید همیشه با روشهای کهنه و بیاثر صورت گیرد.
✅ ششم، روی مسائلی متمرکز شوید که واقعاً دغدغه مردم است و بهکار بهبود زندگی ایشان میآید. مردم به اندازه کافی نصیحت اخلاقی شنیدهاند. در و دیوارهای شهر را با هر چیزی شلوغ نکنید. تابستان است و خشکسالی و وقت #سازگاری_با_کمآبی، زبالهها برای شهر مشکل درست کردهاند، مردم عوارض شهری را درست نمیپردازند، رانندگی شهروندان خوب نیست، ایمنی در مقابل آتش بسیار کم است. اگر در و دیواری برای شهر هست، و اگر پولی دارید که خرج تبلیغات کنید، مسائلی مهمتر از نصایح اخلاقی وجود دارد. آنکه باید نصیحت و توصیه به فضایل اخلاقی شود شمایید، مقام مسیولا!! در و دیوار شهر ظرفیت پیامهای مهمتری دارند.
(این متن را اگر میپسندید، برای دیگران نیز ارسال کنید.) https://news.1rj.ru/str/fazeli_mohammad
(محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)
✅ در و دیوار شهر پر است از بیلبوردها و پوسترهایی که شهروندان را به اخلاق، فروتنی، بخشش یا بقیه فضیلتهای اخلاقی دعوت میکنند. سالهاست من واقعاً نمیدانم در جامعهای کماعتماد که هر فردش از زوال اخلاق سخن میگوید و آدمها با سرعتهای بالا در بزرگراهها میرانند، چه کسی وقت و حوصله برای خواندن این پیامها دارد؟ چه نتیجهای از اینها گرفتهاید؟ میشود راههای دیگری هم رفت.
✅ مقامات ایالت تگزاس با هزینههای تبلیغاتی سرسامآور تلاش میکردند مردم را به این باور برسانند که نریختن زباله در شهر وظیفه شهروندی است. جوانان 18 تا 24 ساله بیشترین زباله را میریختند، کسانی که حاضر به پذیرفتن حرف مقامات پشت میز نشین نیستند. مقامات احساس کردند به شعاری به اندازه کافی خشن و جدی، منطبق بر روحیه مغرور تگزاسی احتیاج دارند که افراد بیمسئولیت را خطاب قرار دهد.
✅ بازیکنان تیم مشهور «دالاس کابوی» برای تبلیغ تلویزیونی دعوت شدند. بازیکنان در این آگهی زبالهها را جمع میکردند و به قوطیهای مچالهشده نوشابه میگفتند «با تگزاس در نیفتید!» اکنون تمام محصولات «با تگزاس درنیفتید!» - از عکس برگردان گرفته تا لیوان قهوه و بلوز – در دسترس مردم است. بیش از 95 درصد تگزاسیها با این شعار آشنا هستند. این شعار در سال 2006 به عنوان شعار محبوب آمریکا انتخاب شد و در گرامیداشت آن رژهای در خیابان مدیسون نیویورک برگزار شد. میزان زباله ریختهشده در سال اول تا حد چشمگیر 26 درصد کاهش یافت و در 6 سال اول کاهش 76 درصدی در زبالههای کنار بزرگراهها مشاهده شد. این اتفاق نه با تهدید و زور بلکه با سُقُلمهای خلاقانه محقق شد.
✅ این مثال را از صفحات 138 تا 140 کتاب سُقُلمِه نوشته ریچارد تیلر و کاس سانستین (ترجمه مهدی حبیبالهی و همکاران، انتشارات شفاف) انتخاب کردهام. این مثال – در کنار دهها مثال دیگری که تیلر و سانستین در کتاب آوردهاند – نشان میدهد میتوان با اقداماتی بسیار کمهزینهتر از آنچه اکنون در بسیاری از روابط عمومیها و فعالیتهای تبلیغاتی دولتی و عمومی انجام میشود، مردم را میتوان نسبت به انجام برخی مسئولیتها تشویق کرد.
✅ کمپین نریختن زباله در شهر ایالت تگزاس نشان میدهد: اول درباره چیزی با مردم سخن بگویید که مسألهشان باشد. تلاش نکنید درباره آن چیزهایی که مسأله زندگی واقعیشان نیست با آنها صحبت کنید. مردم به راحتی شما را نادیده میگیرند. آنها دوست ندارند یک نهاد دولتی یا عمومی پولشان را صرف دعوت مردم به اخلاق از طریق بیلبورد کند. دوم، توجه کنید که چه کسی پیام را ارسال میکند. مردم دوست ندارند پیام اخلاق را از سوی کسانی بشنوند که نتوانستهاند فکری به حال فساد در سازمان تحت امرشان کنند. گاهی لازم است حرف را دیگرانی بگویند که شما شاید اصلاً آنها را دوست ندارید.
✅ سوم، روحیه مردم را در نظر بگیرید. اگر تگزاسیها روحیه خشن و مغرور را دوست دارند و شعارشان متناسب با همین روحیه تنظیم شده است، شما هم درباره مسأله واقعی مردم، مبتنی بر روحیهشان کمپین تنظیم کنید. چهارم، روی یک شعار متمرکز شوید نه آنکه به هر گوشه شهر چیزی آویزان کنید و روی آن چیزی بنویسید. شعارها باید متمرکز باشند، متمرکز بر زندگی واقعی (نه نصیحت اخلاقی از زبان کسانی که متهم به بیاخلاقی هستند)، متناسب و متمرکز بر روحیه مردم، و هم تمرکز بر شعاری واحد و به اندازه کافی برانگیزاننده.
✅ پنجم، درست است که کسبوکار شرکتهای تبلیغاتی و قراردادهای آنها مهم است و بر سیاست تبلیغات تأثیر میگذارد، ولی حتی آنها هم میتوانند با مدلهای خلاقانهتر و راهگشاتری به همان قراردادها و پولها برسند. پول درآوردن هم که نباید همیشه با روشهای کهنه و بیاثر صورت گیرد.
✅ ششم، روی مسائلی متمرکز شوید که واقعاً دغدغه مردم است و بهکار بهبود زندگی ایشان میآید. مردم به اندازه کافی نصیحت اخلاقی شنیدهاند. در و دیوارهای شهر را با هر چیزی شلوغ نکنید. تابستان است و خشکسالی و وقت #سازگاری_با_کمآبی، زبالهها برای شهر مشکل درست کردهاند، مردم عوارض شهری را درست نمیپردازند، رانندگی شهروندان خوب نیست، ایمنی در مقابل آتش بسیار کم است. اگر در و دیواری برای شهر هست، و اگر پولی دارید که خرج تبلیغات کنید، مسائلی مهمتر از نصایح اخلاقی وجود دارد. آنکه باید نصیحت و توصیه به فضایل اخلاقی شود شمایید، مقام مسیولا!! در و دیوار شهر ظرفیت پیامهای مهمتری دارند.
(این متن را اگر میپسندید، برای دیگران نیز ارسال کنید.) https://news.1rj.ru/str/fazeli_mohammad
Telegram
دغدغه ایران
این تنها رسانه ویژه انتشار نوشتههای محمد فاضلی در تلگرام است. هیچ کانال دیگری برای نشر نوشتههایم ندارم.
Forwarded from Leilaye Leili (Leilaye Leili)
سیر تغییر در ایران را در چهره ای مثل مخملباف می شود دید
از راست تندروی "توبه ی نصوح"و"بایکوت" تا راست ملودمکراتیزه ی "ای ما با اسراییل در صلحیم" وآخ جانم "جامعه ی جهانی"!
روی ان خط باریک میانی که مقابل جریان قدرت می ایستد؛ داخلی یا خارجی -و مورد حمله است از هر طرف- دوام نیاوردیم
از راست تندروی "توبه ی نصوح"و"بایکوت" تا راست ملودمکراتیزه ی "ای ما با اسراییل در صلحیم" وآخ جانم "جامعه ی جهانی"!
روی ان خط باریک میانی که مقابل جریان قدرت می ایستد؛ داخلی یا خارجی -و مورد حمله است از هر طرف- دوام نیاوردیم
Forwarded from کرگدن
اتفاق مدرسهء غرب تهران دو هفته پیش رخ داده ؛ اما از دیروز که خبرش در شبکه های اجتماعی پخش شد ؛ کمتر از ۲۴ ساعت آنچنان تاثیر گذار بود که باعث شد عالیترین مقام کشور هم واکنش نشون بده. اگه این قدرت شبکه های اجتماعی نیست پس چیه ؟
شما جای برادران بودید ، تلگرام را فیلتر نمیکردید ؟!
همه داستان اینه : ترس از آگاهی مردم
#مهدی_تاجوری
@ololon کرگدن
شما جای برادران بودید ، تلگرام را فیلتر نمیکردید ؟!
همه داستان اینه : ترس از آگاهی مردم
#مهدی_تاجوری
@ololon کرگدن
Forwarded from خرمگس
ظاهرا آقای دولت آبادی گفته اند در افطاری رئیس جمهور شرکت می کنند.
حال واکنش آزایخواهان
از" او کی مسلمان و اهل نماز روزه شد" تا
پیر خران پفیوز...
@kharmagaas
حال واکنش آزایخواهان
از" او کی مسلمان و اهل نماز روزه شد" تا
پیر خران پفیوز...
@kharmagaas
Forwarded from Leilaye Leili (Leilaye Leili)
سالها از منسوخ شدن كلمه ي انقلاب گفتند و اينكه ضمانت اجرايي براي انچه مدعي ان است ندارد و موجي از خشونت مي اورد كه جامعه را به اشوب مي كشد كه برسيم به #IranRegimeChange
ضد انقلاب دولت و ضد انقلاب ضد دولت.
قرار است يادت باشد مردم نقشي در سرنوشت خود ندارند.
ضد انقلاب دولت و ضد انقلاب ضد دولت.
قرار است يادت باشد مردم نقشي در سرنوشت خود ندارند.
Forwarded from فردای ایران
اطلاعیه هیئت مدیره خانه سینما درباره ضیاف افطاری رئیس جمهور
🔺روزهای سخت با رفاقت آسان میشود
✅ فردای ایران
@fardayeiran
🔺روزهای سخت با رفاقت آسان میشود
✅ فردای ایران
@fardayeiran
Forwarded from کتابخانه تلگرامی
💭 ؛ #قصه 237
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
جان دیوئى، فیلسوف و روانشناس آمریکایى که مکتب فلسفى او اصالت عمل یا پراگماتیسم لقب گرفته است، داراى پنج پسر شیطان بود که دائم از ناحیه آنها با اتفاقات غیر منتظره مواجه بود.
اتاق مطالعه او،
درست در زیر حمام خانه قرار داشت.
یک روز هنگامى که پشت میزش مشغول مطالعه بود،
ناگهان فرو ریختن قطرات آب را بر پشت خود احساس کرد. با شتاب، خود را به طبقه بالا رسانید و دید که وان حمام لبریز از آب است و ناوگانى از قایق هاى بچه گانه بر آب شناورند.
فِردى، پسر کوچک او، سعى داشت جلوى آبى را که از وان به کف حمام مىریخت بگیرد ولى نمىتوانست.
همین که دیوئى در را گشود،
پسر کوچک فریاد زد پدر بحث نکن،
به فکر چاره باش.
و اکنون مىتوان گفت بحث نکن،
به فکر چاره باش و این خلاصه فلسفه جان دیوئى است که از گفته فرزندش الهام گرفت.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بزرگان فلسفه | #هنرى_توماس
📖 @MyLibraries
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
جان دیوئى، فیلسوف و روانشناس آمریکایى که مکتب فلسفى او اصالت عمل یا پراگماتیسم لقب گرفته است، داراى پنج پسر شیطان بود که دائم از ناحیه آنها با اتفاقات غیر منتظره مواجه بود.
اتاق مطالعه او،
درست در زیر حمام خانه قرار داشت.
یک روز هنگامى که پشت میزش مشغول مطالعه بود،
ناگهان فرو ریختن قطرات آب را بر پشت خود احساس کرد. با شتاب، خود را به طبقه بالا رسانید و دید که وان حمام لبریز از آب است و ناوگانى از قایق هاى بچه گانه بر آب شناورند.
فِردى، پسر کوچک او، سعى داشت جلوى آبى را که از وان به کف حمام مىریخت بگیرد ولى نمىتوانست.
همین که دیوئى در را گشود،
پسر کوچک فریاد زد پدر بحث نکن،
به فکر چاره باش.
و اکنون مىتوان گفت بحث نکن،
به فکر چاره باش و این خلاصه فلسفه جان دیوئى است که از گفته فرزندش الهام گرفت.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بزرگان فلسفه | #هنرى_توماس
📖 @MyLibraries
Forwarded from کتابخانه تلگرامی
مهمترین چیز در زندگی چیست؟
اگر این سوال را از کسی بکنیم که سخت گرسنه است، خواهد گفت غذا...
اگر از کسی بپرسیم که از سرما دارد میمیرد، خواهد گفت گرما...
و اگر از آدمی تک و تنها همین سوال را بکنیم، لابد خواهد گفت مصاحبت آدمها...
ولی هنگامی که این نیازهای اولیه برآورده شد، آیا چیزی میماند که انسان بدان نیازمند باشد؟
فیلسوفان میگویند بلی.
به عقیده آنها آدم نمیتواند فقط دربند شکم باشد.
البته همه خورد و خوراک لازم دارند.
البته که همه محتاج محبت و مواظبتاند.
ولی از اینها که بگذریم،
یک چیز دیگر هم هست که همه لازم دارند
و آن این است که بدانیم ما کیستیم
و در اینجا چه میکنیم...!
دنیای سوفی | #یوستین_گردر
📖 @MyLibraries
l✰ #نوش_خوان
اگر این سوال را از کسی بکنیم که سخت گرسنه است، خواهد گفت غذا...
اگر از کسی بپرسیم که از سرما دارد میمیرد، خواهد گفت گرما...
و اگر از آدمی تک و تنها همین سوال را بکنیم، لابد خواهد گفت مصاحبت آدمها...
ولی هنگامی که این نیازهای اولیه برآورده شد، آیا چیزی میماند که انسان بدان نیازمند باشد؟
فیلسوفان میگویند بلی.
به عقیده آنها آدم نمیتواند فقط دربند شکم باشد.
البته همه خورد و خوراک لازم دارند.
البته که همه محتاج محبت و مواظبتاند.
ولی از اینها که بگذریم،
یک چیز دیگر هم هست که همه لازم دارند
و آن این است که بدانیم ما کیستیم
و در اینجا چه میکنیم...!
دنیای سوفی | #یوستین_گردر
📖 @MyLibraries
l✰ #نوش_خوان
Forwarded from کتابخانه تلگرامی
برای مردم تفکر همچون باری طاقتفرساست!
بنابراین همانقدری که کار حرفهایشان ایجاب میکند میاندیشند
و همانقدری که برای تفریحاتِ مختلفشان لازم است و نیز برای گفتگو و بازی،
که ازین رو باید طوری ترتیب داده شوند که آنها بتوانند با حداقل اندیشهی ممکن کارشان را پیش ببرند
ولی اگر در اوقات فراغتشان چنین تسهیلاتی نداشته باشند به جای اینکه کتابی به دست بگیرند و قدرت اندیشهشان را محک بزنند...
ساعتها کنار پنجره ولو میشوند و به پیش پا افتادهترین اتفاقات چشم میدوزند و به این ترتیب واقعا برایمان میشوند مصداق این سخن آریوستو که: «چه رقتآورند ساعاتِ بیکاریِ نادانان!»
متعلقات و ملحقات | #آرتور_شوپنهاور
📖 @MyLibraries
l✰ #نوش_خوان
بنابراین همانقدری که کار حرفهایشان ایجاب میکند میاندیشند
و همانقدری که برای تفریحاتِ مختلفشان لازم است و نیز برای گفتگو و بازی،
که ازین رو باید طوری ترتیب داده شوند که آنها بتوانند با حداقل اندیشهی ممکن کارشان را پیش ببرند
ولی اگر در اوقات فراغتشان چنین تسهیلاتی نداشته باشند به جای اینکه کتابی به دست بگیرند و قدرت اندیشهشان را محک بزنند...
ساعتها کنار پنجره ولو میشوند و به پیش پا افتادهترین اتفاقات چشم میدوزند و به این ترتیب واقعا برایمان میشوند مصداق این سخن آریوستو که: «چه رقتآورند ساعاتِ بیکاریِ نادانان!»
متعلقات و ملحقات | #آرتور_شوپنهاور
📖 @MyLibraries
l✰ #نوش_خوان
Forwarded from کتابخانه تلگرامی
Forwarded from سهند ایرانمهر
Forwarded from سهند ایرانمهر
✔️پارسال محمدرضا جلایی پور با انتشار این عکس نوشت:
عکس زندهیاد عزت الله #سحابی و مرحوم هاله سحابی در قفسهی اتاق کار نوام چامسکی در دانشگاه امآیتی. هنوز هم این عکس در کنار عکس راسل تنها عکس اتاق اوست.
@sahandiranmehr
عکس زندهیاد عزت الله #سحابی و مرحوم هاله سحابی در قفسهی اتاق کار نوام چامسکی در دانشگاه امآیتی. هنوز هم این عکس در کنار عکس راسل تنها عکس اتاق اوست.
@sahandiranmehr
Telegram
Forwarded from نشر نایش
ناخوشآوازانِ حرکتهای اجتماعی
شوپنهاور دربارهٔ گفتگو میگوید مدعا را کوچک نگهدار. نگذار مدعا بزرگ و بزرگتر شود. جلوی تعمیم را بگیرید. دور ادعایت حصار بکش تا گزارههای بزرگتر یا حاشیهای به آن نچسبد. اینگونه مانع از «ترفند کثیف» حریف که حمله به تعمیم نادرست یا حمله به گزارههای حاشیهای است، میشویم. مثلاً اگر من میگویم «من به حسن روحانی رأی دادم و از رأیم دفاع میکنم» ادعایم این نیست «همه تصمیمها و رفتارهای حسن روحانی درست است» و نمیگویم «به دولت حسن روحانی نقدی ندارم» و ...
وقتی به مسئلهٔ کوچک ما، گزارههای دیگر بچسبد، گزارههای بزرگتر یا گزارههای حاشیهای برای رقیب دستآویزی برای حمله آماده میشود. یک مثال روشن و خیلی ساده، در مدرسهای در تهران فردی به دانشآموزان تجاوز کرده است. این یک مسئله اجتماعی است و به سادگی میتوان گفت در مخالفت با این مسئله توافق دارند چه باورمند چه ناباور چه حامی نظام چه مخالف. این توافق همگانی میتواند برای مبارزه با این مسئله کمک کند.
اما مسیح علینژاد، توانا، دلیگانی نماینده پایداری و ... مسئله اصلی را منحرف میکنند. توانا از اول که خبر آمد مرتب و مرتب وقتی ماجرا را مینوشت [آگاهانه؟] به دروغ میگفت «نوهٔ آیتالله حائری شیرازی» و حتی وقتی چند نفر تذکر دادند، توجه نکرد. یک گزارهٔ حاشیهای را میچسباند به اصل ماجرا؛ یک گزاره دروغ. دلیگانی پایداریچی میگوید «این محصول اجرای ۲۰۳۰ در مدارس است». مسئله از اجتماعی بودنش درمیآید. علینژاد و توانا گزارهای برای نفی و حمله به روحانیان پیدا کردهاند و دلیگانی ماجرایی برای حمله به ۲۰۳۰. مسئله دیگر اجتماعی نیست. طرفداران دو سو به جان هم میافتند. مسئلهای که میتوانست یک توافق همگانی برای مبارزه با تجاوز باشد، تبدیل میشود به تنفر و حمله به همدیگر.
گزارههای حاشیهای و تعمیمها گاهی عامدانه استفاده میشوند برای تخریب حرکتهای اصلاحی جامعه. حرکتهای اصلاحی را تبدیل میکنند به سیتزهای بیهودهٔ سیاسی. کلنگ اول را چند «فعال» مخالف حاکمیت به حرکتهای اصلاحی میزنند و کلنگ دوم را تندروهای حامی حاکمیت. گاهی این کلنگ اول و دوم چنان تکرار میشود که گویی عمدی در کار است.
حرکتهای اجتماعی نیازمند ناخوشآوازانی نیست که رونق اصلاح را میبرند و مسیر را سخت میکنند. حرکتهای اجتماعی باید حرکت اجتماعی بمانند. گاهی گرهخورده به سیاست هستند؛ اما نه آنگونه که کلنگ و تیشه بخورند و حیثیتی شوند.
اکبر موسوی
کانال سنجشگرانهاندیشی:
@sanjeshgaraneh
شوپنهاور دربارهٔ گفتگو میگوید مدعا را کوچک نگهدار. نگذار مدعا بزرگ و بزرگتر شود. جلوی تعمیم را بگیرید. دور ادعایت حصار بکش تا گزارههای بزرگتر یا حاشیهای به آن نچسبد. اینگونه مانع از «ترفند کثیف» حریف که حمله به تعمیم نادرست یا حمله به گزارههای حاشیهای است، میشویم. مثلاً اگر من میگویم «من به حسن روحانی رأی دادم و از رأیم دفاع میکنم» ادعایم این نیست «همه تصمیمها و رفتارهای حسن روحانی درست است» و نمیگویم «به دولت حسن روحانی نقدی ندارم» و ...
وقتی به مسئلهٔ کوچک ما، گزارههای دیگر بچسبد، گزارههای بزرگتر یا گزارههای حاشیهای برای رقیب دستآویزی برای حمله آماده میشود. یک مثال روشن و خیلی ساده، در مدرسهای در تهران فردی به دانشآموزان تجاوز کرده است. این یک مسئله اجتماعی است و به سادگی میتوان گفت در مخالفت با این مسئله توافق دارند چه باورمند چه ناباور چه حامی نظام چه مخالف. این توافق همگانی میتواند برای مبارزه با این مسئله کمک کند.
اما مسیح علینژاد، توانا، دلیگانی نماینده پایداری و ... مسئله اصلی را منحرف میکنند. توانا از اول که خبر آمد مرتب و مرتب وقتی ماجرا را مینوشت [آگاهانه؟] به دروغ میگفت «نوهٔ آیتالله حائری شیرازی» و حتی وقتی چند نفر تذکر دادند، توجه نکرد. یک گزارهٔ حاشیهای را میچسباند به اصل ماجرا؛ یک گزاره دروغ. دلیگانی پایداریچی میگوید «این محصول اجرای ۲۰۳۰ در مدارس است». مسئله از اجتماعی بودنش درمیآید. علینژاد و توانا گزارهای برای نفی و حمله به روحانیان پیدا کردهاند و دلیگانی ماجرایی برای حمله به ۲۰۳۰. مسئله دیگر اجتماعی نیست. طرفداران دو سو به جان هم میافتند. مسئلهای که میتوانست یک توافق همگانی برای مبارزه با تجاوز باشد، تبدیل میشود به تنفر و حمله به همدیگر.
گزارههای حاشیهای و تعمیمها گاهی عامدانه استفاده میشوند برای تخریب حرکتهای اصلاحی جامعه. حرکتهای اصلاحی را تبدیل میکنند به سیتزهای بیهودهٔ سیاسی. کلنگ اول را چند «فعال» مخالف حاکمیت به حرکتهای اصلاحی میزنند و کلنگ دوم را تندروهای حامی حاکمیت. گاهی این کلنگ اول و دوم چنان تکرار میشود که گویی عمدی در کار است.
حرکتهای اجتماعی نیازمند ناخوشآوازانی نیست که رونق اصلاح را میبرند و مسیر را سخت میکنند. حرکتهای اجتماعی باید حرکت اجتماعی بمانند. گاهی گرهخورده به سیاست هستند؛ اما نه آنگونه که کلنگ و تیشه بخورند و حیثیتی شوند.
اکبر موسوی
کانال سنجشگرانهاندیشی:
@sanjeshgaraneh
Forwarded from دردِ جاودانِگی (عبدالحمید ضیایی)
🔸آئینِ سخنرانی!!
باور کنید مشکل از مداحان و واعظان امروزی نیست!
به تاریخِ مکتوب این دیار که نگاه کنید میبینید که در این باب، خانه از پایبست ویران است.
ببینید مؤلف کتابِ وزینِ اخلاقی "قابوس نامه"، برای واعظان و سخنرانان چه توصیههایی دارد تا رازِ زوالِ اخلاق را در برخی از سخنرانیهای این مرز پرگهر متوجه شوید!
"... بر کرسی هرچه خواهی دعوی (ادعا) کن و اگر سائل(سوال کننده) باشد، باک نبوَد و زبان را فصیح کن و چنان دان که آن قوم که در مجلس تواند، همه بهایم (حیوانات)اند، چنانکه خواهی همی گوی تا به سخن در نمانی.
ولیکن تن و جامه پاک دار و مریدان نعرهزن بدست آر، چنانکه در مجلس پیوسته نشسته باشند، تا به هر نکته که تو بگویی ایشان نعره زنند و مجلس گرم کنند.
و چون مردمان بگریند، تو نیز وقت وقت بگری (گریه کن).
و اگر در سخن درمانی، باک مدار، به صلوات و تهلیل (تسبیح) مشغول باش...
و متحرک باش به وقت گفتن و در میان گرمی زود سست مشو و مادام مستمع را نگر، اگر مستمع مضحکه خواهد، مضحکه گوی و اگر افسانه خواهد فسانه گوی و هر چه عام خریدار آن باشد آن گوی.
و هر سوالی که بر سر کرسی کنند، آنرا که دانی جواب ده و آن را که ندانی بگو: که اینچنین مسائل نه سرِ کرسی را بوَد، به خانه بیا تا جواب گویم؛ که خود کسی به خانه نیاید.
و اگر تَعنُّت (عیب جویی) کنند و بسیار نویسند، رقعه را بِدَر و بگوی که این مسئلهی مُلحِدان و زندیقان است و سائلِ این مسئلهی زندیق است.
همه بگویند لعنت بر زندیق و ملحد باد. بعد ازآن مسئله از تو کس نیارَد پرسیدن"
این هم از این!
🍁منبع: قابوس نامه، تصحیح دکتر امین عبدالمجید بدوی، انتشارات کتابفروشی ابن سینا، چاپ ششم، 1335، ص 136.
#عبدالحمید_ضیایی
@abdolhamidziaei
باور کنید مشکل از مداحان و واعظان امروزی نیست!
به تاریخِ مکتوب این دیار که نگاه کنید میبینید که در این باب، خانه از پایبست ویران است.
ببینید مؤلف کتابِ وزینِ اخلاقی "قابوس نامه"، برای واعظان و سخنرانان چه توصیههایی دارد تا رازِ زوالِ اخلاق را در برخی از سخنرانیهای این مرز پرگهر متوجه شوید!
"... بر کرسی هرچه خواهی دعوی (ادعا) کن و اگر سائل(سوال کننده) باشد، باک نبوَد و زبان را فصیح کن و چنان دان که آن قوم که در مجلس تواند، همه بهایم (حیوانات)اند، چنانکه خواهی همی گوی تا به سخن در نمانی.
ولیکن تن و جامه پاک دار و مریدان نعرهزن بدست آر، چنانکه در مجلس پیوسته نشسته باشند، تا به هر نکته که تو بگویی ایشان نعره زنند و مجلس گرم کنند.
و چون مردمان بگریند، تو نیز وقت وقت بگری (گریه کن).
و اگر در سخن درمانی، باک مدار، به صلوات و تهلیل (تسبیح) مشغول باش...
و متحرک باش به وقت گفتن و در میان گرمی زود سست مشو و مادام مستمع را نگر، اگر مستمع مضحکه خواهد، مضحکه گوی و اگر افسانه خواهد فسانه گوی و هر چه عام خریدار آن باشد آن گوی.
و هر سوالی که بر سر کرسی کنند، آنرا که دانی جواب ده و آن را که ندانی بگو: که اینچنین مسائل نه سرِ کرسی را بوَد، به خانه بیا تا جواب گویم؛ که خود کسی به خانه نیاید.
و اگر تَعنُّت (عیب جویی) کنند و بسیار نویسند، رقعه را بِدَر و بگوی که این مسئلهی مُلحِدان و زندیقان است و سائلِ این مسئلهی زندیق است.
همه بگویند لعنت بر زندیق و ملحد باد. بعد ازآن مسئله از تو کس نیارَد پرسیدن"
این هم از این!
🍁منبع: قابوس نامه، تصحیح دکتر امین عبدالمجید بدوی، انتشارات کتابفروشی ابن سینا، چاپ ششم، 1335، ص 136.
#عبدالحمید_ضیایی
@abdolhamidziaei
Forwarded from کتابخانه نواندیشان
مرگ تمدن ها زمانی آغاز می شود که بزرگان مردم به سوالات جدید آنها پاسخ های کهنه میدهند.
👤 ویل دورانت
@Noandishaan_Book
👤 ویل دورانت
@Noandishaan_Book
Forwarded from اتچ بات
یک ویدیوی خوب و روشنگر برای تبیین نقش اسکناس در جامعه و چگونگی وقوع تورم.
ممنونم از سرکار خانم پایدار برای اشتراک گذاری این فایل🌺🙏🌺
ممنونم از سرکار خانم پایدار برای اشتراک گذاری این فایل🌺🙏🌺
Telegram
attach 📎
Forwarded from سهند ایرانمهر