خرد سنجشگر – Telegram
خرد سنجشگر
491 subscribers
888 photos
256 videos
122 files
755 links
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue

آغاز کانال:

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
Download Telegram
چگونه بحث کنیم؟ -14
☢️☢️☢️☢️☢️☢️

☸️ فکر اتوماتیک یا خودکار چگونه شکل می گیرد؟

☸️ این نوع تفکر غریزی است یا اکتسابی؟

☸️ چرا ما در معرض خطا هستیم؟

☸️ تقلید

طبیعی است که هیچکس دوران نوزادی خویش را به یاد نمی آورد، لااقل چنین ادعایی از کسی شنیده نشده است.

⬅️ از آن رو می توان به جرأت ادعا کرد که هرچه در این مورد گفته شود نه بر اساس شهود و دریافت شخصی، و نه بر اساس استناد به شهود دیگران است ، بلکه صرفا استنباطی است که از قراین و شواهد دریافتی از حالات و اطوار کودکان و سیر رشد و دگرگونی آنها کسب می شود.

⬅️ وقتی به دنیا می آییم قوای ادراکی ما در ضعیفترین وضعیت خود قرار دارد. حواس ما هم هنوز مورد بهره برداری قرار نگرفته اند و هیچ نوزادی قبل از تولد تجربه ای از جهان نوین خود ندارد.

⬅️ تجربه ای اگر داشته باشد ، ممکن است منحصر به ادراکاتی جزئی از جهان رحم بوده باشد.

⬅️ ازینرو می توان ادعا کرد که نوزاد با ذهنی تقریبا خالی پا به این جهان می گذارد.

تجربه اش از این جهان از همان لحظۀ احساس تغییر دمای بدنش و ادراک کوچکترین جریان هوا و نسیمی که بر تنش می خورد شروع می شود. همان ادراکی که او را نوید ورود به جهان ناشناخته می دهد و همین ناشناختگی او را هراسان ساخته و به گریه اش وامی دارد.

♻️ اوبا همان شعور ذاتی اش درمی یابد که برای بقا باید محیط پیرامون را بشناسد و تعامل با آن را یادبگیرد ، این همان خصیصه ای است که هرموجود ذی حیاتی داراست و جناب پوپر آن را توانایی حل مساله می نامد.
به نظر می رسد که غیر از حواسی که هنوز برای ماها ناشناخته است و به بیان بهتر هنوز به رسمیت شناخته نشده اند،حسهای بویایی و ذائقه و لامسه زودتر از بقیه به کار می افتند و به جذب اطلاعات از جهان پیرامون می پردازند.

⬅️ کودک مادرش را احتمالا با حس بویایی تشخیص می دهد، -اگرحسی دیگر در کار نبوده بادشد!-
به تناوب مشاهده شده است که نوزاد در کنار مادر احساس آرامش میکند و همینکه از وی دور می شود بی قرار می گردد. این مساله حتی میان همزادها هم رویت شده است.
وقتی نوزاد از دوقلویش جدا می شود به گریه می افتد و چیزی آرامش نمی کند و تنها وقتی که کنار دو قلویش قرار میگیرد، آرامشش بازمیگردد.

⬅️ نوزاد پستان مادر را با حس لامسه اش تشخیص می دهد و شیر را با حس چشایی

در این میان برخی دانسته ها، بدون یادگیری در وجود نوزاد تعبیه شده است، اینکه نوزاد می داند که باید از طریق مکیدن و از راه دهان تغذیه کند ، چیزی نیست که به او آموزش داده شده باشد، و حتی اینکه می تواند به ادراکات درونی خویش از گرسنگی و تشنگی و نیز دریافتهای حسی اش اعتنا کند و بر طبق آنها عمل کند، مکانیزمهای فطری و غیراکتسابی هستند.

✳️ طبیعی است که در روزهای اول زندگی، هر احساس تغییری برای نوزاد یک تهدید محسوب شود و او را مضطرب سازد، البته اگر درجه هوشیاری اش اجازه دهد.

⬅️ او با هوش غریزی اش کم کم اموری را که تهدید نیستند شناسایی میکند، از طریق لامسه و احتمالا بویایی با مادر انس می گیرد ، اگر موقع شیرخوردن دوست دارد انگشت مادر را به دست گیرد برای مطمئن بودن از مادر است.
تمام تلاش دوران کودکی او برای شناختن هرچه بیشتر جهان پیرامون از طریق تجربه مستقیم با حواس است.
ذائقه و چشایی از حسهایی است که بیشتر با آن مأنوس است . برای همین است که هرچه گیر می آورد به دهان می برد! و نیز برای این است که مهمترین نیاز مبتلابه او خوراک است و همه چیز را به عنوان غذا می آزماید.


✳️✳️✳️تا زمانی که ارتباط معنایی با مادر و پدر برقرار نکرده، تمام ادراکات وی تجربی است و همه چیز را با حواس خود می شناسد.

اما وقتی که توانست از طریق اشارات و کلمات با دیگران و عمدتا با مادر ارتباط برقرار کند، با نوعی دیگر از شناسایی آشنا می شود:

⚠️تقلید!⚠️

⬅️ قبلا تمام مشکلات و مسائل پیش رو را خودش حل می کرد یا تلاش می کرد حل کند، اما کم کم درمی یابد که با نگاه کردن به اعمال و رفتار دیگران می تواند چیزهایی را بیاموزد بی آنکه تلاشی برای یادگیری کرده باشد،

⬅️ مثلا قبلا دستگیره در برایش یک معما بود نمی دانست برای چه کاری است و به چه درد می خورد ولی با دیدن مکرر رفتار دیگران یاد میگیرد که از آن برای باز کردن در استفاده می شود و شیوه عمل را هم می آموزد.


این نوع از شناسایی در واقع شناخت بدون تجربه شخصی و تفکر فردی است.


🔚 م. ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
خرد سنجشگر pinned «چگونه بحث کنیم؟ -14 ☢️☢️☢️☢️☢️☢️ ☸️ فکر اتوماتیک یا خودکار چگونه شکل می گیرد؟ ☸️ این نوع تفکر غریزی است یا اکتسابی؟ ☸️ چرا ما در معرض خطا هستیم؟ ☸️ تقلید طبیعی است که هیچکس دوران نوزادی خویش را به یاد نمی آورد، لااقل چنین ادعایی از کسی…»
Jalil Shoarinejad
Video
غوغای ستارگان
اجرا توسط فرغانه قاسم اوا دختر هنرمند بزرگ عالیم قاسیموف

💙💚💛🧡بسیار زیبا و دلنواز🧡💛💚💙
"آقا کِی از دستِ این رژیم خلاص میشیم؟"

✍️ علیرضا_ظفری :


🔸نوجوون با اندوهی در دل و با آه و حسرت از من پرسید:
" آقا کی میشه ما از دست ِ این رژیم خلاص بشیم؟ آقا به نظر شما اُمیدی هست؟"

🔹کمی به او نگاه کردم. نوجوانیم را در چهره ِ پاک و معصومانه اش دیدم. درست سال ۵۷ را به یاد آوردم با همه ِ آرزوهایی که داشتم و داشتیم، به آرامی از او پرسیدم:
" چرا می خواهی از دست ِ این رژیم خلاص بشی؟ مگه این رژیم چه کرده که اصلاً دوستش نداری؟!"

🔸او با کمی هیجان و نیز اندکی تعجّب گفت:
" مگه خود شما نمی دونید؟! نمی دونید که این رژیم از وقتی اومده شادی و امید رو از مردم به خصوص ما جوونها گرفته، کار نیست، پارتی بازی داره بیداد میکنه ، اختلاس و دزدی می کنند و مثل... دروغ میگن، ریاکاری که دیگه نگو فراوونه... زندونها رو هم که پُر جوونها و غیر جوونها کرده، و با هر عقیده ِ مخالفی هم سر ِ ناسازگاری داره، با کشورهای دیگر هم که دائم مثل تام و جری می مونه."

🔹باز به آرامی نگاهش کردم و پرسیدم:
"خیلی دوست داری از دست این رژیم و این گونه رژیمها خلاص بشی؟"

🔸با هیجان گفت: " آره"
او منتظر ِ شنیدن یک راه حلّ ِ ساده از طرفِ من بود از جنس ِ همین راه حلّ هایی که بیشتر بچه ها امروزه از ما بزرگترا طلب می کنند. او می خواست هرچه زودتر براش بازگو کنم.

🔹گفتم کمی توجّه کن!
هر موقع اکثریّت ما ایرانی ها دروغ نگفتیم. ریا نکردیم. پارتی بازی نکردیم، دزدی نکردیم چه از مال، چه از کار ، چه از وقت و عمر و...، امید داشتیم و امیدوار کردیم، شاد بودیم و شادی بخشیدیم، احساس مسئولیت داشتیم، خرید کتاب را در سبد هزینه هایمان داشتیم و لو خرید یک کتاب در سال، انتقادپذیر بودیم، وقتی عقیده مخالف مون را تحمّل کردیم، هر وقت با هم مهربون بودیم و...
یعنی دقیقاً همون چیزهایی که از صفات ِ نکوهیده ِ رژیم می دونیم، از خود دور کنیم، مطمئن باش هر رژیمی رو که دوست نداشته باشیم، رفتنیه. به شرطی که این حرفها رو برای تفریح و سرگرمی نزنیم و وقت رو هم با غُرغُر کردن تلف نکنیم؛ از همین حالا شروع کنیم، همین حالا..."
" در غیر این صورت ای عزیز! حاکمان و مدیران و روسا یکی پس ِ دیگری می آیند و اسامی جدیدی به تاریخ ِ این ملّت سرگشته افزوده میشه و کتاب تاریخی که شما بچه ها باید بخونید رو حجیم تر می کنه!"

🔸نوجوون کمی فکر کرد و با اندوهی بیشتر گفت:
" آقا! خوب حال ِ مارو گرفتید! پس بگید هیچ وقت! مگه میشه مردم اینطوری بشن؟!"

🔹 من باز براش غصّه خوردم، نه فقط برای او؛ بلکه برای خودم، برای تو، برای ما و برای ایران.
راه حلّ ِ دیگه ای سراغ نداشتم، واقعاً دستانم خالی بود. کاش راه دیگه ای بلد بودم!
با او خداحافظی کردم...
چگونه بحث کنیم؟ - 15

🌸🌸🌸🌸🌸🌸

☑️ اقسام تقلید

☑️ تقلید آغاز از خود بیگانگی

🅾️ نوبت قبل نحوه شکل گیری معرفت در کودکی به اختصار بیان شد.

💢 اشاره شد که وقتی کودک ، توانایی های ذهنی اش به حدی رسید که به رفتار اطرافیانش توجه کند و آنها را ببیند و بشنود، دریافت که از رفتار آنها می تواند برای یافتن پاسخ مسائل و راه حل مشکلات کمک بگیرد.

💢 همین سرآغاز بهره گیری از تقلید به عنوان شیوه ای راهگشا برای حل مشکلات پیش روی خود بود.

♨️ برای مثال با دیدن رفتار دیگران دریافت که می تواند روی دوپای خود بایستد و بی کمک دستها راه برود، دریافت که با کمک دستان و انگشتانش چه کارهای متنوعی می تواند انجام دهد و ....

🅾️ پس ابتدا بهتر است از خود بپرسیم تقلید چیست؟


💢 تقلید در دو حوزۀ کاملا متفاوت به کار می رود:

🔸 حوزۀ عمل
🔹حوزۀ معرفت

🔸 اگر به مثالهایی از تقلید که در شماره قبل و نیز در بالا بیان شده بود دقت بکنیم ملاحظه می کنیم که ورود تقلید به زندگی انسان، ابتدا در حوزۀ عمل بوده است.

🔸 یعنی مثلا وقتی کودک نحوه باز کردن در را بلد نیست در مشاهده رفتار دیگران یاد می گیرد که چگونه در را باز کند.

🔸🔸 اگر به خوبی وضعیت روانی کودک را درآن سن و سال تصور کنیم، هنوز مفاهیم و واژه های کلی در ذهن او شکل نگرفته اند، هرچه هست اشکال ساده ای از چیزهایی است که در تیررس حواسش قرار می گیرد، ازینرو آنچه او از رفتار مادر یا پدر یا خواهرش ادراک میکند شکل حرکات دست اوست بر روی دستگیره همچنانکه برخی از حیوانات اهلی هم توانایی یادگیری این نوع کارها را دارند، همسایه ما گربه ای داشت که در ورودی خانه را به همین شکل باز می کرد! به روی دستگیره می پرید و آن را به طرف پایین می کشید و در باز می شد و ایشان به درون خانه و راهرو تشریف می بردند!


🔸 متعلق این نوع یادگیری رفتاری است که منجر به حل مشکلی می شود.

◽️ اکثر حیواناتی که اطراف ما زندگی می کنند تا حدودی از این نوع آموزش بهره مندند.
حیوانات چیزهای زیادی را از مادرشان یاد می گیرند.

مشخصه این نوع یادگیری این است که در آن مراحل طبیعی یک یادگیری شخصی که مبتنی بر تجربه و خطاست را طی نکرده و گزینه نهایی و درست ر از تجربۀ فرد دیگری فراگرفته می شود.

◾️ 🔸 مثلا اگر چند جیوان در یک اتاق محبوس باشند و تنها یک خروجی مخفی وجود داشته باشد، هر حیوان برای توفیق در خروج از آنجا احتمالات زیادی را می آزماید و در بین این گزینه ها ، به طور اتفاقی به گزینه درست می رسد و خارج می شود.
هر حیوان دیگری هم بخواهد خودش خارج شود باید همین پروسه را تکرار کند، اما حیوانی اگر نحوه ی خروج همنوعش را دید و مستقیما و بدون امتحان هیچ گزینه دیگری همانند رفیقش عمل کرد و از راهی که او بیرون رفته بود،از اتاق خارج شد، یادگیری اش از روی تقلید بوده است و نه تجربه ی شخصی.

◽️🔸این نوع تقلید شبیه کاری است که در مهندسی معکوس اتفاق می افتد و کسانی که در اندیشه تقلید کار دیگران هستند بی زحمت تجربه و به کارگرفتن اندیشه و تخیل و تجربه ، کاری که دیگران با کلی زحمت و آزمایش و خطا و شکست های متعدد در طرحهای ناموفق، نهایتا به اختراع این وسیله و طرح و اجرای موفق آن دست یافته اند، با رونوشت برداری عملی میکنند.

❗️تقلید در زندگی انسان با این نوع آغاز می شود اما به این نوع ختم نمی شود!.❗️

🔆🔆یک اصل مهم و حیاتی🔆🔆

کودک در طول این یادگیری های مستمر، ناخودآگاه به یک استنباط نهانی می رسد و آن اتوریته و مرجعیت پدر و مادر نسبت به خود است.اینکه آنها می دانند چیزهایی را که او نمی داند.

⬅️ ازینرو وقتی قادر به حرف زدن با پدر ومادر شد و توانست نادانسته های خود را به صورت سؤال از آنها بپرسد، خصوصا در مواردی که قابل تجربۀ شخصی نیستند، برای او جوابهای پدر و مادر پاسخهای درستند . هرچه پدر و مادر گفتند به عنوان پاسخ درست در ذهن کودک ثبت می شود

و این بخش دوم از تقلید است ،

تقلید در حوزۀ معرفت.

این تقسیم رابه شکل دیگری هم می توان مطرح کرد:

تقلید از راه چشم

تقلید از راه گوش


باورهایی که با تقلید از راه گوش حاصل می شوند، اصلی ترین منبع باورهای یک شخص هستند؛

در حدود 15سال اول زندگی، تمام شنیده های یک فرد در ذهن وی انباشته شده و خصوصا آنهایی که در تأیید گفته های افراد مرجعش( پدر و مادر و معلم و..) هستند ،تقویت می شوند و در وجودش رسوخ و نفوذ می یابند، به طوری که وقتی فرد به خودآگاهی می رسد و خود را به عنوان یک فرد مستقل و دارای هویت منحصر به فرد می یابد، این باورها را هم بخشی از هویت خود می پندارد

🔚 م. ناجی


https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Forwarded from Hosein
Forwarded from Hosein
Forwarded from سهام نیوز
🔴اصلاح‌طلبان و دارودسته بازرگان!

✍️سیدمصطفی تاجزاده

در یکی از جلسات بازجویی، سرداری که بعدها بعضی دوستان گفتند سردار نقدی بود، درباره همکاری اصلاح‌طلبان با مبارزان ملی-مذهبی با من بحث کرد. در سالگرد درگذشت زنده یاد مهندس بازرگان انتشار دیالوگ‌های خود با آن سردار را برای تنویر افکار عمومی مفید دیدم.

▪️سردار: شما اصلاح‌طلبان خجالت نمی‌کشید از دارودسته لیبرال بازرگان که از نظر دینی منحرف است حمایت می‌کنید؟ با اصولگراها اختلاف دارید، چرا با منحرفین همکاری می‌کنید؟

من: اختلاف سلیقه‌‌های سیاسی ما و مهندس بازرگان به جای خود؛ اما ایشان انحراف دینی نداشت.

▪️سردار: چطور نداشت. بازرگان به لحاظ اسلامی فردی صددرصد منحرف بود؛ حاضرم درباره انحراف دینی شخص بازرگان با شما مفصل بحث کنم.

من: آماده‌ام با شما بحث می‌کنم اما به یک شرط.

▪️سردار: چه شرطی؟

من: ابتدا پیام رهبر به مناسبت درگذشت مهندس بازرگان را بیاورید و بخوانیم. سپس به بحث بپردازیم.

▪️سردار: مگر رهبری پیام داده است؟

من: بله، اما شما متوجه نشدید. چون در صداوسیما و روزنامه‌های کشور منتشر نشد. فقط در جمع‌های خصوصی انتشار یافت.

▪️سردار: باشد می‌آورم.

من: منتظرم

✳️ بیش از ۹ سال است که سردار رفته تا این پیام 👇را بیاورد...

بسمه‌تعالى
جناب آقاى دکتر یدالله سحابى
درگذشت مرحوم آقاى مهندس مهدى بازرگان را به جنابعالى و خانواده‌ محترم آن مرحوم تسلیت مى‌گویم. ایشان یکى از مبارزان دیرین با رژیم ستمشاهى و نیز از جمله‌ پیشروان ترویج و تبیین اندیشه‌هاى ناب اسلامى با زبان و منطق و شیوه‌ نوین بود و از این رهگذر بى‌شک در چشم همه‌ علاقه‌مندان به گسترش و رواج ایمان اسلامى در میان طبقات تحصیل‌کرده در دوران خفقان و دین‌زدایى رژیم پهلوى، داراى شأن و ارزش به‌خصوص بود.
خداوند ایشان را مشمول رحمت و مغفرت و فضل خود قرار دهد و به تلاش‌هاى ایشان با چشم رضا و قبول بنگرد.
لطفاً مراتب تسلیت این‌جانب را به همسر و فرزندان محترم ایشان ابلاغ فرمایید.
سید على خامنه‌اى
۷۳/۱۱/۵»
@Sahamnewsorg
خرد سنجشگر pinned «چگونه بحث کنیم؟ - 15 🌸🌸🌸🌸🌸🌸 ☑️ اقسام تقلید ☑️ تقلید آغاز از خود بیگانگی 🅾️ نوبت قبل نحوه شکل گیری معرفت در کودکی به اختصار بیان شد. 💢 اشاره شد که وقتی کودک ، توانایی های ذهنی اش به حدی رسید که به رفتار اطرافیانش توجه کند و آنها را ببیند و بشنود،…»
چگونه بحث کنیم - 16

🌐 فرق دو نوع تقلید

🌐 چرا تقلید سرآغاز از خودبیگانگی است؟

🌐 برای یافتن خویشتن خویش چه باید کرد؟


❇️ ممکن است این سؤال برای ما مطرح شود که:

🔅 چه فرقی است بین دو نوع تقلیدی که نام برده شد؟
هر دو در یک خصلت و ویژگی با هم مشترکند:
اینکه یک اندوخته را از روی فرد دیگری کپی برداری می کنیم، یک امر را بدون اینکه شخصا تجربه کنیم می پذیریم و همین خصلت و ویژگی است که هر دو مورد را شایستۀ عنوان تقلید می کند.

🔅 اگر چنین است آیا آنچه این دو را از هم متمایز می کند ، صرفا متفاوت بودن چیزی است که مورد تقلید قرار می گیرد؟ اینکه یکی از جنس رفتار است و دیگری از جنس جمله و سخن و گزاره؟

❇️ و سؤال دیگری که هنوز برایش پاسخی گفته نشده است این است که:
چرا مدعی شدید که تقلید سرآغاز از خودبیگانگی است؟ به چه دلیلی؟

❇️ و سؤال بعدی هم اینکه: آیا این حکم هر دو قسم تقلید را شامل می شود یا فقط یکی از این دو را؟

❇️ البته سؤالها در این زمینه منحصر به اینها نیست اما شاید برای بحث ما بیش از این ضروری یا مقدور نباشد.


🚹 در مورد فرق دو گونه تقلید، آنچه را به ذهنم می رسد با شما در میان می گذارم، ممکن است شما ایده های بهتری داشته باشید.

یکی از فرقهای مهمی که قبلا هم به آن اشاره شد، این است که این نوع از تقلید ضرورتا از جنس معرفت کلی نیست.

🔅 یعنی به گونه ای است که حتی حیوانات زبان بسته هم از این نوع تقلید بهره مندند.
برای مثال الگوهای لانه ساختن در پرندگان، به احتمال زیاد از اینگونه است و پرندگان تازه به دنیا آمده با دیدن نحوۀ آشیانه سازی دیگر پرندگان، از آنها می آموزند یا مثلا نحوۀ خوردن میوۀ نارگیل را میمونها از همدیگریاد می گیرند، یا نحوۀ بهره بردن از دست و پاها برای گشت و گذار بین شاخه های درختان و ...
فرق دوم این است که در این نوع تقلید معمولا بعد از این رخ می دهد که فرد توفیق یکی دیگر را در حل یک مسأله یا رفع یک مشکل مشاهده کند.

🔅 یعنی وقتی که با مشکلی مثل باز کردن در مواجه بود ولی آن را بلد نبود و توفیق یکی دیگر را در حل مشکل ملاحظه کرد، در واقع اقدام به حل مشکل از طریقی که دیدن آن منظره در خیالش ایجاد کرده بود میکند، و در واقع تنها وقتی آن را ادامه خواهد داد که عملا از آن طریق توفیقی داشته باشد.

🔅 یعنی در اینگونه تقلید، تنها فرقی که بین تقلید و تجربۀ شخصی وجود دارد این است که در تجربۀ شخصی، راه حل برخاسته از خلاقیت خیال خود شخص است و در دومی الهام گرفته شده از خلاقیت فردی دیگر، اما نتیجه همان است.

تنها اثر سوء این نوع تقلید، مانع شدنش از خلاقیت فردی است و نه بیشتر.

🔅 اگر فرد همان راه حل را با خلاقیت خویش ابداع کرده بود، راه برای خلاقیت های بزرگتر هم باز می شد ، گرچه صرف این نوع تقلید هم باعث توقف خلاقیت فرد نمی شود . یعنی فرد می تواند در حل مشکلات دیگر برای رشد خلاقیتش تلاش کند.

🔰🔰🔰

در اینجا باید به این نکته اشاره کرد که علت اصلی ترقی و تکامل نوع زندگی بشر ، در واقع بهره گیری از این نوع تقلید است و هر نسلی از بهره مندیهای نسل قبل استفاده کرده و چیزهایی بر آن افزوده است.

در واقع دانش تجربی بشر حاصل تقلید از این نوع خاص است.

اما تقلید از نوع دوم، اختصاص دارد به تقلید های گزاره ای یعنی پذیرش درستی یک گزاره صرفا به دلیل اعتماد به اتوریته و وثاقت فردی دیگر

با این توضیح، پاسخ سؤال بعدی هم شاید روشن شده باشد.

🔰اینکه از خودبیگانگی صرفا از اثرات تقلید نوع دوم است.

در نوع اول، فرد اثربخشی روش تقلیدی را شخصا در عمل می آزماید اما در قسم دوم بی آنکه درستی گزاره را شخصا بیازماید صرفا به دلیل اعتماد و اتکاء به مرجعیت و اتوریته و وثاقت فردی دیگر آن را درست می پندارد و بلکه به درستی اش باور میکند.

⚠️⚠️⚠️
اما اینکه چرا این مقدمه در ادامه بحث گفتگو مطرح شد:


برای اینکه بار دیگر به خودمان خاطرنشان کنیم که :

🔰 ما همواره و در هر سنی، به دلایل مختلف و از جمله همین دلیل ، ضرورت دارد از راستی آزمایی باورهایمان استقبال کنیم و از اینکه برخی از باورهایمان ناراست از آب درآید هراسان نشویم بلکه از آن استقبال کنیم

🔰 زیرا در جهت اصلاح کاستی هایی است که در دوران ناخودآگاهی ، مرتکب شده ایم

🔰 اما به جبر و اقتضای شرایط ذهنی و روحی و اقتضای آن مرحله از رشد انسانی مان،

🔰 و بدانیم که این وضعیت اختصاص به شخص ما ندارد بلکه همه انسانها در این باره هم سرشتیم و هم سرنوشت.



و آنهایی که به این مساله اعتراف نمی کنند تنها از این است که جسارت مواجهه با خود واقعی شان را ندارند.


🔚 م. ناجی

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
خرد سنجشگر pinned «چگونه بحث کنیم - 16 🌐 فرق دو نوع تقلید 🌐 چرا تقلید سرآغاز از خودبیگانگی است؟ 🌐 برای یافتن خویشتن خویش چه باید کرد؟ ❇️ ممکن است این سؤال برای ما مطرح شود که: 🔅 چه فرقی است بین دو نوع تقلیدی که نام برده شد؟ هر دو در یک خصلت و ویژگی با هم…»
🌾🌺🌾🌺🌾🌺🌾🌺🌾




علی عالی، تحلیلگر ورزشی نوشت:
یک بخش نادیده مهم از فوتبال اینجاست.
کاش دربارۀ این اتحاد ناگسستنی بیشتر بنویسیم.
تاثیرهای مهم تیم ملی اینجاست، نبض هایی که برای ایران می‌تپد.
عشق به وطن. عشق به ایران.
دختری که فارسی بلد نبود،
سرود ایران را حفظ نبود
اما برای تشویق ایران آمده بود.
سرود ایران را فینگلیسی نوشت تا بلند بلند بخواند. تشویق با همه وجود.
زیباترین لحظاتی‌که ثبت شد.
@sahandiranmehr

👏🙏👏🙏👏🙏👏🙏👏
Forwarded from اتچ بات
🌥 امروز کسی محرم اسرار کسی نیست
ما تجربه کردیم، کسی یار کسی نیست

🌥 هر مرد شتر دار اویس قرنی نیست
هر شیشه ی گلرنگ عقیق یمنی نیست

🌥 هر سنگ و گلی گوهر نایاب نگردد
هر احمد و محمود رسول مدنی نیست

🌥 بر مرده دلان پند مده خویش نیازار
زیرا که ابوجهل مسلمان شدنی نیست

🌥 با مرد خدا پنجه میفکن چو نمرود
این جسم خلیل است که آتش زدنی نیست

🌥 خشنود نشو دشمن اگر کرد محبت
خندیدن جلاد ز شیرین سخنی نیست

🌥 جایی که برادر به برادر نکند رحم
بیگانه برای تو برادر شدنی نیست

🌥 صد بار اگر دایه به طفل تو دهد شیر
غافل مشو ای دوست که مادر شدنی
نیست
Forwarded from خرد سنجشگر
⚫️🔴⚫️سوالی برای سنجشگری⚫️🔴⚫️

سام و سما تصمیم به یک بازی می گیرند.

مقداری توپ بیلیارد سیاه رنگ و یک توپ بیلیارد قرمز را در داخل یک جعبه سربسته می ریزند.
قرارشان بر این است که هرکدام به نوبت و متناوبا یک توپ را بدن آنکه بفهمند رنگش چیست از داخل جعبه بردارند، کسی برنده بازی است که توپ قرمز رنگ را از جعبه بیرون آورد.
سام تصمیم به بازی جوانمردانه می گیرد و به سما فرصت انتخاب می دهد که شروع کننده بازی را انتخاب کند. اینکه خودش بازی را آغاز می کند یا این فرصت را به سام می دهد.
سما به فکر فرو میرود:
اگر خودم بازی را شروع کنم این شانس را دارم که در همان حرکت اول توپ قرمز را از جعبه خارج کنم ، در حالی که اگر سام شروع کند این فرصت به او داده می شود.
اما اگر در حرکت اول من توپ سیاه رنگ از جعبه خارج کنم،در واقع شانس سام را برای بیرون آوردن توپ قرمز بیشتر کرده ام زیرا یکی از توپهای سیاه در جعبه کمتر شده است.
به نظر شما، سما برای اینکه شانس پیروزی خود را بیشتر کند چه تصمیمی بگیرد بهتر است؟

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
😢😢😢😢😢


🏛قدیمی‌ترین کاریکاتور ایران اثر حسین الموسوی که در دوازدهمین شمارهء روزنامهء ادب در سال ۱۹۰۳ میلادی و در شهر مشهد چاپ شده، به دلیل پیشرفت اروپایی‌ها در مقایسه با ایرانی‌ها پرداخته بود.



🙁🙁🙁🙁🙁🙁

نمایشی تراژیک از چیرگی رقابت بر رفاقت در جهان سوم
😢😢😢😢😢😢



ميزان فساد قبل و بعد از انقلاب

🔸دوم بهمن ١٣٥٦؛ فساد ١٤ميليون توماني(٢ ميليون دلاري) در ارتش، تيتر اول روزنامه كيهان
🔸دوم بهمن ١٣٩٧: فساد ٣٠٠٠ميليارد توماني(٢٥٠ ميليون دلاري) در بانك سرمايه، تيتر اول روزنامه سازندگی

😢😢😢😢😢😢😢
😳😳😳😳😳


کار ژورنالیستی هم که می کنید


لااقل یاد بگیرین کمی حرفه ای باشه!


خداییش خیلی تصنعیه!!


😐😐😐😐😐😐😐
چکونه بحث کنیم -17
🛠🛠🛠🛠🛠🛠🛠🛠🛠

❇️ راه کسب مهارت داوری صائب

❇️ نیازمندی به انسانهای دیگر در تشخیص صواب از خطا


🔸از دو بحث قبلی شاید می توان این را فهمید که هیچ انسانی با نیروی تفکر و شناخت بالفعل متولد نمی شود، بلکه مثل هر مهارت اختیاری دیگر در طول زندگی خویش، به تجربه و تمرین ، این مهارت حیاتی را کسب می کند.

🔹 گرچه در این میان ، به تجربه آموخته ایم که ظرفیت های افراد در کسب این مهارتها با هم متفاوت است ، قدرت یادگیری در انسانها به حسب خصوصیات فیزیولوژیک آنها می تواند با همدیگر متفاوت باشد .

🔸 در این مساله عوامل دخیل شاید بیش از یکی باشد،

🔻حافظه و قدرت به خاطر سپاری یکی از عوامل بسیار مؤثر است. برخی حافظه ی قویتری نسبت به دیگران دارند و از این جهت فرصت بیشتری برای یادگیری خواهند داشت.

🔻 هوش یکی دیگر از عوامل دخیل است که امروزه انواع متعددی از آن شناسایی و تفکیک شده است. هوش را شاید بتوان به قدرت پردازش اطلاعات تعبیر کرد.

🔻 انسانها از نظر بهرۀ هوشی هم متفاوتند، برخی بهره ای بیشتر از دیگران دارند.

🔻اگرکمی به دقت به مساله بنگریم می توانیم درک کنیم که بیش و کمی این موهبتها تنها در سهولت و سختی رسیدن به مهارتهاست که مؤثر است و نه در دست یافتن و نیافتن یا بیش و کمی مهارتها،
چه بسا فردی که از حافظه و هوش کمتری برخوردار بوده ولی به سبب تلاش و کوشش و برنامه، در کسب مهارت تفکر و داوری بسی موفقتر بوده است و ذهنی تیزتر و وقادتر پرورده است.

🔻 اما آنچه ما از این واقعیت، می توانیم در رابطه با بحث جاری نتیجه بگیریم این است که هیچ یک از ما نمی توانیم مدعی شویم و نمی توانیم مطمئن شویم که در استنتاجهایمان عاری از خطا هستیم، باید همواره خود را در معرض خطا ببینیم زیرا مهارت حدیقفی ندارد، هر مهارتی را مهارتی بالادستش می توان تصور کرد پس هیچکس ماهرترین متفکر نیست و هر انسانی همیشه در مرز بین خطا و صواب ایستاده است.

🔻حال این سؤال مهم پیش می اید که : پس ضامن اینکه ما در درۀ اشتباه سقوط نکنیم چیست؟

🔻جواب مشخص است: محک ردن دائمی افکار خود در گود داوری دیگر انسانها
ما برای اطمینان از درستی استنتاجها و یا اطلاعات خود همواره به دیگران نیاز داریم.

پس آنچه در قدم اول سخن گفتنمان با دیگران را ضروری می کند، کسب اطمینان بیشتر از درستی باورهای خودمان است و نه یاد دادن به دیگران


🔹 حکمی که معمولا خلاف آن در اذهان ما انسانها وجود دارد، ما انسانها معمولا خود را عالم و فارغ از جهل و خطا می پنداریم و برای یاد دادن به دیگران زبان به سخن می گشاییم و افرادی که در درونشان حس ندانستن هنوز زنده است ، کمتر سخن می گویند! در حالی که به نظر می رسد باید به عکس باشد و ما عمدتا برای تمرین درست اندیشیدن سخن بگوییم و ازینرو از نقد دیگران نیز استقبال کنیم.

🔸 عجیب است که در جمع های متداول، معمول انسانها از نقد شدن احساس خواری می کنند و گمان می کنند که مورد توهین قرار گرفته اند، گویی اصل اولیه در ذهن همه ما این است که ما مصون از خطاییم و کسی که بر ما خرده می گیرد ، در واقع به ما توهین میکند!

🔹🔸🔹از سوی دیگر، کسی که خود را در معرض خطا می داند باید از شنیدن هر سخن مستدلی استقبال کند که شاید در آن چیزی باشد که به اصلاح باورهایش کمک کند، ازینروست که در میزان دقت و صحت استدلال تأمل میکند، سؤال میکند و منتظر پاسخ سؤالش می ماند، نه از جهت عیبجویی بر دیگری و تحقیر دیگران

⚠️
اگر چنین فضایی در گفتمان جمعی ایجاد شد، می توان امیدوار بود که از آن جمع معرفت بزاید و باورها به هم نزدیک شود و انسانها به حقیقت تقرب جویند.
⚠️

باید تمرین کرد تا به تدریج فضای مسموم حاکم بر گفت و گوها را به سمت وضعیت ایده آل تغییر دهیم.

باید هر یک از ما در درون خویش ، به این حقیقت مومن باشیم که سعادت ما بستگی به خوب دیدن ما و درست اندیشیدن ما و اصلاح خطاهای داوری خویش دارد و هرکسی که در این راه به ما کمک کند حتی اگر نیتش بدخواهی باشد، در مسیر اصلاح ما قدم گذاشته است، باید از آن هم استقبال کرد و در جهت اصلاح داوری های خود بهره برد.

اگر وضعیت روانی خویش را چنین آماده کنیم، راه برای یادگیری و کسب مهارت تفکر و بهبود داوری باز خواهد شد و ما هر روز گامی جلوتر خواهیم بود، آنچه ما را خوشبخت می سازد گامهای استوار و صائب خودمان است نه انگاره های دیگران از ما.

🔚 م . ناجی

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
فلسفه تحلیلی

🔻در فلسفه تحلیلی چنانچه بخواهیم یک مدعا را تحلیل کنيم سه کار را باید انجام دهیم:

1️⃣مفردات یک مدعا را یا از راه آشنایی پیدا کنیم یا از راه توصیف به آن علم پیدا کنیم.مثلا گزاره: خدا صانع عالم است.ابتدا به فهم اجزای مفردهاي این گزاره پرداخته ميشود.یعنی واژه های خدا و صانع و عالم و بودن را یا با استفاده از از راه آشنایی یا با استفاده از توصيف فهم شود.

2️⃣کار دوم فیلسوف تحليلي این است که بايد دریابد که آیا کسانی هستند که با این مدعا مخالف باشند و مخالفان چه چیزی ميگويند.چنانچه مخالف مدعايي را فهم نکنيد اصلا خود آن مدعا را نفهمیده اید.

3️⃣کسانی که به این مدعا قائل هستند چه پیش فرض هایی برای قول خودشان داشته اند.به شکل خلاصه سه کار یک فیلسوف تحلیلی عبارتست از:

1.وضوح مدعا
2.تمایز مدعا
3.کشف مباني مدعا

🔻بعد از انجام این سه کار مساله فلسفی سه حالت خواهد داشت:

1.مساله از جنس شبه مساله است
2.مساله حل نشدنی است
3.مساله روش حل ایکس را دارد.

🔹ويتگنشتاين و اغلب شارحان آن معتقدند که تمامی مسائل فلسفی از جنس شبه مساله است و این همان تفسير جمله معروف ويتگنشتاين است که میگوید:

🔹فلسفه چیزی جز بازی های زبانی نیست.ويتگنشتاين میگفت اگر یک مگس را در بطری محبوس کنید این مگس هرگز از بطری خارج نميشود ولی چنانچه ساکن میشد میتوانست از بطری بگریزد.ما در فلسفه مانند آن مگس هستیم که فریب بازی زبانی را ميخوريم و اسیر شبه مساله میشویم.البته بعضی دیگر از فیلسوفان تحلیلی با نظر ويتگنشتاين موافق نیستند.

❇️مصطفی ملکیان،درس گفتار فلسفه تحلیلی
صبوری و مهارت گفت‌وگو

🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀

❇️ دکتر محسن رنانی، معرفی کتاب شوق گفت‌و‌گو

🔅 راستش از چند سال پیش کم‌کم به این فرضیه رسیده‌ام که بذر توسعه در کشور ما، دو لَپّه دارد، یعنی برای این که اصولا ملت ما حتی بتواند وارد «شرایط آستانه‌ای توسعه» شود، باید دو ویژگی را در خود بپروراند:
نخست صبوری
و
دوم مهارت گفت‌وگو

🔅 هر دو ویژگی نیازمند آموزش، تربیت، مراقبت و تمرین است.

🔹 راننده‌ی جوان تاکسی که تمایل دارد فرزندش در شرایطی زندگی کند که کشورش رو به توسعه داشته باشد، باید تمرین کند پشت چراغ راهنمایی بایستد و به خاطر شتابی که در ذهن دارد، خودروی خود را آرام آرام روی خط عابر پیاده نبرد.

🔹 پزشکی که از توسعه نیافتگی کشور به فغان آمده است باید تمرین کند که بیمارش را با صبوری ویزیت کند.

🔹 معلمی که می‌خواهد تلاشش برای ساختن نسل فردا به بار نشیند باید شتاب در نوشتن و گفتن را از کلامش و امتحانش و تمرین کلاسش حذف کند

🔹 و سیاست‌مداری که می‌خواهد مردمش برنامه‌های توسعه‌اش را پاس بدارند، باید از واکنش‌های شتابزده درباره مسائل پرهیز کند و به هوادارانش بیاموزد که از در داوری درباره رقیبان خودداری کنند.

🔸 همچنان راننده جوان تاکسی ما باید در خانه با همسرش و فرزندش درباره مسائل زندگی و تصمیمات شغلی و مسائل مدرسه فرزندش و مسائل دیگر زندگی باب گفت‌وگو را باز کند

🔸 و همچنان پزشک ما باید به بیمارش اجازه دهد که سخن بگوید و با او چون و چرا کند و بپرسد و توضیح بخواهد

🔸 و معلم ما باید به دانش‌آموزانش به جای مشق نوشتن، مشق گفت‌و‌گو‌ بدهد

🔸 و سیاست‌مدار ما به‌جای موعظه دیگران یا متهم‌کردن رقیبان، گفت‌وگو کردن را تمرین کند و برای اتخاذ یک سیاست، ماه‌ها با نخبگان و با مردمش گفت‌وگو کند.

آری توسعه از همین جاها شروع می‌شود.

❇️ چند‌دهه پیش اقتصاددان برجسته،‌ آلبرت هیرشمن گفته است که دولت‌های جهان‌سومی برای لاپوشانی ناتوانی‌هایشان در ایجاد بسترهای نرم توسعه، به ساخت‌وساز پروژه‌های بزرگ روی می‌آورند


  و من برای ایران مهارت گفت‌وگو را یکی از اصلی‌ترین بسترهای نرم توسعه می‌دانم.

ما ایرانیان با هم حرف می‌زنیم

اما در واقع تک‌گویی می‌کنیم نه گفت‌وگو

و البته ریشه‌های شکل‌گیری عادت رفتاری تک‌گویی را نیز در فرهنگ، تاریخ، عرفان، ادبیات، دین و سیاست این سرزمین، به‌خوبی کاویده است.
|https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
چگونه بحث کنیم -18
🌨🌨🌨🌨🌨🌨🌨

مجموعۀ باورها

هر باوری بالضروره درست و عاری از خطا نیست.


✴️ در شماره قبل بر این نکته تأکید کردیم که قوۀ داوری ما بعد از تولد ما شکل می گیرد

✴️ و چیزی نیست که به طور فطری و نهادی در طبیعت ما کار گذاشته شده باشد

✴️ ازینرو قوت و ضعف آن وابسته به میزان تربیت و تقویت آن مهارت در طول زندگی هر فرد است و هر فردی به حسب میزان مهارتش در داوری در معرض خطا و اشتباه است،

✴️✔️ نکتۀ بسیار مهم در این رابطه این است که ساختار وجودی انسان به گونه ای نیست که او با افتادن در خطا بی درنگ به خطایش ملتفت شود

✔️ در وجود انسانها زنگ خطری نهاده نشده است که با درافتادن به اشتباه به صدا درآید و او را متوجه خطایش کند،

✔️ خطاها در وجود وی تثبیت می شوند و بسان یک ویروس به تخریب ساختار آگاهی وی می پردازند بدون اینکه هیچ زنگ خطری به صدا درآید. برخلاف تهدیدهای فیزیولوژیک که دارای مکانیزم هشداردهنده ای به نام درد هست و دردهای جسمانی همواره از تهدیدی بر سلامت جسمانی خبر می دهند.

✔️ این خطاها در بین محفوظات ما باقی می مانند مادامی که حادثه ای اتفاق افتد و فرد در ارزیابی آن حادثه به خطای موجود در ساختار دانایی و معرفتش پی ببرد.

✔️ ازینرو می توان مدعی شد که حوزۀ معرفت هر انسان ترکیبی است از دانسته های او و جهل های مرکبش.

☑️ جهل مرکب به آن بخش از باورهای یک فرد اطلاق می شود که به زعم خود وی معرفتند اما در اصل خطا و نادرستند و در اثر ضعف داوری فرد ، به عنوان دانسته و دانش در حافظۀ وی جاخوش کرده اند.

✔️⬅️ پس مجموعه باورهای هر فرد در واقع مرکب از دانسته های وی و دانسته نماهایی است که فرد آنها را دانش تلقی میکند و صحیح می پندارد و مبنای عمل خویش قرار می دهد

این وضعیت تا آن حد جدی است که هیچکس هیچ عضو مجموعۀ معرفتش را نادرست نمی داند و همه را درست تلقی میکند و بلکه حتی در درستی آنها تردیدی به خود راه نمی دهد

گرچه همین فرد ممکن است فی الجمله و به صورت اجمالی و به طور مبهم تصدیق نمایند که بعضی از باورهایش نادرست است.

☑️ اما طبیعی است که اگر فردی در مورد درستی باور خاصی تردید داشت، آن عضو به طور اتوماتیک از مجموعۀ باورهای وی حذف شده و به مجموعۀ جهل های بسیط وی افزوده می شد ،

زیرا یکی از ویژگی های جدایی ناپذیر باور این است که فرد باورمند آن را درست بداند، یعنی محال است کسی گزاره ای را درست نداند و به آن باور داشته باشد.

✔️ جهل بسیط مجموعۀ چیزهایی است که فرد می داند که نمی داند! و در درستی یا نادرستی آنها شک دارد.

🔶 برای مثال ،اگر کسی باور دارد که حسن بلندقد است یعنی مطمئنا می داند که گزارۀ( حسن بلندقد است) درست است و نادرست نیست و الا اگر در درستی آن گزاره تردید می کرد دیگر محال بود که باور داشته باشد که حسن قد بلندی دارد.

✔️✔️ ازینروست که بعضی از معرفت شناسان این تعبیر را به کار برده اند که باور یک گرایش گزاره ای معطوف به صدق است.

🔴 از این مقدمات می خواهیم نتیجه ای بگیریم:

اینکه مجموعۀ دانسته های ما ، معلومات ما ( اعم از علم و جهل مرکب) همان مجموعۀ باورهای ماست.


⚪️ به عبارت دیگر هر باوری حاصل داوری ماست در موردی از چیزهایی که با آنها مواجه می شویم اعم از اینکه این داوری برصواب باشد یا برخطا

انسان در هر مرحله از زندگیش، و در مواجهه با جهان درونی و بیرونی ، مجبور است داوری هایی کند و بر اساس داوری هایش عمل کند، این داوریها به صورت گزاره هایی در حافظۀ وی ثبت می شود و همۀ این گزاره های ثبت شده در خزانۀ حافظه ، مجموعه ی باورهای وی را تشکیل می دهد.

این مجموعه نقش تعیین کننده ای در تصمیم گیرها و انتخابهای وی در هر لحظه از زندگیش بازی می کنند ،

♻️ هرچقدر دایره ی باورها و معلومات وسیعتر باشد، تعداد گزینه های روبروی وی در تصمیم گیرهایش توسعه یافته و دایرۀ اختیار وی گسترده تر و وسیعتر خواهد بود و به همین دلیل هرچه باورهایش درستتر و به حقیقت نزدیکتر باشد، انتخابهایش صائبتر و نتیجه بخشتر بوده و احتمال سعادت و خوشبختی اش بیشتر و بیشتر می گردد.


پس :

اگر بناست انسان در برابر سرنوشت خود متعهد و مسؤول باشد و تمام همت و تلاش خود را برای ساختن آینده اش به کار گیرد، ضروری است هرچه می تواند در یافتن و اصلاح گزاره های راست نما تلاش کند،

یعنی باورهای خویش را در هر مرحله ای در معرض نقد و سنجش و راست آزمایی قرار دهد و ضعف و قوت آنها را بیازماید

و هیچگاه خود را مصون از خطا نداند و بی نیاز از نقد و مبرا از لغزش نپندارد.

در ضمن اهمیت دارد که عوامل دخیل در شکل گیری باورها را به دقت بشناسد و آنها را از حیث توانایی شان در واقع نمایی و معرفی حقیقت ارزیابی کند.

🔚 م . ناجی

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker