🖍🖍🖍🖍🖍
به نظر شما این متن ارزش معرفتی دارد؟
1- اول صرف ادعاست: هیچ دلیلی بر درستی مدعای خویش نیاورده است.
2- نادان عنوانی مبهم است، مراد از نادان چه کسی است؟
الف- کسی که فی الجمله چیزی را نمی داند؟
ب- کسی که هیچ چیز نمی داند؟
ج- کسی که چیزهایی را می داند و چیزهایی را نمی داند؟
د- یا یک معنای مبهم و صرفا برای تخطئه افرادی که دوستشان نمی دارد؟
🖍🖍🖍🖍🖍
به نظر شما این متن ارزش معرفتی دارد؟
1- اول صرف ادعاست: هیچ دلیلی بر درستی مدعای خویش نیاورده است.
2- نادان عنوانی مبهم است، مراد از نادان چه کسی است؟
الف- کسی که فی الجمله چیزی را نمی داند؟
ب- کسی که هیچ چیز نمی داند؟
ج- کسی که چیزهایی را می داند و چیزهایی را نمی داند؟
د- یا یک معنای مبهم و صرفا برای تخطئه افرادی که دوستشان نمی دارد؟
🖍🖍🖍🖍🖍
خرد سنجشگر pinned «چگونه بحث کنیم؟ -22 🔥💧🔥💧🔥💧🔥 ❇️ اقناع بحثی بسیار پردامنه است و می توان گفت خودش به تنهایی می تواند موضوع بحثهای زیادی باشد، ♦️ اما در این فرصت، مقصود ما توجه دادن به برخی عوامل روانی است که از طریق دخیل بودن در اقناع ، در شکل گیری و تعین باورهای ما مؤثرند.…»
چگونه بحث کنیم؟ -23
🔥💧🔥💧🔥💧🔥💧
✅خلاصۀ سخن در معرفی دیالوگ(هم اندیشی)
✅ شرایطی که برای این نوع بحث( هم اندیشانه) مدنظر است
💠 خلاصه کنیم:
بحث و گفتگویی که مراد ماست:
🌐 1- گفت و گوی بین دو انسان بالغ و عاقل است.
یعنی شرط اول این است که هر دو یا چند طرف بحث، طرفهای مقابل را بالغ و عاقل و دارای قوۀ تمییز و تشخیص بدانند و به رسمیت بشناسند و نتیجتا از این انگاره به دور باشند که خودشان ملاک حق بودن سخن هستند و سخنشان بی نیاز از دلیل است.
یعنی پیشفرض گوینده این نباشد که عاقلتر و فهمیده تر و داناتر از طرفهای مقابل است.
از لوازم این شرط این است که خود را مکلف بدانند که هر مدعای خود را با دلیلی مناسب همراه کنند، دلیلی که پشتیبان درستی مدعای مطرح شده است.
🌐 2 - هدف بحث، رسیدن به یک موضع صائب وکامل و جامع و حتی الامکان مشترک باشد.
از لوازم این شرط این است که گوینده و نویسنده، از همان اول مدعا و دلیل خویش را کامل و جامع نینگارد، به بیان دیگر پیشفرضش این نباشد که کلام من عاری از خطاست و دلایلم عاری از خطایی و کاملترین دلیل است.
زیرا با این پیشفرض در واقع یک سد روانی در درون خویش برای نشنیدن صحیح سخن مخاطب ایجاد میکند و این سد مانع گفت و شنید دوجانبۀ مورد نظر خواهد بود.
🌐 3- طرفین بحث ، علاوه بر زبان مشترک و منطق مشترک، خود را ملزم به روش و نظام گفتگوی مشترک بدانند.
به عبارت دیگر، گفتگوی مورد نظر یک گفتگوی نظام مند و دارای اسلوب طراحی شده ای است که هر دو طرف به آن آگاه هستند و در طول بحث خود را ملزم به رعایت اصول بحث می دانند.
🌐 4- بر خلاف مجادله، که از نوع بازی برد- باخت( بازی مجموع صفر) است، این نوع گفتگو از نوع بازی برد – برد است.
هدف بازی به گونه ای طراحی شده است که اگر در بازی هر دو طرف بازی برنده نباشند، بازی برنده ای نخواهد داشت.
🌐 5- بر خلاف بازیهای غیرهمکارانه، این گونه از بحث، از بازیهای همکارانه است.
یعنی دو طرف بحث تلاششان معطوف به برد حریف است و نه باخت او
این دو شرط اخیر ، از نشانه های بسیار مهم این نوع از گفتگوست که می تواند افراد درگیر در این گفتگو را همیشه متوجه خطاو صواب رفتار خود در طول بحث بکند.
هر رفتار یا گفتاری از یک طرف که موجب شود که بازی به طرف شکست حریف پیش رود، در واقع حرکتی خطاست و باید اصلاح یا جبران شود.
🌐 6- این نوع از گفتگو ، به دقت و ظرافت تمام دیالکتیکی است.
یعنی هر سخنی از هر طرف ، دقیقا باید مربوط به سخن و معنایی باشد که طرف دیگر بیان کرده است.
لازمه ی این شرط این است که هر دو طرف بحث، مسلط به مهارت شنیدن و گوش دادن باشند، یعنی اولا با دقت تمام سخنان طرف مقابل را گوش کنند یا بخوانند، سپس با دقت تمام آن را تحلیل و رمزگشایی کرده و تا حد امکان منظم و استاندارد کنندو سپس سخنان خود را متناسب با مسموعات خود طراحی و مطرح کنند.
🌐 7 - این نوع گفتگو ، در واقع به هدف کمک گرفتن انسانها از نیرو و توان تفکر و خلاقیت و اطلاعات همدیگر طراحی شده است و نه به هدف یاد دادن به دیگران
ازینرو می توان آن را نوعی اندیشیدن جمعی و تلاش گروهی برای یافتن حقیقت و خیر و زیبایی دانست و هم اندیشی برازنده ترین نام این نوع گفتگوست و یا دیالوگ
🌐 8- دیالوگ در اصل برگرفته از واژگان مرکبی در زبان لاتین است که مضمونش ( شار معنا) یا (جریان معانی) است.
یعنی گفتگویی که از طریق آن معانی بین انسانها متبادل می شوند و فرآیندی که از طریق آن تبادل معنا رخ می دهد.
🗯
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
🔥💧🔥💧🔥💧🔥💧
✅خلاصۀ سخن در معرفی دیالوگ(هم اندیشی)
✅ شرایطی که برای این نوع بحث( هم اندیشانه) مدنظر است
💠 خلاصه کنیم:
بحث و گفتگویی که مراد ماست:
🌐 1- گفت و گوی بین دو انسان بالغ و عاقل است.
یعنی شرط اول این است که هر دو یا چند طرف بحث، طرفهای مقابل را بالغ و عاقل و دارای قوۀ تمییز و تشخیص بدانند و به رسمیت بشناسند و نتیجتا از این انگاره به دور باشند که خودشان ملاک حق بودن سخن هستند و سخنشان بی نیاز از دلیل است.
یعنی پیشفرض گوینده این نباشد که عاقلتر و فهمیده تر و داناتر از طرفهای مقابل است.
از لوازم این شرط این است که خود را مکلف بدانند که هر مدعای خود را با دلیلی مناسب همراه کنند، دلیلی که پشتیبان درستی مدعای مطرح شده است.
🌐 2 - هدف بحث، رسیدن به یک موضع صائب وکامل و جامع و حتی الامکان مشترک باشد.
از لوازم این شرط این است که گوینده و نویسنده، از همان اول مدعا و دلیل خویش را کامل و جامع نینگارد، به بیان دیگر پیشفرضش این نباشد که کلام من عاری از خطاست و دلایلم عاری از خطایی و کاملترین دلیل است.
زیرا با این پیشفرض در واقع یک سد روانی در درون خویش برای نشنیدن صحیح سخن مخاطب ایجاد میکند و این سد مانع گفت و شنید دوجانبۀ مورد نظر خواهد بود.
🌐 3- طرفین بحث ، علاوه بر زبان مشترک و منطق مشترک، خود را ملزم به روش و نظام گفتگوی مشترک بدانند.
به عبارت دیگر، گفتگوی مورد نظر یک گفتگوی نظام مند و دارای اسلوب طراحی شده ای است که هر دو طرف به آن آگاه هستند و در طول بحث خود را ملزم به رعایت اصول بحث می دانند.
🌐 4- بر خلاف مجادله، که از نوع بازی برد- باخت( بازی مجموع صفر) است، این نوع گفتگو از نوع بازی برد – برد است.
هدف بازی به گونه ای طراحی شده است که اگر در بازی هر دو طرف بازی برنده نباشند، بازی برنده ای نخواهد داشت.
🌐 5- بر خلاف بازیهای غیرهمکارانه، این گونه از بحث، از بازیهای همکارانه است.
یعنی دو طرف بحث تلاششان معطوف به برد حریف است و نه باخت او
این دو شرط اخیر ، از نشانه های بسیار مهم این نوع از گفتگوست که می تواند افراد درگیر در این گفتگو را همیشه متوجه خطاو صواب رفتار خود در طول بحث بکند.
هر رفتار یا گفتاری از یک طرف که موجب شود که بازی به طرف شکست حریف پیش رود، در واقع حرکتی خطاست و باید اصلاح یا جبران شود.
🌐 6- این نوع از گفتگو ، به دقت و ظرافت تمام دیالکتیکی است.
یعنی هر سخنی از هر طرف ، دقیقا باید مربوط به سخن و معنایی باشد که طرف دیگر بیان کرده است.
لازمه ی این شرط این است که هر دو طرف بحث، مسلط به مهارت شنیدن و گوش دادن باشند، یعنی اولا با دقت تمام سخنان طرف مقابل را گوش کنند یا بخوانند، سپس با دقت تمام آن را تحلیل و رمزگشایی کرده و تا حد امکان منظم و استاندارد کنندو سپس سخنان خود را متناسب با مسموعات خود طراحی و مطرح کنند.
🌐 7 - این نوع گفتگو ، در واقع به هدف کمک گرفتن انسانها از نیرو و توان تفکر و خلاقیت و اطلاعات همدیگر طراحی شده است و نه به هدف یاد دادن به دیگران
ازینرو می توان آن را نوعی اندیشیدن جمعی و تلاش گروهی برای یافتن حقیقت و خیر و زیبایی دانست و هم اندیشی برازنده ترین نام این نوع گفتگوست و یا دیالوگ
🌐 8- دیالوگ در اصل برگرفته از واژگان مرکبی در زبان لاتین است که مضمونش ( شار معنا) یا (جریان معانی) است.
یعنی گفتگویی که از طریق آن معانی بین انسانها متبادل می شوند و فرآیندی که از طریق آن تبادل معنا رخ می دهد.
🗯
مطالب مقدماتی زیادی لازم است مطرح شود، اما به حسب حوصلۀ بحث آنها را به زمانی دیگر موکول کرده و از شماره بعد به معرفی شیوه های پیشنهادی برای این نوع گفتگو می پردازیم.
🔚 م. ناجیhttps://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
چند توصیۀ قلمی به دوستان جوان
۱. چه و چگونه
هر متنی که خواندید و بر دل شما نشست، همه یا بخشهایی از آن را دستکم دوبار بخوانید. خوانش دوم و سوم، چشم شما را به ظرایف و دقایقی از متن باز میکند که در خوانش اول به چشم نمیآید. بار اول میخوانیم که بدانیم نویسنده «چه» گفته است؛ اما اینکه «چگونه» نوشته است، در خوانش دوم صید میشود.
۲. چارچشمی
پس از آنکه یادداشت یا مقاله یا کتاب خود را نوشتید، چارچشمی در آن بنگرید؛ یعنی حداقل چهار بار آن را بخوانید و هر بار با چشمی. بار اول را وقف غنیسازی متن کنید؛ بار دوم از چشم منتقد در متن خویش بنگرید تا بتوانید کاستیها و ناراستیهای آن را ببینید؛ بار سوم با چشم مخاطب متوسط و حواسپرت بخوانید تا ابهامها و اغلاقهای نوشتارتان را بیابید و بستُرید. چهارمبار را به نیت نازککاری و غلطزدایی از صورت متن بخوانید.
۳. گشودگی به اندیشههای دیگران
دربارۀ هر چه مینویسید، غیر از مراجعه به منابع و آثار مرتبط، حتما با چند نفر دربارۀ آن گفتوگو کنید. و اگر کسی را برای گپوگفت نیافتید یا نیازی به آن ندیدید، دستکم با خودتان گفتوگو و محاجّۀ طولانی کنید. نوشتن، ورود به میدان مین است. تنها و بیکس وارد این میدان خطرناک نشوید.
۴. احترام به شعور مخاطب
من عاملی را نمیشناسم که به اندازۀ احترام به شعور مخاطب در توفیق متن مؤثر باشد. کسی که به شعور مخاطب احترام میگذارد، سخن تکراری نمیگوید، مغلطه نمیکند، بیمایه نمینویسد، وقت خواننده را همچون عمر خویش گرانبها میشمارد، جانب حقیقت را فرونمیگذارد، فروتن است و هیچ نوشتهای را بدون غلطگیریهای مکرر و بدون اطمینان از پاکیزگی آن، منتشر نمیکند.
۵. آهستگی
هیچکس از راه پُرنویسی و پُرچانگی به جایگاهی بلند نرسیده است و اگر هم رسیده باشد، زودا که سرنگون گردد.
۶. پیوستگی
اگر هوای نویسندگی در سر دارید، نباید روزی بر شما بگذرد که در آن چند سطری ننوشته باشید؛ هرچند برای خویش و نه برای انتشار.
۷. مثنویخوانی
همچنان معتقدم که خواندن هیچ کتابی به اندازۀ مثنوی مولانا، قلم را قدرتمند و چابک نمیکند. من هیچگاه فرصت نکردم که دلایلم را دربارۀ این توصیه بهتفصیل بنویسم. اینجا همینقدر اشاره میکنم که زبان فارسی در کمتر اثری به اندازۀ آثار مولانا زنده و پویا است. انس با این زبان نیرومند، قلم را مستعد خلاقیتهای بسیار میکند. تقلید از او و از هیچ کس دیگر جایز نیست؛ اما بیگانگی از سرمایههای پیشینی، ابتری و سترونی است.
رضا بابایی
۱. چه و چگونه
هر متنی که خواندید و بر دل شما نشست، همه یا بخشهایی از آن را دستکم دوبار بخوانید. خوانش دوم و سوم، چشم شما را به ظرایف و دقایقی از متن باز میکند که در خوانش اول به چشم نمیآید. بار اول میخوانیم که بدانیم نویسنده «چه» گفته است؛ اما اینکه «چگونه» نوشته است، در خوانش دوم صید میشود.
۲. چارچشمی
پس از آنکه یادداشت یا مقاله یا کتاب خود را نوشتید، چارچشمی در آن بنگرید؛ یعنی حداقل چهار بار آن را بخوانید و هر بار با چشمی. بار اول را وقف غنیسازی متن کنید؛ بار دوم از چشم منتقد در متن خویش بنگرید تا بتوانید کاستیها و ناراستیهای آن را ببینید؛ بار سوم با چشم مخاطب متوسط و حواسپرت بخوانید تا ابهامها و اغلاقهای نوشتارتان را بیابید و بستُرید. چهارمبار را به نیت نازککاری و غلطزدایی از صورت متن بخوانید.
۳. گشودگی به اندیشههای دیگران
دربارۀ هر چه مینویسید، غیر از مراجعه به منابع و آثار مرتبط، حتما با چند نفر دربارۀ آن گفتوگو کنید. و اگر کسی را برای گپوگفت نیافتید یا نیازی به آن ندیدید، دستکم با خودتان گفتوگو و محاجّۀ طولانی کنید. نوشتن، ورود به میدان مین است. تنها و بیکس وارد این میدان خطرناک نشوید.
۴. احترام به شعور مخاطب
من عاملی را نمیشناسم که به اندازۀ احترام به شعور مخاطب در توفیق متن مؤثر باشد. کسی که به شعور مخاطب احترام میگذارد، سخن تکراری نمیگوید، مغلطه نمیکند، بیمایه نمینویسد، وقت خواننده را همچون عمر خویش گرانبها میشمارد، جانب حقیقت را فرونمیگذارد، فروتن است و هیچ نوشتهای را بدون غلطگیریهای مکرر و بدون اطمینان از پاکیزگی آن، منتشر نمیکند.
۵. آهستگی
هیچکس از راه پُرنویسی و پُرچانگی به جایگاهی بلند نرسیده است و اگر هم رسیده باشد، زودا که سرنگون گردد.
۶. پیوستگی
اگر هوای نویسندگی در سر دارید، نباید روزی بر شما بگذرد که در آن چند سطری ننوشته باشید؛ هرچند برای خویش و نه برای انتشار.
۷. مثنویخوانی
همچنان معتقدم که خواندن هیچ کتابی به اندازۀ مثنوی مولانا، قلم را قدرتمند و چابک نمیکند. من هیچگاه فرصت نکردم که دلایلم را دربارۀ این توصیه بهتفصیل بنویسم. اینجا همینقدر اشاره میکنم که زبان فارسی در کمتر اثری به اندازۀ آثار مولانا زنده و پویا است. انس با این زبان نیرومند، قلم را مستعد خلاقیتهای بسیار میکند. تقلید از او و از هیچ کس دیگر جایز نیست؛ اما بیگانگی از سرمایههای پیشینی، ابتری و سترونی است.
رضا بابایی
خرد سنجشگر pinned «چگونه بحث کنیم؟ -23 🔥💧🔥💧🔥💧🔥💧 ✅خلاصۀ سخن در معرفی دیالوگ(هم اندیشی) ✅ شرایطی که برای این نوع بحث( هم اندیشانه) مدنظر است 💠 خلاصه کنیم: بحث و گفتگویی که مراد ماست: 🌐 1- گفت و گوی بین دو انسان بالغ و عاقل است. یعنی شرط اول این است که هر دو یا چند…»
Forwarded from Deleted Account
🔻بیخاصیت سازی مفهوم نقد
❎سه سفسطهای که در خصوص نقدکردن رایج است و باید مراقب باشیم گرفتار آن نشویم به شرح زیر میباشند:
1️⃣نقد شما سازنده نیست.
رایجترین پسوندی که به مفهوم نقد میبندند، مفهوم سازندهبودن آن است. در پس این تعبیر یک سفسطهی بزرگ خوابیده است. کسی که میگوید مرا نقد سازنده کنید یعنی "من میخواهم در موقعیت خودم سفت و سخت باقی بمانم و شما جوری مرا نقد کن که من بمانم". نقد سازنده یعنی بیخاصیتسازی نقد. وظیفهی نقد در بسیاری از موارد برافکندن یک بنیان بد است نه ساختنش. نقد در بسیاری از موارد نباید بنای سازندگی فرد یا وضعیتی را داشته باشد که خود اساس بحران است.
2️⃣نکات منفی را گفتید چرا نکات مثبت را نمیگویید.
وظیفه منتقد مجیزگویی نیست. گفتن نکات مثبت کاری است که فردی که در مسئولیت است باید انجام دهد نه فرد منتقد. منتقدی که به نکات مثبت میپردازد منتقد نیست، مجیزگو است. نکتهی مثبت یک عملکرد وظیفه بانی آن عمل است نه چیزی برای مجیزگویی. اینکه کسی وظیفهاش را درست انجام داده خوب باید انجام میداده وگرنه برای چه آنجا است؟ منتقد همواره وظیفه دارد خلأها و حفرهها را به رخ بکشد.
3️⃣شما که این همه نقد میکنید راهکارتان چیست؟.
✅نقد با نشاندادن حفره، شکاف و خلأ، پیشاپیش یک راهکار است. 🔴موظفکردن منتقد به راهکار دادن نیز سفسطهای است بس بزرگ. چون نفس نقد در درون خود یک راهکار را دارد. در عین حال در بسیاری از موارد منتقد یک وضعیت، دلیلی ندارد خود بدل به راهکاردهنده نیز بشود. طرح مسئله و حل مسئله دو فراینداند که لزوما قرار نیست همپوش باشند. کسی که فریاد میزند :تو همش نقد میکنی راهکار هم بده" پیشاپیش نپذیرفته است که او و سیستم اداره وضعیتش خود پارهای از مسئلهاند و اولین راهکاردر پاسخ به چنین مدعایی این است: "تو برو کنار، استعفا بده". ⭕️درست مثل استاد بیسوادی که دانشجو یقهاش را میگیرد که از کلاس راضی نیستیم و او پاسخ میدهد: راهکارتان چیست نمیشود که فقط نقد کرد.
راهکار اول این است که شما بفرما سر جای خودت بنشین این صندلی جای تو نیست.
- آرش حیدری
❎سه سفسطهای که در خصوص نقدکردن رایج است و باید مراقب باشیم گرفتار آن نشویم به شرح زیر میباشند:
1️⃣نقد شما سازنده نیست.
رایجترین پسوندی که به مفهوم نقد میبندند، مفهوم سازندهبودن آن است. در پس این تعبیر یک سفسطهی بزرگ خوابیده است. کسی که میگوید مرا نقد سازنده کنید یعنی "من میخواهم در موقعیت خودم سفت و سخت باقی بمانم و شما جوری مرا نقد کن که من بمانم". نقد سازنده یعنی بیخاصیتسازی نقد. وظیفهی نقد در بسیاری از موارد برافکندن یک بنیان بد است نه ساختنش. نقد در بسیاری از موارد نباید بنای سازندگی فرد یا وضعیتی را داشته باشد که خود اساس بحران است.
2️⃣نکات منفی را گفتید چرا نکات مثبت را نمیگویید.
وظیفه منتقد مجیزگویی نیست. گفتن نکات مثبت کاری است که فردی که در مسئولیت است باید انجام دهد نه فرد منتقد. منتقدی که به نکات مثبت میپردازد منتقد نیست، مجیزگو است. نکتهی مثبت یک عملکرد وظیفه بانی آن عمل است نه چیزی برای مجیزگویی. اینکه کسی وظیفهاش را درست انجام داده خوب باید انجام میداده وگرنه برای چه آنجا است؟ منتقد همواره وظیفه دارد خلأها و حفرهها را به رخ بکشد.
3️⃣شما که این همه نقد میکنید راهکارتان چیست؟.
✅نقد با نشاندادن حفره، شکاف و خلأ، پیشاپیش یک راهکار است. 🔴موظفکردن منتقد به راهکار دادن نیز سفسطهای است بس بزرگ. چون نفس نقد در درون خود یک راهکار را دارد. در عین حال در بسیاری از موارد منتقد یک وضعیت، دلیلی ندارد خود بدل به راهکاردهنده نیز بشود. طرح مسئله و حل مسئله دو فراینداند که لزوما قرار نیست همپوش باشند. کسی که فریاد میزند :تو همش نقد میکنی راهکار هم بده" پیشاپیش نپذیرفته است که او و سیستم اداره وضعیتش خود پارهای از مسئلهاند و اولین راهکاردر پاسخ به چنین مدعایی این است: "تو برو کنار، استعفا بده". ⭕️درست مثل استاد بیسوادی که دانشجو یقهاش را میگیرد که از کلاس راضی نیستیم و او پاسخ میدهد: راهکارتان چیست نمیشود که فقط نقد کرد.
راهکار اول این است که شما بفرما سر جای خودت بنشین این صندلی جای تو نیست.
- آرش حیدری
چگونه بحث کنیم؟ -24
🍃🌷🍃🌷🍃🌷🍃🌷🍃
🔰 - عناصر انسانی دیالوگ
🔰 - عناصر ابزاری دیالوگ
🔰 - مواد اولیه دیالوگ
🔰 - روش مورد کاربرد در دیالوگ
✅
قبلا به طور ضمنی بیان شد که دیالوگ در واقع یک بازی برد- برد و همکارانه است.
پس بسان هر بازی باید عناصر بازی هم تعریف شود:
این بازی یک بازی دو نفره است. در یک بازی تنها و تنها دو نفر بازی می کنند و اگر عنصر سومی وارد بازی گردد، در واقع غیر از بازی اول و در کنار آن، بازی دیگری شروع می شود که یک طرف آن شخص سومی است که وارد گفتگو شده است و طرف دیگر، فردی از آن نفر سابق که وی به عنوان مخاطب خود برمی گزیند.
مثلا اگر علی و سامان با هم در مورد مشخصی در حال بحث بودند که رامین سر رسیده و نسبت به نظرات سامان موضعگیریها و نظراتی دارد که می خواهد با وی در میان بگذارد و به وسط بحث پریده و خطاب به سامان مطالبی می گوید، این بازی دوم در واقع بین رامین و سامان شروع شده است و ربطی به بازی اول ندارد و نباید تکلیف دو بازی به هم پیوند بخورد و مجموعه گفتار متقابل آن سه نفر را یک بازی حساب کرد.
|در این بازی، یکی از شرکت کنندگان آغازگر بازی است که او را مدعی می نامند، و نفر دوم بازی را ناقد.
البته اینگونه نیست که بازی تا آخر لزوما با همان عنوانها ادامه می یابد، بلکه بر حسب روال بحث، ممکن است در طول بحث فرد دوم در جایگاه مدعی قرار بگیرد و نفری که بحث را آغاز کرده بود، موضع ناقد را در بحث عهده دار شود.
ازینرو عنوانی که هریک از دو عضو بازیگر می پذیرند ، به حسب موقعیتشان در بحث جاری تعیین می شود.
این تغییر موقعیت بازیکنان شبیه به حالتی است که در بازیهای ورزشی هم نمونه اش را می توان دید. مثل تعویض وظیفۀ شروع بازی و سرویس زدن بین دو تیم رقیب در مسابقۀ والیبال . در بازی والیبال، هر تیم به عنوان یک بازیگر محسوب می شوند.
پس در دیالوگ ما تنها دو بازیگر داریم که برحسب موقعیتشان در بحث، یکی مدعی و دیگری ناقد نامیده می شود.
✅
در این بازی ، ابزاری که طرفین بازی در اختیار دارند و توسط آن با همدیگر بازی می کنند، زبان مشترک است و منطق مشترک است و قوای ادراکی هر یک از طرفین بازی.
موقعیتی که دو نفر امکان داشته باشند نظرات و منویات خود را از طریق زبان گفتاری یا نوشتاری و دیگر زبانهای کمکی به همدیگر برسانند.
این موقعیت می تواند در فضای حقیقی باشد و می تواند در فضای مجازی باشد.
مراد از زبانهای کمکی، آن ابزارهایی است که بشر در طول تاریخ تجربیات خود، برای افاده بهتر منویات و مافی الضمیر خود کشف کرده است، مثلا زبان چهره و زبان بدن و لحن در فضای حقیقی و ایموجی ها در فضای مجازی
که البته به حسب امکانات و مقتضیات موجود، برخی شرایط و قواعد بازی احتمالا تغییر یابد.
✅
مواد اولیه دیالوگ، تمام معانی و ادراکات و دریافتهای بشری است که به عنوان معرفت در دسترس هر یک از دو طرف دیالوگ قرار دارد و در قالب زبان مشترک مورد بهره برداری و استفاده قرار می گیرد.
✅
روشی که برای این بازی دو نفره طراحی و تعریف شده است، به طور کلی تحت عنوان تفکر نقادانه شناخته می شود.
تفکر نقادانه مجموعه ای از روشها و قواعدی است که برای حصول نتیجه ی لازم و تعیین شده از دیالوگ مناسب تشخیص داده شده است.
می توان گفت که از تولد و تکامل این نوزاد پرارج در عرصۀ معرفت بشری، بیش از چند دهه نمی گذرد.
هنوز برای تکامل و تکمیل و توسعه و فربهی این فن و روش راههای طولانی باید پیموده شود.
🔚 م. ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
🍃🌷🍃🌷🍃🌷🍃🌷🍃
🔰 - عناصر انسانی دیالوگ
🔰 - عناصر ابزاری دیالوگ
🔰 - مواد اولیه دیالوگ
🔰 - روش مورد کاربرد در دیالوگ
✅
عناصر انسانی دیالوگ:
**********************قبلا به طور ضمنی بیان شد که دیالوگ در واقع یک بازی برد- برد و همکارانه است.
پس بسان هر بازی باید عناصر بازی هم تعریف شود:
این بازی یک بازی دو نفره است. در یک بازی تنها و تنها دو نفر بازی می کنند و اگر عنصر سومی وارد بازی گردد، در واقع غیر از بازی اول و در کنار آن، بازی دیگری شروع می شود که یک طرف آن شخص سومی است که وارد گفتگو شده است و طرف دیگر، فردی از آن نفر سابق که وی به عنوان مخاطب خود برمی گزیند.
مثلا اگر علی و سامان با هم در مورد مشخصی در حال بحث بودند که رامین سر رسیده و نسبت به نظرات سامان موضعگیریها و نظراتی دارد که می خواهد با وی در میان بگذارد و به وسط بحث پریده و خطاب به سامان مطالبی می گوید، این بازی دوم در واقع بین رامین و سامان شروع شده است و ربطی به بازی اول ندارد و نباید تکلیف دو بازی به هم پیوند بخورد و مجموعه گفتار متقابل آن سه نفر را یک بازی حساب کرد.
|در این بازی، یکی از شرکت کنندگان آغازگر بازی است که او را مدعی می نامند، و نفر دوم بازی را ناقد.
البته اینگونه نیست که بازی تا آخر لزوما با همان عنوانها ادامه می یابد، بلکه بر حسب روال بحث، ممکن است در طول بحث فرد دوم در جایگاه مدعی قرار بگیرد و نفری که بحث را آغاز کرده بود، موضع ناقد را در بحث عهده دار شود.
ازینرو عنوانی که هریک از دو عضو بازیگر می پذیرند ، به حسب موقعیتشان در بحث جاری تعیین می شود.
این تغییر موقعیت بازیکنان شبیه به حالتی است که در بازیهای ورزشی هم نمونه اش را می توان دید. مثل تعویض وظیفۀ شروع بازی و سرویس زدن بین دو تیم رقیب در مسابقۀ والیبال . در بازی والیبال، هر تیم به عنوان یک بازیگر محسوب می شوند.
پس در دیالوگ ما تنها دو بازیگر داریم که برحسب موقعیتشان در بحث، یکی مدعی و دیگری ناقد نامیده می شود.
✅
عناصر ابزاری دیالوگ:
********************در این بازی ، ابزاری که طرفین بازی در اختیار دارند و توسط آن با همدیگر بازی می کنند، زبان مشترک است و منطق مشترک است و قوای ادراکی هر یک از طرفین بازی.
موقعیتی که دو نفر امکان داشته باشند نظرات و منویات خود را از طریق زبان گفتاری یا نوشتاری و دیگر زبانهای کمکی به همدیگر برسانند.
این موقعیت می تواند در فضای حقیقی باشد و می تواند در فضای مجازی باشد.
مراد از زبانهای کمکی، آن ابزارهایی است که بشر در طول تاریخ تجربیات خود، برای افاده بهتر منویات و مافی الضمیر خود کشف کرده است، مثلا زبان چهره و زبان بدن و لحن در فضای حقیقی و ایموجی ها در فضای مجازی
که البته به حسب امکانات و مقتضیات موجود، برخی شرایط و قواعد بازی احتمالا تغییر یابد.
✅
مواد اولیه دیالوگ:
*******************مواد اولیه دیالوگ، تمام معانی و ادراکات و دریافتهای بشری است که به عنوان معرفت در دسترس هر یک از دو طرف دیالوگ قرار دارد و در قالب زبان مشترک مورد بهره برداری و استفاده قرار می گیرد.
✅
روش مورد استفاده در دیالوگ:
**************************روشی که برای این بازی دو نفره طراحی و تعریف شده است، به طور کلی تحت عنوان تفکر نقادانه شناخته می شود.
تفکر نقادانه مجموعه ای از روشها و قواعدی است که برای حصول نتیجه ی لازم و تعیین شده از دیالوگ مناسب تشخیص داده شده است.
می توان گفت که از تولد و تکامل این نوزاد پرارج در عرصۀ معرفت بشری، بیش از چند دهه نمی گذرد.
هنوز برای تکامل و تکمیل و توسعه و فربهی این فن و روش راههای طولانی باید پیموده شود.
🔚 م. ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
خرد سنجشگر pinned «چگونه بحث کنیم؟ -24 🍃🌷🍃🌷🍃🌷🍃🌷🍃 🔰 - عناصر انسانی دیالوگ 🔰 - عناصر ابزاری دیالوگ 🔰 - مواد اولیه دیالوگ 🔰 - روش مورد کاربرد در دیالوگ ✅ عناصر انسانی دیالوگ: ********************** قبلا به طور ضمنی بیان شد که دیالوگ در واقع یک بازی برد- برد…»
8 فایل مربوط به کارگاه #تفکر_نقاد مدرس دکتر #سرگلزایی 👆👆
تفکر نقاد
سرگلزایی
🌺🌺🌺🌺🌺
با سپاس از جناب آقای اکبری به خاطر لطف کردن این فایلها
تفکر نقاد
سرگلزایی
🌺🌺🌺🌺🌺
با سپاس از جناب آقای اکبری به خاطر لطف کردن این فایلها
چگونه بحث کنیم؟ -25
🔥💧🔥💧🔥💧🔥💧🔥💧🔥
❇️ تعریف بازی
❇️ مواد اولیه دیالوگ
❇️ تعریف اجمالی معرفت
❇️ دو بازیگر عمده دیالوگ
✏️ اگر دیالوگ را یک بازی همکارانۀ برد- برد برای تبادل معرفت در نظر بگیریم، از همین تعریف مشخص است که مواد اولیۀ این بازی معرفت خواهند بود.
برای روشنی بیشتر ابتدا بازی را تعریف می کنیم:
❇️
🖍 هرگاه سود یک موجودیت تنها در گرو رفتار خود او نبوده و متاثر از رفتار یک یا چند موجودیت دیگر باشد، و تصمیمات دیگر تاثیر مثبت و منفی بر روی سود او داشته باشند، یک بازی میان دو یا چند موجودیت یاد شده شکل گرفته است.
(عبدلی قهرمان: «نظریه بازیها و کاربردهای آن»)
📝 توضیح تعریف:
برای روشنتر شدن تعریف، نیاز به توضیح است که مراد از موجودیت، عامل یا عوامل انسانی است.
علت اینگونه تعبیر، این است که این عامل گاهی یک نفر است و گاهی یک تیم ، سازمان، نهاد یا مجموعه مشخصی از انسانها یا حتی یک کشور یا یک حکومت و ...
برای اینکه تعریف هر دو قسم را شامل شود از تعبیر( موجودیت) بهره برده شده است.
📝 به تعبیر ساده اگر یک فرد درگیر کاری است که سودش از آن کار تنها در گرو تصمیم و رفتار خود او نیست بلکه تصمیم و رفتار فرد دیگری در میزان سود و زیان وی اثر گذار است، آن عمل نوعی بازی محسوب می شود.
🖌🖌 این معنا از بازی ، تا حدودی متفاوت از معنای دیگر بازی است که در علوم تربیتی مدنظر است، و بیشتر در مورد کودکان از آن بحث می شود.
📝 بازی با این معنا بسیاری از کارهای جمعی ما را شامل می شود.
برای مثال
📍 درس خواندن یک دانش آموز در دبستان در واقع یک بازی است زیرا نتیجه کار او غیر از فعالیت فردی وی به رفتار دانش آموزان دیگر، رفتار آموزگاران و رفتار عوامل مدیریت مدرسه و.. بستگی دارد.
📍 دیوار کشی برای یک بنا یک بازی برد- برد و همکارانه بین بنا و کارگر است زیرا نتیجه و سود و زیان عمل او به غیر از فعالیت شخصی اش ، به عمل و رفتار کارگر هم بستگی دارد.
📌📌📌 اگر در این بازی مواد و مصالح بازی را آجر و گچ و آهک و سیمان و آب و شن و... بدانیم در بازی دیالوگ هم مواد و مصالح بازی، معرفت خواهد بود زیرا هدف از این بازی تبادل معرفت است.
حال باید به این سوالها پاسخ دهیم که:
❇️
چگونه حاصل می شود؟
📝 بحث در مورد معرفت بسی گسترده دامن است، اما در اینجا نه نیازی به تمام آن بحثهاست و نه فرصتی.
🖍 به ساده ترین بیان ممکن، معرفت عبارت است از هر باوری از ما که ما برای درستی اش دلیل موجه داریم.
🖍 از زمان سقراط و افلاطون و ارسطو ، آن باورهایی که دلیلی بر درستی شان نداریم را معرفت ندانسته اند.
📌📌 پس تنها به آن بخش از باورها که دلیلی بر درستی اش داریم، می توانیم بگوییم معرفت
🖍🖍 الان معلوم می شود که چرا از ابتدا شرط می شود که ادعای صرف را نمی توان در دیالوگ استفاده کرد. چرا؟
📍📍 چون وقتی دلیلش در کنارش نباشد نمی توانیم مدعی شویم که معرفت است.
📌📌 پس وقتی یک نفر مدعایی را همراه با دلیل یا دلایلش به فرد دیگری بیان می کند ، خواه این بیان شفاهی باشد یا مکتوب، تلاش کرده است معرفتی را به طرف مقابل اعطا کند و به بیان دیگر اقدام به تبادل معرفت کرده است و اینکار می تواند بخشی از بازی دیالوگ تلقی شود.
🖌🖌 از همین نقطه ما می توانیم اولین حرکت اولین بازیگر دیالوگ را مشخص کنیم.
✏️ مضمون کلام وی باید یک مدعای اصلی و تنها یک مدعای اصلی باشد
✏️ به همراه دلیل یا دلایلی که از ادعای او پشتیبانی کند.
✔️ طبیعی است که این دلیل یا دلایل بایدمتناسب با دانش و معلومات و سطح معرفت مخاطب یعنی دومین بازیگر باشد.
✔️✔️
☑️ مجموع قسمت اول و دوم با هم استدلال نامیده می شود.
نکته ای که باید متذکر شد، معمولا در یک استدلال وقتی مدعا بعد از دلیل ذکر شود، گاهی به آن نتیجه هم گفته می شود زیرا به حسب فرض ما مدعا منطقا از دلیل یا دلایل استنتاج می شود.
🔚 م. ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
🔥💧🔥💧🔥💧🔥💧🔥💧🔥
❇️ تعریف بازی
❇️ مواد اولیه دیالوگ
❇️ تعریف اجمالی معرفت
❇️ دو بازیگر عمده دیالوگ
✏️ اگر دیالوگ را یک بازی همکارانۀ برد- برد برای تبادل معرفت در نظر بگیریم، از همین تعریف مشخص است که مواد اولیۀ این بازی معرفت خواهند بود.
برای روشنی بیشتر ابتدا بازی را تعریف می کنیم:
❇️
تعریف بازی:🖍 هرگاه سود یک موجودیت تنها در گرو رفتار خود او نبوده و متاثر از رفتار یک یا چند موجودیت دیگر باشد، و تصمیمات دیگر تاثیر مثبت و منفی بر روی سود او داشته باشند، یک بازی میان دو یا چند موجودیت یاد شده شکل گرفته است.
(عبدلی قهرمان: «نظریه بازیها و کاربردهای آن»)
📝 توضیح تعریف:
برای روشنتر شدن تعریف، نیاز به توضیح است که مراد از موجودیت، عامل یا عوامل انسانی است.
علت اینگونه تعبیر، این است که این عامل گاهی یک نفر است و گاهی یک تیم ، سازمان، نهاد یا مجموعه مشخصی از انسانها یا حتی یک کشور یا یک حکومت و ...
برای اینکه تعریف هر دو قسم را شامل شود از تعبیر( موجودیت) بهره برده شده است.
📝 به تعبیر ساده اگر یک فرد درگیر کاری است که سودش از آن کار تنها در گرو تصمیم و رفتار خود او نیست بلکه تصمیم و رفتار فرد دیگری در میزان سود و زیان وی اثر گذار است، آن عمل نوعی بازی محسوب می شود.
🖌🖌 این معنا از بازی ، تا حدودی متفاوت از معنای دیگر بازی است که در علوم تربیتی مدنظر است، و بیشتر در مورد کودکان از آن بحث می شود.
📝 بازی با این معنا بسیاری از کارهای جمعی ما را شامل می شود.
برای مثال
📍 درس خواندن یک دانش آموز در دبستان در واقع یک بازی است زیرا نتیجه کار او غیر از فعالیت فردی وی به رفتار دانش آموزان دیگر، رفتار آموزگاران و رفتار عوامل مدیریت مدرسه و.. بستگی دارد.
📍 دیوار کشی برای یک بنا یک بازی برد- برد و همکارانه بین بنا و کارگر است زیرا نتیجه و سود و زیان عمل او به غیر از فعالیت شخصی اش ، به عمل و رفتار کارگر هم بستگی دارد.
📌📌📌 اگر در این بازی مواد و مصالح بازی را آجر و گچ و آهک و سیمان و آب و شن و... بدانیم در بازی دیالوگ هم مواد و مصالح بازی، معرفت خواهد بود زیرا هدف از این بازی تبادل معرفت است.
حال باید به این سوالها پاسخ دهیم که:
❇️
معرفت چیست؟
تبادل معرفت به چه معناست ؟چگونه حاصل می شود؟
📝 بحث در مورد معرفت بسی گسترده دامن است، اما در اینجا نه نیازی به تمام آن بحثهاست و نه فرصتی.
🖍 به ساده ترین بیان ممکن، معرفت عبارت است از هر باوری از ما که ما برای درستی اش دلیل موجه داریم.
🖍 از زمان سقراط و افلاطون و ارسطو ، آن باورهایی که دلیلی بر درستی شان نداریم را معرفت ندانسته اند.
📌📌 پس تنها به آن بخش از باورها که دلیلی بر درستی اش داریم، می توانیم بگوییم معرفت
🖍🖍 الان معلوم می شود که چرا از ابتدا شرط می شود که ادعای صرف را نمی توان در دیالوگ استفاده کرد. چرا؟
📍📍 چون وقتی دلیلش در کنارش نباشد نمی توانیم مدعی شویم که معرفت است.
تنها در صورتی که مدعای ما به همراه دلیل ذکر شود ،می توان گفت که این مدعا یک معرفت است. گرچه حتی بعدا ثابت شود که دلیل نادرست یا ناقص بوده استزیرا وقتی که بیان می کردیم برای ما یک معرفت بود.
📌📌 پس وقتی یک نفر مدعایی را همراه با دلیل یا دلایلش به فرد دیگری بیان می کند ، خواه این بیان شفاهی باشد یا مکتوب، تلاش کرده است معرفتی را به طرف مقابل اعطا کند و به بیان دیگر اقدام به تبادل معرفت کرده است و اینکار می تواند بخشی از بازی دیالوگ تلقی شود.
🖌🖌 از همین نقطه ما می توانیم اولین حرکت اولین بازیگر دیالوگ را مشخص کنیم.
هر کدام از دو بازیگر می تواند شروع کننده بازی باشد.ازینرو که شروع کننده در مقام ادعای معرفت بودن آن چیزی است که القا میکند ، مدعی نامیده می شود.
✏️ مضمون کلام وی باید یک مدعای اصلی و تنها یک مدعای اصلی باشد
✏️ به همراه دلیل یا دلایلی که از ادعای او پشتیبانی کند.
✔️ طبیعی است که این دلیل یا دلایل بایدمتناسب با دانش و معلومات و سطح معرفت مخاطب یعنی دومین بازیگر باشد.
✔️✔️
پس کلام مدعی ضرورتا باید از دو قسمت کاملا مجزا تشکیل شده باشد:
قسمت اول: مدعا که از روی تسامح ادعا هم نامیده می شود.
قسمت دوم: دلیل یا دلایل ☑️ مجموع قسمت اول و دوم با هم استدلال نامیده می شود.
پس یک استدلال شامل مدعاست و دلیلی که از درستی آن پشتیبانی می کند.✔️✔️✔️گاهی به مدعا، نتیجه هم گفته می شود.
نکته ای که باید متذکر شد، معمولا در یک استدلال وقتی مدعا بعد از دلیل ذکر شود، گاهی به آن نتیجه هم گفته می شود زیرا به حسب فرض ما مدعا منطقا از دلیل یا دلایل استنتاج می شود.
🔚 م. ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
زبان پیامکی
(به انگلیسی: SMS language) به اصطلاحات اختصاری استفاده شده در پیامکها و چت رومها و شبکههای مجازی اجتماعی اطلاق میشود.
اهمیت
اهمیت زبان پیامکی در نوشتن واژهها با کمترین تعداد نویسه برای رساندن مفهوم است. بخاطر همین در این گونه زبانی از رعایت اصول نوشتن از جمله نقطه گذاری، با حروف بزرگ نوشتن، و رعایت کامل دستور زبان پرهیز میشود.
در یک نگاه زبان پیامکی را میتوان گویشی نو زاد در زبان دانست که واژگان و اعداد را در هم آمیخته تا مختصرترین واژگان را برا بیان مقصود بسازد.
پیدایش
پیدایش زبان پیامکی به دوره استفاده از تلگراف بر میگردد. زمانی که واژگانی نظیر TEXT را برای سریع نوشتن بصورت txt مینوشتند. بغیر از حذف واکههای واژه با ترکیب اعداد و حروف نیز باز هم میشد واژگان کوتاه تری نوشت برای مثال برای واژه انگلیسی later میتوان از عبارت سه کاراکتری l8r استفاده کرد.
استفاده از ابزارهای چت رشد زبان پیامکی را سرعت بخشید.افراد چت کننده برای سرعت بخشیدن به کار کم کم واژههای اختصاری ای را برای عبارات بزرگ ساختند. بطور مثال برای عبارت انگلیسی be right back از عبارت BRB که از ترکیب حرف اول این واژهها ساخته شده بود استفاده کردند.
ساختار
ساخت واژههای زبان پیامکی، فرمولهای سادهای دارند. اولین فرمول همان نشان اختصاری است که از ترکیب حروف اول کلمات بدست میآید. مانند موارد زیر
brb = be right back = برمیگردم
dc = disconnect = قطع ارتباط شبکه
on= online = آنلاین
off = offline = آفلاین
lol= laugh out loudly = خندیدن با صدای بلند
np= no problem = ایرادی ندارد
wb= welcome back= خوش برگشتی
asl= age/ sexuality/ locationسن/جنسیت/محل زندگی
ty= thank you = متشکرم
so so= نه زیاد خوب نه زیاد بد
glhf = good luck have fun = وقت خوبی داشته باشید و شاد باشی
bb = bye bye = خداحافظ
روش دیگر استفاده از نام حروف و اعداد است که شبیه یک واژه هستند. مانند موارد زیر:
you = U = شما
your = UR = برای شما
c u= see you = میبینمت
s2a=send too all=ارسال برای همه
nf = net freind= دوست اینترنتی
ir3l=irancell=ایرانسل
w8=wait=انتظار
در چت به زبان فارسی با حروف انگلیسی (فینگلیش)از این روش بصورت محلی بسیار استفاده میشود. مانند نمونههای زیر:
@sa = ساعت
mer۳۰ = مرسی
30nama=سینما
در برخی موارد هم حروف صدادار یک واژه حذف میشوند:
tnx = thanks = ممنون
BA=بیا
در برخی موارد هم از ترکیب چند روش استفاده میشود:
uw = you're welcome = خواهش میکنم
پدیا
(به انگلیسی: SMS language) به اصطلاحات اختصاری استفاده شده در پیامکها و چت رومها و شبکههای مجازی اجتماعی اطلاق میشود.
اهمیت
اهمیت زبان پیامکی در نوشتن واژهها با کمترین تعداد نویسه برای رساندن مفهوم است. بخاطر همین در این گونه زبانی از رعایت اصول نوشتن از جمله نقطه گذاری، با حروف بزرگ نوشتن، و رعایت کامل دستور زبان پرهیز میشود.
در یک نگاه زبان پیامکی را میتوان گویشی نو زاد در زبان دانست که واژگان و اعداد را در هم آمیخته تا مختصرترین واژگان را برا بیان مقصود بسازد.
پیدایش
پیدایش زبان پیامکی به دوره استفاده از تلگراف بر میگردد. زمانی که واژگانی نظیر TEXT را برای سریع نوشتن بصورت txt مینوشتند. بغیر از حذف واکههای واژه با ترکیب اعداد و حروف نیز باز هم میشد واژگان کوتاه تری نوشت برای مثال برای واژه انگلیسی later میتوان از عبارت سه کاراکتری l8r استفاده کرد.
استفاده از ابزارهای چت رشد زبان پیامکی را سرعت بخشید.افراد چت کننده برای سرعت بخشیدن به کار کم کم واژههای اختصاری ای را برای عبارات بزرگ ساختند. بطور مثال برای عبارت انگلیسی be right back از عبارت BRB که از ترکیب حرف اول این واژهها ساخته شده بود استفاده کردند.
ساختار
ساخت واژههای زبان پیامکی، فرمولهای سادهای دارند. اولین فرمول همان نشان اختصاری است که از ترکیب حروف اول کلمات بدست میآید. مانند موارد زیر
brb = be right back = برمیگردم
dc = disconnect = قطع ارتباط شبکه
on= online = آنلاین
off = offline = آفلاین
lol= laugh out loudly = خندیدن با صدای بلند
np= no problem = ایرادی ندارد
wb= welcome back= خوش برگشتی
asl= age/ sexuality/ locationسن/جنسیت/محل زندگی
ty= thank you = متشکرم
so so= نه زیاد خوب نه زیاد بد
glhf = good luck have fun = وقت خوبی داشته باشید و شاد باشی
bb = bye bye = خداحافظ
روش دیگر استفاده از نام حروف و اعداد است که شبیه یک واژه هستند. مانند موارد زیر:
you = U = شما
your = UR = برای شما
c u= see you = میبینمت
s2a=send too all=ارسال برای همه
nf = net freind= دوست اینترنتی
ir3l=irancell=ایرانسل
w8=wait=انتظار
در چت به زبان فارسی با حروف انگلیسی (فینگلیش)از این روش بصورت محلی بسیار استفاده میشود. مانند نمونههای زیر:
@sa = ساعت
mer۳۰ = مرسی
30nama=سینما
در برخی موارد هم حروف صدادار یک واژه حذف میشوند:
tnx = thanks = ممنون
BA=بیا
در برخی موارد هم از ترکیب چند روش استفاده میشود:
uw = you're welcome = خواهش میکنم
پدیا