خرد سنجشگر pinned «چگونه بحث کنیم؟ -23 🔥💧🔥💧🔥💧🔥💧 ✅خلاصۀ سخن در معرفی دیالوگ(هم اندیشی) ✅ شرایطی که برای این نوع بحث( هم اندیشانه) مدنظر است 💠 خلاصه کنیم: بحث و گفتگویی که مراد ماست: 🌐 1- گفت و گوی بین دو انسان بالغ و عاقل است. یعنی شرط اول این است که هر دو یا چند…»
Forwarded from Deleted Account
🔻بیخاصیت سازی مفهوم نقد
❎سه سفسطهای که در خصوص نقدکردن رایج است و باید مراقب باشیم گرفتار آن نشویم به شرح زیر میباشند:
1️⃣نقد شما سازنده نیست.
رایجترین پسوندی که به مفهوم نقد میبندند، مفهوم سازندهبودن آن است. در پس این تعبیر یک سفسطهی بزرگ خوابیده است. کسی که میگوید مرا نقد سازنده کنید یعنی "من میخواهم در موقعیت خودم سفت و سخت باقی بمانم و شما جوری مرا نقد کن که من بمانم". نقد سازنده یعنی بیخاصیتسازی نقد. وظیفهی نقد در بسیاری از موارد برافکندن یک بنیان بد است نه ساختنش. نقد در بسیاری از موارد نباید بنای سازندگی فرد یا وضعیتی را داشته باشد که خود اساس بحران است.
2️⃣نکات منفی را گفتید چرا نکات مثبت را نمیگویید.
وظیفه منتقد مجیزگویی نیست. گفتن نکات مثبت کاری است که فردی که در مسئولیت است باید انجام دهد نه فرد منتقد. منتقدی که به نکات مثبت میپردازد منتقد نیست، مجیزگو است. نکتهی مثبت یک عملکرد وظیفه بانی آن عمل است نه چیزی برای مجیزگویی. اینکه کسی وظیفهاش را درست انجام داده خوب باید انجام میداده وگرنه برای چه آنجا است؟ منتقد همواره وظیفه دارد خلأها و حفرهها را به رخ بکشد.
3️⃣شما که این همه نقد میکنید راهکارتان چیست؟.
✅نقد با نشاندادن حفره، شکاف و خلأ، پیشاپیش یک راهکار است. 🔴موظفکردن منتقد به راهکار دادن نیز سفسطهای است بس بزرگ. چون نفس نقد در درون خود یک راهکار را دارد. در عین حال در بسیاری از موارد منتقد یک وضعیت، دلیلی ندارد خود بدل به راهکاردهنده نیز بشود. طرح مسئله و حل مسئله دو فراینداند که لزوما قرار نیست همپوش باشند. کسی که فریاد میزند :تو همش نقد میکنی راهکار هم بده" پیشاپیش نپذیرفته است که او و سیستم اداره وضعیتش خود پارهای از مسئلهاند و اولین راهکاردر پاسخ به چنین مدعایی این است: "تو برو کنار، استعفا بده". ⭕️درست مثل استاد بیسوادی که دانشجو یقهاش را میگیرد که از کلاس راضی نیستیم و او پاسخ میدهد: راهکارتان چیست نمیشود که فقط نقد کرد.
راهکار اول این است که شما بفرما سر جای خودت بنشین این صندلی جای تو نیست.
- آرش حیدری
❎سه سفسطهای که در خصوص نقدکردن رایج است و باید مراقب باشیم گرفتار آن نشویم به شرح زیر میباشند:
1️⃣نقد شما سازنده نیست.
رایجترین پسوندی که به مفهوم نقد میبندند، مفهوم سازندهبودن آن است. در پس این تعبیر یک سفسطهی بزرگ خوابیده است. کسی که میگوید مرا نقد سازنده کنید یعنی "من میخواهم در موقعیت خودم سفت و سخت باقی بمانم و شما جوری مرا نقد کن که من بمانم". نقد سازنده یعنی بیخاصیتسازی نقد. وظیفهی نقد در بسیاری از موارد برافکندن یک بنیان بد است نه ساختنش. نقد در بسیاری از موارد نباید بنای سازندگی فرد یا وضعیتی را داشته باشد که خود اساس بحران است.
2️⃣نکات منفی را گفتید چرا نکات مثبت را نمیگویید.
وظیفه منتقد مجیزگویی نیست. گفتن نکات مثبت کاری است که فردی که در مسئولیت است باید انجام دهد نه فرد منتقد. منتقدی که به نکات مثبت میپردازد منتقد نیست، مجیزگو است. نکتهی مثبت یک عملکرد وظیفه بانی آن عمل است نه چیزی برای مجیزگویی. اینکه کسی وظیفهاش را درست انجام داده خوب باید انجام میداده وگرنه برای چه آنجا است؟ منتقد همواره وظیفه دارد خلأها و حفرهها را به رخ بکشد.
3️⃣شما که این همه نقد میکنید راهکارتان چیست؟.
✅نقد با نشاندادن حفره، شکاف و خلأ، پیشاپیش یک راهکار است. 🔴موظفکردن منتقد به راهکار دادن نیز سفسطهای است بس بزرگ. چون نفس نقد در درون خود یک راهکار را دارد. در عین حال در بسیاری از موارد منتقد یک وضعیت، دلیلی ندارد خود بدل به راهکاردهنده نیز بشود. طرح مسئله و حل مسئله دو فراینداند که لزوما قرار نیست همپوش باشند. کسی که فریاد میزند :تو همش نقد میکنی راهکار هم بده" پیشاپیش نپذیرفته است که او و سیستم اداره وضعیتش خود پارهای از مسئلهاند و اولین راهکاردر پاسخ به چنین مدعایی این است: "تو برو کنار، استعفا بده". ⭕️درست مثل استاد بیسوادی که دانشجو یقهاش را میگیرد که از کلاس راضی نیستیم و او پاسخ میدهد: راهکارتان چیست نمیشود که فقط نقد کرد.
راهکار اول این است که شما بفرما سر جای خودت بنشین این صندلی جای تو نیست.
- آرش حیدری
چگونه بحث کنیم؟ -24
🍃🌷🍃🌷🍃🌷🍃🌷🍃
🔰 - عناصر انسانی دیالوگ
🔰 - عناصر ابزاری دیالوگ
🔰 - مواد اولیه دیالوگ
🔰 - روش مورد کاربرد در دیالوگ
✅
قبلا به طور ضمنی بیان شد که دیالوگ در واقع یک بازی برد- برد و همکارانه است.
پس بسان هر بازی باید عناصر بازی هم تعریف شود:
این بازی یک بازی دو نفره است. در یک بازی تنها و تنها دو نفر بازی می کنند و اگر عنصر سومی وارد بازی گردد، در واقع غیر از بازی اول و در کنار آن، بازی دیگری شروع می شود که یک طرف آن شخص سومی است که وارد گفتگو شده است و طرف دیگر، فردی از آن نفر سابق که وی به عنوان مخاطب خود برمی گزیند.
مثلا اگر علی و سامان با هم در مورد مشخصی در حال بحث بودند که رامین سر رسیده و نسبت به نظرات سامان موضعگیریها و نظراتی دارد که می خواهد با وی در میان بگذارد و به وسط بحث پریده و خطاب به سامان مطالبی می گوید، این بازی دوم در واقع بین رامین و سامان شروع شده است و ربطی به بازی اول ندارد و نباید تکلیف دو بازی به هم پیوند بخورد و مجموعه گفتار متقابل آن سه نفر را یک بازی حساب کرد.
|در این بازی، یکی از شرکت کنندگان آغازگر بازی است که او را مدعی می نامند، و نفر دوم بازی را ناقد.
البته اینگونه نیست که بازی تا آخر لزوما با همان عنوانها ادامه می یابد، بلکه بر حسب روال بحث، ممکن است در طول بحث فرد دوم در جایگاه مدعی قرار بگیرد و نفری که بحث را آغاز کرده بود، موضع ناقد را در بحث عهده دار شود.
ازینرو عنوانی که هریک از دو عضو بازیگر می پذیرند ، به حسب موقعیتشان در بحث جاری تعیین می شود.
این تغییر موقعیت بازیکنان شبیه به حالتی است که در بازیهای ورزشی هم نمونه اش را می توان دید. مثل تعویض وظیفۀ شروع بازی و سرویس زدن بین دو تیم رقیب در مسابقۀ والیبال . در بازی والیبال، هر تیم به عنوان یک بازیگر محسوب می شوند.
پس در دیالوگ ما تنها دو بازیگر داریم که برحسب موقعیتشان در بحث، یکی مدعی و دیگری ناقد نامیده می شود.
✅
در این بازی ، ابزاری که طرفین بازی در اختیار دارند و توسط آن با همدیگر بازی می کنند، زبان مشترک است و منطق مشترک است و قوای ادراکی هر یک از طرفین بازی.
موقعیتی که دو نفر امکان داشته باشند نظرات و منویات خود را از طریق زبان گفتاری یا نوشتاری و دیگر زبانهای کمکی به همدیگر برسانند.
این موقعیت می تواند در فضای حقیقی باشد و می تواند در فضای مجازی باشد.
مراد از زبانهای کمکی، آن ابزارهایی است که بشر در طول تاریخ تجربیات خود، برای افاده بهتر منویات و مافی الضمیر خود کشف کرده است، مثلا زبان چهره و زبان بدن و لحن در فضای حقیقی و ایموجی ها در فضای مجازی
که البته به حسب امکانات و مقتضیات موجود، برخی شرایط و قواعد بازی احتمالا تغییر یابد.
✅
مواد اولیه دیالوگ، تمام معانی و ادراکات و دریافتهای بشری است که به عنوان معرفت در دسترس هر یک از دو طرف دیالوگ قرار دارد و در قالب زبان مشترک مورد بهره برداری و استفاده قرار می گیرد.
✅
روشی که برای این بازی دو نفره طراحی و تعریف شده است، به طور کلی تحت عنوان تفکر نقادانه شناخته می شود.
تفکر نقادانه مجموعه ای از روشها و قواعدی است که برای حصول نتیجه ی لازم و تعیین شده از دیالوگ مناسب تشخیص داده شده است.
می توان گفت که از تولد و تکامل این نوزاد پرارج در عرصۀ معرفت بشری، بیش از چند دهه نمی گذرد.
هنوز برای تکامل و تکمیل و توسعه و فربهی این فن و روش راههای طولانی باید پیموده شود.
🔚 م. ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
🍃🌷🍃🌷🍃🌷🍃🌷🍃
🔰 - عناصر انسانی دیالوگ
🔰 - عناصر ابزاری دیالوگ
🔰 - مواد اولیه دیالوگ
🔰 - روش مورد کاربرد در دیالوگ
✅
عناصر انسانی دیالوگ:
**********************قبلا به طور ضمنی بیان شد که دیالوگ در واقع یک بازی برد- برد و همکارانه است.
پس بسان هر بازی باید عناصر بازی هم تعریف شود:
این بازی یک بازی دو نفره است. در یک بازی تنها و تنها دو نفر بازی می کنند و اگر عنصر سومی وارد بازی گردد، در واقع غیر از بازی اول و در کنار آن، بازی دیگری شروع می شود که یک طرف آن شخص سومی است که وارد گفتگو شده است و طرف دیگر، فردی از آن نفر سابق که وی به عنوان مخاطب خود برمی گزیند.
مثلا اگر علی و سامان با هم در مورد مشخصی در حال بحث بودند که رامین سر رسیده و نسبت به نظرات سامان موضعگیریها و نظراتی دارد که می خواهد با وی در میان بگذارد و به وسط بحث پریده و خطاب به سامان مطالبی می گوید، این بازی دوم در واقع بین رامین و سامان شروع شده است و ربطی به بازی اول ندارد و نباید تکلیف دو بازی به هم پیوند بخورد و مجموعه گفتار متقابل آن سه نفر را یک بازی حساب کرد.
|در این بازی، یکی از شرکت کنندگان آغازگر بازی است که او را مدعی می نامند، و نفر دوم بازی را ناقد.
البته اینگونه نیست که بازی تا آخر لزوما با همان عنوانها ادامه می یابد، بلکه بر حسب روال بحث، ممکن است در طول بحث فرد دوم در جایگاه مدعی قرار بگیرد و نفری که بحث را آغاز کرده بود، موضع ناقد را در بحث عهده دار شود.
ازینرو عنوانی که هریک از دو عضو بازیگر می پذیرند ، به حسب موقعیتشان در بحث جاری تعیین می شود.
این تغییر موقعیت بازیکنان شبیه به حالتی است که در بازیهای ورزشی هم نمونه اش را می توان دید. مثل تعویض وظیفۀ شروع بازی و سرویس زدن بین دو تیم رقیب در مسابقۀ والیبال . در بازی والیبال، هر تیم به عنوان یک بازیگر محسوب می شوند.
پس در دیالوگ ما تنها دو بازیگر داریم که برحسب موقعیتشان در بحث، یکی مدعی و دیگری ناقد نامیده می شود.
✅
عناصر ابزاری دیالوگ:
********************در این بازی ، ابزاری که طرفین بازی در اختیار دارند و توسط آن با همدیگر بازی می کنند، زبان مشترک است و منطق مشترک است و قوای ادراکی هر یک از طرفین بازی.
موقعیتی که دو نفر امکان داشته باشند نظرات و منویات خود را از طریق زبان گفتاری یا نوشتاری و دیگر زبانهای کمکی به همدیگر برسانند.
این موقعیت می تواند در فضای حقیقی باشد و می تواند در فضای مجازی باشد.
مراد از زبانهای کمکی، آن ابزارهایی است که بشر در طول تاریخ تجربیات خود، برای افاده بهتر منویات و مافی الضمیر خود کشف کرده است، مثلا زبان چهره و زبان بدن و لحن در فضای حقیقی و ایموجی ها در فضای مجازی
که البته به حسب امکانات و مقتضیات موجود، برخی شرایط و قواعد بازی احتمالا تغییر یابد.
✅
مواد اولیه دیالوگ:
*******************مواد اولیه دیالوگ، تمام معانی و ادراکات و دریافتهای بشری است که به عنوان معرفت در دسترس هر یک از دو طرف دیالوگ قرار دارد و در قالب زبان مشترک مورد بهره برداری و استفاده قرار می گیرد.
✅
روش مورد استفاده در دیالوگ:
**************************روشی که برای این بازی دو نفره طراحی و تعریف شده است، به طور کلی تحت عنوان تفکر نقادانه شناخته می شود.
تفکر نقادانه مجموعه ای از روشها و قواعدی است که برای حصول نتیجه ی لازم و تعیین شده از دیالوگ مناسب تشخیص داده شده است.
می توان گفت که از تولد و تکامل این نوزاد پرارج در عرصۀ معرفت بشری، بیش از چند دهه نمی گذرد.
هنوز برای تکامل و تکمیل و توسعه و فربهی این فن و روش راههای طولانی باید پیموده شود.
🔚 م. ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
خرد سنجشگر pinned «چگونه بحث کنیم؟ -24 🍃🌷🍃🌷🍃🌷🍃🌷🍃 🔰 - عناصر انسانی دیالوگ 🔰 - عناصر ابزاری دیالوگ 🔰 - مواد اولیه دیالوگ 🔰 - روش مورد کاربرد در دیالوگ ✅ عناصر انسانی دیالوگ: ********************** قبلا به طور ضمنی بیان شد که دیالوگ در واقع یک بازی برد- برد…»
8 فایل مربوط به کارگاه #تفکر_نقاد مدرس دکتر #سرگلزایی 👆👆
تفکر نقاد
سرگلزایی
🌺🌺🌺🌺🌺
با سپاس از جناب آقای اکبری به خاطر لطف کردن این فایلها
تفکر نقاد
سرگلزایی
🌺🌺🌺🌺🌺
با سپاس از جناب آقای اکبری به خاطر لطف کردن این فایلها
چگونه بحث کنیم؟ -25
🔥💧🔥💧🔥💧🔥💧🔥💧🔥
❇️ تعریف بازی
❇️ مواد اولیه دیالوگ
❇️ تعریف اجمالی معرفت
❇️ دو بازیگر عمده دیالوگ
✏️ اگر دیالوگ را یک بازی همکارانۀ برد- برد برای تبادل معرفت در نظر بگیریم، از همین تعریف مشخص است که مواد اولیۀ این بازی معرفت خواهند بود.
برای روشنی بیشتر ابتدا بازی را تعریف می کنیم:
❇️
🖍 هرگاه سود یک موجودیت تنها در گرو رفتار خود او نبوده و متاثر از رفتار یک یا چند موجودیت دیگر باشد، و تصمیمات دیگر تاثیر مثبت و منفی بر روی سود او داشته باشند، یک بازی میان دو یا چند موجودیت یاد شده شکل گرفته است.
(عبدلی قهرمان: «نظریه بازیها و کاربردهای آن»)
📝 توضیح تعریف:
برای روشنتر شدن تعریف، نیاز به توضیح است که مراد از موجودیت، عامل یا عوامل انسانی است.
علت اینگونه تعبیر، این است که این عامل گاهی یک نفر است و گاهی یک تیم ، سازمان، نهاد یا مجموعه مشخصی از انسانها یا حتی یک کشور یا یک حکومت و ...
برای اینکه تعریف هر دو قسم را شامل شود از تعبیر( موجودیت) بهره برده شده است.
📝 به تعبیر ساده اگر یک فرد درگیر کاری است که سودش از آن کار تنها در گرو تصمیم و رفتار خود او نیست بلکه تصمیم و رفتار فرد دیگری در میزان سود و زیان وی اثر گذار است، آن عمل نوعی بازی محسوب می شود.
🖌🖌 این معنا از بازی ، تا حدودی متفاوت از معنای دیگر بازی است که در علوم تربیتی مدنظر است، و بیشتر در مورد کودکان از آن بحث می شود.
📝 بازی با این معنا بسیاری از کارهای جمعی ما را شامل می شود.
برای مثال
📍 درس خواندن یک دانش آموز در دبستان در واقع یک بازی است زیرا نتیجه کار او غیر از فعالیت فردی وی به رفتار دانش آموزان دیگر، رفتار آموزگاران و رفتار عوامل مدیریت مدرسه و.. بستگی دارد.
📍 دیوار کشی برای یک بنا یک بازی برد- برد و همکارانه بین بنا و کارگر است زیرا نتیجه و سود و زیان عمل او به غیر از فعالیت شخصی اش ، به عمل و رفتار کارگر هم بستگی دارد.
📌📌📌 اگر در این بازی مواد و مصالح بازی را آجر و گچ و آهک و سیمان و آب و شن و... بدانیم در بازی دیالوگ هم مواد و مصالح بازی، معرفت خواهد بود زیرا هدف از این بازی تبادل معرفت است.
حال باید به این سوالها پاسخ دهیم که:
❇️
چگونه حاصل می شود؟
📝 بحث در مورد معرفت بسی گسترده دامن است، اما در اینجا نه نیازی به تمام آن بحثهاست و نه فرصتی.
🖍 به ساده ترین بیان ممکن، معرفت عبارت است از هر باوری از ما که ما برای درستی اش دلیل موجه داریم.
🖍 از زمان سقراط و افلاطون و ارسطو ، آن باورهایی که دلیلی بر درستی شان نداریم را معرفت ندانسته اند.
📌📌 پس تنها به آن بخش از باورها که دلیلی بر درستی اش داریم، می توانیم بگوییم معرفت
🖍🖍 الان معلوم می شود که چرا از ابتدا شرط می شود که ادعای صرف را نمی توان در دیالوگ استفاده کرد. چرا؟
📍📍 چون وقتی دلیلش در کنارش نباشد نمی توانیم مدعی شویم که معرفت است.
📌📌 پس وقتی یک نفر مدعایی را همراه با دلیل یا دلایلش به فرد دیگری بیان می کند ، خواه این بیان شفاهی باشد یا مکتوب، تلاش کرده است معرفتی را به طرف مقابل اعطا کند و به بیان دیگر اقدام به تبادل معرفت کرده است و اینکار می تواند بخشی از بازی دیالوگ تلقی شود.
🖌🖌 از همین نقطه ما می توانیم اولین حرکت اولین بازیگر دیالوگ را مشخص کنیم.
✏️ مضمون کلام وی باید یک مدعای اصلی و تنها یک مدعای اصلی باشد
✏️ به همراه دلیل یا دلایلی که از ادعای او پشتیبانی کند.
✔️ طبیعی است که این دلیل یا دلایل بایدمتناسب با دانش و معلومات و سطح معرفت مخاطب یعنی دومین بازیگر باشد.
✔️✔️
☑️ مجموع قسمت اول و دوم با هم استدلال نامیده می شود.
نکته ای که باید متذکر شد، معمولا در یک استدلال وقتی مدعا بعد از دلیل ذکر شود، گاهی به آن نتیجه هم گفته می شود زیرا به حسب فرض ما مدعا منطقا از دلیل یا دلایل استنتاج می شود.
🔚 م. ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
🔥💧🔥💧🔥💧🔥💧🔥💧🔥
❇️ تعریف بازی
❇️ مواد اولیه دیالوگ
❇️ تعریف اجمالی معرفت
❇️ دو بازیگر عمده دیالوگ
✏️ اگر دیالوگ را یک بازی همکارانۀ برد- برد برای تبادل معرفت در نظر بگیریم، از همین تعریف مشخص است که مواد اولیۀ این بازی معرفت خواهند بود.
برای روشنی بیشتر ابتدا بازی را تعریف می کنیم:
❇️
تعریف بازی:🖍 هرگاه سود یک موجودیت تنها در گرو رفتار خود او نبوده و متاثر از رفتار یک یا چند موجودیت دیگر باشد، و تصمیمات دیگر تاثیر مثبت و منفی بر روی سود او داشته باشند، یک بازی میان دو یا چند موجودیت یاد شده شکل گرفته است.
(عبدلی قهرمان: «نظریه بازیها و کاربردهای آن»)
📝 توضیح تعریف:
برای روشنتر شدن تعریف، نیاز به توضیح است که مراد از موجودیت، عامل یا عوامل انسانی است.
علت اینگونه تعبیر، این است که این عامل گاهی یک نفر است و گاهی یک تیم ، سازمان، نهاد یا مجموعه مشخصی از انسانها یا حتی یک کشور یا یک حکومت و ...
برای اینکه تعریف هر دو قسم را شامل شود از تعبیر( موجودیت) بهره برده شده است.
📝 به تعبیر ساده اگر یک فرد درگیر کاری است که سودش از آن کار تنها در گرو تصمیم و رفتار خود او نیست بلکه تصمیم و رفتار فرد دیگری در میزان سود و زیان وی اثر گذار است، آن عمل نوعی بازی محسوب می شود.
🖌🖌 این معنا از بازی ، تا حدودی متفاوت از معنای دیگر بازی است که در علوم تربیتی مدنظر است، و بیشتر در مورد کودکان از آن بحث می شود.
📝 بازی با این معنا بسیاری از کارهای جمعی ما را شامل می شود.
برای مثال
📍 درس خواندن یک دانش آموز در دبستان در واقع یک بازی است زیرا نتیجه کار او غیر از فعالیت فردی وی به رفتار دانش آموزان دیگر، رفتار آموزگاران و رفتار عوامل مدیریت مدرسه و.. بستگی دارد.
📍 دیوار کشی برای یک بنا یک بازی برد- برد و همکارانه بین بنا و کارگر است زیرا نتیجه و سود و زیان عمل او به غیر از فعالیت شخصی اش ، به عمل و رفتار کارگر هم بستگی دارد.
📌📌📌 اگر در این بازی مواد و مصالح بازی را آجر و گچ و آهک و سیمان و آب و شن و... بدانیم در بازی دیالوگ هم مواد و مصالح بازی، معرفت خواهد بود زیرا هدف از این بازی تبادل معرفت است.
حال باید به این سوالها پاسخ دهیم که:
❇️
معرفت چیست؟
تبادل معرفت به چه معناست ؟چگونه حاصل می شود؟
📝 بحث در مورد معرفت بسی گسترده دامن است، اما در اینجا نه نیازی به تمام آن بحثهاست و نه فرصتی.
🖍 به ساده ترین بیان ممکن، معرفت عبارت است از هر باوری از ما که ما برای درستی اش دلیل موجه داریم.
🖍 از زمان سقراط و افلاطون و ارسطو ، آن باورهایی که دلیلی بر درستی شان نداریم را معرفت ندانسته اند.
📌📌 پس تنها به آن بخش از باورها که دلیلی بر درستی اش داریم، می توانیم بگوییم معرفت
🖍🖍 الان معلوم می شود که چرا از ابتدا شرط می شود که ادعای صرف را نمی توان در دیالوگ استفاده کرد. چرا؟
📍📍 چون وقتی دلیلش در کنارش نباشد نمی توانیم مدعی شویم که معرفت است.
تنها در صورتی که مدعای ما به همراه دلیل ذکر شود ،می توان گفت که این مدعا یک معرفت است. گرچه حتی بعدا ثابت شود که دلیل نادرست یا ناقص بوده استزیرا وقتی که بیان می کردیم برای ما یک معرفت بود.
📌📌 پس وقتی یک نفر مدعایی را همراه با دلیل یا دلایلش به فرد دیگری بیان می کند ، خواه این بیان شفاهی باشد یا مکتوب، تلاش کرده است معرفتی را به طرف مقابل اعطا کند و به بیان دیگر اقدام به تبادل معرفت کرده است و اینکار می تواند بخشی از بازی دیالوگ تلقی شود.
🖌🖌 از همین نقطه ما می توانیم اولین حرکت اولین بازیگر دیالوگ را مشخص کنیم.
هر کدام از دو بازیگر می تواند شروع کننده بازی باشد.ازینرو که شروع کننده در مقام ادعای معرفت بودن آن چیزی است که القا میکند ، مدعی نامیده می شود.
✏️ مضمون کلام وی باید یک مدعای اصلی و تنها یک مدعای اصلی باشد
✏️ به همراه دلیل یا دلایلی که از ادعای او پشتیبانی کند.
✔️ طبیعی است که این دلیل یا دلایل بایدمتناسب با دانش و معلومات و سطح معرفت مخاطب یعنی دومین بازیگر باشد.
✔️✔️
پس کلام مدعی ضرورتا باید از دو قسمت کاملا مجزا تشکیل شده باشد:
قسمت اول: مدعا که از روی تسامح ادعا هم نامیده می شود.
قسمت دوم: دلیل یا دلایل ☑️ مجموع قسمت اول و دوم با هم استدلال نامیده می شود.
پس یک استدلال شامل مدعاست و دلیلی که از درستی آن پشتیبانی می کند.✔️✔️✔️گاهی به مدعا، نتیجه هم گفته می شود.
نکته ای که باید متذکر شد، معمولا در یک استدلال وقتی مدعا بعد از دلیل ذکر شود، گاهی به آن نتیجه هم گفته می شود زیرا به حسب فرض ما مدعا منطقا از دلیل یا دلایل استنتاج می شود.
🔚 م. ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
زبان پیامکی
(به انگلیسی: SMS language) به اصطلاحات اختصاری استفاده شده در پیامکها و چت رومها و شبکههای مجازی اجتماعی اطلاق میشود.
اهمیت
اهمیت زبان پیامکی در نوشتن واژهها با کمترین تعداد نویسه برای رساندن مفهوم است. بخاطر همین در این گونه زبانی از رعایت اصول نوشتن از جمله نقطه گذاری، با حروف بزرگ نوشتن، و رعایت کامل دستور زبان پرهیز میشود.
در یک نگاه زبان پیامکی را میتوان گویشی نو زاد در زبان دانست که واژگان و اعداد را در هم آمیخته تا مختصرترین واژگان را برا بیان مقصود بسازد.
پیدایش
پیدایش زبان پیامکی به دوره استفاده از تلگراف بر میگردد. زمانی که واژگانی نظیر TEXT را برای سریع نوشتن بصورت txt مینوشتند. بغیر از حذف واکههای واژه با ترکیب اعداد و حروف نیز باز هم میشد واژگان کوتاه تری نوشت برای مثال برای واژه انگلیسی later میتوان از عبارت سه کاراکتری l8r استفاده کرد.
استفاده از ابزارهای چت رشد زبان پیامکی را سرعت بخشید.افراد چت کننده برای سرعت بخشیدن به کار کم کم واژههای اختصاری ای را برای عبارات بزرگ ساختند. بطور مثال برای عبارت انگلیسی be right back از عبارت BRB که از ترکیب حرف اول این واژهها ساخته شده بود استفاده کردند.
ساختار
ساخت واژههای زبان پیامکی، فرمولهای سادهای دارند. اولین فرمول همان نشان اختصاری است که از ترکیب حروف اول کلمات بدست میآید. مانند موارد زیر
brb = be right back = برمیگردم
dc = disconnect = قطع ارتباط شبکه
on= online = آنلاین
off = offline = آفلاین
lol= laugh out loudly = خندیدن با صدای بلند
np= no problem = ایرادی ندارد
wb= welcome back= خوش برگشتی
asl= age/ sexuality/ locationسن/جنسیت/محل زندگی
ty= thank you = متشکرم
so so= نه زیاد خوب نه زیاد بد
glhf = good luck have fun = وقت خوبی داشته باشید و شاد باشی
bb = bye bye = خداحافظ
روش دیگر استفاده از نام حروف و اعداد است که شبیه یک واژه هستند. مانند موارد زیر:
you = U = شما
your = UR = برای شما
c u= see you = میبینمت
s2a=send too all=ارسال برای همه
nf = net freind= دوست اینترنتی
ir3l=irancell=ایرانسل
w8=wait=انتظار
در چت به زبان فارسی با حروف انگلیسی (فینگلیش)از این روش بصورت محلی بسیار استفاده میشود. مانند نمونههای زیر:
@sa = ساعت
mer۳۰ = مرسی
30nama=سینما
در برخی موارد هم حروف صدادار یک واژه حذف میشوند:
tnx = thanks = ممنون
BA=بیا
در برخی موارد هم از ترکیب چند روش استفاده میشود:
uw = you're welcome = خواهش میکنم
پدیا
(به انگلیسی: SMS language) به اصطلاحات اختصاری استفاده شده در پیامکها و چت رومها و شبکههای مجازی اجتماعی اطلاق میشود.
اهمیت
اهمیت زبان پیامکی در نوشتن واژهها با کمترین تعداد نویسه برای رساندن مفهوم است. بخاطر همین در این گونه زبانی از رعایت اصول نوشتن از جمله نقطه گذاری، با حروف بزرگ نوشتن، و رعایت کامل دستور زبان پرهیز میشود.
در یک نگاه زبان پیامکی را میتوان گویشی نو زاد در زبان دانست که واژگان و اعداد را در هم آمیخته تا مختصرترین واژگان را برا بیان مقصود بسازد.
پیدایش
پیدایش زبان پیامکی به دوره استفاده از تلگراف بر میگردد. زمانی که واژگانی نظیر TEXT را برای سریع نوشتن بصورت txt مینوشتند. بغیر از حذف واکههای واژه با ترکیب اعداد و حروف نیز باز هم میشد واژگان کوتاه تری نوشت برای مثال برای واژه انگلیسی later میتوان از عبارت سه کاراکتری l8r استفاده کرد.
استفاده از ابزارهای چت رشد زبان پیامکی را سرعت بخشید.افراد چت کننده برای سرعت بخشیدن به کار کم کم واژههای اختصاری ای را برای عبارات بزرگ ساختند. بطور مثال برای عبارت انگلیسی be right back از عبارت BRB که از ترکیب حرف اول این واژهها ساخته شده بود استفاده کردند.
ساختار
ساخت واژههای زبان پیامکی، فرمولهای سادهای دارند. اولین فرمول همان نشان اختصاری است که از ترکیب حروف اول کلمات بدست میآید. مانند موارد زیر
brb = be right back = برمیگردم
dc = disconnect = قطع ارتباط شبکه
on= online = آنلاین
off = offline = آفلاین
lol= laugh out loudly = خندیدن با صدای بلند
np= no problem = ایرادی ندارد
wb= welcome back= خوش برگشتی
asl= age/ sexuality/ locationسن/جنسیت/محل زندگی
ty= thank you = متشکرم
so so= نه زیاد خوب نه زیاد بد
glhf = good luck have fun = وقت خوبی داشته باشید و شاد باشی
bb = bye bye = خداحافظ
روش دیگر استفاده از نام حروف و اعداد است که شبیه یک واژه هستند. مانند موارد زیر:
you = U = شما
your = UR = برای شما
c u= see you = میبینمت
s2a=send too all=ارسال برای همه
nf = net freind= دوست اینترنتی
ir3l=irancell=ایرانسل
w8=wait=انتظار
در چت به زبان فارسی با حروف انگلیسی (فینگلیش)از این روش بصورت محلی بسیار استفاده میشود. مانند نمونههای زیر:
@sa = ساعت
mer۳۰ = مرسی
30nama=سینما
در برخی موارد هم حروف صدادار یک واژه حذف میشوند:
tnx = thanks = ممنون
BA=بیا
در برخی موارد هم از ترکیب چند روش استفاده میشود:
uw = you're welcome = خواهش میکنم
پدیا
🌺❌🌺❌⭕️🔴❌
✅✅ "تفکر خارج از چارچوب"✅✅
بخش مهمی از قدرت تفکر و اندیشه ورزی، یافتن لوازم قریب و بعید یک مدعاست، هرکس بتواند به لوازم بعیدتری از یک گزاره دست یابد از توان بیشتری در تفکر بهره مند است.
به این داستان توجه کنید:
سئوال ریاضی به ظاهر غیر قابل حل در چین باعث شگفتی دانشآموزان و کاربران شبکههای اجتماعی شده است.
دانشآموزان یک مدرسه ابتدایی در منطقه شونکینگ در شهر نانچونگ با این سئوال در ورقه امتحانی روبهرو شدند "اگر در یک کشتی ۲۶ گوسفند و ۱۰ بز باشند، ناخدای کشتی چند ساله است؟"
این سئوال اخیرا در امتحان کلاس پنجم این مدرسه مطرح شد. دانشآموزان این مقطع غالبا یازده ساله هستند.
تصاویری از این سئوال به همراه پاسخهای دانشآموزان در شبکههای اجتماعی چین منتشر شدند که باعث بروز بحثهایی شد.
مقامهای آموزشی چین گفتهاند سئوال مطرح شده غلط نیست و هدف آن تاکید بر "آگاهی نقادانه" بوده است.
یک دانشآموز در پاسخ نوشت: "ناخدای کشتی باید حداقل ۱۸ ساله باشد، برای این که برای راندن کشتی باید بالغ باشد."
یک دانشآموز دیگر نوشت: "ناخدای کشتی باید ۳۶ ساله باشد. جمع ۲۶ و ۱۰ میشود ۳۶."
اما دانشآموز دیگری دست از حل مساله برداشت و نوشت: "سن ناخدا؟ نمیدانم. نمیتوانم این مساله را حل کنم."
در اینترنت اما واکنشها متفاوت بود.
یک کاربر چینی در شبکه اجتماعی ویبو نوشت "این سئوال هیچ منطقی ندارد. خود معلم، جوابش را میداند؟"
یک کاربر دیگر نوشت "اگر مدرسهای ۲۶ معلم داشته باشد و ۱۰ نفر از آنها فکر نمیکردند، مدیر مدرسه چند سال دارد؟"
اما شماری از کاربران از این مدرسه که نامش اعلام نشده، حمایت کردهاند و گفتهاند طرح چنین سئوالهایی باعث آگاهی نقادانه میان دانشآموزان میشود.
یک کاربر گفته است تمام هدف این سئوال این است که دانشآموزان را وادار به تفکر کنند و این سئوال این کار را کرده است.
یک کاربر دیگر گفت: "این سئوال دانشآموزان را وادار کرده که افکارشان را توضیح دهند و به آنها امکان آن را داده تا خلاق باشند. باید سئوالهای بیشتری از این دست پرسید."
این بیانیه خاطرنشان میکرد برخی نظرسنجیها در چین نشان میدهد که دانشآموزان مدارس ابتدایی کشور فاقد هوشیاری و آگاهی نقادانه در حل مسایل ریاضی هستند.
روش سنتی آموزش در چین عمدتا بر یادداشتبرداری و تکرار متمرکز است. منتقدان میگویند این روش مانع از نوآوری و خلاقیت میشود.
این اداره گفت سئوالهایی از این دست به دانشآموزان این امکان را میدهد تا مرزها را به چالش بکشند و خارج از چارچوب فکر کنند.
و مثل همه جا، معمولا یک نفر جواب برای تمامی سئوالها دارد.
🔴
🔵
🔴یک کاربر ویبو که محبوبترین شبکه اجتماعی چین است نوشت:
❓❗️‼️❗️❓
😟😟😟به نظر شما هم امّایی هست؟
✅✅ "تفکر خارج از چارچوب"✅✅
بخش مهمی از قدرت تفکر و اندیشه ورزی، یافتن لوازم قریب و بعید یک مدعاست، هرکس بتواند به لوازم بعیدتری از یک گزاره دست یابد از توان بیشتری در تفکر بهره مند است.
به این داستان توجه کنید:
سئوال ریاضی به ظاهر غیر قابل حل در چین باعث شگفتی دانشآموزان و کاربران شبکههای اجتماعی شده است.
دانشآموزان یک مدرسه ابتدایی در منطقه شونکینگ در شهر نانچونگ با این سئوال در ورقه امتحانی روبهرو شدند "اگر در یک کشتی ۲۶ گوسفند و ۱۰ بز باشند، ناخدای کشتی چند ساله است؟"
این سئوال اخیرا در امتحان کلاس پنجم این مدرسه مطرح شد. دانشآموزان این مقطع غالبا یازده ساله هستند.
تصاویری از این سئوال به همراه پاسخهای دانشآموزان در شبکههای اجتماعی چین منتشر شدند که باعث بروز بحثهایی شد.
مقامهای آموزشی چین گفتهاند سئوال مطرح شده غلط نیست و هدف آن تاکید بر "آگاهی نقادانه" بوده است.
یک دانشآموز در پاسخ نوشت: "ناخدای کشتی باید حداقل ۱۸ ساله باشد، برای این که برای راندن کشتی باید بالغ باشد."
یک دانشآموز دیگر نوشت: "ناخدای کشتی باید ۳۶ ساله باشد. جمع ۲۶ و ۱۰ میشود ۳۶."
اما دانشآموز دیگری دست از حل مساله برداشت و نوشت: "سن ناخدا؟ نمیدانم. نمیتوانم این مساله را حل کنم."
در اینترنت اما واکنشها متفاوت بود.
یک کاربر چینی در شبکه اجتماعی ویبو نوشت "این سئوال هیچ منطقی ندارد. خود معلم، جوابش را میداند؟"
یک کاربر دیگر نوشت "اگر مدرسهای ۲۶ معلم داشته باشد و ۱۰ نفر از آنها فکر نمیکردند، مدیر مدرسه چند سال دارد؟"
اما شماری از کاربران از این مدرسه که نامش اعلام نشده، حمایت کردهاند و گفتهاند طرح چنین سئوالهایی باعث آگاهی نقادانه میان دانشآموزان میشود.
یک کاربر گفته است تمام هدف این سئوال این است که دانشآموزان را وادار به تفکر کنند و این سئوال این کار را کرده است.
یک کاربر دیگر گفت: "این سئوال دانشآموزان را وادار کرده که افکارشان را توضیح دهند و به آنها امکان آن را داده تا خلاق باشند. باید سئوالهای بیشتری از این دست پرسید."
⚪️اداره آموزش شونکینگ چند روز پیش در بیانیهای گفت هدف از این سئوال بررسی آگاهی نقادانه دانشآموزان و قابلیت تفکر مستقلانه آنها بوده است.
🔴
⚫️"تفکر خارج از چارچوب"
این بیانیه خاطرنشان میکرد برخی نظرسنجیها در چین نشان میدهد که دانشآموزان مدارس ابتدایی کشور فاقد هوشیاری و آگاهی نقادانه در حل مسایل ریاضی هستند.
روش سنتی آموزش در چین عمدتا بر یادداشتبرداری و تکرار متمرکز است. منتقدان میگویند این روش مانع از نوآوری و خلاقیت میشود.
این اداره گفت سئوالهایی از این دست به دانشآموزان این امکان را میدهد تا مرزها را به چالش بکشند و خارج از چارچوب فکر کنند.
و مثل همه جا، معمولا یک نفر جواب برای تمامی سئوالها دارد.
🔴
🔵
🔴یک کاربر ویبو که محبوبترین شبکه اجتماعی چین است نوشت:
"وزن کل ۲۶ گوسفند و ۱۰ بز بر اساس وزن تقریبی هر حیوان نزدیک به ۷۷۰۰ کیلوگرم است."اما............................
در چین برای هدایت کشتی که وزن محمولهاش بیش از ۵ هزار کیلوگرم باشد، باید گواهینامهای با بیش از ۵ سال سابقه داشت. حداقل سن برای دریافت گواهینامه کشتیرانی ۲۳ سال است پس ناخدای این کشتی باید حداقل ۲۸ سال داشته باشد.
❓❗️‼️❗️❓
😟😟😟به نظر شما هم امّایی هست؟
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinkerچگونه بحث کنیم؟ -26
🌸🔆🌸🔆🌸🔆🌸🔆🔆
☘️ - گفتیم که مواد اولیه ما در بازی دیالوگ، معرفت است.
☘️ - اجمالا دریافتیم که معرفت همان باورهایی از ما هستند که پشتیبان دارند. یعنی درستی شان از ناحیۀ معرفت های دیگر حمایت می شود. به تعبیر دیگر
🌸 آیا ما مستقیما به این معرفتها دسترسی داریم؟
و مهمتر از آن، اینکه
🌸 آیا ما خود این معرفتها را بدون نیاز به امر دیگری و کمک گرفتن از ابزار خاصی می توانیم به فرد دیگر القا کنیم و در اختیار افراد دیگر قرار دهیم؟
🔳 در پاسخ این سؤال است که ما به یک عامل مهم بر میخوریم که نقش بسیار برجسته ای در این بازی به عهده دارد.
🔶 زبان!
☘️ در همان قدم اول در می یابیم که معرفتها به کمک ابزار دیگری صید می شوند و به یاری آن منتقل می شوند.
🔆 به کمک واژه ها و کلمات و عبارتها و جملات
🔴 اگر من بخواهم مطلبی را به فرد دیگری بازگویم، چیزی از او بخواهم یا خبری به او بدهم، آسانترین راه و در مواردی تنها راهی که در اختیار داریم، ابزار زبان است،
🔵 اینکه پیام خودم را در قالب کلمات و واژه هایی که برای مخاطبم هم آشناست بریزم سپس از طریق سخن گفتن یا نوشتن،پیام را به ایشان پست کنم و طرف مقابل با دریافت این بستۀ پستی و شنیدن یا خواندن آن و کدخوانی و کشف رمز کلمات و جملات از معنای مورد نظر من خبردار شود.
✅ پس تا حال به این نتیجه رسیدیم که:
🔆 این بازی در واقع یک بازی زبانی است،
🔆 بازی است که مهره های آن کلمات و جمله ها و عبارات هستند.
‼️ اتفاقا این نامگذاری مطابق است با آنچه که ویتگنشتاین در دومین مرحله زندگی فلسفی خود، برای تئوریش در مورد زبان انتخاب کرده بود: نظریه بازیهای زبانی!
حال با سؤالی دیگر مواجهیم:
🌸 آیا ما از تمام پیامهایی که زبان قادر به انتقال آن است می توانیم استفاده کنیم؟
جواب منفی است.
🔴 زبان کارکردهای متنوعی دارد که دانستن آن به جای خود جالب و مفید است اما آنچه ما در این نوشتار به آن نیاز داریم فقط یک نوع از آن است.
✅ آن پیامهایی که خبری هستند.
✅ آن پیامهایی که توسط جمله های خبری قابل انتقال هستند.
✅ آن معناهایی که جنبه حکایتگری دارند.
و به تعبیری واضحتر
✅ آن پیامهایی که راست و دروغ بردار هستند:
✅ پیامهایی که در موردشان می توان گفت راست است یا دروغ است.
✅☘️
مفاد هر جملۀخبری در اصطلاح تفکر نقادانه یک ادعا یا مدعا ( Clame ) شمرده می شود.
☑️ مثلا جمله ی( ارسطو یونانی بود ) یک مدعاست.
☑️ (شتر و شیر گیاهخوارند) نیز مدعاست.
☑️ (تناقض یک اصطلاح منطقی است) هم یک مدعاست.
☑️ (صد هزار سال بعد قمری از ماه متولد خواهد شد) هم یک مدعاست.
🔵 حال ممکن است سوال شود که بین اصطلاح جملۀ خبری ( Declaretive sentence ) و مدعا چه فرقی است؟
باید پاسخ دهیم که:
🔶 به لحاظ مفهومی و مفاد و معنا هیچ تفاوتی وجود ندارد.
🔷 تنها فرقشان این است که جملۀ خبری یک اصطلاح( Term ) نحوی و گرامری و دستور زبانی است و مدعا یک اصطلاح مربوط به تفکر نقادانه
همانطور که از مثالهای بالا می توان حدس زد،
🔶🔹🔶
🔹 مدعا احتمال دارد نسبت به فردی درست باشد و نسبت به فردی دیگر نادرست و نسبت به فرد دیگری مشکوک یعنی نه درست و نه نادرست
🔚 م. ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
🌸🔆🌸🔆🌸🔆🌸🔆🔆
☘️ - گفتیم که مواد اولیه ما در بازی دیالوگ، معرفت است.
☘️ - اجمالا دریافتیم که معرفت همان باورهایی از ما هستند که پشتیبان دارند. یعنی درستی شان از ناحیۀ معرفت های دیگر حمایت می شود. به تعبیر دیگر
آن باورهایی که در ذهنمان دلیلی بر درستی آنها می توانیم بیابیم.
☘️ - حال سؤال مهم این است که🌸 آیا ما مستقیما به این معرفتها دسترسی داریم؟
و مهمتر از آن، اینکه
🌸 آیا ما خود این معرفتها را بدون نیاز به امر دیگری و کمک گرفتن از ابزار خاصی می توانیم به فرد دیگر القا کنیم و در اختیار افراد دیگر قرار دهیم؟
🔳 در پاسخ این سؤال است که ما به یک عامل مهم بر میخوریم که نقش بسیار برجسته ای در این بازی به عهده دارد.
🔶 زبان!
☘️ در همان قدم اول در می یابیم که معرفتها به کمک ابزار دیگری صید می شوند و به یاری آن منتقل می شوند.
🔆 به کمک واژه ها و کلمات و عبارتها و جملات
🔴 اگر من بخواهم مطلبی را به فرد دیگری بازگویم، چیزی از او بخواهم یا خبری به او بدهم، آسانترین راه و در مواردی تنها راهی که در اختیار داریم، ابزار زبان است،
🔵 اینکه پیام خودم را در قالب کلمات و واژه هایی که برای مخاطبم هم آشناست بریزم سپس از طریق سخن گفتن یا نوشتن،پیام را به ایشان پست کنم و طرف مقابل با دریافت این بستۀ پستی و شنیدن یا خواندن آن و کدخوانی و کشف رمز کلمات و جملات از معنای مورد نظر من خبردار شود.
✅ پس تا حال به این نتیجه رسیدیم که:
🔆 این بازی در واقع یک بازی زبانی است،
🔆 بازی است که مهره های آن کلمات و جمله ها و عبارات هستند.
‼️ اتفاقا این نامگذاری مطابق است با آنچه که ویتگنشتاین در دومین مرحله زندگی فلسفی خود، برای تئوریش در مورد زبان انتخاب کرده بود: نظریه بازیهای زبانی!
حال با سؤالی دیگر مواجهیم:
🌸 آیا ما از تمام پیامهایی که زبان قادر به انتقال آن است می توانیم استفاده کنیم؟
جواب منفی است.
🔴 زبان کارکردهای متنوعی دارد که دانستن آن به جای خود جالب و مفید است اما آنچه ما در این نوشتار به آن نیاز داریم فقط یک نوع از آن است.
✅ آن پیامهایی که خبری هستند.
✅ آن پیامهایی که توسط جمله های خبری قابل انتقال هستند.
✅ آن معناهایی که جنبه حکایتگری دارند.
و به تعبیری واضحتر
✅ آن پیامهایی که راست و دروغ بردار هستند:
✅ پیامهایی که در موردشان می توان گفت راست است یا دروغ است.
✅☘️
به آن پیامهایی کلامی که قابلیت صدق و کذب را دارند قضیه گفته می شود.
✔️✔️ پس تمام استدلالها و پیامهایی که در این بازی مورد استفاده قرار می گیرد باید از جنس قضیه باشند.مفاد هر جملۀخبری در اصطلاح تفکر نقادانه یک ادعا یا مدعا ( Clame ) شمرده می شود.
☑️ مثلا جمله ی( ارسطو یونانی بود ) یک مدعاست.
☑️ (شتر و شیر گیاهخوارند) نیز مدعاست.
☑️ (تناقض یک اصطلاح منطقی است) هم یک مدعاست.
☑️ (صد هزار سال بعد قمری از ماه متولد خواهد شد) هم یک مدعاست.
🔵 حال ممکن است سوال شود که بین اصطلاح جملۀ خبری ( Declaretive sentence ) و مدعا چه فرقی است؟
باید پاسخ دهیم که:
🔶 به لحاظ مفهومی و مفاد و معنا هیچ تفاوتی وجود ندارد.
🔷 تنها فرقشان این است که جملۀ خبری یک اصطلاح( Term ) نحوی و گرامری و دستور زبانی است و مدعا یک اصطلاح مربوط به تفکر نقادانه
همانطور که از مثالهای بالا می توان حدس زد،
🔶🔹🔶
درست بودن مضمون مدعا در تعریف مدعا لحاظ نشده است
🔸 و یک مدعا ممکن است درست یا نادرست باشد.🔹 مدعا احتمال دارد نسبت به فردی درست باشد و نسبت به فردی دیگر نادرست و نسبت به فرد دیگری مشکوک یعنی نه درست و نه نادرست
🔚 م. ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
خرد سنجشگر pinned «چگونه بحث کنیم؟ -26 🌸🔆🌸🔆🌸🔆🌸🔆🔆 ☘️ - گفتیم که مواد اولیه ما در بازی دیالوگ، معرفت است. ☘️ - اجمالا دریافتیم که معرفت همان باورهایی از ما هستند که پشتیبان دارند. یعنی درستی شان از ناحیۀ معرفت های دیگر حمایت می شود. به تعبیر دیگر آن باورهایی که در ذهنمان…»
چگونه بحث کنیم؟ -27
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸
✅ یک تفاوت بسیار مهم دیالوگ با دیگر انواع بحث
🔶 حال که با اصطلاح مدعا و دلیل آشنا شدیم بد نیست که بدانیم که وقتی مدعا به تنهایی و بی همراهی دلیل اظهار می شود به آن نظر صرف ( Opinion ) گفته می شود.
🔆 برای اینکه تا حدودی نوع گفتگو در دیالوگ با بحثهای رایج روشنتر شود به یکی از فرقهای مهم آن اشاره می شود.
✔️ اگر به بحثهای رایج و روزمره در گروهای تلگرامی دقیق شویم اکثرا بحث روی مدعاهاست.
🔳 مثلا فردی اظهار می کند که:
🔹ترامپ عقده ی شخصیتی دارد و تمام تلاشش بر این است که نشان دهد برتر از هر رییس جمهور دیگر امریکاست.
🔸بلافاصله دیگری پاسخ می دهد که :
نه اینطوری نیست ترامپ یک مغز متفکر اقتصادی است و به دنبال جذب منافع امریکایی هاست
🔹و ممکن است فرد سومی بگوید:
بابا این یه دیوونه است!
و هکذا!
🔳 یا برای مثال یکی بنویسد که
🔹کی روش خودش خواست که تیم ایران حذف شود!
🔸دیگری فوری مخالفت کند که
نه اصلا هم اینطور نیست کی روش واقعا ایران را دوست داشت و مشکلات سازمانی بود که باعث این شکست شد
و الی آخر
🔴 تنها امری که مشترک بین طرفهای گفتگوست
☑️ اولین ویژگی این روش این است که :
هیچ تمایلی از هیچ کس برای فهمیدن زمینه ی ذهنی مدعی و اینکه چه دلایلی منتهی شده است به نتیجه گیری خاص او وجود ندارد
☑️ دومین ویژگی آن اینکه
هیچگونه تمایلی به همگرایی و وفاق در اینگونه بحث ملاحظه نمی شود.
✔️✔️در پس این گفتگوها میل زائدالوصف افراد به بحث و تبادل نظر را می توان دید ولی متاسفانه چون این مهارت در هیچ بخش از جامعه و در هیچ رده سنی به ماها تعلیم داده نشده، عملا نمی توانند این پروسه را به خوبی پیش ببرند و بحثها معمولا عقیم یا با دلخوری پایان می یابد.
🔶 فرق اساسی دیالوگ به شیوۀ تفکر نقادانه با دیگر شیوه ها این است که:
🔻 به هیچرو با مدعای گوینده کاری نداریم بلکه هدف ارزیابی دلیلی است که وی برای مدعای خود بیان کرده است.
🔻 بنابراین حتی اگر ناقد ثابت کند که دلیل مدعی برای مدعای خودش نادرست است، این اثبات هرگز به معنای این نیست که مدعای وی باطل است!
✔️✔️ چه بسا همین نقادی باعث شود که مدعی دلیل بهتر و قدرتمندتری برای مدعای خویش پیدا کند و در مراحل بعدی بحث مدعایش را ثابت کند.
✅ این اصل بسیار مهمی است که معمولا از نظرها غایب می ماند:
✔️✔️ پس وقتی بحث را از مدعا به بحث روی دلایل منتقل می کنیم در حد زیادی آن را از تلاقی و تضاد نظرات اشخاص دور می کنیم و همین امر می تواند زمینه روانی مناسبتری به بحث ببخشد و تلاشهای عقلانی انسانها برای دفاع از نظراتشان را تقویت کند.
☑️ وقتی کسی مدعی می شود که:
ترامپ عقده ی شخصیتی دارد و تمام تلاشش بر این است که نشان دهد برتر از هر رییس جمهور دیگر امریکاست.
☑️ قاعده دیالوگ اقتضا می کند که چنین با وی مواجه شویم:
🗨 این نگاه روانشناسانه ای است به یک شخصیت سیاسی
آیا این امکان هست که دلایل و شواهدی که شما را به این نگرش سوق داده است را بدانیم؟
🔹🔸🔹 اینکار گوینده و مدعی را مجبور به تامل و تفکر و یافتن دلایلی میکند که ممکن است حتی قبلا در خودآگاهش جمع نکرده است و این در واقع کمک بزرگی به اوست از این جهت که به وی فرصت تفکر متاملانه و بازنگرانه می دهد.
باید به مدعی فرصت کافی داد که دلایل و مستنداتش را جمع آوری نموده و در گروه ارائه کند، اینکار هم به مخاطبان یاری خواهد کرد که جنبه هایی را که ممکن است ندیده باشند، ملاحظه کنند و هم به مدعی کمک خواهد کرد که تمرین تفکر کند.
🔚 م . ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸
✅ یک تفاوت بسیار مهم دیالوگ با دیگر انواع بحث
🔶 حال که با اصطلاح مدعا و دلیل آشنا شدیم بد نیست که بدانیم که وقتی مدعا به تنهایی و بی همراهی دلیل اظهار می شود به آن نظر صرف ( Opinion ) گفته می شود.
🔆 برای اینکه تا حدودی نوع گفتگو در دیالوگ با بحثهای رایج روشنتر شود به یکی از فرقهای مهم آن اشاره می شود.
✔️ اگر به بحثهای رایج و روزمره در گروهای تلگرامی دقیق شویم اکثرا بحث روی مدعاهاست.
🔳 مثلا فردی اظهار می کند که:
🔹ترامپ عقده ی شخصیتی دارد و تمام تلاشش بر این است که نشان دهد برتر از هر رییس جمهور دیگر امریکاست.
🔸بلافاصله دیگری پاسخ می دهد که :
نه اینطوری نیست ترامپ یک مغز متفکر اقتصادی است و به دنبال جذب منافع امریکایی هاست
🔹و ممکن است فرد سومی بگوید:
بابا این یه دیوونه است!
و هکذا!
🔳 یا برای مثال یکی بنویسد که
🔹کی روش خودش خواست که تیم ایران حذف شود!
🔸دیگری فوری مخالفت کند که
نه اصلا هم اینطور نیست کی روش واقعا ایران را دوست داشت و مشکلات سازمانی بود که باعث این شکست شد
و الی آخر
اگر دقت کنیم در این دو نمونه بحثها متمرکز بر روی نظرهای صرف است و در واقع تقابل نظرهای مختلف است و نه بیشتر
🔴 تنها امری که مشترک بین طرفهای گفتگوست
داشتن موضوع واحد است. یعنی هر دو یا چند طرف گفتگو نظرهای خود را در موضوع واحد مقابل هم می چینند.☑️ اولین ویژگی این روش این است که :
هیچ تمایلی از هیچ کس برای فهمیدن زمینه ی ذهنی مدعی و اینکه چه دلایلی منتهی شده است به نتیجه گیری خاص او وجود ندارد
☑️ دومین ویژگی آن اینکه
هیچگونه تمایلی به همگرایی و وفاق در اینگونه بحث ملاحظه نمی شود.
✔️✔️در پس این گفتگوها میل زائدالوصف افراد به بحث و تبادل نظر را می توان دید ولی متاسفانه چون این مهارت در هیچ بخش از جامعه و در هیچ رده سنی به ماها تعلیم داده نشده، عملا نمی توانند این پروسه را به خوبی پیش ببرند و بحثها معمولا عقیم یا با دلخوری پایان می یابد.
آنچه در این گفتگوها غایب است دلیل است و طلب دلیل.
🔶 فرق اساسی دیالوگ به شیوۀ تفکر نقادانه با دیگر شیوه ها این است که:
در دیالوگ تمام بحثها متوجه بررسی و ارزیابی دلیل یا دلایل است و نه مدعا
🔻 به هیچرو با مدعای گوینده کاری نداریم بلکه هدف ارزیابی دلیلی است که وی برای مدعای خود بیان کرده است.
🔻 بنابراین حتی اگر ناقد ثابت کند که دلیل مدعی برای مدعای خودش نادرست است، این اثبات هرگز به معنای این نیست که مدعای وی باطل است!
✔️✔️ چه بسا همین نقادی باعث شود که مدعی دلیل بهتر و قدرتمندتری برای مدعای خویش پیدا کند و در مراحل بعدی بحث مدعایش را ثابت کند.
✅ این اصل بسیار مهمی است که معمولا از نظرها غایب می ماند:
اینکه درستی دلیل ، ضرورتا و به یقین درستی مدعا را ایجاب می کند
ولی نادرستی دلیل هرگز نشان نادرستی مدعا نیست!
✔️✔️ پس وقتی بحث را از مدعا به بحث روی دلایل منتقل می کنیم در حد زیادی آن را از تلاقی و تضاد نظرات اشخاص دور می کنیم و همین امر می تواند زمینه روانی مناسبتری به بحث ببخشد و تلاشهای عقلانی انسانها برای دفاع از نظراتشان را تقویت کند.
به همین دلیل باید زاویه بحث از اول تغییر کند.
☑️ وقتی کسی مدعی می شود که:
ترامپ عقده ی شخصیتی دارد و تمام تلاشش بر این است که نشان دهد برتر از هر رییس جمهور دیگر امریکاست.
☑️ قاعده دیالوگ اقتضا می کند که چنین با وی مواجه شویم:
🗨 این نگاه روانشناسانه ای است به یک شخصیت سیاسی
آیا این امکان هست که دلایل و شواهدی که شما را به این نگرش سوق داده است را بدانیم؟
این در واقع تنبه گوینده به اصل اول دیالوگ است که اظهارنظر صرف موقوف!
🔹🔸🔹 اینکار گوینده و مدعی را مجبور به تامل و تفکر و یافتن دلایلی میکند که ممکن است حتی قبلا در خودآگاهش جمع نکرده است و این در واقع کمک بزرگی به اوست از این جهت که به وی فرصت تفکر متاملانه و بازنگرانه می دهد.
همین نشانگر مفید بودن این مواجهه با اظهارات است.
باید به مدعی فرصت کافی داد که دلایل و مستنداتش را جمع آوری نموده و در گروه ارائه کند، اینکار هم به مخاطبان یاری خواهد کرد که جنبه هایی را که ممکن است ندیده باشند، ملاحظه کنند و هم به مدعی کمک خواهد کرد که تمرین تفکر کند.
بیایید تصمیم بگیریم که:
هرگز با مدعاها مخالفت نکنیم و همیشه روی دلایل تمرکز کنیم.
🔚 م . ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3